ارتباط، سوال، پاسخ

حرف های خودمانی
Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » پنج شنبه 6 فروردین 1388, 6:17 pm

از ادمین و حبیب الله که دوباره نقد مقاله 5 را احیا کردند متشکریم.

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پستتوسط habibollah » دو شنبه 7 اردیبهشت 1388, 8:25 pm

سردبیر گرامی
با عرض سلام و آرزوی موفقیت، در سایت ساغر نقد پاسخ قسمت آخر به نوشته ی جناب فاران دوستی را فرستادم. در ذیل آن با یک نفر از کاربران سایت به نام پدرو صحبتی در مورد ریمی ها کردم. هم چنین به جناب اسپرینگ پاسخی در مورد سؤالی که از قسمت نقد بخش دوم داشتند، دادم. در پاسخ به ایشان در مورد محیط آزادانه ی سایت بهائی پژوهی گفته بودم. جناب پدرو برای این که نشان دهند اشتباه می کنم و سایت بهائی پژوهی محیط بازی را فراهم کرده است، این چنین به بنده پاسخ دادند:

«شما به جناب اسپرینگ در باره سایت " بهائی پژهی میفرمائید:... محیط باز را که همه افراد به طور آزادانه امکان گذاشتن نظر را دارند".
اولین مقاله ای را که بنده در این سایت قرار دادم, بخاطر اینکه در باره دیانت بهائی بد نگفته بودم, جناب سردبیر انرا پاک کردند. تا اینکه مقاله مورد نظر را برای بار دوم در انجا کپی کردم. اگر یکی از دوستان, که با کمپیوتر خوب اشنائی داشت, ممانعت نمیکرد این مقاله دوباره پاک میشد. بجای جواب دادن بسئوالات و نظر ات بنده, مرتبا سئوالاتی از بنده میکردند که اصلا مربوط به متن مقاله ام نبود. با تاکید بنده برای جواب بسئوالاتم, بنده را متهم به دخالت در سیاست کردند. تا اینکه مجبور شدم سایتی را ترک کنم که گردانده گان ان جز دروغ گوئی و تهمت زدن کار دیگری ندارند.
تا روزی که دروغ های فرد دگری را در انجا نوشتند. این بود که مجبور شدم مقاله ای را در این باره بنویسم. این مقاله را میتوانید در همین جا تحت عنوان "بهائیت, فاشیسم جدید" مرور فرمائید. جناب سر دبیر این مقاله را در سایت وارد نکردند و بعد از ان هم ممنوع الورود شدم. اینست ان ازادی که شما از ان حرف میزنید»

آیا این واقعیت دارد؟ عملکردی که بنده از شما در این مدت که عضو بوده ام ، دیدم خلاف این مطلب را نشان می دهد. با این حال اگر این چنین است لطفا بفرمایید تا موضوع روشن شود.
خیلی متشکرم

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » جمعه 11 اردیبهشت 1388, 7:50 pm

دوست پژوهشگر حبیب
سایت بهائی پژوهی همیشه مورد بی مهری افرادی مثل پدرو قرار گرفته است(که سایت های یکطرفه بهائی را دوست دارند نه سایت دوطرفه مثل این سایت که بیست و چهار ساعته پذیرای مطالب موافق و مخالف است) .
در مورد سنجش ادعای پدرو بهترین راه مراجعه به خود سایت بهائی پژوهی است.ایشان در 31شهریور 85 در همین سایت چند تاپیک گشود و مطلبی را تکراری ارسال نمودکه هرگز نمی توانست در سایت های بهائی آنروز مثل نگاه چنین کاری را انجام دهد .این کار را از فرط ذوق زدگی انجام داد چون دید هرچه می نویسد بلا فاصله بالا می آید !
سردبیر به او تذکر داد که یکبار ارسال کافی است. با آنکه در آن مطلب ارسالی مطالبی تکراری و بعضا سیاسی هم بود ما گذاشتیم باقی بماند که الان هم موجود است (تحت عناوین پدرو ، گفتگو با دوستان مسلمان و ملت ایران برای همیشه باقی خواهد ماند) دوستان پژوهشگر مثل جویا و یاس و دیگران در کمال ادب و احترام به بحث با ایشان پرداختند اما ایشان به جای پاسخ دادن و ادامه گفتگو که روش این سایت است از جواب دادن طفره رفت و فرار را بر قرار ترجیح داد و رفت که رفت!
برای نمونه قسمت هائی از گفتگوی باحثین را با ایشان می آورم و قضاوت را بر عهده خوانندگان عزیز می گذارم:


*****************

جویا :(اول مهر ماه 85)

دوست عزیزی که تازه به این جمع پیوسته اید، بار دیگر حضور شما را در این سایت گرامی می دارم. برای من جالب است با وجود آن همه بدبینی که نسبت به مسلمانان و سایت های آنان دارید، باز هم لطف کرده و در این سایت حضور یافته اید. اینک که این مطالب را می نویسم، ساعت از 2 بامداد گذشته است. با دقت کامل مقاله ی شما را خواندم و در مضامین آن اندیشیدم. دوست عزیز، من تصور می کنم شناخت شما در باره ی بهائیت هنوز همان گونه است که در دوران مسلمانی از بهائیت داشتید. با عرض پوزش بسیار ،خدای من شاهد است از سر سوز دل می گویم: دوست من همان طور که در دوران مسلمانی از بهائیت شناخت درستی نداشتید، مرا ببخشایید، اکنون هم از بهائیت شناخت درستی ندارید. سراسر نوشته ی شما حکایت از آن می کرد که نه تنها از بهائیت بلکه از اسلام هم اطلاع درستی ندارید. باور بفرمایید باز هم تکرار می کنم قصد من ابدا توهین و جسارت به شما نیست. خدا را شاهد می گیرم که از نوشته ی شما رائحه ی خوش صداقت را به خوبی استشمام کردم اما دوست من صداقت با بی اطلاعی دو مطلب است. شما صادقانه مطالب را فرموده اید اما متاسفانه چنان که عرض کردم نه از اسلام اگاهی کافی و درستی دارید و حتی نه از بهائیت. دوست من موضوع آن نیست که مثلا جناب باب یا بهاء الله غلط املایی و انشایی داشته اند. موضوع فراتر از این هاست. اشتباه بزرگ شما آن است که پیامبری حضرت بهاء الله را اصلی اثبات شده گرفته اید و اینک در این باره سخن می گویید. بسیاری از بیانات حضرت عالی درست است اما در صورتی که ثابت شده باشد که حضرت بهاء الله پیامبر است. آری قرآن هم می فرماید و حضرت بهاء الله هم در کتاب مستطاب ایقان به آن آیه استناد می کند که : یا حسرة علی العباد ما یأتیهم من رسول الا کانوا به یستهزئون( یس: 30) ای حسرت بر این بندگان چون هر رسولی که به سوی آنان می آمد او را استهزاء می کردند. این آیه درست است اما سخن در آن است که قید « من رسول» آورده است. یعنی هر رسولی. این به آن معنا نیست که هر کس آمد و ادعای رسالت کرد و مردم هم او را آزردند و حرفش را قبول نکردند، پس حتما او رسول است. دوست من، این نکته ضمن آن که بسیار ساده است، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اثبات حقانیت کسی که مدعی مقام رسالت آن نیست که عده ای با او مخالفت می کنند. درست است که عده ای از مردم با رسولان از جمله با رسول اکرم مخالفت کرده اند. اما این به آن معنا نیست که هر کس آمد و ادعای رسالت کرد و عده ای هم با او مخالفت کردند، پس حتما او رسول است. در عربی مثالی می زنند و می گویند: کل جوز مدور و لا کل مدور جوز: هر گردویی گرد است اما هر گردی گردو نیست. این داستان را قبلا برای یکی دیگر از دوستان بهایی گفته ام. یک بار دیگر آن را تکرار می کنم. نقل این داستان مانند شعرهای قشنگی که شما از پروین آورده اید، به فهم مطلب کمک می کند: مردی ساده لوح شنیده بود که هنگامی که ذزد بیاید، دو نشانه دارد: یکی آن که نیمه شب به بعد می آید و دو دیگر آن که بی سر و صدا می آید. این مرد ساده دل هر شب که پاسی از نیمه شب می گذشت، همسر بیچاره اش را از خواب ناز بیدار می کرد و می گفت: دزذ آمده است. زن فلک زده می پرسید: چه طور؟ کو؟ مرد ساده اندیش می گقت: اولا شب از نیمه گذشته است و ثانیا هیچ سر و صدایی نیست. پس دزد آمده است. حکایت بیانات حضرت عالی که بر گرفته از استدلال های جناب بهاء الله در کتاب ایقان است، مانند همین استدلال آن مرد ساده لوح است.

دوست من بارها گفته ام که حضرت بهاء الله مقام رسالت و نبوت را به وجود حضرت محمد انتها یافته می داند به این ترتیب اصلا آمدن رسول و نبی هر دو منتفی است. یعنی بهاء الله به گفته ی خودش نمی تواند رسول یا نبی باشد. اگر مقام دیگری دارد باید بفرمایید آن مقام چیست و نیز آن را اثبات بفرمایید.

دوست من نکته ی مهم دیگری که باید توجه حضرت عالی را به آن جلب کنم آن است که اگر حضرت عالی تاریخ را مطالعه فرموده باشید، ملاحظه می کنید که در میان انسانها به خاطر عقاید مذهبی چه به حق و چه به باطل ،خون های زیادی ریخته شده است و پیروان فرقه ها بسیاری از افراد یک دیگر را کشته اند. چه بسا هر دو گروه باطل و یا یکی از آن ها حق بوده است اما افراد فرقه ی باطل هم در دفاع از عقیده ی باطلشان، می کشتند و کشته می شدند. بنابر این کشتن و کشته شدن دلیل بر حقانیت یا بطلان نیست.

دوست من از شما تقاضا می کنم هم در باره ی اسلام بیشتر مطالعه بفرمایید و هم در باره ی بهائیت. مثلا فرموده اید: يك كتاب معتبري هست باسم الكافيداس‎ ‎كه گفته هاي همه امامان دين اسلام را ميتوان در ان ‏پيدا كرد.‏ دوست عزیز این کتاب و نکته ی مهمی که از آن نقل کرده اید، خود داستان مفصلی دارد که ان شاء الله در فرصتی دیگر در باره اش سخن خواهیم گفت. در ضمن بررسی تعالیم بهائیت مبتنی بر کتاب های بهایی و نه ردیه ها از برنامه های این سایت است که انجام می شود. باز هم از جسارتی که کردم پوزش می طلبم ولی نکته ی کلیدی و بسیار مهمی را عرض کردم: شناخت کنونی شما از بهائیت با گذشته فرقی نکرده است. با این تفاوت که آن موقع این ناشناختن منفی بود و اینک این ناشناختن مثبت است. یعنی همان طور که در آن زمان اطلاعات غلطی از بهائیت داشتید، هم اینک نیز اطلاعات غلطی از بهائیت دارید. اگر بدانید در متون اصلی بهائیت چه خبر است، ممکن است نسبت به بسیاری مسائل تجدید نظر کنید. همان طور که پیش از این کرده اید. راستش خسته شده ام بررسی بقیه ی مطالب شما بماند برای بعد. ساعت هم اینک 3 بامداد است.

یاس:( دوم مهر 85 )

پدروی عزیزم
آری پدروی گرامی ملت ایران و اسلام عزیز آن چنان ظرفیت دارند که سایت بهایی پژوهی را پدید آورده اند که شما می توانید آزادانه متون مفصل را بدون حتی هماهنگی با سردبیردر آن قرار دهیدودر آخر هم به سیاست نیش بزنیداما در بهائیتی که شما مدعی هستید در قرن بیست ویکم آمده و دین امروزی است بعد از 160 سال ،تازه با ادعای وحدت عالم انسانی هنوز جرات چنین کاری را پیدا نکرده وسایتی در آن وجود ندارد که امثال ما مسلمانها بتوانیم یک بیانیه چند صفحه ای را بدون هماهنگی با سر دبیر در آن قرار دهیم و هرچه دلمان می خواهد در آن مطرح کنیم.
آیا وحدت عالم انسانی به شما می گوید تحمل شنیدن سخن طرف مقابل را نداشته باشید؟
آیا وحدت عالم انسانی به شما می گویدملت بزرگ ایران را پتک خور قلمدادکنید چون بهائی نشدند؟
آیا وحدت عالم انسانی به بیت العدل می گوید به پیشنهاد مناظره این سایت وقعی ننهد تا در مورد مهمترین اصول بهائی از جمله حقانیت خود بیت العدل با او مذاکره کنیم؟
آیا وحدت عالم انسانی به رهبران بهایی اختلاف و نزاع را آموخت که برادر با برادر نزاع کردند(نزاع بها و ازل) وبرادر با خواهر (نزاع عزیه و بها)وبرادر با برادر (نزاع عباس و محمد علی) که حتی در یک خانه موفق به وحدت نشدند؟
آیا وحدت عالم انسانی و شعار عدم دخالت در سیاست به شما می آموزد پا روی خط قرمز های این سایت بگذارید و به ملت و دولت ایران اهانت کنیدو جوری وانمود کنید که تبلیغات نا خواسته آنها را اینطرف و آنطرف می برد وفقط شمائید که از بند پتک های تبلیغاتی رسته اید وبه حق واصل شده اید واز خارج کشور دارید شعار آزادی سر می دهید؟!
در دین شما من حق دارم سوال کنم بهائیتی که از روز پیدایش جز تخم اختلاف و جنگ نکاشت(جنگ های دوره باب و داستان ترور شاه ،داستان شرارت های بابیان وحتی دزدی ها وآدمکشی های آنها در عراق مطابق نص خود بها و اختلافات فرقه ای که آنچنان بالا گرفت تا نهایتا دولت عثمانی مجبور شد آنها را از هم جدا کند ویکی را به قبرس ودیگری را به فلسطین بفرستد )و حالا هم که به آمریکا رفته اند از طریق مظلوم نمائی برای سازمان های بین المللی (که خود شریک جرم آدمکشی هادر عراق و فلسطین و لبنان وافغانستان و...است)دائما بیانیه محکومیت صادر نمایند و انتخابات را قلابی نام دهند بوش را به جنگ با ایران تشویق کنند(مقاله اسلیتر بخت آور در واشنگتن پست).این وحدت عالم انسانی است؟
پد روی عزیز بگذار ما بحث علمی خود را دنبال کنیم.حق داریم یا نداریم؟!
با ما مشارکت کنیدوخلاصه وموجز چنانکه جویا از شما پرسیده ما را از واقعیت بهائیت آگاه فرمائید.
نخست اثبات دین بودن و آنگاه تبیین واقعیت تعالیم دوازده گانه.منتظریم.

جویا: (دوم مهر 85)

پدروی عزیز حضور دوباره ی شما را در این سایت تبریک عرض می کنم. به راستی می گویم : در بیانات شما یک سادگی و صداقت خاصی وجود داشت که مرا وادار کرد به طور جدی به گفت و گوی خودم با شما ادامه دهم. دوست عزیز نخست از شما خواهش می کنم بر اساس تعلیم دیانت خودتان، کاری به سیاست نداشته باشید و اجازه دهید به همان مباحث علمی و دینی خودمان بسنده کنیم.
ثانیا: جناب پدرو من به شما قول خواهم داد که در باره ی تعالیم دوازده گانه ی بهائیت اطلاعات جالب و شگفت انگیزی را مبتنی بر آثار و کتاب های معتبر امر، در اختیار شما قرار دهم تا به چشم خود ببینید که در دل و درون بهائیت چه خبر است. اما پیش از آن از جناب عالی یک سئوال اساسی و زیربنایی دارم. اگر به آن سئوال هر طور که صلاح می دانید پاسخ دهید، بسیاری مشکلات حل خواهد شد. شما حضرت بهاء الله را به چه عنوان پذیرفته اید؟ به عنوان یک مصلح که تعالیم خوبی برای عصر ارتباطات دارد؟ یا به عنوان کسی که از طرف خدا مأمور است تا انسان ها را ( البته به وسیله ی همان تعالیم دوازده گانه) سعادتمند کند؟ قاعدتا حضرت عالی مورد دوم را معتقدید. بسیار خوب پرسش اساسی بعدی آن است که شما به چه دلیل معتقدید که ایشان با عالم بالا ارتباط داشته است؟ از کجا می فرمایید که به ایشان وحی می شده است. ایشان دارای چه مقامی بوده است؟ رسول؟ نبی؟ من یظهر ه الله؟ و به چه دلیل هر یک از این مقامات را برای ایشان اثبات می فرمایید؟ دوست من می توانید بگویید: من کاری به این حرف ها ندارم. من به خاطر تعالیم دوازده گانه بهایی شدم. می شود این طور باشد ولی دیگر کاری هم به اینکه حضرت بهاء الله از طرف خدا آمده است نباید داشته باشید. آقای محترمی در قرن نوزدهم در ایران تعالیم خوبی را عرضه کرده اند. این که این همه ناراحتی ندارد. اما دیگر احکام جدید و نماز و روزه ی خاص و...این ها بی معنی می شود. اگر می خواهید این ها معنا پیدا کند، باید ثابت کنید که بهائیت دین آسمانی است. منتظر بیانات شما دوست گرامی هستم

پدرو:(دوم مهر 85)

جناب ياس جناب جويا سلام
اگر باعث جريحه دار شدن احساسات شما شدم از صميم قلب عذ ر ميخواهم . من فقط ميخواستم انچه را كه در دلم بود بيان كنم. من بشما قول ميدهم ديگر موضوعي ننويسم.
موفق باشيد

Pedro

جویا:(همان تاریخ)

جناب پدرو ضمن عرض سلام، بیان صادقانه ی عقایدتان به هیچ روی احساسات بنده را جریحه دار نکرده است. مگر سخنی که بیانگر این مطلب باشد، از حقیر شنیده اید. بنده ضمن استقبال از گفت و گو با جناب عالی و هر بهایی دیگری که در پی تحری حقیقت است، اعلام می کنم که نه تنها از شما بلکه از هیچکدام از عزیزان دیگری که با آن ها افتخار هم سخنی را دارم، هیچ رنجشی ندارم و به محضر مبارک شما هم اعلام می کنم که نهایت خرسندی مرا فراهم می فرمایید اگر مرا مفتخر به مباحثه ی علمی بفرمایید. متشکرم


یاس:(همان تاریخ)

پدروی عزیز تازه داشتیم به شما عادت می کردیم.چه شد رفتید؟شعار ها تمام شد و ابلاغ کلمه کردید ومسئولیت تمام شد وتحری حقیقت هم به پایان رسید؟!

من نمی دانم چرا تا جویا از این عزیزان می خواهد حقانیت بهائیت را ثابت کنند.غیب می شوند.ان شاءاله که اینطور نیست.
عزیز من چرا اینقدر دوست داری تاپیک جدید باز کنی .آن دو تاپیک قبلی ات که باز کردی به نام "اما ملت ایران" و" گفتگو با دوستان " در انتظار پاسخند باز تاپیک جدید باز می کنی. یک جا بایست و قرار بگیر تا گفتگو کنیم.
حتما معنی وحدت عالم انسانی این نیست که سر زده وارد خانه ای شویم و بساطی در اتاقی بگستریم ساعتی بعد به اتاق دیگری برویم وباز همین طور سه جا را زخمی کنیم و بعد هم برویم!
گفتید می خواستم درد دل کنم. خوب سایت ما هم به شما اجازه داد درد دل های خود را گفتید.حالا کسی حق ندارد بعد از شنیدن درد دل هایتان از شما سوال کند؟
حالا بگوئید پتک بر سر ماست که در ایرانیم یا برسر شما که نمی دانم چرا اجازه صحبت ندارید وغزل خدا حافظی می خوانید.لازم نیست برای پاسخ باز تاپیک جدیدباز کنید همین جا پاسخ دهید.شما هم موفق باشید.

روزبه:

جناب پدروی عزیز؛

با توضیحاتی که جناب جویا و یاس داده اند؛ امیدوارم جای هیچ بحث و بهانه ای باقی نمانده باشد.
از شما و تمامی عزیزانی که در پی تحرّی حقیقت اند انتظار می رود حس نیّت خویش را در منظر تمامی کاربران سایت به نمایش گذارند و با بحث علمی همراه با مدارک مستند به میدان آمده؛ تا سره از ناسره برای همگان آشکار شود.
در فضای علمی و آزاد سایت بهایی پژوهی این کمترین انتظار از یک محقّق بی تعصّب است. موفّق باشید.

****************

و بعد از این مذاکرات پدرو دیگر در سایت ظاهر نشد.
این همه تاریخجه حضور پدرو در این سایت بود.حالا چرا این همه فحش را نثار بهائی پژوهی نموده است خود می داند و خدای خودش!

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » یک شنبه 27 اردیبهشت 1388, 1:30 pm

دوستانی در مدت برگزاری نمایشگاه کتاب پرسیدند چگونه بعد از نمایشگاه می توانیم ارتباط با بهائی پژوهی داشته باشیم ؟
عرض می کنیم:
1- با ایمیل بهائی پژوهی مطالب خود را ارسال نمائید و اگر خواستار ملاقات هستید بفرمائید
2- از طریق تلفن گویا پیام بفرستید
3- در یکی از تاپیک های تریبون(صمیمانه -سوال و پاسخ ) کامنتی بگذاریدو تقاضای خود را مطرح فرمائید
4-در یکی از تاپیک های اتاق های گفتگو وارد بحث شوید و نظریه یا سوال خود را مرتبط با موضوع مطرح فرمائید

امیدواریم میزبان خوبی باشیم.

Admin
Site Admin
پست: 99
تاریخ عضویت: یک شنبه 28 خرداد 1385, 12:08 pm
تماس:

پستتوسط Admin » دو شنبه 28 اردیبهشت 1388, 3:34 pm

با سلام

با عرض پوزش از شما عزیزان، پس از مدتی اختلال در سیستم ارسال ایمیل سایت، این مشکل مرتفع گردید.
چنانچه مراجعین محترم با مشکلی مواجه شدند لطفا به سایت ایمیل زده و مشکل خود را مطرح نمایند که هرچه سریعتر رفع گردد.

Admin

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » پنج شنبه 18 تیر 1388, 3:51 am

"بعضی از دوستان که می دانند مطالعاتی در حوزه بهائیت دارم از من می پرسند معنای واقعی تعلیم عدم دخالت در سیاست" و اطاعت از اولیای امور در هر کشور"چیست.بنده مطالبی را عرض می کنم اگر سردبیر محترم اجازه بفرماینددر تاپیکی به نام "پشت پرده عدم دخالت در سیاست" و دوستان دیگر هم کمک فرمایند.

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » سه شنبه 6 مرداد 1388, 7:24 pm

از این که این مجال فراهم شد متشکرم.امیدوارم دوستان هم نظر بدهند.بزودی مطالب دیگری را تقدیم خواهم نمود.

sorena
پست: 13
تاریخ عضویت: یک شنبه 3 شهریور 1387, 2:36 pm

پستتوسط sorena » سه شنبه 20 مرداد 1388, 5:50 pm

الله ابهي
لطفا پاسخ دهيد :
اگر ما بهائيان نسخ قرآن و اسلام را مي كنيم ،
چرا جناب بهاالله زیارت نامه مفصل و مهمین برای سید الشهدا صادر نموده و در آن به بهائیان امر می کند تا در روز شهادت ایشان لباسهای رنگی و حتی سفید خود را از تن در آورند و لباس مشکی بر تن کنند؟ پس چرا بهائیان در اعتقادات خود از امیر المومنین به عنوان سلطان عرصه علم و حکمت یاد می کنند؟ یا اینکه چرا عبدالبها در جوامع غرب که در ان زمان کسی جرات اوردن حتی نام اسلام در کنایس و کلیسا ها را نداشت به اثبات حقانیت اسلام و حضرت رسول اقدام نمود؟ پس چرا زمانی که یک مسیحی می خواهد به دیانت بهائی بگروید باید ابتدا شهادت به حقانیت حضرت رسول و شرع انور اسلام بدهد؟
لطفا پاسخ ها با مدرك باشد

ali82
پست: 65
تاریخ عضویت: یک شنبه 13 اسفند 1385, 3:45 pm

پستتوسط ali82 » سه شنبه 20 مرداد 1388, 7:51 pm

با سلام خدمت سورنای گرامی

به نظر می آید طرف خطاب شما دوستان بهایی هستند و آنها باید به این سوال پاسخ بدهند ولی به نظر بنده چون بابیت و بهائیت ریشه در اسلام و مخصوصا اعتقادات تشیع دارند و یا به قولی از روی آنها ساخته شده اند لذا برای ابراز وجود در برخی موارد رهبران آنها لازم دانسته اند برای اثبات جایگاخ خود از اسلام خرج کنند و به سراغ اعتقادات مسلمانان بیایند و خود را با آنها همسو نشان دهند.
البته ایراد شما به نظر من هم کاملا وارد است اگر بهائیت یک آیین کاملا مستقل آسمانی است نباید برای اثبات خودش ابتدا به اثبات دیانت قبلی بپردازد بلکه باید خودش به عنوان پیام آور الهی مستقلا به ترویج عقایدش بپردازد.

sorena
پست: 13
تاریخ عضویت: یک شنبه 3 شهریور 1387, 2:36 pm

پستتوسط sorena » چهار شنبه 21 مرداد 1388, 6:14 am

الله ابهي

بفرماييد، اگر دم از اسلام ميزنيم ،ميگيد برين به دين خودتون بچسبين.
اگر نزنيم ، ميگيد نسخ مي كنيد،
بالاخره معلوم نيست شما چه نيتي در سر دارين.
ولي از من به شما نصيحت : اگر جویای حقیقتید با دلی پاک و بی آلایش در راه مطلوبتون قدم بردارید تا از صحرای ندانستن به دشت دانایی و حقیقت حضرت احدیت قدم بگذارید. حضرت سید الشهدا روحی له الفدا می فرماید: که اگر مسلمان نیستید لا اقل انسان باشید.( این بیان حضرت اگر از مسلمان نام می برد برای آن است که در ان زمان دین اسلام کاملترین ادیان بود).
پس حقیقت دل را از قیذ و بند و کینه و پیش داوری بزدائید تا محرم اسرار گردید. این همان نکته مهمی است که در ابتدای ایقان مبارک بهاالله از خواننده طلب می کند.
جانتان خوش باد

ali82
پست: 65
تاریخ عضویت: یک شنبه 13 اسفند 1385, 3:45 pm

پستتوسط ali82 » چهار شنبه 21 مرداد 1388, 4:06 pm

سورنای گرامی

بنده نگفتم که شما از اسلام دم بزنید یا نزنید البته اگر می خواهید از اسلام صحبت کنید و بگویید که آن را قبول دارید باید تمام اسلام را قبول داشته باشید نه اینکه از اسلام دم زدنتان برابر باشد با یک زیارتنامه که برای امام حسین علیه السلام دارید و بس و مهمترین مسائل اسلام یعنی خاتمیت حضرت محمد ص و بحث قائمیت و ... را رد کنید. به هیچ وجه نمی توانید آمدن دین جدید را با اسلام جمع کنید لذا من از شما خواستم به صورت مستقل به اثبات دیانت خود و پیامبری جناب بها بپردازید.

در ضمن ما نفهمیدیم که بهائیان ما را قبول دارند یا نه در جایی به اثبات حقانیت اسلام می پردازند و در جایی دیگر شیعیان را مشرک می دانند!
چنان که درص 140 مائده ج 4 و نیز رحیق مختوم ص 595 آمده است:

«لعمرالله حزب شیعه از مشرکین از قلم اعلی در صحیفه حمرا مذکور و مسطور.»

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » چهار شنبه 25 شهریور 1388, 4:22 am

[b]با سلام خدمت کاربران عزیز

کرارا سوال می شود نظر بهائیان در مورد تشیع چیست؟

از سوئی بهائیان می گویند ما شیعه کاملیم و به حضرات معصومین احترام می گذاریم و

چنانکه سورنا گفت زیارتنامه امام حسین علیه السلام داریم و ازسوی دیگر چنانکه کاربر

گرامی ali82 در بالا ذکر نموده رهبران بهائی" شیعیان "را یک حزب دانسته اند که نزد

خداوند و در صحیفه قرمز(؟)جزو مشرکین محسوب شده اند!

خوب است حقیقتا این موضوع حتی در یک تاپیک مستقل مورد بحث قرار گیرد و اینگونه

تناقضات و چالش ها بر رسی و تبیین شود.

تا سردبیر محترم را چه نظر باشد؟![/
b]

امید
پست: 1
تاریخ عضویت: پنج شنبه 30 مهر 1388, 12:04 pm

پستتوسط امید » پنج شنبه 30 مهر 1388, 12:34 pm

sorena نوشته شده:الله ابهي
لطفا پاسخ دهيد :
اگر ما بهائيان نسخ قرآن و اسلام را مي كنيم ،
چرا جناب بهاالله زیارت نامه مفصل و مهمین برای سید الشهدا صادر نموده و در آن به بهائیان امر می کند تا در روز شهادت ایشان لباسهای رنگی و حتی سفید خود را از تن در آورند و لباس مشکی بر تن کنند؟ پس چرا بهائیان در اعتقادات خود از امیر المومنین به عنوان سلطان عرصه علم و حکمت یاد می کنند؟ یا اینکه چرا عبدالبها در جوامع غرب که در ان زمان کسی جرات اوردن حتی نام اسلام در کنایس و کلیسا ها را نداشت به اثبات حقانیت اسلام و حضرت رسول اقدام نمود؟ پس چرا زمانی که یک مسیحی می خواهد به دیانت بهائی بگروید باید ابتدا شهادت به حقانیت حضرت رسول و شرع انور اسلام بدهد؟
لطفا پاسخ ها با مدرك باشد


امید
شما می گویید که یک مسیحی وقتی بهایی می شود باید شهادت به حقانیت پیامبر بدهد !
شما می گویید برای امام حسین (ع) عزاداری می کنید !
آیا می دانید امام حسین (ع) برای چه به شهادت رسیدند ؟
آنچه پیامبر عمل کردند دینشان بود .اعتقاد وایمانشان بود . آن چیزی بود که خداوند به ایشان وحی کرده بود وبه پیروانشان نیز سفارش کرده اند تاعمل کنند .
حال کدام عمل شما به پیامبر می ماند ؟
کدام یک از حقوق شهر وندی شما به احکام دین اسلام شبیه است ؟
شما فقط اسم پیامبر(ص) و... را به کار می برید وغافل از مقام ومنزلت ایشان هستید .

Admin
Site Admin
پست: 99
تاریخ عضویت: یک شنبه 28 خرداد 1385, 12:08 pm
تماس:

من یظهرالله کیست؟

پستتوسط Admin » جمعه 1 آبان 1388, 10:53 am

با سلام خدمت کاربران گرامی

یکی از کاربران سایت با نام «فرهنگ» سوال زیر را برای سایت ارسال کرده اند که در زیر آمده است:



من یظهرالله کیست؟

بشارت دهنده به ظهور من یظهرالله


با سلام و احترام
من یظهرالله کیست؟
باب در آثار خود به خصوص در بیان فارسی،بارها به شخصیتی تحت عنوان من یظهرالله (کسی که او را خدا ظاهر می گرداند) اشاره می کند.عباس عبدالبهاء و شوفی افندی و تمام مبلغان به پیروان خود القا می کنند که من یظهرالله میرزا حسین علی بهاء است.در حالی که او جایی مخفی نبوده که خدا او را ظاهر کند. بهاءالله دو سال از باب هم بزرگتره!
باب در کتاب بیان فارسی من یظهرالله را با چنین خصوصیات معرفی می کند:
1) ملخص این باب آنکه هر وقت ذکر شود من یظهرالله که نامش محمد است بر او صلوات بفرستید( بیان فارسی ص 309).
2) سال ظهور او را به حساب عدد ابجد 1511 یا 2001 سال پس از ظهور خودش میداند(بیان فارسی ص 61)
3) اول ارضی که محل ظهور جسد من یظهر الله در او ظاهر کردد، مسجدالحرام بوده و هست.(بیان فارسی ص 151)
4) آنگاه که اسم من یظهرالله را به لقب قائم شنیدید،از جای خود برخاسته ،قیام کنید.(بیان فارسی ص 230)
5) باب ،ائمه (عم) را به جنت تعبیر کرده است و می نویسد:
"مثلا در ظهور جنت خامس (امام حسین علیه سلام) هیچ جنتی بعد از جنات سابقه بر آن در حین آخر حیات او عظم تر نبوده که آن وقت وحید بود در ارض طف (کربلا) و سکان جنت آنوقت علی بن الحسین (ع) و اسرا بود و همین قسم مشاهده کن کل جنات را تا به حرف میم منتهی شود.(بیان فارسی ص 58)
6)حرف میم : امام دوازدهم محمد بن الحسن العسکری (عج) (بیان فارسی ،بخش لغات و اصطلاحات ).
بهاالله نبی و رسول که نیست و با هیچ یک از خصوصیات بشارت دهنده (باب) سنخیتی و تناسی ندارد.پس با این حال جناب بهاء الله چه کاره اند ؟

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: من یظهرالله کیست؟

پستتوسط irani » شنبه 14 آذر 1388, 8:33 pm

ادمین گرامی
با سلام.مطلب خوبی که کاربر گرامی "فرهنگ"ارسال کرده اند و جنابعالی ایمیل ایشان را در این قسمت نهاده اید موضوع بسیار جالبی است که خوب است یک تاپیک به آن اختصاص یابد.اگر خود ایشان موضوع را باز نمایند و دیگران هم ادامه دهند بسیار جالب خواهد بود.
درست است که ایشان در آخر به شکل سوال پرسیده اند که با توجه به اوصاف "من یظهره الله"در کتاب بیان، ،جناب بهاءالله چه کاره اند اما در واقع خواسته اند بگویند با شرحی که جناب باب از این موعود بیان می دارد جناب میرزا حیسنعلی نمی تواند این موعود باشد.این در حالی است که بهائیان جناب بها را همان موعود بیان و من یظهره الله می دانند و باب را مبشر برای او می شمرند که به این ترتیب سخنشان کاملا مردود می شود.

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پاسخ: من یظهرالله کیست؟

پستتوسط Sardabir » شنبه 18 اردیبهشت 1389, 3:27 pm

دوستان جوان که در نمایشگاه بین المللی کتاب در غرفه بهائی پژوهی هستند با سوالات بازدید کنندگان مواجه شده اند.از آنها می خواهم سوالات مشاهدین را در اینجا نقل نمایند تا توسط کاربران و محققان پاسخ داده شود.

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پاسخ: من یظهرالله کیست؟

پستتوسط Sardabir » دو شنبه 11 مرداد 1389, 2:06 pm

"آیا نمی شود از ظرفیت های دیگر اینتر نت در سایت خود استفاده کنید؟

آیا نمی شود ساعاتی در روز یا هفته را معین کنید که بتوان گفتگوی صوتی را در سایت شما داشت؟"

این سوالی است که در بهائی پژوهی مطرح کرده اند و از سردبیر خواسته اند رسیدگی کند.

چون موضوع فنی است از دوستان فنی سایت در خواست می کنم بررسی کنند و در صورت امکان بفرمایند تا از

دوستان پژوهشگر تقاضای همکاری در این موضوع کنیم و سایت بهائی پژوهی به این امکان هم مجهز شود.

bbaha
پست: 5
تاریخ عضویت: پنج شنبه 7 مرداد 1389, 8:47 pm

بخش صوتی

پستتوسط bbaha » یک شنبه 17 مرداد 1389, 9:07 pm

از فعال شدن بخش صوتی بسیار شگفت زده شدیم.

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پاسخ: بخش صوتی

پستتوسط Sardabir » دو شنبه 18 مرداد 1389, 8:17 pm

از سرعت عمل دوستان فنی سپاسگزارم.

راه اندازی گفتگوی صوتی ،امکان خوبی است برای کسانی که فضای حضوری را از این طریق بهتر احساس می کنند.

نوشتن دشواری های خودش را دارد اما صحبت کردن راحت تر و در دسترس تر است.

امیدوارم با استقبال بیشتر دوستان ، زمان های گفتگو بتدریج بیشتر شود.

اگر پژوهشگران آی دی خود را لطف کنندو به این امکان کمک نمایند اوقات بیشتری را در خدمت میهمانان خواهیم بود.

mosafer
پست: 4
تاریخ عضویت: پنج شنبه 19 آذر 1388, 2:08 pm

پاسخ: بخش صوتی

پستتوسط mosafer » سه شنبه 19 مرداد 1389, 6:59 am

سلام
وجود اين امكانات براي همه كسايي كه اهل پژوهش هستن واقعا مفيده شايد بهترين دعا اين باشه كه زودتر تمام كساني كه گرفتار شبهات مربوط به بهائيت شدند با آي تي آشنا بشن تا بتونن از اين بستر مناسب جهت تحري حقيقت استفاده كنن.


بازگشت به “خودمانی”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان