صمیمانه!

حرف های خودمانی
jaberi19
پست: 56
تاریخ عضویت: شنبه 19 اسفند 1391, 10:32 pm

پستتوسط jaberi19 » جمعه 2 فروردین 1392, 12:19 am

هدی جان

برایم جالب است که اینطور بهانه تراشی می کنید و شهامت ندارید تاپیکی بگشائید تا گفته های پژوهش را نقد کنیم!

به جای اینکه عصبانی بشوید و خون یهودی ستیزیتان هم در کنار بهائی ستیزی به جوش آید، لطفا آرام باشید و تنها به قاضی نروید.

نوشته اید:
با توجه به کتاب پیش گفته، مطلب جناب پژوهش، نه تنها اهانت و تهمت به بیت العدل نیست، بلکه حمایت از اسرائیل از سیاست های قطعی بهائیت است. بهتر است به جای عصبانیت و بی حوصلگی، با واقعیت رو به رو شوید.

شما اگر شهامت دارید اجازه دهید تا نقد شوید تا ببینید چه کسی عصبانی و از ادب خارج می شود.
راه نقد را می بندید و برای خودتان به به و چه چه می کنید؟ بسیار شیوه پسندیده و البته "پژوهشی" است!!!

نوشته اید:
به هر حال شما در این سایت تازه وارد هستید. هنوز دو هفته نشده که عضو سایت شده اید. در این دو هفته بیش از 40 مطلب ارسال کرده اید. یعنی بیشتر نوشته اید تا بخوانید.


این قضاوت شما درمورد من هم مثل بسیاری از قضاوت های دیگرتان در مورد حقیر عجولانه و از روی عصبانیت بود.

بنده از زمان راه اندازی این سایت بازدید کننده و خواننده تقریبا همیشگی آن بوده ام. البته تا همین دو هفته پیش عضو آن نبوده ام و مطلبی ننوشته بودم.

انسان وقتی عصبانی می شود به دیگران تهمت می زند ؛ بهتر است به اعصاب خود مسلط باشید.


از همه اینها بگذریم، کامنت قبلی من در جواب پاسخ زشت شما به درخواست من بود که آن را به شوخی برگزار کردید.

به هرحال از حاشیه ها می گذرم و منتظرم در عمل پایبندی به شعارهایی که اینجا ردیف کردید را ببینم.


شاد باشید

hoda
فعّال
پست: 162
تاریخ عضویت: یک شنبه 20 اردیبهشت 1388, 9:42 am

پستتوسط hoda » جمعه 2 فروردین 1392, 8:13 am

جابری عزیز
سلام
تعابیر ظریف شما در اتهام یهودی ستیزی به بنده، به نوعی حمایت از اسرائیل محسوب می شود. چون من اسرائیل را نقد کردم و شما ناگهان همچون بوق های تبلیغاتی صهیونیست، آن را حمل بر یهودی ستیزی کردید! لذا از شما بابت ابراز حمایت خود از اسرائیل تشکر می کنم. چون باز هم صحبت بنده اثبات شد که بهائیان حامیان همیشگی اسرائیل هستند.
البته توجه دارید که مخالفت با صهیونیزم و دولت جائر و خونریز اسرائیل، به معنی یهودی ستیزی نیست و این هم یکی دیگر از اشتباهات پی در پی شما است.
در مورد گشودن تاپیک، امیدوار بودم که مطلب برایتان روشن شده باشد. اما متأسفانه به آن مطلب توجه نفرمودید و به حاشیه رفتید. برایتان نوشتم که:
قرار نیست بهائی پژوهی به هر درخواست گشایشی بلافاصله ترتیب اثر دهد. البته بنده موافقم که بحث بعدا در تاپیک دیگری ادامه پیدا کند، اما دو شرط در این میان ضروری است:
نخست آن که بحث تکراری نباشد که با توجه به اشراف سردبیر به مطالب پیشین سایت، تصمیم گیری هایی به این شکل بر عهده ی ایشان است.
دوم آن که گشایش یک تاپیک، مطالب مطرح شده در تاپیک های دیگر را تحت الشعاع قرار ندهد و بحث از موضع خود منحرف نشود.
بهائی پژوهی هیچ گاه ادعا نکرده است که در هر بحثی که بهائیان اظهار علاقه کردند، وارد گفتگو می شود. چون به هر حال به عنوان یک سایت پژوهشی، حق دارد برای خود برنامه ریزی کند. اما ادعا کرده است در محورهایی که برای پژوهش انتخاب می کند، حاضر است نظر مدافعان بهائیت و بهائیان را نیز انعکاس دهد و همین کار را هم کرده است. شاید بخشی از اعتراض شما به دلیل ندانستن این تفاوت ظریف باشد.

اما شما هنوز اصرار دارید تا تاپیک جدیدی گشوده شود. این همان «صرف کر» است که یک بار توضیح دادم. یعنی گویا خواندن برخی مطالب و شنیدن برخی حقایق به صرف شما نیست. لذا سعی می کنید با تکرار وانمود کنید که حق با شماست.
در مورد امکان نقد در یک سایت پژوهشی و عدم این امکان در دیگر سایت های بهائی، و عنوان کتاب مهدی ستیزان، امیدوارم قانع شده باشید.
در مورد مطالعه ی مطالب سایت توسط شما از بدو تأسیس سایت، چون امکان عقلی آن وجود دارد، فرمایش شما را حمل بر صحت می کنم. اما باز هم دلیل بر اعتراض شما به حبیب نیست. چون حبیب به شما نگفته بود در آن تاپیک کامنت بگذارید. گفته بود آن جا را هم ببینید. شما می توانستید بفرمایید قبلا دیده ام.
در مورد عملی شدن شعارهای ما، همین نحوه کامنت گذاشتن شما، کارنامه ی بهائی پژوهی است. لطفا به این روش ادامه دهید و مطمئن باشید که حتی حمایت آشکارتر شما از دولت خونریز اسرائیل نیز نمی تواند باعث عصبانیت ما شود. البته از این موضوع جدا متأسفیم و امیدواریم در دیانت بهائی، روزی نوبت به حمایت از مظلومان فلسطین نیز برسد.
و در پایان:
شما بهتر است به جای این جنجال ها به همان بحث علت تعارض حکم تبلیغ در ایران و اسرائیل بازگردید و به سؤال جناب پژوهش پاسخ دهید و توجه داشته باشید انگ زدن به سایتی که امکان پاسخ دادن را به جامعه ی بهائی فراهم کرده است، باعث محکومیت شما در ذهن مخاطبان خواهد شد.

jaberi19
پست: 56
تاریخ عضویت: شنبه 19 اسفند 1391, 10:32 pm

پستتوسط jaberi19 » جمعه 2 فروردین 1392, 3:41 pm

هدی جانم

هر وقت شما و سردبیر (که فعلا در ظاهر خبری ازشان نیست) جرأت باز کردن دو تاپیک مورد درخواست من را داشتید بعد در آنجا درمورد حمایت از خونریزی و دولت جائر صحبت می کنیم تا روشن شود که چه کسی مدافع ظلم و ستم به بیگناهان است.

در مورد ادعای شما مبنی بر عدم امکان نقد در سایت های بهائی می توانید به سایت نگاه :

http://negah.org

مراجعه کنید تا اشتباه بودن این قضاوت اشتباه شما مثل بقیه موارد معلوم شود.

کابران عضو در این سایت می توانند آزادانه مطالب و نقدهایشان را بنویسند.


در مورد قضاوت زود شما در مورد خواننده نبودن من هم، ادب حکم به عذر خواهی می کرد که شما متاسفانه چنین نکردید. همانطور که گفتم بسیار شتابزده در مورد دیگران به داوری می نشینید.

ضمن آنکه قبل از این کامنت اخیرتان، پاسخ شما را در همان تاپیک داده بودم و منتظر جواب شما هستم. و بنده هم جنجالی درست نکردم. صرفا درخواست گشودن تاپیکی کردم که با این هیاهوی شما مواجه شدم.

ایام به کام

yaser
پست: 28
تاریخ عضویت: شنبه 23 اردیبهشت 1391, 8:53 pm

پستتوسط yaser » جمعه 2 فروردین 1392, 8:03 pm

با سلام خدمت اهالی بهایی پژوهی
فرا رسیدن سال نو را خدمت همه ی عزیزان تبریک عرض می کنم و امیدوارم که سالی پر از موفقیت پیش رو داشته باشند .
در مورد صحبت های جناب جابری نکته ی جالبی به ذهنم رسید . ایشان پی در پی باز نشدن تایپک های پیشنهادیشان را دلیل بر ترس مسئولین بهایی پژوهی می دانند . طرح پی در پی این ادعا از سوی ایشان و تایید آن توسط خودشان من را به یاد آن جمله ی معروف انداخت : خود گویی و خود خندی عجب مرد هنرمندی
به عنوان یکی از مخاطبین این سایت که تا کنون شرکت زیادی هم در بحث های مختلف نداشته ام و بیشتر از کنار نظاره گر صحبت های طرفین گفتگو بوده ام عرض می کنم که ای کاش این دوست عزیز حداقل، موضوعی را پیشنهاد می دادند که جذابیت بیشتری داشته باشد . که اگر اینطور بود ، اتهامات ایشان مبنی بر اینکه مسئولین سایت از باز کردن تاپیک پیشنهادی ترس و هراس دارند کمی واقع بینانه تر به نظر می رسید .
مطلب جالب دیگری هم در تکست های جناب جابری وجود داشت . ایشان از کنار تناقضات بزرگ و آشکار رهبران بهایی و حرف ها و رفتار های متناقض سران بهاییت به راحتی عبور می کنند و اصلا تلاش نمی کنند که تناقضات مطرح شده را پاسخ دهند ولی به شدت به دنبال نقد صحبت های یکی از کاربران سایت یعنی جناب پژوهش هستند در حالی که نقد صحبت های ایشان هیچ کمک علمی و پژوهشی به مباحث مطروحه در سایت نمی کند . برداشت من این است که ایشان می خواهند از این حربه به عنوان یک ضد موج استفاده کنند تا اذهان عمومی را از بحث جاری با عنوان بیت العدل و تبلیغ منحرف کنند . به هر حال اینکه فردی مدام برای گشوده شدن تاپیکی ( صرفنظر از اینکه چقدر ارزش علمی و پژوهشی دارد ) اصرار کند و در نهایت این تاپیک باز نشود باعث می شود میدانی در اختیارش قرار گیرد که خود را در موضع مظلومیت قرار دهد و ادعا کند که اینجا کسی به ما اجازه ی نقد نمی دهد . و کسی هم که در موضع مظلومیت قرار بگیرد صرف نظر از اینکه حق باشد و یا باطل ، می تواند راحت تر از دیگران سخنان خود را در اذهان عموم جای دهد . به نظر می رسد جناب جابری از این موضوع به خوبی با خبرند و خیلی ماهرانه تلاش می کنند که این فرصت را برای خودشان مهیا کنند .
قضاوت بر عهده ی متحریان حقیقت

yaser
پست: 28
تاریخ عضویت: شنبه 23 اردیبهشت 1391, 8:53 pm

پستتوسط yaser » جمعه 2 فروردین 1392, 8:14 pm

با اجازه ی مسئولین سایت من پیشنهاد می کنم تاپیکی با موضوع نقد صحبت های جناب جابری گشوده شود تا منطق ایشان در پاسخ گویی به مسائل جاری سایت مورد بررسی قرار گیرد و معلوم شود که روش ایشان چقدر مبتنی بر عقل و انصاف است .
از مسئولین سایت تقاضا دارم که این قدر از بهاییانی که جسارت به خرج می دهند و در این سایت نظرات خود را مطرح می کنند طرفداری نکنند و با بی طرفی به مسائل بنگرند . باعث خوشحالی بنده و بقیه ی پژوهشگران خواهد بود که این اجازه داده شود که صحبت های ایشان در ترازوی نقد قرار گیرد و همه ی پژوهشگران به بیان نظرات خود پیرامون این موضوع بپردازند .
سردبیر محترم اگر این پیشنهاد بنده از سوی شما رد شود نشان دهنده آن است که شما با بی طرفی وارد عرصه ی نقد و تحقیق نشده اید و با بی انصافی تمام از بهاییان دفاع می کنید و حق دگر اندیشان را پایمال می کنید که البته امیدوارم شما از این روش مبرا باشید .
با تشکر
:wink:

jaberi19
پست: 56
تاریخ عضویت: شنبه 19 اسفند 1391, 10:32 pm

پستتوسط jaberi19 » جمعه 2 فروردین 1392, 11:21 pm

جناب سردبیر

من با پیشنهاد یاسر عزیز بسیار موافقم. لطفا در کنار دو تاپیکی که من درخواست کردم، تاپیکی هم با عنوان "نقد صحبت های جناب جابری" بگشائید تا دوستانتان روش و منطق بنده را نقد کنند.


با سپاس فراوان از یاسر عزیز و شما

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » شنبه 3 فروردین 1392, 2:34 am

جناب ياسر
سلام و عرض تبريك وارزوي توفيق براى شما در سال جديد.
قبلا هم عرض شد يك بحث در جريان است (بيت العدل و تبليغ) و بزودى تمام مى شود چون بحث مهمى است و گفتگوهاي جابرى و هدي و حبيب هم از آنجا آغاز شد براى تمركز ، صلاح ديديم بعد از سرانجام پيداكردن آن بحث به تاپيك هاى ديگر پرداخته شود. از تحليل شما مبنى بر انحراف در بحث و مظلوم نمايى هم بي خبر نيستيم ، ليكن بردبارى مي كنيم و چيزي نمى گوئيم.
شما هم تحمل كنيد. خوانندگان ما و مردم ايران زمين هوشمندند، قضاوت آنها و رضايت الاهى ما را كافى است
موفق باشيد

hoda
فعّال
پست: 162
تاریخ عضویت: یک شنبه 20 اردیبهشت 1388, 9:42 am

پستتوسط hoda » شنبه 3 فروردین 1392, 9:28 am

در مورد فرمایش جناب جابری دو سه نکته عرض می کنم و از آن جا که فکر می کنم روش ایشان عدم پذیرش اشتباهات مکرر است، لب فرو می بندم و نظاره گر خواهم بود.

1) باری به ایشان عرض کردم:
در مورد نحوه ی اطلاعتان از رشته تحصیلی بنده توضیحی ندادید. راستی جدا از ما جاسوسی می کنید؟
و ایشان فرمودند:
نه این فقط پژوهش است که در کار جاسوسی است. ما هم به این بزرگوار تأسی می کنیم.
یاد این روایت زیبا از قضاوتهای امیرالمؤمنین علیه السلام افتادم:

قب، المناقب لابن شهرآشوب أُتِيَ إِلَى عُمَرَ بِرَجُلٍ وَ امْرَأَةٍ فَقَالَ الرَّجُلُ لَهَا يَا زَانِيَةُ فَقَالَتْ أَنْتَ أَزْنَى مِنِّي فَأَمَرَ بِأَنْ يُجْلَدَا فَقَالَ عَلِيٌّ ع لَا تَعْجَلُوا عَلَى الْمَرْأَةِ حَدَّانِ وَ لَيْسَ عَلَى الرَّجُلِ شَيْ‏ءٌ مِنْهَا حَدٌّ لِفِرْيَتِهَا وَ حَدٌّ لِإِقْرَارِهَا عَلَى نَفْسِهَا لِأَنَّهَا قَذَفَتْهُ إِلَّا أَنَّهَا تُضْرَبُ وَ لَا تُضْرَبُ بِهَا الْغَايَةَ.
در روزگار عمر، مردی به زنی گفت: ای زنا کار!
و زن پاسخ داد: تو از من زنا کار تری!
عمر دستور داد تا هر دو را حد بزنند. (به جهت جاری کردن حد افترا و تهمت)
در این میان حضرت امیر فرمودند: نباید به مرد حد بزنید. اما به زن باید دو حد بزنید. چرا که زن با این کلام، هم به زنا کاری خود اعتراف کرده است (چون هنگامی که می گوید تو از من زناکار تری، یعنی زناکاری خود را پذیرفته است. لذا نباید مرد را حد زد. چون اتهامش به زن با این اقرار ثابت شده است.) و هم به مرد تهمتی زده که او آن را نپذیرفته است. البته بعد حضرت بابت اقرار او بر زناکاری خودش، او را حد نزدند. چون آن مسأله شرایط دیگری را نیز دارد. اما بابت تهمت بی اساسش به مرد او را حد زدند و مرد را حد نزدند.
پژوهش خبری را از یکی از اعضای ایرانی بیت العدل نقل کرد. جناب جابری اول انکار کرد. بعد گفت که جامعه بهائی مخصوصا این خبر دروغ را ترویج کرده تا بفهمد از کجا بیرون می زند و بدین ترتیب منافذ خود را مسدود کند. البته ایشان غافل از این بود که این فرمایش، خود به معنی توجیه وسیله برای رسیدن به هدف و نسبت دادن اتهام دروغگویی به تشکیلات بهائی است.
بعد سر از رشته ی تحصیلاتی بنده در آورد. هنگامی که گفتم آیا از من جاسوسی می کنید؟ فرمودند: پژوهش از من جاسوس تر است. ما از او تبعیت می کنیم.
پژوهش که جاسوس بودن خود را نپذیرفته است. اما شما در پی اشتباهات مکررتان، مرتکب اشتباه جدیدی شده اید که آن هم اعتراف به جاسوسی خودتان با این بیان اخیر است!

2) در مورد نقد فرمایش های آقای جابری، من با گشودن تاپیک جدید مخالفم. چون حتی اگر اثبات شود که جناب جابری اشتباه کرده است، چیزی به دست نمی آید. آقای فرهاد ثابتان که سخنگوی جامعه ی امر است، وقتی فرمایشی می کند که تمام رشته های بهائیت را پنبه می کند (در مورد علت عدم زندگی بهائیان در اسرائیل) به راحتی می گویند خوب غلط کرده است که چنین گفته است. آقای جابری که اصلا معلوم نیست بهائی باشد. بهائی هم باشد، اگر ثابت شود اشتباه کرده، یک بهائی دیگر پیدا می شود و می گوید خوب بی جا کرده است.
ما قرار است در بهائی پژوهی بهائیت را نقد کنیم و نه بهائیان را. من معتقدم که بهائیان ایرانی، هم وطنان ما هستند که به هر علت، در انتخاب عقیده اشتباه کرده اند. لذا نقد شخصیتی آنان فایده ای ندارد مگر تنبه به خود آنان. باید در سایت بهائیت را بررسی کرد و نه بهائیان را.

3) اما در مورد مسأله‌ی عذرخواهی!
جناب جابری به دروغ ادعا کردند که تشکیلات بهائی، دروغی را ترویج کرده تا مسیر انتقال آن را بیابد. بعد که متوجه شدند چه اشتباهی کردند، لازم بود عذرخواهی کنند. اما مسأله را مسکوت گذاشتند!
جناب جابری به مسخره کردن کتاب مهدی ستیزان و مؤلف آن پرداختند. اما هنگامی که متوجه شدند چه اشتباهی کردند،لازم بود عذرخواهی کنند. اما مسأله را مسکوت گذاشتند.
جناب جابری در مورد گشودن دو تاپیک اصرار کردند و سایت را متهم کردند که جرأت ندارد چنین کاری انجام دهد. وقتی دو بار به شکل روشن سیاست بهائی پژوهی را در ایجاد تاپیک جدید را برایشان توضیح دادم، لازم بود عذرخواهی کنند. اما دوباره به تکرار مطالب خود پرداختند.
جناب جابری با لحنی توهین آمیز، با نقدهای حبیب برخورد کردند (به ویژه در مورد اتهام دروغگویی به تشکیلات بهائی) لازم بود از ایشان عذرخواهی کنند. اما هر بار که حبیب عزیز با ایشان گفتگو کرد و ایشان را مخاطب قرار داد، فقط به او بی توجهی کردند.
جناب جابری در بحث علت مغایرت دستور بیت العدل در تبلیغ بهائیت در ایران و اسرائیل، آن را از جنس احکام تعبدی دانستند که در ادیان دیگر از جمله اسلام رایج است. هنگامی که به ایشان توضیح داده شد که در دیانت بهائی، باید هر گزاره ی دینی با علم و عقل سازگار باشد و این مسأله در اسلام به این شکل مطرح نیست و برخی احکام تعبدی هستند هر چند حکمت آن بر انسان معلوم نباشد، لازم بود اشتباه خود را بپذیرند و عذرخواهی کنند. اما مسأله را مسکوت گذاشتند.
جناب جابری فرمودند که سالها است مطالب سایت را می خوانند. اما به تازگی تصمیم گرفتند که جناب پژوهش را نقد کنند. من مسأله را حمل بر صحت کردم. البته یادآوری این نکته لازم است که ایشان در یکی از کامنت های خود فرموده بودند:
"برای همین هم معتقدم بخش عمده ای از قلم فرسائی شما و دیگران در این سایت، عاقلانه و محققانه نیست.
شمایی که چنین فکر می کنید، تاپیک نگاهی به کتاب اقدس یا صدها حمله به تعالیم و آموزه های بهائی چه معنایی دارد؟ وقتی نویسنده به استهزاء و سخره گرفتن تعالیم و احکام بهائی می پردازد توقع چه جوابی دارد؟ که به محض اینکه من برای روشن شدن ذهن او به توضیح درباره احکام پرداختم و مقایسه ای بین ادیان کردم، بگوید نه خیر شما اول حقانیتت را ثابت کن؟؟!! شما که مشکلت این است کاملا اشتباه می کنید که در مورد احکام سخن درازی می کنید. و باید مباحث دیگر را متوقف کنید و تنها به آن بپردازید.
اینها همه بهترین نشانه از عدم "پژوهش گرانه" بودن روش شما عزیزان در برخورد با امر مبارک بهائی است و نشان گر آن است که هدف، نه تحرّی حقیقت به دور از تعصب، بلکه کوبیدن و لگدمال کردن آن چیزی است که از قبل می دانیم که باید به آن حمله کنیم."
بعد یادم افتاد که همین دو سه ماه پیش، تاپیک مفصلی در مورد نظام مشروعیت در بهائیت گشوده شده بود که از قضا مسائلش ربطی هم به احکام نداشت. همین بحث مورد علاقه آقای جابری بود. با خود گفتم ایشان هم که در آن مقطع به فرمایش خودشان، مطالب سایت را می دیده اند. چرا آن جا وارد بحث نشدند تا به شکل پایه ای و قبل از ورود به احکام، در مورد مسائل مورد علاقه گفتگو کنیم. لذا به هر دو گفته ی ایشان شک کردم. اما گفتم بهتر است حمل بر صحت کنم. حالا ملاحظه می فرمایید که بدهکار هم شده ام. به جای این که ایشان معذرت خواهی کند، از من می خواهد که معذرت خواهی کنم.
بگذریم...

jaberi19
پست: 56
تاریخ عضویت: شنبه 19 اسفند 1391, 10:32 pm

پستتوسط jaberi19 » شنبه 3 فروردین 1392, 11:12 am

هدی جان

عزیز من کمی آرام باشید و خودتان را کنترل کنید برای سلامتیان خوب نیست.

فقط برای اینکه متوهم بودن و نگاه متعصبانه و با پیش داوری شما را نشان دهم به یک نمونه از تهمت هایتان که چندبار هم تکرار کردید و من چیزی نگفتم اشاره می کنم. مشت نمونه خروار...

نوشتید:

جناب جابری به دروغ ادعا کردند که تشکیلات بهائی، دروغی را ترویج کرده تا مسیر انتقال آن را بیابد.

لطفا بفرمائید کجا من گفتم که "تشکیلات بهائی" چنین کاری کرده است و شما از کجای صحبت من "تشکیلات بهائی" را استنباط کردید؟

منتظر پاسختان هستم

yaser
پست: 28
تاریخ عضویت: شنبه 23 اردیبهشت 1391, 8:53 pm

پستتوسط yaser » شنبه 3 فروردین 1392, 11:23 am

با سلام مجدد
جناب جابری دیدید که مسئولین سایت با پیشنهاد بنده هم موافقت نکردند . احتمالا اگر بنده هم مانند شما فکر می کردم می گفتم که مسئولین سایت از بهاییان طرف داری می کنند و با شما دستشان در یک کاسه است بدین صورت که شما بیایید و بگویید که با پیشنهاد بنده موافقید و از طرف دیگر سردبیر محترم تاپیک پیشنهادی من را باز نکنند و در نهایت اینکه همه ، شما را به عنوان فردی بشناسند که دوست دارد مورد نقد قرار بگیرد و گذشته از آن ضعف منطق شما پوشیده بماند و به این شکل نه سیخ بسوزد نه کباب .
حال که با پیشنهاد من ، که بهاییت را آیینی الهی نمی دانم موافقت نشده است می توانم ادعا کنم ( البته باز هم بر اساس منطق شما ) حقی که از من پایمال شده است دلیل به جا بودن انتقادات من از بهاییت است.
هر چند باید متذکر شوم که خودم به هیچ وجه این روش و منطق را نمی پسندم و داشتن چنین منطقی را دلیل بر ضعف فکر و اندیشه می دانم . ولی خواستم از این طریق نحوه ی برخورد شما با مسائل را از یک زاویه ی بیرونی به خود شما نشان دهم شاید باعث شود بهتر به غیر منطقی بودن آن پی ببرید .
بگذریم . مشتاقانه بحث بیت العدل و تبلیغ را پیگیری می کنم و منتظر ادامه بحث از سوی شما و سایر دوستان هستم .
با آرزوی سالی خوش برای همه ی عزیزان

jaberi19
پست: 56
تاریخ عضویت: شنبه 19 اسفند 1391, 10:32 pm

پستتوسط jaberi19 » شنبه 3 فروردین 1392, 12:03 pm

یاسر جان

من راستش خیلی حرفات رو نفهمیدم. ولی در مورد بحث بیت العدل و تبلــیغ، فعلا پژوهش گفته ما ساکت باشیم و نگاه کنیم تا فرمایشات ایشون تموم بشه. هر وقت تموم شد بحث ادامه پیدا می کنه.

قربانت

yaser
پست: 28
تاریخ عضویت: شنبه 23 اردیبهشت 1391, 8:53 pm

پستتوسط yaser » شنبه 3 فروردین 1392, 6:42 pm

جابری عزیز
گرچه بنده سعی کردم در نظر قبلی به واضح ترین شکل ممکن منظورم را بیان کنم اما اگر شما چیزی دستگیرتان نشده است مساله ای نیست . همین که توجه کردید و نظر بنده را خواندید جای خوشحالی دارد و از شما ممنونم . با آرزوی توفیق برای شما و همه ی عزیزان

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » یک شنبه 4 فروردین 1392, 2:03 am

دوستان گرامى
نقد پيام ١٢ اسفند٩١ در تاپيك " بيت العدل و تبليغ" اگرچه دامنه دار است اما فعلا به همين مقدار بسنده مي كنم و از همه عزيزان هدي و حبيب و ياسر و... از جمله ميهمان بهايي جناب جابر مى خواه اگر نظرى دارند در مورد تناقض در تبليغ و ساير عناوينى كه در تاپيك آورده شده بيان فرمايند.
از اينكه حوصله فرموديد كه بحث به جايي برسد، ممنونم.

jaberi19
پست: 56
تاریخ عضویت: شنبه 19 اسفند 1391, 10:32 pm

پستتوسط jaberi19 » یک شنبه 4 فروردین 1392, 4:45 am

جناب پژوهش عزیز

ممنون که انتهای مباحثتان را اعلام کردید.


جناب سردبیر گرامی


از آخرین نوشته من که در پاسخ به هدی جان بود دو سه روزی میگذرد. البته ایشان گفته بودند که به دلیل مشغله و نوشتن کتابی سرشان شلوغ است.

لذا من ترجیح می دهم در زمان فراغت بال ایشان ادامه صحبت را داشته باشم.

قسمتی از نقد من به پژوهش گرامی، در مورد تهمت حمایت از خونریزی و جنایت به ساحت رفیع بیت العدل اعظم است که به بحث تبلــیغ در ایران مربوط نیست.

لذا به نظرم الان با توجه به اتمام فرمایشات ایشان در آن تاپیک، زمان مناسبی برای تکرار درخواست بازکردن تاپیکی با عنوان "حمایت از حکومت جائر و خونریز" می باشد که بتوانم عرایضم را بگویم.

امیدوارم این درخواست اجابت شود.

yaser
پست: 28
تاریخ عضویت: شنبه 23 اردیبهشت 1391, 8:53 pm

پستتوسط yaser » یک شنبه 4 فروردین 1392, 5:17 am

با عرض سلام و خسته نباشید
جناب جابری پیشنهاد بسیار به جا و و متینی ارائه کردند ولی به نظر بنده بهتر است تغییرات مختصری در موضوع پیشنهادی ایشان ایجاد شود . چرا که همنشینی و تایید حکام ظالم و خونریز در آیین بهاییت ریشه ی عمیقتری دارد و تنها به اسرائیل که عصاره ی تمام جنایت کاران قرن یا حتی چند قرن اخیر است محدود نمی شود . بررسی گذشته بهاییت در دوران قبل از اسرائیل نشان می دهد که رهبران بهایی با استعمار گران دستشان در یک کاسه بوده است و در جاهای مختلف از حمایت ها و کمک های آنان بهره برده اند و متقابلا به تایید آنها پرداخته اند . البته باید توجه کرد که زمانی یکی از پیروان یک آیین به تایید و همکاری با ظالمان می پردازد ولی زمانی هم پیش می آید که تایید ظلم و همکاری و حمایت از ظالمان از بطن تعالیم و رفتار های رهبران آن آیین بیرون می آید و منحصر به پیروان آن نمی شود . در مورد بهاییت هم همینگونه است . فقط بهاییان نیستند که به تایید ظلم می پردازند . بلکه ایراد اصلی خود رهبران و تعالیم این آیین است که چنین نقیصه ای را ایجاد می کند . چه بهتر که بررسی حمایت از ظالمان در آیین بهاییت فقط به بحث اسرائیل محدود نشود و این موضوع در بهاییت به صورت کلی مورد بررسی قرار گیرد . لذا پیشنهاد من این است که هر وقت صلاح دانستید بررسی این موضوع را در سایت آغاز کنید به جای " حمایت از حکومت جائر و خونریز " این موضوع را جایگزین کنید : " حمایت از حاکمان خونریز و تایید ظلم ظالمان در آیین های بابیت و بهاییت از زمان پیدایش آنها"
با تشکر از مسئولین سایت و همچنین با تشکر از جابری عزیز که این موضوع جالب و پر محتوی را پیشنهاد دادند .

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » یک شنبه 4 فروردین 1392, 5:21 am

جناب جابرى

همانطور كه گفتيد آن جمله مربوط به بحث تاپيك بيت العدل و تبليغ بود و در ضمن بحث از تناقض تحريم تبليغ در اسرائيل و وجوب آن در ايران توسط پژوهش مطرح شد.

پاسخ به اين تناقض موضوع بحث اصلى تاپيك بود. اولويت با بحث اصلى است كه دنبال شود.

اين كه حكومت اسرائيل خونريز باشد يا عادل ، بحث ما در اين سايت نيست. هم وظيفه بهايي پژوهى ورود در اين نوع مباحث نيست هم يك بهايي مجاز نيست وارد اين مسائل سياسى شود.
اگر اين جمله معترضه از سوى پژوهش در آنجا ضمن بحث اصلى مطرح شد در همان سطح و اندازه شما مي توانيد در همان تاپيك به ايشان پاسخ دهيد و مثلا بگوئيد:
از نظر شما حكومت اسرائيل خونريز نيست و عادل است و اگر سركارخانم روحيه ماكسول همسر جناب شوقى افندى (كه از طلعات مقدسه هستند )فرموده اند سرنوشت بهائيت و اسرائيل مثل حلقه هاى يك زنجير به هم پيوسته است بدليل آن است كه اين حكومت، حكومت عادله است و بهائيت با حكومت هاي عادله مثل حلقه هاى يك زنجير، وحدت دارد...
و يا مطلبى در همين سطح و اندازه سپس وارد بحث اصلى تاپيك كه موضوع تناقض و پيام اسفند بيت العدل است بشويد. لذا گشودن تاپيك مستقلى براى بررسي خونريز بودن يا نبودن اسرائيل ، وظيفه و كار بهايي پژوهى نيست.

شما در كامنت قبل به ياسر قول داديد پس از اتمام بحث پژوهش ، موضوع تناقض تبليغ در اسرائيل و ايران را پاسخ مي دهيد. حلا كه بحث پژوهش تمام شد اگر مطلب علمي داريد در آنجا مطرح فرمائيد. 

jaberi19
پست: 56
تاریخ عضویت: شنبه 19 اسفند 1391, 10:32 pm

پستتوسط jaberi19 » یک شنبه 4 فروردین 1392, 7:51 am

سردبیر محترم

چون موضوع مورد درخواست، غیر از بحث اصلی تاپیک بود، برای همین درخواست گشودن تاپیکی جدید نمودم (اگر در همان جا بحث کنم که میگوئید خارج از تاپیک رفتی!)

نوشته اید:
اين كه حكومت اسرائيل خونريز باشد يا عادل ، بحث ما در اين سايت نيست.


موضوع بحث من هم عدالت حکومت اسرائیل نبود. اگر به عرایضم که چندین بار هم در همینجا مطرح کردم دقت کنید، گفتم که چون پژوهش ساحت رفیع بیت العدل اعظم را به حمایت از حکومت جائر و خونریز متهم کرده است، قصد دارم آن اتهام به بیت العدل را نقد کنم.

فکر می کنم گفتگو در مورد بیت العدل اعظم، بحث شما در این سایت باشد!! و وقتی معهد اعلی متهم به اتهامی شود بهائی باید حق داشته باشد از آن دفاع کند.


در مورد بحث تناقض در ذهن شما هم در کامنت قبل اشاره کردم که چون هدی جان به علت مشغله کاری نتوانستند فعلا در سایت حضور یابند من هم به احترام ایشان سکوت کرده ام. اگر آمدند و علاقه داشتند بحث را ادامه می دهم.

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » یک شنبه 4 فروردین 1392, 8:59 am

جناب جابری ،
پاسخ شما داده شد دوباره بخوانید.گفتیم بحث اصلی تاپیک تناقض بود اگر پاسخ علمی دارید آنجا مطرح کنید.بحث فرعی خونریز بودن یا نبودن اسرائیل و موضع بیت العدل در باره آن و نظر شما در این زمینه هم در حدی که پژوهش به عنوان جمله معترضه ذکر کرد می تواند همانجا به اختصار مطرح شود.بنده موافقم سپس به پاسخ تناقض بپردازید و منوط به هدی نکنید.هدی هم خواهد آمد.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » یک شنبه 4 فروردین 1392, 12:00 pm

دوست عزیز جناب پژوهش

سلام و تبریک

امروز مطالب شما را دیدم و استفاده کردم.
نکات جالبی را در پیام های بیت العدل رمزگشایی کرده بودید.خواستم به سهم خودم چیزی اضافه کنم:

شما در لابلای بحث گفته بودید :

با شکست طرح های موسسه روحی که به جای روش های سنتی تبلیغ تهاجمی بهائیت( همچون بیوت تبلیغی که برای بهایی کردن افراد تشکیل می شد) می خواست از طریق بحث های کلی مثل وحدت و صلح و تساوی و...افراد زیادی راسمپات بهائیت کند تا بتوانند جمعیت بهائیان را در پایان برنامه بیست ساله در 2021 بسیار زیاد نشان دهند اما نتایج عکس ببار آورد، به این نتیجه رسیدند که باز تبلیغ مستقیم تبشیری و تهاجمی را مثل سابق زنده کنند و نتیجه اش اصرار بر این نوع تبلیغ همسایه و دوست و آشنایان و بستگان باشد که در پیام اسفند و نوروزی آمده است...

بنده در وبگردی های خود به سخنرانی از یکی از قدیمی ترین اعضای بیت العدل که از روز اول در بیت العدل بوده یعنی جناب نخجوانی برخوردم که بعد از سفر سه ماهه به سه کشور امریکا و کانادا و ژاپن و بررسی اوضاع آموزسی و تبلیغی بهائیان در آنجا و شکست طرح های موسسه روحی در آنجا ،بقدری شوکه شده که گفته بعد از مراجعت مریض شده و اشتهای خوردن غذایش کور شده و نتوانسته به کار بپردازد !

بعد چاره را احیای همان روش سنتی تبلیغ تهاجمی و تشکیل بیوت تبلیغد که نتیجه اش بهایی کردن افراد پس از اتمام جلسه باشد اعلام نموده است.این متن و ترجمه آن را که از یک سایت بهایی برداشته ام تقدیم می کنم.امیدوارم مکمل بحث شما باشد:
Dear Friends,



Retired member of the Universal House of Justice, Mr. 'Ali NakhjavÁni, spoke recently at the German Association for Baha'i Studies conference held in Langenhain. Apparently, those present said that Mr. NakhjavÁni was very distressed about the situation he addresses below.



If you will read his remarks, you will see that he is quite emphatic and disappointed at the misunderstanding that has arisen in several countries that he had visited regarding the institute process as being the sole and exclusive focus of Baha'i activities, to the determinant of all others, such as firesides, Baha'i studies, individual teaching and seasonal schools. He says plainly that such an attitude is "wrong." His approach is, typically, very balanced and reasonable.



We all know what a gentle soul the former tireless Universal House of Justice member is. His strong words, consequently, should be taken with all seriousness.





"I’ve spoken about teaching. I’ve spoken about scholarship. I’ve spoken about true understanding as distinct from knowledge. I want to tell you, friends, that unfortunately I have seen in the Baha’i community in recent years things that have surprised me. I went to the United States. I saw the problem there. I went to Japan. I saw the problem there. I went to Canada. I saw the problem there. Recently I have been traveling for three months. When I came back from my travels I was so weak I could not eat. I had lost my appetite.



What was the problem ? The problem was that because the House of Justice has given us the institute process that is the only thing we have to do. That is wrong. That is where the mistake is. Dear Friends, the House of Justice has never said that the core activities are the only things we have to do. There is no such thing in the writings that instead of having firesides we have study circles; that the idea of firesides is an old ?, this is the old method. The new method is study circles. This is wrong. There is no such thing in the writings of the House of Justice. Never!



My dear friends, the faith of God runs on two lines just like a train. Two lines, not one line. One is institutional, one is individual. Both are meant to work together. They are not meant to cancel each other. No. They are meant to complement each other. Not cancel each other. Not nullify each other. There should be coherence. Coherence means one side should be coherent, considerate, consistent about the needs of the other. And this one should also be consistent about the work of the other. The two work together. Baha’u’llah says that you have to teach the Cause. Every individual has to teach the Cause. Every individual has to teach the Cause. Abdu’l-Baha said you have to teach the Cause in such way that you bring one person every year to the Cause.



The House of Justice has never said: “Forget the Tablets of Abdu’l-Baha. Now only core activities !” Is that what they have said ? No. Shoghi Effendi praised the firesides. Is there anything in the writings of the House of Justice: “stop firesides?” Maybe an assistant of the auxiliary board member may have told you this. This does not make it text(?). Tell the auxiliary board member: “Show me the text!” No such thing! The House of Justice speaks about firesides as necessary.



If everything had to be abandoned and forgotten why do we have this Association for Baha’i Studies? Why have they not stopped it? Why? Why have they not stopped summer schools and winter schools? Why? It’s part of Baha’i life! The House of Justice has never said anything like this. It may be this assistant of the auxiliary board member may have said this.



Please dear friends understand, the two go together. As a community we are supposed to do both. Now as an individual maybe I cannot do both. The House of Justice has told me if you cannot go and knock at doors and read Anna’s presentation it doesn’t matter. Don’t do it. When they say don’t do it does it mean go and sit at home and do nothing? No, they are not saying that! They say, if you can’t do it don’t do it. In other words continue doing the other thing you have been doing all your life. Instead I go: “What do I do?” I sit down and say: “Thank God there is a new method now. The old method is finished. I have nothing to do. Finished. If somebody tells me they have done this I am ready to applaud. I am ready to clap. I am ready to encourage. But I do nothing.” That’s wrong. Who has said this? The House of Justice certainly has not said this. There are two lines: institutional and individual. Both are important."



( Remarks of Mr. 'Ali NAKHJAVÁNI made at a recent 2012 conference

of the German Association for Baha'i Studies in Langehain )



ترجمۀ سخنرانی جناب نخجوانی



دربارۀ فعّالیّت های اساسی جامعۀ بهائی





من دربارۀ تبلیغ، تحقیق، و تمایز ادراک از عرفان سخن گفته ام. دوستان! می‌خواهم به شما بگویم که متاسفانه در سال‌های اخیر در جامعه بهائی، چیزهایی دیده‌ام که مرا شگفت زده نموده است. من به آمریکا، ژاپن، و کانادا سفر کردم و این مشکل را در همه جا دیدم. اخیراً به مدت سه ماه مسافرت کرده ام. هنگامی که از سفرهایم بازگشتم، به حدّی بیمار بودم که نمی‌‌توانستم غذا بخورم. اشتهایم را از دست داده بودم. مشکل چه بود؟ مشکل این بود که چون بیت العدل اعظم، فرایند مؤسسه را به ما ارائه نموده اند ؛ پس این فرایند تنها کاری است که ما موظّف به انجام آن هستیم. این تفکّر، نادرست است. اشتباه همین جاست. دوستان عزیز، بیت العدل اعظم هرگز نفرموده است که فعّالیّت‌های اساسی‌ تنها اموری هستند که ما موظف به انجام آن هستیم. در دستخط‌های معهد أعلی چنین چیزی وجود ندارد که به جای بیوت تبلیغی، گروه های مطالعه داریم ؛ زیرا که ایدۀ بیوت تبلیغی، "متاعی کهنه " و" روشی قدیمی" است ‌. روش جدید ، گروه‌های مطالعه است. این نادرست است. در دستخط‌های معهد اعلی چنین چیزی وجود ندارد. هرگز!



دوستان عزیزم، آئین یزدانی همانند قطار بر دو خط جریان می‌‌یابد. دو خط ، نه یکی ‌. یکی‌ مؤسّسه است و دیگری فرد. این دو بدین معنا هستند که باید با یکدیگر عمل کنند، نه اینکه یکدیگر را حذف نمایند. نه ، معنای آنها این است که باید همدیگر را کامل کنند ؛ نه اینکه یکدیگر را محو نمایند ؛ نه اینکه یکدیگر را خنثی کنند. باید ارتباط موجود باشد. ارتباط بدین معناست که هرطرف باید با نیاز‌های طرف دیگر انسجام ، عنایت و سازگاری داشته باشد و بالعکس . هر دو با هم عمل می‌‌کنند. حضرت بها الله می‌‌فرمایند که شما باید تبلیغ امرلله نمایید. تبلیغ امرلله در زمرۀ وظایف فردی است. حضرت عبدالبهاء فرمود شما موظفید به گونه‌ای امر الهی را تبلیغ کنید که هر سال ، فردی جدید را به جرگۀ امر درآورید.



بیت العدل اعظم هرگز نفرموده است: "الواح حضرت عبدالبها را فراموش کنید، امروز فقط به فعّالیّت‌های اساسی‌ بپردازید". آیا این همان چیزی است که ایشان فرموده اند؟ نه. حضرت ولیّ‌ امرالله، بیوت تبلیغی را ستوده اند. آیا در دستخط‌های بیت العدل اعظم چیزی دالّ بر این وجود دارد که "بیوت تبلیغی" را متوقف کنید؟ شاید مساعد یکی‌ از معاونان چنین چیزی گفته باشد. این حرف ، نصّ نیست . به عضو هیأت معاونت بگویید: "نصّ را به من نشان بده!" چنین چیزی وجود ندارد ! معهد اعلی، بیوت تبلیغی را ضروری می‌‌دانند.



اگر همه چیز باید ترک و فراموش شود، چرا ما با هدف مطالعات بهائی اینجا مجتمع شده ایم؟ چرا معهد أعلی این را متوقّف نکرده است؟ چرا؟ چرا مدارس تابستانه و زمستانه را متوقف نکرده اند؟ چرا؟ چون این بخشی از حیات بهائی است! بیت العدل اعظم هرگز چنین چیزی نگفته است. احتمالاً یکی‌ از مساعدان اعضای هیأت معاونت چنین چیزی گفته است.



دوستان عزیز، لطفاً درک کنید که این دو با هم حرکت می‌‌کنند. به عنوان یک جامعه، بر ما فرض است که هر دو را انجام دهیم. ممکن است من امروز، به عنوان یک فرد، قادر نباشم که هر دو را انجام دهم. بیت العدل اعظم به من فرموده است که اگر نمی‌‌توانی‌ بروی، در خانه‌ها را بزنی و مکالمۀ" آنا" را بخوانی مهم نیست. آن را انجام نده. وقتی‌ می‌‌فرمایند آن را انجام نده، آیا بدین معنی‌ است که برو در خانه ات بنشین و هیچ کاری انجام نده؟ نه ، ایشان چنین چیزی نمی‌‌فرمایند . ایشان می‌‌فرمایند اگر قادر به انجام آن نیستی‌، انجامش نده. به عبارت دیگر، به عملی‌ ادامه بده که در تمام زندگی ات به آن مشغول بوده ای. به جای آن که بگویم : "من چه کاری می‌‌توانم انجام دهم؟" بنیشینم و بگویم : "شکر خدا ! اکنون روشی‌ جدید وجود دارد. شیوۀ قدیمی‌ به پایان رسیده است. من کاری ندارم که انجام دهم. تمام شد. اگر کسی‌ به من بگوید که آنها چنین کرده اند من آماده هستم که برایشان کف بزنم. من آماده‌ام که دست بزنم. من آماده هستم که تشویق کنم. اما هیچ کاری نمی‌‌کنم." این اشتباه است . چه کسی‌ چنین چیزی گفته است؟ قطعاً، بیت العدل أعظم چنین چیزی نگفته است. دو خط وجود دارد: مؤسّسه و فرد . هر دو مهم هستند...

jaberi19
پست: 56
تاریخ عضویت: شنبه 19 اسفند 1391, 10:32 pm

پستتوسط jaberi19 » یک شنبه 4 فروردین 1392, 4:47 pm

سردبیر محترم

عرض من این است که من موضوع جدیدی برای بحث دارم. شما مرتب می گوئید آن موضوع فرعی در آن تاپیک است؟؟ بله در آن تاپیک، موضوع اصلی تبلــیغ بود اما این بحث حمایت از دولت اسرائیل موضوع جداگانه و بسیار مهمی است. برای همین می گویم در آن تاپیک نباید مطرح شود و فضائی مستقل می طلبد. موضوع هم یک جمله معترضه ساده نیست که بگوئیم و رد شویم.
شما اول می گفتید که چون در آن تاپیک بحث دیگری در جریان است، تاپیک جدید باز نمی کنیم. حالا که بحث پژوهش تمام شده است بهانه تان چیست؟

این اتهام بار اول نیست که در این سایت مطرح شده است بارها بیت العدل اعظم و تشکیلات بهائی به حمایت از حکومت اسرائیل متهم شده اند و لذا همانطور که یاسر هم اشاره کرد تاپیک جداگانه ای می طلبد تا به آن پرداخته شود.

در مورد آن تاپیک هم من یک سوال از پژوهش و یک سوال از هدی کرده ام که بی پاسخ مانده است. در همین تاپیک صمیمانه نیز از هدی سوال دیگری کرده ام که هیچ یک از سه پست من جواب داده نشده. لذا منتظر بازگشت هدی هستم.

ممنون


بازگشت به “خودمانی”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان