تحری حقیقت

دیل هازبند  در تاریخ 8 مه 1969 در فورت ورت تگزاس بدنیا آمد و در شهر هالتوم سیتی رشد کرداو که در خانواده ای مسیحی پروتستان پرورش یافته بود ، سیر روحانی خود را در تفکر یونیتارین یونیورسالیسم ( وحدتگرایان جهانی ) و بهائیت دنبال کرد و البته، بطور کامل از تفکرات وحدتگرایان جهانی طرفداری میکند . او در حال حاضر نگرشی بدبینانه و انتقادی دارد ؛ باورهای دگم را نفی میکند ، و از عقل و منطق تجربی طرفداری می نماید .

او در سال 2000 ، در رشته علم ، از کالج تارانت کانتی ، فارغ التحصیل شد و در حال حاضر در آمازون مشغول به کار است . وی مجرد است و فرزندی ندارد ، ولی عشق به بشریت انگیزه تلاش هر روزه اوست .

کلید واژه ها : آیین بهائی / بهائیت / تعالیم بهائی / تحری حقیقت مستقل / تبلیغ بهائی / بهاءالله /عبدالبها / شوقی افندی / بیت العدل جهانی / خانواده بهاءالله .

 

بهاءالله بر وظیفه و رسالت بنیادین هر انسان برای کسب دانش و حقیقت با " چشم خودش، و نه بوسیله چشم دیگران " ، تاکید کرد . یکی ازعلل اصلی تعارضات و درگیریهای دنیای امروز آنست که بسیاری از مردم کورکورانه و بدون نقد و بررسی از آراء و عقاید و گروه ها پیروی می کنند . خداوند به هر انسان ، عقل و قدرت تمییز و تشخیص حق از باطل را داده است . حال اگر انسانها از ظرفیت عقلانی خود استفاده نکنند ؛ و در عوض ، بدون تحقیق و بررسی ، و صرفا بر اساس ترس از کسی و یا علاقه و محبت به کسی ، عقیده ای را برای خود برگزینند ، این به منزله آنست که آنها مسئولیت اخلاقی بنیادین خود را ، بعنوان یک انسان مسئول ، نادیده گرفته اند . معمولا ، وقتی انسانها اینگونه عمل می کنند ، به گونه ای به عقیده و باور خود وابسته می شوند ، که دیگر تحمل مدارا با آراء و عقاید غیر خود را ندارند . این نوع وابستگی تعصب آمیز میتواند منجر به درگیری و مناقشه شود . تاریخ همواره شاهد درگیریها ، و حتی خونریزی ها ، بر سر تفاوتهای جزئی در آداب و نحله های دینی ، یا تفسیر و برداشتهای اندکی متفاوت ، از یک عقیده و مرام واحد است . تحقیق و بررسی شخصی برای یافتن حقیقت ، فرد را قادر میسازد تا بداند که چرا او از ایدئولوژی و عقیده خاصی طرفدارای می کند .

بهائیان عقیده دارند از آنجا که حقیقت یکی است ، همه مردم ، به تدریج ، متوجه آن خواهند شد و سرانجام به درک مشترکی از آن رسیده و متحد خواهند شد ، مشروط بر آنکه ، جستجوی آنها برای حقیقت خالصانه و صادقانه باشد . گفتار عبدالبها در این رابطه چنین است :

حقیقت یکی است و تقسیم شدنی نیست ؛ و تفاوتهای موجود در میان اقوام و ملل مختلف صرفاً ناشی از تعصبات خاص آنها است . اگر انسانها به تحری حقیقت بپردازند ، آنها خود را متحد خواهند یافت ! 1

او همچنین می گوید : " این مطلب که ما خود را حق ، و دیگران را باطل تصور می کنیم ، بزرگترین مانع بر سر راه وحدت است ، و وحدت حاصل خواهد شد ، اگر ما بدنبال حقیقت باشیم ، زیرا حقیقت یکی است ! 2

 

اصول تعالیم بهاءالله : تحری حقیقت

اگر شخصی بخواهد تحری حقیت نماید ، باید در وهله اول ، چشم خود را به روی تعصبات و خرافات گذشته ببندد . یهودیان دارای رفتار و سنن خرافه آمیز هستند ، بودائیان و زرتشتیان و مسیحیان نیز عاری از تعصبات و خرافات نیستند . هریک از این ادیان گرفتار آداب و سنن و دگم های خاصی شده اند .

هر یک از آنها ، به نوبه خود ، خود را پاسدار حقیقت ، و دیگر ادیان را گرفتار اشتباه میدانند . خودشان درست هستند و دیگران غلط ! یهودیان خود را تنها صاحبان حقیقت میدانند و به سرزنش دیگران میپردازند . مسیحیان نیز تنها خود را حق میپندارند و دیگران را باطل می شمارند ! بوداییان و دیگران هم همینطور. هر یک خود را متمایز دانسته و حصاری به دور خود کشیده است . اگرهرگروه به تقبیح و سرزنش دیگری بپردازد ، در آنصورت ما کجا میتوانیم به تحری حقیقت بپردازیم ؟

وقتی همه گروههای مذهبی به تکذیب و معارضه با یکدیگر مشغولند ، احتمالاً هیچیک از آنها حقیقت نیست . اگر هر یک تنها دین خود را حق و حقیقت بداند ، در آنصورت چشم خود را به مشاهده حقیقت و حقانیت در دیگر گروههای دینی خواهد بست . اگر ، برای مثال ، فرد یهودی ، رفتار دینی صحیح را صرفاً در عملکرد اسرائیل بداند ، دیگر به خود اجازه نخواهد داد که بپذیرد حقیقت در سایر ادیان هم وجود دارد ! از نظر او ، تمام حقیقت در سنت دینی خودش جمع شده است !

بنابراین ، ما باید خود را از ظواهر و سنن خاص منفک کنیم . باید توجه کنیم که این ظواهر و سنن تنها لباس و پوشاکی برای گرم کردن قلب و عضلات " حقیقت الهی " میباشند . اگر قرار است ما در شناخت حقیقت بنیادین هر دین موفق شویم ، باید بتوانیم تعصبات نسبت به پوسته و رفتار دینی را کنار بگذاریم . اگر فرد زرتشتی عقیده و باور داشته باشد که خورشید ، خدا است، چگونه میتواند با پیروان سایر ادیان متحد شود؟ اگر بت پرستان ، هر یک ، مجذوب بتهای خود باشند ، چگونه میتوانند واقعیت یگانه پرستی و اعتقاد به خدای واحد را درک کنند ؟

بنابراین واضح شد که لزوم پیشرفت در امر تحری حقیقت ، همانا کنار گذاشتن و فاصله گرفتن از خرافات و تعصبات است . اگر همه متحریان از این الگو پیروی کنند ،  میتوانند تصویر روشن و شفافی از حقیقت داشته باشند .

اگر پنج نفر دور هم بنشینند و قصد تحری حقیقت داشته باشند ، آنها باید ابتدا افکار و ویژگیهای خاص دینی خود را به کناری بگذارند . برای دیدن حقیقت سایر مکاتب ، باید تعصبات و جهت گیرهای خود را رها کنیم ؛ داشتن ذهنی باز و مستعد ، شرط اصلی است . اگر جام فکر و اندیشه ما ، پر از باده خودی باشد ، دیگر جایی برای دریافت آب حیات در آن نخواهد بود ! این واقعیت که ما انسانها و گروهها ، خود را حقیقت مطلق ، و دیگران را اشتباه کار و باطل می پنداریم ، بزرگترین مانع ایجاد وحدت است . از آنجا که حقیقت یکی است ، اگر تحری حقیقت واقعاً صورت پذیرد ، باید وحدت بین گروهها  و آحاد بشری بوجود آید .

عباراتی شبیه مطالب فوق را میتوان در وب سایتهای تبلیغی بهائی مشاهده کرد . تا حدی که ممکن است شما تصور کنید " تحری حقیقت مستقل " نه تنها یک تعلیم بهائی است ؛ بلکه بهائیان تنها افرادی هستند که براین ایده تاکید می کنند !! البته چنین صراحتی ، بی معنا و ناصحیح است. نه بهائیان آنرا جدی میگیرند ، و نه این مطلب منحصر به بهائیت است . ضمن آنکه هرتحری حقیقت واقعی هم ، لزوماً منجر به بهائی شدن نمی گردد .

 

" من عقیده دارم  که بسیاری از بهائیان درباره مسیحت و ادعاهای آن تحقیق و بررسی مناسب و کافی نداشته اند، زیرا آنها بدون هرگونه مطالعه و نقد و بررسی ، هر آنچه شخصیتهای مرکزی بهائی و شوقی افندی درباره مسیحیت گفته اند را می پذیرند . شوقی افندی گفته است که عیسی مسیح از مادری باکره متولد شده ، لذا بهائیان هم همان عقیده را دارند . اگر او گفته بود که خیر، او چنین تولدی نداشته ، آنها هم چنین چیزی را تایید نمی کردند!عبدالبها می گوید هنگامی که عیسی مسیح نان بهشتی طلب کرد ، گفتارش مجاز و تمثیل بوده است ، و لذا بهائیان هم همین باور و عقیده را دارند! و حال بهائیان از ما می خواهند بجای اطاعت کورکورانه از آنچه " نهادها و موسسات دینی " به ما می گویند، ما خودمان تحری حقیقت مستقل انجام دهیم . این حرف بهائیان شبیه ضرب المثل قدیمی است که کتری به قوری میگه رویت سیاه است !!

شما از کجا میدانید که فلان کتاب تاریخ بهائی درست و معتبر است ؟ به آن دلیل که توسط یک موسسه انتشاراتی بهائی منتشر شده است ؟ این تحری حقیقت مستقل نیست !

هنگامی که یک نویسنده بهائی ادعا می کند " بهاءالله وعده و پیشگویی خاصی از یک دین را تحقق بخشیده است" ؛ شما از کجا میدانید که اساساً چنین وعده و پیشگویی مطرح بوده ، و از کجا میدانید که بهاءالله آنرا در دوره عمر خود بدرستی اجرا کرده است ؟ صرفاً به این دلیل که نویسنده فرد بهائی محترمی است ؟!! این تحری حقیقت مستقل نیست !

هنگامی که من بهائی بودم ، یکی از کتابهای مورد علاقه ام " دروازه های آزادی " بود . لذا برداشت و دیدگاه من درباره عبدالبها ، تا حدی متاثر از دیدگاه هوارد کولبی ایوز بود ( Howard Colby Ives) .

به عبارت دیگر، من نظر و دیدگاه مستقلی نداشتم . این وابستگی و عدم استقلال را ، برای افرادی همچون ادیب طاهر زاده ، دیوید روح ، و جان اسلمنت ، میتوان چند صد برابر فرض کرد . "

          زمانی یک خانواده بهائی را می شناختم که دختر جوان آنها هیچگاه وارد فعالیتهای بهائی نشد . من از این رفتار او، که عقیده والدینش را رها کرد ، بدون آنکه علاقه و محبتش به آنها از بین برود ، تحت تاثیر قرار گرفتم . در عین حال متعجب بودم که چرا او مایل نیست عقیده و آیین جالبی، همچون عقیده پدر و مادرش را دنبال کند ؟ پس از آنکه خودم در سال 2004 از عقیده و جامعه بهائی کناره گیری کردم ، سرانجام دریافتم که آن دختر باید تحری حقیقت مستقلی  انجام داده باشد که نهایتاً او را به خروج از امر هدایت کرده است .

          این موضوع خود دلیل و شاهدی بر نقیصه و تعارض در تعالیم بهائی است . جای تاسف است که کودکان و نوجوانان بهائی ، که بهائیت را می پذیرند ، عملاً قبل از پذیرش خود ، تحقیق و بررسی و تحری حقیقتی انجام نمیدهند . در سالهایی که من بهائی بودم هیچ موردی را مشاهده نکردم که کودکان بهائی تشویق به دیدار از اماکن دینی و معابد سایر ادیان شوند ، گرچه در این مورد منعی وجود ندارد ( جالب است که تشکیلات بهائی برنامه آیینی برای روز یکشنبه بهائیان تدارک دیده اند ؛ گویا آنها اقدام به رقابت با کلیسای مسیحی کرده اند ! در حالیکه تعالیم بهائی هیچ گونه توصیه ای برای اعمال آیینی روز یکشنبه ندارد. ) ولی در گروه کلیسای وحدتگرای جهانی، که من در حال حاضر عضو آن هستم، بعنوان بخشی از فعالیت و آموزش مدرسه یکشنبه، جوانان را به کلیساها و معابد سایر گروههای دینی میبرند .

ولی اوضاع از این خرابتر است ، زیرا مصرانه از بهائیان معتقد خواسته شده تا ناقضین را " طرد روحانی " نمایند . ناقضین کسانی هستند که خود را بهائی میدانند ، گرچه رهبری فعلی بهائی را قبول ندارند . هر فرد بهائی که با این افراد – که گفته میشود دچار بیماری روحی کشنده هستند – تماس و رفت و آمد داشته باشد ، در معرض اتهام سنگین ناقض عهد و میثاق بودن است . در این شرایط ، چگونه میتوان اصل تحری حقیقت مستقل را اجرا کرد ؟

یک نکته کمتر شناخته شده درباره آیین بهائی ، اینست که غالب بستگان و فرزندان و سلاله بهاءالله ، صرفاً به علت عدم متابعت کورکورانه و بی قید و شرط از ریاست مطلقه و دیکتاتوری عبدالبها و شوقی افندی ، ناقض عهد و میثاق نامیده شدند . بر اثر ادعای رهبری مصون از خطا ، توسط عبدالبها ، خاندان بهاءالله دچار تشتت و از هم گسیختگی گردید . در حالی که این مردم هستند که میتوانند رهبران را محک بزنند که آیا . . . وفاداری کافی به تعالیم و احکام بهائی دارند ؟ . . . یا مواردی از نقض و نارسایی در رفتار و شخصیت آنها مشاهده می کنند یا خیر!

برای بچه هایی که در خانواده بهائی تولد و رشد میکنند ، عملاً تحری حقیقت کاربردی ندارد ، زیرا فرض بر اینست که از قبل به حقیقت رسیده اند ! عمدتاً این اصل بهائی به مبتدیان ( غیر بهائیانی که به تحقیق درباره بهائیت میپردازند ) آموخته میشود تا آنها را بفریبند و تبلیغات بهائی بیشتری به آنها عرضه کنند و بدینوسیله آنها را به دام خود بکشانند . این تزویر و ریاکاری باید برملا و رسوا شود ، و این قصد و نیت من از نوشتن این مقاله است . 

 

منبع:سایت میثاق ابدی

 

تمام حقوق این پورتال برای مؤسّسه بهائی‌پژوهی محفوظ است.

کپی‌رایت© بهائی‌پژوهی؛ ۱۳۹۶-۱۳۸۵.

Back To Top