آیا در بهائیت مجتهد و مرجع تقلید وجود دارد ؟

تصویر pajohesh
pajohesh

مرجع تقلید در بهائیت

  تازگیها  به بیلبوردها در بزرگراهها توجه کرده اید !! اعتمممممممممممماد!! اطمیییییییییینان !!!

چقدر خوب است که در جامعه اعتماد و اطمینان در بین مردم وجود داشته باشد. همه می دانیم که یکی از راه های افزایش اعتماد صداقت است.لابد داستان اسب سوار و پیاده در صحرا را شنیده اید؛ اسب سواری بر اسب تندرو سوار بود و در صحرا می رفت و پیاده ای خودش را ناتوان

نشان داد و از او کمک خواست؛ اسب سوار پیاده شد برای کمک به پیاده و پیاده بر اسب سوار شد و فرارکرد. اسب سوار گفت: فقط صبر کن تا یک جمله بگویم، تو باعث می شوی که دیگر سواره ای بر پیاده رحم نکند. چقدر شنیده ایم که راستگو رستگار می شود و نجات پیدا می کند و چقدر در دنیای کنونی از بین رفتن صداقت و اعتماد ذهن همه ما را به مخاطره انداخته است.

یکی از دوستانم به نام ماریا با فردی بنام متین که در خارج از کشور بود آشنا شده بود. متین با اخلاق و رفتار ویژه ای که داشت، رابطه خوبی با ماریا برقرار کرده بود. ماریا مدام از رفتارهای زیبای متین برایم تعریف می کرد حتی یک بار گفت: با اینکه متین مسلمان نیست ولی هر وقت به خانه اش می روم برای من گوشت با ذبح اسلامی تهیه و من را شرمنده می کند.

مدتها این دو روابط صمیمی داشتند. تا اینکه یک روز از ماریا پرسیدم مذهب دوست تو چیست؟ گفت بهائی ! گفتم: آیا از بهائیت هم برایت سخن گفته؟ گفت: بله فراوان، حتی برخی کتابها و جزواتشان را برای مطالعه بیشتر در اختیارم گذاشته است. پرسیدم : شاه نکته گفتارش چیست؟ ماریا گفت خیلی محاسن در آئینشان دیدم مثلا یکی از آنها که خیلی خوب و جالب توجه است این است که؛ بهائیان مجتهد و مرجع تقلید ندارند و همه موظف هستند خودشان دینشان را بفهمند.

حالم دگرگون شد، ماریا پرسید چیزی شده ؟! گفتم: متاسفانه حدسم درست از آب در آمد. با نگرانی پرسید چه شده است؟ گفتم: راستش نمی دانم از کدام دروغ بهائیت برایت بگویم! فعلا فقط همین را می گویم که بهائیان هم، مجتهد و هم مرجع تقلید دارند. در بهائیت در هر منطقه محافلی هست بنام محفل محلی که دستور وحکم می دهد و همه بهائیان باید از دستورات محفل اطاعت کنند. جالب اینجاست که مجتهدان ما در حوزه دروسی را می خوانند و با سواد هستند ولی اعضای محافل بدون اطلاعات از نصوص و کتبشان حکم می دهند و نظر شخصی خود را اعمال می کنند. نکته دیگر اینکه اگر بهائیان از دستورات محفل اطاعت نکنند از بهائیت اخراج می شوند.

ماریا که  با تعجب به سخنان من گوش می داد گفت :حتما متین از اینها خبر ندارد و گرنه او همیشه با  من رو راست حرف زده و رفتار کرده است و من کاملا به او اعتماد دارم. به من گفت: آیا مدرکی برای حرفهایت داری ؟ گفتم: بله،‌ مدارکش زیاد است که من فقط یک نمونه اش را برایت می گویم. در کتاب اصول نظم اداری بهائی(چاپ 124 بدیع– 1346 ش- لجنه ملی جوانان بهائی ایران) فصل هشتم در وجوب اطاعت از مصوبات از محافل روحانی ص 36:

1-  حضرت عبدالبهاء می فرمایند:

الف-آنچه را محفل روحانی مصلحت بدانند اگر بمن تکلیف کنند من مجری می دارم ابدا توقف ننمایم .

ب-آنچه مجلس شور قرار در آن خصوص و خصوصیات دیگر بدهند کل باید بدون توقف اطاعت نمایند .

2-  حضرت ولی امر الله(جناب شوقی) می فرماید :

الف- یاران باید اعضای محفل خویش را در تمام امور نمایندگان خویش دانند و امنای الهی محسوب نمایند هر حکمی را محفل صادر نماید به دل و جان اجراء نمایند .

ب- باید افراد بهائیان در هر کشور و اقلیمی به تمام قوی و در کمال صمیمیت قیام بر نصرت نمایندگان محلی و مرکزی خویش نمایند اطاعت و  تمکین قرارهای صادره از آن مراجع عالیه رسمیه بهائی نمایند و آراء و تمایلات شخصیه خویش را در ظل اراده و تصمیمات هیات منتخبین خویش در آورند بمساعدت  و معاضدت نمایندگان منتخبه خویش بر خیزند و من دون تردید موید و نافذ و ناشر تشریعات منتخبین خود گردند و  شخصیات را در جمیع موارد بلا استثنا تابع هیات دانند.

ج-آنچه را بعد از مشورت کامل و مذاکره تام رای اکثریت بر آن قرار گرفت بدل و جان بدون ادنی کدورت و رنجش اجراء نمایند ولو آنکه رای اکثریت مخالف واقع و عاری از صواب باشد چه که این حکم است حکم صریح محکم الهی چگونه تجاوز از این امر منصوص جایز .

د- کل چه در داخل و چه در خارج محفل باید اطاعت و انقیاد باعضای محفل نمایند و تصویب و تایید اجرائاتش نمایند و لو رای اکثریت مخالف واقع و عاری از صواب باشد."ماریا که به حرفهای من با دقت گوش می داد به فکر فرو رفت، بعد از مدتی گفت: یعنی واقعا متین از این سخنان بی اطلاع بوده؟! یا من را بازی داده و خواسته من را جذب آیینش کند؟!

تمام حقوق این پورتال برای مؤسّسه بهائی‌پژوهی محفوظ است.

کپی‌رایت© بهائی‌پژوهی؛ ۱۳۹۷-۱۳۸۵.

Back To Top