شوقی که بود و پس از مرگ او برای جامعه بهائیت چه رخ داد؟

تصویر Sardabir
Sardabir

شوقی بدون جانشین

فردی را تصور کنید که چند برادر و خواهر ، و عمو و عمه و خاله ، و به همین ترتیب تعداد زیادی عمو و عموزاده و دخترخاله و پسرخاله ، و البته یک همسر دارد .

در طی سالها ، بنا بر دلایل ریز و درشت ، یکی یکی ، با همه فامیل و بستگان خود دچار اختلاف و درگیری می شود، و همه آنها را از خود طرد می کند، و فقط خانمش کنار او و برای او می ماند . خانمش هم هیچگاه جرئت مخالفت با او را پیدا نمی کند و کاملا تابع و مطیع او بوده است . سپس این مرد می میرد و همه دارایی و املاک خود را برای همسرش به ارث می گذارد !

نظر شما درباره چنین مردی چیست ؟

            این شخصی که درباره اش صحبت کردم ، مردی واقعی است که در تاریخ بعنوان یک رهبر دینی معرفی شده است ( شوقی افندی ، آخرین رهبر و ولی امر جامعه بهائی ) . آیا اگر هر فرد دیگری ، رفتاری شبیه آنچه او با فامیل و بستگان خود داشت ، انجام میداد ، مورد احترام و قبول دیگران بود ؟ قطعاً خیر !

            او که بیشتر به نام شوقی افندی شهرت دارد ، از سال 1921 تا زمان مرگ خود 1957 ، رئیس و ولی امر بهائیان بود . او را بعنوان گاردین می شناسند و تفسیر و تبیین کتب و نصوص اصلی امری ، و تعیین محدوده صلاحیت قانونگذاری بیت العدل به او واگذار شده بود . نوشته های او عمدتا محدود به تفسیر و تبیین آثار و الواح بهاءالله و عبدالبها ، و دستورالعمل هایی برای آیین جامعه بهائی است .

در آثار و نصوص بهائی پیش بینی شده بود که از فرزندان ذکور بهاءالله ، نسل اندر نسل ، بطور موروثی ، ولی امرهایی بر سرکار آیند . ولی در زمان مرگ شوقی افندی ، همه فرزندان و نوادگان ذکور از نسل بهاءالله ، یا توسط عبدالبها ، و یا توسط شوقی افندی ، بعنوان ناقضین عهد و میثاق اعلام و از جامعه بهائی اخراج شده بودند ، و دیگر فرد زنده مناسب و صلاحیت داری برای تصدی رهبری جامعه بهائی وجود نداشت .

شوقی افندی بدون نوشتن وصیت نامه و تعیین جانشین برای خویش ، مُرد . پس از آن بیت العدل جهانی     ( موسسه ای که برای تصویب قوانین مورد نیازی ، که در کتب بهاءالله نیامده ، پیش بینی شده بود ) اعلام کرد که هیچگونه صلاحیتی برای تعیین فردی بعنوان ولی امرالله و گاردین و جانشین شوقی افندی ندارد . شوقی افندی اولین و آخرین گاردین و ولی امر در بهائیت بود!

                                  * * *  * * *  * * *

به نظر من ، فردی همچون شوقی افندی را نمیتوان نرمال و طبیعی پنداشت : او از بیماری روانی رنج می برد . خانمش ، روحیه خانم ، هم شخصیت بسیار ساده ای داشت و نتوانست هیچگونه تاثیر مثبتی بر شخصیت و رفتار شوهرش داشته باشد

منبع : صفحه فیس بوک دیل هازبند ، به تاریخ 22 سپتامبر  2017

تمام حقوق این پورتال برای مؤسّسه بهائی‌پژوهی محفوظ است.

کپی‌رایت© بهائی‌پژوهی؛ ۱۳۹۶-۱۳۸۵.

Back To Top