مبدا تاریخ اسلام

وجود يك تاريخ معيّن و ثابت در زندگاني اجتماعي بشر ضروري است. خداوند، تعيين «مواقيت» را دليل اختلاف شكل هاي هلال ماه معرفي مي كند. مطالعه تاريخ نشان مي دهد كه همه امت ها و ملت هاي مختلف، تاريخ ويژه اي براي خود داشته اند و هر كدام از اين تاريخ ها، مبدأ خاصي داشته است. رويدادهايي مانند پيدايش بشر و هبوط آدم، توفان نوح، سال سرنگوني ابرهه در حمله به خانه خدا (عام الفيل) و... از مبدأهاي تاريخ بوده اند. اين مطلب روشن مي كند كه همه ملت ها بر اساس فطرت خود، رخدادهايي را مبدأ تاريخ خويش قرار داده اند كه اهميت داشته است.
حال، در دنياي اسلام اگر قرار باشد رخدادي را مبدأ تاريخ قرار دهيم، كدام رويداد شايسته تر است؟ كدام يك از سال هاي تولد پيامبر، بعثت پيامبر يا سال هجرت پيامبر از مكه به مدينه اهميت بيشتري در تاريخ اسلام دارند تا مبدأ تاريخ قرار گيرند؟ بي شك، همه اين موارد در تأسيس حكومت جهاني اسلام و فروپاشي امپراتوري هاي بزرگ جهان نقش بسزايي داشته اند، ولي در اين ميان، نقش هجرت در ايجاد حكومت اسلامي از همه رخدادهاي ديگر چشم گيرتر است.
اعراب پيش از اسلام، عام الفيل را مبدأ تاريخ قرار داده بودند و امور خود را بر اساس آن تنظيم مي كردند. رسول خدا صلي الله عليه و آله در اين سال زاده شد، ولي اينكه چرا مسلمانان آن را مبدأ تاريخ خويش قرار ندادند، به اين دليل است كه آن حادثه با ايمان آوردن مسلمانان گره نخورده بود. سال بعثت نيز مبدأ تاريخ اسلام شمرده نشد؛ چون در آن زمان شمار مسلمانان از سه نفر تجاوز نمي كرد، ولي در سال اول هجرت، مسلمانان به يك پيروزي مهم دست يافتند و زمينه ايجاد يك حكومت جهاني اسلامي را فراهم آوردند و در منطقه اي آزادانه تمركز يافتند. ازاين رو، آن سال، مبدأ تاريخ اسلامي قرار گرفت. در اين ميان، پرسش اين است كه چه كسي اين مبدأ را براي تاريخ اسلام در نظرگرفته است؟
بيشتر سيره نويسان بر اين باورند كه تعيين هجرت نبوي به عنوان مبدأ تاريخ مسلمانان، در زمان خلافت خليفه دوم و به دستور وي بوده و همه بر اين باورند كه حضرت علي عليه السلام اين پيشنهاد را داده است. «... در ربيع الاول سال 16 هجري، عمر بن خطاب براي نخستين بار مبدأ تاريخ را تعيين كرد. علت اين كار، آن بود كه سندي را پيش عمر بردند كه تاريخ پرداخت دَيْنِ آن ماه شعبان بود. عمر پرسيد كدام شعبان؟ آيا اين شعبان، يا شعبان آينده يا گذشته؟ سپس مردم را جمع كرد و به آنها گفت: براي مردم چيزي وضع كنيد كه با آن، وقت رسيدن ديون خود را بشناسند.
برخي گفتند: به سبك فارسي (هرمزان ايراني) تاريخ گذاري كنيد؛ يعني همان گونه كه فارس ها آغاز سلطنت پادشاه خود را مبدأ تاريخ قرار مي دادند، ... شما هم چنين كنيد، ولي اين پيشنهاد رد شد. بعضي گفتند: مبدأ تاريخ را از زمان اسكندر قرار دهيد. اين پيشنهاد نيز به دليل طولاني بودنِ زمان آن پذيرفته نشد. گروهي ديگر گفتند سال بعثت پيامبر را مبدأ تاريخ قرار دهيد و دسته اي ديگر سال تولد پيامبر را پيشنهاد كردند. امير مؤمنان آخرين كسي بود كه پيشنهاد كرد. او گفت: سال هجرت پيامبر از مكه به مدينه را مبدأ تاريخ قرار دهيد؛ زيرا اين واقعه براي همه مردم مشخص است. آن گاه عمر و صحابه اين پيشنهاد را پذيرفتند و عمر دستور داد سال هجرت، مبدأ تاريخ قرار گيرد».
يعقوبي در زمينه رخدادهاي سال 16 هجري مي نويسد:
در آن سال نامه ها را تاريخ گذاري كردند و تصميم گرفتند كه سال بعثت مبدأ تاريخ باشد. برخي ديگر گفتند سال تولد رسول اكرم صلي الله عليه و آله مبدأ در تاريخ باشد، ولي علي عليه السلام پيشنهاد كرد كه آغاز تاريخ، هجرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله باشد.
در مقابل اين نظريه، برخي تاريخ نگاران (كه بيشتر شيعه هستند) معتقدند در زمان خود رسول اكرم صلي الله عليه و آله و به دستور شخص ايشان، هجرت، مبدأ تاريخ قرار گرفته است.
تاريخ نويسان موارد زيادي را نقل كرده اند كه در آنها، پيامبر مكاتبه هايي داشته است كه همه آنها به سال هجري، تاريخ خورده اند. براي مثال، به چند نمونه اشاره مي كنيم:
1. نامه صلحي كه امام علي عليه السلام به دستور پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله براي نصاراي نجران نوشت، به سال پنجم هجري قمري تاريخ خورده است. در اين رساله آمده است: «وَ اَمَرَ عَلِيّا اَنْ يَكْتُبَ فيهِ اِنَّهُ كُتِبَ لِخَمْسٍ مِنَ الْهِجْرَةِ؛به علي عليه السلامدستور داد در آن نامه بنويسد كه اين نامه، در سال پنجم هجري نوشته شد».
2. در روايت است كه سلمان فارسي از حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آلهوصيتي خواست و پيامبر به علي عليه السلام املا فرمود و حضرت نوشت. آن گاه در پايان اين نامه، پيامبر دستور داد در آخر نامه نوشته شود: «كَتَبَ عَليُّ بْنُ اَبيطالِبٍ بِاَمْرِ رَسُولِ اللّهْ فِي شَهْرِ رَجَبِ سِنَةَ تِسْعٍ مِنَ الْهِجْرَةْ؛ اين نامه به دست علي عليه السلامو به دستور رسول اكرم صلي الله عليه و آلهدر ماه رجب سال نهم هجري نوشته شد».
3. تاريخ نگاران از قول پيامبر درباره شهادت امام حسين عليه السلام نقل كرده اند كه حضرت به ام سلمه فرمود: «حسين عليه السلامدر پايان سال 60 هجري شهيد مي شود».
افزون بر اين موارد، نظريه هاي برخي تاريخ نويسان نيز اين مطلب را تأييد مي كند كه بنيان گذار تاريخ هجري، شخص رسول اكرم صلي الله عليه و آله بوده است. از آن جمله، تاريخ طبري مي نويسد: «لَمّا قَدِمَ رَسُولُ اللّهِ صَلَي اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلْمَدينَةَ اَمَرَ بِالتّارِيِخِ؛ وقتي رسول اللّه صلي الله عليه و آله وارد مدينه شد، به ثبت تاريخ دستور داد.» همچنين حاكم از ابن عباس نقل مي كند كه: «تاريخ هجري از سال اول كه پيامبر به مدينه وارد شد، تعيين گرديد».
البته آنهايي كه با توجه به قرينه ها و شواهد تاريخي، نبي اكرم صلي الله عليه و آله را بنيان گذار تقويم هجري مي دانند، در برخورد با تاريخ نگاراني كه خليفه دوم را وضع كننده هجرت به عنوان مبدأ تاريخ معرفي مي كنند، مي گويند آنچه در زمان عمر روي داد، تغيير دادن مبدأ سال از ربيع الاول به محرم بوده است.
در اينكه چه كسي پيشنهاد داده است تا مبدأ سال از ربيع الاول، يعني ماه هجرت پيامبر، به محرم منتقل شود، اختلاف نظر وجود دارد. برخي گفته اند شخص پيشنهاددهنده عثمان بن عفان بوده است. دسته اي عبدالرحمن بن عوف را پيشنهاددهنده مي دانند و گروهي ديگر گفته اند پيشنهاددهنده، علي عليه السلام بوده است.

تمام حقوق این پورتال برای مؤسّسه بهائی‌پژوهی محفوظ است.

کپی‌رایت© بهائی‌پژوهی؛ ۱۳۹۸-۱۳۸۵.

Back To Top