پرسش – آیا در بهائیت زنان و مردان مساوی هستند؟

105

پرسش

آیا در بهائیت زنان و مردان مساوی هستند؟

پاسخ نخست

هیچکدام از رهبران بهائی از نسوان نبوده و بنا به نصوص بهائی نسوان حق عضویت در بیت العدل اعظم الهی را ندارند 

 

این مسئله که علیرغم تأکید آموزه‌های بهائی بر تساوی حقوق رجال و نساء هیچکدام از رهبران روحانی عالی‌رتبه این آئین از زنان نبوده است؛ بسیار بحث‌انگیز است. این مسئله از همان ابتدای پیدایش آئین بهائی مطرح بوده و سؤالاتی را در ذهن پیروان این آئین بویژه پیروان مؤنث این آئین مطرح کرده است به‌عنوان نمونه در کتاب گلزار تعالیم بهائی آمده است: 

 

“سؤال خانمی بحضور مبارک عرض شد که گفته بود تا حال از جانب خدا زنی مبعوث نشده و همه مظاهر الهيّه رجال بوده اند . فرمودند: ” هر چند نساء با رجال در استعداد و قواء شريکند ولی شبهه ای نيست که رجال اقدمند و اقوی حتّی در حيوانات مانند کبوتران و گنجشگان و طاووسان و امثال آنان هم اين امتياز مشهود “.(2) 

 

در اینجا مشاهده می‌شودکه به صراحت جناب میرزا حسینعلی نوری بیان می‌کند که رجال بطور ذاتی نسبت به زنان برتری دارند چه که می‌فرمایند:”شبهه ای نيست که رجال اقدمند و اقوی ” و در توجیه این برتری ذاتی مثالی از عالم حیوانات ارائه می‌کنند که چون در عالم حیواناتی چون کبوتران و گنجشگان و طاووسان و امثال آنان هم اين امتياز مشهود است لذا به همین دلیل می‌توان نتیجه گرفت که در عالم انسانی نیز شرایط به همین نحو باید باشد. 

 

خانمهای بهائی! وقتی رهبر شما رجال را بطور ذاتی اقدم و اقوی از نساء می‌داند چگونه می‌توان پذیرفت که ایشان واقعاً به مسئله تساوی حقوق رجال و نساء معتقد بوده‌اند؟ آیا اینکه ایشان می‌فرمایند:”شبهه ای نيست که رجال اقدمند و اقوی ” مصداق بارز تبعیض جنسی با دیدگاه مردانه نیست؟ آیا وقتی رهبری چنین دیدی نسبت به جنس مؤنث دارد می‌توان توقع داشت که احکامی که وضع می‌کند براساس تساوی حقوق رجال و نساء باشد؟ 

 

از این دیدگاه تبعیض آمیز که بگذریم به دیدگاه تحقیرآمیز و توهین‌آمیز موجود در فرمایشات رهبران بهائی نسبت به جنس مؤنث می‌رسیم. همانطور که در این فرمایش اخیر جناب میرزا حسینعلی نوری مشاهده شد برای تبیین حقوق نساء مثالی از عالم حیوانات آورده شده بود. جناب عباس افندی نیز برای تبیین حقوق نساء همچون پدر، به عالم حیوانات توجه دارند. آنجا که می‌فرمایند: “همينطور در عالم حيوان نظر ميکنيم جميع ذکور و انثی است امتيازی در ميان نيست در جميع مراتب مساويند و در جميع وظائف حيوانی شريکند ولی چون نظر در عالم انسان ميکنيم می بينيم تفاوتست “(3) 

 

مشخص است که رهبران بهائی برای تبیین حقوق نساء در آئین بهائی به عالم حیوانات رجوع کرده‌اند اگرچه به جمعبندی واحدی در این زمینه نرسیده‌اند جناب میرزا در عالم حیوانات میان جنس نر و ماده تفاوت و امتیاز مشاهده کرده است اما جناب عبدالبهاء”>عباس افندی تساوی در جمیع مراتب. به هر حال، آنچه اهمیت دارد این است که رهبران آئین بهائی براساس مشاهدات خود از عالم حیوانی سیع در تبیین حقوق نساء کرده‌اند. براین‌اساس مشخص می‌شود که جایگاه زن در آئین بهائی چه جایگاهی است: جایگاهی همچون گنجشک، سگ، کوسه و امثال آن. بسیار مایه‌ی تأسف است که کسانی که مدعی ارزش نهادن به مقام زن هستند تا این حد او را نازل کرده‌اند که برای تبیین حقوقش آن را با حیوانات مقایسه می‌کنند. علاوه بر اینکه در آئین بهائی هیچکدام از از نسوان نبوده‌اند شاهد آن هستیم که زنان حق انتخاب شدن برای عضویت در بیت العدل اعظم الهی که عالیترین مرجع تصمیمگیری در شرایط فعلی بهائیت است را ندارند. نکته جالب در این زمینه این است که مسئله تحریم عضویت زنان در بیت العدل و تناقض آن با اصل تساوی حقوق رجال و نساء بگونه‌ای است که جناب شوقی افندی در این باره اذعان داشته‌اند: 

 

“از آنجا که جناب عباس افندی فرموده اند حکمت این موضوع در آینده ظاهر خواهد شد، ما با اطمینان به صحت مطلب باید آن را قبول کنیم ولی نمی توانیم برای فرونشاندن اعتراضات حامیان نهضت زنان توجیهی ارائه دهیم”(4) 

 

مسئله تحریم عضویت زنان در بیت العدل اعظم الهی علیرغم اصل اساسی تساوی حقوق رجال و نساء در آئین بهائی شاهد دیگری است بر اینکه این آئین به آن اصل اعتقاد نظری و عملی ندارد و بوضوح وجود دیدگاه مردسالارانه را در آموزه‌های بهائی نشان می‌دهد مع الوصف رهبران بهائی اصرار دارند:”نساء و رجال کلّ در حقوق مساوی بهيچوجه امتيازی در ميان نيست”(5) 

 

خانمهای بهائی! این چه تساوی میان حقوق رجال و نساء است که نساء حق عضویت در مهمترین مجمع روحانی بهائی را نداشته باشند لکن رجال چنین حقی را داشته باشند؟ آیا داشتن حق عضویت و ممنوعیت عضویت در بیت العدل به معنی تساوی حقوق رجال و نساء است؟ آیا این هم از مصادیق ممتاز بودن مردان در آئین بهائی نسبت به نسوان نیست؟ 

 

 

 

پینوشتها: 

 

1-15 جولای 1947 

2- گلزار تعالیم بهائی، ص:288 

3- خطبات حضرت عبدالبهاء جلد1، ص:163 

4- 15 جولای 1947 

 

5-گلزار تعالیم بهائی، ص:283