چکیده
یکی از معیارهای مهم در سنجش اعتبار یک دین، میزان سلامت و عدمتحریف متون مقدس و آثار رهبران آن است. بهائیت، بهعنوان جریانی مدعی الهی بودن، بر مصونیت متون خود از تحریف تأکید دارد. اما بررسی نسخههای مختلف کتب بهائیت، از جمله «ایقان»، «نظر اجمالی در آیین بهائی»، «بهاءالله و عصر جدید» و «خاطرات سلمانی»، نشان میدهد که این آثار طی سالیان دچار تغییرات لفظی، معنایی، حذف و اضافه شدهاند. این مقاله با روش تطبیقی به تحلیل این تغییرات میپردازد و نشان میدهد که تناقض میان ادعا و واقعیت، پرسشهای بنیادینی را درباره اصالت الهی این مکتب به وجود میآورد.
مقدمه
اصالت دینی همواره یکی از مهمترین موضوعات در مطالعات الهیاتی و تاریخی بوده است. تمام پیامبران الهی، از حضرت آدم (ع) تا پیامبر اسلام(ص)، بر یک مسیر توحیدی حرکت کرده و متون آنان هماهنگی کامل با وحی الهی داشته است. در نتیجه، هرگاه دینی ادعای الهی بودن میکند، نخستین معیار برای سنجش حقانیت آن، بررسی متون مکتوب رهبران آن دین است.
بهائیت نیز خود را دینی الهی معرفی میکند و کتابهایی همچون «ایقان» و «اقدس» را وحیانی میداند. اما پژوهشهای انجامشده نشان داده است که کتب بهائیت در چاپهای مختلف تغییر یافتهاند. پرسش اساسی اینجاست: آیا کتابی که بهعنوان وحی الهی معرفی میشود میتواند دستخوش اصلاح و بازنویسی قرار گیرد؟
مفهوم نص و جایگاه آن در کتب بهائیت
نص در لغت به معنای آشکار و غیرقابلتأویل است. در اصطلاح، کلامی است که فقط یک معنا دارد و هرگونه برداشت دیگر از آن مردود است. تمام ادیان الهی بر این اصل استوارند که متون وحیانی نص الهیاند و تغییر یا تفسیر به رأی در آنها جایز نیست.
تحریف نیز در لغت به معنای منحرف کردن و تغییر دادن است. در اصطلاح، به تغییر الفاظ یا معانی متون بهگونهای گفته میشود که مقصود اصلی نویسنده دگرگون گردد. استاد مطهری آن را «تغییر کلام از مسیر اصلی» معرفی میکند.
در بهائیت، بزرگان این آیین بر این باورند که تحریف لفظی وجود ندارد و تنها تحریف معنوی ممکن است. با این حال، مقایسه نسخههای مختلف آثارشان خلاف این ادعا را ثابت میکند.
بررسی کتاب ایقان از کتب بهائیت
کتاب «ایقان» از مهمترین متون بهائیت است که بهاءالله در بغداد نوشت. این کتاب اصول اعتقادی آیین بهائی را شرح میدهد و شوقی افندی آن را پس از «اقدس» مهمترین اثر میداند.
نمونه تغییرات در نسخههای مختلف:
– اصلاح غلطهای ادبی و قرآنی (تبدیل «لایعلم» به «مایعلم»).
– حذف یا افزودن واژهها (حذف «که»).
– تغییر معنا («ایمان» به «اثبات»، «نجس» به «نالایقه»).
– اصلاح سبک («مشروب» به «بیاشامید»).
این تغییرات بیش از ۴۹۰ مورد گزارش شدهاند. حتی برخی بهائیان اذعان کردهاند که خود بهاءالله تغییراتی در متن ایجاد کرده است. این امر پرسشبرانگیز است: چگونه یک پیامبر الهی میتواند کتاب وحیانی خویش را تغییر دهد؟
بررسی کتاب نظر اجمالی در دیانت بهائی
این کتاب اثر احمد یزدانی است و در آموزشهای بهائی نقش محوری دارد. شوقی افندی آن را تأیید کرده بود. اما پس از مرگ او، تغییرات عمدهای در چاپهای بعدی رخ داد.
تحریفات اصلی:
– تبدیل «ولیامرالله» به «بیتالعدل اعظم».
– حذف مطالب مربوط به وصایت شوقی.
– انتقال جایگاه رفع اختلاف از ولیامرالله به بیتالعدل.
این تغییرات تناقض آشکاری ایجاد میکند، زیرا اگر متون نص هستند، نیازمند تبیین نیستند. اما در عمل، بیتالعدل نقش مفسر و تغییردهنده نصوص را بر عهده گرفته است.
بررسی کتاب خاطرات سلمانی
کتاب خاطرات سلمانی نوشته محمدعلی سلمانی، آرایشگر و همراه نزدیک بهاءالله است. این کتاب اطلاعات تاریخی ارزشمندی درباره زندگی و ادعاهای بهاءالله دارد.
در سال ۱۹۸۲، هنگامی که قرار بود این کتاب در آمریکا منتشر شود، بیتالعدل بخشهایی را حذف کرد، از جمله:
– جملاتی که نشان میداد بهاءالله خود را خدا معرفی میکرد.
– شرح مشاجرات خانوادگی.
– توصیفهای نامناسب از رفتار بهاءالله.
این سانسور نشان داد که حذف و دستکاری متون حتی در منابع تاریخی نیز در بهائیت رایج است.
کتاب بهاءالله و عصر جدید
این کتاب از آثار معرفیکننده آیین بهائی است. بررسی چاپهای مختلف نشان میدهد که بخشهایی از آن تغییر یافته تا با سیاستهای بیتالعدل سازگار شود. هرچند این تغییرات جزئیتر از ایقان و نظر اجمالی است، اما باز هم مصونیت متون را زیر سؤال میبرد.
تحلیل نهایی کتب بهائیت
بررسی متون بهائیت نشان میدهد:
– تغییرات گستردهای در کتابهای اصلی رخ داده است.
– تناقض میان ادعای «غیرقابلتحریف بودن» و واقعیت نسخههای مختلف آشکار است.
– حذف و سانسور متون تاریخی مانند خاطرات سلمانی اعتماد به اصالت روایات بهائیت را کاهش میدهد.
این شواهد پرسشی اساسی را مطرح میکند: آیا دینی که حتی آثار اصلی خود را از تحریف مصون نداشته است، میتواند ادعای الهی بودن کند؟
نتیجهگیری
تحلیل تطبیقی کتب بهائیت از جمله کتابهای ایقان، نظر اجمالی، بهاءالله و عصر جدید و خاطرات سلمانی نشان داد که بهائیت نهتنها از تحریف مصون نبوده بلکه تغییرات آن عمدی و سازمانیافته بوده است. از اصلاح غلطهای قرآنی گرفته تا تغییر مبانی رهبری، همه بیانگر فاصله میان ادعا و واقعیت است. پژوهشهای بیشتر میتواند ابعاد دیگری از این تناقض را روشن کند، اما همین مقدار کافی است تا در اعتبار الهی بودن بهائیت تردید جدی ایجاد کند.
پرسش های متداول در مورد تحریف کتب
1-آیا از نظر بهائیان امکان تحریف در کتب آسمانی وجود دارد؟
– “بهائیان حسب التعلیم خداوند منان قائل به تحریف لفظی کتب مقدسه نیستند و تحریف را معنوی می دانند “
اشراق خاوری در محاضرات، ص 130 و 131، و بهاء الله در ایقان ، کتاب های آسمانی را مصون از تحریف می دانند.
هنگامی که این دو مطلب را در کنار مدرک زیر قرار می دهیم به نتایج جالبی می رسیم:
– در کتاب قرن بدیع، صفحه 286 ، در مورد کتاب ایقان از بیان شوقی می خوانیم:
“پس از کتاب مستطاب اقدس اعظم و اشرف از كلّ محسوب است [منظور، کتاب ایقان است]. با ظهور اين کتاب مستطاب و فصل الخطاب که مفتاح معضلات کتب سماويّه است و بفاصلهء قليل قبل از اعلام امر حضرت ربّ الارباب از سماء ارادهء الهی نازل گرديده ”
و هنگامی که در ویرایش های! کتاب ایقان نظر می کنیم، می بینیم که از تحریف لفظی مصون نمانده است. (آیات قرآن که در ویرایش های پیشین اشتباه! بود، تصحیح شده است.)
پس:
در اعتقاد اهل بهاء، کتاب های آسمانی تحریف لفظی نمی شوند که خانوم مریلا دقیقا خلاف آن را ادعا کردند. گذشته از صحت این حرف (که آیا به راستی تورات و انجیل تحریف شده اند یا نه)، پس از بررسی این بیانات، حداقل به یکی از نتایج زیر می رسیم:
1- ایقان کتاب آسمانی نیست، چون تحریف لفظی شده، و این یعنی شوقی که ولی امر الله هست اشتباه سخن گفته اند که ایقان از آسمان نازل شده،
2- یا آسمانی هست، اما کتاب های آسمانی تحریف می شوند و این یعنی جناب بهاء الله اشتباه می کند که گفته است کتاب های آسمانی تحریف نمی شود، و باز این یعنی (به اصطلاح) پیامبر عصر جدید اشتباه می کند!
و چگونه می توان به آئینی که ادعا می کند الهی است و رهبران تراز اول آن اشتباهی به این بزرگی می کند اطمینان کرد و آن را الهی دانست!
2-منظور بهائیان از «تحریف در کتب» چیست و چگونه با دیدگاه رایج در مورد تحریف تفاوت دارد؟
رهبر بهائیان، بهاء الله در کتاب ایقان صفحه 55 می گوید:
“چون عاجز از جواب می شوند تمسّک به اين نمايند که اين کتب تحريف شده و من عنداللّه نبوده و نيست و حال آنکه خود عبارات آيه شهادت می دهد بر اينکه من عنداللّه است. و مضمون همين آيه در قرآن هم موجود است، لو انتم تعرفون. براستی می گويم مقصود از تحريف را در اين مدّت ادراک ننموده اند”
و در صفحه 57 همین کتاب ادامه می دهند:
” در اين مقام مقصود از تحريف نه چنان است که اين همج رعاع فهم نمودهاند چنانچه بعضی می گويند که علمای يهود و نصاری آياتی را که در وصف طلعت محمّديّه بود از کتاب محو نمودند و مخالف آن را ثبت کردند. اين قول نهايت بی معنی و بی اصل است. آيا می شود کسی که معتقد به کتابی گشته و من عنداللّه دانسته آن را محو نمايد؟ و از اين گذشته، تورات در همه روی ارض بود، منحصر به مکّه و مدينه نبود که بتوانند تغيير دهند و يا تبديل نمايند. بلکه مقصود از تحريف همين است که اليوم جميع علمای فرقان به آن مشغولند، و آن تفسير و معنی نمودن کتاب است بر هوی و ميل خود.”
3- اگر بهائیان معتقدند که «تحریف در کتب» به معنای تحریف لفظی نیست، پس چرا برخی مبلغین بهائی ادعا میکنند که «بیان» ناسخ قرآن است؟
« … بهائيان با وجود آنكه ميرزا حسينعلي (بهاءالله) در لوحي مندرج در كتاب «مائده آسماني» و در كتاب «ايقان» و «سوره الملوك» جزماً اعتراف و اذعان مي دارد كه:
قرآن به هيچ وجه و صورتي تحريف درآن راه نيافته و قرآن تمام بوده و اكنون نيز همان است كه بوده است،
«بيان» را ناسخ قرآن و «اقدس» را ناسخ «بيان» مي دانند.
زعما و مبلغان بهايي، درپاسخ اين سؤال كه چرا «بيان ناسخ قرآن است؟» عموماً پاسخ مي دهند: به دليل تحريف قرآن مجيد.
و اين در حالي است كه عبدالحميد اشراق خاوري عقيده بهائيت را در خصوص شبهه تحريف قرآن مجيد، چنين اذعان مي دارد:
«به صراحت در الواح الهيه نازل گرديده كه قرآن مجيد تمام و كامل و از دستبرد سارقين و مغرضين محفوظ است».(كتاب «محاضرات»، عبدالحميد اشراق خاوري، ص 1093.) …»
پس با توجه به سخن پیشوای آئین بهایی (بهاءالله) و بزرگترین نویسنده بهائیان (عبدالحميد اشراق خاوري) ، قرآن در هر صورت از هجوم تحریف گران مصون و محفوظ است و اینکه زعما و مبلغان بهايي چه می گویند و چه تفسیر می کنند اصلا مهم نیست ، چرا که آنان به هیچ عنوان اجازه توضیح و تفسیر کتبشان را ندارند . چنانکه « باب 54 کتاب گنجینه حدود و احکام » به موضوع عدم جوازتفسیر و تأویل کلمات الهیه پرداخته است. از جمله در همین باب از جناب عبدالبهاء” عباس افندی نقل می کند که: « ا ز جمله وصایای حتمیه و نصایح صریحه ی اسم اعظم این است که ابواب تأویل را مسدود نماید و به صریح کتاب یعنی به معنی لغوی مصطلح قوم تمسک جویید.»
این نشان می دهد که زعما و مبلغین بهایی مکلفند که در متون کتب بهائیت، تنها معنای لغوی عبارات را مورد استناد قرار دهند و از خود حق توجیه ندارند. پس تا اینجا اینکه « منظور حضرت … این است که … » دیگر نمی تواند مورد قبول واقع شود.
از طرفی دیگر هیچ بهایی نمی تواند آراء خود را به عنوان بهائیت مطرح کند زیرا بهاءالله در صفحه ی 111 کتاب اقدس عباراتی دارد که ترجمه اش این است:
« هر کس به غیر آنچه در نوشته های من آمده سخنی بگوید ، از من نیست.»
((برای مشاهده فایل کامل و پی دی اف این مقاله روی لینک زیر کلیک کنید)):
تحریف کتب در بهائیت
نظرات بسته شده است.