حقوق شهروندی دربهائیت

shsr
پست: 28
تاریخ عضویت: چهار شنبه 7 مرداد 1388, 9:43 am
محل اقامت: تهران

پستتوسط shsr » چهار شنبه 17 خرداد 1391, 6:21 pm

از hoda بپرسید چه دیده و این قدر وقیحانه تهمت نزنید!
فردای قیامت شرمنده خواهید شد

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » چهار شنبه 17 خرداد 1391, 6:24 pm

بنده باید به عنوان سردبیر حذف می کردم که نکردم وروحم هم خبر ندارد. مظلوم نمائی بس است.قابل توجه شما که بهائیت به فردای قیامت به عنوان معاد جسمانی اعتقاد ندارد به تاپیک های سایت در این مورد مراجعه کنید.یعنی یکی از اصلی ترین قائمه های ادیان الاهی در بهائیت مورد انکار است. لابد خبر ندارید!

yaser
پست: 28
تاریخ عضویت: شنبه 23 اردیبهشت 1391, 8:53 pm

پستتوسط yaser » جمعه 26 خرداد 1391, 9:05 pm

با سلام خدمت جناب shsr و بقیه همراهان سایت :
جناب shsr :
بالاخره ما نفهمیدیم شما کدام طرفی هستید ؟ بهایی هستید که اینچنین از بهاییت دفاع می کنید و با منتقدان بهاییت چنین پنجه در پنجه افکنده اید و مدام این سایت پژوهشی را متهم می کنید یا اینکه مسلمان هستید و خود از منتقدین بهاییت می باشید که در بخش اتفاقات سایت از اتاق بهاییان در پالتاک شکایت کرده اید و گفته اید که تحمل شنیدن سخن مخالف را ندارند . مگر خود شما در بخش اتفاقات نگفته اید که در اتاق بهاییان به شما ناسزا می گفتند و شما را از اتاق بیرون می کردند همچنین مگر خود شما نگفته اید که از حضور در اتاق تحری حقیقت خیلی خوشحال شده اید و برای این گروه اینترنتی منتقد بهاییت آرزوی توفیق نکرده اید ؟ برادر من یا رومی روم یا زنگی زنگ .

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » یک شنبه 25 تیر 1391, 8:53 am

مباحث حقوق شهروندی از مباحث تازه و ابتکاری بود که در بهائی پژوهی آمد ولی به دلیل اینکه مقام مسئولی در بهائیت پاسخگو نبود بعضی قسمت ها بی پاسخ می ماند.به نظر می رسد اکنون که بیت العدل آقای "فرهاد ثابتان "را به عنوان سخنگو برای فارسی زبانان معرفی نموده است یکبار دیگر چکیده مطالب با ایشان مطرح شود و ایشان نظرشان را بفرمایند تا بحث در یک نگاه دوطرفه ارزیابی گردد.شاید بتوان به نوعی با جناب "عرفان ثابتی" هم مطرح نمود چون در بسیاری از موارد ایشان به عنوان نماینده جامعه بهائی سخن می گویند.

روشنفکر
پست: 33
تاریخ عضویت: یک شنبه 23 بهمن 1390, 8:45 am

پستتوسط روشنفکر » شنبه 24 فروردین 1392, 7:47 am

اکنون که بحث "بهائیت و مدرنیته "در سایت گشوده شده است بد نیست که این تاپیک که حقوق شهروندی است با این دید مجددا مورد بررسی و مراجعه قرار گیرد.زیرا حقوق شهروندی در جهان مدرن و بر اساس مدرنیته الزاماتی دارد که باید دید با احکام و مبانی بهائیت چه نسبتی دارد؟

روشنفکر
پست: 33
تاریخ عضویت: یک شنبه 23 بهمن 1390, 8:45 am

پستتوسط روشنفکر » شنبه 24 فروردین 1392, 1:44 pm

اگر بخواهیم مطالب بخش اول این تاپیک را خلاصه کنیم باید بگوئیم:

شهروندان بابی و بهائی و شهروندان غیر بهائی در حاکمیت بابی و بهائی دارای این شرایط هستند و نگاه حقوقی به آنها اینگونه است::

(مستندات در متن آمده است)


در حاکمیت بابی:



1.جز کتاب بیان میرزا علیمحمد باب،کتاب دیگری نباید تدریس شود.

2.تمام کتاب های غیر بابی ، باید محو و نابود و سوزانده شود.

3.پادشاه دین بیان و حتی همه بابی ها، باید همه غیر بابی ها را قتل عام و نابود کنند.

4.مصرف هر نوع دارو حرام و غیر مجاز است.

5.خرید و فروش هر نوع دارو و مسکرات حرام و غیر مجاز است.

6.ازدواج با غیر بابی ممنوع است.

7.لزوم بچه دار شدن هر بابی حتی از طرق غیر معمول.

8.غیر بابیان حق هیچ مالکیتی را ندارند.

9.خرید و فروش عناصر اربعه و تنباکو و آنچه از خراسان حمل شود حرام است.

10.تمام عبادتگاه های غیر بابی باید تخریب شود.



در آئین بهائی:



1.همه غیر بهائیان ،از چهارپایان محسوب می شوند و انسان نیستند.

2.نباید به معرضین از بهائیت لقب انسان داد و برای آنها رتبه و مقامی قائل شد.

3.مخالفان بهاءالله و بهائیت، زنا زاده اند.

4.سیاهان آفریقائی ،گاوهائی در صورت بشرند.

5.هرکس در پذیرش بهائیت درنگ کند جاهل محسوب می شود.

6.مهریه زن شهری با زن روستائی متفاوت است .مهریه اولی طلا و دومی نقره است.

7.ارث زنان در مواردی از ارث مردان کمتر است مثلادختر از خانه پدری ارث نمی برد و...

8.زن بهائی نمیتواند عضو بیت العدل شود.

9.زن بهائی از بعضی عبادات مثل حج محروم است.

10.در دیدگاه بهائیت مردان نسبت به زنان مثل حیوانات، اقدم و اقوی هستند.

11.هرکس با بیت العدل مخالفت کندمشمول مجازات طرد می شودواز معاشرت باخانواده و حق رای محروم می شود.

12.سفر به اسرائیل بدون اخذ اجازه از بیت العدل ممنوع است.

13.تبلیغ تهاجمی وظیفه دینی است و کسی که این تبلیغ را انجام ندهد بهائی واقعی محسوب نمی شود.
به گفته عبدالبها ،هر بهائی باید سالانه حداقل یکنفر را بهائی کند.

14.دخالت در سیاست ، شرکت در احزاب و رای دادن برای بهائیان مجاز نیست.

15.اطاعت از هر حکومتی ولو ظالم و فاسق و خونخوار و گرگ صفت،واجب است.

16.تراشیدن موی سر و بلند کردن آن بیش از حد گوش حرام و ممنوع است.

17.بهائیان حق ملاقات و معاشرت با معرضین و مشرکین و منافقین را ندارند.

18.شیعیان هم مشرک محسوب می شوند و مشمول حکم مشرکین هستند.

19.وسائل خانه را باید هر نوزده سال تجدید نمود.

20 از عالمانی که با بهائیت مخالفند باید اعراض نمود.

21.به پیشانی دزدان باید انگ زد تا در جامعه شناخته شوند.

22.از زناکاران باید نه مثقال طلا بنفع بیت العدل دریافت نمود.این جریمه در هرنوبت تکرار، مضاعف می شود.

23.هر کس خانه ای را آتش بزند باید خودش را آتش زد.

24.هرکس ،فردی را محزون کند باید نوزده مثقال طلا بدهد.

25.بهائیان حق ندارند دعاوی را در محاکم ببرند و باید در داخل تشکیلات خودشان مطرح کنند

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » جمعه 13 اردیبهشت 1392, 2:45 pm

دوستى به نام بدیع شكوهی تصوير زير را براي سايت ارسال نموده و خواسته است كه بمناسبت انتخابات اخير بيت العدل اعظم (كه سه چهار روز قبل در حيفاى اسرائيل انجام شد) و در اين آئين چنان‌كه منصوص است اين نهاد رهبرى فقط براي مردان است و زنان در آن راهى ندارند، تصوير مناسبي باشد. اين دوست كه ظاهراً بهائي است خواسته است اين تصوير كه مزّين به امضاى بيت العدل است فقط با اين توضيح همراه باشد:


با درود

به مناسبت انتخابات اخير بيت العدل اعظم



تصویر

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » چهار شنبه 18 اردیبهشت 1392, 5:07 pm

از اوليويه 4/3/2011 انوارهدايت
پارادوكس جامعه برنامه ريزي شده و تماميت خواهي
برخي افراد آزاد انديش و يا لطيفه پرداز مي گويند زمانيكه ديكتاتورها به شما مي گويند دهانت را ببند و حرف نزن؛ در فضاي دمكراسي ، خرد جمعي به شما مي گويد" هنوز مي تواني حرف بزني"!.
در نظام اداري بهائي اصولاً بحثي درباره آزادي انديشه بهائيان وجود ندارد. يك طبقه حاكمه عالي يا " علما" هستند كه ظاهراً آنها به علم و مقرّرات الهي و تفسير و تعبير آن آگاهي دارند! در واقع يك نظام سلسله مراتب ديني وجود دارد كه فعاليت بهائيان و جوامع بهائي را برنامه ريزي مي كند تا به اهداف برنامه ها نائل شوند!
آيا هيچيك از افراد بهائي مجاز است درباره پذيرش يا عدم پذيرش آن برنامه ها صحبت، و يا درباره سودمندي آنها صحبت و اظهار عقيده كند؟ معمولاً با اين عنوان كه اين يك برنامه الهي است تشكيلات در هر جامعه بهائي مانع از اظهار نظر بهائيان و شهروندان مي شود.
چنين جامعه اي، در عالم سياست يك نام دارد و معمولاً ما دوست نداريم هيچ جامعه ديني با اين نام مرتبط گردد. ولي واقعيت اينست كه نام اين نظام و سيستم اجتماعي "توتاليتر" و "خودكامگي" است.
لودويك فون ميزر، همچون بسياري ديگر از آزادانديشان و فلاسفه ليبرال، بدرستي و دقيقاً نشان داده است كه چگونه مديريت و حاكميت برنامه ريزي شده اجتماعي، با استفاده از بوروكراسي و نظم اداري، و عرضه اراده و خواست يك گروه بر افراد، عملاً جامعه را بسمت يك نوع " تفكر خاص" سوق مي دهد. جامعه تك صدائي بدينگونه ساخته مي شود.
جامعه بهائي پيرو بيت العدل ساختاري اينگونه دارد. اگرچه آنها در باطن و قلبها متحد نيستند و در الواح و وصاياي عبدالبها هم چنين بيت العدلي پيش بيني نشده بود. آنها يك نظام ديني برنامه ريزي شده هستند كه مثل تمام سازمانهاي سياسي توتاليتر عمل مي كنند. آنها هرگز شبيه آنچه عبدالبهاء در ذهنش داشت نيستند. بلكه تركيبي از سازمان ديني زرتشتي ايران باستان، و تقليدي جدي از نظام حزبي سوسياليستي روسيه شوروي ميباشند. اگر واقعاً قصد داريم كه يك ديانت روحاني و معنوي داشته باشيم نبايد جامعه بهائي را همچون ساختار حزبي ببينيم. در جوامع دمكراتيك، همچون امريكا و اروپاي غربي، آزادي بيان از طريق قانون اساسي تضمين شده است، اگرچه اين آزادي موجب حفظ و بقاي تشكيلات فرقه ها و اقليتهائي همچون محفل ملّي و جامعه بهائي طرفدار بيت العدل هم شده است.
ترجمه :فريده دوستدار

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » جمعه 7 تیر 1392, 4:01 pm

فاجعه اى كه در نيمه شعبان در مصر اتفاق افتاد و چند شيعه را بخاطر برگزارى يك مجلس جشن بطور فجيعى كشتند مرا به ياد خاطره اى در همين مصر در رابطه با بهائيان انداخت. چند سال قبل در همين مصر زمان مبارك، يك بهائي را از گرفتن كارت شغلى بدليل بهائي بودن محروم كردند كه او هم شكايت كرد و دادگاه اول و بعد تجديد نظر احكامى صادر كردند كه نمى خواهم وارد شوم. تشكيلات بهائي بخاطر اين ظلم در حق يك بهائي آنچنان جنجالى راه انداخت كه آنرا تبديل به موضوع جهانى كرد. يعنى در خبرگزارى بهائي و بيانيه هاى محفل و جامعه جهانى بهائي ، اخبار و تحليل هاى داير بر مظلوميت بهائيان در مصر و محروميت از حقوق شهروندى درج كردند... اما همين تشكيلات با آنهمه شعار وحدت عالم انسانى و صلح جهانى و تشكيل جامعه جهانى و...براى امثال اين شيعه كشي ها در مصر آنهم به آن طرز فجيع و شبيه آن در عراق و پاكستان و سوريه و... نه تنها حرفى و بيانيه اى صادر ننموده و نمي نمايد بلكه به نوعى با اين سكوت ، تاييد هم مي كند....
حقوق شهروندي خوب است فقط براى بهائيان يا براى همه انسانها؟![b]

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » جمعه 4 مرداد 1392, 6:42 pm

توهين به غير بهائيان در پالتاك:
منبع:http://naseredin313.blogfa.com/post/1

پرشوري از احباء كه تقريبا صاحب انديشه هاي تازه اي مي باشد و ظاهرا مانند همه نسل جديدي ها در كليه فرهنگها تقريبا قصد تقابل با شيوه هاي پوسيده قبلي را دارد موضوعي را مطرح كرد كه در جاي خود جالب بود البته او كه نام خويش را از يك كتاب نوشته شده در كوههاي سليمانيه تحت آموزش دراويش آن خطه كه توسط جناب بهاء الله گرآوري شده بود را براي خويش انتخاب كرده است پيشنهادي مطرح كرد كه موضوع وحدت عالم انساني بود
البته اين جوان جوياي نام با زيركي خاصي هميشه قصد دارد موضوعات را به گونه اي طرح كند تا فضاي بي تحرك روم را مقداري جان بدهد و يكي به نعل و يكي به تخته بزند و با طرح اين مطلب كه واقعا مفهوم اينكه بايد وحدت عالم انساني برقرار شود يعني چه بحث تكراري را آغاز كرد

بحثي كه بارها از سوي مجريان اين روم با اين مطالب طرح مي شد كه از آموزه هاي آيين بهائيت تعاليم دوازده گانه مي باشد و يكي از مهمترين اين آموزه ها بحث شيرين وحدت عالم انساني است

واي خداي من دوباره پس از شنيدن اين جمله لبخند همسرم باعث شد من نيز به اين لبخند واكنش نشان دهم و با رجوع به فيشهايم كه حاصل چند ماه تحقيق در منابع امري بود مطالبي را آماده كنم تا در فرصت مناسب براي اين موضوع تكراري مجددا سوالات بي جواب قبلي را مطرح كنم

همسرم ناگهان به من گفت ببين آيديهاي جديد را نگاه كن قبل از تو شروع كردند به سوال كردن و كار تو را راحت كردند آيدي هائي مثل كيان 10 و حاج كامي اين دو بزرگوار شروع كردند به سوال كردن و تكستهاي تكراري كه ماهها پيش من بخاطر طرح آنها و نشيدن جوابي منطقي در مورد آنها بارها كنار نامم ناصر الدين علامت قرمز مشاهده مي كردم و بخاطر سوال نه توهين از حق نوشتن و سخن گفتن محروم مي شدم

باور نمي كنيد  ؟ باور كنيد  !  چون همين ديشب بود كه مجددا من در برابر توهين ادمين كه در برار سوالات من كه دقيقا متنش چنين بود در انتهاي كار مجددا بخاطر  فقط اعتراض به توهين جناب پيك پير دير روم بهائيان كه تقريبا آنگونه كه من متوجه شدم فصل الخطاب اين حضرات در پالتالك هستند بنده مجددا از حق سخن گفتن و نگاشتن محروم شدم و علامت خط قرمز در كنار نام خودم ناصر الدين را مشاهده كردم

جالب است بعضي نوشته هاي منتقدين بحث ديشب را مرور كنيم

kiaan10: kiaan10: نفوسي كه از امر بديع  معرضند از رداء اسميه و صفتيه محروم و كل از بهائم بين يدي الله محشور و مذكور


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

new omid: اگر مدعی وحدت هستید، چرا بهاءالله مخالفانش را جزء حیوانات می داند؟؟!؟
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

new omid: آیا حیوان خطاب کردن مخالفین توسط بهاءالله با وحدت عالم انسانی تطابق دارد؟؟!؟


انسان متعجب مي شود وقتي افرادي از اين سخنان اسطوره هاي آيين بهائيت سوال مي كند كه اين تناقض چگونه قابل حل است از سوئي تمام ملل و انديشه هاي ديگر را  مورد خطاب قرار مي دهيد كه بايد بر مبناي انسانيت با هم باشيم فارغ از نژاد و آئين و از سوئي اسطوانه هاي اين آيين منكرين خويش را ولد الزناء و حيوان خطاب مي كنند فقط به علت طرح سوالات فوق و جواب اينكه چون سوالات تكراري است ديگر حق سوال نداريد افراد را از حق سخن گفتن و نگاشتن محروم نمودند و اين حقير را نيز به دليل اعتراض به سخن ادمين اين روم كه ضمن تاييد سخن جناب بهاء الله كه معرضين از وي حيوان هستند غير باورمندان به جناب بهاء الله در روم بهائيان را بشكل ضمني حيوان خطاب كردند و فرمودند با حيوانات هم ما مي توانيم وحدت كنيم از حق سخن گفتن و نگاشتن محروم كردند و بنده به عنوان اعتراض مجموعه اين عزيزان را به خدا سپردم

دوستان تا شبهاي ديگر بدرود

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » شنبه 19 مرداد 1392, 3:50 am

يكي از بهائيان متنى را در صفحه خودش به اشتراك گذاشته و بطور ضمنى خودش و ديگران ، آن را خلاف مدرنيته و شرايط زمان دانسته و حداكثر چيزي كه گفته اند اين است كه اين ترفندي حكيمانه براى صيانت بوده است!
كه البته ابا ين تعليل و تفسير بايد جواب دهند كه اگر اين تاكتيك بوده پس كل " عدم دخالت در سياست " هم تاكتيك و فريب حاكمان براى حفظ حزبي بهائيت و نفوذ در اركان حاكميت است...






لزوم اطاعت از دولت حاکم بدون هیچ شرطی

" اصل اساسی که باید مورد توجّه ما قرار گیرد اطاعت از دولت حاکم است در کشوری که در آن زندگی می‌کنیم . ما نمی‌توانیم به صِرفِ اینکه شخصاً به حکومت استبدادی علاقه‌ای نداریم وقتی چنین حکومتی بر سر کار آمد از اطاعت آن سرپیچی کنیم و نیز مأذون نیستیم به نهضت‌های زیرزمینی - یعنی اقلّیّت‌هایی که بر علیه حکومت وقت ، شورش می‌کنند - بپیوندیم ... بنابراین مشاهده می‌کنیم که ما از انجام دو کار ناگزیریم : یکی اینکه از مسائل سیاسی چون طاعون ، دوری کنیم و دیگر اینکه در هر کجا ساکنیم مطیع دولت حاکم باشیم . ما نمی توانیم نحوۀ به قدرت رسیدن یک دولت معیّن را مورد قضاوت قرار دهیم و نتیجتاً این سؤال را مطرح نماییم که آیا از آن اطاعت کنیم یا نه . ثمرۀ فوری این کار ، گرفتار شدن در مهلکه‌های سیاسی است . ما باید در تمام موارد مطیع باشیم ؛ مگر آنکه نقض بعضی از اصول روحانی ، نظیر انکار أمر الهی مطرح باشد . برای حفظ این أصول روحانی باید آمادۀ جان باختن باشیم ...
بهائیان باید تمام قوای خود را در جهت پیشرفت أمر بهائی و تشکیلات اداری آن مصروف کنند . آنان در حال حاضر به هیچ طریق دیگری قادر به تغییر اوضاع جهان و ارائۀ کمکی به آن نمی‌باشند . اگر آنان در مسائلی درگیر شوند که دولت های جهان را به منازعه کشانده ، زائل خواهند شد ؛ ولی اگر به افراشتن بنای طرح الهی کمک کنند می‌توانند وقتی همۀ تمهیدات بشری با شکست مواجه شد آن را به عنوان آخرین راه علاج ، ارائه نمایند . "

حضرت ولیّ‌أمرالله – توقیع 21 دسامبر 1948

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » جمعه 12 مهر 1392, 1:51 pm



در باب شهروند و حقوق شهروندي

درباب حقوق شهروندي بويژه در تريبون هاى بين المللى و اخيرا داخلى - بويژه از سوي كسانى كه  توسط حاكميت ها آسيب ديده و ظلم هائي بر آنان رفته است -بسيار گفته اند و خوانده ايم و شنيده ايم و همگى مطالبه اين حقوق را امري جدّي و لازم مي شمريم .

اما آنچه مغفول مي ماند اين است كه تعريف "شهروند" چيست و براي شهروند محسوب شدن چه وظايف و الزاماتى براي يك فرد وجود دارد؟
مشخصا سوال اين است كه:

اگر كسي شهروند يك جامعه اى محسوب شد البته حقوقي دارد كه بايد استيفا شود ولى خود او به عنوان شهروند چه تعهداتى داشته و دارد و چه بايد و نبايد هائي را بايد رعايت نمايد؟
بطور مثال در تعريف شهروند بايد گفت او كسي است كه:

يكم: به قانون اساسي كشور وفا دار ، پاي بند و متعهد باشد

دوم:به دين رسمي كشور و اعتقادات مردم احترام گزارد وكاري كه اهانت به آن اعتقادات و مبانى دينى باشد انجام ندهد.

سوم:با دشمنان رسمي كشور در داخل، رابطه همكاري و معاضدت برقرار نكند

چهارم: با دشمنان خارجي رابطه دوستي و همكارى در جهت تضعيف يا دشمنى يا مبارزه با حاكميت برقرار ننمايد

پنجم: اگر جزو اقليت هاى قومي و دينى و سياسي است ، كاري كه دشمنى با اكثريت محسوب شود مرتكب نشود

ششم: كاري كه كينه توزي و دشمنى و ايجاد نفرت نسبت به مردم و كشور محسوب شود انجام ندهد

هفتم: تبليغ و نشر آموزه هائي كه نتيجه اش، نسخ مبانى دينى مردم يا نظام يا قانون اساسي كشور باشد انجام ندهد

هشتم: به پرچم و دين و كشور وفادار و براي حفظ آن از هيچ كوششي دريغ ننموده و در مواقع نياز،جان و مال خود را بذل نمايد...


 اگر چنين بود اطلاق نام شهروند بر او خواهد شد و البته بايد حقوق او هم به عنوان يك عضو اين جامعه  محترم شمرده شود و از مزاياى اين حقوق هم بهره مند گردد. 

حال سوال مي كنيم:

براي مثال اگر با تحقيق و تفحص به كسانى برخورديم كه  با قانون اساسي كشور مخالف بوده وسخن از تغيير قانون اساسي و زير ساخت هاى حكومت و منسوخ و تاريخ مصرف گذشته بودن دين رسمي اكثريت مردم مي زنند و با دشمنان شناخته شده و رسمي مردم و كشور ارتباط دوستي و همكاري و تبادل اطلاعات دارند و با احزاب  و تشكل هاى سياسي و فرهنگي مخالف ، همسو بوده و حتي خودش هم اقدام به ايجاد تشكل هائي براي معارضه با حاكميت و كشور مي كند و تخم كينه و نفرت نسبت به اعتقادات مردم مي پراكند و به روش هاى موذيانه و مخفى به مبانى مخالف اعتقادات اكثريت تاخته و خلاف آن را تبليغ مي نمايد و در مواقع جنگ و نياز كشور هيچگونه كمك و جانفشانى ننموده و بذل مال و جان نمي كند ...بايد با آنان مثل ساير شهروندان كه چنين نيستند برخورد نمود؟

به نظر مي رسد اين افراد براي پوشاندن اغراض خود و آزادي عمل جهت رسيدن به اهدافشان واژه هائي مثل حق شهروندي و بالاتر از آن شهروندي جامعه جهانى و نيز حقوق بشر و آزادي بيان را وسيله قرار داده و براي جلب عواطف مردم مظلوم نمائي نموده و از نقض حقوقشان به عنوان يك شهروند سخن مي گويند.تكليف عقلانى براي جداسازي انواع اينگونه شهروندان چيست  و عقل در اينگونه امور چه تكليفى راارائه مي كند؟


بازگشت به “دست آورد ها و تعالیم”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 2 مهمان