تعدد زوجات در بهائیت؛ آموزه یا تناقض؟
منتقد:
اجازه بدهید با یک پرسش ساده آغاز کنم. آیا تعدد زوجات در بهائیت مجاز است یا خیر؟ بسیاری از بهائیان امروز بر تکهمسری تأکید دارند، اما وقتی به کتاب اقدس و زندگی شخصی بهاءالله نگاه میکنیم، تصویر متفاوتی میبینیم.
پیرو بهائی:
در آئین بهائی، اصل بر تکهمسری است. شوقی افندی، ولی امر بهائی، به صراحت اعلام کرده که چندهمسری ممنوع است و تکهمسری توصیه میشود.
منتقد:
آیا شوقی افندی حق تشریع قانون جدید در تعدد زوجات داشته؟! بر اساس آموزههای بهائی، او فقط حق تبیین دارد، نه تغییر یا نسخ احکام. در کتاب اقدس، بند 63، بهاءالله صراحتاً اجازه ازدواج با دو زن (چند همسری) را داده و حتی داشتن خدمتکار یا کنیز را نیز مجاز دانسته است. متن عربی آن چنین است:
«قد کتب الله علیکم النکاح ایاکم ان تجاوزوا عن الاثنتین..»
اگر این حکم ناسخ ندارد، پس چگونه میتوان ادعای ممنوعیت تعدد زوجات در بهائیت را پذیرفت؟؟
پیرو بهائی:
در همان کتاب اقدس، شرط عدالت مطرح شده. یعنی اگر کسی نتواند عدالت را رعایت کند، بهتر است به یک همسر بسنده کند.
منتقد:
دقیقا ، اما شما جواب سؤال قبلی من را ندادید که چرا شوقی افندی اصل حکم اقدس برای تعدد زوجات در بهائیت را تغییر داده؟
در مورد شرط عدالت، همانطور که در مناظره های قبلی شما ادعای نوظهور بودن بهائیت را دارید بفرمایید اگر آءین بهائی قرار بوده نوآوری کند، پس چرا همان شرط دین مبین اسلام را تکرار کرده؟ و مهمتر از آن، بهاءالله خود سه همسر و یک کنیز داشته. آیا این با ادعای تکهمسری در بهائیت سازگار است؟!
پیرو بهائی:
ازدواجهای بهاءالله قبل از نزول کتاب اقدس بودهاند. در آن زمان، او هنوز آئین جدید خود را اعلام نکرده بود.
منتقد:
این ادعا دقیق نیست و مخالف نصوص بهائی است. ازدواج سوم او با گوهر در سال 1265 هجری قمری انجام شده، در حالیکه ادعای «من یظهرهاللهی» او در باغ نجیب پاشا در سال 1280 هجری قمری مطرح شد. یعنی او در زمانی که پیرو بابیت بوده همزمان چندهمسر داشته. همچنین، ازدواج میرزا حسینعلی با جمالیه، کنیزی 13 ساله، در بندر عکا و در سن 70 سالگی انجام شده؛ یعنی پس از نزول کتاب اقدس!! پس چگونه میتوان گفت که این ازدواجها مربوط به قبل از آیین بهائی بودهاند؟
پیرو بهائی:
شاید بتوان گفت که این موارد استثنایی بودهاند یا در شرایط خاصی رخ دادهاند.
منتقد:
اگر شما معتقد به رهبری بهاءالله برای جامعه بهائی هستید و خود را پیرو یک دیانت آسمانی از سوی مظهر ظهور می دانید، آیا دین الهی باید بر اساس استثنا بنا شود؟ اگر یک رهبر دینی خود از حکم صادر شده پیروی نکرده، چگونه میتوان از پیروان او عمل صحیح انتظار داشت؟ حتی عباس افندی، پسر بهاءالله، در پاسخ به پرسش درباره تعدد زوجات در بهائیت، به همان حکم پدرش استناد میکند و میگوید:
«بنص کتاب اقدس در تزویج فی الحقیقه توحید است زیرا مشروط بشرط محالست»
و در کتاب «گنجینه حدود و احکام» آمده:
«اما در خصوص تعدد زوجات منصوص است و ناسخی ندارد.»
یعنی حکم بهاءالله همچنان پابرجاست و جامعه بهائی هم می تواند به چند همسری او اقتدا کند.
پیرو بهائی:
اما به نظرم این مهم هست که جامعه بهائی امروز بر تکهمسری تأکید دارد و این اصل در عمل رعایت میشود.
منتقد:
این تأکید اجتماعی، اگر برخلاف متن کتاب اقدس شما باشد، نشاندهنده یک تناقض بنیادین در بهائیت است. آیا نباید رفتار رهبران با آموزههایشان هماهنگ باشد؟ اگر بهاءالله خود قائل به چند همسری و تعدد زوجات در بهائیت بوده و چنین اجازهای را در کتاب اقدس داده، پس ادعای ممنوعیت چندهمسری در بهائیت، بیشتر یک اصلاح اجتماعی مدرن است تا یک حکم دینی اصیل.
پیرو بهائی:
شاید بتوان گفت که آیین بهائی در مسیر تکامل اجتماعی، به سوی تکهمسری حرکت کرده است.
منتقد:
در این صورت، بهائیت بیشتر شبیه یک جریان فکری یا تشکیلات اجتماعی است تا یک دین الهی که شما ادعا می کنید. زیرا دین الهی باید از ابتدا دارای احکام حکیمانه و هماهنگ با فطرت انسانی باشد، نه اینکه در طول زمان با اصلاحات اجتماعی تغییر کند. اگر بهاءالله در سن 32 سالگی سه زن داشته، آنهم در دورهای که بابی محسوب میشده، باید پرسید: طبق کدام شریعت چنین ازدواجهایی انجام شده؟ و آیا این تناقضها، اعتبار سایر آموزههای رهبر بهائیت را زیر سؤال نمیبرد؟!
شما را دعوت می کنم برای تحری حقیقت و رسیدن به پاسخ این سؤالات به مقاله چند همسری در بهائیت؛ تناقض میان آموزهها و زندگی رهبران بهائی در سایت بهائی پژوهی مراجعه کنید.
نظرات بسته شده است.