در نمایشگاه چه خبر

حرف های خودمانی
Jazireh
فعّال
پست: 131
تاریخ عضویت: یک شنبه 21 بهمن 1386, 12:55 pm

پستتوسط Jazireh » چهار شنبه 23 اردیبهشت 1388, 6:32 pm

بنده نیز با roozbeh عزیز موافقم و خانم مریلا خود را در گفتگو های پیشین نمایانده اند.
امیدوارم علاوه بر پیگیری گفتگوی خاتمیتی که در صمیمانه مطرح کردند و پس از سوالات دوستان آن را رها کرده و دیگر سراغی از ما نگرفتند، دعاوی حضرت باب را هم بررسی نمایند و ما را از نظرات دقیق و نقادانه خویش به همراه روزبه عزیز بهره مند کنند.

هنوز سعادت دیدار دوستان بهائی پژوه در نمایشگاه کتاب نصیب این دوستدار شما نگردید، امیدوارم آن به آن زندگی تان را آن کنید که برای آن خلق شده اید.

merila
پست: 58
تاریخ عضویت: یک شنبه 6 آبان 1386, 10:09 pm

پستتوسط merila » جمعه 25 اردیبهشت 1388, 10:35 am

الله ابهی

من کاری به هیچ کس ندارم نه روزبه نه roozbeh!!

مگر مکنون حقایق در یه مشت آیدی مجازی است که بخواهم برای خوشایند آن ها وقتم را تلف کنم!!

من پیش از بهاییت در کیش دیگری بوده ام. بهاییت را هم خودم انتخاب کردم و نه به تبلیغ کسی بهایی شدم و نه با تبلیغ کسی از این آیین دست بر می دارم.

اکنون هم می گویم بهاییت سوالات بدون جواب زیادی دارد که کنه آن روشن نیست. حداقل برای من!! ولی هنوز به حدی نرسیده که از آن دست بردارم.

و اگر این صحبت در میان نبود هرگز حقارت آمدن در این سایت را بر خود تحمیل نمی کردم.

و

گویا برخی علافند. گرچه خوب آن ها را می شناسم ولی آن ها من را نمی شناسند! اما فقط به آن ها می گویم جهالت و پرده دری کافی است!!در ساغر چیزی دستگیرم نشد.

حقایق را همیشه از مخالفین باید جست. البته به یک شرط! و آن این که نخواهیم خودمان را سر کار بگذاریم.
حالا هرکس حوصله پژوهش ندارد مشکل خودش است نه کیش بهاییت!
فکر نمی کنم هم کسی ادعای داشتن علم کامل درباره کیش من را داشته باشد که اینگونه با شهامت ادعا کند همه چیز را بلد است.

roozbeh
پست: 49
تاریخ عضویت: جمعه 10 شهریور 1385, 6:32 pm

پستتوسط roozbeh » جمعه 25 اردیبهشت 1388, 11:29 am

مریلای عزیز؛

صفت آزادگی همواره ستودنی است و زیبنده‌ی پژوهشگر واقعی!

از این‌که با توضیحاتتان برای همگان روشنگری کردید و نیز پاسخ هم‌نام پارسی مرا دادید سپاسگزارم.

تاریخ عضویّت شما، بیش از یک سال و نیم عضویّت در سایت بهایی‌پژوهی را شهادت می‌دهد و بهایی‌پژوهان همواره از همراهی با پژوهشگران کنجکاو و بی‌تعصّب به خود می‌بالند.

بهترین راه دانستن، تحقیق و پرسش است و استقبال از نظرات مختلف و آن‌ها را به محک نقد آزمودن!

پیشنهاد می‌کنم پرسش‌های بی‌پاسخ خود را در سایت مطرح نمایید و در صورتی که تاپیک مناسبی برای آن نیافتید، درخواست گشودن تاپیک مناسب را در صمیمانه برای ادمین سایت قرار دهید؛ شاید در این میان کلامی استوار و متین را لایق پذیرش عقلانی یافتید؛ هم‌چنین پیشنهاد جزیره‌ی عزیز برای پیگیری گفتگوی خاتمیتی که در صمیمانه مطرح نمودید و پس از سوألات دوستان آن را رها کرده و دیگر سراغی از آن نگرفتید یادآوری می‌کنم.
دعاوی حضرت باب نیز توسط برخی عزیزان در حال بررسی است؛ خوشحال می‌شویم اگر ما را از نظرات دقیق و نقّادانه خویش بهره‌مند سازید.

هم‌چنان منتظر حضور سبزتان خواهیم ماند!

ستاره
پست: 40
تاریخ عضویت: شنبه 9 شهریور 1387, 9:38 pm

پستتوسط ستاره » جمعه 25 اردیبهشت 1388, 10:49 pm

به به، بابا این رفقای لوطی تو نمایشگاه غوغا کردن که... اَ اَ اَ اَ ...
زُل نزن بگو ماشا الله ...

داریوش حوضی که یادتونه، نه؟ همون که هی شالاپ شولوپ می کردش؛ گفتش اون رفیقات تو اون سایته رفتن نمایشگاه و حسابی کتاب متاب به ملت می دن. گفتم چی می گی؟ گفت جونِ تو. گفتم اَ َ َ، اینا کارشون درست بود، اما تا این حد؟ ایول بابا...
راستیتش ما رو که تو این جاهای فوفول را نمی دن، اونا همشون ناز کراواتی و با لباسای فشن و سیصد چارصد نو مو و آرایش، ما با سر و صورت اوه اوه اوه، نگم دیگه زشته...بد نیگا نکن شاکی می شما...
خلاصه این که رفقا، هر جا هستین دمتون گرم. ما با عکساتون اومدیم نمایشگا و رفتیم.

اوه، یادم رفت سلام کنم، سلام رفقا، خوبین؟ بابا ایول، بازم گرد و خاک کردین که... حسابی دلِمون تو این مدت تنگ شده بودا، اما خُب، زندگیه دیگه، آدمو می بره اینور و اونور.

این رفیقمون هدی خانوم بود که هی تغییر هوا رَم گزارش می داد و اینجا می نوشت، دیگه رفت؟ بابا بینیویس، نیمی دونی حالمون چقدر قیلی ویلی می ره وختی می گی اونا اومدن و شوما هم خانومی کردی و جوواب دادی (البت تو عکس ها که همش آقا بود، حالا این هدی از کجا پیداش شد الله اعلم، شایدم این هدای شومام مث این ستاره مایه! بیخیال حالا)

این همشیره ما، مریلا خانوم هم حسابی بهش برخورده که می گه اومدن تو این سایت واسشون حقارته! نمی دونم چی چی دیدن که این جورکی می فرمان، اما تا اون جاهایی که ما دیدیم بد نبودش، دیگه خدا داند.

اگه سردبیر دموکراتمون اجازت بدن، می خوام از مریلا خانوم بخوام که: اگه به نظرتون خوبه، واسه مام بیگین چی چی شد که بهائی شدین، شاید تو پله های اولیتون یه جایی اشتبایی پا گذاشتین، با مشورت در بیاد، ها؟

البت ببخشید فوضولی می کنما، اما خُب، پیشنهادای مام این ریختیه دیگه، مِثِ خودمونه خُب! حالا شومام فِک کُن، خوشحال می شیم داستان شوما رو هم بشنُفیم.

به قول رفقا:
هرگز چیزی را بدون شنیدن رد نکن قبولم نکن

یا حق

hoda
فعّال
پست: 162
تاریخ عضویت: یک شنبه 20 اردیبهشت 1388, 9:42 am

پستتوسط hoda » شنبه 26 اردیبهشت 1388, 9:42 am

دوستان سلام
شلوغی کار در نمایشگاه، باعث شد دو سه روزی از سایت دور بمانم.
اتفاقات جالبی که از روز 3 شنبه شروع شد و تا روز جمعه ادامه داشت، حتما برایتان شنیدنی است.
سه شنبه:
با فردی به نام کامبیز.ث آشنا شدیم. ایشان به همراه دو نوجوان در نمایشگاه حاضر شده بود. این دوستان ابتدا خود را مسلمان و سپس بهایی معرفی کردند (با این که تقیه در بهاییت وجود ندارد). گفت و گو و بحثی زیبا در مجاورت غرفه شکل گرفت. حضور تصادفی یکی از آشنایان به مباحث بهاییت در کنار غرفه مزید بر علت شد تا این بحث، بیش از یک ساعت به طول بینجامد.
بحث های متعددی در این گفت و گو در زمینه ی خاتمیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و عدم امکان نبوت فردی دیگر پس از ایشان مطرح شد و آقا کامبیز که از جواب، باز مانده بود، قول داد مطالعه ی بیشتری در این زمینه انجام دهد و پاسخ آن دوست آشنا به بهاییت را برایمان بیاورد. البته هر چه اصرار کردیم که تلفنی از ایشان داشته باشیم تا بیشتر با یکدیگر آشنا شویم، ایشان نپذیرفت.
چهار شنبه:
حدود ساعت 3 بعد از ظهر، حضور آقا کامبیز در اطراف غرفه توجهمان را جلب کرد. ابتدا توجه نکردیم و به کارمان ادامه دادیم. اما یکی دو ساعت بعد، یکی از بازدید کنندگان از غرفه به ما مراجعه کرد و گفت: در راهروی مجاور غرفه شما، فردی ایستاده و کسانی را که از غرفه شما دور می شوند، به صحبت می گیرد و ادعا می کند که صحبت های گفته شده در غرفه دروغ است و ضمن دادن شماره تلفن، قرار ملاقات می گذارد. فهمیدیم که ایشان فردی بسیار شجاع است. چون نه جرأت می کند که حرف هایش را در حضور ما مطرح کند، نه جواب بحث خاتمیت را آورده است و نه حاضر است به ما تلفن دهد تا بعدا بیشتر با هم صحبت کنیم. هر چند به مردم عادی خیلی راحت تلفنش را داده بود. به هر حال تلفن ایشان را از آن بازدید کننده گرفتیم تا بعدا بیشتر با ایشان آشنا شویم.
اواخر وقت بود که ایشان را دوباره در نزدیکی غرفه دیدم. به او نزدیک شدم و گفتم: گویا غرفه ما برای شما جالب است. اگر دوست داشته باشید، می توانیم بیشتر با هم گفت و گو کنیم. ایشان حضورش در آن منطقه را تصادفی دانست و گفت: با یکی از دوستانم این جا قرار داشتم. دیروز به اندازه ی کافی صحبت کردیم. من می دانستم او تمام راست را نمی گوید (اگر دروغ نمی گفت) اما چیزی نگفتم و بازگشتم.
روز پنج شنبه:
کار دیروز کامبیز این گمان را برایمان به وجود آورد که ممکن است، تعداد بیشتری از احبا برای دیدار و احتمالا ارشاد ما به غرفه مراجعه کنند. همین طور هم شد و روز پنج شنبه، میزبان بیش از 15 نفر از بهاییان محترم بودیم. از برخی از آنان در حد امکاناتی که در غرفه بود پذیرایی کردیم و بحث و گفت و گو دوباره در گرفت. از مسائل مورد پرسش تمام ایشان آن بود که چرا آنان آزادی ندارند تا در نمایشگاه، به تبلیغ آراء خود بپردازند. به یکی از ایشان گفتم:
اولا که قانون گذار و صادر کننده مجوز بنده نیستم که بخواهم به اعتراض شما پاسخ گویم.
ثانیا از تعالیم شما آن است که باید با حکومت هر کشور کنار بیایید و حق اعتراض هم ندارید. حتی اگر آن حکومت، رفتار ظالمانه ای داشته باشد. البته منظورم این نیست که رفتار دولت با شما ظالمانه است؛ اما حتی اگر چنین باشد، طبق دستورات رهبران خودتان، باید آن را بپذیرید و اعتراض هم نکنید. (مدرک این تعلیم را به زودی در سایت قرار خواهم داد.)
روز پنج شنبه روز خوبی بود. چون امکان گفت و شنود رو در رو با تعداد قابل توجهی از جوانان بهایی برایم فراهم شد و سؤالات زیادی را که در ذهن داشتم، از آنان پرسیدم. جالب این بود که یک آقا پسر بهایی در پاسخ سؤالاتم می گفت: این سؤالات جواب دارد. البته چون جواب ها یادش نبود -یا به صلاحش نبود یادش بیاید- بنده را به سایت های بهایی ارجاع داد.
روز جمعه:
جمعه هم تعدادی از بهایی هایی که روز قبل به ما مراجعه کردند، دوباره مراجعه نمودند. البته این بار برای بحث نیامده بودند. تعدادی از کتاب ها را خریداری کردند. ایمیل رد و بدل کردیم و قرار شد در ارتباط باشیم.
از این که قدری طولانی شد عذر خواهی می کنم. اتفاقات جالب دیگری هم افتاد. بعدا خواهم نوشت.

hoda
فعّال
پست: 162
تاریخ عضویت: یک شنبه 20 اردیبهشت 1388, 9:42 am

پستتوسط hoda » شنبه 26 اردیبهشت 1388, 10:38 am

خشم برخی سایت‌ها از غرفه‌ای 10 متری!
یکی از دوستان روز پنج شنبه، پرینتی از گزارش سایت iranpresswatch به بنده نشان داد. این سایت در ضمن گزارشی از برگزاری 22 امین نمایشگاه کتاب تهران، غرفه‌‍ ی کوچک انتشارات گوی، ناشر کتاب های بهایی پژوهی را هدف قرار داده بود. هر چند عبارات این گزارش نیز، حکایت از بالا بودن توانایی های سایت بهایی پژوهی داشت اما نکته ای عجیب در این گزارش به چشم آمد. نویسنده این گزارش نوشته بود که این غرفه در فروش کتاب های خود نا توان بوده و مردم تمایلی به خرید و مطالعه آثار آن ندارند.
تحلیل این گزارش از چند جهت قابل توجه است.
اولا این سایت، با هیچ یک از فعالان این غرفه مصاحبه ای نداشته و خیالات فرضی خود را درج کرده است.
ثانیا عکس های متعددی از حضور علاقمندان بهایی پژوهی در کنار غرفه ی آن در سایت قرار گرفته و می گیرد (گزارش تصویری از نمایشگاه کتاب) که نادرست بودن این ادعا را اثبات می کند.
ثالثا آمار بازدید از سایت، در روزهای اخیر، حدود دو برابر شده که این خود نشان اقبال علاقمندان به سایت بوده است.
رابعا آن که فروشندگان غرفه، به مخاطبان اعلام کرده اند که لینک دانلود برخی مطالب پس از پایان نمایشگاه بر روی سایت قرار خواهد گرفت. لذا بسیاری ترجیح داده اند که از دانلود آن استفاده کنند.
سادسا آن که بیش از 1100 سری از کتاب ها (به صورت کتاب کاغذی یا ebook) در نمایشگاه کتاب تهران به فروش رفته است. این رقم به جز کتاب هایی است که به صورت جداگانه (بدون قرار گیری در پکیج) به فروش رفته است. فروش برخی کتاب‌ها به گونه ای بوده که بهایی پژوهی را متقاعد به چاپ های بعدی از آن کتاب کرده است.
در خاتمه ضمن تأسف از موضع این سایت، قدرت خیال پردازی و دروغ پراکنی این سایت را تجلیل می کنیم و بابت این موضوع، به این سایت، تبریک می گوییم. راستی غرفه ای چنین کوچک چرا باید خشم یک سایت خبری را بر انگیزاند؟ آیا این خود نشانه ای از تأثیر گذاری بهایی پژوهی در فضای گفت و گو نیست؟

hoda
فعّال
پست: 162
تاریخ عضویت: یک شنبه 20 اردیبهشت 1388, 9:42 am

پستتوسط hoda » یک شنبه 27 اردیبهشت 1388, 7:38 am

آرش
یکی از دوستانم گفت:
روز آخر نمایشگاه و در حالی که کمتر از دو ساعت به پایان نمایشگاه فرصت باقی بود، به همراه سایر دوستان، مشغول تدارک برای جمع کردن غرفه بودیم. دانش آموزی به نام آرش به من مراجعه کرد و سؤالاتی را در مورد کتاب ها مطرح ساخت. از نوع سؤالات او حدس زدم که یا با بهاییت بسیار آشنا است و یا بهایی است.البته بعد از چند دقیقه، او خود را بهایی اعلام کرد.
نسبت به سنش، با سواد بود و در مورد قائمیت سید باب با یکدیگر صحبت کردیم. عبارت کتاب رحیق مختوم را در مورد محمد بن الحسن کاملا می دانست. او می گفت که قبول دارد سید باب، ادعاهای متفاوتی را در مورد مقام خود کرده است. اما سیر صعودی این ادعاها از بابیت به نبوت و الوهیت را برای آماده کردن اذهان مردم نسبت به این امر می دانست. یعنی چون مردم آمادگی نداشتند که از ابتدا در مورد نبوت و ظهور خداوند در سید باب مطلبی بشنوند، ایشان ادعای بابیت مهدی را مطرح ساخت.
دوستم که نویسنده‌ی یکی از کتاب های بهایی پژوهی نیز هست در ادامه گفت:
به آرش گفتم: به فرض که این استدلال درست باشد. چرا بهاء الله و شوقی، برای اثبات ادعای سید باب به عنوان مهدی، به حدیث لوح فاطمه اشاره کرده اند که در آن به صراحت از محمد بن الحسن نام برده شده است؟ این محمد فرزند حسن که در حدیث لوح آمده و مورد تأیید بهاء الله قرار گرفته کیست؟
آرش به دوستم گفته بود: آن حدیث، نیمش درست و نیمش نادرست است!
دوستم گفت: این آیه‌ی قرآن را برای آرش خواندم:
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً
ترجمه فولادوند
كسانى كه به خدا و پيامبرانش كفر مى‏ورزند، و مى‏خواهند ميان خدا و پيامبران او جدايى اندازند، و مى‏گويند: «ما به بعضى ايمان داريم و بعضى را انكار مى‏كنيم» و مى‏خواهند ميان اين [دو]، راهى براى خود اختيار كنند.
دوستم با آرش قرار گذاشته تا بعد از امتحانات، گفت و گو را ادامه دهد. می گفت: علی رغم همه‌ی این حرف‌ها، آرش را فردی منصف یافتم که گاهی به اشتباهات بهاییان اشاره می کرد و برخی رفتارها و گفته ها را نادرست می دانست. دوستم به ادامه‌ی گفت و گو با آرش امیدوار است.
اما در این میان، نکته‌ی مهمی دستگیرم شد. من همواره به این موضوع فکر می کردم که چرا بهاییان تفسیر سوره یوسف را منتشر نمی کنند. بعد از شنیدن این گفت و گو دانستم که بهاییان منصف نیز قبول دارند که ادعای سید باب در تفسیر سوره یوسف، تنها بابیت از محمد بن الحسن است و او هرگز ادعای قائمیت در این کتاب نداشته است و آن کتاب را از جانب مهدی می داند. هر چند که برای روشن تر شدن موضوع، فکر می کنم لازم باشد بهاییان یک بار این کتاب را منتشر کنند.

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » یک شنبه 27 اردیبهشت 1388, 10:10 am

یازده روز پر خاطره و فراموش نشدنی گذشت!

یازده روزی که جوانان "بهائی پژوهی" به میان مردم رفتند و با آنان به گفتگو نشستندو کارهای انجام شده را با چهره خندان و پر محبت در اختیار آنان قرار داده و نشان دادند این ظرفیت همیشه در آئین ما بوده است که در فضای کاملا تحقیقی سخنان و ادعاها را بر رسی نمایند و محققانه به راستی آزمائی ادعاها و اندیشه ها بپردازند...

برای بهائی پژوهی این موضوع افتخار بر انگیز بود که در پدیده نمایشگاه بین المللی کتاب امسال ، غرفه بهائی پژوهی تنها غرفه تخصصی بود که در تمام ساعات روز پاسخگوی علمی مطالبی بود که در وب سایتش با مخاطبانش در میان گذاشته و می گذارد...

جوانان بهائی با ناباوری می آمدندو می ایستادند و شاهد بحث هائی می شدند که تا به حال نشنیده بودند.
برای آنها جالب بود که بر خلاف آنچه تا بحال به آنها گفته بودندکه جز خودشان بقیه بهائی ستیزند و نباید با آنها گفتگو کرد،اینجا خانه تحقیق و گفتگو و طرح مطالب علمی است و انگ "ستیز" تنها چیزی است که به آن نمی چسبد و بایدتوان شنیدن حقیقت را داشته باشند...
به هر حال این یازده روز ،جزو بهترین روزهای بهائی پژوهی بود که در بیست و دومین نمایشگاه کتاب تهران رقم خورد و خدای را برای این توفیق سپاسگزاریم...

holmzz2004
پست: 1
تاریخ عضویت: یک شنبه 27 اردیبهشت 1388, 1:04 pm

پستتوسط holmzz2004 » یک شنبه 27 اردیبهشت 1388, 1:23 pm

واقعاً خسته نباشيد
اگر گزارشي از افرادي كه پاسخگوي مراجعين بودند در اختيارمان بگذاريد ممنون مي شم .
مي خواستم بدانم چند نفر در غرفه ويا بيرون از نمايشگاه به اين جريان كمك كردند .

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » یک شنبه 27 اردیبهشت 1388, 1:45 pm

هلمز عزیز
به سایت خوش آمدید!
همانطور که عرض شدجوانان پژوهشگر میزبانان مراجعین بودند.
چنانکه در عکس ها هم دیدیدبا اشتیاق و بدون هیچ توقعی از وقت درس و کار خود برای این هدف والا مایه گذاشته بودند در قد و قواره یک کار الاهی و دینی.
اگر تعدادشان را بخواهید بهتر است گفته شود:
همه بچه های ایران زمین اینگونه اند و اینها نمونه هائی از آنان!

Kavesh
پست: 4
تاریخ عضویت: سه شنبه 22 اردیبهشت 1388, 6:47 am

پستتوسط Kavesh » دو شنبه 28 اردیبهشت 1388, 8:16 pm

ضدِّ تبلیغِ ضدِّ ارزشی


از اتّفاقات جالب و شنیدنی در آخرین ساعات روز آخر نمایشگاه، (که البتّه موارد مشابه آن در روزهای پیشین نیز به‌قوع پیوسته بود) بازدید جوانی با لباس سربازی از غرفه بهایی‌پژوهی بود؛ جناب حمید خ. (نام ایشان آن‌طور که بر روی لباس سربازی درج شده بود) پس از گفتگوی کوتاهی با دوستان مسؤول غرفه و گرفتن کارت معرّفی سایت و یکی از کتاب‌ها از غرفه دور شد.
حدود نیم ساعت بعد جوانی با لهجه‌ی شیرین اصفهانی به غرفه مراجعه کرد؛ حین توضیح در مورد سایت و محصولات آن، یک کارت معرّفی سایت را به ایشان دادم به محض مشاهده‌ی کارت جا خورد و با احتیاط از بنده پرسید:
"آقا شما بهایی هستید؟"
عرض کردم: "خیر؛ همان‌طور که توضیح دادم سایت بهایی‌پژوهی فضایی برای نقد آراء و تعالیم بهائیّت است و این کتاب‌ها و سی‌دی‌ها نیز از محصولات این سایت."
در پاسخ بنده گفت: "از توضیحات شما هم همین بر می‌آید؛ ولی دقایقی پیش در ضلع جنوبی شبستان اصلی بر روی سکّویی نشسته بودم و استراحت می‌کردم؛ یک روحانی جوان و چندین نوجوان دیگر هم که گویا با هم به نمایشگاه آمده بودند بر روی آن سکّو حلقه زده بودند و گرم گفتگو بودند که ناگهان سرباز جوانی در حالی که یکی از همین کارت‌های سایت شما و یکی از همین کتاب‌ها را در دست داشت وارد حلقه‌ی گفتگوی دوستانه‌ی آن‌ها شد به طوری که توجّه همه‌ی افراد حاضر در آن‌جا را به خود جلب کرد؛ رو به روحانی جوان کرد و گفت:
"این کتاب و کارت را آقایی در نمایشگاه به من داد و گفت به تو پول می‌دهیم تا بهایی شوی!!""

موضوع خیلی جالب شده بود؛ به جوان اصفهانی گفتم: "اگر می‌شود زحمت بکشید و بنده را به آن بخش از شبستان که این اتّفاق افتاد ببرید." او هم لطف کرد و با هم به راه افتادیم؛ از بخت خوش ما، روحانی جوان و جمع دوستان نوجوانش هنوز بر روی سکّو نشسته گرم گفتگو بودند؛ ولی از سرباز خبری نبود. سلام کردم و موضوع را از ایشان جویا شدم؛ ایشان در ابتدا فکر کردند بنده همان شخصی هستم که از آن سرباز خواسته‌ام در قبال دریافت پول بهایی شود(!!!)؛ امّا بعد از معرّفی غرفه‌ی بهایی‌پژوهی و فعّالیّت آن در نمایشگاه، شکّ ایشان برطرف شد و داستان را این‌گونه تعریف کردند:
"با جمع حاضر همین‌جا نشسته بودیم و در حال استراحت و گفتگو بودیم که آن جوان سرباز آمد و کارت سایت شما را به بنده نشان داد و گفت: "حاج آقا این سایت چیه؟"
همان‌طور که از نام سایت شما بر می‌آید حدس زدم باید یک سایت پژوهشی در مورد بهائیّت باشد و همین توضیح را به او دادم؛ ولی او با اظهار بی‌اطّلاعی کامل از موضوع گفت: این کارت را آقایی در نمایشگاه به من داد و گفت به تو پول می‌دهیم تا بهایی شوی!!
جوان سرباز رفت و بنده هم یکی از این جوانان را به غرفه‌ی شما فرستادم تا موضوع را بررسی کند؛ فکر کنم الان باید رسیده باشد."

توضیحات بیشتری در مورد سایت بهایی‌پژوهی و فعّالیّت‌های پژوهشی آن به ایشان و همراهانشان دادم و ایشان هم برای همه‌ی دوستان و دست‌اندرکاران سایت دعای خیر کرده و فرمودند: "این ماجرا و وقایعی این چنینی باید شما را در مسیرتان مستحکم‌تر از پیش نماید." با ایشان و دوستانشان حداحافظی کرده به همراه جوان اصفهانی به سمت غرفه حرکت کردیم و یک مجموعه از کتاب‌ها و دی‌وی‌دی را به ایشان هدیه کردم؛ آن‌قدر این ماجرا توجّه ایشان را جلب کرده بود که اظهار علاقمندی کرد تا در فرصت مناسب با هم در این زمینه گفتگوی مبسوطی داشته باشیم؛ لذا پس از گرفتن شماره‌ی تماس، خداحافظی کرد و رفت.

و من هم‌چنان به این می‌اندیشم که:
1- چرا آن جوان سرباز که شکّی باقی نماند که از احبّاء بود؛ به جای گفتگوی سالم و منطقی این کج‌راهه را پیش گرفت؟
2- آیا دروغ‌گویی و افترا به دیگران راه مناسبی برای تبلیغ مذهبی است و یا یک "ضدِّ تبلیغِ ضدِّ ارزشی"!!!
3- مگر جناب بهاءالله در آموزه‌های خویش، ریشه‌ی همه‌ی دردهاى عالم انسانى را مواردی چند از جمله، مکر و ریا و دورویى و هم‌چنین دروغ، برنمی‌شمرند؟! پس مکر و دورویى و دروغ چرا؟!
4- مگر دروغ و عوام‌فریبی چقدر دوام دارد که برای تبلیغ به آن متوسّل شدید؟
5- مگر نه این است که احبّاء، از نتایج طرح روحی، توسعه‌ی اجتماعی را بر می‌شمرند؛ آیا توطئه‌ی فراری دادن افراد از یک مرکز پژوهشی با تهمت بهایی‌بودن ایشان هم از ثمرات این طرح تبلیغی است؟ و نشان‌دهنده‌ی تغییر نگرش مردم به بهائیّت؟!
6- جناب حمید خ.، آیا فکر نکردید این کار شما به مثابه‌ی "تُفِ سر بالاست"؟ براستی آیا محصول این نمایش موذیانه باید چیزی جز فضاحت و رسوایی می‌بود؟!
7- آیا فکر نکردید این عمل شما تمامی احبّاء را زیر سوأل برده؛ جمع یاران را بیش از پیش شرمگین ساخته؛ جای عذر و پاسخی باقی نگذارده و در نهایت دردی را دوا نمی‌کند؟!
8- همان‌طور که می‌بینید آن‌چه در عمل حاصل شد نتیجه‌ی عکس مراد جنابعالی بود که از این بابت از شما متشکّریم! شاید هیچ تبلیغی برای سایت این چنین جواب نمی‌داد!!

golbaresh
پست: 4
تاریخ عضویت: سه شنبه 29 اردیبهشت 1388, 12:37 pm

پستتوسط golbaresh » سه شنبه 29 اردیبهشت 1388, 1:36 pm

بازهم روز به خیر . چون هر چی زده بودم پرید . دارم دوبار ه می زنم. بد نبود . نمی دانم بگم بسته نباشید یا خسته نباشید. چون تو این ممکلت بعضی ها را زود می بندند بعضی ها را ....بگذریم . من کم کم داشتم بهایی می شدم که به طور سایت شما خوردم . تصمیمی گرفتم کمی صبر کنم . البته بهایی های عزیز هم بد نمی گند ها . شما هم پر بی راه نمی گید . به هر حال از مطالبی که در سایت نوشتید تشکر می کنم . من مدتی است در این دین دارم مطالعه می کنم . البته تمامی این ها از روزی شروع شد پای این کامپیوتر تو خونمون باز شد . الان هم دوست دارم هم از بهایی ها زیاد تر بدانم . هم از شما . من فعلا می خوام نه مسلمان باشم نه بهایی. تا ببینیم چی می شه . یه چیزی هم نفهمیدیم مریلا بهاییه یا روزبه بهاییه یا کی به کیه . به هر حال باز هم میآم.

roozbeh
پست: 49
تاریخ عضویت: جمعه 10 شهریور 1385, 6:32 pm

پستتوسط roozbeh » سه شنبه 29 اردیبهشت 1388, 7:12 pm

گلبارش عزیز سلام و خیرمقدم؛

عضویّت شما در سایت بهایی‌پژوهی را تبریک عرض می‌کنم.

خودم و شما و تمامی پژوهشگران گرامی را به کلام گوهربار مولی متّقیان امیرالمؤمنین علیه السّلام سفارش می‌کنم که حضرتش فرمودند:


«مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَإِ»

ترجمه:« هرکس از جهات و ابعاد (مختلف) آراء و نظریات استقبال کند، جاهای خطا و اشتباه‌کاری را می‌شناسد.»
(وسائل الشیعه، ج 15، ص 282، ح 20520.)


و یا در جای دیگر می‌فرمایند:


«ُمَا مِنْ حَرَكَةٍ إِلَّا وَ أَنْتَ مُحْتَاجٌ فِيهَا إِلَى مَعْرِفَةٍ»


ترجمه:«هيچ حركتي نيست جز اين‌كه در آن به شناخت و بصیرت نيازمندی»
(بحارالانوار، ج 74، ص 268)


لذا پیشنهاد می‌کنم برای جزء جزء آن‌چه می‌خواهید در آینده بدان مؤمن شوید تحقیق و پژوهش نمایید و بدون تعصّب و جانبداری خاص از طرز فکری ویژه، آراء و نظرات مختلف را بررسی نمایید. بنده به عنوان عضو کوچکی از خانواده‌ی بزرگ بهایی‌پژوهان و سایت بهایی‌پژوهی، آمادگی کامل این سایت را برای کمک و یاری رساندن هر چه بیشتر و همه جانبه به محقّقین و پژوهشگران عزیز اعلام می‌کنم.

همان‌طور که پیش‌تر به مریلای عزیز عرض کردم؛ بهترین راه دانستن، تحقیق و پرسش است و استقبال از نظرات و آراء مختلف و آن‌ها را به محک نقد آزمودن!

پس منتظر حضور سبزتان خواهیم ماند!

golbaresh
پست: 4
تاریخ عضویت: سه شنبه 29 اردیبهشت 1388, 12:37 pm

پستتوسط golbaresh » پنج شنبه 31 اردیبهشت 1388, 9:21 am

i هم سلام هم الله و ابهی
با نوشابه باز کنم

golbaresh
پست: 4
تاریخ عضویت: سه شنبه 29 اردیبهشت 1388, 12:37 pm

پستتوسط golbaresh » پنج شنبه 31 اردیبهشت 1388, 9:29 am

روزبه غزیز همیشه روزهایت بهترین باشد
از اینکه ما را هم جز خودتان تحویل گرفتید ممنون من هم بدم نمی یاد که بپرسم و سوال کنم . البته این را هم بگویم که دوستان بهایی ام هم این موضوع را به من گوشزد کرده اند . و آنها هم همیشه به من گفته اند تحقیق کنم . اما از اینکه اینقدر پر و پیمان به میدان دعوت آمدید ممنون. این نکته ای بود که برای من بسیار جالب بود. من همیشه عاشق آدمهای بزرگ بودم . یکی از آنان امام علی است. که مخلصش هم هستیم. اما یادت نره که من در دین بهایی هم تحقیق کردم . و نظر مثبت دارم. فعلا باشه اگر موردی پیش بیاد حتما از شما هم کمک خواهم خواست. این را هم بگویم مدتی است که نوشته های شما را مرور می کنم . دوستان بهایی هم حرفهای زیادی برای گفتن دارند ها.به امید یافتن حق

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پستتوسط habibollah » جمعه 1 خرداد 1388, 6:02 am

خدمت گلبارش عزیز عرض سلام و درود دارم. امیدوارم که حال شما خوب باشد.

دوست گرامی، برای این که بیشتر با هم در مورد آیین بهائی صحبت کنیم، خوب است که در مورد موضوعی که شما بیشتر به آن علاقه مندید صحبت کنیم. شما می فرمایید که دوستان بهائی حرف های زیادی را در مقابل حرف هایی که در این سایت زده شده است، دارند. سؤال اول من از آن ها این است که چرا خودشان به این سایت که محیطی باز دارد و امکان تبادل نظرات را دارند تشریف نمی آورندن و حرف های زیاد خود را بیان نمایند. آنان که تحری حقیقت را یکی از تعالیم خود می دانند فکر نمی کنم جائز باشد که ورود به این سایت را تحریم کنند. این در حالی است که البته بهایی های زیادی در تاچیک های مختلف حرف های زیادی زده اند، با این حال خودتان می توانید قضاوت نمایید که کدام درست است.
سؤال دوم من هم این است که حالا که خودشان نمی آیند، لطفا شما حرف های آنان را بفرمایید تا بیشتر با پاسخ های دوستان بهائی آشنا شویم. در این محیط باز می توانیم با نظرات مختلف به خوبی آشنا شویم.
با تشکر

golbaresh
پست: 4
تاریخ عضویت: سه شنبه 29 اردیبهشت 1388, 12:37 pm

پستتوسط golbaresh » شنبه 2 خرداد 1388, 8:00 am

حبیب الله جان ممنونم از این همه لطف . باشد چشم همه را به تربیب برایتان می گویم . حالا که بعد از این موضوعاتی مطرح کردم فقط شما دوستان مسلمان به استقبال من آمده اید و با توجه به اینکه یا دوستان بهایی بنده را رصد نکرده اند یا تحویل نگرفته یا شاید هم در حضور شما بحثی برای مطرح کردن ندارند من هم خوشحال می شم آموخته های خودم را از دیانت بهایی با شما در میان بگذارم یا شما مرا قانع کنید یا ...تشکر

Doost
پست: 4
تاریخ عضویت: شنبه 2 خرداد 1388, 10:00 pm

پستتوسط Doost » شنبه 2 خرداد 1388, 10:02 pm

دوستان عزیز سایت بهائی پژوهی، ضمن سلام و خسته نباشید، از این که شما نیز توانسته اید در نمایشگاه غرفه ای حضوری و غیر اینترنتی نیز داشته باشید خوشحالم. ای کاش به بهائیان هم اجازه داده می شد غرفه ای داشته باشند تا حضوری آثار بهائی را به طالبین ارائه دهند. چه که در سال های اخیر ایرانیان عزیز علاقمندِ آگاهی از دیانت بهائی شده اند، ولی کتب بهائی به شکل ارائه در کتابفروشی ها و نمایشگاه ها در اختیارشان نیست.

- دوست

karagah2007
پست: 3
تاریخ عضویت: یک شنبه 3 خرداد 1388, 10:33 am

پستتوسط karagah2007 » یک شنبه 3 خرداد 1388, 10:42 am

سلام به همه جويندگان حقيقت

بنده هم خوش وقت شدم كه توفيق يار شدو بنده هم در اين سايت عضو شدم وهم مفتخر بودم در خدمت دوستان ديگر
در غرفه بهايي پژوهي خدمت كوچكي به مراجعين كرده باشم از همه كساني كه مارا با نظراتشان ياري مي كنند سپاس گزارم.
به اميد روزي كه حقيقت بر همگان آشكار شود وحقيقت خود را به ما بنماياند.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » یک شنبه 3 خرداد 1388, 12:18 pm

جناب Doost
ضمن عرض خیر مقدم به شما ،بنده بشخصه از پیشنهاد شما در ایجاد غرفه برای بهائیان استقبال می کنم امااین سوالات برای من مطرح است که دوست دارم جواب بفرمائید:
1- آیا بهائیان هم اجازه می دهند مسلمانان منتقد در مقر آنها یعنی در بیت العدل (در اسرائیل)غرفه ای داشته باشند و کتاب های خود را در آنجا عرضه کنند و سوالات متعدد خود در موضوع تناقضات کتب بهائی را آنجا با بازدیدکنندگان در میان گذارند؟!

2-آیا آنها به ما اجازه می دهند در یکی از سایت های رسمی شان حاضر شویم و بطور زنده مثل این سایت بهائی پژوهی مطالب خود را بیان کنیم (که تا به حال علیرغم اصرار بهائی پژوهی اجازه نداده اند)؟!

3-آیا در آنجا هم هر کسی به غرفه شان آمد و سوالی کردو اشکالی گرفت به او انگ بهائی ستیز می زنند و مثل این سایت آن را تحریم می کنند؟!

4-آری ایرانیان علاقمند تحری حقیقت هستند اما تحری حقیقت واقعی نه شعاری!
آیا شما آمادگی پاسخگوئی به متحریان واقعی حقیقت را دارید؟!
صدها هزار ایرانی در سراسر جهان به بهائی پژوهی مراجعه نموده و با بهائیت و تعالیم آن بطور مستند از کتاب های درجه اول آنها (مثل ایقان و اقدس و مکاتبات و خطابات و قرن بدیع )آشنا شده و می شوند.چنانچه شما یا بهائیان سوالی دارید که در سایت پاسخش نیست بفرمائید تا محققان سایت به آن پاسخ دهند.
از آشنائی با شما خرسند شدم .ایرانی


بازگشت به “خودمانی”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان