بهائیت و معاد جسمانی

irani: بحث معاد جسمانی از بحث های مهمی است که شاید تا به حال به آن بی توجهی شده است. اینکه بهائیان به معاد چگونه می اندیشندو پایان کار بدکاران و نیکوکاران را چه می دانند؟
و اینکه با پایان یافتن این دنیا همه چیز را تمام شده می دانند یا نه؟ 
و انبوه سوالاتی از این قبیل (که دستاورد عدم اعتقاد به معاد جسمانی در بهائیت است ) را با خود چگونه حل می نمایند؟ 
لازم بود که زودتر به آن پرداخته می شد... ولی الآن که این مجال فراهم آمده را غنیمت دانسته و بحث را دنبال نمائیم. 

siam 

یکشنبه، ۰۱ شهریور ۱۳۸۸ 

... اصلی مانند بهشت و یا دوزخ و شیطان و ... تعدادی کیفیت هستند و هیچ نوع کمیت و خاصیت فیزیکی ندارند. بر همین اساس پیامبران وقتی می خواستند این کیفیت ها را توضیح و تشریح کنند ناچار به آن بودند که آنها را در صورت و مثال مادی قرار بدهند و با تشبیه و تمثیل آنها را توضیح بدهند. حال ان سوال پیش می آید که کدام تشبیه درست است؟ پیامبران به موقعیت زمانی و مکانی و فرهنگی و اجتماعی و اعتقادی و باورهای مردم و ..... نگاه می کنند و بهترین تمثیل را که در خور فهم آن ملت باشد و حقیقت موضوع را هم تخریب نکند گرفته و استفاده می کنند. مثالی ساده می زنم. در تمامی ادیان خداوند را به نور تشبیه می کنند. مثل دیانت مسیحی و دیانت اسلام و ... مثلا می فرمایند و الله نور السماوات و الارض. جدای از مفاهیم عرفانی و اعتقادی و ... چرا نور؟ مگر خدا کمیت است؟ و سوالهای دیگر. این آیه و اعتقادات دیگر دلیل بر این نیست که خدا نور است ولی پیامبر برای تشریح خداوند برای انسانی که حتما باید خداوند را برایش توضیح می دادی ناچار بوده است به فرمان الهی توضیح و تشریحی بکند. حال به چه چیزی باید تشبیه کند؟ به چیزی که بیشترین شباهت را در عالم ماده داشته باشد و آن نور است. حال نور یا خورشید و ... چه خصوصیاتی دارند می توانم بعدا توضیح دهم. از این بایت است که کیفیتهایی مانند بهشت و دوزخ در ادیان مختلف، متفاوت تعبیر و تفسیر و تجسم شده است. اگر تحقیق کوچکی در باب بهشت و جهنم در ادیان مختلف بکنید می بینید که تجسم از بهشت متفاوت است. آیا این بدان معناست که ادیان بر حق نیستند؟ موضوع اینجاست که مطلبی که در تمامی ادیان رعایت می شود این است که انسان گناهکار به مکانی مخوف می رود و انسان صالح به مکانی زیبا و البته قران کریم به علت پیشرفت عقل بشری بهشت واقعی را نیز ذکر می کنند که می فرماید که قرب الهی بهشت حقیقی است. اما دقت کرده اید که وسایلی که در این عالم برای افراد بسیار نادر بوده و همه آرزو ی آن را داشته اند به بهشت وارد شده . مثل هوای خنک و درختان زیبا و شیر و عسل و .... که همگی برای مردم عربستان کمیاب بوده. مثلا اینجا عرب جاهلی را از شهوترانی منع می کنند در عوض وعده حوری بهشتی می دهند. اینها همگی بستگی به مکان و فرهنگ و ... دارد و جهنم را خودتان توصیف کنید و برای خودتان استدلال کنید. 
برسیم به موضوع شیطان. به عقیده ی بهاییان مانند موارد بالا چون درک و فهم بشری به آن اندازه ای نرسیده بوده است که بتواند امیال خود را دشمن خود بپندارد و بفهمد این نفس اماره است که او را به بدی میل می دهد پیامبران مجبور می شدند که این کیفیت و بعد انسانی را به صورت موجودی وحشتناک تجسم کنند و توضیحاتی بدهند. تا به حال از خود پرسیده اید که شیطان که یک فرشته بوده است چرا باید اینقدر زشت تجسم بشود؟ مگر نه این است که قبل از شیطان شدنش( عدم سجده به انسان) محبوب خدا و یکی از فرشتگان او بوده و .... یا مثلا چرا باید فرشته ای که روح انسان را که متعلق به خداست بعد از مرگ دوباره به خدا بازمی گرداند باید اینقدر زشت تجسم بشود؟ وارد این بحث نمی شوم. مثال ساده ای می زنم. به بچه ی سه ساله می گوییم بیرون از خانه نرو چون لولو تو را می خورد. آیا لولو وجود دارد؟ اما وقتی بزرگتر شد می گوییم ای جوان مواظب دزد و دوست ناباب و ... باش. اینها همان لولوی ده سال پیش هستند. آیا تناقضی وجود دارد؟ 
پرحرفی کردم. اگر خواستید با مثال و ادله ی مستند تری توضیح خواهم داد. 

habibollah 

دوشنبه، ۰۲ شهریور ۱۳۸۸ 

دوست گرامی، جناب سیام 

خدمت شما درود عرض می کنم. امیدوارم که حال شما و خانوادتان خوب باشد. 

1) از آن جا که نوشته های شما و جناب ایرانی را می خواندم خواستم که اگر می شود لطفا مقاله ای را که نوشته اید به این جانب ایمیل بزنید. 

2) در مورد شیطان یک مقاله ای که نشان دهنده ی خلاف فرموده ی شما است، مقاله ی «134- آتش بس با شیطان! » است. فکر کنم اگر این مقاله را بخوانید و سپس در مورد شیطان نظر خود را بفرمایید بهتر باشد. 
من برخی از قسمت هایی که مربوط به پاسخ شما می شود در زیر آورده ام: 

از جناب عبدالبها در مجموعه مکاتیب چنین نقل شده است که گفته اند: 

«ملاحظه کنید که حضرت آدم و سائرین در جنّت بودند بمجرّد آنکه در جنّت عدن در میان حضرت آدم و شیطان نزاعی حاصل گشت جمیع از جنّت خارج شدند تا آنکه نوع انسان عبرت گیرد و آگاه شود که نزاع و جدال سبب حرمان است حتّی با شیطان لهذا در این عصر نورانی بموجب تعالیم الهی حتّی با شیطان نزاع و جدال جائز نه» 
(مکاتیب عبدالبهاء جلد 4 ، ص 150) 

همان طور که ملاحظه می فرمایید، ایشان به طور کاملا صریح و روشن بیان می فرمایند که شیطان در بهشت وجود داشته است و جناب آدم به خاطر نزاعی که با او کرد همگی از بهشت خارج شدند. اگر قرار بود که شیطان عالم طبیعی بشری باشد، با این فرموده ی جناب عبدالبها چگونه قابل جمع است؟ آیا اصلا می شود کسی با عالم طبیعی بشری نزاع کند و بعد به این دلیل از بهشت خارج شود؟ 
در جای دیگری جناب بهاءالله این چنین گفته اند: 
«کن مستقیماً علی حبّ اللّه علی شأن لا‌یمنعک نعاق کلّ شیطان رجیم. انّه یلهم اولیآئه کما الهم فى القرون الاولی تجنّب عنه و ‌توکّل علی الغفور الکریم» 
(میرزا حسینعلی نوری؛ آثار قلم اعلی ج 2 ش 46) 

همان طور که در این سخن آمده است، جناب بهاءالله در مورد شیطان گفته اند که اولا مواظب باش که یک وقت تو را از دوستی با خدا منحرف نکند، و سپس تصریح کرده اند که شیطان به دوستان خود الهام می کند، همان طور که در زمان های اولیه الهام می کرد و باید از او اجتناب کرد. 

البته باید خاطر نشان کنم که در ابتدای مقاله ی ذکر شده، در مورد "یکی بودن شارع ادیان الهی" و این که "ادیان الاهی مصدق یکدیگرند" و "ادیان الاهی نمی توانند در اصول با یکدیگر تناقض داشته باشند" مقدمه ی کاملی بیان شده است که نشان دهنده ی این است که نمی توان چنین تناقض هایی را بین دو دین قبول نمود. 
متشکر 

irani 

دوشنبه، ۰۲ شهریور ۱۳۸۸ 

جناب سیام! 

در پاسخ دوست جدید و ناشناخته کامران مطلبی در باره شیطان و دوزخ و بهشت نوشته بودید که بسیاری از حقایق در باره بهائیت را روشن نمود. خوب کردید این توضیحات را دادید تا از زبان شما که بهائی هستید فهمیده شود بهائیت چنانکه مدعی است مثل ادیان الهی به خدا و معاد معتقداست اینگونه نیست و بر خلاف اصول ادیان الهی به آخرت و معادی که انسانها از قبر بر انگیخته شوند و به بهشت یا دوزخ بروند معتقد نیست و همه مظاهر بهشت و دوزخ را معنوی و تمثیلی وسمبلیک می داند نه حقیقی که بیش از ثلث آیات قرآن به آن صراحت دارد ... در مورد خدا در بهائیت نیز قبلا در همین سایت آمده بودخدایشان میرزا حسینعلی بهاست که گفته است :"خدائی جز من زندانی نیست" و "همه خدایان از رشحه خدائی من خدا شدند"... این صراحت در بیان رهبر بهائیت به هیچوجه با انواع توجیهاتی که امثال جناب داوودی  کرده اند سازگار نیست و کاربران خود قضاوت نمایند.به هرحال برخلاف همه حرف های جناب سیام شیطان و ملائکه و بهشت و دوزخ در ادیان الهی همه حقیقی و جسمانی هستند و اگر بهائیت این ها را به این شکل قبول ندارد خود برهان عدم الهی بودن آن است! 

siam 

سه شنبه، ۰۳ شهریور ۱۳۸۸ 

ادامه سخن به ایرانی 
در مورد قیامت جسمانی صدها ایراد می توان گرفت. مثلا قرار است ستاره ها بیافتند. فعل افتادن روی زمین معنی دارد. جاذبه ی زمین باعث می شود این فعل انجام شود. مثلا کسانی که به فضا می روند و معلقند، نمی توانند از بالا به پایین بیافتند. اصلا کدام جهت جهان بالا است و کدام جهت آن پایین است که ستاره ها بخواند پایین بریزند. اگر منظور از ریختن، افتادن بر زمین است که مشکل بدتر می شود. خورشید که ستاره ی کوچکی است، حدود هزار برار زمین است. اگر به زمین نزدیک شود آن را در خود می بلعد و ذوبش می کند و وقت به آن نمی رسد که ستاره ها بریزند و کوهها جابه جا شوند و محکمه الهی برپا شود و ...... 
اگر معاد جسمانی باشد که موضوعات علمی دیگری پیش می آید. مثلا بدن انسانها از خاک (ملکولهای عناصر مختلف) ساخته شده. و حدود 30 برابر جمعیت کنونی زیر خاک مدفون هستند. این موضوع واضحی است که ملکولهایی که روزی در بدن کسی بوده توسط گیاهان جذب شود و وارد بدن دیگری شود. منظور این است که اجزای تشکیل دهنده ی یک انسان در یک چرخه وارد اعضای انسانهای دیگر شود. پس چه طور ملکولهایی که سلولها را تشکیل می دهند و متعلق به چند انسان هستند می توانند چند نفر را بسازند.؟ 
این همه انسان که تا به حال مرده و تا روز قیامت که به قول شما زمانش معلوم نیست زندگی خواهند کرد، بعد از معاد جسمانی کجا جای می گیرند؟؟؟ 
چرا یکبار در قرآن می گویند قیامت می شود و هیچ کس نمی فهمد و بار دیگر می گوید که همه برانگیخته می شوند و هزار سال طول می کشد و.... 
وقتی زلزله ای شود که کوهها را جابجا کند،(مثلا 15 ریشتر) اجساد چگونه می خواهند دوباره برخیزند. 
در قرآن می فرمایند گناهکاران از صورتشان شناخته می شوند. وقتی ستارگان بریزند و نوری نباشد چطور می توان صورت کس دیگری را دید. 
اگر بخواهم این سوالها را ادامه بدهم باید چند روزی را فقط تایپ کنم. استغفرالله نمی خواهم بگویم قرآن و ادیان دیگر دروغ گفته اند. خداوند بنده را از زمین بردارد اگر چنین منظوری داشته باشم. تمامی سخنان ادیان گذشته راست است ولی در لباس تشبیه و تجسم پوشیده شده. 

irani 

سه شنبه، ۰۳ شهریور ۱۳۸۸ 

پاسخ به سیام 

صاف و پوست کنده بفرمائید در منطق کم آورده اید نشانش هم فحاشی به بنده و این سایت است! 

1-نسبت های ناروا (مثل بر خلاف تحقیق، سرکوب کردن و تهمت زدن و مخدوش کردن اذهان و شایعه و دروغ پراکنی و...) به بنده و محققان این سایت زدید و مثل همیشه با مظلوم نمائی خواستید بی منطقی خود را زیر نقاب مظلومیت بپوشانید در حالیکه ظالمانه مقدسات اسلامی را در سایت ما به باد سخره گرفتید و سایت حرف های شما را بدون حذف آورد و شما در کمال بی انصافی نمک نشناسی کردید و سایت را متهم نمودید.آیا این جزای سایت است که همه حرف های شما را می آورد واز شما طلب منطق می کند و شما بدون منطق قولی را که داده بودید بهانه آورده و عمل نمی کنید؟! 
2-جناب سیام ،گفتید اثبات پیامبری برای باب و بها خواهید کرد. دوهفته ما را سرکار گذاشتید و آخر سر هم گفتید اینجا حرف نمی زنم و به ایمیل من نامه بفرستید و بهانه آوردید کار اثبات کار دسته جمعی نیست بلکه کار فردی است و وقت هدر می رود.اگر وقت شما هدر می رود چرا آمدید و اظهار نظر کردید؟! آیا آمدید که به دستور بیت العدل که به شما دستور تبلیغ داده عمل کنید ؟! آیا مبلغانی مثل شما که نمک می خورید و نمکدان می شکنید (و از سایت بهائی پژوهی سوءاستفاده می کنید و وقتی در عرصه منطق کم می آورید بهانه می آورید و چند فحش نثار بهائی پژوهی می کنید و می گریزید) آبروئی برای بهائیت نزد محققان باقی می گذارند؟! گفتیم مصادره به مطلوب نکنید و اول اثبات نبوت برای باب و بها بکنید و بعد آنها را در ردیف پیامبران الهی قرار دهید .گفتید این کار را می کنم اما پس از پانزده روز جا زدید (شاید هم تشکیلات بیت العدلی به شما گفت صلاح نیست)و بهانه کودکانه می آورید که اگر بگویم شما اعتراض می کنید! یعنی انتظار دارید هر سخن شما را ایرانیان فرهیخته ، کورکورانه بپذیرند و به نقد ننشینند و اول و آخرش را نکاوند و مثل شما اسیر تشکیلات شده سخنان واحدی را به اشکال متعدد در سایت ها یکطرفه تکرار کنند؟! نه عزیزم ،این خبر ها نیست بگو چرا باب پیامبر است( همان بابی که دستور سوزاندن همه کتب و کشتن همه نفوس غیر بابی را داده است) 

3-به دروغ ادعا کرده اید که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرموده اند "اناالله".لطفا مدرک آن را بدهید و جای این گفته را در قرآن نشان دهید و اگر ندادید بدانید سایر سخنان شما را نیز از نوع این دروغ ها خواهند شمرد. و بدانید با این ادعاهای دروغ نمی توانید ادعای خدائی جناب بها را رفع و رجوع نمائید .مطلب بالاتر از این حرفهاست.جناب بها خودش را ذات خدا و خدا آفرین خوانده و شما که هیچ امثال داوودی هم نتوانستند جواب مقنعی دست و پا کنند! 

4-در مورد اینکه بهائیت به معاد جسمانی معتقد نیست ،خوب اعتراف کرده اید زیرا همین دلیل برای بطلان بهائیت کافی است که از ادیان الهی نیست زیرا همه ادیان الهی به جسمانیت معاد اعتقاد دارند.خدای متعال در قرآن کریم از قول یک کافر که معاد جسمانی را غیر ممکن می شمرد و با پودر کردن یک استخوان پوسیده با شگفتی می پرسد چه کسی این استخوان پوسیده را زنده می کند می فرماید:او مثالی برای ما زد در حالی که خلقت خودش را فراموش کرد(که ما او را چگونه آفریدیم) بگو همان کسی این استخوان پوسیده را زنده می کند که برای اولین بار آن را از هیچ خلق نمود: و ضرب لنا مثلا و نسی خلقه قال من یحیی العظام و هی رمیم؟! قل یحییها الذی انشاها اول مره و هو بکل خلق علیم(سوره یس ،آیات 78 و 79) آن اعتراضات شما هم ریشه در همان استبعاد های امثال آن عرب دارد که صریحا خدای متعال پاسخش را داده است... 

ادامه بحث با سیام... 

آری،در دین نبودن بهائیت بخاطر انکار معاد جسمانی صحبت می کردیم.اعتراض سیام به اینکه اگر معاد جسمانی باشد روی زمین برای همه انسانهای تاریخ جا کم می آید(!) شاید ناشی از این است که او به خدای قادر قاهر اعتقاد ندارد که انسانها و مخلوقات شگفت و دریاها و جنگل هاوآسمانهاو سیارات و کرات و کهکشانهای بیشمار را خلق کرده است .زیرا بهائیان خدایشان میرزا حسینعلی بهاست که خود را خدا آفرین خوانده است.قطعا کسی که خدایش میرزا حسینعلی است برایش سخت است بپذیرد این خدای فوت شده بتواند زمین را برای حشر انسانها وسیع نماید یا برای آخرت نوری خلق نماید که افراد در تاریکی نباشندیاپس از زلزله شدید در زمین و انفطار آسمان و تکویر  شمس و...افراد به امر الهی بصورت جسمانی دوباره زنده شوند و به حسابهاشان رسیدگی شود...! 

5- گفته اید:("اگر بخواهم این سوالها را ادامه بدهم باید چند روزی را فقط تایپ کنم. استغفرالله نمی خواهم بگویم قرآن و ادیان دیگر دروغ گفته اند. خداوند بنده را از زمین بردارد اگر چنین منظوری داشته باشم. تمامی سخنان ادیان گذشته راست است ولی در لباس تشبیه و تجسم پوشیده شده")!! اولاهزار و چهارصد سال است از این اشکالات موهن به اسلام گرفته اند و اسلام خم به ابرو نیاورده و چون اهل منطق است همه را جواب مقنع و مستدل داده است.شما فکر می کنید اولین کسی هستید که به اسلام ایراد می گیرید (آن هم از این نوع اشکالات که چطور خدا می تواند همه انسانها را روی زمین جا بدهدیا بعد از تاریکی خورشید زمین را روشن کند یا...)؟! هم کیش های شما در سایت هاشان روزانه از این اشکالات زیاد می گیرنداما ره به جائی نمی برند و هرروز گرایش به اسلام در جهان بیشتر می شود آنهم از نوع گرایش روشنفکران و فرهیختگان امثال حامد الگارها ،ماری شیمل ها و...امروز آمار مسلمین جهان از مرز دومیلیارد انسان فراتر رفته است و همچنان می رود...لذا نگران ادیان الهی نباشید بلکه نگران آئینی باشید که باسم "بابیت" دستور کشتن همه انسانهای غیر بابی را می دهد و باسم بهائیت می گوید روی پیشانی دزد انگ بزنید و هر کس آپارتمانی را آتش زد او را بسوزانید و کله ها را نتراشید و موها رابلند نکنید و مهریه زن شهری راطلا و زن روستائی را نقره بدهید و.... 

6-اینکه بگوئید معاد و ملائکه و شیطان ،تشبیهی است روحانی و آنها جسمانی نیستند با کتاب های خودتان هم در بعضی جاها نمی سازد یعنی در متون خود دچار تناقض هستید و این هم دلیل دیگری بر بطلان شماست زیرا دینی که از ناحیه خدا باشد هرگز دچار تناقض نمی شود... امید است مرا ببخشید و باز هم دعوت می کنم حرف های مستدل و مستند اگر دارید ارائه نمائید که استقبال می کنیم. 

برای شما سلامت و هدایت آرزومندم.ایرانی 

siam 

پنجشنبه، ۰۵ شهریور ۱۳۸۸ 

جالب است که اگر بنده از قرآن مثال بیاورم و بگویم این آیات اگر بخواهد معنای ظاهری داشته باشد با عقل جور در نمی آید پس حتما معانی باطنی دارند، جناب ایرانی می گویند به قرآن توهین کرده ام و مقدسات اسلامی را به باد سخره گرفته ام. ایشان بین خرافات و کج فهمی ها با مقدسات و حقیقت اسلام تفاوتی نمی گذارند و سوالاتی که مربوط به ایرادات علمی در باب اعتقادات خرافاتی است را به حقیقت اسلام ربط می دهند. خداوند در قرآن می فرمایند که قیامت برپا می شود و هیچ کدامتان نمی فهمید. که همین طور هم شد. خود قرآن آیاتش را به محکمات و متشابهات تقسیم می کند. پس چطور با این قطعیت تفکر خودتان را (که به ارث برده اید) حقیقت محض می پندارید؟؟؟... 

گفتید همه ی ادیان به معاد جسمانی معتقدند. همه ی ادیان یا همه ی پیروان ادیان؟؟؟؟ پس چرا هر دینی برای خودش معاد و بهشت و جهنم را یک نوع تجسم می کند؟؟؟؟؟؟ در مورد سوالهای بنده نسبت به معاد جسمانی، فقط چندتایی را پاسخ گفتید و طبق عادتتان سوالها را توهین به اسلام خواندید. در ضمن با دلیل عوام فریب (خداوند قادر است هر کاری بکند) که نمی شود پاسخ به این حرفها داد. مگر خداوند فقط قادر است؟؟؟؟؟؟ نه خیر خداوند دانا نیز هست. عالم نیز هست. حکیم نیز هست. حکیم یعنی اینکه کار بیهوده ای نمی کند. بر پا کردن محکمه ی الهی این تشریفات عظیم را واقعا می خواهد. یک بار همه بیدار شوند. یک بار همه از خاک بیرون بیایند. کوهها جابه جا شود. خورشید بیافتد. ماه خاموش شود. آسمان شکافته شود. صوری تهیه شود که با دمیدن آن چه اتفاقها که نمی افتد و ... اصلا مگر می شود که خورشید و ستاره ها بیافتند؟ مگر توپ پینگ پنگ هستند؟ اصلا مگر می شود آسمان شکافته شود؟ مگر کاغذ است؟ اگر یکی از این اتفاقات بیافتد چنان تغییری ایجاد می کند که نوبت به دومی نمی رسد. اگر خورشید کمی به زمین نزدیک شود، آن را می بلعد و زمینی باقی نخواهد ماند و باقی مراحل انجام شود. هر انسان عاقل و مومنی می داند که تمامی اینها نشانه است. جزو آیات متشابهات است. اگر بجای ایراد به کتابهای بیان فارسی و ایقان آنها را با تعمق می خواندید مفاهیم این تشبیه ها را دریافت می کردید. صور به معنای ندای ظهور جدید است. دو بار پشت سر هم در صور دمیده می شود چون دو ظهور پی در پی (حضرت اعلی و حضرت بهاءالله) ندای الهی را به گوش همه رساندند. آسمان، یعنی آسمان دین. امروز می بینیم که چطور دین الهی آسمانش شکافته شده. با نام دین چه ها که نمی کنند و چیزی جز پوسته از آن نمانده. از آنجایی که خداوند به نور تشبیه می شود. خورشید همان فرمایشات و دین اوست که دیگر از بین میرود یعنی عمل نمی شود. مثل جامعه ی کنونی. ستارگان و ماه ( نورهای کم نسبت به خورشید) همان علما هستند که مقامشان کم کم از بین می رود. کوهها همان احکام محکمی هستند که جابه جا شده و دیگر اجرا نمی شوند و ........ 

irani 

جمعه، ۰۶ شهریور ۱۳۸۸ 

قیامت و معاد جسمانی 

گفتید در بهائیت معاد و قیامت جسمانی در کار نیست و مقصود از قیامت ،آمدن باب و بهاست! و نیز گفتید این کارهای شگفت مثل تکویر شمس و زلزله در زمین و دوباره زنده شدن انسانها و... با علم و عقل شما جور در نمی آید... عرض کردم قیامت و معاد جسمانی،از اصول ادیان الهی است _اگر مطالعه بفرمائید_ و در قرآن کریم صفحه ای را باز نمی کنیدکه آیه یا آیاتی را در مورد این معاد جسمانی مشاهده نفرمائید.برای خدائی که این مظاهر خلقت را از هیچ آفریده ،بعث و بر انگیختن و خلقت دوباره آنها آسان تر است از خلقت اولیه آنها.آیه ای را از سوره "یس" برای شما نقل نمودم که خداوند در پاسخ عربی که می گفت آیا این استخوان پوسیده دوباره زنده می شود فرمود بلی زنده می شود و خداهمانطور که آن را آفرید دوباره زنده اش می گرداند. بیش از دوهزار آیه با ده ها واژه متفاوت در قرآن کریم به حقیقت این موضوع اشاره دارد. این استبعادهای شما که اگر این اتفاقات حادث شود نظم جهان به هم می خوردبرای من و شما سخت است نه برای خدای عالم و قادر که از روی علم و قدرت این جهان را آفریده و بخاطر"حکمت"آن را بر هم زده سپس دوباره به نوعی دیگر می آفریند و معاد جسمانی وقیامت را بر پا می کند تا وعده های خود را محقق نماید و آن" حکمت"، رسیدگی به اعمال انسانها و پاداش به نیکو کاران و جزادادن به بدکاران و تحقق عدل الهی است. آری معاد جسمانی،"تحقق عدل الهی"است .اگر این معاد نباشد همه ارسال رسل و انزال کتب و اتیان شرایع لغو می شود.زیرادر آنصورت خداوند خلقت را طوری آفریده که بدکاران هرگونه خواستند در این دنیا به دیگران ظلم و تعدی نمایند و جزا و حسابی هم در کار نباشد! این چه خدائی است که اجازه می دهد آدمیان هر کاری بکنند و شرایع را زیر پا بگذارند و رسولان الهی را به قتل بر سانند و مظلومان را له کنند و  وقتی هم مردند تمام شود و حساب و میزان و جزائی هم پس از مرگ در کار نباشد؟! عدل الهی ایجاب می کند معاد جسمانی در کار باشد و آیات الهی نیز همین را می فرمایدو این موضوع از اصول بنیادین ادیان الهی است. در این زمینه هزاران کتاب نوشته شده و ادله عقلی و علمی بسیار اقامه گردیده که می توانید به آنها مراجعه نمائیدو اگر خواستید میتوانیم در تاپیک مستقلی به آن بپردازیم... "قیامت" ، یکی از صد ها واژه ای است که به این حقیقت بزرگ اشاره دارد.واژه هائی همچون آخرت ،بعث ،ساعه،میزان ، نشور ، واقعه ، میقات روز معین ،طامه الکبری و... از این حادثه عظیم که تجلی عدل خداوندی است یاد می کند.شایسته است سخن در این زمینه را با نمونه ای از این آیات شریفه به پایان برم: 

انهم کانوا قبل ذلک مترفین * و کانوا یصرون علی الحنث العظیم * 

وکانوا یقولون ائذا متنا و کنا ترابا و عظاما ، اءنا لمبعوثون؟! اوآباء ناالاولون؟! قل ان الاولین و الاخرین لمجموعون الی میقات یوم معلوم* ثم انکم ایها الضالون المکذبون لاکلون من شجر من زقوم فمالئون منها البطون فشاربون علیه من الحمیم...(الواقعه/45-54) 

اینان ،پیش از این ناز پرورد و خوشگذران و ستمگر بودند و بر گناهان کبیره مداومت می ورزیدند ومی گفتند که اگر مردیم و خاک و استخوان شدیم آیا بر انگیخته می شویم؟! آیا پدران و نیاکان نخستین ما هم بر انگیخته می شوند؟!بگو همانا همه پیشینیان و پسینیان در موعد روز معین (میقات بوم معلوم) گرد هم می آیند و آنگاه ای گمراهان دروغ انگارنده (وعده های الهی)از درخت زقوم خواهید خورد  و شکم های خود را از آن انباشته می سازید و پس از آن آشامنده آب جوشان (حمیم) خواهید بود... 

پس توجیهات شما بهائیان منکر معاد جسمانی، در برابر این آیات محکمات ، بهائی ندارد بلکه انکار شما بر این امر اصولی ریشه در تفکر بشری و غیر الهی دارد.آیا آمدن باب و بها با آن تعالیم یاد شده در حقوق شهروندی، معنای معاد جسمانی و قیامت است؟! قرار بوده دو نفر مدعی بیایند و ادعاهائی کنندو بعد هم بمیرند و این آمدن و مرده آنها همان بعث و نشور و قیامت و معاد جسمانی و جزا و پاداش و تجلی عدل الهی باشد؟! عقل و دانش شما بهائیان این را می گوید که معاد و قیامت این است؟! صور و بعث و نشور و میزان و جهنم و بهشت ،آمدن باب و بها و مردن آنها و این تعالیم مشعشع است؟!حبذا به این معاد و این قیامت و این عدل الهی !! 

تمام حقوق این پورتال برای مؤسّسه بهائی‌پژوهی محفوظ است.

کپی‌رایت© بهائی‌پژوهی؛ ۱۳۹۶-۱۳۸۵.

Back To Top