ارتباط، سوال، پاسخ

حرف های خودمانی
aboutorab
پست: 17
تاریخ عضویت: چهار شنبه 4 مرداد 1391, 11:37 am

عرض ادب

پستتوسط aboutorab » یک شنبه 8 مرداد 1391, 11:11 am

سلام و عرض ادب
ممنون و متشكرم دوست عزيز
خدا خيرت بده
يا علي عليه السلام

aboutorab
پست: 17
تاریخ عضویت: چهار شنبه 4 مرداد 1391, 11:37 am

پستتوسط aboutorab » یک شنبه 8 مرداد 1391, 11:34 am

با سلام
براي من با تحقيقاتي كه از منابع معتبر كه برايم حجت هست انجام دادم روشن شد كه منحرف بودند .ولي براي اسكات خصم مي خواستم بپرسم مي تونم نظر موافقان شيخيه رو تو اين قسمت بزارم تا نقد بشه و جوابي دندان شكن براش پيدا كنم ؟

مي خواستم بزارم گفتم اول بپرسم لطفاً راهنمايي بفرماييد

با تشكر

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » دو شنبه 9 مرداد 1391, 11:19 am

دوست عزیز ابوتراب

مانعی ندارد همینجا بگذارید دوستان نظر شان را خواهند نوشت.

aboutorab
پست: 17
تاریخ عضویت: چهار شنبه 4 مرداد 1391, 11:37 am

پستتوسط aboutorab » دو شنبه 9 مرداد 1391, 8:50 pm

با سلام
يكي از كاربران اينچنين نوشتند :
«
سلام

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی ابن ابیطالب و اولاده المعصومین الحجج الله(صلوات الله علیهم اجمعین)

اما بعد ...

در ایامی که گذشت تقریرات رفقا در خصوص "شیخیه " بهانه ای بود تا خاطرات اوایل دهه هفتاد خورشیدی احیاء شود و بعد از پیامهای خصوصی که هرازچندی با برخی از دوستان داشتم ؛ مروری اجمالی بر کتب مربوطه .لذا در ابتدا خود را مقید میدانم از ایشان به جهت این "تذکار" تشکر کنم.

================================

امروزه با توجه به امکانات دنیای مجازی مطالبی نوشته میشود که اگر منصفانه به تحلیل این مطالب بپردازیم , بعضا مواردی به چشم میخورد که نه تنها شالوده ی علمی و سندی درستی ندارد , بلکه متاسفانه با صبغه ای از اطلاعات غلط و دروغ ملبس شده است. از این موارد که بسیار هم هست و دوستان بارها در فضای سایبری آنرا مشاهده کرده اند موضوعات مربوط به "شیخیه و شخص شیخ احمد احسائی" اشاره کرد.بدین معنا که غالبا بدون تحقیق و بدون احاطه به تصنیفات و تالیفات ایشان حکم داده اند و گاهی برای پوشش "بی سوادی"(بخوانید اغراض!!)خود از منابعی نام میبرند و به کتبی ارجاع میدهند که در صورت واقع و بیرونی با آن مشخصات یافت نمیشود(بعنوان مثال کاری که مرکز پژوهشها در حال انجام آنست و با تحریف واقعیت , تشنگان و جویندگان را به آبشخوری واهی و سراب گونه میرساند).افرادیکه با گفته های اهل غرض و مخالفین شروع به تحلیل آراء شیخ میکنند و فی الواقع بعلت عدم درایت و فهمی ناصحیح خود را در دنیا و عقبا "مدیون" ایشان ساخته و گناه گمراهی دیگران را در نامه اعمال خود ثبت میکنند.

آن کسیکه مرحوم شیخ را بنیانگذار فرقی چون شیخیه؛کشفیه؛بالاسری؛... میداند یا نسبت به آراء و کتب و رسائل او بی اطلاعست و گرفتار فقر دانائی یا مغرض است و اهدافی را دنبال میکند(همین جا لازم بذکر است ؛ حقیر هیچیک از دوستانی که در این تاپیک مطلب نوشته اند را در زمره ی این حکم نمیدانم -خاصه آنکه نسبت به تعدادی ارادت خاص دارم- بلکه منظور آن نویسندگانی هستند که با اموال بیت المال مسلمین و از کیسه خلیفه میخورند و مینویسند.) بعبارتی:
چنانچه تمام رسائل و تالیفات برجامانده از مرحومین شیخ و سید کاویده شود , نه تائیدی بابت این فرقه بازیها و القاب یافت میشود و نه رضایتی از ایشان بابت اینکه این حضرات راضی به قرار گرفتن در جایگاهی مقابل امامیه و اصولیون هستند.و کلام مرحوم سید در کتاب دلیل المتحیرین -به زبان عربی-(چاپ ابرار-صفحات 7و8)بارزترین شاهد است:


" اسم شیخیه و کشفیه را دشمنان و مخالفین شیخ بر اصحاب او گذاشتند چنانکه جماعت عامه و سنیها شیعیان را روافض نامیده اند"


هر کس که خود را منسوب علمی و معنوی شیخ بداند و نامی جز شیعه امامیه اثنی عشریه برخود بنهد(خواه شیخی و کشفی و بالاسری و کرمانی و باقری و آذربایجانی و عمید الاسلامی و ...)قطعا دشمن شیخ بوده و بنبال تفرقه و دوئیت میان شیعیان است.

بر همین طریق نظرات ایشان در خصوص معاد و معراج حضرت ختمی مرتبت (صلوات الله علیه و آله) فلاسفه و اخبار و ...است که تحریف شده و خواننده را که نسبت به منابع دست اول و مآخذ دسترسی ندارد و یا نسبت به عربیت اشرافی ندارد به خطا می اندازد.






یا علی مدد.

»
با تشكر

aboutorab
پست: 17
تاریخ عضویت: چهار شنبه 4 مرداد 1391, 11:37 am

پستتوسط aboutorab » دو شنبه 9 مرداد 1391, 8:59 pm

سلام مجدد

يكي ديگر از كاربران در پاسخ به يكي از دوستان چنين نوشته :
«
بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
سلام علیکم

نقل قول:
یک سوال از طرفداران مکتب شیخیه .

ما می دانیم که در حال حاظر طرفدان و مریدان این مکتب هستند . حالا سوال من اینجاست طرفدارن این مکتب چون قائل به رکن رابعه هستند ؟ الآن رکن رابع و آن انسان کاملشان چه کسی است ؟؟؟
اگر نمی دانند که مکتب خودشان را زیر سوال بردند چون شیعه کامل یعنی رکن رابع پس اصلا شیخی نیستند . واگر می دانند. الآن این انسان کامل کیست و کجاست ؟
منتظرپاسخ دوستان هستم . »

اين پاسخ سوال دوستان

«
در ابتداء باید عرض کنم کسی اینجا از مکتب شیخیه یا دیگر مکتبی طرفداری نمی کند ان شاء الله اگر قابل باشیم و توفیق داشته باشیم از مکتب جعفری حمایت کنیم.
اما راجع به رکن رابع
اولا آیا کسی می تواند ادعا کند که خود مرحوم شیخ راجع به رکن رابع نظرش چه بوده؟
تا آنجایی که حقیر مطالعه داشتم ایشان قائل به این نبوده و بعدیهای این را به او چسبانده اند.
ثانیا: اگر دوستان لطف کنند عین جملات شیخ را راجع به نفی یا اثبات موضوعی بیاورند نه اینکه جملات دیگران را راجع به شیخ.
ثالثا: اگر قائل شدیم به رکن رابع ( بر فرض محال) این رکن رابع چیست (طبق نظر بزرگان آن مکتب) آیا اعتقاد به آن باعث اهل بدعت یا کافر شدن کسی می شود؟

باز هم حقیر تأکید می کنم حقیر نه شیخی مسلک هستم و نه قصد تبلیغاتی شخص یا اشخاصی را دارم

یا علی مدد

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » چهار شنبه 11 مرداد 1391, 3:42 am

دوست گرامی ابو تراب

من هم ورود شما را خیر مقدم عرض می کنم.در مورد بحث شما با طرفداران مکتب شیخیه،نظر خود را عرض می کنم:

1- اگر استفاده بابیت و بهائیت از نام شیخ و سید نبود هیچگاه بحث پیرامون این دو عالم در تاریخ عقاید آغاز نمی شد و گستردگی نمی یافت.اختلاف نظر در مباحث فکری همیشه بین علما بوده است و مطلب جدیدی نیست که منحصر به اختلاف فکری این دو با سایر علما باشد.این است که می خواهم عرض کنم علت مطرح شدن نام این دو ارتباطی است که بهائیت با آن می گیرد و بطور یکطرفه آنها را به خود منسوب می کند.لذا طرح کردن شیخیه بطور مستقل خیلی موضوعیتی ندارد زیرا از اندک پیروان شناخته شده شیخیه در کشور هیچکس معتقد به باب و بها نیست و اعتقاداتشان همان اعتقادات شیعیان است که در مقاله "نورین نیرین"به آن پرداخته شده است.

2-اتفاقا در بحث با بهائیان که علیرغم فحاشی به علمای اسلام ،این دو را استثنا کرده و "دو نور درخشان "نام داده اند باید اعتقادات مندرج در کتب شیخ و سید را مطرح نمائیم و بگوئیم اگر این دو عالم را قبول دارید و آنها را واصل به حق می دانید ناگزیر هستید عقایدشان در باب ختمیت حضرت رسول و قائمیت حضرت مهدی صلوات الله علیهما را بپذیرید که این خود به معنای کنار گذاشتن عقاید بابیت و بهائیت است.

3-اعتقاد به قریه ظاهره و رکن رابع و انتساب این مقام به خودشان ،موضوعی نیست که به صراحت در عقاید این دو قابل استناد باشد لذا اصراری نداریم به معتقدان به این مکتب این اعتقاد را اگر لفظا قبول ندارند حقنه کرده و بعد آنها را رد نمائیم.عقل و نقل حکم می کند اگر این معتقدان از این افکار تبری می جویند و مثل سایر شیعیان به امامت و مهدویت باورمندند و اهل تبعیت از احکامند آنها را طرد ننمائیم.

4-در مورد معاد جسمانی هم سخن شیخ طوری است که صراحتا معاد جسمانی را قبول دارد .در مورد کیفیت این جسمانیت که از نوع جسمانی بودن بدن برزخی است یا بدن دنیوی هم مطالبی دارد که از آن هیچگاه عدم باورمندی به معاد جسمانی در نمی آید لذا کسی نمی تواند حکم به عدم باور مندی او و شیخیان به معاد جسمانی نماید.لذا به بهائیان که منکر معاد جسمانی هستند باید گفت اگر شیخ را واصل به حق می دانند باید بر اساس سخن ایندو ،در عقاید خود پیرامون نفی معاد جسمانی تجدید نظر نمائید.

امیدوارم این توضیحات مفید بوده باشد.با آرزوی توفیق برای شما

aboutorab
پست: 17
تاریخ عضویت: چهار شنبه 4 مرداد 1391, 11:37 am

پستتوسط aboutorab » چهار شنبه 11 مرداد 1391, 10:40 am

سلام
ممنون از شما دوست گرامي
pajohesh

موفق باشي

منتظر جواب هايي ديگر دوستان هم هستم
يا علي عليه السلام

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » پنج شنبه 12 مرداد 1391, 3:30 am

دوست گرامی ابوتراب

ضمن سپاس از قدر دانی شما ،علاقمندم نظر شما را در مورد عرایض خودم بدانم.فرمودید مطالبی برای مباحثه با شیخیان
می خواهید و مستنداتی برای اسکات خصم(؟!).بنده و جناب هدی عرض کردیم که به جای نفی ،از اثبات استفاده کنیم و عرضه داریم اگر این دو را نورین نیرین می دانید باید عقاید آنها را در خاتمیت و قائمیت و توحید تا معاد جسمانی و احکام اسلام بپذیرید که این به معنای نفی بابیت و بهائیت است.
نظر شما چیست؟

yaser
پست: 28
تاریخ عضویت: شنبه 23 اردیبهشت 1391, 8:53 pm

پستتوسط yaser » پنج شنبه 12 مرداد 1391, 8:51 am

سلام خدمت همراهان سایت و پژوهشگران گرامی
امیدوارم که طاعات و عبادات شما در این ماه مبارک مقبول درگاه خداوند قرار گیرد
می خواستم بدانم تفاوت تفسیر و تاویل چیست ؟ ما همواره آموخته ایم که مفسرین واقعی قرآن همان ائمه معصومین علیهم السلام هستند و ما نباید برای دریافت علوم قرآنی به سراغ کسی غیر از آنها برویم . اما می بینیم که بسیاری از علما کتاب تفسیری در تفسیر قرآن دارند . همچنین خداوند در قرآن فرموده اند که تاویل آیات محکم و متشابه را کسی جز خدا و راسخان در علم نمی دانند که راسخان در علم همان ائمه می باشند . می خواستم ببینم آیا تفسیر برای همه مجاز است و فقط تاویل مخصوص ائمه است یا خیر ؟
همچنین در تفاسیری که برای قرآن موجود است در موارد زیادی اختلافات آرا وجود دارد . اگر تفسیر هر کدام از علما قابل اعتماد و مراجعه است پس این همه اختلافات در تفاسیر چیست ؟
با تشکر

aboutorab
پست: 17
تاریخ عضویت: چهار شنبه 4 مرداد 1391, 11:37 am

پستتوسط aboutorab » پنج شنبه 12 مرداد 1391, 11:58 am

pajohesh نوشته شده:دوست گرامی ابوتراب

ضمن سپاس از قدر دانی شما ،علاقمندم نظر شما را در مورد عرایض خودم بدانم.فرمودید مطالبی برای مباحثه با شیخیان
می خواهید و مستنداتی برای اسکات خصم(؟!).بنده و جناب هدی عرض کردیم که به جای نفی ،از اثبات استفاده کنیم و عرضه داریم اگر این دو را نورین نیرین می دانید باید عقاید آنها را در خاتمیت و قائمیت و توحید تا معاد جسمانی و احکام اسلام بپذیرید که این به معنای نفی بابیت و بهائیت است.
نظر شما چیست؟


ممنونم از شما دوست گرامي

حفير سطح معلومات درباره اين موضوعات در پاين ترين درجه قرار دارد . براي همين از شما عزيزان كمك خواستم تا جوابي براي آنان پيدا بفرماييد نه اينكه منو كه زياد نمي دانم را به مباحثه دعوت نماييد .

مدتي وارد اين مباحث شدم بهتر بگم واردمون كردند كه در يك سردرگمي گير كردم البته برايم حجت تمام من اين فرقه را قبول ندارم حتي باعث وبانيانشان را كه آن دو شخص باشند( احمد احصائي و سيد كاظم رشتي)

ابتدا خدمت تون عرض كنم كه زياد اهل مطالعه نيستم
من فقط بيشتر دوست دارم بدانم از چه طريق مي توان انحرافات احمد احسائئ و سيد كاظم رستي را اثبات كرد .

موفق باشيد

aboutorab
پست: 17
تاریخ عضویت: چهار شنبه 4 مرداد 1391, 11:37 am

پستتوسط aboutorab » پنج شنبه 12 مرداد 1391, 12:02 pm

سلام
يكي براي اين پست جوابي بده




aboutorab نوشته شده:با سلام
يكي از كاربران اينچنين نوشتند :
«
سلام

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی ابن ابیطالب و اولاده المعصومین الحجج الله(صلوات الله علیهم اجمعین)

اما بعد ...

در ایامی که گذشت تقریرات رفقا در خصوص "شیخیه " بهانه ای بود تا خاطرات اوایل دهه هفتاد خورشیدی احیاء شود و بعد از پیامهای خصوصی که هرازچندی با برخی از دوستان داشتم ؛ مروری اجمالی بر کتب مربوطه .لذا در ابتدا خود را مقید میدانم از ایشان به جهت این "تذکار" تشکر کنم.

================================

امروزه با توجه به امکانات دنیای مجازی مطالبی نوشته میشود که اگر منصفانه به تحلیل این مطالب بپردازیم , بعضا مواردی به چشم میخورد که نه تنها شالوده ی علمی و سندی درستی ندارد , بلکه متاسفانه با صبغه ای از اطلاعات غلط و دروغ ملبس شده است. از این موارد که بسیار هم هست و دوستان بارها در فضای سایبری آنرا مشاهده کرده اند موضوعات مربوط به "شیخیه و شخص شیخ احمد احسائی" اشاره کرد.بدین معنا که غالبا بدون تحقیق و بدون احاطه به تصنیفات و تالیفات ایشان حکم داده اند و گاهی برای پوشش "بی سوادی"(بخوانید اغراض!!)خود از منابعی نام میبرند و به کتبی ارجاع میدهند که در صورت واقع و بیرونی با آن مشخصات یافت نمیشود(بعنوان مثال کاری که مرکز پژوهشها در حال انجام آنست و با تحریف واقعیت , تشنگان و جویندگان را به آبشخوری واهی و سراب گونه میرساند).افرادیکه با گفته های اهل غرض و مخالفین شروع به تحلیل آراء شیخ میکنند و فی الواقع بعلت عدم درایت و فهمی ناصحیح خود را در دنیا و عقبا "مدیون" ایشان ساخته و گناه گمراهی دیگران را در نامه اعمال خود ثبت میکنند.

آن کسیکه مرحوم شیخ را بنیانگذار فرقی چون شیخیه؛کشفیه؛بالاسری؛... میداند یا نسبت به آراء و کتب و رسائل او بی اطلاعست و گرفتار فقر دانائی یا مغرض است و اهدافی را دنبال میکند(همین جا لازم بذکر است ؛ حقیر هیچیک از دوستانی که در این تاپیک مطلب نوشته اند را در زمره ی این حکم نمیدانم -خاصه آنکه نسبت به تعدادی ارادت خاص دارم- بلکه منظور آن نویسندگانی هستند که با اموال بیت المال مسلمین و از کیسه خلیفه میخورند و مینویسند.) بعبارتی:
چنانچه تمام رسائل و تالیفات برجامانده از مرحومین شیخ و سید کاویده شود , نه تائیدی بابت این فرقه بازیها و القاب یافت میشود و نه رضایتی از ایشان بابت اینکه این حضرات راضی به قرار گرفتن در جایگاهی مقابل امامیه و اصولیون هستند.و کلام مرحوم سید در کتاب دلیل المتحیرین -به زبان عربی-(چاپ ابرار-صفحات 7و8)بارزترین شاهد است:


" اسم شیخیه و کشفیه را دشمنان و مخالفین شیخ بر اصحاب او گذاشتند چنانکه جماعت عامه و سنیها شیعیان را روافض نامیده اند"


هر کس که خود را منسوب علمی و معنوی شیخ بداند و نامی جز شیعه امامیه اثنی عشریه برخود بنهد(خواه شیخی و کشفی و بالاسری و کرمانی و باقری و آذربایجانی و عمید الاسلامی و ...)قطعا دشمن شیخ بوده و بنبال تفرقه و دوئیت میان شیعیان است.

بر همین طریق نظرات ایشان در خصوص معاد و معراج حضرت ختمی مرتبت (صلوات الله علیه و آله) فلاسفه و اخبار و ...است که تحریف شده و خواننده را که نسبت به منابع دست اول و مآخذ دسترسی ندارد و یا نسبت به عربیت اشرافی ندارد به خطا می اندازد.

یا علی مدد.

»
با تشكر

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » پنج شنبه 12 مرداد 1391, 12:30 pm

جناب ابوتراب
با سلام
پاسخ شما داده شد.دوباره متن بنده و هدی و مقالاتی که به شما معرفی کردیم را بخوانید بعد سوال کنید.ظاهرا هنوز مقالات ارجاعی را نخواندید که سوالتان را تکرار می نمائید.خلاصه اینکه الان وقت رسیدگی به بعضی نکات اختلافی شیخ و سید با سایر علما نیست بلکه وقت این است که بگوئیم شیخ و سید به شهادت آثارشان به نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامت ائمه و مهدویت حضرت حجت سلام الله علیهم و انجام احکام و مناسک اسلامی و خاتمیت اسلام معتقد بودندو اگر بهائیان آن دو را قبول دارند و نورین نیرین می نامند باید عقاید آنها را بپذیرند که به معنای نفی بهائیت است.
متوجه نکته شدید؟

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » پنج شنبه 12 مرداد 1391, 12:46 pm

دوست گرامی یاسر
با سلام

1-تعمق در آیات الاهی و تدبر در قرآن وظیفه همه است باید همه بدون پیش ذهن ها ،قفل از دلها باز کنند ودر قرآن تدبر نمایند:(افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها...) .این وظیفه عمومی است و اختصاص به فرد خاصی ندارد.

2-چنانکه فرمودید تاویل قرآن با راسخون در علم است که مصداق اتمش اهل البیت علیهم السلام می باشند و نکات رسیده از آن حضرات در تفاسیر روائی همچون البرهان و نور الثقلین و...راهنمای جویندگان معارف قرآنی است.

3- تفسیر به معنای تبیین مفاهیم قرآنی است و هرکس می تواند بیان خود از آیات را ارائه کند.اختلاف تفاسیر از اینجا نشئت می گیرد .چون افراد مختلف الافق هستند تفاسیرشان هم مختلف می شود.راه رفع اختلاف هم مراجعه به راسخون در علم است یعنی مراجعه به حاملان علم قرآن یعنی امامان.

4-شریعت جاودانی اسلام اجازه تدبر را به همه می دهد لذا برداشت های متفاوت را طبیعی می شمرد اما برای رفع اختلاف هم مکانیزم ارائه می نماید وآن رجوع به حاملان علوم قرآنی است.این مکانیزم ،ضمن استقبال از تفکر و تدبر راه خروج از بن بست را هم نشان می دهد.

با آرزوی توفیق

aboutorab
پست: 17
تاریخ عضویت: چهار شنبه 4 مرداد 1391, 11:37 am

پستتوسط aboutorab » جمعه 13 مرداد 1391, 11:36 am

pajohesh نوشته شده:جناب ابوتراب
با سلام
پاسخ شما داده شد.دوباره متن بنده و هدی و مقالاتی که به شما معرفی کردیم را بخوانید بعد سوال کنید.ظاهرا هنوز مقالات ارجاعی را نخواندید که سوالتان را تکرار می نمائید.خلاصه اینکه الان وقت رسیدگی به بعضی نکات اختلافی شیخ و سید با سایر علما نیست بلکه وقت این است که بگوئیم شیخ و سید به شهادت آثارشان به نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامت ائمه و مهدویت حضرت حجت سلام الله علیهم و انجام احکام و مناسک اسلامی و خاتمیت اسلام معتقد بودندو اگر بهائیان آن دو را قبول دارند و نورین نیرین می نامند باید عقاید آنها را بپذیرند که به معنای نفی بهائیت است.
متوجه نکته شدید؟


با سلام و تشكر

هرچند كه برايم شفاف ننموديد
اما برداشت من از مطالبتان "

چون اين دو مورد تاييد بهائيان هستند و سخنان و اعتقادات اين دو برايشان اهميت دارند و از آنجا هنوز بر دين ظاله خود هستند نتيجه مي توان گرفت كه اين دو داراي انحرافاتي بودند و الا دين و مذهب يا فرقه بهائيتي ديگر وجود نداشت. پس وجود بهائيت و تأييد اين دو شخص توسط بهائيان از عوامل انحراف اين دو شخص مي تواند باشد .



موفق باشيد

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » جمعه 13 مرداد 1391, 2:58 pm

از دوستان برای ارائه پاسخ به ابوتراب متشکرم. با توجه به برداشت ابوتراب این بحث همینجا خاتمه می یابد.

aboutorab
پست: 17
تاریخ عضویت: چهار شنبه 4 مرداد 1391, 11:37 am

پستتوسط aboutorab » شنبه 14 مرداد 1391, 12:17 am

با سلام و ادب

ممنون از راهنمايي هاي دوستان

موفق باشيد
يا علي (ع)

aramosabor
پست: 1
تاریخ عضویت: چهار شنبه 13 مهر 1390, 9:31 pm

بهاییت در اوج یا چالش

پستتوسط aramosabor » شنبه 14 مرداد 1391, 1:11 am

صلی الله علیک یا ولی العصر ادرکنی
سلام خدمت سردبیر محترم و دوستان و اساتید گرامی
سوالاتی دارم راجع به فرقه بهاییت به صورت ریز در مسایل و مباحث عنوان شده که محبت می کنید و بنده حقیر را راهنمایی می کنید.
در کتاب اقدس جناب بهاالله صفحه 150 آیه 62 من يدّعی امراً قبل اتمام الف سنة کاملة (بند 37) آمده است که امتداد دور بهائی تا زمانی است که مظهر ظهور بعد مبعوث گردد و چنين ظهوری قبل از
انقضای حدّ اقل يک هزار سال تمام تحقّق نخواهد يافت .
1) آیا این از جمله مواردی است که احبا به عنوان پیشگویی های جناب بهاالله استناد می کنند؟
2) آیا جناب بهاالله به شخصه حرفها را تفسیر می کرده یا اینکه فرد یا افراد دیگری قبول زحمت فرمودند؟
3) آیا بهاییان قائل به این امر هستند که دینشان دارای تاریخ انقضا است یا آدمیان را به امر اقدس ابهی کفایت می کند؟
4) آیا حاضر شدن در محفل روحانی (بیت العدل محلی) مشروط به تحقیق دارای اشکال است؟

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » شنبه 14 مرداد 1391, 3:31 am

دوست گرامی آرام و صبور

سلام بر شما،در مورد سوالاتتان این نکات به ذهن حقیر می رسد:

1-متن فوق پیشگوئی نیست بلکه ادعاست.اگر صرف ادعا،پیشگوئی محسوب شود بنده هم پیشگوئی می کنم پانصد سال دیگر یادداشت های مرا با طلا وزن کرده خواهند خرید یا تا هزار سال دیگر سایت بهائی پژوهی استمرار خواهد یافت یا صد مدعی دروغین نبوت آشکار خواهد شد!!

2-ترجمه و تفسیر کتاب اقدس ابتدا توسط شوقی افندی انجام شد اما چون عمرش کفاف نداد زیر نظر بیت العدل ادامه یافت.طبق نظر رهبران بهائی هیچکس حق تفسیر متون رهبران و خروج از ظاهر آنها را ندارد.

3-جالب است بدانید گاهی می گویند هزار سال گاهی پانصد هزار سال و گاهی می گویند الی الابد.به مقالات خاتمیت در همین سایت و مناظرات مراجعه فرمائید.
4-پیش نیاز مباحثه و مناظره ،تخصص ،اطلاع و علم است.هرگز فرد مبتدی مجاز به حضور در این میدان نیست.مثل اینکه فرد عادی برای شناخت بیماری واگیردار به شخص بیمار نزدیک و اقدام نماید که غلط است واین بر عهده و وظیفه پزشک متخصص است.


موفق باشید.

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پستتوسط habibollah » شنبه 14 مرداد 1391, 9:43 am

با سلام خدمت دوست گرامی، جناب آقای ابوتراب
امیدوارم حال شما خوب باشد و ولادت حضرت امام حسن علیه السلام، کریم اهل بیت علیهم السلام بر شما و خانواده تان مبارک باشد.
امروز گفتگوهایی شما در این تاپیک را خواندم. البته درباره ی سؤال ابتدایی که پرسیده اید هنوز جستجویی انجام نداده ام، اما یک نکته ای که به نظرم رسید این است که جناب پژوهش گفته اند:


pajohesh نوشته شده:
3-اعتقاد به قریه ظاهره و رکن رابع و انتساب این مقام به خودشان ،موضوعی نیست که به صراحت در عقاید این دو قابل استناد باشد لذا اصراری نداریم به معتقدان به این مکتب این اعتقاد را اگر لفظا قبول ندارند حقنه کرده و بعد آنها را رد نمائیم.عقل و نقل حکم می کند اگر این معتقدان از این افکار تبری می جویند و مثل سایر شیعیان به امامت و مهدویت باورمندند و اهل تبعیت از احکامند آنها را طرد ننمائیم.

4-در مورد معاد جسمانی هم سخن شیخ طوری است که صراحتا معاد جسمانی را قبول دارد .در مورد کیفیت این جسمانیت که از نوع جسمانی بودن بدن برزخی است یا بدن دنیوی هم مطالبی دارد که از آن هیچگاه عدم باورمندی به معاد جسمانی در نمی آید لذا کسی نمی تواند حکم به عدم باور مندی او و شیخیان به معاد جسمانی نماید.لذا به بهائیان که منکر معاد جسمانی هستند باید گفت اگر شیخ را واصل به حق می دانند باید بر اساس سخن ایندو ،در عقاید خود پیرامون نفی معاد جسمانی تجدید نظر نمائید.


با این حال شما نوشته اید:

aboutorab نوشته شده:هرچند كه برايم شفاف ننموديد
اما برداشت من از مطالبتان "

چون اين دو مورد تاييد بهائيان هستند و سخنان و اعتقادات اين دو برايشان اهميت دارند و از آنجا هنوز بر دين ظاله خود هستند نتيجه مي توان گرفت كه اين دو داراي انحرافاتي بودند و الا دين و مذهب يا فرقه بهائيتي ديگر وجود نداشت. پس وجود بهائيت و تأييد اين دو شخص توسط بهائيان از عوامل انحراف اين دو شخص مي تواند باشد .



من فکر نمی کنم چنین برداشتی از مطالب گفته شده می توان کرد، و مقصود دوستان شامل مطلبی باشد که شما فرموده اید، این که بهائیان آن دو عالم را اشخاص بزرگی می دانند، لزوماً نتیجه نمی دهد که آن دو نفر انحرافاتی داشته اند. همان طور که شما هم در سؤال ابتدایی خود از شخصی نقل کرده اید، باید به نوشته های خود این دو نفر مراجعه نمود و چیزی را به آنان نسبت داد.
من جوامع الکلم و چندین کتب دیگر را از این دو نفر دیده ام، اما در حال حاضر دسترسی ندارم. امیدوارم هنگامی که به آن ها دست یافتم، بتوانم پاسخ سؤال شما را در اینجا بنویسم.
با تشکر

aboutorab
پست: 17
تاریخ عضویت: چهار شنبه 4 مرداد 1391, 11:37 am

پستتوسط aboutorab » شنبه 14 مرداد 1391, 11:05 am

habibollah نوشته شده:با سلام خدمت دوست گرامی، جناب آقای ابوتراب
امیدوارم حال شما خوب باشد و ولادت حضرت امام حسن علیه السلام، کریم اهل بیت علیهم السلام بر شما و خانواده تان مبارک باشد.


و عليكم السلام برادر عزيز جناب حبيب الله
ممنون بزرگوار حقير هم خدمت شما و خانواده محترمتان اين ميلاد عزيز را تبريك عرض مي نمايم


امروز گفتگوهایی شما در این تاپیک را خواندم. البته درباره ی سؤال ابتدایی که پرسیده اید هنوز جستجویی انجام نداده ام،

لطف فرموديد بزرگوار
در هر صورت حقير كماكان منتظر نظرات و راهنمايي هاي دوستان بزرگوار خودم هستم



با این حال شما نوشته اید:

aboutorab نوشته شده:هرچند كه برايم شفاف ننموديد
اما برداشت من از مطالبتان "

چون اين دو مورد تاييد بهائيان هستند و سخنان و اعتقادات اين دو برايشان اهميت دارند و از آنجا هنوز بر دين ظاله خود هستند نتيجه مي توان گرفت كه اين دو داراي انحرافاتي بودند و الا دين و مذهب يا فرقه بهائيتي ديگر وجود نداشت. پس وجود بهائيت و تأييد اين دو شخص توسط بهائيان از عوامل انحراف اين دو شخص مي تواند باشد .


اين برداشت حقير بود از راهنمايي هاي دوستان عزيز
حال اگر برداشت حقير اشتباه بوده اصلاح بفرماييد

در ضمن اينم ياد آوري نمايم بنده زياد اهل مطالعه نيستم و خواهشاً حقير را به خواندن كتابها ارجاع ننماييد

من فکر نمی کنم چنین برداشتی از مطالب گفته شده می توان کرد، و مقصود دوستان شامل مطلبی باشد که شما فرموده اید، این که بهائیان آن دو عالم را اشخاص بزرگی می دانند، لزوماً نتیجه نمی دهد که آن دو نفر انحرافاتی داشته اند. همان طور که شما هم در سؤال ابتدایی خود از شخصی نقل کرده اید، باید به نوشته های خود این دو نفر مراجعه نمود و چیزی را به آنان نسبت داد.
من جوامع الکلم و چندین کتب دیگر را از این دو نفر دیده ام، اما در حال حاضر دسترسی ندارم. امیدوارم هنگامی که به آن ها دست یافتم، بتوانم پاسخ سؤال شما را در اینجا بنویسم.
با تشکر


حقير منتظر نظرات و راهنمايي هاي برادرانه تان هستم
خدا خيرتان دهد
موفق باشيد .
يا علي (ع)


بازگشت به “خودمانی”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان