روش‌ های تبلیغی بهائیت

1,845

بهایی سابق:

به ما تعلیم می دادند وقتی با مسلمان ها یا سایر ادیان صحبت می کنید، در میان روش‌ های تبلیغی بهائیت، از شیوه تشابه با تعالیم و رویدادهای خود آن دین در مقایسه با بهائیت استفاده کنید و بگوئید هر پاسخی برای خود می دهید ما برای بهائیت می دهیم! وبدین ترتیب آنها را در منگنه بگذارید و بهائیت را اثبات کنید. بعدها فهمیدم این شیوه موذیانه موجب لغزش بسیاری شده است. مثلا وقتی به ما می گفتند:

“محمد (ص) آخرین پیامبر بوده وپس ازاو پیامبری نخواهد آمد “بگوئید مسیحیان هم عیسی را آخرین پیامبر می دانستند و بدین ترتیب از جواب دادن طفره بروید …

در حالیکه اگر طرف مقابل زرنگ بود باید بلافاصله به ما می گفت : تو اول حقانیت خودت را ثابت کن بعد بهائیت را با ادیان مقایسه کن. این کمال نیرنگ است که همه مدعیان دروغین خود را با انبیا مقایسه بکنند و از زندگی آنها برای امر باطل خود شاهد بیاورند…مثل اینکه سکه تقلبی بگوید چون به سکه های حقیقی هم شک می کنند پس اگر به من هم شک کنند شک آنها باطل است!

به اصطلاح باید به ما می گفتند تو اول برادری خود را ثابت کن بعد ادعای ارث نما

ابتدا ثابت کن این مجموعه اراجیف یک دین است بعد خود را در ردیف ادیان بگذار….

جویا:

دوست عزیز با عرض سلام خدمت شما چنان که در مباحث این جانب با یکی از بهائیان ملاحظه می فرمایید یکی دیگر از روش‌ های تبلیغی بهائیت مورد استفاده این عزیزان تکرار ادعا و اصرار در بیان و صرفا بیان ادعاست. می بینید که شاید ده بار و بلکه بیشتر از این دوست بهایی خواسته ام تا دلیل خود را در اثبات حقانیت بهائیت ارائه دهد ولی هنوز چیزی دستگیرم نشده است. روشی را هم که حضرت عالی فرموده اید اینک دیگر کارساز نیست. حربه ی زنگ زده است. الآن جز تکرار و تکرار و تکرار و تعریف و تمجید بیش از اندازه از بهائیت و تعالیم آن، استدلال دیگری را شاهد نخواهید بود. لطفا بحث های مرا با این دوست بهایی دنبال کنید.

سردبیر:

ازحضور پر شور jooya و بحث هایش با دوست بهایی در تالار های مختلف گفتگو خرسندیم. شعار این سایت گفتگو مبتنی بر مدرک و ارائه سخن مستند است که طرفین بر آن متعهدند. این سایت بهترین فرصت را برای جوانان آزاده بهایی فراهم کرده که مطالب علمی خود را ارائه نمایند و در یک فضای صمیمی پاسخ بشنوند. تا آنجا که بنده مطلعم در تمام سایت های بهائی چنین فر صتی برای غیر بهائیان فراهم نیست که حرف های آنان بلافاصله در سایت منعکس گردد. خود بنده چندین بار در همان سایتی که دوست بهایی معرفی کرد رفته سوال علمی مطرح کردم و روز ها منتظر شدم تا سوال و جواب خود را روی سایت مشاهده کنم متاسفانه چیزی ندیدم! در حالیکه الان دوست بهایی نظر خود را آزادانه می نویسد و با یک کلیک آن را روی سایت مشاهده می کند و در یک فضای دوستانه هم به بحث می نشیند. من از دوست بهایی خواهش می کنم آدرس ما را به سایت های بهایی و جوانان شجاع بهایی بدهند تا به دور از کلیشه ها بحث علمی کنیم. مسلما ثمرات فرخنده ای را شاهد خواهیم بود.

افراشته:

بهائیان کماکان معتقد به ترک تعصبات و تحری حقیقت و شنیدن سخن مخالفان هستند. البته بنده در مورد ادعای سردبیر تحقیق نکرده ام ولی اگر سایت های بهائی از درج آدرس سایت بهائی پژوهی (به عنوان یک سایت بی طرف ) خودداری کرده اند قابل بررسی و سوال است .

جویا:

افراشته عزیز از شما به عنوان یک بهایی روشن اندیش دعوت می کنم که در گفت و گو های حقیر در این سایت شرکت فرمایید. به عنوان نخستین درخواست خواهش می کنم مطالب سایت را مطالعه فرمایید و حقیر را از نظرات خود آگاه فرمایید. شنیدن سخن مخالفان کافی نیست. پاسخ به پرسش های آنان نیز باید مورد توجه قرار گیرد. مجددا از توجه شما تشکر می کنم.

یاس:

اخیرا یک جوان ظاهرا بهایی در امریکا که ایرانی است بنام بخت آور و عضو جوانان جمهوری خواه است وتشکیلاتی دارد و ظاهرا از نزدیکان و تاثیر گزاران بر بوش می باشد مقاله ای در مورد ایران نوشته که در اغلب روزنامه های امریکا چاپ شده است.

او در آن مقاله گفته ایران بخاطر جنگ آرما گدون که مقدمه ظهور مهدی است نیاز به بمب اتمی دارد و به این خاطر است که دنبال انرژی اتمی است و باید جلو او را گرفت.

من کاری به مسائل سیاسی ندارم فقط می خواستم ببینم آیا بهائیان در اینگونه مسائل نظرشان چیست؟ خوشحال می شوم اگر اطلاعاتی در این زمینه بدست آورم.

دکتر پرویز:

در این موضوع که تشکیلات بهائیت خواهان نابودی جمهوری اسلامی ایران است هیچ شک و شبهه ای نداشته باشید  علت آن هم کاملا واضح و آشکار است. این نظام مبتنی بر عقیده به امام زمان حی و زنده استوار است و خواهان فراهم کردن زمینه ظهور ایشان می باشد. در حالیکه بهائیت اصولا به مهدویت شیعی بطور اصولی اعتقاد نداشته و از همه بالاتر دین اسلام را منسوخ و پایان یافته می داند. گسترش روز افزون اسلام خواهی و توجه بیش از حد جوانان مسلمان و غیر مسلمان به تشیع و اسلام راستین همه روش‌ های تبلیغی بهائیت را باطل کرده است. انها آرزو داشتند که به مدد نفوذ در حکومت شاه مقدمات تاسیس حکومت بهائی را در ایران فراهم کنند و با پیروزی انقلاب اسلامی خوابی را که دیده بودند به پریشانی تبدیل شد. طبیعی است که این تشکیلات مورد تایید آمریکا همچون وسواس خناس در صدد توطئه چینی و تحریک دیگران برآید. مگر سازمان مجاهدین خلق برای سرنگونی حکومت ایران و از روی کینه همین کارها را نمی کنند . اولین بار مگر همین ها نبودند که غربی ها را در مسئله هسته ای ایران تحریک کردند.؟ این قصه سر دراز دارد.

لوتوس:

دوست عزیز دکتر پرویز!

من دوستان بهائی زیادی دارم و در مورد آئین بهائی اطلاع دارم و تا اونجایی که من می دونم این بنده های خدا از بقیه بیشتر تابع حکومت هستند. اتفاقا تا اونجایی که من اطلاع دارم در زمان شاه هم کم اذیتشون نکردند. من نمی خوام کسی رو تائید یا رد کنم ولی یه کمی با انصاف بیشتری در موردشون نظر بدیم حالا چه خوب چه بد. اونقدرا هم که شما میگی بد نیستن. یه چیزی شنیدی اقای دکتر عزیز البته منو ببخشین واسه این حرفم.

جویا:

دوست عزیز جناب لوتوس پس از عرض سلام به اطلاع سرکار می رسانم که سخن در باره ی بهائیان نیست. به نظر بنده بسیاری از بهائیان افراد ساده لوح و چه بسا پاک دل و خیراندیش هستند که فریب تبلیغات و تشکیلات را خورده اند. سخن در باره ی عقاید بهائیت و روش‌ های تبلیغی بهائیت است. بسیاری از بهائیان هم وطنان ما هستند و از آن مهم تر همه ی ما انسان هستیم و مخلوق خداوند. نظر آقای دکتر پرویز هم در باره ی تشکیلات بهایی است نه خود بهائیان بنده به شما دوست عزیز عرض می کنم که متاسفانه در میان سران و تشکیلات بهائیت خلاف گویی و تناقض گویی آن قدر فراوان است که بسیاری از بهائیان از آن خبر ندارند این سایت برای این منظور به وجود َآمده است که « عقاید بهائیت » مبتنی بر کتاب های پیشوایان بهایی مورد نقد و بررسی قرار گیرد تا واقعیت پنهان سران بهائیت آشکار شود.

لوتوس:

جویای عزیز من پیشاپیش از شما معذرت می خوام که متاسفانه مرتبا مخالفت می کنم. ولی فقط و فقط به دلیل اعلام نظر و ابراز احساسات. همونطوری که گفتم بهائی ها از طرف همین کلاس ها و به قول شما تشکیلاتشون دستور تابعیت از حکومت رو دارن. و من از اونجایی که قبلا هم گفتم دوستان بهائی زیادی دارم تاحالا عمل و یا کاری که بر خلاف اسلام و حکومت باشه ندیدم. آخه این دکتر عزیز خیلی بد جوری به بنده خدا بهائیا و به قول شما تشکیلاتشون بی احترامی کردن.

موفق باشین و باز هم پوزش می طلبم

جویا:

لوتوس گرامی از ابراز نظر و اظهار لطف شما کمال تشکر را دارم. دوست گرامی بی تردید قصد بنده در این سایت بررسی و پژوهش علمی بهائیت به دور از هر گونه تعصب است. به نطر بنده مطلب اصلی آن نیست که بهائیان تابع حکومت اند یا نیستند. اصل مطلب همان است که بارها و بارها تکرار کرده ام ولی مع الأسف هیچ یک از عزیزان بهایی آن را پاسخ نداده اند. سخن اصلی آن است که اصلا بهاء الله چه کاره است؟ به نظر شما پاسخ به این پرسش خیلی سخت است؟ آیا پاسخ به این پرسش منوط به اثبات اسلام است که شما هم به تبعیت از دوستتان جناب میلی آن را خواسته اید؟ چرا هیچ یک از بهائیان حاضر به بیان ادعای جناب بهاء الله و اثبات آن ادعا نیستند؟ چرا بحث های حاشیه ای و بی فایده مطرح می شود؟ چرا به اصل مطلب نمی پردازیم؟

مراد:

ba salam man hamin allan to in site sabte nam kardam kheili saite khobi be nazar mirese enshallah ke harfhay e azizan mabni bar bahse azad sehhat dashte bashi dar panah hagh

Xman :

سلام دوستان عزیز.من خیلی خوشحال هستم که می تونم حرف هایی به شما بزنم. من داریوش هستم. ماجرایی داشتم با بهائیان که ممکنه جالبه باشه و به دوستان دیگه اعم از بهائی و غیر بهائی کمک کنه. من تحصیلات خودم رو بعد از دبیرستان در فرانسه و در رشته علوم ارتباطات ادامه داده و فارغ التحصیل شدم دوره پرباری بود. ازهرنظر. من دوستی داشتم ایرانی که با هم نشست و برخاست داشتیم. او مدتی دچار مشکل مالی شد و طعمه خوبی شد برای مبلغین بهائی که انقدر از روش‌ های تبلیغی بهائیت برای جذبش استفاده کردند تا بالاخره به دام افتاد. من بعدها به ایران برگشتم و مدت زمان زیادی از اون بی خبر بودم… تا اینکه یک روز با من تماس گرفت و گفت که می خواد من رو با یه دوست آشنا کنه. آقایی بود که خود را منصور معرفی می کرد. به زودی فهمیدم که اون یک مبلغ بهائی هستش و اومده به شکار مغز و پول. ماجرای جالبی هست اگر دوستان حوصله داشتن هفته آینده ماجرا رو برای شما تعریف می کنم.

(با اجازه دوستان ادامه این بحث رو در تاپیک “مناظره با یک مبلغ بهایی” ادامه خواهم داد.)

باتشکر

جویا:

جناب اسپرینگ بنده ان شاء الله در فرصتی مناسب برخی از بیانیه ها و ابلاغیه ها و متحد المآل های محافل را به حضورتان تقدیم خواهم کرد تا ببینید که مساله ی تبلیغ در امر چه خصوصیاتی دارد.

بالاخره معلوم شد که آقایان بهائی شرکت کننده در این مباحثات واقعا خوش خیال تشریف داشته و تعصبات بیش از حد جلوی دیدگان حقیقت یاب آنها را گرفته است. این امر بر اساس تحقیقات جامعه شناسان نیز اثبات شده است. بطور کلی گروه های اقلیت که همواره برای از دست دادن پیروان خود نگران هستند سعی می کنند با کشیدن حصار تشکیلاتی به دور طرفداران خود آنها را نسبت به عبور از این حصار بترسانند. همانند کودکی که از ترس گم شدن سعی می کند از اطراف خانه شان دور نگردد.

طرح دیگر این نوع تشکیلات این است که به رهبر گروه و سیستم رهبری جنبه تقدس می دهند تا از پیروان خود اطاعت بی چون و چرا طلب کنند .

مخفی کاری و ایجاد تشکیلات هرمی و تو در تو و ایجاد حد و محدوده اختیار از جنبه های دیگر این نوع تشکیلات می باشد. سخن را کوتاه کرده و به ذکر دو جمله از شوقی افندی دومین ولی امر عقیم بهائیان در کتاب نظامات بهائی اشاره می کنم :

1 – بر هر فردی واجب است هیچگونه اقدامی بدون مشورت محفل روحانی ننماید و البته باید قلبا و روحا قرار محفل را مطیع و نسبت به آن منقاد باشد .

2 – باید افراد بهائی به تمام قوا و در کمال صمیمیت قیام بر نصرت نمایندگان محلی و مرکزی خویش نمایند. اطاعت و تمکین قرارهای صادره از آن مراجع عالیه رسمیه بهائی نمایند و آرا و افکار و تمایلات شخصیه خویش را در ظل اراده و تصمیمات هیئات محفلتین در آورند .

عباس افندی اولین ولی امر بهائیان نیز در کتاب اصول نظم اداری می گوید :

آنچه مجلس شور محفل قرار در آن خصوص و خصوصیات دیگر بدهند ؛ کل باید بدون توقف اطاعت نمایند .

آیا از این جملات معنای دیگری غیر از اطاعت کور کورانه می توان استنباط کرد؟!

میلیونر :

جناب یعقوب بعد از 1400 سال چی داری؟؟ جدا چی داری که بهش افتخار کنی؟؟

یک نمونه ذکر کن تا ببینیم. معنی تقلید را از جناب جویا بپرس بعد به شما می گویند تقلید با تحری حقیقت چه فرقی داره. جویا جان تقلید را برای جناب یعقوب معنی کنید.

احساس می کنم حسودی بر شما غلبه کرده تشکیلات و جامعه بهایی را می بینید.استقامت احبا را می بنید. نظم و هماهنگی را در جامعه می بینید. افراد جامعه و برخوردها را می بینید و آن را با جامعه خود مقایسه می کنید و وقتی نمی توانید به بحث منطقی بپردازید اینگونه حرف هایی می زنید. جناب جویا شما الان دیدید کسی اینجا با استفاده از روش‌ های تبلیغی بهائیت تبلیغ بکنه که می خواهید شرایط مبلغ را ذکر کنید؟؟ ما فقط برای جواب گویی آمده ایم و اگر لازم هم باشه جواب نخواهیم داد و شما می توانید بگویید جواب ندارند. چون هنوز به سئوالات من جواب نداده اید. و قبلا هم گفتم با این کارها اندک خراشی نخواهید توانست به پیکره امر وارد کنید. اگر می توانستید امثال شما افراد زیادی بودند و از جمله همین نویسندگان که در اول سایت سردبیر گرامی آثار اونها را گذاشته تحقیق کنید ببنید بعد از 160 سال چند نفر به خاطر مسائلی از امر برگشتند؟؟و حال هم همینگونه است باز هم به قول دکتر داودی بر چیزی دروغ می گوییند که راست آن اثر بسیار زیاد دارد.

برای مقایسه در همین سایت بهایی زیاد است یکیش خوده من کدام یکی از شما که میگویید اسلام بهترین دین است و برتر است رفتاری اسلام پسندانه ای داشتید؟؟

((به حرمت همین ماه دوباره به شما میگوییم سعی کنید کمی در رفتار خود تجدید نظر کنید))

جویا:

میلی جان مرا که می شناسی؟ لطفا برای من از این شعارها نده. حرف حساب اگر داری بسم الله. راستی از بس با تو سخن گفته ام لحنم کاملا خودمانی شده حمل بر جسارت نکنی ها! نام پرفسور علی مراد داوودی را آوردی از بس حرف های پراکنده می زنی که فرصت نمی دهی افاضات ایشان را بررسی کنم. فقط به یک نکته ایشان که خیلی مشعشع است و آن را روی سایت گذاشته ای ( اوائلی که آمده بودی) اشاره می کنم.

ایشان افاضه فرموده است که یکی از دلائل حقانیت دیانت بهایی آن است که درباره اش کتاب و ردیه زیاد نوشته شده است.

اولا: ممکن است بگویید چند کتاب در معرفی روش‌ های تبلیغی بهائیت نوشته شده و چند کتاب در رد بهائیت؟ چند سایت و وبلاگ در تبلیغ بهائیت وجود دارد و چند سایت و وبلاگ در نقد و رد این امر مبارک؟

ثانیا: اگر به فرض کسی بیاید و منکر یک بدیهی بشود و نخواهد هم بپذیرد که منکر بدیهی شده است و عده ای بخواهند به او تفهیم کنند که این انکار تو خلاف عقل و نقل است، این امر دلیل حقانیت اوست؟ با عرض معذرت می گویند یک بار کسی برای آن که مشهور شود، فکر کرد که چه کار کند و آمد (خیلی ببخشید گلاب به رویتان) در زمزم ادرار کرد. و به این ترتیب اعتراض بسیاری را برانگیخت. او هم همین را می خواست چون به این وسیله مشهور شد. این استدلال دقیقا شبیه همان است که بارها و بارها بهائیان آن را گفته اند و مرتب هم می گویند همان استدلال زنگار گرفته که ما چون کشته داده ایم پس برحق ایم!

حقیر هم بارها گفته ام که کشته شدن دلیل حقانیت نیست. چنانکه پیروان فرقه های باطل ممکن است خون یک دیگر را هم بی جهت و جاهلانه به هدر بدهند.

در ضمن خوش انصاف نگاه کن ببین چقدر در این سایت حرف زده و تبلیغ کرده و (خودمانیم) چیز یاد گرفته ای. عمرا اگر در سایت های دیگر حتی بهایی چنین فرصتی را پیدا کنی!

نظرات بسته شده است.