فعالیت بهائیان در آفریقا

169

برده‌داری یکی از تیره‌ترین و جنایت‌آمیزترین پدیده‌های تاریخ بشر بوده‌است که آثار آن هنوز در بسیاری از جوامع دیده می‌شود. این پدیده، که طی قرن‌ها، انسان‌ها را به‌طور غیرانسانی تحت سلطه و استثمار قرار می‌داد، نه‌تنها موجب نقض حقوق بشر شد، بلکه اثرات منفی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زیادی به‌جای گذاشت.

روز جهانی لغو برده‌داری دوم دسامبر (۱۱ آذر) هر سال به‌عنوان یک روز نمادین برای یادآوری این ظلم تاریخی و تلاش برای مقابله با برده‌داری مدرن و انواع استثمار‌های مشابه، در سطح جهانی گرامی داشته می‌شود. این روز توسط سازمان ملل متحد تعیین شده و هدف آن برجسته کردن تلاش‌ها برای پایان دادن به انواع معاصر برده‌داری است.

تشکیلات بهائیت، به‌طوری با بهائیان برخورد می‌کند گویا آنان برده‌هایی رام و بدون آزادی هستند. بهائیان خود را ” اغنام الله” ( گوسفندان خدا) می‌خوانند، اما با نگاهی دقیق به برنامه‌های بیت‌العدل – که رهبری بهائیان را در سراسر دنیا دارد- ضرورت تبعیت بدون هیچ قید و شرطی از آن تشکیلات را از بهائیان می‌بینیم، گویا آنان  “اغنام بیت‌العدل” هستند!

به‌عنوان نمونه در فرمی که هر بهائی باید امضا کند تا او را به عنوان بهائی بشناسند، این عبارت هست:  “این بنده … این اظهارنامه … را اقرار و اعتراف مینمایم: … اطاعت و انقیاد نسبت به … بیت‌العدل اعظم… و موافقت و ارتباط کامل با روح نظم اداری…” می‌بینیم بهائی کسی است که اطاعت محض از آنها داشته باشد. و ضرورت تبعیت کامل از تشکیلات، مرتباً در نشریات و محافل مختلف به آنان گفته می‌شود.

به مناسبت روز جهانی مبارزه با برده‌داری، در این مقاله به فعالیت‌های بهائیان در قاره افریقا – که بیشترین ضربه‌های روحی و روانی، مالی و … را از این پدیده داشته- پرداخته شد. این مقاله گوشه‌ای کوچک از تلاش‌های بهائیت برای نفوذ در قاره افریقا، و بهائی کردن افریقایی‌های بیسواد و فقیر و محتاج هر نوع حمایت، را نشان می‌دهد و اینکه تشکیلات بهائیت، تلاش دارد آنان را بهائی کرده و برده‌ی خود کند. این یعنی برده‌داری مدرن در قرن بیستم!‌

 

نگاهی به فعاليت بهائيان در کشورهای آفريقایی

 

چکیده

تشکیلات بهائیت زمینه‌های آغاز حضور و فعالیت خود را در آفریقای زیر صحرا از نیمۀ اول قرن بیستم آغاز کرد. به دنبال طراحی نقشه برنامه‌های تبلیغی در قاره آفریقا، کشورهای واقع در این منطقۀ آفریقا، به‌عنوان پروژه‌ای مهم موردنظر قرار گرفتند و با استفاده از نیروهای بهائی مهاجر غربی و منتخب بومیان آفریقایی و با توجه به زمینه‌های موجود از قبیل فقر فرهنگی و مادی، نفوذ استعمار و تبلیغات میسیونری غرب، بهائیت برنامه‌های خود را در ابعاد آموزشی، کشاورزی و رفاهی مطابق دستورالعمل بیت‌العدل تنظیم و اجرا کرد.

بومیان آفریقایی پیرو ادیان توحیدی و نیز ادیان بومی تحت استثمار استعمار غربی، از درد از خودبیگانگی و بحران هویت در رنج بودند. آنها نه‌تنها آمادۀ پذیرش هرگونه ندای حاکی از صلح و دریافت کمک بودند، بلکه با عنایت به ویژگی‌های فرهنگی بومی خود، آمادگی هم‌زیستی عقیدتی و اشتراک باورهای فرهنگی و دینی خود را با فرهنگ و دین دیگری داشتند و لذا، طبق نظر برخی از صاحب‌نظران آفریقایی، بهائیت تلاش کرد تا خود را به‌عنوان یک دین در مراکز روحانی کشورهای آفریقایی، هرچند با جمعیتی محدود، پرطرفدار نشان دهد.

گزارش پیش رو، ضمن بررسی تاریخچۀ ورود بهائیت به برخی از کشورهای آفریقایی، به بررسی اجمالی چگونگی فعالیت آنان می‌پردازد. عملیات آشناسازی کشورهای آفریقایی جنوب صحرا با بهائیت در نیمۀ دوم قرن بیستم بود و شوقی‌افندی در راه اندازی این طرح نقش مهمی داشت.

نگاهی اجمالی به بهائیان درآفریقا

جان امبیتی در کتاب ادیان و فلسفه آفریقایی، به‌صورت گذرا بهائیت را در بحث ادیان دیگر در آفریقا بررسی کرده است. او دربارۀ بهائیت در آفریقا می‌نویسد:

تعالیم بهاء در سال ۱۹۱۱ ابتدا از طریق پسر و جانشین‌اش به آفریقا راه یافت. بهائیت، برادری، عدالت، حقوق و امتیازات برابر و هماهنگی دین با علم را تبلیغ می‌کند، تعصب، بردگی، گوشه‌نشینی، رهبانیت و طبقه روحانیت دینی را محکوم می‌کند و از آموزش اجباری، ریشه‌کنی فقر، تک‌همسری و اطاعت از حکومت دفاع می‌کند. این‌ها در ظاهر اهداف شریفی هستند، اما در صحنۀ آفریقا کسی نشانه‌هایی از به‌کارگیری عملی و واقعی آن‌ها نمی‌بیند!

در معبد اصلی بهائی در کامپالا (اوگاندا)، فقط چند نفری برای عبادت جمع می‌شوند. آگاهی از بهائیت در میان پیروان آفریقایی این آیین وجود ندارد یا اندک است. این آمادگی زیاد برای اتحاد با هرکس، خودش عامل تحلیل‌برندۀ آیین بهائی است: این آیین فاقد غایتی اساطیری است که فرد در آن احساس کند که مطرح است. به‌علاوه چنین اتحاد عظیمی، توجه و جایگاه کافی به مشکلات شخصی و فردی مستقیم او نمی‌دهد ولو آن‌که هدف آن بهبود جامعۀ بزرگ‌تر بشری باشد. فقدان مراسم مذهبی رسمی رهبری بهائیت، عنصری بیگانه در سنت آفریقایی است.

 

بررسی نظرات امبیتی درباره بهائیت در آفریقا

۱-  به نظر او حرف‌هایی که بهائیت در سرلوحۀ عقاید خود قرار داده، بیشتر حرف است تا عمل و نشانه‌ای از به‌کارگیری عملی بهائیت در آفریقا را مشاهده نکرده است.

۲- به باور امبیتی، مسؤولان بهائی در بیان تعداد جمعیت خود غلو می‌کنند، او وقتی از معبد بهائی در کامپالا صحبت می‌کند، می‌گوید فقط چند نفر در معبد هستند.

۳- احساس آگاهی از بهائیت و هویت اجتماعی آن در میان پیروان آفریقایی این آیین وجود ندارد یا اندک است. امبیتی دراین‌باره فقدان تأثیر تبلیغات بهائیت و یا تأثیر ناچیز آن را در میان پیروان یادآور می‌شود.

۴- شعار «اتحاد بهائیت با هرکس» را عامل تضعیف آیین بهائی می‌داند، اتحادی که جایگاهی برای حل مشکلات فردی به جای نمی‌گذارد.

۵- فقدان غایت اساطیری بهائیت در آفریقا، به صورتی که فرد آفریقایی احساس مطرح بودن خودش را ندارد.

۶- فقدان مراسم مذهبی و نظام رسمی رهبری در بهائیت، عنصری بیگانه در سنت آفریقایی است.

۷- بهائیت در آفریقا نمی‌تواند به اعماق جوامع روستایی نفوذ کند و هنوز به درون آن راه نیافته است.

آنچه بهائیت را برای نخستین بار در دهه ۱۹۵۰ وارد منطقۀ غرب آفریقا کرد، دستورالعمل مسؤولان جامعۀ جهانی بهائی برای اعزام مبلّغ از کشورهای مختلف غربی، به‌خصوص آمریکا، در قالب حرکتی میسیونری ــ تبلیغی به کشورهای مختلف آفریقا و ازجمله غرب آفریقا بود، منطقه‌ای با کشورهای دارای اکثریت مسلمان و فرهنگ اسلامی. با مدیریت شوقی‌افندی و انتصاب نمایندۀ تبلیغات بهائی در آن منطقه.

  • چرا بهائیت تصمیم گرفت امر خود را در آفریقا توسعه دهد ؟
  • چرا گروهی از مردم بومی آفریقا در دهه ۱۹۵۰ که آغاز ورود بهائیت به این سرزمین بود، به این فرقه گرایش پیدا کردند؟ مبلغان اولیه بهائی حامل چه پیامی برای مردم آفریقا بودند و چرا این زمان را انتخاب کرده بودند؟
  • چه فضای آماده‌ای وجود داشت تا برخی جذب تبلیغات بهائی در آفریقا شوند؟ آیا می‌توان گفت محتوای تبلیغی بهائیت در شروع کار در آفریقا، همان آموزه‌های اصلی آن در جهان بوده؟

برای پاسخ به این سؤال‌های مهم، بهترین کار نگاهی به تاریخ سیاسی کشورهای آفریقای زیر صحرا در دو دهه ۵۰ و ۶۰ در قرن بیستم است. کشورهای آفریقایی در آن ایام تحت استیلای استعمار غرب بودند و مشکلات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و زندگی طاقت‌فرسایی داشتند. مبارزات ضداستعماری از یک طرف و تلاش میسیونری مسیحیت از طرف دیگر، تمام سعی خود را در استثمار جوامع آفریقایی اعمال می‌کردند. مبارزات مردمی در کشورهای آفریقایی در این دو دهه باعث کسب استقلال سیاسی برای بیشتر آن‌ها شد. اما نکتۀ مهم اینکه این فضا، آماده برای کار تبلیغ بود. بهائیان نیز فرصت را غنیمت دانسته، همسو با استعمار و میسیونری بین‌المللی، در آن زمان فعالیت‌های تبلیغی خود را آغاز کردند. فضای روانی و فرهنگی آفریقا نیز با داشتن مردم بومی که هر چیز نو و تازه را شاید راه نجاتی برای برون‌رفت از استعمار می‌دیدند، آمادگی داشت تا تبلیغات بهائی را چه بسا به سود خود محاسبه نماید.

سردمداران بهائیت و به‌خصوص آمریکا، متوجه این نکته شدند که فضای ملتهب سیاسی ــ اجتماعی آفریقا می‌تواند پذیرای نوعی آیین سکولار تحت عنوان اجتماعات روحانی یا معنوی، بیرون از نهاد کلیسا باشد و این فرمول برای تصمیم‌گیری نفوذ به آفریقا بسیار مهم بود که بتوانند مردم بومی آفریقا را به هویتی جدید، ولو موقت، در ایام بحرانی آن زمان، به‌سوی خود جذب نمایند.

مبارزات مردم آفریقا در برابر استعمار، بهائیت را وادار کرد تا از طریق شعار جنبش و دگرگونی با مردم هم‌آوا شود و در قالب این نوع حرکت‌ها مردم را به خود جلب کند. بدین منظور بهائیان، کشور انگلیسی‌زبان کامرون در غرب آفریقا را برای میدان اصلی فعالیت خود انتخاب کردند و در آن دو دهه  تلاش کردند طبقات سنی ۳۰ تا ۴۰ سال و نیز دانش‌آموزان و طبقۀ بیکار جامعه کامرون را تحت تبلیغات خود قرار دهند.

 بهائیت در آفریقا

شوقی‌افندی در سال ۱۹۲۹ برای تشویق اجرای نقشه تبلیغی وارد آفریقا شد. به دنبال سفر شوقی به آفریقا، نخستین گروه از مهاجران تبلیغی بهائی در رودزیای جنوبی مستقر شدند. نخستین تلاش‌های جدی بهائیت برای تبلیغات در آفریقای زیر صحرا، عمدتاً از ناحیه غرب آفریقا و در دهۀ ۱۹۵۰ آغاز شد.

عبدالبهاء برای عملی شدن ورود بهائیت به آفریقا دست به اقدام شد. وی پیروان خود در آمریکا و کانادا را ترغیب کرد که آفریقا و جزایر آنجا را در معرض پیام بهائی قرار دهند. از پیروان خود ‌خواست به آفریقا و سرزمین‌های اطراف رفته و بانگ یا بهاءالابهی را به گوش مردم آفریقا و به‌خصوص جزیره ماداگاسکار برسانند و در این مأموریت لازم دانست کتاب‌ها و جزوات تبلیغی بهائی طوری چاپ، ترجمه و توزیع شود تا دسترسی همگان بدان‌ها مقدور گردد.

شوقی‌افندی در سال ۱۹۵۰ طی پیامی به سردمداران بهائی در انگلیس، شروع طرح تبلیغ دوساله در قارۀ آفریقا را از سال ۱۹۵۱ اعلام کرد. متعاقب آن، این طرح دوساله در محفل ملی بهائیان انگلستان تصویب و با کمک جامعۀ بهائی آمریکا و مصر، در شمال آفریقا صورت اجرایی گرفت. قدم اول بسیار ساده بود، یعنی مهاجرت سه مبلغ توانای بهائی به سه منطقۀ مستعمرۀ شرق یا غرب آفریقا، به همراه ترجمه منابع مهم تبلیغی برای مردم آفریقا، به سه زبان محلی آفریقایی. در ابتدا کشورهایی مد نظر بودند که سابقه بیشتری از تبلیغ بهائیت داشتند، مثل مصر و سودان. کارهای بهائیت در آفریقا در آن زمان بیشتر نمادین و نوعی اعلام حضور بود. شوقی‌افندی پس از پایان نقشۀ دوساله، نقشه ده‌سالۀ جهانی را ازجمله به کشورهای آفریقایی ابلاغ کرد. خواستۀ اصلی وی نشان دادن حضور سمبلیک جهانی بهائیت بود. تا سال ۱۹۵۸، چهارهزار بهائی در آفریقا سکونت داشتند که از این تعداد سه‌هزار نفر بومی آفریقا بودند.

فعالیت بهائیان در کشورهای آفریقایی

1- تانزانیا

تاریخ ورود بهائیت به تانزانیا به سال۱۹۵۱ برمی‌گردد. تعدادی از بهائیان ایرانی به رهبری علی نخجوانی فعالیت این فرقه را در دارالسلام پایتخت این کشور آغاز کردند. آ‌ن‌ها کار خود را با فعالیت تبلیغ، آموزش و درمان در میان بومیان توسعه دادند. دو ایرانی به نام هدایتی و هاشم، جریان فکری و تبلیغی این گروه را مدیریت می‌کنند. مرکز بهائی به اعضای خود آموزش خیاطی، زبان انگلیسی، کامپیوتر و … می‌دهد.

2- کنیا

پیشینه ورود این آیین به کنیا به دهه ۱۹۵۰ می‌رسد. برخی از مبلغان، در مسیر کارهای تبلیغی، در نایروبی پایتخت کنیا مستقر شدند و با بهره‌گیری از ارتباط با کارگزاران انگلیسی، اقدام به تأسیس مرکز بهائی کردند. طی سال‌های ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۰ شعبات دیگری هم در شهرهای مختلف این کشور تأسیس شد و سعی در افزایش تعداد خود نمودند. تأکید آن‌ها بر انجام پروژه‌های اجتماعی ــ اقتصادی در مناطق روستایی است.

3-زیمبابوه

شوقی‌افندی، به سال ۱۹۲۹، در مسیر خود از آفریقای جنوبی به مصر، وارد زیمبابوه گردید. وی در سال ۱۹۴۰ هم در مسیر انگلیس به فلسطین، از آنجا بازدید کرد. بهائیت از سال ۱۹۵۳ در این کشور فعالیت می‌کند. جامعۀ بهائی امروز بیشتر از میان قبایل بومیان زیمبابوه‌ای تشکیل شده است. جامعۀ بهائی زیمبابوه با نام سازمان غیرانتفاعی در کشور ثبت شده و در حراره، پایتخت و برخی شهرهای دیگر مراکز تبلیغی دارند.

نخستین مبلغ بهائی در این کشور مهاجری ایرانی بود که دو ماه پس از ابلاغ نقشه در سال ۱۹۵۳ وارد این سرزمین شد ولی با مشکل اجازه اقامت از سوی دولت وقت روبرو گردید!

۴- اوگاندا

این کشور تا سال ۱۹۶۲ مستعمره انگلستان و تا سال ۱۹۸۳ تحت‌الحمایه انگلستان به شمار می‌رفت. اسلام در این کشور رشد سریعی داشت، لذا استعمارگران، مسلمانان را به‌عنوان دشمن تلقی کرده و با ترفندهای مختلف همچون تقویت میسیون‌های مسیحی، عدم اعطای هرگونه پست سیاسی به مسلمانان، پراکنده ساختن مسلمانان در سراسر کشور و قتل‌عام آنان، کوشیدند پیروان اسلام را نابود کنند. در این کشور، اسرائیل نیز نفوذ فراوان داشت. در سال ۱۹۷۱ یک گروهبان ارتش به نام عیدی امین که در اسرائیل تعلیم دیده بود، با کمک رژیم صهیونیستی دست به کودتا زد. مردم اوگاندا که از دیکتاتورهای کودتاگر این کشور جز غارت، چپاول، شکنجه و قتل، خاطره‌ای نداشتند، به امین هم خوش‌بین نبودند. این سوءظن صحیح بود، زیرا در دوران امین ۲۰۰ هزار تن از مردم کشته شدند.

در ژانویه سال ۱۹۶۱ یعنی در اواخر حضور مستقیم استعمار انگلیس در اوگاندا، ساختمان اجتماعات بهائیان در کامپالا افتتاح شد. این مطلب با توجه به سیاست‌های اسلام‌ستیزانۀ انگلستان و حضور اسرائیل به‌عنوان دو کشور با نفوذ در اوگاندا، بسیار قابل‌تأمل است. در سال ۱۹۷۱ عیدی امین پس از کودتا و به دست گرفتن قدرت، از رؤسای مذاهب حاضر در اوگاندا درخواست کرد که هریک دو نماینده به مقر فرماندهی او بفرستند. از بهائیت نیز برای حضور در جلسه دعوت به عمل آمد. به نوشتۀ نشریۀ رسمی بهائیان ایران: «بعد از اتمام نطق رئیس‌جمهور، فقط از فرد بهائی دعوت شد بیاناتی ایراد نماید.» آن بهائی نیز فرصت را مغتنم شمرده و «با صدای بلند یک رسالۀ بهائی را قرائت کرد که متن آن اطاعت از حکومت بود». رژیم کودتایی عیدی امین که از این حسن سلیقه بهائیان به وجد آمده بود، بعداً این متن را به تمام زبان‌های جاری اوگاندا ترجمه و از رادیو پخش کرد.

تبلیغات و فعالیت‌های آیین بهائی در دهه ۱۹۷۰ ادامه داشت تا اینکه در همان دهه فعالیت بهائیت به علت فعالیت‌های جاسوسی صهیونیستی و ضداسلامی در اوگاندا و چهار کشور آفریقایی دیگر ممنوع اعلام شد.

۴- سیرالئون

سیرالئون بیش از یک‌صدوپنجاه سال مستعمرۀ انگلستان بود. در این میان مبلّغان بهائی با تبلیغات خود تلاش نموده‌اند غیرت دینی را در مسلمانان از بین ببرند. فقر فرهنگی و اقتصادی، ستون فقرات جامعه سیرالئون را تشکیل می‌دهد. اکثر مردم سیرالئون قادر به مقابله با اوضاع سخت اقتصادی نیستند. آن‌ها فقط به فکر سیر کردن شکم گرسنه خود هستند و برای فردای خود هیچ‌گونه طرح و برنامه‌ای ندارند. جوانان سیرالئون صبح تا شام برای یافتن لقمه‌نانی در خیابان‌ها پرسه می‌زنند. زنان و مردان به حقوق خود آشنا نیستند. فرزندان طبق معیارهای دینی تربیت نمی‌شوند. در چنین جامعه‌ای هرکس به مردم محبت نماید به او روی می‌آورند. بار سنگین اقتصاد خانواده بر دوش زنان است. زنان و دختران با فراهم آوردن اندکی سرمایه، کالاهایی چون میوه، بیسکویت، لوازم آرایش و… را از صبح تا شام روی سر حمل نموده و به امرار معاش مشغول هستند. در چنین اوضاعی بازار گرم تبلیغات فرقه‌ها که به تجارت شباهت دارد، رونق گرفته است. حضور و فعالیت بهائیان به‌خاطر مغایرت عقاید آن‌ها با اعتقادات مسلمانان مالکی‌مذهب این کشور دستاوردهای قابل‌توجه مردمی نداشته است. پیروان اندک این گروه در سیرالئون، که به‌خاطر برخی منافع اقتصادی وارد بهائیت شده‌اند، علی‌رغم اشتغال در فعالیت‌های آموزشی، بهداشتی و اقتصادی در این کشور، در سطح پایینی هستند.

مسلمانان سیرالئون علی‌رغم  ضعف اطلاعاتی از اهداف و سیاست‌های بهائیت، به این نکته پی برده‌اند که این گروه برای انحراف عقاید مسلمانان از اعتقادات اسلامی تأسیس شده است. هم‌سویی برخی از سیاست‌مداران با سیاست‌های انگلستان و آمریکا، یکی از دلایل حضور بهائیت در سیرالئون است.

بهائیت در سیرالئون با هیچ گروهی درگیری سیاسی و مذهبی آشکار ندارد. مبانی فکری آن‌ها، آمیزه‌ای از اسلام، مسیحیت، زردشتی، بودایی، باورهای خرافی و… است. بهائیت حرکتی است که با توجه به زمینه‌های اجتماعی مساعد در سیرالئون از دین اسلام برای جذب مردم این کشور حداکثر استفاده را نموده است. قوی‌ترین افراد فرقۀ بهائیت در سیرالئون کارمندان محلی سفارت آمریکا و انگلستان هستند که در راستای تقویت مالی آن فرقه تلاش می‌کنند. با توجه به فقر و محرومیت حاکم بر سیرالئون، بهائیان در این کشور سعی کرده‌اند با اتخاذ شیوه‌های مناسب، بهترین بهره‌برداری را از زمینه‌های موجود داشته باشند. ظاهراً جاذبه اصلى بهائیت در پیام اتحاد میان نوع بشر، ادیان و مذاهب، پیامبران و فرقه‌ها نهفته است.

نتیجهگیری

تشکیلات بهائیت بر اساس طرح گسترش باورهای خود، تبلیغ در منطقۀ بکر سرزمین آفریقا را، همچون برنامه‌های تبلیغی خود در سایر مناطق جهان در قرن بیستم، به مرحله اجرا نهاد. مطالعه و بررسی نوع فعالیت‌های این آیین در مناطق سه‌گانۀ غرب، شرق و جنوب آفریقا، لزوم شناخت بیشتر آن را در کشورهای واقع در این حوزۀ مطالعاتی دین‌پژوهی، نشان می‌دهد. این بررسی نشان می‌دهد که برابر نظر برخی الاهی‌دانان آفریقایی، تبلیغ آیین بهائیت، برابر دستورهای بیت‌العدل و رهبران بهائی، از طریق فعالیت‎های کمک آموزشی و رفاهی مردم آفریقا صورت گرفته و زمینه‌های فرهنگی و دینی کشورهای مورد بررسی، آماده برای فعالیت‎های مبلّغان بهائیت و جذب آنان بوده است تا از آنان برده‌هایی به‌ظاهر آزاد برای بیت‌العدل و تشکیلات بهائیت بسازد.

منابع

 

امبیتی، جان اس (۱۳۸۳)؛ ادیان و فلسفه آفریقایی؛ ترجمه مرضیه شنکائی، نشر ادیان.

سیدمرادی، سیداحمد (۱۳۹۶)؛ شیعیان تانزانیا؛ فرهنگ سبز.

سیدمرادی، سیداحمد (۱۳۹۶)؛ شیعیان کنیا؛ سیمرغ خراسان، چاپ دوم.

ایپکچی، محمدحسن (۱۳۹۹)؛ جامعه و فرهنگ زیمبابوه؛ تهران: الهدی.

صدرالسادات‌زاده، سیدهیبت‌الله (۱۳۹۶)؛ آشنایی با جمهوری غنا؛ قم: المصطفی.

قزلسفلی، محمدرضا؛ گزارش بهائیت در سیرالئون؛ رایزنی فرهنگی سفارت ایران در سیرالئون.

 

 

 

 

 

 

 

نظرات بسته شده است.