نامه به روشنفکران

کاربر جدید"روشنفکر" نامه ای به فرهیختگان و روشنفکران نوشته که آن را در تاپیک "بهائیت و روشنفکران "قرار داده است.برای آنکه قضاوت یکطرفه نباشد از دوستان بهائی می خواهم نظرات خود را در مورد مطالب این نامه آزادانه در تاپیک مذکور قرار دهند.متن نامه او به شرح زیر است:

 

فرهیختگان ،

دانشمندان ،

روشنفکران ،

اساتید و فرزانگان عزیز

 

اجازه می خواهم به عنوان یک پژوهشگر ،نتایج تحقیقات خود در موضوع آئین بهائی را به اختصار با شما عزیزان در میان گذارم و متواضعانه در خواست کنم کمک کنید تا چهره ای حقیقی از این آئین فرا روی جهانیان قرار گیرد و همه آنچه مردم لازم است بدانند در دسترس شان قرار گیرد . به شما اطمینان می دهم آنچه بیان می شود کاملا مستند به متون و اسناد و کتابهای اصلی این آئین بوده و چیزی به گزاف مطرح نشده است و هماره آماده هستم تفصیل این مطالب را چنانچه مایل باشید تقدیم حضورتان کنم .

بهائیت با پیشینیه بابیت حدود یکصد و هفتاد سال قبل در ایران آغاز شد و رهبران آن خود را امام ، پیامبر ، خدا ، مظهر و گاهی هم عبد فانی لقب دادند. خود را یک " دین " می دانند که همچون سایر ادیان از وحی ، کتاب ، شریعت و تعالیم بهره مند است ...

بهائیت با پیشینیه بابیت حدود یکصد و هفتاد سال قبل در ایران آغاز شد و رهبران آن خود را امام ، پیامبر ، خدا ، مظهر و گاهی هم عبد فانی لقب دادند. خود را یک " دین " می دانند که همچون سایر ادیان از وحی ، کتاب ، شریعت و تعالیم بهره مند است . همه آن رهبران هم اکنون در گذشته اند و رهبری این جامعه به دوش هیئتی نه نفره به نام "بیت العدل" است که از مقرشان در اسرائیل اداره می شوند و به این ترتیب خود را جدید ترین دین می شمرند. اما با نگاه به تاریخ عملکرد و متون آنها این نکات روشن می شود :

 

1- این آئین از همان آغاز روش سیاسی پیش گرفته و با اقدام به ترور شاه و مخالفان و ضرب و شتم دگر اندیشان به دنبال تشکیل حکومت دینی بوده اگرچه بعدها با شعار "عدم دخالت در سیاست" خود را معرفی نموده اما از هر وسیله ای برای وصول به این هدف یعنی رسیدن به حکومت بهره گرفته اند چنانچه رد پای آنان را در شروع جنگ عراق،محققان نشان داده اند.

 

2- سازمان و تشکیلات بهائی خود حکومتی در دل حکومت هر کشور است . به نوعی که بهائیان بدون اذن آنها حق مراجعه به محاکم دولتی ومراجع قضائی را نداشته حتی برای سفر به اسرائیل هم باید از بیت العدل اجازه بگیرند و کسی که بدون اجازه آنها به اسرائیل سفر نماید مجازاتی به نام " طرد " در انتظار اوست .

 

3- بهائیان علیرغم ادعای وحدت عالم انسانی ، انسانها را نابرابر می دانند ، شیعیان را مشرک ، مخالفان خود را پشه و سوسک و چهار پا، سیاهان آفریقائی را مخلوقات گاوی ، ترک ها را نافهم که واجب الاجتنابند ، علمای اسلام را بچه گرگ و خود را گوهرو لولو و جواهر و ملکوتی می نامند . این نگاه تبعیض آمیز به انسانها در جای جای متون آنها قابل استناد است .

 

4- بهائیان ،تبلیغ دیگران به آئین خود حتی کودکان را فریضه می شمرند و می گویند بهائی که تبلیغ نکند مرده است و بدین ترتیب بیت العدل اتباع خود را در سراسر جهان با شگردهای مختلف به سراغ همه حتی کودکان می فرستد تا آنان را به بهائیت واردنمایند .

 

5- سر نهادن به ولایت بیت العدل آنچنان مطلقه است که اگر کسی بر خلاف بیت العدل و تشکیلات بهائی عمل کند حتی از حقوق خانوادگی هم محروم می شود و فرزند و همسر وبرادر و خواهر او حق مکالمه و معاشرت با او را ندارندو از همه حقوق شهروندی و حق رای و حضور در نشست ها محروم می شود .

 

6- نظام سازی بر اساس تعلیمات بهائی ،آزادی های انسان معاصر در جوامع دمکراتیک را که در قالب آزادی های اساسی مطرح است، محدود می کند : حرمت سر تراشیدن ، حرمت بلند کردن موی سر ، پرداخت جریمه فساد و فحشاء بر اساس طلا به بیت العدل ، آتش زدن کسی که خانه ای را آتش بزند ، انگ زدن به پیشانی دزد ، دفن کردن اموات در حریر و ابریشم در تابوت بلور ، حرمت سفر به اسرائیل بدون اجازه بیت العدل ، لزوم شرکت در جلسات تشکیلاتی و ضیافات ، لزوم تبلیغ و ...

 

7- بهائیان اگر چه آئین باب را منسوخ می دانند اما آنچنان احترامی به او می گذارند که زیارت قبر او را در اسرائیل ونیز مکان اقامت او در شیراز را جزئی از آئین حج دانسته اورا نتقطه اولی و مبدا آئین خود می شمرند . باب کتابی دارد به نام بیان که در آن قتل همه غیر بابیان را مباح می شمردو دستور تخریب همه بقاع و معابد را داده و تاراج اموال غیر بابیان را مباح می شمرد. چنین کسی برای بهائیان مقدس بوده آرزوی زیارت قبر او را در اسرائیل دارند .

 

8- هیچ نکته علمی در آثار بابی و بهائی نمی توان سراغ گرفت بلکه برعکس ،متون آنها پر از تنا قض و حاوی نکات غیر علمی است بطوری که هر بحث که در کتب آنها آمده مناقض آن را در چند صفحه بعد یا درکتاب دیگرشان می توان سراغ داد . چنین مجموعه پر از تناقضی چگونه دعوی سازگاری با افکار روشن امروزی را دارد ؟

 

9- تبعیت کورکورانه از تعالیم رهبران از جمله تعالیم بهائی است چنانچه بهاء الله گفته است "...کور شو تا جمالم بینی و کر شو تا صوت دل انگیزم شنوی "! همچنین او در کتاب ایقان و اقدس مردم را به دوری از همه داشته های قبلی و عدم تبعیت از دانشمندان فرا می خواند .

 

10 – در حوزه ادبیات نیز بهائیت در پی کسب موقعیت از طریق دست اندازی در آثار دیگران است . مرحوم استاد محیط طباطبائی در مقاله جالب و تحقیقی خود در ماهنامه "گوهر" نشان می دهد که چگونه اشعار میرزا طاهر کاشی را به نام طاهره قزوینی جازده اند ونیز تحقیقات نشان داده که شعر شاعری کاشانی را به نعیم اصفهانی بهائی نسبت داده اند .

 

11- تشکیلات بهائی با بزرگ نمائی جفاها و احتمالا ظلم هائی که مثل میلیونها انسان دیگر در این جهان بر آنها می رود در پی کسب حقانیت برای خویش است . در حالیکه ظلم هائی که به بهائیان می رود به مراتب کوچکتر از ظلم هائی است که بر دیگران می رود مثل هزاران ترورکور که این روزها شاهدیم افراد به خاک و خون می غلطند و نیز قربانیان جنگهای خانمان برداز که تشکیلات بهائی در مقابل آنها ساکت است ولی به مجرد اینکه یک مورد کوچک برای چند بهائی پیش می آید بوقها و رسانه های بین المللی را برای جار زدن آنها بکار می گیرند . این نه به معنای تائید آن جفاها است بلکه نشان دادن برخورد دو گانه و کسب موقعیت از طریق مظلوم نمائی است که تشکیلات بهائی به آن می پردازد.

 

12- حقوق شهروندی بهائیان مثل هر شهروند دیگر باید رعایت شود . این حق همه شهروندان در جامعه جهانی است ولی آیا بهائیان حقوق همکیشان خود را رعایت میکنند؟ آیا حق ازلیان را محترم می شمرند؟ آیا حق برادر عبدالبها در جانشینی پدرش که منصوص خود بهاءالله است و آنها را ناقضین می خوانند پرداخت کردند؟ آیا حق بهائیان ارتدکس رارعایت میکنند؟(منظور از بهائیان ارتدکس آن دسته از بهائیان هستند که رهبری بیت العدل موجود را قبول ندارند) ، آیاحق مطرودین را رعایت میکنند ؟و آیا حق دگر اندیشان را مراعات می نمایند؟ آیا بهائیان به مجرد رسیدن به قدرت حکومتی، بین همه رعایت عدالت را خواهند کرد یا چنانکه در منون آنهاست بر اساس تعالیم باب هر غیر بابی را می کشند و هر معبدی را تخریب میکنند و براساس تعالیم بهاء دیگران را سنگریزه های بی ارزش "می شمرند ؟!

 

13- در حکومت دینی که" باب "در قرن بیستم برای بشریت آورده است قتل همه دگر اندیشان دستور داده شده است او در باب 26 واحد هفتم بیان می گوید "خداوند بر هر پادشاهی که در دین بیان مبعوث می شود واجب نموده که هیچ غیر بابی را روی زمین باقی نگذارد!"حتی اگر بهائیان این تعالیم را منسوخ بدانند اما به لحاظ ارادتی که به باب دارند عملا چنین رویه ای را اگرتوسط بیت العدل درمورد غیر بهائیان عملی شود یا سکوت در مورد مظالمی که بر بشریت می رود ببینند آن را الهی تلقی می نمایند( چون کل بیت العدل را معصوم و مصون از خطا می شمرند! )از نظر "بیان" غیر بابیان نه حق مالکیت دارند و نه حق کسب و تجارت و نه حق عبادت . برای آنکه رد پای بیان را در آثار بهاء الله ببینیم به این عبارت او در کتاب بدیع توجه فرمائید:" نفوسی که از امر بدیع معرضند از رداء اسمیه و صفتیه محروم و کل از یهائم بین ید الله محشورو مذکور..." یعنی ذکر انسان به غیر بهائیان جایز نیست و همه آنها حیوان محسوب می شوند !

 

14- بهائیت به تصریح رهبرش یعنی بهاء الله آنچنان در حق غیر بهائیان لطف دارد که همه آنها را زنازاده نام می نهد و می گوید :" من ینکر هذا الفضل الظاهر المتعالی المنیر ینبعی بان یسئل عن امه حاله " هرکس منکر بهائیت است باید حال خود را از مادرش بپرسد !

 

15- در بحث برابری زن و مرد ، در بهائیت علیرغم ادعاها ،مهریه زن شهری و زن روستائی متفاوت است ، ارث دختران و پسران مساوی نیست ، زن از عضویت در بیت العدل محروم است ، از حج رفتن محروم است و خلاصه عبارت آنها برای حقوق زن و مرد این است :" هرچنا نساء با رجال در استعداد و قوا شریکند ولی شبهه ای نیست که رجال اقدمند و اقوی حتی در حیوانات مانند کبوتران و گنجشکان و طاووسان و امثال آنان هم این امتیاز مشهود! ( گلزارتعالیم بهائی ص 288 )

 

16- بهائیان از آزادی های سیاسی بی بهره اند . آنها حق دخالت در سیاست ، حق مخالفت با حاکمیت ، اعتراض به ظالمان ، شرکت در احزاب سیاسی ، حضور در انتخابات و خلاصه فعالیت سیاسی در کشورها و اعتراض به حاکمان و زمامداران را ندارند : بهاء الله در اقدس می گوید " لیس لاحد ان یعترض علی الذین یحکمون علی العباد "یعنی هیچکس حق ندارد به حاکمان بر مردم اعتراض نماید!

 

17- بهائیان مامورند اهرمنان و گرگان و جفاکاران را دوست بدارند و با آنها با نهایت محبت رفتار کنند . این عبارت عبدالبها رهبر دوم بهائیان است که :" اهرمن را ملائکه شمارید ، جفاکار را مانند وفادار به نهایت محبت رفتار کنید و گرگان خوانخوار را مانند غزالان ختن و ختا مشک معطر به مشام رسانید ، خائنان را ملجاء و پناه گردید "!

 

18 – بهائیت دشمنی خاصی بویژه با شیعیان دارند بهاء الله می گوید " به جان خودم سوگند که شیعیان مشرک هستند و این موضوع در صحیفه سرخ مسطور است " !

 

19 – بهائیان حتی مجاز به دیدار غیر بهائیان نیستند و رسما دستور دارند که با مشرکین و منافقین دیدار نکنند که حرام است . به این عبارت توجه کنید : اعلم بان الله حرم علی احباء الله لقاء المشرکین و المنافقین . بدان که خدا بر احبائش دیدار با مشرکین و منافقین را حرام کرده است !

 

20 – بهائیان حتی در نگهداری وسائل خانه آزاد نیستند و باید هر 19 سال وسائل را عوض کنند .این موضوع اگر چه ممکن است کوچک به نظر برسد ولی نشان می دهد سلطه بهائیت و تشکیلات بهائی از هر سلطه ای مطلقه تر و گسترده تر است .

 

تمام حقوق این پورتال برای مؤسّسه بهائی‌پژوهی محفوظ است.

کپی‌رایت© بهائی‌پژوهی؛ ۱۳۹۸-۱۳۸۵.

Back To Top