بهائیت و ولایت امر

طرح پرسش :از مشروعیت و قانونی بودن ان از درجه اهمیت فراوانی بر خوردار است اما بنظر اینجانب قبل از رسیدگی به موضوع بیت العدل اگر به مطالعه وبررسی موضوع ولایت امر در ایین بهایی می پرداختیم شاید مطالب خیلی بهتر برای خوانندگان قابل تجزیه و تحلیل میبود چون وظایف ولایت امر در دیانت بهایی بسیار وسیع است و موضوع بیت العدل در مقابل ولایت امر میتواند امری فرعی تلقی شود اگرچه مقام قانون گزاری و تشریع بعهده ان گذاشته شده است با اینحال اینجانب ضمن ارایه نقطه نظرات خود مبتنی بر نصوص قطعی بخشی نیز از منظر مبحث بسیار مهم ولایت امر به تاپیک بیت العدل نگاه خواهم کرد و امیدوارم که مطالب برای دوستان مفید باشد. 

مبحث اول - ولی امر مبین ایات الهی است و این وظیفه تنها از او ساخته است 

در ایین بهایی وجود مبین از منصوصات است و باید مبین همیشه وجود داشته باشد و به وظیفه خود در تبیین ایات اشتغال داشته باشد حذف مبین از این شریعت مساویست با انکار اصل دیانت ، محروم کردن جامعه از مبین مساویست با حرمان از فهم ایات و هزاران تالی فاسد که غیر قابل تصور است حضرت ولی امرالله در دور بهایی از قول حضرت عبدالبها راجع به اهم وظایف ولی امرالله میفرماید:{{{ ... اوست مبین ایات الله...}}} از این بیانات کاملا واضح و روشن است که ولی امرالله مبین ایات الله است و این وظیفه طی زمان از حضرت بهالله به ولی امر منتقل گردیده است و هیچکس حق تفسیر و توجیه و تبیین ایات را جز ولی امر ندارد حال تصور فرمایید ولی امر از این دیانت خذف شود معلوم نیست چه بر سر ایات خواهد امد

 

مبحث دوم – ولی امرهم مبین و هم رافع اختلافات و منازعات در دیانت بهاییست 

یکی از وظایف اختصاصی ولایت امر در دیانت بهایی اینست که او مرجع رفع اختلاف در منازعات میباشد حضرت عبدالبها در مکاتیب جلد 3 میفرماید: 

{{{ ای احبای الهی صریح کتاب اینست که اگر دو نفس در مسایل الهیه جدال و بحث نمایند و اختلاف و منازعه نمایند هر دو باطلند ...اگر اندک معارضه ای به میان اید سکوت کنند و حقیقت حال را از مبین سوال کنند..}}} 

منازعات و اختلافات در مسایل دینی در ایین بهایی و هر ایین دیگری ناشی از برداشتها و اظهار نظرهای شخصی است و این روش بصورت گسترده ای رایج میباشد از این رو موسس ایین بهایی برای برون رفت از این خصیصه موضوع رفع اختلافات را به مبین ارجاع داده است تا انچه که مبین ایات میفرماید روشن کننده مقصد و مقام بحث اختلافی باشد جالب اینجاست که میفرمایند هر دو منازعه کننده باطل هستند که ناشی از اهمیت حضور مبین در جامعه بهایی و موظف بودن رجوع صاحبان دعوا به مبین و ولی امر است 

دوستان و همکیشان بهایی من که حضور مبین و رافع اختلاف را در جامعه انکار مینمایند حتما توضیحات خوبی دارند که بنده را روشن خواهند نمود 

مبحث سوم - ولایت امر بزرگترین رکن و ستونی است که ایین بهایی بر آن استوار است 

حضرت ولی امرالله در توقیع منیع 105 در صفحه 21 میفرماید: 

{{{ این نظم بدیع ... بنیادش بر دو رکن رکین استوار رکن اول و اعظم رکن ولایت الهیه است که مصدر تبیین است ..}}} 

بفرموده حضرت ولی امر الله مبحث بنیادین ولایت امر : 

رکن اعظم دیانت است و بزرگترین ستونی است که نظم بدیع بر ان استوار است این ستون اولین و مهمترین ستون ایین بهایی است حذف این ستون مساویست با تخریب دیانت حذف این ستون برابر است با ریشه کن کردن بنیان و اساس ایین حذف این ستون یعنی محتوم به شکست بودن امر منیع ولایت امر تکیه گاهی است که هیچگاه اجازه تزلزل به دیانت را نمیدهد و... و.... 

 

حال ملاحظه فرمایید که حذف این ستون عظیم چگونه قابل تصور است و چگونه در غفلت عظیم بسر میبرند انانکه با ان به مقابله برخواسته با سخنانی کودکانه به توجیه میپردازند 

 

مبحث چهارم - ولایت امر در ایین بهایی استمرار دارد 

 

حضرت ولی امرالله در صفحه 82 دور بهایی میفرمایند: 

{{{..ولی امر حاضر و ولاهّ امر در مستقبل ایام باید با اقوال و اعمال خود کاملا بحقیقت این اصل مهم ایین نازنین ما شهادت دهند و با روش و سلوک خود حقیقت این اصل را بر اساس متین استوار سازند...}}} 

بیان مبارک به وضوح بخشی از وظایف ولی امرهایی که بعد از شوقی متصدی این امر خواهند شدرا بیان میفرماید. 

پرسش بسیار جدی از مسؤلین جامعه بهایی در اینست که با وجود این مدارک قطعی چگونه احبا را در بی خبری از این مطالب نگه داشته و توجهی بان ندارند 

مبحث پنجم - ولی امر سابق باید در زمان حیاتش ولی امر بعدی را مشخص نماید

حضرت عبدالبها در الواح وصایا میفرمایند:

(((... ای احبای الهی باید ولی امراله در زمان حیات خویش من هو بعده را تعیین نماید ...}}} 

تصور این نکته که مرکز مصون از خطا که مجری الواح وصایا - این سند مهم الهی – میباشد نسبت به این فقره مهم و سرنوشت ساز در ایین بهایی قصور نموده است مساویست با محو و نابودی امر مبارک چه با این تصور عصمت مرکز مصون از خطا خدشه دار میشود 

 

مبحث ششم - تعیین ولی امر بعدی از جانب ولی امر قبل علاوه بر آثار روحانی آن از تشتت وتفرقه و اختلاف جلوگیری میکند 

 

حضرت عبدالبها در الواح وصایا میفرمایند: 

(((... ای احبای الهی باید ولی امراله در زمان حیات خویش من هو بعده را تعیین نماید تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد ...}}} 

راز مهم کلام حضرت مولی الوری در این فقره از الواح وصایا بر ممانعت از ایجاد اختلاف و تشتت در جامعه استوار است آنچه که ادیان سابق با ان روبرو بوده و دچار دسته بندی و تفرقه گردیده اند.شکی در این نیست که مدافع حذف ولایت امر از رهبری امر مبارک دوست جامعه بهایی نیست و باید بدیده تردید بر او نگریست 

.....

 

مبحث هفتم - ولی امر ستون و رکن اعظم دیانت و همیشه با بیت العدل است و جداکردن انها از یکدیگر ممتنع و محال است 

 

حضرت ولی امرالله در توقیع منیع 105 در صفحه 21 میفرماید: 

{{{ این نظم بدیع ... بنیادش بر دو رکن رکین استوار رکن اول و اعظم رکن ولایت الهیه است که مصدر تبیین است و رکن ثانی بیت عدل اعظم الهی که مرجع تشریع است همچنانکه در این نظم الهی تفکیک بین احکام شارع امر و مبادی اساسیه اش که مرکز عهد و میثاقش تبیین نموده ممکن نه انفصال رکنین نظم بدیع نیز از یکدیگر ممتنع و محال...}}} 

با این بیان به این استحکام ایا جای ابهامی باقی میماند که بیت العدل بدون ولی امرالله ایا میتواند وجود داشته باشد 

 

دوستان عزیز بهایی ضمن تشکر از همه شما در دنبال کردن مطالب اینجانب به استحضار میرسانم که چهار مبحث آینده بطور مستقیم رابطه ولی امرالله را با بیت العدل مشخص مینماید بطوریکه ملاحظه خواهید فرمود نقش ولی امرالله بعنوان رکن و ریاست دایمی بیت العدل و اخراج افراد خطاکار و جلوگیری از تصمیمات غلط بیت العدل چنان اهمیت دارد که جای هیچگونه تفسیر و توجیه را برای دوستان عزیز بهایی باقی نمی گذارد که نسبت به مشروعیت و قانونی بودن بیت العدل حاضر به تفکر پردازند ومختصری در اثار تعمق نموده و حضرت عبدالبها را جلوی روی خود ببینند که ایشان این سخنان را القا میکنند از اینرو به وظیفه خطیر خود در شناخت وظیفه حتمیه نایل ایند 

 

مبحث هشتم - ولی امرالله عضو اعظم و رییس دایمی بیت العدل است 

 

(((... ولی امر الله رِِِِِِییس مقدس این مجلس (بیت العدل) و عضو اعظم لا ینعزل و اگر در اجتماعات بالذات حاضر نشود نایب و وکیلی تعیین نماید ...))) 

نص فوق به نکته ظریف و در عین حال بسیار بنیادین اشاره دارد و ان حضور دایمی ولی امر در بیت العدل و در اجتماعات چه نفس خودشان چه از طریق نایب و وکیل منصوب ایشان در واقع اهمیت حضور ولی امرالله در بیت العدل و یا وکیل و نماینده ایشان بر این نکته تاکید دارد که در هیچ زمان بیت العدل و اجتماعات امری خالی از ولی امر نخواهد ماند و طرح موضوع وکیل و نایب تاکید حضورولی امر را دو چندان میکند تا استدلالهای پوشالی ناقضینی که تاکید بر حذف ولی امر از دیانت بهایی دارند نقش بر اب شود 

 

مبحث نهم - اخراج اعضا، خطاکار در بیت العدل با ولی امر است چون او رییس دایمی ان است و صلاحیت این کار به او محول شده است 

(((...اگر چنانچه عضوی از اعضاء – بیت العدل – گناهی ارتکاب نماید که در حق عموم ضرری حاصل شود ولی امر الله صلاحیت اخراج او دارد بعد ملت شخص دیگر انتخاب نمایند...))) 

حضرت عبدالبها در این فقره از الواح وصایا بر چندین نکته اشاره دارند که از وظایف ولی امرالله در هر دوره و زمانی میباشد 

1- اعضاء بیت العدل میتوانند خطاکار باشند و مرتکب گناهی شوند که بر جامعه ضرر وارد نماید 

2- تشخیص این خطا و گناه با ولی امر است 

3- اخراج فرد خاطی و گناهکار در صلاحیت ولی امر الله است 

4- مقام مصون ار خطای ولی امر است که قادر بر حفظ امرالله از حضور افراد خاطی در بالا ترین مجمع تصمیم گیری و مدیریت جامعه میباشد 

 

مبحث دهم- ولی امر صلاحیت رد تصمیمات غلط اعضاء بیت العدل را دارد و تا کید خواهد کرد تا نسبت به تصمیم اشتباه خود تجدید نظر نمایند 

 

حضرت ولی امرالله در کتاب دور بهایی چنین میفرمایند: 

(((... هر چند ولی امرالله رییس لا ینعزل این مجلس فخیم – بیت العدل – است ... و لکن هرگاه تصمیمی را وجدانا مباین با روح ایات منزله تشخیص دهد باید ابرام و تاکید در تجدید نظر ان نماید..))) 

این فرمایش حضرت ولی امرالله برچند نکته تاکید دارد 

1- ولی امرالله رییس دایمی بیت العدل است و هرگز از مقام خود عزل نمیشود 

2- احتمال خطا و لغزش در تصمیم گیریهای بیت العدل وجود دارد 

3- تشخیص این خطای در تصمیم با مقام مصون از خطای ولی امر الله است 

4- رد این نوع از تصمیمات غلط و تاکید و ابرام برای تجدید نظر و اتخاذ تصمیم صحیح با ولی امر است 

5- ولی امر مصون از خطا حا فظ دیانت از هرگونه تصمیم خطا و اشتباه در رهبری جامعه است 

 

مبحث یازدهم - اعضاء بیت العدل باید در کمال خضوع و خشوع از ولی امر اطاعت ن مبحث یازدهم - اعضاء بیت العدل باید در کمال خضوع و خشوع از ولی امر اطاعت نمایند 

در الواح وصایا مبحث اطاعت از ولی امرالله برای همه افراد بهایی از زن و مرد ، کوچک و بزرگ ، اغصان و افنان ، ایادی امرالله و عضو بیت العدل اینگونه امده است: 

(((... و اعضاء بیت العدل و جمیع اغصان و افنان و ایادی امرالله باید کمال اطاعت و تمکین و انقیاد و توجه و خضوع و خشوع را به ولی امر الله داشته باشند...))) 

دوستان عزیز آیا اینهمه تاکید در اطاعت و تمکین و انقیاد و توجه و خضوع و خشوع برای روزی نیست که نقض کنندگان دستورات صادره در الواح وصایا عرق شرم را بر پیشانی خود احساس نمایند و دمی به فکر ایند که دست به بزرگترین انحراف معنوی و تاریخی در دیانت زده و با وجود روشنترین نصوص امری به حذف ولی امر از ایین بهایی اقدام نمودند 

 

مبحث دوازدهم - ولی امرالله حدود و وظایف نحوه قانونگذاری اعضاء بیت العدل را مشخص می نماید

حضرت ولی امراله در کتاب دور بهایی میفرمایند 

(((... بدون این موسسه- ولایت امرالله- وحدب امرالله در خطر افتد و...هدایتی که جهت تعیین حدود و وظایف تقنینیه منتخبین – اعضاء بیت العدل – ضروری است سلب شود..)))

همانگونه که در مبحث نهم و دهم به ان اشاره نمودم اعضای بیت العدل چه بصورت فردی و چه در تصمیم گیریجمعی جایزالخطا بوده و بدون سرپرستی و ریاست ولی امر تصمیمات ایشان نمیتواند مشروعیت داشته که مورد اطاعت قرار گیرد و با توجه به صریح فرمایشات حضرت مولی الوری و ولی امرالله بیت العدل بدون ولی امرشامل اطاعت و فرمانبرداری نبوده و حتی نسبت به حقوق غصب شده مقام ولایت امر مسئول میباشداز سوی دیگر حدود وظایف قانونگذاری برای اعضاء منتخب باید از جانب ولی امر مشخص گردد بطوریکه معلوم شود طبق چه دستورالعمل و سازوکاری قانونگذاری صحیح و درست باید صورت پذیرد که منجر به حفظ وحدت وصیانت امر مبارک باشد . 

 

نتیجه هفت مبحث گذشته از الواح وصایا و مرجع مصون از خطای حضرت ولی امرالله شکی را باقی نمیگذارد که حضور مقام ولایت امر در رهبری و ریاست عالیترین مرجع قانونگذاری بهایی غیر قابل حذف بوده و ان کسانیکه دست به این عمل یعنی اعلام عدم وصایت از جانب حضرت ولی امرالله زدند ضربه مهلک و کشنده ای را بر پیکر این ایین وارد کرده اند که غیر قابل تصور است 

 

امید ما بر اینست که احبا در این موضوع خطیر به دیده امعان نطر کرده و به وظایف مهم خود مبنی بر بررسی مطالب بیان شده عمل نموده و در هر مطلب که ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند از بیان نظریات خود ما را بهره مند نمایند 

 

مبحث سیزدهم - حقوق الله باید به ولی امر پرداخت شود و هیچ کس دیگری صلاحیت دریافت ان را ندارد

حضرت ولی امرالله در الواح وصایا میفرمایند ".. حقوق الله راجع به ولی امرالله است.." 

دوستان عزیز یکی از مهمترین درخواست های ما در پاسخ به این موضوع مهم است که بنا بر کدام نص و از جانب چه کسی جواز مطالبه حقوق الله- که مختص به حضرت ولی امرالله است – به بیت العدل غیر قانونی داده شده است و دریافت مبالغ هنگفت حقوق الله - که نحوه خرج انرا ولی امرالله باید مشخص نماید - در طول بیش از چهل سال از تشکیل بیت العدل غیر قانونی به کجا رفته است 

ایا میتوان به طرح این پرسش پرداخت که اگربه هر دلیل جانشینی برای ولی امرالله – بزعم بیت العدل غیر قانونی- قابل تصور نیست به همان دلیل مطالبه حقوق الله نیز معنی ندارد و احبا نسبت به این موضوع نباید تعهدی داشته باشند ؟ 

 

تمام حقوق این پورتال برای مؤسّسه بهائی‌پژوهی محفوظ است.

کپی‌رایت© بهائی‌پژوهی؛ ۱۳۹۶-۱۳۸۵.

Back To Top