مقدمه
بهائیان ادعا میکنند که در جامعه بهائی به حقوق زنان توجه ویژهای شده است، زیرا مسئله تعدد زوجات از طریق قوانین رهبران بهائی تحت کنترل قرار گرفته است. بر اساس این قوانین، چند همسری در بهائیت ممنوع اعلام شده و رهبران بهائی نه تنها بر تکهمسری تأکید کردهاند، بلکه خود میرزا حسینعلی، رهبر بهائیان، نیز از این دستور پیروی کرده است.
برای بررسی صحت این ادعا، میتوان به متون و منابع بهائی مراجعه کرد و زندگی بهاءالله، رهبر بهائیت، و همچنین جایگاه رهبران پس از او را در رابطه با مسئله تعدد زوجات مورد مطالعه قرار داد.
رازهای ناگفته ازدواجهای بهاءالله
در بیشتر کتابها و منابع مرتبط با بهائیت، اطلاعاتی درباره فرزندان و شجرهنامه میرزا حسینعلی نوری منتشر شده است. با این حال، فاضل مازندرانی در کتاب خود، «رهبران و رهروان» (نسخه فارسی)، به ازدواجهای متعدد رهبر بهائیان اشاره میکند.
بهاءالله در طول زندگی خود سه همسر و یک کنیز داشته است:
1- آسیه، معروف به امالکائنات، که در 18 سالگی و در سال 1251 هجری قمری (1835 میلادی) با او ازدواج کرد. در آن زمان، انتظار میرود که میرزا حسینعلی مسلمان بوده باشد.
2- فاطمه، همسر دوم او، در سال 1261 هجری قمری (1845 میلادی) ازدواج کرد. این تاریخ یک سال پس از ادعای بابیت میرزا علیمحمد باب شیرازی برای ملا حسین بشرویهای است. باوجود اینکه بهاءالله هرگز باب را ندید، اما بر اساس گفتههای بهائیان، انتظار میرود که در این زمان میرزا حسینعلی یک بابی بوده باشد.
3- گوهر، که در سال 1265 ه.ق (1849 میلادی) به عنوان همسر سوم بهاءالله عقد شد. در این زمان، او هنوز ادعای «من یظهرهاللهی» را در باغ نجیب پاشا مطرح نکرده بود ولی به عنوان رهبر بابی ها شناخته شده بود.
4- جمالیه، یک کنیز 13 ساله که بهاءالله در سن 70 سالگی و در دوران سکونت در بندر عکای اسرائیل او را اختیار کرد.
اکنون باید بررسی کرد که چرا بهائیان معتقدند چند همسری در آئین بهائی ممنوع و تحریم شده است.
رهبران بهائی و قوانین مربوط به چند همسری در بهائیت
کتاب «اقدس» بهعنوان مجموعه احکام و دستورات بهاءالله برای پیروان او و بهائیان شناخته میشود. در این کتاب، بهاءالله اجازه تعدد زوجات را تا دو همسر صادر کرده است. علاوه بر این، در متن کتاب به تبصرهای اشاره شده که بر اساس آن، فرد میتواند یک خدمتکار یا کنیز نیز داشته باشد.
در صفحه 57، بند 63 از کتاب «اقدس» آمده است:
«قد کتب الله علیکم النکاح ایاکم ان تجاوزوا عن الاثنتین و الذی اقتنع بواحده من الاماء استراحت نفسه و نفسها و من اتخذ بکرا لخدمته لا بأس علیه کذلک کان الامر من قلم الوحی بالحق مرقوما»
با توجه به جایگاهی که بهائیان برای بهاءالله بهعنوان رهبر دینی خود قائل هستند، انتظار میرود که او به عنوان نخستین پیرو این آیین، کاملاً مطابق با این دستور عمل کرده باشد.
در این میان، شوقی افندی، سومین رهبر بهائیان، چندهمسری را ممنوع اعلام کرد و تک همسری را توصیه نمود. با اینحال، مسئله اساسی در اینجا جایگاه شوقی در تبیین احکام برای جامعه بهائی است؛ زیرا رهبران پس از بهاءالله صرفاً وظیفه تبیین آموزههای بهائی را دارند و نه تشریع قوانین جدید. حتی در موضوع تعدد زوجات، دستور مستقیمی از سوی بهاءالله صادر شده که در آن تصریح شده است: «سخن من قابل تغییر نیست!»
عباس افندی، دومین رهبر بهائیان، نیز هنگام صحبت درباره چند همسری در بهائیت، به همان حکم پدرش در کتاب «اقدس» استناد میکند و میگوید:
«بنص کتاب اقدس در تزویج فی الحقیقه توحید است زیرا مشروط بشرط محالست»
در ادامه این بحث، در کتاب «گنجینه حدود و احکام» صفحه 176، در پایان فصل 13 چنین آمده است:
«اما در خصوص تعدد زوجات منصوص است و ناسخی ندارد.»
در نهایت، شوقی افندی چند همسری در بهائیت را تابع رعایت شرط عدالت دانسته و چنین بیان میکند:
«مقصود این است که تعدد زوجات بدون عدالت جائز نه.»
حتی اگر این سخن شوقی افندی را هم ملاک قرار دهیم، باز بهائیت و رهبرانش بی اعتبار می شوند! زیرا ادعای نو بودن تعالیم بهائی عملا با تکرار یا کپی کردن این جمله زیر سؤال می رود!
با توجه به تفاوت و تناقض سخنان رهبران بهائی در بحث تعدد زوجات و آنچه در جامعه بهائی امروز جریان دارد، آیا نمیتوان گفت بهائیت گرایش هایی با تفکرات اومانیستی دارد، مگر آنکه اشتباهات و تناقضهای رفتاری و گفتاری رهبران خود را بپذیرد؟
در نتیجه، بهائیان نهتنها به چند همسری در بهائیت اعتقاد داشتهاند، بلکه رهبران بهائی با تحریم این امر برای پیروانشان، در عمل سبک زندگی شخصی خود را بهعنوان مجوزی برای چندهمسری در این آیین تثبیت کردهاند.
بررسی چند همسری در بهائیت؛ یک جریان فکری یا دین الهی؟
اگر بهائیت را بهعنوان یک آیین مستقل در نظر بگیریم، پاسخ به چند پرسش کلیدی میتواند به روشن شدن ماهیت تشکیلاتی آن در برابر یک دین الهی کمک کند:
1- بهاءالله در سن 32 سالگی دارای سه زن بوده، در حالیکه در آن زمان یک بابی محسوب میشده است. با توجه به قوانین بابیت، چنین امری هم ممنوع بوده است؛ بنابراین، سوال اینجاست که او طبق احکام کدام شریعت چنین ازدواجهایی را انجام داده است؟
2- آیا ازدواجهای دوم و بعدی بهاءالله با رضایت همسر اول و قبلی او صورت گرفته؟ همچنین، او در سن 70 سالگی تحت چه مجوزی یک کنیز را اختیار کرده است؟
3- آیا وجود تناقضهای رفتاری و گفتاری در بنیانگذار یک آیین الهی (طبق ادعای پیروانش) دلیلی بر عدم اعتبار سایر آموزههای او محسوب نمیشود؟
4- اگر بهائیت یک آیین الهی تلقی شود، چرا مجوز چند همسری در بهائیت آن با اصل فطری انسان در تعارض است؟ چرا که خداوند، بهعنوان خالق انسان، نسبت به نهاد بشری کاملاً آگاه بوده و باید دستوراتش حکیمانه باشند.
با توجه به این مسائل، آیا منطقیتر نیست که بهائیت را بهعنوان یک تشکیلات سازمانی، جریان فکری یا فرقه بررسی کنیم، نه یک دین الهی؟
نظرات بسته شده است.