آغاز پیدایش بهائیت

2,023

به منظور بررسی منشأ آغاز پیدایش بهائیت باید ابتدا دانست که در طول تاریخ و در اعصار متمادی، افراد بسیاری بنا به اهداف گوناگونی ادعای دروغین پیامبری و منجی گری سر داده و چه بسا راه و روش و منهج بخصوصی در راستای تبلیغ دین و آئین دروغین خود ارائه کرده اند و به ادعای واهی خویش، متون دینی و الهی خود را نیز در اختیار مردم قرار داده اند. همچنین در دورانی نه چندان دور، قادیانی و قادیانیت در هندوستان و بهائی و بهائیت در ایران، ظاهر شده و ادعای دینی و الهی خود را سر دادند. به طور قطع، این نمونه ی بارز دخالت سیاست های دین ستیزانه ی استکبار جهانی است که پیوسته در پی نابودی و براندازی دین مبین اسلام بوده و همیشه خواسته اند با توطئه و دست و پا کردن گروه های الحادی و نظیر آن با نام اسلام و با هدف به ظاهر اسلامی، اسلام ناب و اصیل را به چالش کشانده و در نهایت از صفحه ی روزگار محو نمایند. اما به فرموده ی خداوند متعالی «وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللهُ وَ اللهُ خَیرُ المَاکِرِینَ» توطئه و سیاستهای آنان هرگز راه به جایی نبرده و پیوسته محکوم به شکست خواهد بود. انشاء الله تعالی. آئین بهائیت نیز یکی از گرایشهای الحادی است که در دین مقدس اسلام، مطلقا مردود و باطل به شمار آمده و پیروان آن نیز ملحد و کافر محسوب میشوند. اطلاعات ذیل صرفا جهت پاسخ به برخی شبهات شما خواننده ی محترم تهیه و درج میگردد. لذا کلمات یا عباراتی که دال بر قداست و یا بزرگداشت این آئین و بوجود آورندگان آن مورد استناد قرار گرفته است، صرفا از دیدگاه آنان بوده و لزوما دیدگاه ما نمیباشد.

 

آشنایی با بهائیت

بهائیت تشکیلاتی است که میرزا حسینعلی نوری، ملقب به بهاءالله بنیانگذار آن می باشد. در واقع آغاز پیدایش بهائیت را باید در بابیت جستجو کرد. پس از اجرای حکم اعدام علیمحمد باب، پیروانش که به «بابی» مشهور بودند بر طبق کتاب «بیان» به دنبال مظهر ظهور بعدی که در این کتاب به «ظهور من یظهره الله» اشاره شده ‌است، گشتند. در سال ۱۸۶۳ میلادی بود که میرزا حسینعلی نوری (بهاءالله) خود را من یظهره ‌الله موعود درکتاب بیان، معرفی کرد. اکثر بابیان به او ایمان آورده و بعدا بهائی نامیده شدند. مرکز جهانی بهائیان در حیفا واقع شده‌ است. بهائیان معتقدند که میرزاحسینعلی نوری، بنیانگذار آئین بـهائی و جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی و مسیح و محمد صلی الله علیه و سلم است. بنابراین عامل آغاز بهائیت، بابیه است و پیش تر از آن، شیخیه است و در این مقاله قبل از اینکه به مبحث بهائیان بپردازیم، مختصری از شرح حال شیخیه و بابیان را خواهیم داشت.

 

آغاز شیخیه

در سال ۱۷۹۰ در ایران، شیخ احمد احسایی با بیان رکن رابع به عنوان یکی از مبانی اعتقادی باب نیابت خاصه امام دوازدهم شیعیان را باز کرد. این جریان فکری عامل پیدایش شیخیه شد. مردم به جای ارتباط با ولی خدا امام عصر علیه السلام و اعتقاد به غیبت کبری آن حضرت و پیوند معنوی با ساحت قدس مهدوی، رجوع به شیخ احمد و مکتب فکری او می کردند. وی هر آنچه مردم مراجعه کننده می خواستند را با سخنانی موهوم و خبرهای غیبی و الهاماتی شیطانی مخلوط می کرد و بعد از نسبت دادن به امام زمان علیه السلام آنها را به خورد مردم می داد. بدین ترتیب آنها باورکردند تنها کسی که با امام دوازدهم شیعیان در ارتباط است همان رکن رابع می باشد. این القای غلط و بدعت فراگیر شد. بعد از مرگ شیخ احمد احسایی، رهبری شیخیه به یکی از شاگردان او به نام سید کاظم رشتی (۱۷۹۳-۱۸۴۳ میلادی) واگذار شد.

سید کاظم رشتی قبل از مرگ، به شاگردانش سفارش کرد تا دنبال قائم موعود بگردند. او می گفت که قائم موعود به زودی ظهور خواهد کرد. در میان شاگردانش فردی بود به نام ملا حسین بشرویه‌ای که برای پیدا کردن مهدی موعود دست به دعا برداشت و چهل روز، روزه گرفت و در نهایت به سمت شیراز حرکت کرد و در آنجا به سید علی محمّد شیرازی (شاگرد دیگر سید کاظم رشتی بود که شش ماه پس از فوت استادش ادعای مقام بابیت کرد) برخورد.

 

پیدایش بابیت

علیمحمد شیرازی ملقب به باب، در اول محرم سال ۱۲۳۵ هجری قمری برابر با 1819 میلادی در شیراز متولد شد. وی پسر میرزا رضای شیرازی مردی شیرازی بود. او مدتی در بوشهر شاگرد تجارتخانه دایی اش بود. در سن ۲۱ سالگی جهت زیارت به عراق سفر نموده و در شهر کربلا با سید کاظم رشتی و مکتب شیخیه چند بار ملاقات نمود. پس از ۱۱ ماه به ایران بازگشت و دوباره به تجارت مشغول شد.

 

بابیت؛ اولین ادعای علیمحمد باب شیرازی

بنابر نقل کتاب های تاریخی بهائیان مانند تاریخ نبیل زرندی ، هنگامی که ملا حسین در تاریخ 23 می 1844 میلادی به شیراز رسید، با مرد جوانی که عمامه سبز رنگ به نشانه سیادت بر سر داشت، برخورد کرد. آن مرد بیگانه، ملاحسین را به منزلش دعوت نمود. بعد از اینکه آن جوان از ملاحسین پرسید در شیراز چه کار دارد، او پاسخ داد که برای یافتن قائم موعود آمده‌است. سپس آن جوان از ملاحسین پرسید که آیا نشانه‌ای برای شناختن او داری؟ ملا حسین نیز در پاسخ گفت: «آری، … حضرت موعود از خاندان نبوّت و رسالت است، از اولاد حضرت فاطمه زهرا علیها السلام‌ است. سن مبارکش وقتی که ظاهر می‌شود کمتر از ۲۰ و متجاوز از ۳۰ سال نیست. دارای علم الهی است، قامتش متوسط است از شرب دخان بر کنار و از عیوب و نواقص جسمانی منزّه و مبرّا است». سپس میزبان جوان (همان علی محمد باب) به او گفت: نگاه کن، این نشانه‌ها را در من می بینی؟ بعد از آن ملاحسین بشرویه‌ای چند نشانه دیگر را از علی محمد شیرازی درخواست کرد و در نهایت با شنیدن محتوای کتاب تفسیر سوره یوسف جناب باب به او ایمان آورد. بدین ترتیب ملا حسین بشرویه‌ای اولین مؤمن به باب یعنی اولین حرف از حروف حی شد.

سید علی محمد باب در آن هنگام به ملا حسین گفت که از این پس لقب من باب‌الله و لقب تو باب الباب است و این گونه ادعای بابیت خود را اظهار کرد:

«الله قد قدر ان یخرج ذلک الکتاب فی تفسیر احسن القصص من عند محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علی عبده لیکون حجة الله من عند الذکر علی العالمین بلیغا»

باب،کتاب تفسیر سوره یوسف، ص 1

پس از ایمان آوردن او تا مدت پنج ماه، هفده نفر دیگر نیز به باب ایمان آوردند. این هجده نفر از پیروان اولیه او و به نام حروف حی نامیده می شوند. در میان این افراد یک زن نیز وجود داشت که نامش زرین تاج بَرَغانی بود و بعداً به او لقب طاهره داده شد. زرین تاج برغانی هیچ گاه باب را ندید. لذا بهائیان مجبور شدند ایمان وی را به دیدن او در خواب نسبت دهند!!

حروف حی مأمور بودند که آئین بابی را تبلیغ و منتشر نمایند. حروف حی عبارت اند از: ملا حسین بشرویه‌ای ـ میرزا محمد حسن برادر ملا حسین ـ میرزا محمد باقر همشیره زاده ملا حسین ـ ملا علی بسطامی ـ ملا خدابخش قوچانی ـ ملا حسن بجستانی ـ سیّد حسین یزدی ـ میزا محمد روضه خوان یزدی ـ سعید هندی ـ ملا محمود خویی ـ ملا جلیل ارومی ـ ملا احمد ابدال مراغی ـ ملا باقر تبریزی (وی دلباخته ی طاهره بود) ـ ملا یوسف اردبیلی ـ میرزا هادی قزوینی ـ میرزا محمّد علی قزوینی ـ طاهره (قرّة العین) ـ ملا محمد علی بارفروشی (قدوس).

 

سرانجام ادعاهای باب

در ادامه تاریخ نویسی بهائیان چنین نقل شده است؛ بعد از اینکه تعداد حروف حی به ۱۸ نفر رسید، علی محمّد باب به همراه قدوس برای زیارت خانه ی کعبه عازم شد و پس از مدتی دوباره به بوشهر بازگشت. کل مدّت سفر او ۹ ماه طول کشید. ملا محمد علی بار فروشی (قدوس) که به دستور علی محمد باب به همراه یکی از بابیان به شیراز رفته بود، به دستور حسین خان ایروانی حاکم فارس دستگیر شدند و شکنجه بسیار تحمل کرده و از شیراز اخراج شدند. حسین خان در نهایت تصمیم گرفت که علی محمد باب را نیز دستگیر کند. به همین خاطر عده‌ای از مأموران خود را از شیراز عازم کرد تا هرکجا که می توانند او را بیابند و توقیفش کنند. هنگامی که باب از تصمیم حسین خان آگاه شد، در ژوئن سال ۱۸۴۵ بوشهر را به قصد شیراز ترک گفت. در بین راه به مأموران رسید و گفت من همان کسی هستم که برای یافتنش تلاش می کنید. او را نزد حاکم فارس بردند. حسین خان ترفندی بسته و علماء منطقه را حاضر کرد و خیال علی محمد باب را نیز از بابت شکنجه آسوده ساخت. باب با دلی قوی به مجلس علماء رفت و لب به سخن گشود: «از آن پیغمبری که شریعت آن دارید در میان شما جز قرآن معجزه ای دیگر باقی نمانده و اینک قرآن من فصیح تر از قرآن شما و نیکوتر از آن است و دین من ناسخ دین پیغمبر شماست». چون سخن بدین جا رسید علمای مجلس به همان قراری که با حسین خان گذاشته بودند به او جوابی نگفتند. حسین خان گفت: خوب گفتی بهتر است که مذهب و شریعت خود را بنویسی و او نیز سطری نوشت. علمای مجلس نوشته او را خارج از ادبیات عرب دانستند. حسین خان گفت: تو که چند سطری را نتوانستی تلفیق کنی چگونه خود را بر خاتم الانبیاء فضیلت می دهی و حکم داد او را چوب زدند. باب زبان به توبه و انابه باز کرد و فریاد می زد و بر خود فحش و ناسزا می گفت. آنگاه حاکم فارس دستور داد که صورت وی را سیاه کرده و به مسجد جامع ببرند. علی محمد باب در حضور مردم اظهار ندامت و پشیمانی کرده و از تمامی گفته های خود توبه نموده و متن توبه نامه را امضاء کرد. اما این هرگز یک توبه حقیقی نبود و هرگز راه برای آغاز بهائیت بسته نشد. بعد از آن، سید علی محمد باب به ضمانت دایی خود به منزل او رفت. پس از مدتی، بیماری وبا در شهر، مُسری شد و در همین حین، باب آزاد شد.

باب در تاریخ سپتامبر ۱۸۴۶ به اصفهان رفت و در بین راه نامه ای به حاکم اصفهان، معتمد الدوله که یک فرد ارمنی و کافر بود نوشت تا برایش منزلی مهیا کند او نیز به امام جمعه اصفهان نوشت که وی را در منزل خود جای دهد و در منزل امام جمعه آن شهر ساکن شد. علمای اصفهان به میرزا آقاسی صدراعظم وقت نامه ای نوشتند مبنی بر اینکه فالفور جلوی فتنه عظیمی که توسط باب و معتمد الدوله قرار است رخ دهد را بگیرد. صدر اعظم نیز طی نامه ای به معتمد الدوله خواستار عودت باب به تهران شد. معتمد الدوله نیز چاره ای نیافت و با چند نفر از سواران معتمد خود باب را در حضور همگان به سوی تهران روانه ساخت و چون به مورچه خوار رسیدند فرمان برگشت را به صورت پنهانی صادر کرد و آن سواره ها علی محمد باب را پنهانی دوباره وارد اصفهان کردند و در یک جای امن که فقط معتمد الدوله و معتمدان وی می دانستند پناه دادند. پس از چند ماه معتمد الدوله مرد و برادرزاده وی گرگین خان به قدرت رسید و جریان عدم اجرای فرمان مرکز را به گوش صدراعظم و محمّد شاه قاجار رساند و به دستور شاه، علی محمد باب را تحویل مأموران دولتی داد و در ژانویه ۱۸۴۷ او را به تهران بردند.

اما حاج میرزا آقاسی صدراعظم نمی‌خواست که باب، شاه را ملاقات نماید به همین دلیل علی محمد باب بعد از گذراندن مدت زمانی در خارج از شهر تهران و بدون آنکه بتواند با شاه ملاقات داشته باشد، بنا بر، نامه‌ای از طرف شاه به تبریز تبعید شد و سپس در قلعه ماکو در منطقه‌ای به همین نام زندانی شد. آن مکان به گمان حاج میرزا آقاسی از این جهت مناسب بود که اکثر مردم آنجا سنی مذهب بودند و در نتیجه کسی به سوی باب جذب نمیشد. اما بر خلاف آن، عده ی دائم التزایدی با او آشنا شدند و از سختگیری زندانبان‌ها نیز کاسته شد. به همین جهت دوباره باب را در تاریخ آوریل ۱۸۴۸ به قلعه ی چهریق تبعید نمودند؛ اما آنجا نیز فایده‌ای نداشت و هر روز عده ی زیادی با او آشنا می شدند. از این رو باب را مجدّداً به تبریز فرستادند و به علما دستور داده شد تا حکم نهایی را در مورد او صادر نمایند. علما هم مجلسی تشکیل دادند و در آن مجلس از باب سوالاتی در مورد ادعای او پرسیدند که باب در جواب تمامی آن سؤالات ناتوان بود. لذا در آخر، بسیاری از علما بر این عقیده شدند که باب را به مجازاتی شدید محکوم نمایند، اما حکومت به خاطر شهرت باب با آنان مخالفت کرد. پس از خاتمه مجلس، باب را به منزل میرزا علی اصغر شیخ الاسلام (از علمای شیخیه) بردند و خود شیخ الاسلام به عنوان مجازات به پای باب، یازده مرتبه چوب زد. وی از تمام ادعاهای خود توبه کرد. متن این توبه نامه در کتاب کشف الغطاء جناب ابوالفضل گلپایگانی ص 201-206 آمده است. 

سپس باب را به چهریق باز گردانده و زندانی نمودند. در حالی که باب در تبعید و زندان به سر می برد، وقایع و درگیری هایی میان برخی پیروان وی و مخالفینش رخ داد. سر انجام، صدراعظم بی باک ایران، امیرکبیر با اثبات اینکه باب را موجب آشفتگی‌های به وجود آمده است و جنگ های سه گانه و داخلی بابیان به مملکت ایران برابر 5 کرور تومان خسارت وارد کرد. (شوقی افندی، قرن بدیع ، ج 1 ص 315) بنابراین دستور داد تا وی را برای اعدام به تبریز ببرند.

سرانجام پس از ادعای ذکریت (مفسر قرآن بودن) در سال 1260 هـ ق و ادعای بابیت و نایب حضرت مهدی بودن در سال 1261 و داعیه مهدویت داشتن در سال 1262 و ادعای نبوت داشتن در سال 1263 و دعوای ربوبیت و خدایی در سال 1265 و نوشتن توبه نامه و عدم پایبندی به توبه خود، امیرکبیر دستور داد در سال ۱۲۶۶ هـ ق برابر با 1850 میلادی علی‌محمد باب را در میدان سربازخانه تبریز و در زمان ناصرالدین شاه تیرباران کنند. گرچه این پایان کار باب بود اما او در اصل زمینه را برای آغاز بهائیت آماده کرده بود.

از آثار مکتوب علی محمد باب می توان به «قیوم الاسماء» تفسیر سوره یوسف، کتاب «بیان» فارسی و عربی، «دلائل السبعه»، و کتب ادعیه و مناجات های او اشاره نمود. به اعتقاد بابیان، کتاب بیان، مقدس‌ترین کتاب آئین بابی می باشد. بابیان اعتقاد دارند که این کتاب وحی منزل بر باب بوده ‌است. در این کتاب باب ذکر می کند که تمام ادیان گذشته استعداد جهانی شدن را داشته‌اند، تنها دلیل عدم تحقق این منظور عدم صلاحیت پیروان آنان بوده در ادامه وی مصرحاً قول میدهد که سرنوشت دیانت من یظهره‌الله چنین نخواهد بود بلکه جهانی خواهد شد و همه مردم جهان را در بر خواهد گرفت.

 

ازلیان

بعد از اعدام باب، میرزا یحیی نوری ملقب به صبح ازل جانشین باب در مقام من یظهره الله زعامت بابیه را به عهده گرفت. به دلیل ناپختگی و جوانی وی، برادر ناتنی اش میرزا حسینعلی نوری که از صبح ازل بزرگتر بود و در آن موقع به جناب بهاء معروف بود به عنوان پیشکار صبح ازل، امور بابیه را اداره می کرد. این سمت برای میرزا حسینعلی، در واقع آغاز شکل گیری بهائیت را کلید زد. چند تن از بابیان بخاطر خون خواهی باب، سر به شورش برداشته و در 28 شوال 1268 برابر با 1852 میلادی، اقدام به ترور ناصرالدین شاه کردند.

حکومت نیز در تهران و تمامی نقاط ایران بنای بابی گیری گذارده و اقدام به سرکوب آنها نمود، در تهران گروهی از بابیان را چشم درآوردند و برخی را اره کردند، گروهی را خفه و بعضی را به دهانه ی توپ بستند و تعدادی را با تیشه و تبر شرحه شرحه کرده و برخی را نیز سنگسار کردند. به پاهای برخی نیز نعل، میخ کردند و بدنشان را با نیزه و کارد سوراخ کرده و در آن سوراخها شمع آجین کرده و شمع ها را برافروختند و بسیاری نیز به عثمانی گریختند. در آن هنگام صبح ازل در نور مازندران بسر می برد و با لباس های مبدل درویشی و عصا و کشکول خود را از مرزهای ایران خارج کرده و در اوایل سال 1269 هـ ق خود را به بغداد رساند.

چهار ماه بعد میرزا حسینعلی نوری هم که طی همدستی در ترور ناصرالدین شاه به زندان افتاده بود از زندان آزاد شده و به عراق تبعید شد. کم کم تعداد زیادی از بابیان به بغداد مراجعه کرده و آن شهر را مرکز عمده فعالیت خود قرار دادند. در آن زمان تبعیت از صبح ازل کماکان در قوت خود باقی بود ولی میرزا حسینعلی نوری باتخاذ این سیاست که صبح ازل را نباید به خطر انداخت و باید او را پشت پرده قرار داده و خود به امور بابیه بپردازد، زمام امور را عهده دار شد و کم کم موقعیت خود را در بین بابیان تثبیت کرد چرا که دست مریدان از دامن صبح ازل کوتاه شده و جناب بهاء با آنان مأنوس و محشور می شد. از این رو هوای ریاست و عزل صبح ازل در خیال حسینعلی نوری رونق گرفت و تمامی آثار و نصوص و حتی دست خط های علی محمد شیرازی مبنی بر جانشینی صبح ازل را نابود ساخت که بعدها موجبات ناراحتی و عداوت های بین دو برادر را رقم زد. چند ماه بعد دولت عثمانی صبح ازل و پیروانش را به قبرس تبعید کرد. صبح ازل باقی عمر خود را در شهری بنام ماغوسا گذراند و در سن 84 سالگی مرد. کسانی هم که به صبح ازل گرویدن ازلی نامیده می شوند.

 

آغاز بهائیت و پیدایش آن

میرزا حسینعلی نوری از اهالی مازندران، در سال ۱۱95 هجری شمسی در تهران متولد شد. پدرش میرزا بزرگ نوری از رجال دوره فتحعلی شاه و مردی ادیب و خطاط بود و در دربار شاه ایران منصبی عالی داشت ولی مدتی بود که دیگر باز نشسته شده بود و شغل درباری یا دیوانی نداشت. با آغاز دعوت باب در سال ۱۲۲۱ (۱۸۴۴ میلادی) به او پیوست. اقدامات و فعالیت های او در گسترش آئین بابی او را تبدیل به یکی از مهمترین پیروان باب نمود. بلا فاصله بعد از سوء قصد نافرجام و در همان روزهای اول 36 نفر بابی دستگیر شدند. بهاء الله با وجود اینکه می توانست خود را حفظ کند و یا با وساطت شوهر خواهرش میرزا مجید آهی منشی سفارت روسیه، در سفارت روس پناه گیرد و یا از کشور خارج شود ولی با ضمانت سفیر روسیه پرنس دالگورکی به صورت مشروط و با قید «حفظ امانت روسیه» زندانی شد.

بهاء الله را به زندان سیاه چال طهران بردند و مدت چندین ماه در غل و زنجیر نگه ‌داشتند. سیاه چال در قدیم خزینه حمام بوده که به زندان تبدیل شده بود. عباس نامی، پیشخدمت سلیمان خان که بابیان را شناسائی و به مأمورین معرفی می کرده، منکر دیدن بهاء الله در جمع بابیان منزل سلیمان خان شد و همچنین میرزا آقا خان نوری که بجای امیرکبیر صدر اعظم ایران شده‌ بود، خود را مدیون بهاء الله می دانست و برای آزادی او اقدام کرد. زیرا میرزا آقا خان در دوران حاج میرزا آقاسی توقیف شد، وی را چوب زدند و محکوم به پرداخت وجهی شد که امکان پرداخت آن را نداشت. بهاء الله به کمک او آمد و پول مورد لزوم را برای او تهیه کرد و همچنین دورانی که در کاشان در تبعید به سر می برد و از نظر مالی در مضیقه‌ بود بهاء الله به او کمک کرد.

بنابراین با اقداماتی که از طرف اقوام او خصوصاً شوهر خواهر و میرزا آقا خان نوری صدر اعظم وقت انجام شد، وی بعد از ۴ ماه به دستور شاه از زندان آزاد شد مشروط بر اینکه ایران را ترک کند. برای ترک ایران یک ماه به او مهلت دادند. سفیر روسیه پیشنهاد اقامت در روسیه را به بهاء الله داد ولی او قبول نکرد و در اولین ماه سال ۱۸۵۳ میلادی به همراه خانواده و دو برادرش ایران را به قصد عراق ترک کرد. در آن دوران عراق جزو متصرفات دولت عثمانی بود.

در همان موقع که بهاء زمام امور بابیان را عهده دار بود به علت گسترش اختلافات بین شیعیان عراق و بابیان توافقی بین سفیر ایران و دولت عثمانی در بغداد مبنی بر اخراج بابیان از عراق و تبعید آنان به استانبول صورت گرفت. بهاء الله فرصت را غنیمت شمرد و از آنجایی که هیچگونه خطری از جانب صبح ازل متوجه وی نبود نزدیکان خود را در باغ نجیبیه بغداد که بعدها به باغ رضوان مشهور شد جمع کرده و اعلان خصوصی خود را به گوش نزدیکان و مریدان خود رساند. در اینجا همه چیز برای ادعای وی و در نتیجه آغاز بهائیت آماده بود. وی اعلان نمود که همان موعود بیان و «من یظهره‌الله» است که باب به ظهور او بشارت داده و پیروان خویش را به ایمان آوردن به او سفارش نموده بود. بعدها این تاریخ در بین بهائیان به عید رضوان مشهور شد. این مقدمه ای بود برای اعلان عمومی وی که بعدها در سال 1283 هـ ق در شهر ادرنه و در پنجاه سالگی او رخ داد.

دولت عثمانی بهاء الله را پس از مدت چهار ماه اقامت در استانبول به شهر ادرنه تبعید کرد وی در آنجا نامه‌هایی به ناپلئون سوم، پاپ، امپراطور روس الکساندر دوم، ملکه ویکتوریای انگلستان و همچنین ناصرالدین شاه پادشاه ایران نوشت. وی در آن نامه‌ها، سران ممالک را با تعالیم خویش آشنا نمود. پس از ۵ سال اقامت در ادرنه، بهاء الله به زندان دولت عثمانی یعنی «عکا» واقع در اراضی فلسطین تبعید گردید و در قلعه‌ای زندانی شد و پس از زندان عکا بالاخره این امکان را یافت که ادامه زندگی را در خانه‌ای به نام قصر بهجی به سر بَرَد.

وی در سال ۱۸۹۲ میلادی و در سن ۷۵ سالگی به مرگ طبیعی مرد. قبر او در شهر عکا به نام «روضه مبارکه» قبله بهائیان می باشد. بنا به کتاب لوح عهدی، وصیتنامه‌ بهاء الله، قرار بود ابتدا پسرش محمد علی و پس از او پسر دیگرش عباس افندی رهبری بهائیان را عهده دار شوند. اما طی نزاع و دعواهای شدید عباس افندی برادر خود را کنار زد و سمت جانشینی پدر را با لقب عبدالبهاء برای تبیین آثار در امور بهائی را گرفت.

از آثار مهم میرزاحسینعلی نوری می توان به «کتاب اقدس» که شامل احکام و تعالیم اصلی بهائیت است، و همچنین کتاب «ایقان» که در پاسخ به سوالات دایی باب در مورد ظهور قائم و اثبات قائمیت باب برای او می باشد و نیز کتاب «کلمات مکنونه» که روش و نحوه زندگی برای افراد بشر توسط به بهاءالله در آن ذکر گردیده‌ است، اشاره کرد. از دیگر آثار او، می توان کتاب های جواهر الاسرار، هفت وادی، چهار وادی، الواح سلاطین و … را نام برد.

 

نظام اداری بهائی

گرچه در این مقاله سعی بر این بوده است که ریشه ها و عوامل آغاز بهائیت بررسی گردد ولی آشنایی با نظام تشکیلاتی آن خالی از لطف نیست. برای جلوگیری از به وجود آمدن انشعاب و تفرقه در آئین بهائی، در کتاب اقدس رسماً تشکیل بیت‌ العدل اعظم به عنوان یکی از ارکان آئین بهائی مقرر گشته است. بدین صورت که بهاء الله در کتاب اقدس و کتاب عهدی، پسر بزرگ خود، عباس افندی (عبدالبهاء) را مبین آثار و جانشین خود معرفی کرد. عباس افندی که به نام عبدالبهاء شناخته شده‌است، سومین شخصیت محوری آئین بهائی است که، بهاء الله نوزده سال پیش از مرگش، وی را به مقام جانشینی، برگزید. او در پنجم جمادی الاولی سال ۱۲۶۰ هجری قمری مطابق با ۲۳ مه ۱۸۴۴ در تهران متولد شد و از سن ۹ سالگی، در تبعیدهای بهاءالله همراه وی بود.

عبدالبهاء نیز در وصیت نامه خود «الواح وصایا»، شوقی افندی (نزد بهائیان مشهور به ولی امرالله) را به عنوان جانشین خود معرفی کرد. او در یازدهم اسفند ماه سال 1276 شمسی برابر با ۲۷ رمضان ۱۳۱۴ هجری قمری در عکا متولد شد. او نوه دختری عبدالبهاء و فرزند نوه برادر علی‌محمد باب بود. شوقی افندی عده‌ای از فعالین بهائی در سرتاسر جهان از آسیا، آفریقا، آمریکا و اروپا را به عنوان دست یاران خود و به نام ایادی امرالله انتخاب می کند و بخشی از کارها را به آنها واگذار می کند.

در زمان شوقی افندی تشکیلات بهائی انسجام اداری یافته و محافل روحانی در همه شهرهایی که تعداد بهائیان حداقل ۹ نفر بوده‌است تشکیل می گردد. سپس دستور تشکیل محافل ملی را می دهد. محافل ملی را نیز نمایندگان شهرها، در اول سال بهائی (اول اردیبهشت) کنگره‌ای تشکیل داده و انتخاب می کنند. محافل ملی مسئول اداره امور بهائیان در سراسر کشور می باشند. شوقی افندی در سن ۶۰ سالگی در سال ۱۹۵۷ برابر با 1336 ه.ش در لندن از دنیا رفت.

در این مدت آثاری هم چون توقیعات مبارکه را مکتوب گردانید. در اواخر دوران شوقی افندی ۴۲۰۰ مرکز بهائی در ۲۱۹ کشور بوجود آمد و آثار بهائی به چندین زبان ترجمه شده بود. شوقی افندی دارای فرزندی نبود و وصیتی هم نکرد و جانشینی هم برای خود تعیین ننمود. بدین ترتیب دوران موروثی بودن رهبری جامعه بهائی پایان پذیرفت و ایادیان امرالله به مدت ۶ سال رهبری جامعه جهانی بهائی را بدون مشروعیت بر عهده گرفتند تا اینکه در سال ۱۹۶۳ برابر با 1342 ه.ش اولین انتخابات بیت‌ العدل برگزار شد و یک هیئت 9 نفره زمام امور جامعه را بدست گرفت. این اعضای بیت العدل به ادعای بهائیان هر ۵ سال یک بار از طریق انتخابات، انتصاب می شوند. مقر این مؤسسه بر روی دامنه کوه کرمل در بندر حیفا اسرائیل واقع در عکا است. بهاء الله این مکان را در سال 1890 میلادی و در طی لوح کرمل انتخاب کرده بود.

در حال حاضر این جمع بدون مشروعیت لازم یعنی وجود ولی امرالله در رأس آن، وظیفه صیانت امرالله و اداره امور جامعه بهائی را دارد. شایان ذکر است که مرجع اصلی کلیه امور در بهائیت قاعدتا کتاب اقدس رهبر بهائیان است. اما هر موضوعی که غیر منصوصه باشد، بیت العدل مشروط به حضور ولی امرالله می تواند راجع به آن تصمیم‌گیری کند.

اعضای این مؤسسه قبل از وضع قانون ابتدا با دقت آثاری را که مربوط به این مساله می باشد، میخوانند و با تلاوت دعا و مناجات به درگاه خداوند و با مشورت گروهی تصمیم‌گیری میکنند.

 

باورهای بهائیان

تقدس سازی برای شخصیت کاریزماتیک رهبران

در این مرحله پس از بررسی مسیر آغاز بهائیت و پیدایش آن، چندی از باورهای بهائیت مطرح می گردد. بهائیان معتقدند تصویر تجلیات خداوندی (که حسینعلی نوری بهاء الله به باور آنان از آن جمله ‌است) باید با نهایت احتیاط و حفظ احترام شایسته نمایانده شود. از این قرار تصویر وی تنها در هنگام نیایش در مقام اعلی به نمایش گذاشته می شود و بهائیان در صورتی که مطمئن نباشند که شرایط مورد نظر برای نشان دادن تصویر مهیا نیست از نمایاندن آن در معرض عموم خودداری می ورزند! بنیادهای بهائی نیز همواره از رسانه‌ ها می خواهند تا از چاپ تصویر بهاءالله خودداری کنند. به باور بهائیان هنگام صدا زدن و بردن نام باب و بهاء باید به دنباله آن الفاظی دیگر جهت تقدیس این اشخاص گفته شود. از آن قبیل می توان گفت: بهاء جلّت عظمته و یا گویند: بهاء جل اسمه الاعلی. باب را نیز چنین گویند: حضرت اعلی ارواحنا لدمه الاطهر فداه و یا گویند: حضرت رب الاعلی.

 

احکام بهائیت

در کتاب اقدس به برخی احکام و دستورات رهبر بهائیان، به صورت کلی و غیر اجرایی اشاراتی شده است. در اینجا برخی موارد مطرح می شود:

1ـ هر پسر و دختر بهائی پس از رسیدن به سن بلوغ در ۱۵ سالگی خواندن نماز بر وی واجب است. سه نماز اصلی وجود دارد که فرد حق انتخاب از میان آنها را دارد و به صورت انفرادى در صبح و ظهر و شام خوانده می شود. قبله آنان شهر عکاست که قبر میرزا حسینعلى نوری (بهاء الله) در آن واقع است. براى نماز وضو نیز لازم است، ولى اگر کسى آب براى وضو نداشته باشد، به جاى وضو پنج ‏بار می گوید: «بسم الله الاطهر الاطهر». و جز در نماز میّت، نماز جماعت ندارند.

2ـ بهائیان بالغ (پسر و دختر ۱۵ سال تمام) که از سلامتی برخوردارند هر سال، آخرین ماه از تقویم بهائی را از طلوع تا غروب خورشید از خوردن و آشامیدن پرهیز کرده و روزه می گیرند. آخرین ماه آنان، شهرالعلاء است که آخرین روز روزه آنها مصادف با نوروز است.

3ـ بهائیان معتقدند تنها تلاوت و تعمق در آیات خداوند است که می تواند باعث ایجاد سرور حقیقی در انسان شود. آیات الهی از نظر بهائیان آیاتی است که فرستادگان خداوند همچون موسی، عیسی، ابراهیم، محمد، باب و بهاء الله با استفاده از قدرت وحی خداوندی نازل آورده‌اند.

4ـ بهائیان خواندن دعا و مناجات را جهت ابراز محبت به خدا میدانند و نه از جهت ترس از خداوند و یا ترس از آتش جهنم و نه به امید بهشت.

5ـ بهاء الله می گوید: «هنگام مسافرت باید برای سفر خود وقتی معین کرد و اگر در موعد مقرر باز نگشت همسر او یک سال صبر نماید و در این هنگام می تواند باز هم صبر کند یا ازدواج دیگری نماید.»

6ـ در بهائیت حکم جهاد منع شده و به جای آن معاشرت با جمیع ادیان امر شده ‌است. لذا بهائیان نه تنها نباید جنگ کنند بلکه امر به معاشرت بی حد و مرز با همه اهل عالم شده اند. بهائیان این حکم را وسیله‌ای برای رسیدن به شعار اصلی بهائیت، یعنی وحدت عالم انسانی می دانند. اگرچه بهائیان به معاشرت با جمیع ملل عالم و همه مردم معتقدند اما اگر یک بهائی خلاف دستورات تشکیلات عمل کند یا از تناقضات رهبران بهائی سؤالی بپرسد، وی طرد و از جامعه امر اخراج می شود. 

7ـ هر مرد فقط می تواند یک زن داشته باشد، در کتاب اقدس ازدواج با دو زن با رعایت عدالت جایز دانسته شده است. ولى عبدالبهاء مبّین آثار بهاء اللّه گفته است: چون شرط عدالت هیچگاه تحقق نمی یابد، در ازدواج با زن دوم نیز راهی نیست.

8ـ بهاء الله در کتاب اقدس امر طلاق را بسیار مکروه و ناپسند می داند ولی اگر زن و شوهری واقعا نتوانستند با هم زندگی کنند باید حکم طلاق جاری شود. بعد از تصمیم زن و مرد برای جاری ساختن حکم طلاق، باید به مدت یکسال صبر نمایند، این ایام به اصطلاح بهائی، ایام تربص نامیده می شود. و اگر این یکسال گذشت و بین زن و مرد اتحاد مجدد برقرار نشد، آنها به کلی از هم جدا شده و می توانند با فرد دیگری ازدواج کنند. در موقع یکسال تربص مرد باید تمام مخارج زندگی زن را به میزانی که محفل روحانی محل تعیین می کند، بپردازد و لو اینکه طلاق به تقاضای زن صورت گرفته باشد. گفتنی است در بهائیت زنان نیز حق طلاق دارند به طوریکه یک زن می تواند زوج خود را طلاق دهد.

9ـ حج بهائیت، زیارت خانه‏ اى است در شیراز که على محمد باب در آن متولد شده، یا خانه ‏اى که میرزا حسینعلى نوری (بهاء الله) در مدت اقامت ‏خود در عراق در آن زندگى می کرد و براى آن وقت ‏خاصى مقرر نشده است.

10ـ وقتی فردی از افراد بهائی می میرد یا به اصطلاح بهائی صعود (بالارفتن، مردن) می کند، باید طبق دستورات بهاء الله و همچنین با تشریفات بهائی کفن و دفن شود. یعنی اول باید میت را شست و حتی الامکان به او عطر زد تا معطر گردد. سپس او را در پنج قطعه پارچه پیچید و بعد در انگشت او، انگشتری که این آیه روی آن کنده شده قرار داد: «قد بدئت من الله و رجعت الیه منقطعا عما سواه و متمسکا باسمه الرحمن الرحیم» یعنی «از خداوند به وجود آمدم و به سوی خداوند بر می گردم در حالی که از غیر او بریده و به اسم بخشنده مهربان او متمسکم.» سپس باید او را در صندوقی گذاشت که از چوب سخت یا بلور و یا سنگ ساخته شده باشد. پس از آن باید او را برابر قبله بهائیان قرار داد و سپس نماز مخصوص میت را برای او خواند. محل دفن میت نباید بیشتر از یک ساعت راه از محل فوت او باشد. باید صندوق میت را طوری در خاک قرار داد که پایش به طرف قبله عکا باشد. خواندن نماز میت و قرار دادن انگشتری برای کسانی که سنشان از ۱۵ سال تمام (سن بلوغ در بهائیت) کمتر است، الزامی نیست.

11ـ ربا یا ربح نقود یا بهره پول در بهائیت اگر به شرط انصاف و اعتدال باشد، بلامانع است.

12ـ امر به قصاص در بهائیت نیز وجود دارد. بطور مثال اگر شخصی منزل شخص دیگر را آتش بزند و حتی آن منزل خالی از سکنه باشد، باید عامل آن سوزانده شود. این در حالی است که مجازات زناکردن، دادن فقط 9 مثقال طلا به بیت العدل می باشد. (هر مثقال در بهائیت برابر با یک دانه ی نخود). در مورد مجازات اعمالی چون زنای محصنه و لواط و سرقت آمده است که تعیین مقدار مجازات بسته به تصمیم گیری بیت العدل دارد. مسئله ای قابل توجه که باید بدانیم این است که بیت العدل 6 سال پس از مرگ شوقی افندی تشکیل شد و از این گفته بهاء الله در کتاب اقدس تا زمان شکل گیری بیت العدل چندین سال گذشت!! حال تکلیف تمامی افرادی که مرتکب چنین گناهانی شدند چیست؟

13- حق بارداری از شخص دیگر جهت تکاثر و ازدیاد نسل البته با اجازه همسر قانونی ـ مشروعیت استمناء ـ مشروعیت نکاح نزدیکان و اقارب بجر مادر ـ تعلق داشتن تمام اموال میت به فرزند ارشد ـ حرام بودن امر به معروف و نهی از منکر و … از دیگر احکام جعلی فرقه بهائیت می باشد.

 

مشرق الذکار بهائیان

بهائیان پس از مطرح کردن ادعای «ما طبقه روحانی نداریم»، نیاز دارند تا توسط تشکیلات بهائیت اما با ظاهری متفاوت، ذهن مخاطبان را برای ورود به مکانی به نام مشرق‌الاذکار آماده می‌کند. این رویکرد باعث می‌شود افراد هنگام ورود، احساس راحتی و آزادی داشته باشند. در نگاه نخست، فرد تصور می‌کند که در انتخاب شیوه دعا و نیایش، بسته به قوم، نژاد، ملیت یا دین خود، کاملاً آزاد است. اما در واقعیت، تأثیر رسانه‌های تبلیغاتی مشرق‌الاذکار نشان می‌دهد که این اختیار محدودتر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد.

ماهیت بنای مشرق الاذکار در تشکیلات بهائیت و مناطقی که ساخته شده اند محل پرسش های بساری است، که به همه آنها تنها یک پاسخ از سوی بهائیان داده می شود و آن هم استناد به جملاتی از کتاب اقدس بهاءالله است. وی تنها تاکید دارد افراد در محل یا خانه ای حاضر شوند و ذکر مناجات وی را بخوانند.

یا ملأ الانشآء عمّروا بیوتاً بأکمل ما یمکن فی الامکان باسم مالک الأدیان فی البلدان و زیّنوها بما ینبغی لها لا بالصّور و الأمثال ثمّ اذکروا فیها ربّکم الرّحمن بالرّوح و الرّیحان الا بذکره تستنیر الصّدور و تقرّ الأبصار

بهاءالله ، اقدس، ص 27 پارارگراف 31

طوبی لمن توجّه الی مشرق الأذکار فی الأسحار ذاکراً متذکّراً مستغفراً و اذا دخل یقعد صامتاً لاصغآء آیات اللّه الملک العزیز الحمید قل مشرق الأذکار انّه کلّ بیت بنی لذکری فی المدن و القری کذلک سمّی لدی العرش ان انتم من العارفین

بهاءالله ، اقدس، ص 110 پارارگراف 115

حال باید تشکیلات بهائیت پاسخ دهد چگونه ترجمه این کلمات ، ساخت بناهایی با معماری های گوناگون و به عنوان مراکز توریستی بهائیت در کشورها و مناطقی خاص می شود؟

 

تقویم بهائیت

جالب است که تا زمان آغاز بهائیت هیچ دینی ادعای ابداع سال و تقویم اختصاصی برای پیروان خود نداشته است اما بهائیت این کار را کرده است و همین موضوع را می توان سندی دانست بر اینکه بهائیت دین نیست بلکه یک تشکیلات انحرافی است. سال بهائی از زمان ادعای بابیت علی محمد باب در سال ۱۸۴۴ میلادی برابر با 5 جمادی الاولی سال 1260 ه.ق آغاز شده است. سال بهائی مانند سال خورشیدی ۳۶۵ روز است که از ۱۹ ماه و هر ماه از ۱۹ روز تشکیل شده است. اسامی این ماه ها از این قرار است: شهرالبهاء ـ شهرالجلال ـ شهرالجمال ـ شهرالعظمة ـ شهرالنور – شهرالرحمة ـ شهرالکلمات ـ شهرالکمال ـ شهرالاسماء ـ شهرالعزة ـ شهرالمشیة ـ شهرالعلم ـ شهرالقدرة ـ شهرالقول ـ شهرالمسائل ـ شهرالشرف ـ شهرالسلطان ـ شهر الملک ـ شهر العلاء

در هر سال ۴ روز و در سال های کبیسه 5 روز باقی می ماند که ایام «هاء» نام‌گذاری شده ‌است. این ایام دقیقا قبل از شهرالعلاء (ماهی که در آن بهائیان روزه میگ یرند) قرار گرفته ‌است و به نوعی تاکیدی بر اهمیت ماه روزه در بهائیت می‌باشد.

در هر سال بهائی ۹ روز به نام ایام محرمه وجود دارد که در آن روزها بهائیان کار اداری، مالی و تجاری را تعطیل می کنند. این روزها در حقیقت سالروز وقایعی مربوط به شخصیت‌های بارز این دین است و به قرار زیر می باشند:

1ـ عید صیام یا نوروز، نخستین روز از سال بهائی مطابق اول فروردین، ۲۱ مارس.

2ـ روز نخست عید رضوان، سلطان اعیاد بهائیان، روز اظهار امر علنی بهاءالله مطابق با اول اردیبهشت، ۲۱ آوریل.

3ـ روز نهم عید رضوان، مطابق با ۹ اردیبهشت، ۲۹ آوریل.

4ـ روز دوازدهم عید رضوان، مطابق با ۱۲ اردیبهشت، ۲ می.

5ـ روز بعثت باب، مطابق با ۲ خرداد، ۲۳ می.

6ـ روز وفات بهاءالله، مطابق با ۸ خرداد، ۲۹ می.

7ـ روز اعدام باب، مطابق ۲۸ شعبان.

8ـ روز ولادت باب، مطابق با اول محرم.

9ـ روز ولادت بهاءالله، مطابق با دوم محرم.

 

متون بهائی

همانطور که در ابتدای بحث نیز گفته شد، آغاز بهائیت و پیدایش آن را باید در شیخیه و بعد از آن در بابیه ریشه یابی کرد. این موضوع در کتب و آثار بهائیان به خوبی مشهود است که عقایدی که بزرگان آنها بیان کرده اند، به نوعی همان عقاید شیخیه و پس از آن میرزا علی محمد باب شیرازی است.

آثار بهاءالله

بهائیان معتقدند تمامی آثار بهاء الله وحی منزل از سوی خدا بر وی بوده‌ است!

1ـ کتاب اقدس: (ام الکتاب و کتاب شریعت و احکام بهائیان)

2ـ کتاب ایقان: این کتاب در اواخر دوره اقامت در بغداد نگاشته شده‌است (۱۲۷8 ه.ق مطابق با ۱۸۶۲ میلادی). این کتاب در جواب سؤالات حاجی میرزا محمد خال، دایی علی محمد باب نگاشته شده‌است. کتاب ایقان در مورد بیان اسرار کتب آسمانی ادیان قبل و توضیح معانی بشارت های آنها در مورد علامت های ظهور منجی از قبیل معنای قیامت، تاریک شدن خورشید، سقوط ستارگان و دیگر علامت ها می باشد. این کتاب به زبان فارسی نوشته شده‌است.

3ـ کلمات مکنونه فارسی: مقصد از این اثر را چنین می دانند که انسان را از علائق این عالم فانی منقطع کند و روح وی را از خطر تسلط نفس او محافظت نماید و راه رستگاری روح انسانی را نشان دهد و سالکین این راه را از دام های پرخطری که در سر راهشان قرار گرفته، آگاه کند و این مجموعه را راهنمای کاملی برای سیر انسان به سوی عوالم روحانی خداوند محسوب می دارند. همچنین در این آثار، نکاتی نیز در مورد چگونگی و دستور العمل زندگی اجتماعی انسان‌ها آورده شده است.

4ـ کتاب عهدی: این اثر وصیتنامه بهاءالله است. بهاءالله در این اثر عبدالبهاء فرزند خود را به عنوان جانشین و مرکز عهد و میثاق الهی پس از خود معرفی کرده‌ است. در این کتاب نه تنها بهاءالله جانشنین خود را انتخاب می کند، بلکه حاوی دستوراتی است که بسی حائز اهمیت هستند.

5ـ کتاب هفت وادی: این کتاب قبل از اظهار امر بهاءالله هنگام حضور در کوه‌های سلیمانیه در جواب سوالات طریقتی یک درویش به نام شیخ محی‌الدین نوشته ‌شده‌ است.

6ـ رساله سؤال و جواب: این کتاب شامل ۱۰۷ بند یا سوال در رابطه با احکام کتاب اقدس است، که توسط زین المقربین پرسیده شده و بهاءالله به آنها پاسخ گفته است. این مجموعه به نحوی متمم کتاب اقدس در بهائیت نیز به حساب می آید.

 

آثار عبدالبهاء

1ـ خطابات

2ـ رساله مدنیه به فارسی

3ـ مفاوضات (مشتمل بر رسائل مهمه و فلسفه و روحانی و تفسیر و غیره)

4ـ الواح وصایای مبارکه وصیت نامه عبد البهاء، می باشد. این اثر شامل ۳ لوح است، که در آن وظایف ایادیان امرالله و همچنین مقام ولایت امری مشخص گردیده ‌است. در این الواح عبدالبهاء، شوقی افندی را به عنوان جانشین خویش در مقام ولی امرالله انتخاب می کند. الواح وصایا به نوعی تبیین کتاب عهدی نیز می باشد و در حقیقت به همراه کتاب عهدی محور وحدت عالم انسانی می باشد. شوقی افندی راجع به الواح وصایا اینچنین می گوید: «مندرجات الواح وصایای حضرت عبدالبهاء به درجه ای عمیق است که فهم آن برای نسل حاضر کما هو حقه، متصور نیست لا محاله یک قرن عمل و فعالیت لازم است تا آن که مخازن حکمت مستوره در آن ظاهر و نمایان گردد». لازم به ذکر است که الواح وصایا در سال 1921 و بعد از مرگ عبد البهاء خوانده شد.

 

خاتمه

خواننده ی گرامی چند سطری را که مطالعه نمودید در راستای تبیین اتفاقاتی بود که زمینه آغاز بهائیت را فراهم آورده بود و پس از آن هم نمونه های کوچکی از تعالیم دین دروغین بهایی بود که ما آن را به طور اختصار در اختیارتان قرار دادیم. با مقایسه ی این دین جعلی با دین اسلام ناب محمدی درمیابیم که دین بهایی جز سرابی بیش نبوده و برای پیشبرد اهداف سیاسی و اسلام ستیزانه ی بعضی از ابر قدرتها و استعمارگران بنا نهاده شده است و الا چه لزومی داشت که در آن به منع امر به معروف و نهی از منکر و حرمت جهاد با کفار و وجوب دعا کردن بر امپراطوری بریتانیا، امر شود. تنها قرض ما تنبه و شناساندن این جعلیات به جوانان بوده چرا که با تأملی اندک در زندگی نامه ی اشخاص محوری این دین در میابیم که آنان حتی دروس مقدماتی حوزه ها را نیز به اتمام نرسانده و هیچگونه آشنایی با مسائل فلسفی و منطقی نداشته چه برسد به اینکه دین و مذهبی تبیین کنند و ادعای بابیت و رسالت و الوهیت داشته باشند. آنان خالی از عقل سلیم و درک فهیم بوده و بازیچه ی دست کفار هستند و خواهند بود. والسلام


منابع

البابیون و البهائیون نوشته دکتر همایون همتی

بهائیت چگونه پدید آمد نوشته نورالدین چهاردهی

محاکمه و بررسی باب و بهاء نوشته دکتر ح م ت

البهائیت نوشته احسان الهی ظهیر

بهائیان نوشته سید محمد باقر نجفی

ویکی پدیا دائرة المعارف اینترنتی

 

نویسنده:حمدالله تنکلی

منبع:http://www.erfanabad.org/fa/modules/news/article.php?storyid=293 

نظرات بسته شده است.