این مقاله به بررسی گروههای کنترلگر و فرقههای مخرب (کالت) و روشهای شناسایی آنها ،با تمرکز بر مدل BITE (کنترل رفتار، اطلاعات، تفکر و احساسات) میپردازد. نشانههای کلیدی این گروهها تشریح شده و ۲۴ ویژگی مشخصۀ آنها در چهار دستهبندی مذکور ارائه میشود. سپس، پیامدهای عضویت در این گروهها از جنبههای روانی، اجتماعی، اقتصادی و حقوقی بررسی میشود. با استفاده از مدل BITE و روش تحلیل محتوا، «آیین بهائی» بهعنوان نمونه، مورد مطالعۀ تطبیقی قرار میگیرد تا میزان انطباق رفتارهای آنها با ویژگیهای گروههای کنترلگر مشخص شود. هدف این مقاله افزایش آگاهی عمومی و ارائه ابزارهایی برای تشخیص این گروهها است.
پیشگفتار
پدیدۀ گروههای کنترلگر (که با عنوان «فرقه» یا «کالت» نیز شناخته میشوند)، مورد توجه محققان حوزههای مختلف علوم اجتماعی، روانشناسی، دینپژوهی و حقوق بودهاست. این گروهها با بهرهگیری از سازوکارهای خاص، نفوذ قابلتوجهی بر اعضای خود اعمال میکنند و میتوانند پیامدهای منفی جدی برای فرد، خانواده و جامعه به دنبال داشته باشند. این پیامدها ممکن است شامل: آسیبهای روانی (مانند اختلالات اضطرابی، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه)، مشکلات اجتماعی (مانند انزوای اجتماعی، گسست خانوادگی، از دست دادن شغل و تحصیل)، مسائل اقتصادی (مانند سوءاستفاده مالی، از دست دادن دارایی) و مشکلات حقوقی (مانند نقض حقوق بشر، سوءاستفاده از کودکان) باشند.
تعریف دقیق و جامع از گروههای کنترلگر همواره موضوع بحث بوده است. اما ویژگیهای مشترکی در اکثر تعاریف دیده میشوند که از آن جمله موارد زیر است: وجود یک رهبر کاریزماتیک و غالباً خودشیفته، سیستم باورهای بسته و غیرقابلنقد، استفاده از تکنیکهای دستکاری روانی و کنترل ذهن و ایجاد وابستگی شدید در اعضا.[1]
مدل (Behavior, Information, Thought, Emotion Control) (BITE) که استیون حسن ارائه کرده، یکی از چارچوبهای تحلیلی مهم در بررسی سازوکارهای کنترل در این گروهها است. در ادامه با دیدگاه این محقق آشنا میشویم.
1- استیون حسن (متولد 1954)، یک متخصص سلامت روان و نویسنده آمریکایی است که در حوزه فرقهها تخصص دارد. او کالت مخرب را بهعنوان گروهی اقتدارگرا تعریف میکند که بهوسیلۀ فرد یا گروهی با کنترل تقریباً کامل اداره میشود. ویژگیهای کلیدی از دیدگاه او عبارتاند از:
رهبری اقتدارگرا و کاریزماتیک: رهبر اغلب ادعای قدرتهای ویژه یا ارتباط با منابع ماورایی دارد و اطاعت بیچونوچرا از او انتظار میرود.
فریب در جذب: گروه ممکن است اهداف و روشهای واقعی خود را در ابتدا پنهان کند و با وعدههای جذاب، افراد را جذب کند.
کنترل ذهن: استفاده از تکنیکهای مختلف برای کنترل رفتار، اطلاعات، تفکر و احساسات اعضا، از جمله محدود کردن دسترسی به اطلاعات خارجی، تلقین باورهای خاص و ایجاد وابستگی عاطفی.
2- روشهای تبلیغ و جذب کالتها:
کالتها برای جذب افراد از طیف وسیعی از تکنیکهای متقاعدسازی و نفوذ اجتماعی استفاده میکنند. این روشها اغلب بهگونهای طراحی شدهاند که با ایجاد جذابیتهای ظاهری و پنهان کردن اهداف واقعی، افراد را بهتدریج به عضویت و وابستگی سوق دهند. در این بخش، به چند نمونه این شگردها اشاره میشود:
بمباران عشقی:
این تکنیک شامل ابراز محبت، توجه و پذیرش بیش از حد فرد تازهوارد است. هدف، ایجاد حس تعلق و وابستگی سریع به گروه است. این رفتارها ممکن است شامل تعریف و تمجیدهای اغراقآمیز، هدایای زیاد، تماسهای مکرر و دعوت به فعالیتهای گروهی باشد.
فریب و پنهانکاری:
کالتها اغلب در مراحل اولیۀ جذب، اهداف و باورهای اصلی خود را پنهان میکنند. آنها ممکن است از نامها یا عناوین فریبنده برای معرفی خود استفاده کنند و فقط پس از عضویت فرد، بهتدریج آموزههای واقعی خود را آشکار کنند.
استفاده از زبان خاص:
کالتها اغلب از اصطلاحات، واژهها و شعارهای خاصی استفاده میکنند که معنای خاصی دارد و فقط برای اعضای گروه شناخته شده هستند. این زبان خاص باعث ایجاد حس هویت گروهی و تمایز از دنیای بیرون میشود.
تلقین تدریجی:
کالتها بهجای ارائه یکبارۀ تمام باورها و آموزههای خود، آنها را بهتدریج و در طول زمان به اعضا تلقین میکنند. این امر باعث میشود که فرد بهآرامی و بدون مقاومت زیاد، باورهای جدید را بپذیرد.
انزوای اجتماعی:
کالتها اغلب اعضا را از خانواده، دوستان و سایر ارتباطات خارج از گروه جدا میکنند. این انزوا باعث افزایش وابستگی به گروه و کاهش تأثیرات بیرونی میشود. انزوای اجتماعی باعث کاهش منابع اطلاعاتی و حمایتی فرد میشود و او را بیشتر در معرض تأثیرات گروه قرار میدهد.
وعدههای جذاب و اغراقآمیز:
کالتها اغلب وعدههایی جذاب و اغراقآمیز درمورد بهبود زندگی، رسیدن به موفقیت، یافتن معنای زندگی یا نجات جهان ارائه میدهند. این وعدهها برای افرادی که در جستوجوی پاسخ به سؤالات خود هستند یا در شرایط آسیبپذیر قرار دارند، بسیار جذاب است.
3- چرا اعضای کالتها نمیتوانند کالت را ترک کنند؟
ترک کالتها فرایندی بسیار دشوار و پیچیده است که تحتتأثیر عوامل روانشناختی، اجتماعی و ساختاری گوناگونی قرار دارد. کالتها با استفاده از تکنیکهای مختلف کنترل ذهن و نفوذ اجتماعی، وابستگی شدیدی را در اعضای خود ایجاد میکنند که خروج از آنها را با چالشهای جدی مواجه میسازد. در این بخش، به بررسی بعضی از این موانع میپردازیم:
الف: کنترل ذهن و تغییر باورها:
برنامهریزی ذهنی : کالتها با استفاده از تکنیکهایی مانند تکرار مداوم پیامها، محدود کردن دسترسی به اطلاعات بیرونی و تلقین باورهای خاص، بهتدریج سیستم باورهای اعضا را تغییر میدهند. این فرایند باعث میشود که اعضا دیدگاه انتقادی خود را از دست بدهند و باورهای کالت را بهعنوان حقیقت مطلق بپذیرند.
وابستگی عاطفی به رهبر و گروه: کالتها با ایجاد فضایی پر از محبت و توجه (بمباران عشقی) و همچنین با تلقین این باور که رهبر دارای دانش یا قدرت ویژهای است، وابستگی عاطفی شدیدی را در اعضا نسبت به رهبر و گروه ایجاد میکنند. این وابستگی باعث میشود که ترک گروه برای اعضا به معنای از دستدادن منبع اصلی حمایت عاطفی و هویت آنها باشد.
ب: فشارهای اجتماعی و انزوا:
ترس از طرد شدن و پیامدهای منفی: کالتها اغلب با تهدید به طرد اجتماعی، تنبیه، یا حتی آسیب رساندن به اعضا یا خانوادههای آنها، مانع از ترک گروه میشوند. این ترس میتواند مانع بزرگی برای خروج افراد باشد.
انزوای اجتماعی از دنیای بیرون: کالتها اعضا را از خانواده، دوستان و سایر ارتباطات خارج از گروه جدا میکنند. این انزوا باعث میشود که اعضا وابستگی بیشتری به گروه پیدا کنند و منابع حمایتی بیرونی خود را از دست بدهند.
ج: موانع شناختی و هویتی:
از دست دادن هویت قبلی: عضویت در کالت اغلب با تغییرات عمیق در هویت، ارزشها و باورهای فرد همراه است. ترک کالت به معنای مواجهه با این تغییرات و بازسازی هویت قبلی است که فرایندی بسیار دشوار و دردناک است.
ترس از ناشناختهها: ترک کالت به معنای ورود به دنیایی است که فرد با آن آشنا نیست. این ترس از ناشناختهها و عدم اطمینان به آینده مانعی برای ترک گروه است.
د: موانع عملی:
عدم دسترسی به منابع حمایتی: افرادی که قصد ترک کالت را دارند، ممکن است به منابع حمایتی مناسب مانند مشاوران متخصص، گروههای حمایتی، یا کمکهای مالی دسترسی نداشته باشند.
مشکلات مالی و اقتصادی: برخی از کالتها اعضایشان را در انزوا قرار داده و آنها را از همۀ موفقیتها دور نگه میدارند. همچنین ترک گروه ممکن است منجر به مشکلات اجتماعی، مالی و اقتصادی جدی برای اعضا شود.
4- ویژگیهای کالتها بر اساس مدل BITE
برای هریک از عوامل کنترل رفتار، اطلاعات، تفکر و احساسات در مدل BITE میتوان ویژگیهایی را برای کالتها در نظر گرفت. در اینجا 24 ویژگی را میبینید. هرچه یک گروه یا سازمان، تعداد بیشتری از این ویژگیها را داشته باشد، رفتار نزدیکتری به کالتها را دارد.
کنترل رفتار
1- رهبر کاریزماتیک: وجود رهبر کاریزماتیک که اعضا باید از او اطاعت بیچونوچرا کنند.
2- محدودیت در روابط اجتماعی: محدود کردن ارتباطات اجتماعی اعضا با خارج از گروه.
3- کنترل فعالیتها: نظارت و تنظیم دقیق فعالیتهای اعضا.
4- تمرکز قدرت: تمرکز قدرت و تصمیمگیری در دست گروه یا سازمان.
5- سلسلهمراتب سازمانی: وجود ساختار سلسلهمراتبی و تمرکز قدرت در سازمان.
6- بیاعتنایی به قوانین کشور: نادیده گرفتن قوانین و مقررات کشور توسط سازمان.
7- استفاده از اعضا: بهرهبرداری از اعضا برای اهداف سازمان و جذب نیروی جدید.
8- نظارت و گزارشدهی: کنترل شدید بر اعضا و تشویق به گزارش تخلفات سایرین به رهبری کالت.
کنترل اطلاعات
9- سانسور منابع: محدودیت و سانسور بر منابع اطلاعاتی در دسترس اعضا.
10- جلوگیری از ارتباط با مخالفان: ممانعت از ارتباط با منابع انتقادی و مخالف.
11- عدم شفافیت: عدم شفافیت در عملکرد و قوانین سازمان.
12- پنهانکاری در جذب: عدم بیان کامل قوانین و اهداف سازمان در زمان جذب اعضا.
13- فعالیتهای اقتصادی غیرشفاف: وجود فعالیتهای اقتصادی گسترده و غیرشفاف.
کنترل تفکر
14- تغییر هویت: ایجاد هویت جدید برای اعضا و از بین بردن هویت قبلی آنها.
15- خط قرمزها: وجود خط قرمز درمورد انتقاد و سؤال از رهبری.
16- شیطانسازی مخالفان: تصویرسازی منفی از مخالفان.
17- فداکاری بهنفع سازمان: فشار برای فدا کردن منافع فردی به نفع سازمان.
18- محدود کردن افکار شخصی: درخواست از اعضا برای نادیده گرفتن تمایلات شخصی بهنفع سازمان.
19- عدم انتقادپذیری: عدم پذیرش انتقاد از سوی رهبران.
20- احساس برتری: القای احساس برتری و برگزیده بودن به اعضا.
21- ادعای ویژگیهای فوقالعاده: ادعای ویژگیهای خاص یا خدایی توسط رهبران.
کنترل احساسات
22- تهدید و ارعاب: استفاده از تهدید و ارعاب برای کنترل اعضا.
23- ایجاد فوبیا: ایجاد ترس و فوبیا برای جلوگیری از ارتباط با مخالفان.
24- تحریک احساسات: استفاده از تکنیکهایی برای تحریک احساسات اعضا.
5- بررسی تطبیقی آیین بهائی با استفاده از مدل BITE:
در این بخش، برای جلوگیری از طولانی شدن مقاله، تنها 8 ویژگی در رفتارهای بهائیت مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرد. خوانندهی فرهیخته خود میزان انطباق آنها با ویژگیهای گروههای کنترلگر (کالتها) را ارزیابی خواهد کرد :
1- رهبر کاریزماتیک
در بهائیت، رهبری کاریزماتیک نقش محوری ایفا میکند. این امر با ظهور میرزا حسینعلی نوری، ملقب به بهاءالله، بهعنوان بنیانگذار و شخصیت معنوی اصلی این آیین آغاز شد. بهاءالله نهتنها بهعنوان رهبر دینی، بلکه بهعنوان فردی که ادعاهای فراانسانی و خدایی داشت، در قلب و ذهن پیروان خود جای گرفت. پس از او، عبدالبهاء و شوقیافندی نیز بهعنوان رهبران جانشین، شخصیتهای محوری و معنوی بهائیان بودند. این رهبران اخود را دارای تقدس بالا میدانستند. گفتار و افعال آنها بهگونهای تعبیر میشد که هیچگونه خطا و انتقادپذیری در آنها پذیرفته نبود. پیروان موظف به اطاعت بیچونوچرا از دستورهای این رهبران بودند.
پس از دوره رهبران معنوی، نهاد ۹ نفرهای به نام «بیتالعدل» بهعنوان نهادی «معصوم از خطا» در حیفای اسرائیل تأسیس شد که بهعنوان جانشین رهبران گذشته، قدرت کامل را در اختیار گرفت. این نهاد معرفی شده و بهائیان موظف به اطاعت کامل از دستورات و تصمیمات آن هستند. وجود چنین رهبری، که قدرت کاریزماتیک و معنوی آن در نهاد بیتالعدل نهادینه شده، باعث ایجاد فضایی از اطاعت و تعهد بیچونوچرا در میان پیروان میشود و درنهایت، کنترل قابلتوجهی بر رفتار فردی و اجتماعی آنها اعمال میکند.
2- محدودیت در روابط اجتماعی
بهائیان از برقراری ارتباط با مخالفان، ناقضین (افرادی که عهد و پیمان خود با بهائیت را شکستهاند) و افراد طردشده از بهائیت، منع شدهاند. این محدودیت شامل قطع کامل ارتباطات شخصی و اجتماعی است و هرگونه ارتباط با این افراد، تخلف از دستور تشکیلات تلقی میشود.
این محدودیت در روابط اجتماعی، پیروان را به جامعهای بسته و کنترلشده محدود میکند. قطع ارتباط با اعضای طردشده و مخالفان، فضایی از جداسازی و انزوا را ایجاد میکند که مانع از دسترسی افراد به دیدگاهها و عقاید مختلف میشود.
3- کنترل فعالیتها
در بهائیت، محدودیت و کنترل شدید هدفمندی بر فعالیتهای اجتماعی، سیاسی و فکری پیروان بهمنظور حفظ انسجام و تبعیت از تشکیلات اعمال میشود. بهائیان برای بسیاری از فعالیتهای اجتماعی، ازجمله سفر به کشورهای دیگر، نیاز به کسب اجازه از تشکیلات دارند! درصورتیکه فردی بدون هماهنگی و تأیید رسمی تشکیلات به فعالیتهای خارج از قوانین بهائیت بپردازد، با خطر طرد یا محرومیت از برخی حقوق در جامعه بهائی مواجه میشود. علاوهبراین، بهائیان از دخالت در امور سیاسی کشورهای خود منع شدهاند و هرگونه فعالیت سیاسی پیروان، تخطی از دستور تشکیلات تلقی میشود. علاوه بر محدودیت در سفر و سیاست، بهائیان فقط با تأیید رسمی تشکیلات بهائی، میتوانند کتاب یا نوشتهای مربوط به بهائیت را منتشر کنند.
این محدودیتها باعث کنترل قابلتوجهی بر زندگی اجتماعی، سیاسی و فکری پیروان میشود و مانع شرکت آزادانۀ بهائیان در این امور است.
4- سلسلهمراتب سازمانی
سلسلهمراتب سازمانی یکی از مهمترین ابزارهای اعمال کنترل و هدایت پیروان بهسوی اطاعت بیچونوچرا از تشکیلات بهائیت است. این ساختار بهصورت متمرکز طراحی شده که در رأس آن «بیتالعدل» قرار دارد. این نهاد بهعنوان بالاترین مرجع دینی و اجرایی، قدرت مطلق در تعیین سیاستها و تصمیمات کلی جامعه بهائی را داراست. تصمیمات این نهاد بهعنوان بیان اراده خداوند تلقی میشود و مخالفت با آن، بهعنوان نشانهای از نفاق و عهدشکنی تعبیر میشود. این نگاه مطلقگرایانه، سلسلهمراتب سازمانی را به ساختاری بسته و غیرقابل نقد تبدیل کرده که در آن، هرگونه مخالفت یا پرسش نسبت به تصمیمات رهبران، نوعی انحراف اعتقادی تلقی میشود.
پس از بیتالعدل، «محافل ملی» در سطح کشورهای مختلف وظیفهی اجرایی کردن دستورها و سیاستهای بیتالعدل را بر عهده دارند و محافل محلی هم تحت ریاست محافل ملی فعالیت میکنند. این ساختار بهگونهای طراحی شده که قدرت از بالا به پایین جریان داشته باشد و تمامی نهادها موظف به اطاعت از مافوق خود باشند. شوقیافندی در کتاب «نظامات بهائی» تأکید میکند که هر فرد باید قلباً و روحاً مطیع تصمیمات محفل باشد.
این ساختار متمرکز، بهطور کامل برای اعمال نظارت و کنترل بر پیروان طراحی شده و هرگونه سرپیچی از آن بهعنوان تخطی از دستورات دینی تلقی میشود. این امر باعث میشود که پیروان در چارچوبی از اطاعت مطلق قرار گرفته و از هرگونه تصمیمگیری مستقل و تفکر انتقادی باز داشته شوند.
5- بیاعتنایی به قوانین کشور
تشکیلات بهائی با ایجاد نظام حقوقی و اداری موازی با ساختارهای قانونی و اداری کشورها، چالشهایی را برای یکپارچگی اجتماعی و قانونی ایجاد میکند. در این سیستم، قوانین و احکام بیتالعدل و محافل روحانی بر قوانین ملی اولویت داده میشود و بهائیان بهعنوان معتقدان دینی ملزم به تبعیت از آنها هستند. در کتاب «نظم اداری بهائی» به اختیارات سهگانه (قانونگذاری، قضایی و اجرایی) محافل روحانی اشاره شده است. این موضوع نشان میدهد که تشکیلات بهائی، خود را دارای صلاحیت وضع قوانین، قضاوت و اجرای آنها درمورد پیروان خود میداند. بر طبق نصوص بهائی، بیتالعدل و محافل روحانی خودشان قانون وضع میکنند، اجرا میکنند و برای خاطیان مجازات نیز تعیین میکنند. این موضوع عملاً در جهت استقرار حکومت دیکتاتوری است.
بهائیان برای حل اختلافات حقوقی و کیفری به قوه قضاییه کشور محل سکونت خود مراجعه ندارند، بلکه این محافل هستند که برای افراد حکم صادر میکنند. درحقیقت تشکیلات بهائی حکومتی در دل حکومتها تشکیل دادهاست. هرچند بهائیان خود را تابع حکومت می دانند و ظاهراً اطاعت از حکومتها را در دستور کار خود دارند، ولی در عمل به بهانههای مختلف از دستورهای حکومتی سر باز میزنند. آنها بدون اجازه حکومتها به تبلیغ آموزههای خود مشغولاند و بدون هماهنگی، مستقلاً برای خود تعطیلات رسمی قائل هستند. همچنین، بهائیان موظف به عدم دخالت در امور سیاسی و عدم مشارکت در فعالیتهای حزبی و سیاسی هستند. این عدم دخالت ظاهری در سیاست، در برخی موارد ممکن است با قوانین کشورها که مشارکت فعال شهروندان در امور سیاسی را تشویق میکنند، در تضاد باشد.
تشکیلات بهائی از طریق این سیستم موازی و کنترل رفتار پیروان، عملاً قوانینی را که بر اساس منافع و دستورالعملهای خود تعیین کردهاند، بالاتر از قوانین کشوری میداند و این امر میتواند چالشهایی را برای یکپارچگی اجتماعی و قانونی در کشورهای مختلف ایجاد کند.
6- نظارت و گزارشدهی
در بهائیت، نظارت و گزارشدهی از طریق نهادهایی مانند کمیتۀ صیانت، بهصورت سیستماتیک و دقیق، اجرا میشود. این سیستم با هدف حفظ انطباق پیروان با دستورهای تشکیلات و جلوگیری از هرگونه تخطی از چارچوبهای تعیینشده، بر تمامی جنبههای زندگی آنان، از مسائل شخصی تا تعاملات اجتماعی، نظارت میکند. در دستور بیتالعدل به محافل ملی، بر دریافت اطلاعات از محافل محلی و جمعیتهای بهائی تأکید شده است.
بهائیان تشویق میشوند در صورت مشاهدۀ تخلفات دیگر اعضا، آنها را به کمیته صیانت یا سایر نهادهای مربوطه گزارش دهند. تشکیلات از طریق سلسلهمراتب تأکید تأکید دارد که هرگاه یکی از بهائیان از موضوعی مطلع شود که مضرّ به صیانت تشکیلات است، باید فوراً آن را به مؤسسه مربوطه گزارش دهد.
این روند گزارشدهی داخلی میتواند فضایی از ترس و عدم اعتماد در میان بهائیان ایجاد کند، چراکه هرگونه اشتباه یا مخالفت یک بهائی را ممکن است دیگران گزارش کنند و به عواقب جدی مانند توبیخ یا طرد او از جامعه منجر شود. این سیستم نظارتی و گزارشدهی، کنترل شدیدی بر رفتارهای فردی و گروهی اعمال میکند و درعینحال، باعث میشود که اعضا، دائماً در ترس از نظارت دیگران و پیامدهای احتمالی قرار بگیرند، که بهنوبه خود باعث تقویت قدرت تشکیلات و جلوگیری از هرگونه نافرمانی یا انتقاد میشود.
7- پنهانکاری در جذب
پنهانکاری در جذب، یکی از روشهای مورداستفاده بهائیت است که بهطور مستقیم بر کنترل اعضا و گسترش جامعه بهائی تأثیر میگذارد. درحالیکه بهائیها در تبلیغات خود بر اصولی مانند وحدت عالم انسانی و تساوی حقوق زن و مرد تأکید میکنند، بههنگام جذب افراد، تصویری گزینشی از این آیین ارائه داده و بسیاری از جنبههای عملی آن را بهطور کامل آشکار نمیکنند.
بهعنوان مثال، عواقب خروج از آیین بهائی، مانند محرومیت از ارث و انتقال آن به بیتالعدل در صورت نبود وارث بهائی، در تبلیغات بهائیان کمتر به اطلاع عموم میرسد. در کتاب «اقدس» به محرومیت وارث غیربهائی از ارث اشاره شدهاست. همچنین به اختصاص خانه و لباسهای مخصوص میت به فرزندان پسر اشاره شده که دلالت بر نابرابری بین زن و مرد در ارث دارد. نابرابریهای جنسیتی مانند عدم عضویت زنان در بیتالعدل و سهم کمتر آنان از ارث نیز، در تبلیغات بهائی کمتر به چشم میآید. همچنین، منع معاشرت با مطرودان در فرایند جذب بیان نمیشود.
این پنهانکاری و عدم شفافیت در جذب اعضا، بهنوعی باعث میشود که پیروان جدید، بدون آگاهی کامل از محدودیتها و قوانین داخلی، به این مرام بپیوندند و بعدها با مشکلات جدی در صورت تصمیم به ترک مواجه شوند.
8- فعالیتهای اقتصادی غیرشفاف
فعالیتهای اقتصادی غیرشفاف، یکی از ابعاد مهم کنترل بر منابع مالی پیروان بهائی است. بهائیان موظفاند ۱۹ درصد از درآمد مازاد سالانه خود را تحت عنوان «حقوقالله» به تشکیلات بهائی بپردازند. پرداخت این مبلغ نهتنها یک توصیه یا تشویق، بلکه یک وظیفه دینی تلقی میشود که تخطی از آن نوعی قصور معنوی محسوب میشود. این وجوه به بیتالعدل، ارسال میشود و در مدیریت مجموعهای از بنگاههای اقتصادی به کار گرفته میشود.
علاوه بر حقوق الله، بیتالعدل درآمدهای دیگری به شرح ذیل نیز دارد :
الف. اگر متوفی وارث نداشته باشد، همه ثروت او به بیتالعدل میرسد.
ب. اگر متوفی فرزند نداشته باشد، سهم فرزندان به بیتالعدل میرسد.
ج. یک سوم دیه و جریمه به بیتالعدل میرسد.
د. اگر کسی گنجی را بیابد، یکسوم برای یابنده است و دوسوم برای بیتالعدل.
همچنین تشکیلات بهائی به عناوین مختلف مبالغی را تحت عنوان تبرعات و کمک دریافت می دارد.
بااینحال، یکی از مسائل اساسی در این روند، عدم شفافیت در گزارشدهی و استفاده از این منابع مالی است. بیتالعدل تابهحال بیلان مالی از پولهای دریافتی و هزینههای آنها ندادهاست. این عدم شفافیت باعث میشود که بهائیان از نحوۀ استفاده از کمکهای مالی خود اطلاعی نداشته باشند. ساختار مالی این نهادها بهگونهای طراحی شده که فقط تعداد محدودی از افراد در بالاترین سطوح تشکیلات به اطلاعات دقیق مالی دسترسی دارند، در حالیکه سایر اعضا ملزم به پرداخت این وجوه بدون داشتن اطلاعات شفاف هستند.
این عدم شفافیت اقتصادی، نهتنها ابهاماتی در مدیریت منابع ایجاد میکند، بلکه امکان هرگونه نقد یا بررسی درونسازمانی را نیز از بین میبرد. پیروان بهائی در حالی ملزم به مشارکت مالی در این سیستم هستند که از جزئیات فعالیتهای اقتصادی تشکیلات خود بیخبرند و این مسئله زمینهای برای سوءاستفاده احتمالی از منابع مالی و بیاعتمادی در میان برخی اعضا به وجود میآورد.
نتیجهگیری
مقاله با هدف بررسی میزان انطباق رفتارهای بهائیت با ویژگیهای گروههای کنترلگر (کالتها) بر اساس مدل BITE (شامل کنترل رفتار، اطلاعات، تفکر و احساسات) ارائه شد. نشان داده شد که تشکیلات بهائی در هر چهار حوزه مدل BITE رفتارهایی مشابه گروههای کنترلگر دارد. کنترل رفتار از طریق ساختار سلسلهمراتبی، محدودیت در روابط اجتماعی، کنترل فعالیتها و تمرکز قدرت در بیتالعدل، کنترل اطلاعات از طریق سانسور منابع، محدودیت دسترسی به اطلاعات انتقادی و عدم شفافیت، کنترل تفکر از طریق القای هویت جمعی، تعیین خط قرمزها و شیطانسازی مخالفان و کنترل احساسات از طریق تهدید به طرد و القای حس مظلومیت، ازجمله روشهای اعمال کنترل در این مرام است. هدف از این کنترلها حفظ انسجام جامعه بهائی، اطاعت از رهبری و پیشبرد اهداف تشکیلاتی است.
[1]تالرسینگر، مارگارت؛ فرقهها در میان ما؛ ترجمه ابراهیم خدابنده، انتشارات ماهریس، 1402
حسن، استیون؛ گسستن بندها: شیوههای مغزشویی و چگونگی رهایی از آنها؛ ترجمه ابراهیم خدابنده، انتشارات جام جم، 1392.
نظرات بسته شده است.