وطن پرستی یا ترک تعصب وطنی؟

125

چکیده

توجه بهائیان به کشور ایران، به جهت پیشینه تاریخی خود در این کشور، همواره مهم بوده و هست. در گذشته رهبران بهائی با وجود تبعید از ایران ، هیچ‌گاه ارتباطشان را با پیروان خود در ایران قطع نکردند و اکنون نیز در بیشتر پیام‌های بیت‌العدل نامی از ایران ‌برده می‌شود. در این مقاله ابتدا جایگاه ایران و بعضی از شهرهای مهم استراتژيک ایران نزد بهائیان، شامل تهران، شیراز، نور مازندران، قریه بدشت در شهر شاهرود، پرداخته می‌شود. در انتها خواهیم دید که به صورت نظری و بسیاری از اوقات هم عملی، علاقه‌ای به ایران و وطن خود ندارند.

کلیدواژه: ایران، شیراز، تهران، بدشت، نور، ترک تعصب، وطن.

پیش‌گفتار

اهمیت کشور ایران نزد بهائیان از این جهت است که زادگاه رهبران بابی و بهائی است. باب در شیراز متولد شد و در همین شهر اظهار بابیت کرد؛ مدتی در بوشهر به تجارت اشتغال داشت و از شهرهای مختلف ایران از جنوب تا شمال غربی، مانند اصفهان و كاشان و ارومیه عبور كرد تا در ماكو و بعد در چهریق آذربایجان به زندان رفت و سرانجام در تبریز اعدام شد. بهاءالله نیز از اهالی نور مازندران بود كه در تهران متولد شد و نخستین کسانی که به این دو ایمان آوردند همه ایرانی بودند. عبدالبهاء نیز در ایران متولد شد و هنگام تبعید از ایران ۹ سال داشت و هرگز نتوانست به این كشور مراجعت كند، او دراین‌باره می‌گوید: « با وجود اینکه شصت سال است از ایران خارج شده‌ام هنوز راضی به آن نگشته‌ام که عادات جزئیۀ ایرانی ترک شود. بهائیان ایران را می‌پرستند.» (عبدالبهاء، مائده آسمانی، ج۵، ص۴۵).

اهمیت کشور ایران در بیان رهبران بهائی

سخنان متعددی از رهبران بهائی دربارۀ جایگاه ایران گفته شده که چند نمونه از آن‌ها را می‌بینید:

۱-  « بهائیان چنان ایران را در انظار جلوه داده‌اند که امروز جمّ غفیری از اقالیم سبعه پرستش ایران می‌نمایند، زیرا شمس حقیقت از آن افق طلوع نموده … ملاحظه کنید که چه موهبتی حضرت یزدان در حقّ ایران و ایرانیان فرموده.» (اشراق خاوری، پیام ملکوت، ص۱۱۴).

۲- « پروردگار عالميان، محض فضل و احسان، هيكل ايران را به خلعتی مفتخر فرموده و ايرانيان را تاجی بر سر نهاده كه جواهر زواهرش بر قرون و اعصار بتابد و آن ظهور اين امر بديع است…» (عبدالبهاء، مکاتیب، ج۲، ص۲۵۸).

۳-« ايران مرکز انوار گردد، اين خاک تابناک شود و اين کشور منوّر گردد و اين بی‌نام و نشان شهير آفاق شود و اين محروم محرم آرزو و آمال و اين بی‌بهره و نصيب، فيض موفور يابد و امتياز جويد و سرافراز گردد.» (عبدالبهاء، منتخباتی از مکاتیب، ج۲، ص۱۵۱-۱۵۲).

4- « افق ايران بسيار تاريک بود و جولانگاه ترک و تاجيک و فارسيان را بنياد بر باد و بنيان ويران. تا آنکه شب تاريک به پايان رسيد و صبح اميد بدميد و آفتاب حقيقت بدرخشيد. عن‌قريب گلخن، گلشن گردد و تاريک، روشن شود و آن اقليم قديم مرکز فيض جليل شود عن‌قريب خواهی ديد که آن کشور به نفحات قدس معطّر است و آن اقليم به نور قديم منوّر ….» (اشراق خاوری، پیام ملکوت، ص۱۱۲).

اهداف بهائیان در ایران :

ازجمله اهدافی که بهائیان دنبال می‌کنند این است که کشور ایران را مرکز و پایگاه خود قرار دهند و به دنبال فرصتی برای اجرای برنامه‌هایشان در کشور ایران هستند:

هدف پنجم ــ مضاعفۀ عدد مشارق اذکار در جامعۀ بهائی که مستلزم اقدام به تشیید دو معبد یکی در قارّۀ آسیا در مهد امراللّه در ارض طاء ( تهران ) که به ام ّالعالم و افق نور موصوف.

هدف دوازدهم ــ تأسیس ۶ محکمۀ ملّی بهائی در اعظم مدن ممالک اسلامیّه در مدینةاللّه عاصمۀ عراق عرب و ارض طاء (تهران) عاصمۀ کشور مقدّس ایران.

هدف پانزدهم ــ بنای مرقد منوّر حرم نقطۀ اولی در مدینۀ طیبه شیراز.

هدف هفدهم ــ ابتیاع محلّ و مقرّ سجن اکبر جمال رحمن در مدینۀ طهران و مشهدِ ( محل شهادت ) نقطۀ بیان( علی محمد باب )  در مدینۀ تبریز و محبس آن حضرت در جبل شدید در آذربایجان. (شوقی؛ توقیع نوروز ۱۱۰ بدیع؛ صص ۱۵۱-۱۵۲)

ازآنجاکه سرچشمه و شروع بهائیت در کشور ایران بوده در این مقاله به برخی شهرها که برای بهائیان دارای اهمیت استراتژیک هستند و ازجمله اهداف ایشان برای تملک است، پرداخته می‌شود. با اینکه دامنۀ فعالیت بهائیان در ایران شامل شهرهای دیگر از جمله زنجان، اصفهان، کرمان و… نیز می‌شده،  این شهرها نیز برای آنان مهم است.

– شهرهای استراتژیک ایران نزد بهائیان

۱-  شهر شیراز (خانه باب)

تولد باب در محلۀ بازارزرگرها در  شیراز بوده است.  پدرش، سیدمحمدرضا در شیراز به شغل بزازی مشغول بوده و حجرۀ بازرگانی وی در محلۀ بازار وکیل  قرار داشته‌است. علاوه بر حجرۀ تجارتی مذکور، خانه موروثی کوچکی نیز در کوی شمشیرگرها جنب مسجد خضر واقع در محله بازارزرگرها  به ایشان رسیده بود. این خانه تا مرگ سیدمحمدرضا محل سکونت باب بود، اما پس از مراجعت از سفر کربلا مجدداً در خانه موروثی اقامت نمود و اظهار بابیت او به (ملا حسین بشرویه‌ای) در همین خانه موروثی واقع گشت.

از دلایل اصلی اهمیت خانه باب نزد بهائیان می‌توان به مسأله «حج» اشاره کرد. بهاءالله در کتاب اقدس،  ص۵۲ می‌گوید حجّ بيت که بر رجال است، بيت اعظم در بغداد ( خانه میرزا حسینعلی ) و بيت نقطه در شيراز مقصود است، هريک را که حجّ نمايند کافی است.

عدالبهاء دربارۀ اهمیت شهر شیراز چنین می‌گوید: «ای ياران الهی خطّۀ شيراز منسوب به حضرت بی‌نياز و موطن کاشف اسرار بر اهل راز. از آن کشور ماه منوّر طلوع نمود و از آن اقليم صبح منير سطوع يافت. حال الحمدلله که آن کشور به نور عرفان منوّر است و آن خاک به پرتو عنايت حقّ تابناک… .» (مکاتیب؛ ج۱ ص ۲۹۸).

شوقی نیز در بیان اهمیت شهر شیراز چنین می‌گوید: «خطّۀ ايران علی‌الخصوص مدينۀ شيراز سراپا روشن و منوّر گردد، روح به عالم امکان دهد، مطاف عالميان گردد.» (همان؛ ص۱۲۱).

  سرنوشت خانه باب در شیراز

ــ شهریور ۱۳۵۸ه. ش.

در روزهای ۱۷، ۱۸ و ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ عده‌ای از مردم مسلمان شیراز به خانه باب حمله کردند و خساراتی به آن وارد کردند.

ــ آبان ۱۳۵۸ه.ش.

در تاریخ ۱۸ آبان ۱۳۵۸ در جهت تعریض خیابانهای اطراف حرم حضرت شاهچراغ ، نیروهای مردمی  قبل از حضور ماموران شهرداری به تخریب بقایای خانۀ باب اقدام کردند. پس از این واقعه،  بهائیان شیراز با ارسال نامه‌هایی به مقامات، خواستار توقف تخریب شدند، اما این نامه‌ها ثمری نبخشید و در تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۵۸ خانه باب با خاک یکسان شد. البته هنوز تعدادی از بهاییان متعصب در اطراف این محل که اکنون خیابان شده است حضور پیدا نموده و با قرائت  اذکاری حاجی می شوند .

۲-  شهر تهران

محل تولد و ادعای بهاءالله  شهر تهران است و بدین جهت این شهر برای بهائیان اهمیت ویژه‌ای دارد.

اشراق خاوری در توضیح اهمیت این شهر می‌نویسد: «بهاءالله می‌فرمايند چون مظهر امر الهی در تو (تهران) ظاهر شده، آيندۀ بسيار درخشان و مشعشعی خواهی داشت و قبله‏گاه عالم خواهی شد. در همۀ جهان معروف و مشهور خواهی شد و از همۀ جهان رو به تو می‌آورند تا به زيارت تو برسند … مَلِک عادل در تو ظاهر خواهد شد و احبّای الهی را که به‌منزلۀ اغنام هستند، جمع‌آوری خواهد کرد. ای سرزمين طهران، از هيچ پيشامدی محزون مباش، خدا تو را  جلوه‌گاه سرور اهل عالم قرار داده است. (اشراق خاوری، تقریرات درباره کتاب اقدس، صص۲۱۷-۲۲۰).

همچنين در لوحی چنین می‌گوید: «یا ارض الطّا (تهران)، ياد آر هنگامی را که مقرّ عرش بودی و انوارش از در و ديوارت ظاهر و هويدا. چه مقدار از نفوس مقدّسۀ مطمئنّه که به حبّت جان دادند و روان ايثار نمودند. …» (اشراق خاوری، پیام ملکوت، ص۱۱۰).

۳-  شهر نور در استان مازندران

عبدالبهاء در نامه‌ای خطاب به گروهی از زنان بهائی مازندران از آن سرزمین چنین یاد می‌کند: «… کشور مازندران موطن حضرت رحمن است و اقلیم طبرستان منبت شجرۀ مبارکۀ یزدان. » (عبدالبها؛ مکاتیب؛ ج۳؛ ص۲۷۱).

در نامه‌ای دیگر خطاب به یکی از بهائیان اهل تاکُر نور، زادگاه اجدادی بهاءالله ، چنین خطاب می‌کند: «تاکر؛ مفتون شعلۀ طور در کشور نور» و سپس در ستایش موطن بهاءالله و آینده درخشانش می‌نویسد: «آن حدود و ثغور مَنبت شجرۀ مبارکه است و موطن حضرت مقصود و عاقبت چنان آباد گردد که جميع ممالک عالم غبطه خورند. هرچند حدود و ثغور نور بلد مطمور (مخفی) است و لکن عن‌قريب ( به زودی) بيت معمور (آباد) گردد و عزّت ابديّه جلوه نمايد، مطاف عالميان گردد و اوّل اقليم جهان شود و اهل نور افتخار و مباهات بر جمهور نمايند که ما سلالۀ هم‌وطنان جمال مبارکيم، آباء و اجداد ما به شرف لقا فائز شدند و به موهبت عظمی رسيدند.» (همان؛ صص ۲۱۳-۲۱۴).

4-  بَدَشت در شاهرود (محل اعلان نسخ اسلام و آمدن شریعت جدید)

بدشت از این جهت برای بهائیان اهمیت دارد که در آنجا اعلام نسخ اسلام نمودند و آیین جدید بابی معرفی شد. عبدالبهاء دربارۀ این واقعه چنین می‌نویسد: «در بدشت. …شب‌ها جمال مبارک و جناب قدّوس و طاهره ملاقات می‌نمودند. جمال مبارک با آنان قرار قطعی فرمودند که در بدشت حقیقت امر اعلان گردد ولی یوم مخصوص تعیین نشده بود….» (دوازده گفتگوی حضرت عبدالبهاء بر سر ناهار در عکّا؛ ص۹).

انتقاد رهبران بهائیت از ملیت‌پرستی و تعصب به وطن

بهاءالله دربارۀ دوست داشتن وطن چنین می‌گوید: «ليس الفضلُ لمن يحبّ الوطنَ بل لمن يحبّ العالم: برتری نیست برای کسی که وطن را دوست دارد، بلکه برتری برای کسی است که عالم را دوست دارد.» (بهاءالله، مجموعه الواح مبارکه، چاپ مصر، ص۳۹).

عبدالبهاء در یکی از سخنرانی‌هایش در نقد ملّیت‌پرستی اروپاییان چنین می‌گوید: «… وقتی که من در اروپا بودم هر ملّتی می‌گفت وطن، وطن، وطن. من می‌گفتم این چه خبر است؟ این‌همه هیاهو از کجاست؟ این وطنی که شما برای آن داد و فریاد می‌کنید روی زمین است؛ وطن انسان است. هرکس در هرجا ساکن شود؛ وطن او است. …این حدود که شما تعیین کرده‌اید؛ این حدود، وهمی است؛ حقیقت ندارد.» (خطابات حضرت عبدالبهاء، ج۳ ص ۳۹).

در سخنرانی دیگری دربارۀ چنین طرز تلقّی از وطن و وهمی بودن آن می‌گوید: «… اوطان، یعنی این شرق است، این غرب است، این جنوب است و این شمال است، این جایز است؟ لا والله. محض اوهام است و صِرف تصوّر و خیال. جمیع ارض، قطعۀ واحده است و وطن واحد؛ لهذا نباید بشر، متمسّک به این اوهام شود. حال، الحمدلله من از شرق به اینجا آمده‌ام؛ می‌بینم این مملکت، بی‌نهایت معمور است؛ هوا در نهایت لطافت است؛ اهالی در نهایت درجۀ آداب و حکومت، عادل و منصف. آیا جایز است بگویم اینجا وطن من نیست و سزاوار از رعایت نه؟ این نهایت تعصّب است. انسان نباید متعصّب باشد؛ بلکه باید تحرّی حقیقت نماید.» (خطابات حضرت عبدالبهاء؛ ج۲ص ۶۴).

عبدالبهاء، اساس این وطن‌پرستی جنگ‌طلبانه و بیگانه‌انگار را همچون دیگر عوامل اختلاف و جنگ میان انسان‌ها، اوهام و عاری از حقیقت و حقّانیت می‌داند. در یک سخنرانی به توضیح اساس وهمی قلمروهایی می‌پردازد که به نام وطن، تقدیس می‌شوند: «… این حدود وهمیه مانند تقسیمات و حدود کلیه است؛  حال ‌آنکه این خطوط، هیچ وجود حقیقی ندارد. از این هم گذشته، می‌بینیم این وطنی که شما می‌گویید چه چیز است؟ اگر زمین است، این واضح است که انسان چند روزی روی زمین زندگی می‌کند و بعد از آن الی‌‌الابد زیر آن می‌رود؛ قبر ابدی او است. آیا سزاوار است که به جهت این گورستان ابدی، انسان جنگ کند؛ خون برادران بریزد؛ بنیان الهی ویران کند؟ زیرا انسان، بنیان الهی است؛ آیا این سزاوار است؟» (خطابات حضرت عبدالبهاء؛ ج۳؛ ص ۳۹).

عبدالبهاء در جای دیگر، مدافعان وطن را به سگ‌های درّنده‌ای تشبیه می‌کند که در مقابل تجاوز دیگری مقابله نموده و به منازعه برمی‌خیزند: «خداوند عالمیان را در یک زمین خلق فرموده و کُل را در آن منزل داده، ولی نفوس بشر و ملل عالم، مانند کِلاب (سگ‌ها) این میدان را تقسیم وَهمی نموده‌اند و هریکی دیگری را تجاوز از آن تقسیم، مساعده ننماید و به منازعه برخیزد…» (مکاتیب؛ ج ۱، ص ۴۱۰).

در جای دیگری وطن‌دوستی را نادانی محض می‌داند: «…  امّا تعصّب وطنی؛ این نیز جهل محض است؛ زیرا روی زمین، وطن واحد است. هر انسان در هر نقطه از کرۀ ارض، زندگی می‌تواند؛ پس جمیع کرۀ ارض، وطن انسان است. این حدود و ثغور را انسان ایجاد کرده؛ در خلقت، حدود و ثغوری تعیین نشده … بلی، در قرون اولی نفوسی از اهل غرض به‌جهت تمشیت امور خویش، حدود و ثغوری معیّن نمودند و روزبه‌روز اهمّیّت یافته تا این سبب عداوت کبری و خون‌ریزی و درندگی در قرون آتیه گشت و به همین قِسم، غیرمتناهی خواهد بود و این فکر وطن اگر در ضمن دایرۀ محصوره مانَد، سبب اوّلِ خرابی عالم است. ..» (مکاتیب؛ ج۳ ص ۱۰۵).

علاوه بر رهبران، پیروان آن نیز برای میهن و وطن و محل تولد خود ارزشی قائل نیستند. عرفان ثابتی مبلّغ معروف، مرام بهائى را مخالف دفاع از وطن و ميهن معرفى كرد و صراحتاً گفت: تعجب مى‌كند چطور كسانى براى دفاع از ميهن و يك وجب خاك وطن حاضر مى‌شوند بجنگند و بكشند يا كشته شوند! (برای یک وجب خاک، فصلنامه بهائی شناسی، شماره ۱۰ : تابستان ۹۸، ص۱۰-۱۱)

دیان علایی نیز یکی از عناصر تبلیغی تشکیلات بهائی است که سابقه‌ی طولانی در وطن‌فروشی و اقدامات ضد ملی دارد، با دعوت از عناصر فرقه‌های دیگر مانند دراویش و فرقه حلقه و … با تشکیل اتاق فکری در مقر اروپایی سازمان ملل در ژنو ، نقش چشم‌گیری در تهیه گزارش دروغ و ارائه آن به احمد شهید جهت تصویب قطعنامه جدید حقوق بشری علیه ایران داشته‌اند. (نگرانی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد درباره‌ی آزار بهائیان در ایران، ۲۷ اسفند ۱۳۹۲٫

https://news.bahai.org/fa/s‌tory/983,las‌t accessed on January 24, 2025)

این در حالی است که بهتر بود این جناب گزارشگر اگر صداقتی در گفته‌های خود دارد، با تحقیق بیشتر و تکیه بر اسنادی صحیح از داخل ایران به تهیه گزارش می‌پرداخت نه با استناد به گزارش‌های عده‌ای وطن‌فروش که از سرداب‌های کاخ باکینگهام سر در آورده‌اند به تنظیم گزارش بپردازد.

اقداماتی که روی دیگر این تشکیلات را به وضوح نشان می‌دهد همین موضوع است. بهائیان که دم از جهان وطنی می‌زنند و عوامل آنها مشغول اقدامات ضد ایرانی در آن سوی آب‌ها هستند، با کمک عناصر داخلی خود آتش‌بیار معرکه‌ی جهان‌خواران علیه کشور شده‌اند و در همه‌ی تحریم‌ها علیه مردم ما شریک مستکبران هستند. اینجاست که تناقض در گفتارو کردار بهائیان را به‌وضوح می‌بینیم. از یک‌طرف رهبران بهائی به ایران ابراز محبت می‌کنند ( که در اول مقاله به اختصار بدان اشاره شد) و از طرف دیگر، شاهد اقدامات ضد ایرانی تشکیلات بهائیت و ایجاد مشکلات برای مردم ایران هستیم. آیا به ادعاهای جهان وطنی و محبت به کل و میوه‌های یک درخت دانستن کل بشر باید دل خوش کرد یا به تلاش برای ایجاد تحریم‌های بیشتر علیه ایران دل‌آزرده شد؟

( در جریان جنگ 12 روزه اسرائیل علیه مردم و شهرهای متعدد ایران که موجب خسارات متعدد انسانی و ویرانیهای زیاد شد ، از ناحیه شورای رهبری بهائیان در اسرائیل هیچگونه بیانیه محکومیت صادر نشد و حتی اخبار متعددی از شادی بهائیان به نفع اسرائیل منتشر شده بود )

نتیجه‌گیری

در این مقاله سعی شد علاوه بر بیان اهمیت کشور ایران به‌طورکلی، دلیل اهمیت برخی از شهرهای مهم نیز به تفکیک بیان ‌شود. شهر تهران به‌لحاظ اینکه محل تولد بهاءالله و ادعای او بوده؛ شهر شیراز به‌جهت اینکه محل تولد باب بوده و قبله آن‌ها به شمار می‌رود؛ شهر نور مازندران به‌خاطر اینکه موطن اصلی میرزا حسین‌علی نوری (بهاءالله) بوده؛ قریه بدشت در شهر شاهرود برای اینکه اولین جایی بوده که نسخ اسلام اعلان گردیده و از دین جدید پرده برداشته شده؛ قلعه ماکو در آذربایجان چون باب در آنجا زندانی شده و ندای انا الله در آنجا بلند کرده و شهر تبریز به‌جهت اینکه سرانجام در آن شهر حکم اعدام باب اجرا شده و کشته شده‌است.

پس، از بیان همه‌ی این دلایل  به این نتیجه می‌رسیم که چرا با وجود این همه سال تبعید و خارج شدن فعالیت بهائیان از ایران، به‌طور رسمی هنوز آن‌ها به دنبال بازگشت به ایران و تملک این اماکن هستند و همواره سعی در فعالیت غیررسمی در ایران، با وجود همه مخالفت‌ها دارند. در این مقاله مشاهده شد که چگونه بهائیان از طرفی ادعا می‌کنند به ایران به‌عنوان وطن تعصب دارند و آن را دوست دارند، و از طرف دیگر برخلاف آن ادعا، همۀ عالم را وطن می‌دانند و یکی از تعالیم دوازده‌گانۀ آنان، ترک تعصبات است و از طرف دیگر علیه ایران صحبت ‌کرده و اقدامات فراوانی انجام داده و می‌دهند.

منابع

اشراق خاوری، عبدالحمید؛ پیام ملکوت؛ ۱۹۸۶م، دهلی نو: BAHAI PUBLISHING TRUS‌t

ــــــــ، تقريرات درباره کتاب مستطاب اقدس؛ ۱۳۷۶ه.ش.، آلمان: لجنه ملّی نشر آثار امری به لسان فارسی و عربی.

بهاءالله؛ اقدس؛ بی تا، بی جا، بی نا.

ــــــــ، مجموعه الواح مبارکه، چاپ مصر،

ــــــــ، لوح مبارک خطاب به شیخ محمدتقی مجتهد اصفهانی معروف به نجفی (ابن‌الذئب)؛ ۲۰۰۱ م، کانادا: مؤسسه معارف بهائی

ــــــــ، رسالۀ تسبیح و تهلیل، ۱۹۸۲م، هند:NSA of the Bahá’ís of India

روزنامه نبرد ملت؛ ۱۷ تیر ۱۳۳۴، شماره ۱۲۳.

سایت خانه اسناد بهائی‌ستیزی در ایران به نشانی iranbahaipersecution.bic.org.

عبدالبهاء؛ دوازده گفتگوی حضرت عبدالبهاء بر سر ناهار در عکّا بین سال‌های ۱۹۰۴ و ۱۹۰۷؛ بی تا؛ بی جا؛ بی نا.

ــــــــ، خطابات حضرت عبدالبهاء؛ جلد دوم، ۱۹۲۷م. لانگنهاین (آلمان): لجنۀ ملّی نشر آثار امری به لسان‌های فارسی و عربی.

ــــــــ، خطابات حضرت عبدالبهاء؛ جلد سوم، لانگنهاین (آلمان): لجنۀ ملّی نشر آثار امری به لسان‌های فارسی و عربی؛ بی‌تا.

ــــــــ، منتخباتی از مکاتیب؛ ۲۰۰۵ م.، آلمان: لجنه ملّی نشر آثار امری به لسان فارسی و عربی.

ــــــــ، مکاتیب؛ ۱۲۹۰ه. ش.، مصر: فرج الله زکی.

ــــــــ، مائده آسمانی؛ ۱۲۹ بدیع، ایران: مؤسسه ملی مطبوعات امری.

فاضل مازندرانی؛ امر و خلق؛ ۱۳۶۴ ه.ش.، آلمان: لانگنهاين.

ــــــــ، اسرار الاثار؛ ۱۲۹ بدیع، مؤسسه ملی مطبوعات امری.

شوقی‌افندی؛ توقیعات مبارکه خطاب به احبای شرق؛ ۱۹۹۲م.، لانگنهاین، آلمان.

محمدحسینی، نصرت‌الله؛ حضرت باب؛ ۱۹۹۵ م.، کانادا: مؤسسه معارف بهائی.

برای یک وجب خاک، فصلنامه بهائی شناسی، شماره ۱۰ : تابستان ۹۸، ص۱۰-۱۱٫

نگرانی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد درباره‌ی آزار بهائیان در ایران، ۲۷ اسفند ۱۳۹۲،

***********************************************

جهت مطالعه کاملتر به سایت فصلنامه بهائی شناسی مراجعه نمائید

http://www.bahaimag.ir

 

نظرات بسته شده است.