طبیبان پر مدعا

به بهانه تشدید مشکلات اجتماعی اقتصادی در ارض اقدس و سکوت بیت العدل بهاییان ؟!

چندی قبل از آغاز دور جدید درگیری‌های فلسطین با عملیاتی موسوم به طوفان الاقصی ، مردم و دولت مستقر در تل‌آویو با چالش‌های متعددی دست‌به‌گریبان بودند که با آغاز عملیات نظامی حماس این چالش‌ها وارد فاز عمیق‌تری شدند. موضوع به‌این‌ترتیب خلاصه می‌شود که از سال ۲۰۰۴ به‌تدریج کیفیت زندگی در سرزمین‌های اشغالی فلسطین افت محسوسی را داشته است به‌عنوان‌مثال محققان دانشگاه تل‌آویو ساعت‌های هوشمند را به اسقاطیلی‌ها دادند و دریافتند که در جریان عملیات سیف القدس یعنی حوالی سال ۲۰۲۱ ساکنان جنوب تغییرات فیزیولوژیکی مهم‌تری نسبت به ساکنان مرکز و شمال تجربه کردند. آنها همچنین بیشتر از بدی خلق‌وخو و کیفیت خواب رنج می‌بردند.

مثلاً در میان اهالی جنوب تعداد قدم‌ها کاهش و میانگین ضربان قلب افزایش یافت و تغییرات فیزیولوژیک محسوسی رخ داد. تفاوت‌های قابل‌توجه دیگری هم به دست آمد و در مجموع زنان و جوانان در طول جنگ بیشتر از مردان و بزرگسالان آسیب دیدند.

روشن است که طی این سال‌ها جامعه اسرائیل به‌مرور دوقطبی شده است و تندرو ها با در اختیار داشتن بخشی از حاکمیت در کنیست و دولت همواره مشکلات متعددی را در بدنه ترکیبی مهاجران ایجاد نموده‌اند. اختلافات عمیق بین یهودیان اروپایی تبار و مهاجران افریقایی تبار که نوعاً از طریق اریتره وارد این سرزمین شده‌اند حتی با گذشت چند نسل از سکونت در سواحل شرقی مدیترانه هنوز شکلی از جامعه متحد را نشان نمی‌دهد. از سوی دیگر به جز اختلافات یهودیان اشکنازی با مزراحی و سفاردی مشکلات دیگری مانند تندروهای یهودی هم آشکارا موجودیت اسرائیل را تهدید می‌کند به‌خصوص آن که این تندروهای یهودی معروف به یهودیان ارتدکس مطابق آمارها حدود یک‌چهارم ساکنین یهودی اسرائیل را شامل می‌شوند. این گروه با برداشت‌های بسیار متعصبانه از آموزه‌های تلمود و دستورات خاخام‌های خود عملاً راه هر گونه زیست مدرن اجتماعی را بسته‌اند تاحدی‌که حتی گاهی انتشار تصاویر سبک زندگی این گروه جزو تفریحات فضای مجازی جهانیان شده است که بیشتر هم ناشی از نگاه خاص آنان به موضوع زن و تفاوت‌هایی است که برای حضور و فعالیت زنان در جامعه اعمال می‌کنند.

اعتقادات متعصبانه خاص آنها در تعامل با دیگران حتی سایر یهودیان هم باعث لکنت در تعاملات اجتماعی در شهرهای بزرگی مانند تل‌آویو و حیفا شده است . حتی توریست‌هایی که تا قبل از ماجرای طوفان الاقصی به این کشور سفر کرده بودند هم خاطرات ناخوشایندی از این رفتارها گزارش کرده‌اند.

حالا اگر به این معجون بی‌ثباتی و مشکلات سیاسی‌اجتماعی داخلی موضوع جنگ با حماس و حزب‌الله را اضافه کنیم انبار باروتی در شرف انفجار و نابودی هویت اجتماعی خواهیم داشت. جنگ خود به‌تنهایی می‌تواند ویرانگر هر تمدنی باشد از سوی دیگر چندین ماه است که بسیاری از ساکنان مناطق پر تنش شمال و جنوب سرزمین‌های اشغالی در هتل‌ها و سکونتگاه‌های موقت به سر می‌برند و عملاً از روند کار زندگی و تحصیل به‌دور افتاده‌اند. گاهی چندین بار در شبانه‌روز صدای آژیرها مردم را به فرار به سمت پناهگاه‌ها فرامی‌خواند. حتی اگر از آسیب‌های جسمی و مالی این تنش‌ها بگذریم به نظر می‌رسد تا سال‌های سال مردم ساکن این سرزمین‌ها امکان و روحیه یک زندگی متعارف را نخواهند داشت

در چنین جامعه‌ای تبلیغات فرد یا گروهی ادعا کند که دارنده اکسیری برای بهبود جامعه است و توانایی بهبود کیفیت زندگی همه را بر پایه تعالیم نوینی از آخرین دین دارد چگونه ارزیابی می‌شود آن هم وقتی هر روز در سازمان ملل و سایر نهادهای بین‌المللی از موفقیت‌های خود آمار و ارقام ارائه می‌دهد و کنفرانس‌هایی در سطح جهان با عنوان صلح و زندگی برپا می‌کند.
آنها می‌گویند سال‌هاست که کتاب‌هایی را برای بهبود مشکلات مردم جهان آماده کرده‌اند و هزاران مبلغ را در کشورهای فقیر و درحال‌توسعه برای حل مشکلات معیشتی و فرهنگی تربیت‌کرده‌اند روزی نیست که این گروه از موفقیت طرح‌های خود در ده‌ کوره‌های دور از دسترس بشر گزارشی منتشر نکند. آنها بر این موضوع تأکید دارند که در تمامی این فعالیت‌ها از خود مردم بومی این مناطق استفاده شده است و حتی بناهای خود را بر پایه فرهنگ محلی برای خدمت به مردم محلی بنا کرده‌اند. این گروه اعلام می‌کند که با استفاده از ظرفیت‌های محلی و آموزش‌های بین‌المللی مبلغان خود گفتگوهایی را برای صلح جهانی ترتیب می‌دهد و این کارها را بسیار مؤثر می‌داند . رسانه‌های این گروه همواره خود را منجی زنان می‌داند و یکی از تعالیم خود را برابری زنان و مردان عنوان می‌کند موضوع اجتماعی زنان را از محورهای تبلیغاتی این گروه بوده است. به گفته رسانه‌های متعلق به این گروه گاهی برای حضور در یک روستای چند صدنفره در دل جنگل‌های آمازون و ارائه تعالیم مشکلات زیادی را تحمل می‌کنند و ذکر این مشقت‌ها جزو صحبت‌های متعارف این گروه‌هاست.

درست حدس زدید این گروه بهاییت همان تشکیلاتی است که مقر آن در حیفاست. در همین حیفاست که آوارگان فراری از جنگ‌های شمال و جنوب اسرائیل ظرفیت هتل‌ها را پر کرده‌اند؛ اما در مشروعات زیر زمینی کوه کرمل و اقامتگاه‌های خالی زائران ارض اقدس اجازه سکونت ندارند!

در همین حیفاست که هر روز ناآرامی‌های اجتماعی و تظاهرات آزادی اسرای غزه به گوش می‌رسد؛ اما در بیانیه‌های بیت‌العدل کوچک‌ترین بازتابی ندارد.

در همین حیفاست که بخش بزرگی از یهودیان ارتودکس مشکلات زیادی را برای حضور اجتماعی زنان و حتی بیلبوردهای تبلیغاتی آنان ایجاد می‌کنند؛ اما هیچ‌وقت گزارشی از تلاش برای ایجاد فرهنگ برابری بین مردم محلی حیفا از سوی بیت‌العدل نشنیده‌ایم.

در همین حیفاست که کودکان خانواده‌های فراری از موشک‌های حزب‌الله در شمال و حماس در جنوب ماه‌هاست ساکن هتل‌ها و اقامتگاه‌های موقت شده‌اند مشکلات فراوانی برای تحصیل دارند؛ اما مخاطب هیچ کلاس اطفالی نبوده‌اند

در همین حیفاست که نوجوانان با آسیب‌های شدید ناشی از آژیرهای وقت‌وبی‌وقت مواجه هستند. انفجارهای نامعلوم در سکوت خبری پی‌درپی اتفاق می‌افتند پهپادها با گنبد آهنین در کش‌وقوس هستند؛ اما هیچ توان‌دهی روحانی نوجوانانی برای کاهش آسیب‌های ناشی از جنگ برای این گروه تعریف نشده است.

در همین حیفاست که هزاران خانواده سربازان کشته، زخمی یا اسیر اسرائیلی نیاز فراوان به رسیدگی‌های اجتماعی دارند و دولت نتانیاهو هم به‌خاطر ده‌ها میلیارد دلار هزینه‌های جنگی‌اش امکانی برای بهبود شرایط زندگی و آسیب‌های روحی این گروه ندارد؛ اما باز خبری از طرح دیدگاه‌های آئین بهائی در این امور نیست

اما

در همین حیفاست که برنامه ریزی هزینه‌های میلیاردی برای ساخت یک آرامگاه بدون هیچ هویت بومی، محلی همچنان جریان دارد و هرازچندی خبری از تکمیل یک فاز آن با وجود مخالفت‌های محلی و بین‌المللی و حتی آتش‌سوزی مشکوک آن به گوش می‌رسد.

در همین حیفاست که نسخه‌هایی برای صلح جهانی در مناطق صعب‌العبور افریقا تا جزایر اقیانوس آرام پیچیده می‌شود.

در همین حیفاست که مؤسسات ملهم از تعالیم بهایی مجوز نشر کتاب‌های روحی را برای اقدامات اجتماعی می‌گیرند و در همه‌جا به همه زبان‌ها منتشر می‌کنند.

به‌راستی اگر بهاییت برای دردهای بی‌سرانجام بشر دارویی دارد چرا این دارو را از همسایگان خود که این روزها سخت به آن محتاج‌اند دریغ می‌کند؟

و یا اگر این داروها فایده‌ای برای اهالی حیفا ندارد چرا آن را به‌زور به حلقوم جامعه جهانی می‌ریزد مگر نه این که ایشان سال‌ها قبل از تشکیل دولت اسرائیل در آنجا ساکن بوده‌اند و روابط عالی با ایشان دارند؟

حتی اگر مشکلی در انجام چنین خدمات ارزشمندی به جامعه اسرائیلی دارند چرا پس تا کنون هیچ بیانیه‌ای از آن سنخ که هر روزه برای محکوم‌کردن دولت ایران می‌دهند منتشر نشده است؟

اگر مانعی برای “قیام برای خدمت” در حیفا وجود دارد پس چرا سعی نمی‌کنند تا مردم اسرائیل را هم مانند ایرانیان ساکن مهد امرالله تحریم‌های حقوق بشری کنند؟

کل اگر طبیب بودی

سر خود دوا نمودی