نوشته های سید علی محمد باب، میرزا حسینعلی بهاءالله و عبدالبهاء، تا حدی نیز شوقی افندی از نظر بهائیان مقدس است و در مجالس ایشان قرائت می شود؛ اما کتب باب عموما در دسترس بهائیان قرار نمی گیرد و دو کتاب اقدس و ایقان میرزا حسینعلی به عنوان مبنای باورهای بهائیان، از اهمیت خاصی برخوردار است. تقویم شمسی بهائی از نوروز آغاز گشته به نوزده ماه، در هر ماه به نوزده روز، تقسیم می شود و چهار روز (در سال های کبیسه پنج روز) باقیمانده که موسوم به ایام هاء است (به عنوان ایام شکرگزاری و جشن تعیین شده است) (آیتی ، 1326 ش، ج 2، ص 208؛ اشراق خاوری ، 1331 ش، ص 30-34؛ یزدانی ، ص 97-98).
بهائیان موظف به نماز روزانه، روزه به مدت نوزده روز از طلوع تا غروب آفتاب (آخرین ماه سال)، و زیارت یکی از اماکن مقدسه ایشان، شامل منزل سید علی محمد باب در شیراز و منزل میرزا حسینعلی نوری در بغدادند.
بهائیان هم چنین به حضور در «ضیافات » موظف اند که هر نوزده روز یک بار تشکیل می گردد.
در آیین بهائی نوشیدن مشروبات الکلی و مواد مضر به سلامت منع شده، و رضایت والدین عروس و داماد در ازدواج ضروری شمرده شده است.
منبع اصلی احکام در میان بهائیان کتاب اقدس است. این کتاب، متممی نیز دارد که به رساله سؤال و جواب معروف است.
آیین بهائی از ابتدای پیدایش،در میان مسلمانان به عنوان یک انحراف اعتقادی (فرقه ضاله) شناخته شد، ادعای قائمیت توسط سید علی محمد باب، با توجه به احادیث قطعی شیعه،پذیرفته نبود. همین موضوع یکی از مبناهای غلط باورهای بهائیان قرار گرفت.
ویژگی های «مهدی» در احادیث و منابع اسلامی به گونه ای تبیین شده که راه هر گونه ادعا ی بی جا را بسته است. مخالفت علما با سید علی محمد باب به سبب همین ادعا و ادعای بابیت او بود (باب، سید علی محمد شیرازی ). مشکل بهائیت از این حیث مضاعف است؛ میرزا حسینعلی علاوه بر قبول قائمیت سید علی محمد باب و این که او دین جدیدی آورده است، خود را «من یظهره الله » نامید و ادعای شریعت مستقل را مطرح کرد.
همه مسلمانان، خاتمیت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را مسلم می دانند و بالطبع، هر ادعایی که با این اعتقاد سازگار نباشد و هر فرقه ای که این اصل را نپذیرد، ازنظر مسلمانان، از اسلام جدا شده است و به هیچ روی نبایدخود را بر آمده از اسلام بداند.
گذشته از این، اثبات ادعای رسالت برای رهبری آئین بهائی، با توجه به مخاطبان اصلی آنها، مسلمانان و به ویژه شیعیان، ممکن نبود و مبلغان و مدافعان بهائی به رغم تلاش بسیار برای استدلالی کردن این ادعا، در اثبات مدعا درماندند و غالباً به شیوه های خاص برای تأیید درستی باورهای بهائیان روی آوردند.
مهم ترین برهان ایشان، کثرت آیات و نوشته های میرزا حسینعلی و نیز گسترش بهائیت بود با عنوان دلیل تقریر، در کتاب های ناظر به استدلال های بهائیان، این دو استدلال نقد و رد شده است.
تاریخ پر حادثه رهبران بهائی، نادرست درآمدن پیشگویی های آنان و منازعات دور از ادب از یک سو، وحمایت های دولت های استعماری در مواضع مختلف از سران بهائی و به ویژه همراهی آنان با دولت اسرائیل از سوی دیگر، زمینه فعالیت درکشورهای اسلامی، خصوصاً ایران را از بهائیان گرفت و به رغم فعالیت گسترده تشکیلات بهائی برای تثبیت حضور رسمی پیروان خود در این کشورها هیچ گاه چنین خواسته ای تحقق نیافت.
مؤلفان بسیاری در نقد این آیین کتاب نوشتند، مطبوعات فارسی و عربی روی کردهای سیاسی آنان را افشا کردند ،علمای حوزه های علمیه شیعه و دانشگاه ازهر و مفتیان بلاد اسلامی جدا بودن این فرقه از امت اسلامی را اعلام داشتند و سازمانهای بین المللی اسلامی نیز درقبال آیین بهائی همین موضع را گرفتند(برای نمونه، مصوبه شورای مجمع فقه اسلامی در 18 تا 23 بهمن 1366/ 6 تا 11 فوریه 1988 در سازمان کنفرانس اسلامی، مجمع فقه اسلامی، ص 84-85 ،که «ادعای رسالت بهاءالله و نزول وحی بر وی » و دیگر باورهای بهائیان را مصداق «انکار ضروریات دین» دانسته است ) . بازگشت برخی مقامات و مبلغان بهائی ازاین آیین و افشای مسائل درونی این فرقه، نیز عامل مهم فاصله گرفتن مسلمانان از این آیین بوده است.
منبع: به نقل از دانشنامه جهان اسلام ( پورفسور محمود صدری دانشگاه تگزاس )










نظرات بسته شده است.