پیدایش بهائیت: بهاییت چگونه به وجود آمد؟

0 1,667

مقدمه

بهائيت فرقه ای منشعب از آئين بابی است و بابيت هم برخاسته از مكتب شيخيه است. لذا جهت روشن شدن چگونگي بوجود آمدن بهائيت بايد سراغ مكتب شيخيه و بابيت رفت تا جريان بهائیت را بهتر بشناسيم.
بنيانگذاران مكتب شيخيه شيخ احمد احسائی و سيدكاظم رشتی هستند. رشتی از شاگردان احسائی بوده و اين مكتب برای خود چهار ركن قائل هستند كه ركن چهارم را شيعه كامل می دانند كه در شيخيگری پس از توحيد و نبوت و ولايت شيعه كامل چهارمين ركن است. این مکتب نقش زیادی در شکل گیری و پیدایش بهائیت داشته است.

زندگی سید علی محمد شیرازی معروف به باب

دوران نوجوانی او كه دارای دو ويژگي است:

1- راز و نيازهای غيرعادی: وی با قرائت ادعيه و زيارتهای مذهبی همراه بوده و رياضت و چلّه نشينی حتی در دوران تحصيل، رويه باب بوده است.(1)

2- دايی سيد علی محمد: او را پيش استادی به نام شيخ عابد كه از شاگردان شيخ احسائی و رشتی است جهت يادگيری تعاليم دينی می برد.(2)

در سفری كه سيد علی محمد باب در سال 1255 قمری به كربلا انجام می دهد، با برخی از شاگردان سيد كاظم رشتی آشنا و به خدمت رشتی رسيده و در حلقه درسی او جا می گيرد. گويا باب در مدّت اقامت يك ساله در كربلا پيرامون مسئله امام دوازدهم در تلقی شيخيه می انديشيده و موضوع ركن چهارم و چگونگي آن، وی را به تأمل بسيار واداشته و وسوسه های مرموزی در دل او ايجاد می كند.

به دنبال درگذشت سيد كاظم رشتی در سال 1259 (هـ . ق) در كربلا، شاگردان وی در جستجوی جانشينی برای رشتی مشغول می شوند كه بنابر عقيده خود، جانشين بايد مصداق شيعه كامل و ركن چهارم باشد. نكته ای كه در اينجا قابل تأمل است اينكه با وجود علماء اخباری شيعه و شيخيه مثل قزوينی، زنجانی، بشرويه ای و ابوالفضل گلپايگانی كه از پيروان سيد كاظم رشتی می باشند، علی محمد خود را به عنوان ركن چهارم معرفی می كند، در حالی كه از نظر مقام علمی همچون شاگردی خردسال در ميان آن عالمان بوده است.

ادعای بابیت علی محمد شیرازی

باب بعد از مرگ رشتی به خاطر اختلاف آراء در مورد جانشينی سيد كاظم رشتی، با ادعای ركن چهارم، افراد پراكنده شيخيه را به سوی خود جلب می كند و سپس برای آنكه عامه مردم را به طرف خود بخواند دعوی بابيت حضرت ولی عصر ـ عليه السّلام ـ می كند و بعد از مدتی كه بازارش گرم می شود دعوی مهدويت و ولايت می نمايد و چون به خيال خودش در اين مرحله نيز پيشرفت می كند، شروع به ساختن احكام و قوانين كرده و ادعای رسالت و نبوت نموده و بالاخره ادعای الوهيت و ربوبيت می كند و علت اين امر هم روش تأويل گرايی شيخيه است كه توانست با اين حربه، بخش هايی از قرآن كريم را تفسير نمايد و در نهايت بخاطر همين ادعاهای باطل و كفر آميز به اعدام محكوم می شود و وقتی كه علی محمد شيرازی در تبريز اعدام شد تزلزل و شكاف عميقی در بين طرفداران بابيت بوجود آمد و بابيان به دو گروه ازليان و بهائيان منشعب گرديد.

ميرزا حسينعلی بهاء و رهبر بهائيان در تهران ساكن بود و در سن 28 سالگی در پی تبليغ ملاحسين بشرويه ای معروف به باب اللباب در شمار نخستين گروندگان باب درآمد و از آن پس يكی از فعالترين افراد بابی شد و به ترويج بابيگری بويژه در نور و مازندران پرداخت و برخی از برادرانش از جمله ميرزا يحيی نيز بر اثر تبليغ او به اين مرام پيوستند.

عوامل پیدایش بهائیت

با توجه به مطالب فوق عوامل پیدایش بهائيت را چنين می توانيم بيان كنيم. مبنای فكری شيخيه بر مشرب اخباری گری استوار است وقتی اخباری ها در زمينه های مختلف مغلوب اصوليون شدند و مبارزه دينی و شرعی وحيد بهبهانی تفكر اخباريون را در هم پيچيد و بساط اخباری گری را در محدوده فقه و برخي آراء كلامی از بين برد فرقه بابيت پيدايش خود را از اين مقطع زمانی آغاز می كند.(3)

اما در اين ميان سياست دولتهای استعماری و حمايت آنها در پيشرفت و بقاء و حتي در پیدایش بهائيت قابل توجه می باشد.

وقتی در شوال 1268 حادثه تيراندازی دو تن از بابيان به ناصرالدين پيش آمد، حكومت مركزی قرائن و شواهدی كه در اختيار داشت ميرزا حسينعلی نوری معروف به بهاء را طراح اين سوء قصد شناخته و به دستگيری وی اقدام كردند.

با توجه به اينكه شوهر خواهر بهاء الله منشی سفارت روس و هم در همسايگی سفير روسی بوده، وقتی كه بهاء الله را ملاقات می كند وی را به منزل خود و بعد به خانه سفير روسی می برد و از آن طريق مدتی در مقرّ تابستانی سفارت روس در زرگنده شميران سپری می كند، تا از تعقيب و دستگيری مصون ماند و سفير روس بر ادامه اقامت وی اصرار می ورزد و از تسليم او به نمايندگان شاه امتناع می كند و از بهاء الله می خواهد كه به خانة صدراعظم برود و نامه ای به صدر اعظم می نويسد و در آن تأكيد می كند كه از طرف سفارت روسيه از او پذيرايی كند و در حفظ و حراست او بكوشد و چنانچه آسيبی به وی برسد شخص صدر اعظم مسئول سفارت روس خواهد بود و سفير روسی با وساطت و دخالت خود در آزادی او می كوشد و سعی می كند بی گناهی او را به اثبات برساند و موجب گرديد كه حسينعلی از زندان آزاد شود.(4)

مطلب بعدی اينكه وقتی بهاء با عده ای از بابيان به طرف عراق حركت می كنند نماينده ای از روس و ايران به همراه آنان می گمارند. از همة اينها معلوم می شود كه سفارت روس از همان زمان ميرزا را تحت نظر و حمايت گرفته به طوری كه دولت ايران نتوانست درباره او تصميمی مستقل بگيرد. و مؤيد اين مطلب زمانی است كه دولت روس بهائيان را به رسميت شناخته و قمراف حاكم تركستان به معاونت و مساعدت ايشان پرداخته، تا جايی كه اظهار می كند در عشق آباد معبد بسازند و در ظلّ اقتدار دولت روسيه رسميت يابند.(5)

بعد از آنكه حسينعلی نوری در عراق ساكن می شود، صبح ازل و بهاء بر سر جانشينی اختلاف می كنند و با توجه به اينكه باب، به ميرزا يحيی توجه بيشتر داشته عده ای از طرفداران باب او را جانشين باب می دانند و ازليان به همين دليل در آغاز پیدایش، اكثريت را تشكيل می دادند ولی بعدها تدابير بهاء الله موجب شد ازليان در اقليت قرار گيرند و به تدريج منقرض شوند.

حمایت های انگلیس در شکل گیری و پیدایش بهائیت

يكی از عوامل پيروزی بهاء الله حمايت انگليس است. وقتی بهاء به عراق تبعيد شد دولت انگليس به افراد فعّال احتياج زيادی داشت و ميرزا بهاء الله به تدريج با سياست انگليس ارتباط پيدا كرده تا جايی كه نظر دولت انگليس را به سوی خود جلب می كند. شاهد اين امر اين است كه وقتی در سال 1278 ميلادی «آرنولد با روز كمبال» ژنرال كنسولی دولت انگليس با ميرزا حسينعلی ديدار می كند، پيشنهاد حمايت و تابعيت دولت انگلستان و مهاجرت به هند استعماری يا هر نقطه ديگر را به وی می دهد و نظير همين تقاضا را نايب كنسول فرانسه در «اورنه» به ميرزا بهاء می دهد تا مورد حمايت و تقويت قرار گيرد. و ديگر اينكه در ايام اقامت ميرزا بهاء و بابيها در عراق و استانبول مقرّری تعيين شده بود كه بعدها حسينعلی از اين امر اظهار پشيمانی می كند.
حمايت انگليس از ميرزا بهاء تا آخر عمر بود بطوریکه همین حمایتها تاثیر زیادی در  پیدایش بهائیت داشته است. بوده و زمانی كه سردار بريتانيايی در سال 1918 ميلادی حيفا را فتح می كند، هنگام ورود به شهر، فرمان خاصی از طرف امپراطور انگليس مبنی بر ديدار ميرزا بهاء دريافت می كند و پادشاه انگليس درجه نجابت و بزرگی به او می دهد كه البته نشانی دادن به شخص ميرزا بهاء از طرف انگليس آن هم در روزهای اول فتح و غلبه بر دولت عثمانی، بايد در مقابل سوابق ممتد و خدمات مفصلی باشد.(6)
و بدين سان به علت خلأهای فرهنگی و علمی و خصوصاً بذر بد فرجام بهائيت در كشورهای اسلامی با حمايت دولتهای استعماری مثل روسيه و انگليس پاشيده شد و نهال آن در دامن كج انديشان به اصطلاح روشنفكر پرورش يافت.

 پی نوشت ها:

1. مبلّغی آبادانی، تاريخ اديان و مذاهب. ج 3، ص 1397.
2. طباطبائی، سيدمصطفی، بررسی باب و بهاء، ناشر روزنه تهران، ص 37،.
3. تاريخ اديان و مذاهب، ج 3، ص 1401.
4. دانشنامه جهان اسلام، زير نظر حداد عادل، بحث بهائيت، تهران، 1376، ج 3، ص 735.
5. محاكمه باب و بهاء، ناشر مصطفوی، تهران، 1336، ج 3، ص 180.
6. محاكمه باب و بهاء، ص 181.

منبع:http://www.jamnews.ir/detail/News/385047

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سه + 14 =