بيت العدل و تبليغ

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » سه شنبه 13 فروردین 1392, 5:30 am

تبلیغ در قالب موسسات

بیت العدل برای نشر و توسعه اهداف تبلیغی خود اقدام به ایجاد موسساتی ظاهرا پژوهشی ولی باطنا تبلیغی نموده تا بتواند از طریق آنها مقاصد خود را عملی سازد.

یکی از این موسسات،موسسه مطالعات بهائی شمال امریکا(ABS)ست که کارش برگزاری کنفرانس های سالانه (نظیر آنچه در کنفرانس تورنتو با همکاری دانشگاه تورنتو انجام داد)،انتشار سالانه ژورنال مطالعات بهائی و بولتن ABS،برگزاری سمینارهای بین فصلی و چاپ و نشر کتاب،و حمایت از پایان نامه ها به منظور گسترش دروس دانشگاهی است .ایجاد کرسی های مرتبط بابهائیت نيز از جمله اهداف این موسسه در دانشگاههاست.
همچنین در برنامه اين موسسه است:
تشکیل گروههای مطالعاتی ، اعطای بورس به دانشجویان مستعد، ایجاد دوره های آموزشی دانشگاهی در موضوعات مختلف بهائی(مدارس تابستانه و زمستانه)،استفاده از ژورنال مطالعات بهائی و سالنامه ها برای انعکاس دیدگاهها جهت جذب دانشگاهیان و فرهیختگان.

این موسسه شعبی در استرالیا،آرژانتین،برمودا،برزیل،کامرون،شیلی ،انگلستان،اروپای فرانسه زبان ،اروپای آلمانی زبان، ایتالیا،ژاپن ،روسیه،آفریقای جنوبی،ترینیدا و توباگو،سنگاپور و ونزوئلا دارد.

یکی دیگر از این قبیل مراکز ، مرکز "کرسی برای صلح جهانی " است که تحت نظارت محفل ملی امریکا در سال 1993 در کالج پارک در دانشگاه مریلند در مرکز بین المللی توسعه و تعارض تاسیس شد.هدف این برنامه ارائه مدل بهائیت برای صلح جهانی است که در پوشش یک برنامه مشارکتی با دانشگاه از طریق دوره های آموزشی و میزگردها و کنفرانس های بین المللی تبلیغ را انجام می دهد.

نفوذ در سازمان های بین المللی

بهائیت در سال 1925توسط شوقی دفتر بین المللی بهائی را در ژنو_شهر جامعه ملل تاسیس کرد سپس با پایان جنگ جهانی دوم و تشکیل سازمان ملل متحد در سال 1945 اقدام به ورود به این سازمان بین المللی نمود و در سال 1947 محفل ملی امریکا به عنوان یک سازمان مردم نهاد در سازمان ملل ثبت و دارای نماینده گردید که سال بعد جایش را به جامعه بین المللی بهائی داد.

از سال 1970 به عنوان سازمان غیر دولتی ،طرف مشورت کمیسیون اقتصادی -اجتماعی سازمان ملل(اکو سوک)انتخاب شد که از آن به بعد نماینده بهائیان در مجامع و رویدادهای مختلف سازمان ملل در همه جا حضور یافته و مشارکت دارند و خود را نماینده پنج ملیون بهائی در 190 محفل ملی و 46 محفل مستقل و 17000 محفل محلی و...معرفی می کنند.این موقعیت،دست آنها را برای استفاده از عنوان سازمان ملل برای حضور در کشورهای مختلف و به عنوان ادارات و آژانس های تخصصی سازمان ملل از قبیل یونسکو، یونیسف،شورای حقوق بشر و ... باز می کند.

این جامعه دفاتری در مقرهای سازمان ملل در نیویورک و ژنو و نمایندگانی در دفاتر و کمیسیون های سازمان ملل در آدیس آبابا،بانکوک،نایروبی،روم،سانتیاگو و ویتنام دارد.

دفتر نیویورک آنها هر هفته چند نوبت با 3 نفر از اعضای بیت العدل که کمیته سیاستگذاری دفاتر امور خارجه را تشکیل می دهد تماس می گیرند.

این دفتر 20 نفر پرسنل دارد و کارکنان برجسته آن هر سال 9 روز در جلسات و میتینگ های مرکز جهانی بهائی حضور دارند.همچنین دفتری با حدود 10 کارمند در مقر اروپائی سازمان ملل یعنی ژنو دارد که همین اقدامات را دنبال می نماید.

این جامعه زیر نظر و هدایت بیت العدل، بیانیه هائی صادر می کند که در سایت و نیز فصلنامه اش به نام "کشور واحد" به زبان های انگلیسی ،فرانسه،چینی ، آلمانی، روسی و اسپانیائی منتشر می شود.

بیت العدل در پی آنست که پس از گذار بهائیت از دوره هائی که آنرا مراحل مجهولیت ،مظلومیت،انفصال و رسمیت می نامد به مراحلی که آنرا مراحل استقلال،حکومت ملی بهائی و سپس حکومت بین المللی بهائی می خواند ،برساند و برای رسیدن به آن از سال 1963برنامه های متعددی را تدارک دیده و اجرا نموده و بعضی را در حال اجراست:

برنامه 9 ساله (1964-1973)
برنامه 5ساله(1974-1979)
برنامه 7 ساله(1980-1986)
برنامه 6 ساله(1987-1992)
برنامه 3 ساله(1993-1996)
برنامه 4 ساله(1996-2000)
برنامه یکساله(2000-2001)
برنامه 5 ساله اول(2001-2006)
برنامه 5 ساله دوم(2006-2011)
برنامه 5 ساله سوم(2011-2016)
برنامه 5 ساله چهارم(2016-2021)

را تنظیم نموه و در نظر دارد تا پایان برنامه 5 ساله چهارم جمعیت بهائیان را به 100 میلیون برساند!

ادامه دارد...


irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » چهار شنبه 14 فروردین 1392, 4:21 am

ترسیم جغرافیای جهانی تبلیغ

بیت العدل با توجه به گستردگی جغرافیائی جهان،تنوع فرهنگی و میزان توانائی های بهائیان در هر نقطه، از سال 1990 اقدامات زیر را به اجرا گذاشت تا بتواند همه نقاط را در جهان پوشش دهد:

* اجرای برنامه آموزشی -تبلیغی روحی

این برنامه را برای همه نقاط تدارک دیده که به نوع نرم و آرام ،اهداف و شعارهای بهائیت را برای هر نوع سلیقه ای جا بیاندازد.تا به حال 8 کتاب آموزشی از مجموعه کتاب های روحی منتشر شده و قرار است در آینده 10 کتاب دیگر منتشر و تعداد آنها به 18 کتاب برسد. این کتاب ها از مفاهیم عمومی و مشترک آغاز می کند و برای آن معلمینی را آموزش می دهند که به آنها تویتر می گویند و سعی می کنند حتی معلمین آرام آرام برای کتابهای اولیه ازغیر بهائیان باشند.
پس از طی کتاب های اولیه،در کتاب هشتم از مجموعه روحی، به موضوع عهد و میثاق و دوری از ناقضین و معاندین امر تاکید می کنند.حیات روحانی،قیام به خدمت،کلاس های کودکان،دو مظهر ظهور،و جوانان،پنج کتاب اولیه روحی بودند.

این مجموعه بر اساس روش نوین آموزش غیر مستقیم (که در نقاطی از جهان مثل کلمبیا توسط بنیاد راکفلر اجرا شده )کپی برداری گردیده تا به جذب افراد بدون تحریک اعتقادات آنها و ایجاد واکنش های تدافعی در آنها بپردازد.

همچنین 4 برنامه درس اخلاق کودکان،توانمند سازی نوجوانان،کلاس های جوانان و نیز مناجات و حلقه های مطالعاتی،فعالیت های آموزشی -تبلیغی بهائیان را تشکیل می دهد.

بری اجرای این برنامه آموزشی تبلیغی غیر مستقیم و مستقیم ، بیت العدل ساختار جغرافیائی روستا/شهر /ایالت/کشور را در تقسیم بندی خود تغییر داده و اصطلاح کلاستر (خوشه) را که معادل یک شهر کوچک گرفته می شود، به کار می برد.

کلاسترها به لحاظ فعالیت های تبلیغی بهائی به 4گروه A,B,C,Dدسته بندی می شوند.کلاستر ِD کم فعالیت ترین کلاستر و کلاستر Aموفق تریت کلاستر تلقی می شود.
در کلاستر A برنامه گسترده رشد(IPG) کاملا نهادینه شده و افراد فعال تبلیغی آن به عنوان مهاجران ذخیره می توانند خصوصا در سطح ملی به کلاسترهای دیگر منتقل شوند.آنها در پروسه توسعه و تحکیم کلاسترهای Cو Dخدمت خواهند نمود. درواقع کلاسترهای قوی تر و فعال تر موظفند که کلاسترهای ضعیف تر را فعال کنند.

طبق بیانیه بیت العدل قرار است تعداد کلاسترهای دارای برنامه رشد (IPG) تا پایان برنامه تبلیغی جاری(سال 2016) به عدد 5000 برسد.

این برنامه بیت العدل نشان می دهد که چگونه بیت العدل با این نقشه جغرافیائی و تقسیم بندی خوشه ای دنیا توسط نهادهای زیر مجموعه اش ،بهائی سازی جهانی را هدف قرار داده و به اجرا گذاشته است.

بیت العدل در طول سالیان تلاش نموده با بهره گیری از شرایط و جناح بندی های سیاسی بین المللی از قدرت و توان تبلیغی خود در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه و آرای سیاسی آنها در صدها مجمع و اجلاس ملی و بین المللی استفاده نموده ، بیانیه هائی را به نفع خود به عنوان یک اقلیت دینی صلح دوست و علاقمند به خدمت به اجتماع که مورد آزار و اذیت و تضییع حقوق توسط حکومت ایران واقع شده ، تایید بگیرد.

تبلیغات گسترده و سیستماتیک افراد و نهادهای بهائی و حمایت های متنوع نخبگان و نهادهای رسمی و غیر رسمی در کشورهای مختلف از آنها ،موجب شده تا ده ها هزار نفر در کشورهای مختلف بدون آنکه اطلاعی از منویات اصلی آنها داشته باشند نسبت به آنها احساس همدردی کنند.

جامعه بهائی به رهبری بیت العدل اگرچه بر طبق تعاریف سیاسی موجود ، یک گروه دینی محافظه کار و بنیاد گرا محسوب می شود(زیرا بر طبق ادبیات و تعالیم خود،خواستار برچیده شدن نظم موجود جهانی و استقرار حکومت جهانی بهائی است) دائما در حال فعالیت تبلیغی است تا افراد بیشتری را به کیش خود در آورد. اگر چه بخاطر این خوی تبلیغ تهاجمی و اهداف پنهان سیاسی از سوی برخی روشنفکران بهائی غربی هم مورد انتقاد و چالش قرار گرفته استاما در تبلیغات بیرونی خود را طرفدار و پای بند نظامات سیاسی -اجتماعی و حقوقی غربی می شمرد.

بیت العدل با اتخاذ یک استراتژی سیال و ژلاتینی با توجه به شرایط و موقعیت درونی و بیرونی خود به عنوان یک سازمان غیر دولتی دینی-اجتماعی در مجامع بین المللی و کشورهای مختلف فعالیت نموده و از هر امکان آموزشی ،بهداشتی ،هنری ،اجتماعی،حقوق بشری و حتی ورزشی برای پیشبرد اهدافش بهره برداری می کند.

بیت العدل بویژه در سالهای اخیر اقدام به تطهیر تاریخی خود نموده و ارتباطاتش با رژیم گذشته را منکر شده و خود را مظلوم همه حکومت ها نشان داده حتی به تحریف انقلاب مشروطیت دست زده و جنگ های سه گانه و ترورها و خشونت هایش در ایران و عراق و فلسطین و بحران سازی هایش در طول این یکصد و هفتاد سال در ایران را توجیه کرده و مخالفان خود را متعصب و بهائی ستیز معرفی نموده،مکتب تشیع را مورد تبلیغات مسموم خود قرار داده چهره منفی و ضد بشری از آن ترسیم نموده و می نماید.

بیت العدل همچنین در مورد ماجراجوئی های جهانیش _نظیر آنچه در ماجرای دیودیدکلی و تد پترسون (هر دو بهائی : خانم پترسون بهائی کارمند پنتاگون،راهنمائی کننده دیوید کلی انگلیسی یکی از دو بازرس سلاح های بیولوژیکی در عراق به بهائیت در ماموریتی که گزارشش به آغاز جنگ عراق انجامید و ارتقای درجه خانم پترسون به افسر ارشدی و مرگ مشکوک دیوید کلی بهائی رابه دنبال داشت به گفته جیمز بون اکنون در خانه ییلاقی در کنار پارکی در مونتگمری ایالت آلاباما کنار پنجره نشسته است و این آهنگ گوشنواز را گوش می دهدکه:"گربه ها شادی و عشق را به زندگی شما می آورند و شما لازم نیست آنها را به کالج بفرستید!!") در ایجاد جنگ عراق انجام داده اند(تاپیک بهائیت و جنگ عراق در همین سایت) و سازندگان اسرائیلی فیلم مستند"بهائیان در حیات خلوت من"اثبات کرده اند_ مهر سکوت بر لب زده است که البته این سکوت در برابر افکار عمومی جهانیان ،طولانی نخواهد بود...

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » پنج شنبه 15 فروردین 1392, 1:54 pm


محقق گرامی جناب ایرانی

ضمن تشکر از مطالب بدیع و جالبی که در موضوع تبلیغ تهاجمی بیت العدل (مرتبط با موضوع تاپیک) ارسال نمودید ،عرض می کنم در تایید فرمایشات شما، بیت العدل استیحاشی هم ندارد که گاهی اهداف تبلیغ تهاجمیش برای بهائی سازی غیر بهائیان حتی کودکان را علنا در بعضی پیام ها اظهار کند تا بهائیان را بر انگیزد که با تبلیغ بیشتر افواج بیشتری از مقبلین(کسانی که بهائی می شوند) را وارد بهائیت نمایند_اگر چه نوعا این هدف را در لفاف الفاظ عمومی مثل آموزش و رشد جهانی و همکاری بین المللی و رسیدن به نظم بدیع جهانی(البته در سایه رهبری بیت العدل و آئین بهائی) بیان می کند!

به قسمت هائی از پیام بیت العدل خطاب به هیات های مشاورین قاره ای (28 دسامبر 2010) توجه فرمائید که واقعا قابل تامل است:

"در پیام رضوان امسال ابعاد فرایند یادگیری را که در طیّ چهار نقشۀ متوالی مستمرّاً سرعت گرفته و موجب افزایش توان‌مندی احبّا برای فعّالیّت در سطح مردمی شده است توصیف نمودیم. این چشم‌انداز به راستی شگفت‌انگیز است. بیش از 350000نفر در سراسر عالم اوّلین دورۀ مؤسّسه را گذرانده‌اند و توانایی برای ایجاد یک الگوی زندگی ممتاز به خصلت نیایش به نحو محسوسی افزایش یافته است. در محیط‌های گوناگون و در همۀ قارّات، احبّا در دعا و مناجات با دیگران متّحد شده با تضرّع و ابتهال به درگاه حضرت پروردگار توجّه نموده و از قوای روحانیّه‌ای که کارآیی مساعی فردی و جمعی‌شان منوط به آن می‌باشد مدد می‌گیرند. تعداد کلّ کسانی که بالقوّه می‌توانند در مقام معلّمین کلاس‌های کودکان خدمت کنند در طیّ پنج‌ سال تقریباً دو برابر شده و به حدود 130000 نفر بالغ گشته است. این افزایش به جامعه امکان داده است که به نیازهای روحانی کودکان صمیمانه پاسخ گوید. در طیّ همان مدّت، شش برابر شدن توان‌مندی برای کمک به نوجوانان به منظور گذر از چنین مرحلۀ بحرانی حیات‌شان نشانه‌ای از میزان تعهّد جامعه نسبت به این گروه سنّی می‌باشد.

به علاوه در همه جا تعداد قابل ملاحظه‌ای از احبّا خود را آماده می‌یابند تا با مردمی از پیشینه‌ها و علایق گوناگون وارد مکالمه شوند و با هم به کشف واقعیّاتی پردازند که به درکی مشترک از نیازهای این دوره از تاریخ بشر و نحوۀ پاسخگویی به آن می‌انجامد. و مساعی نزدیک به 70000 نفر که قادرند در مقام راهنمای حلقه‌های مطالعه خدمت کنند افزایش سیستماتیک فعّالیّت‌های اساسی نقشه را کمک می‌نماید، فعّالیّت‌هایی که تعداد شرکت‌کنندگان در آن در سراسر عالم در هر مقطع زمانی رقمی بالغ بر نیم‌میلیون بوده است...

فرصت‌های حاصله از اقدامات شخصی احبّا، و یا احیاناً فعّالیّت‌های یک مهاجر داخلی، در جهت شروع مکالمات هدف‌مند و پرمحتوا با ساکنین محل نحوۀ آغاز فرایند رشد در یک محدودۀ جغرافیایی را تعیین می‌کند. یک حلقۀ مطالعه مرکّب از چند دوست یا همکار، کلاسی برای چند کودک محلّه، گروهی برای نوجوانان در ساعات بعد از مدرسه، یک جلسۀ دعا برای دوستان و بستگان - هر یک از این اقدامات می‌تواند محرّک رشد باشد. پیشرفت‌های بعدی تابع مسیری نیست که از قبل مشخّص شده باشد. شرایط ممکن است ایجاب نماید که به یک فعّالیّت اساسی اولویّت داده شود و به میزانی سریع‌تر از سایر فعّالیّت‌ها افزایش یابد. این امکان نیز وجود دارد که هر چهار فعّالیّت اساسی با سرعتی مشابه پیش رود. ممکن است گروه‌های سیّار دعوت شوند تا به مجموعۀ فعّالیّت‌های نوشکفته تحرّک بخشند. امّا نتیجۀ نهایی قطع نظر از ویژگی‌ها باید یکسان باشد. انسجام حاصله بین فعّالیّت‌های اساسی در داخل هر محدودۀ جغرافیایی باید به میزانی برسد که در مجموع بتوان یک برنامۀ نوپا جهت ترویج و تحکیم پایدار امر الله را مشاهده نمود. بدین معنا که جلسات دعا، کلاس‌های کودکان و گروه‌های نوجوانان، با هر ترکیب و هر تعداد، توسّط کسانی اداره می‌شود که دوره‌های متسلسل مؤسّسۀ آموزشی را طیّ کرده‌اند و به آن بینش تقلیب و تغییر فردی و جمعی که این دوره‌ها ترویج می‌دهند پای‌بندند. این نخستین حرکت منابع انسانی به میدان عمل سیستماتیک اوّلین نمادِ پیشرفت از نمادهای متعدّدِ یک فرایند رشد پایدار می‌باشد...

همۀ مؤسّسات و نهادهای امری، و بیش از همه اعضای هیئت معاونت، که اهداف سلسله نقشه‌های جهانی جاری را ترویج می‌نمایند باید آن چالاکی و هوشیاری را که تولّد یک چنین فرایند پویایی ایجاب می‌کند از خود نشان دهند. کمک به احبّا برای تجسّم این اوّلین نماد و راه‌های متعدّد وصول به آن جزو وظایف اصلی هر عضو هیئت معاونت و تعداد فزاینده‌ای از مساعدین آنها است. در این مورد نیز مانند دیگر کارهایشان باید وسعت نظر و روشنی فکر، انعطاف‌پذیری و کاردانی و ابتکار از خود نشان دهند. بایستی دوش به دوش احبّا حرکت کنند، آنان را در تلاش‌هایشان حمایت نمایند و در شادی آنها شریک باشند. بعضی از این دوستان به سرعت در صفّ اوّل فعّالیّت‌ها قرار خواهند گرفت در حالی که دیگران با احتیاط بیشتری گام بر خواهند داشت ولی همه نیازمند تشویق و حمایت هستند امّا نه تشویق و حمایتِ نظری بلکه بر اساس دانش واقعی که تنها با خدمت در کنار یکدیگر حاصل می‌گردد. ایمان به توان‌مندی هر فرد مشتاقِ به خدمت از طرف کسانی که مایلند احبّا را به مشارکت جدّی در اجرای نقشه ترغیب نمایند حائز اهمّیّت بسیار خواهد بود. محبّت بدون قید و شرط و فارغ از حسّ برتری برای کسانی که می‌خواهند به احبّا کمک کنند تا تردید را به شهامتِ ناشی از ایمان به خدا و هیجان‌طلبی را به تعهّد نسبت به اقدام درازمدّت تبدیل نمایند از ضروریّات خواهد بود. عزم جزم همراه با آرامش در تلاش برای تبدیل موانع به وسیله‌ای برای پیشرفت جنبۀ حیاتی خواهد داشت. آمادگی برای گوش دادن، توأم با بصیرت عمیق روحانی، برای تشخیص موانعی که می‌تواند بعضی از احبّا را از درک ضرورت وحدت در عمل بازدارد، بسیار ارزشمند خواهد بود...

توجّه به این نکته حائز اهمّیّت است که با ایجاد یک برنامۀ رشد، بروز یک حسّ تعلّق به جامعه شروع به اثرگذاری بر سیر وقایع می‌نماید و چه این فعّالیّت‌ها در سطح محدودۀ جغرافیایی پراکنده باشد و چه در یک دهکده یا محلّه متمرکز گردد احساس یک هدف مشترک ویژگی مساعی دوستان خواهد بود. با هر میزانی از سازمان‌دهی که فعّالیّت‌ها بعد از بروز اوّلیّۀ این احساس هدایت شده باشد، ازدیاد سیستماتیک و متوازن فعّالیّت‌های اساسی سطوح بالاتری از آن را ایجاب خواهد کرد. از طریق تمهیدات گوناگون، فعّالیّت‌ها بیش از پیش سازمان می‌یابد و ابتکار شخصی که در گذشته عمدتاً نمایان‌گر میل و ارادۀ فرد بود اکنون بیان‌گر خواست جمعی می‌گردد. تعدادی هماهنگ‌کننده که از طرف مؤسّسۀ آموزشی منصوب شده‌اند به میدان خدمت وارد می‌شوند - بعضی برای حلقه‌های مطالعه، برخی برای گروه‌های نوجوانان و هم‌چنین برای کلاس‌های کودکان. انتصاب این نفوس به هر ترتیب و نوبتی که صورت گیرد بالقوّه قابل قبول است. هیچ امر دیگری به غیر از آگاهی دقیق از اوضاع محل نباید تعیین‌کنندۀ نوبتِ این انتصاب باشد زیرا آنچه مطرح است رعایت مجموعه‌ای از مقرّرات نیست بلکه بسط یک فرایند آموزشی است که ظرفیّت بالقوّۀ آن برای توان‌دهی روحانی به تعداد زیادی از افراد در حال جلوه و بروز می‌باشد...

در این صحنه که فرایندها بسط می‌یابد، ساختارها شکل‌ می‌گیرد و دوستی‌ها تداوم پیدا می‌کند، آن لحظه‌ای که به "آغاز" یک برنامۀ فشردۀ رشد معروف گردیده نشانۀ این تشخیص آگاهانه است که همۀ عناصر لازم برای تسریع ترویج و تحکیم امر الله نه تنها موجود بلکه از کارآیی لازم نیز برخوردار است و علامت بلوغ نظمی دائم ‌التّوسعه و خودکفا برای تهذیب روحانی یک جمعیّت است: گروه‌هایی از دوستان به طور مداوم دوره‌های مؤسّسۀ آموزشی را طیّ می‌کنند و به فعّالیّت‌های مربوطه مشغول می‌شوند و این فعّالیّت‌ها به نوبۀ خود باعث افزایش تعداد مقبلین جدید می‌گردد که پیوسته درصد قابل ملاحظه‌ای از آنان به فرایند مؤسّسۀ آموزشی می‌پیوندند و بدین ترتیب گسترش سیستم تضمین می‌گردد. این قابلیّت، نمادِ دیگری از پیشرفت در یک فرایند رشدِ پایدار است که دوستانی که در محدودۀ جغرافیایی به فعّالیّت‌ اشتغال دارند باید به آن برسند...

سرعت این فرایند در پانزده سال گذشته، بعد از آنکه در آغاز نقشۀ چهارساله از عالم بهائی دعوت نمودیم که بر اساس تجارب حاصله در طیّ ده‌ها سال یادگیری دشوار ولی گران‌بها امر تبلیغ را بر پایه‌ای سیستماتیک قرار دهد، مرتّباً در حال افزایش بوده است. رویکرد کنونی رشد، با وجود کارآیی آن، پس از اینکه در یک محدودۀ جغرافیایی قوام گرفت باید باز هم از نظر پیچیدگی و آراستگی تکامل یابد تا "نیروی اجتماع‌سازی" را که در بطن امر الهی نهفته است بیش از پیش نمایان سازد...

امروزه حدود 1600محدودۀ جغرافیایی در سراسر جهان وجود دارد که در آن دوستان موفّق شده‌اند الگوی عمل برای یک برنامۀ فشردۀ رشد را ایجاد نمایند. اگرچه این دست‌آورد مهم است ولی به هیچ وجه نمی‌توان آن را حدّ اعلای فرایندی دانست که در هر محدوده شتاب گرفته است. مرزهای جدیدی از یادگیری اکنون به روی دوستان باز شده است و از آنان دعوت می‌شود که قوای خود را وقف ایجاد جوامعی نمایند که پویا و در حال رشد بوده دیدگاه حضرت بهاءالله برای بشریّت را بیش از پیش منعکس می‌سازد. این محدوده‌های جغرافیایی هم‌چنین باید منبعی بالقوّه‌ از مهاجرینی باشد که بیشتر در میدان مهاجرت داخلی به محدوده‌های جغرافیایی یکی بعد از دیگری اعزام شوند تا در بعضی از این محدوده‌ها اوّلین اشعّۀ انوار ظهور جمال مبارک را تابان نمایند و در برخی دیگر حضور امر الهی را قویّ‌ سازند و کلّاً همه را قادر نمایند که به طرف اوّلین نماد پیشرفت در مسیر توسعۀ فرایند رشد و یا ورای آن با سرعت پیش روند. با توجّه به این نکات، در رضوان سال ۲۰۱۱ از جامعۀ اسم اعظم دعوت خواهیم نمود که در طیّ پنج سال آینده تعداد محدوده‌های جغرافیایی را که در آن یک برنامۀ رشد، در هر سطحی از فشردگی، در جریان است به 5000 یعنی تقریباً معادل یک سوّم تمام محدوده‌های جغرافیایی فعلی موجود در جهان افزایش دهند...

***********************
نتيجه:
تاکید بر تبلیغ، فعالیت مهاجرین داخلی و خارجی بمنظور تبلیغ،توسعه تبلیغ،تبلیغ مخصوص برای کودکان و نوجوانان، افزایش مناطق جغرافیائی به چند برابر ، افزایش مقبلین(بهائی شوندگان)،تسریع ترویج و تحکیم ،اصرار بر وصول به اهداف نقشه هاو... از نکات بسیار مهم در این پیام در جهت بهائی سازی ،بشمار می رود.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » جمعه 16 فروردین 1392, 7:14 am

جناب پژوهش

چنان كه در اوايل تاپيك گفتيد اين تبليغ تهاجمى و تبشيري و فرقه اي در بسياري از كشورها ، غير قانونى و ممنوع است و به عنوان يك حركت اختلاف برانگيز و مخلّ به امنيت عمومي و وحدت ملّى به شدت با آن مقابله مي شود.زيرا يكي ازپيامدهاى آن ايجاد درگيري بين آنان و مردم مي شود مانند آنچه در يونان و بعضي شهرهاي امريكا مشاهده شده است.

از سوى ديگر، اين تبليغ برنامه اي و هجومي ، بخصوص در مورد افراد بي دفاع و بي اطلاع مثل كودكان و مردم عادى غير متخصص، از نظر روشنفكران كاملا مردود و قبيح است. چنانكه ديديم فرد متعصب و پركار بهائي مثل عرفان ثابتى وقتي كه با اعتراض دكتر احمد صدري در صفحه فيس بوكش ، در مورد اين نوع تبليغ تهاجمي - مثل فرقه خاص مسيحي طرفداران يهوه - روبرو مي شود، كاملا جا مي زند و مي گويد : من تبليغ نمي كنم!
و بعد براي اينكه مورد اعتراض همكيشان بهائيش و بيت العدل واقع نشود كه مگر بهائي بدون تبليغ مي شود، مي گويد: " من حال تبليغ ندارم"!
جا دارد از اين جناب روشنفكر بهائي كه سعى دارد از معيارهاى روشنفكري امروز عقب نماند سوال شود:

١. آيا تبليغ تهاجمي بهائيت را خوب مي دانى ولي بدليل تنبلي و بى حالي به آن نمى پردازي؟! 
در اين صورت بگو كه اين تبليغ رابا معيارهاي روشنفكري امروز چگونه توجيه ميكنى؟

٢. اگر اين تبليغ برنامه اى تهاجمي را بد مي داني چرا به بيت العدل اعتراض نمي كني كه اين تبليغ را در پيام هايش ، كنار بگذارد و اينقدر بهائيان را براي اين تبليغ بسيج ننمايد و جريان" بهائي سازي " و باصطلاح "تبهيه" را متوقف كند؟!

٣. چرا شما كه همه همتت را به مقابله با باصطلاح بهائي ستيزي و دفع خشونت گذاشتي ، در مورد عواقب خشونت بار اين نوع تبليغ تهاجمي در محيط هاي سنتى مسلماني كه تبليغ تهاجمي بهائيت را برنمي تابند ، چيزي نمي نويسي؟!
چرا نمي گوئي اگر بهائيت اين مردم را به حال خودشان بگذارد و تبليغ تهاجمي را ترك كند، هرگز خشونتي كه ناشي از اين عمل بهائيان است پيش نمي آيد و ريشه خشونت ها خشكيده مي شود؟!

٤.اصلا چرا به عقب بر نمي گردي و اصل جريان بابيه و بهائيه را كه هجوم به فرهنگ اسلامي بود را به خشونت آفريني متهم نمي كنى؟! مسلمانان كه با اعتقادات خودشان داشتند زندگى مي كردند. چه كسي آمد و گفت مردم ، قائميت و خاتميتي كه قبول داشتيد ، ياوه است و "دينتان منسوخ و تاريخ مصرفش گذشته است ..."كه منجر به خشونت هاي مردمي و دولتي شد و سه جنگ داخلي را بوجود آورد و ترور شاه و خشونت هاي عراق و تركيه و قبرس و فلسطين را بدنبال داشت و همچنان با اين دستورات بيت العدل مبني بر تبليغ تهاجمي و تازش به اعتقادات مسلمانى كه خشونت زاست ، خشونت آفرينى را با دستور تبليغ برنامه اي و تبشيري و تهاجمى ، نهادينه مي كند ...راستى چه كسي مسبب ريشه اي اين خشونت هاست ؟!
 
بله امثال عرفان ثابتي بايد به افكار عمومي پاسخ دهند كه جوابشان به اين تناقضات چيست؟

بايد جواب دهند " كوسه و ريش پهن" سخن گفتن كه من حال تبليغ ندارم" با فرهنگ تبليغ تهاجمي كه بيت العدل دائما برايش بيانيه صادر مي كند سازگار نيست.
تو اگر بهائي بيت العدلي هستي بايد تبليغ كني و اگر تبليغ نكني بهائي نيستي چون بيت العدل، بهائي را كه تبليغ نكند بهائي واقعي نمي داند و امثال نخجواني ها كه قديمي ترين عضو بيت العدل بوده اند مي گويند عبدالبها دستور داده اقلا سالي يكنفر را بايد بهائي كنى! و اگر بيت العدل و اين بيانيه هايش را قبول نداري و اداي روشنفكري در مي آوري چرا ساكتي و دو خط عليه بيت العدل در فيس بوكت نمي نويسي؟!

مگر شما نبودي كه در فيس بوكت نوشتي خوشحالي كه بيت العدل نظرش را در مورد همجنسگراها و مسائلشان تغيير داد و آنها را مظلوم ناميد كه بايد از حقوقشان دفاع كرد و سپس همجنسگراها را به رسميت شناخت و حكم ازدواج آنها را از خودش سلب كرد و به گردن قوانين مدنى هر كشور انداخت(!) ،خوب دوخط هم بنويس:
جناب بيت العدليان، تبليغ تهاجمي و برنامه اى كه تا سال ٢٠٢١ يكصد ميليون انسان را بهائي كنيم غلط است و با معيارهاي امروزين روشنفكري و حتي حقوق بشري سازگار نيست آن را متوقفش كنيد!
راستى شماهم به عصمت و بدون خطا بودن بيت العدل ، چنانكه بهائيان معتقدند، اعتقاد داري؟!
اين آقاي جابري در اين تاپيك مي گفت : نه نفر عضو بيت العدل، تك تكشان جايز الخطا ولي جمعشان ممتنع الخطايند!
شما اين راقبول داري؟
فكر نمي كنم قبول داشته باشي كه منتخب شدن كساني موجب عصمت و ممتنع الخطائي آنها بشود!
تازه خود شما از اينكه بيت العدل نظرش را در مورد همجنسگرائي تغيير داد اظهار خرسندي كردي. اين نشان مي دهد كه به خطا داشتن بيت العدل واقفى. چون يا حكم اولشان غلط بوده يا حكم دومشان. يا هردو صحيح بوده يا هردو غلط. وچون حكم دومشان را شما تاييد كردي معلوم مي شود حكم اولشان را خطا دانستي و جايز الخطا بودنشان را اعتراف نمودي. حال بفرماييد چگونه زمام امورت را به عنوان يك بهائي به چنين افراد خطاكاري سپرده اي؟! افرادي كه با تو هيچ فرقى ندارند و خطا مي كنند!
اين است ديني كه شماى مدعى روشنفكري ، زندگى ات را وقف دفاع از آن كرده اي؟!
شما كه همه جا مي روي، به بي بي سي و صداي امريكا و تورنتو و ...( و اسم آن را هم تبليغ بهائيت نمي گذاري و ميگوئي من تبليغ نمي كنم و لابد انتظار داري ما قبول كنيم كه تبليغ بهائيت را در اين رسانه ها انجام نمي دهي) ... خوب كمي هم افتخار بدهيد اينجا در خدمتتان باشيم و در مورد اين مسائل روشنفكري كمي با هم صحبت كنيم؟!
 

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » شنبه 17 فروردین 1392, 7:28 pm

ضمن استقبال از اين پيشنهاد ايراني براي گفتگو با فرد نامبرده، در بهائي پژوهى، هرگونه حضور ايشان را در تاپيك هاى موجود يا تاپيك جديدى كه پيشنهاد كنند، اعلام مى داريم.

به عنوان سردبير بهائي پژوهى هماره از گفتگوى علمى و دوستانه استقبال نموده ، آن را تنها ابزار تفاهم مي دانيم.

اعتقاد ما برآن است كه اگر صادقانه دنبال حقيقت باشيم ، حقيقت از لابلاى گفتگوي علمي، به مالبخند خواهد زد! 

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » دو شنبه 19 فروردین 1392, 4:08 am

سردبير گرامى

تجربه نشان داده كه بحث بيت العدل از خطوط قرمز بهائيان است و كمتر كسي در ميان آنها جرأت ورود به بررسي عملكرد يا نقد بيت العدل را پيدا مي كند. معدود كسانى هم كه وارد اين حوزه شدند به سرنوشت طرد مبتلا شدند و طرد مجازات سنگينى است كه بهائيان از آن به شدت هراس دارند.
حتما كسانى مثل عرفان ثابتى شجاعت ورود به ميداني كه موجب طرد احتمالى او را به دنبال داشته باشد ، ندارد. لذا خوشبيني است كه فكر كنيم امثال او به سايت بهائي پژوهي بيايندو خودشان را در معرض اين خطرات قرار دهند.

به ياد داشته باشيم كه به بهائيان تعليم داده شده كه جمع بيت العدل ، مصون از خطاست و ملهم است به الهامات الاهى!
كدام بهائي جرأت مي كند وارد نقد كساني كه مصون از خطا و ملهم به الهامات الاهى هستند بشود؟!

در واقع بيت العدل براي آنها مثل پيامبر و حرفشان مثل وحي است كه مي توانند تشريع كنند و حكم الاهي وضع كنند و جايگاه تشريع و تبيين دارند. آن وقت كسي مثل عرفان ثابتى مدعى روشنفكري بايد با بيت العدلى كه اين مقام را دارد ، وارد نقد شود. چنين چيزي در حكم محال است.

به هرصورت انتظارحضور آنها در بحث بيت العدل و تناقضات تعاليمش و اشتباهاتش ،دور از واقعيات تاريخى است چون بلافاصله به طرد مي انجامد مانند سرنوشتي كه منفردان و بهائيان ارتدكس به آن دچار شدند... 

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » جمعه 30 فروردین 1392, 10:32 am

با ايرانى موافقم كه هراس از مطرود شدن بهائيان را نسبت به اين تناقضات بيت العدل وادار به سكوت مي كندو گرنه ايرانى هوشمند با تاريخ تمدن و فرهنگ چند هزار ساله، نه اين نه نفر آدم عادي را با انتخاب(!) شدن مصون از خطا مي شمرد و چنين كلاهي سرش مى رود و نه حاضر است خرده فرمايشات متناقضي مثل تبليغ در اسرائيل و ايران يا دفاع از همجنسگرائي و... را هضم كند.

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » پنج شنبه 19 اردیبهشت 1392, 2:34 am

هركدام از پيام هاى بيت العدل را بررسي فرماييد" تبليغ "نكته اصلى آن است. مثلا در پيام اخير اول ماه مى ٢٠١٣ خطاب به جوانان بهائي و "دوستانشان"(!) آنها را تشويق مي كنند كه با جديت بيشترى در كنفرانس هاى منعقده شركت نموده و اهداف بهائيت را جلو ببرند كه مصداق همان تبليغ تهاجمى است.

در اين پيام آمده است:

استقبال جوانان عزیز بهائی و دوستان‌شان (!)و براستی استقبال جوامع بهائی در سراسر عالم از اعلان نود و پنج کنفرانسی که مقرّر است طیّ ماه‌های ژوئیّه و اکتبر در اطراف جهان برگزار گردد چنان خارق‌العاده بوده که تمهیدات موجود برای حضور همۀ مشتاقانِ شرکت در این گردهمایی‌ها کافی به نظر نمی‌رسد و نیاز به تشکیل کنفرانس‌های بیشتری اکنون واضح شده است. لذا در این ایّام که اعضای محافل روحانی ملّی برای شور و مشورت در یازدهمین کانونشن بین‌المللی حضور یافته‌اند فرصت را مغتنم شمرده با نهایت سرور برگزاری نوزده کنفرانس دیگر را در نقاط زیر اعلام می‌داریم: برتوا، بریزبین، بیدور، بیرات‌ناگار، جورج‌تاون (گایانا)، سیاتل، کاگایان دی اورو، کامپانگ تام، کیگوما، لس‌آنجلس، ماهیکنگ، مونتریال، میلن بی، مینیاپولیس، نوکوآلوفا، نوندو (جمهوری دموکراتیک کنگو)، واشنگتن دی سی، وینتیان، و هوستن.

این پاسخ مسرّت‌بخش نمایان‌گر انرژی سرشار و خلوص جوانان است. نهایت سعی و کوشش را برای کمک به این نوردیدگان باید مبذول داشت تا به ادامۀ انجام مسئولیّت‌های خود موفّق شوند. امید چنان است که این نورچشمان عزیز دامنۀ فعّالیّت‌هایی را که جامعۀ بهائی می‌تواند به آن بپردازد گسترش دهند. به شکرانۀ قابلیّت جمعیِ خدمت که جمال اقدس ابهی به وفور به پیروان جوانش عطا فرموده سر سپاس به آستان مقدّسش فرو می‌آوریم و از ساحت اقدسش می‌طلبیم که این قابلیّت در راه پیشبرد مصالح عالم بشری به عرصۀ شهود درآید.
[امضا: بیت العدل اعظم]

رموز اين پيام ها توسط كسانى كه مسلط به رمز گشائى پيام هاى بيت العدل هستند قابل كشف است:
١. تحريك بهائي ها بويژه جوانان به تبليغ
٢. مشغول كردن بهائي ها براى نپرداختن آنها به اختلافات و تناقضات موجود در جوامع بهائي مثل تناقضات بيت العدل، ممنوع بودن حضور زنان در بيت العدل، طرد روشنفكران معترض به تشكيلات بهائي، ايجاد مشكل براى شهروندان بهائي در كشورها بدليل اجبار آنها به تبليغ، تبديل شدن تشكيلات بهائى به يك حزب سياسي براى ايجاد حكومت جهانى،فرمايشى بودن انتخابات محافل و بيت العدل و... ، چرخش صد و هشتاد درجه اى بيت العدل در مورد احكامي مثل همجنسگرائي و ازدواج آنها و...
٣.وسيع كردن تعداد كنفرانس ها براى نمايش جهانى بودن وتظاهر به استقبال مردمى از اين برنامه هاى نمايشي كه فقط به درد آمار دادن بيت العدل مى آيد و نه خود بهائي ها و نه مردم از اين برنامه ها استقبالى ننموده و به ضرب سفر مجانى و گشت و گذار به آن نگاه مى كنند...

 

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » شنبه 4 خرداد 1392, 2:20 am

دوست گرامى پژوهش

بيت العدل نه تنها در پيام ها بلكه در پاسخ بعضى بهائيان ساكن ايران يا ساكن غير ايران مايل به بازگشت به ايران، دائما تبليغ فردي و جمعى را توصيه و سفارش و تاكيد مي كند.
به عنوان نمونه اى ديگر، پاسخ نامه اى را خطاب به يكى از ايرانيان كه سوالاتى در مورد وظايف ايرانيان در تبليغ و ماندن براى تبليغ در ايران يا مراجعت به ايران براى همين منظور ، نموده بار ديگر بر تبليغ پاى مي فشرد. قسمت هائي از اين پاسخ را كه كاتب نامه ( يك ايرانى مقيم كانادا)خواسته بقيه هم در جريان باشند جهت شما و دوستان نقل مي نمايم:

مكتوب مورخ ١٣ ژانويه ٢٠١٣
دارالانشاء بيت العدل
در پاسخ يكي از احبّاى ايرانى ساكن كانادا
"... در مورد حكمت نبليغ در تحت شرايط كنونى، لازم به ذكر است كه حضرت بهاء الله هريك از افراد احبّا را موظف و مكلّف به تبليغ امرالله نموده اند...
تبليغ انفرادى جهد و كوششي در حفظ و صيانت امر الله محسوب مي شود. احبّا با اجراى اين وظيفه روحانىدر چارچوبى كه بيت العدل اعظم تعيين فرمودهاند موفق خواهند شدكه هم دامنه تبليغ را روز به روز گسترش دهند و هم موجب جلب توجه بى دليل نشوند..."

سلمان
پست: 5
تاریخ عضویت: یک شنبه 27 اسفند 1391, 11:59 pm

پستتوسط سلمان » پنج شنبه 9 خرداد 1392, 6:20 pm

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

بعضی اعضاء بیت العدل خارجی هستند؛ با توجه به اینکه زبان آثار بهائی عربی یا فارسی است، حضور این قبیل اشخاص چه حاصلی دارد؟!

آیا بهائیان جهان را کسانی رهبری می کنند که حتی از خواندن متون بهائی و تعالیم آن عاجزند؟!

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » چهار شنبه 15 خرداد 1392, 7:55 am

اين نكته كه رهبران فعلى بهائيت يعنى اعضاى بيت العدل، چقدر نسبت به متون بهائي مسلط هستند تا بتوانند پاسدار فرهنگ بهائيت باشند نكته مهمى است. همه متون اصلى بهائيت جز يكى دو كتاب شوقى ، همه به فارسي و عربي است. اعضاى امريكائي، استراليائي و.انگليسي و افريقائي ... كه فارسي و عربي نمى دانند اصلا با چه ابزارى مي خواهند اين كتاب ها را فهم كنند تا مدافعش باشند. بعضي كتاب ها هم تا آنجا كه من مي دانم مثل كتاب هاى بيان وبديع اصلا ترجمه نشده و بعضي ديگر خلاصه اش ترجمه شده است و تازه ترجمه هم حكم خودش را دارد و همه مي دانند در ترجمه ها معمولا بيست سي درصد مفاهيم منتقل نمي شود.
بد نيست يكي از پژوهشگران در اين زمينه تحقيقى نمايد و تاپيكي را پيشنهاد كند روي اين موضوع بحث شود.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » جمعه 21 تیر 1392, 6:45 am

در بعضي اظهارات در صفحات فيس بوك دوستان بهائي زمزمه هائي است مبنى بر اينكه بيت العدل از طريق هائي قصد دارد در فضاى جديد كشور و رياست جمهوري جديد، دوباره بهائيان ايران را به تبليغ ، تشويق كند و از آنها بخواهد از فرصت جديد براى افزودن افرادي به جمع بهائيان يا روحيه گرفتن ، تبليغ را وسعت دهند يا حتى با نامه نگارى با رئيس جمهور جديد ، فضا را مثل دوره خاتمى به نفع تشكيلات بچرخانند. البته در مذاكرات خود بعد از انتخابات رياست جمهوري بلا فاصله به موضعگيري افتادند و با كنكاش در خاطرات رئيس جمهور منتخب، به تخريب پرداختند و از انتخاب ايشان اظهار ناخرسندي نمودند. اميدواريم اين رويه توسط بيت العدل و تشكيلات بهائي براى به هم زدن شرايط وفاق در دوره جديد، دنبال نشود كه جز خسران براى كشور چيزي به دنبال نخواهد داشت.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » سه شنبه 15 مرداد 1392, 6:21 am

تلاش بيت العدل براى رفع تناقض از تبليغ تهاجمى

در يكي از پيام هاى بيت العدل تلاش شده كه به نوعى تناقض بين تشويق به تبليغ بهائيت كه دائما از سوي بيت العدل اعمال مي شود و تلاش براي تغيير نگرش و تغيير دين فرق گذاشته شود. زيرا بهائيان متهمند كه با دستور العمل هاى متعدد بيت العدل مجبور به تبليغ تهاجمي در هر كشوري هستند و اين يعنى تلاش براي تغيير دين افراد و در نتيجه جنجال با نخانواده ها و همشهريان و اولياي دينى كشور و در نتيجه صدمه زدن به وحدت ملى.
بيت العدل يادش رفته كه عضو باسابقه اش يعني جناب نخجوانى صراحتا گفته است طبق نظر جناب عبدالبهاء، هر بهائي بايد ساليانه حداقل يك نفر را بهائي كند!

به متن توجه فرماييد:


 " صحیح است که حضرت بهاءالله ، وظیفۀ تبلیغ أمر مبارک را به عهدۀ کلّیۀ آحاد بهائیان گذاشته اند ؛ أمّا در عین حال ، ما از دعوت دیگران به ترک عقیدۀ خود ممنوعیم؛ لهذا بسیار حائز أهمّیّت است که کلّیۀ أحبّاء ، تفاوت بین تبلیغ و دعوت دیگران به ترک عقیدۀ خود را درک کنند. بین این دو تفاوت بارزی وجود دارد و در بعضی ممالک که تبلیغ دین ، مجاز ؛ أمّا دعوت دیگران به ترک عقیدۀ خود ممنوع می باشد تفاوت مزبور در قوانین آن سرزمین ، بیان گردیده است . دعوت دیگران به ترک عقیدۀ خودبه وارد کردن فشار بی مورد بر نفس دیگر برای تغییر دادن دین خود است . همچنین از آن چنین استنباط می شود که به عنوان کردن تهدیدها یا وعدۀ منافع و مزایای مادّی برای ترغیب فرد موردنظر به تغییر دین خود دلالت دارد . در بعضی ممالک ، علی رغم تمام أمور مفیدی که مدارس و بیمارستان های میسیونری انجام می دهند ، أولیاء حکومت محلّی با سوء ظنّ و حتّی تنفّر به آنها نگاه می کنند ؛ زیرا انگیزه و مشوّق مادّی برای تغییر دین و از این رو ابزار دعوت به دین خود تلّقی می شوند . ... "

( بیت العدل أعظم ، 3 ژانویه 1982 ، خطاب به یکی از بهائیان )

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » جمعه 8 شهریور 1392, 3:44 am

گذاري در صفحات فيس بوك بهائيان با اسامي مستعار و البته گاهى هم اصلى كه نمي توان تشخيص داد واقعى هستند يا نه، تعابير زننده و توهين آميزي نسبت به اسلام به چشم مي خورد. تعابيري از اين قبيل:
"آقای واحدی عزیزی
شما برای من فرد بسیار محترمی هستید و اصلا دوست ندارم کلامم در مورد شما ازارنده باشد. ولی کمی بیاندیشید که علی با دگر اندیشان خوارج چه کرد. یا با یهودیان خیبر چگونه رفتار کرد و یا با مشرکان. بنابراین اصلا لزومی ندارد ما برای انسان بودن از فردی که 1400 سال پیش بوده و فرهنگی بدوی و خشن داشته پیروی کنیم. شما که این همه بندها از خود گسسته اید این بند اخر را نیز پاره کنید. اسلام رحمانی و غیر رحمانی ندارد. یک دین بدوی و وحشی است..."

اين آقا نمى گويد آيا دين باب كه دستور قتل همه غير بابي ها را مي دهد يا دين بهائي كه به تصريح جناب بهاءالله همه غير بهائي ها را از رده انسانيت خارج مي كند يك دين بدوي ووحشي نيست؟!
اين اهانت ها در اين گونه تبليغ هاى تهاجمى براى بهائي كردن مردم هزاران بار در روز در صفحات فيس بوك آنان ديده مي شود...

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » دو شنبه 6 آبان 1392, 12:17 am

اخيرا به مطلب جالبى در يكي از پيام هاى قبلى بيت العدل در مورد تبليغ برخوردم كه جالب بود !
در اين پيام بيت العدل متوجه تناقض تبليغ و دعوت ديگران به ترك دين خود (كه در بعضي كشورها ممنوع است )شده
و سعى كرده است اين تناقض را به نوعى چاره جوئي كند و بگويد اين دو با هم فرق دارند و ما بايد تبليغ بكنيم اما
ديگران را به ترك دين خود ننمائيم تا در بعضي كشورها با مشكل قانونى روبرو نشويم!
غافل از آنكه خود اعضاى بيت العدل مثل نخجوانى تصريح دارند كه عبدالبها گفته ما بايد تلاش تبليغى كنيم به نوعى كه
هر بهائي حداقل يكنفر را در هرسال از دين خود جدا و بهائي كند!
يعنى نخجوانى كه با سابقه ترين عضو بيت العدل است هم نفهميده كه دارد اشتباه مي كند و نبايد ديگران را به ترك
عقيده خود دعوت نمايد؟! عبدالبهاء چطور؟!
يعنى بهائيان فقط مجازند بروند بي دين ها را تبليغ كنند و به مسيحيان و مسلمانان و يهوديان و زرتشتيان كاري نداشته
باشند و آنان را به ترك دين خويش دعوت نكنند؟! آيا بهائيان در تاريخ خود در گذشته اين عمل را مرتكب نشده و چنين
خطائي را انجام نداده و هيچ مسلمان و مسيحى و يهودي و زرتشتى را بهائي نكرده اند؟!
مرز تبليغ با دعوت ديگران به ترك دين خود چيست؟! اصلا مگر در ذات تبليغ، دعوت به ترك عقيده خود كه منجر به بهائي شدن
افراد باشد نهفته نيست؟! اصرار بيت العدل در ده ها پيام سالهاى اخير به بهائيان بر تبليغ همسايگان و دوستان و فاميل
و همكاران مگر دعوت آنها به ترك دين خود و بهائي شدن، معناى ديگري مي تواند داشته باشد؟!
معلوم مي شود بيت العدل متوجه غيرقانونى بودن تبليغ به معناى دعوت به ترك عقيده بوده و با تمام وجود بهائيان را به آن فرا مي خوانده است. مى دانسته كه تبليغ تهاجمي و تبشيري جرم است و در عين حال با ابزارهاى مخفي و آشكار بهائيان را به آن،
ترغيب نمودع و فرامى خوانده است و امثال نخجوانى هم عالما عامدا همين شيوه را دنبال نموده و از حرف هاى بهاءالله و عبدالبهاء
همين را استنباط نموده و به آن مشغول بوده اند....
به هر حال اين تناقض فاحش در متون بيت العدل را بهتر است خود ببينيد و قضاوت فرماييد كه چگونه عملى را كه در ذاتش دعوت ديگران به ترك عقيده است را مرتكب شده و مي شوند و مرز و حدي هم برايش تعيين ننموده و دائما هم در پيامهاى جاري به آن دستور داده اند.
توجه شما را به اين پيام جلب مي نمايم:

 


" صحیح است که حضرت بهاءالله ، وظیفه تبلیغ أمر مبارک را به عهدۀ کلّیه آحاد بهائیان گذاشته اند ؛ أمّا در عین حال ، ما از دعوت دیگران به ترک عقیدۀ خود ممنوعیم؛ لهذا بسیار حائز أهمّیّت است که کلّیۀ أحبّاء ، تفاوت بین تبلیغ و دعوت دیگران به ترک عقیدۀ خود را درک کنند. بین این دو تفاوت بارزی وجود دارد و در بعضی ممالک که تبلیغ دین ، مجاز ؛ أمّا دعوت دیگران به ترک عقیدۀ خود ممنوع می باشد تفاوت مزبور در قوانین آن سرزمین ، بیان گردیده است . دعوت دیگران به ترک عقیدۀ خودبه وارد کردن فشار بی مورد بر نفس دیگر برای تغییر دادن دین خود است . همچنین از آن چنین استنباط می شود که به عنوان کردن تهدیدها یا وعدۀ منافع و مزایای مادّی برای ترغیب فرد موردنظر به تغییر دین خود دلالت دارد . در بعضی ممالک ، علی رغم تمام أمور مفیدی که مدارس و بیمارستان های میسیونری انجام می دهند ، أولیاء حکومت محلّی با سوء ظنّ و حتّی تنفّر به آنها نگاه می کنند ؛ زیرا انگیزه و مشوّق مادّی برای تغییر دین و از این رو ابزار دعوت به دین خود تلّقی می شوند . ... "

( بیت العدل أعظم ، 3 ژانویه 1982 ، خطاب به یکی از بهائیان )

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » چهار شنبه 8 آبان 1392, 1:23 pm

این مطلب را نیز که از کاویان صادق زاده است بدستم رسید در مورد تبلیغ در شامات که فعلا بدون توضیح و نقد می آورم:

در بارۀ تبلیغ در اراضی مقدس و شام عثمانی و فلسطین و اسراییل امروزی در اثری از خادم مورخ 99 ه.ق خطاب به جمال بروجردی داریم که:
«...لکن در جمیع احوال فرمودند به صمت متمسک باشند ...این اراضی و اطراف آن تبلیغ منع شده، منعاً عظیماً فی الکتاب و آن اراضی هم از اطراف محسوب است.»
این نهی از تبلیغ در مورد اراضی شام و سوریة و سرزمینهای عثمانی بعدا از سوی حضرت عبدالبهاء تعدیل شد و برخی بخشهای سرزمین عثمانی از این دستور حذف شدند. یک نمونه آن اسلامبول و دیاربکر است و شرح اینها را اگر علاقمندان باشند در آینده می آورم.
و در لوحی دیگر داریم که:
«...ای نبیل بارها امر نمودیم و بازهم می گوییم در بریۀ شام ذکر مالک انام جائز نبوده و نیست.»
و در لوح دیگری خطاب به نبیل اعظم داریم:
«...تبلیغ در این دیار ابدا ً جائز نه چه که بسیار مفتریات نفس خناس مشرک بین ناس ذکر نموده حتی گفته باطراف مخصوص بهر تبلیغ فرستاده اند و حال آنکه ابدا ً این خیال نبوده و نفوسی موجود نه که باطراف آدم ارسال شود...» (اسرارالآثار ذیل نبیل)


بازگشت به “شیوه های تبلیغی”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان