عملکردبهائیان وبیت العدل

یک مسیحی

عملکردبهائیان وبیت العدل

پستتوسط یک مسیحی » پنج شنبه 19 مرداد 1385, 5:34 am

ضمن خوشحالی از پیدا کردن سایت شما شنیده ام یک مسیحی سوئیسی به نام

فیچیکیا که مدتی بهائی شده بود پس از تحقیق وبررسی فراوان از درون تشکیلات

بهائی و بیت العدل از بهائیت بر یده و کتابی در رد ونقد آنها به زبان آلمانی نوشته

و موجب شده بسیاری از بهائیان در آئین خود به تردید افتند ومتزلزل شوند .

اگر این موضوع صحت دارد آیا می توانید خلاصه ای از مطالب اورا در سایت خود قرار

دهید تا ما هم از نظرات او آگاه شویم؟

باز هم از سایت بهایی پژوهی سپاسگزارم.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » پنج شنبه 2 شهریور 1385, 5:46 pm

من هم این مطلب را شنیده ام اما هنوز آن کتاب را ندیده ام. سئوالی که برایم پیش آمده است که این پرسش این دوست مسیحی چه ارتباطی با عنوان این بخش دارد. عمل کرد بهائیان و بیت العدل عنوان مهم و قابل بحث و بررسی بسیار است. اما ارتباطی با این نکته ی این میهمان مسیحی ندارد. لازم است اگر کسی از اعضا یا میهمانان در باره ی بیت العدل بهائیان چیزی می داند در این قسمت به بحث بگذارد.

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » شنبه 4 شهریور 1385, 2:21 pm

من کتاب ایشان را به زبان آلمانی دیده ام.بیشترین اعتراضات او متوجه بیت العدل است.

او اثبات می کند شوقی افندی در وصیت نامه عبدالبها دست برده واصولا الواح وصایا ی

عبدالبها جعلی است.ضمنا فساد بیت العدل وبی پایگی اش را اثبات می کند.

با توجه به اینکه او از درون بهائیت خبر هائی دارد حرف هایش شنیدنی است.

بهائیان ده سال زحمت کشیدند تا بر کتاب او ردیه بنویسند ونوشتند لیکن قوت استدلال

فیچیکیا چیزی نیست که با این ردیه ها سست شود.

spring
پست: 53
تاریخ عضویت: دو شنبه 30 مرداد 1385, 8:21 am
محل اقامت: www.saghar.org
تماس:

پستتوسط spring » دو شنبه 6 شهریور 1385, 4:58 pm

با سلام
از اینکه سایتی برای بررسی آئین بهائی گشوده شده است مسرورم.
فیچیکیا کتابی نگاشته است تحت عنوان Der baha'ismus: welt religion der این کتاب مدتها پیش توسط این فرد نگاشته شده و توسط کلیسا به علت گرایش مسیحیان بر آئین بهائی چاپ شد. مدتها پیش نیز جوابی بر روی آن نگاشته شده است که متاسفانه جناب yas با وارونه جلوه دادن حقیقت سعی در تنزیل قدرت استدلال این کتاب دارند. نام کتاب اخیر Der information als method می باشد که توسط آقایان اولریخ گولمر و اودو شفر و خانم نیکولا توفیق نگاشته شده است و نسخه ی انگلیسی آن تحت عنوان Making the croocked stright ترجمه شده است و ترجمه ی فارسی آن تحت عنوان "راست را کژ انگاشته اند" چاپ شده است. امید است روزی این کتاب آزادانه در ایران منتشر یابد.

جناب yas نگاشتند که "بهائیان ده سال زحمت کشیدند تا بر کتاب او ردیه بنویسند ونوشتند لیکن قوت استدلال فیچیکیا چیزی نیست که با این ردیه ها سست شود."
لطفا بفرمایند که:
1)ایشان این 10 سال مذکور در فوق را از کجا آورده اند؟
2)علل ضعف "استدلال راست را کژ انگاشته اند" و قوت استدلال کتاب فیچیکیا را در چه می بینند؟

در مورد الواح وصایا و اتهام باطل جعلی بودن آن اگر مایل بودید بعدا در تاپیکی دیگر سخن خواهیم گفت. همچنین خوشحال می شوم در مورد مطلبی که yas نگاشته که این کتاب "فساد بیت العدل وبی پایگی اش را اثبات می کند" در همینجا گفتگو کنیم.
Spring

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » دو شنبه 6 شهریور 1385, 9:17 pm

من هم خدمت همه ی عزیزان به ویژه جناب اسپرینگ سلام عرض می کنم. حقیر با نظر جناب اسپرینگ موافق ام. یعنی مطلب را به جایی که دسترسی نداریم ارجاع ندهیم. خوشبختانه کتاب های امری در اختیار است و مطالب مربوط به بیت العدل هم موجود. بنابراین از این دوست عزیز خواهش می کنم به یک پرسش بسیار روشن و مطرح، پاسخی روشن بدهند: آیا درست است که مشروعیت بیت العدل به وجود ولی امر در رأس آن منوط است؟ به عبارت دیگر آیا درست است که بیت العدل کنونی به جهت عدم حضور ولی امر قانونی نیست؟ همان حرفی که میسون ریمی بی نوا گفت و فرقه ی ریمی ها پدید آمد. در ضمن خدمت این دوست عزیز که تاره به جمع این سایت پیوسته است عرض می کنم که قبلا گفت شده است که بنا به پیشگویی حضرت عبدالبهاء تعداد اولیای امر در بهائیت قرار بوده 24 نفر باشد ولی به علت عقیم بودن جناب شوقی افندی این پیشگویی غلط از آب در آمده است. نظر شریفتان را هم در این مورد آشکارا بیان فرمایید. کاری هم به امثال فیچیکا که اصلا نمی دانیم کیست نداریم. بیایید خودمان مسائل را مطرح کنیم و به گفت و گو بنشینیم. منتظر پاسختان مستدل شما هستم

spring
پست: 53
تاریخ عضویت: دو شنبه 30 مرداد 1385, 8:21 am
محل اقامت: www.saghar.org
تماس:

پستتوسط spring » سه شنبه 7 شهریور 1385, 11:57 am

جناب Jooya
فرمودید: "حقیر با نظر جناب اسپرینگ موافق ام. یعنی مطلب را به جایی که دسترسی نداریم ارجاع ندهیم. "
--بنده کجا چنین مطلبی را در این تاپیک نوشته ام؟
در ابتدا باید بگویم که خوشحالم که مطلب خود را در تاپیک مربوطه نگاشتید. امید چنان است این روال ادامه یابد.
-- در آثار محدودی از کتب وحی در آئین بهائی مرقومه توسط حضرت عبدالبهائ و حضرت ولی امرالله بحث روابط بین دو موسسه ی ولایت امرالله و بیت العدل می باشد. هچنین وظایف آن دو را تشریح نموده اند. مطالبی که باید بدانید آن است که در هیچ جا هیچ گونه تضمینی مبنی بر وجود هر دو موسسه در طول دور بهائی نمی باشد. بالعکس آیاتی مبنی بر انقطاع سلاله ی اغصان -که ولی امر می بایست ازاغصان یعنی از سلاله ی حضرت بهاء الله باشد- وجود دارد.
بررسی این بحث مستلزم احاطه ی شما بر آثاری از آئین بهائی در این خصوص می باشد. به این مطلب دقت وافری نمائید که نمی شود یک بیان را بدون در نظر گرفتن بیانات دیگر مطرجح کرد کما اینکه این مطلب در مورد آیات قرآن و تورات و انجیل نیز صدق می کند.
خوشحال می شوم اگر بیان حضرت عبدالبهاء را در مورد تعدا اولیای امر به تعداد 24 را دقیقا نقل بفرمائید.
مشروعیت بیت العدل منوط به حضور ولی امرالله نمی باشد. این مطلب به تواتر در آثار بهائی ذکر گردیده است.
Spring.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » سه شنبه 7 شهریور 1385, 10:30 pm

اولا خدمت جناب اسپرینگ سلام عرض می کنم. ثانیا به عرض می رسانم منظور حقیر آن بود که فعلا بنده و امثال بنده به کتاب مورد بحث دسترسی نداریم و در نتیجه بهتر است بر اساس کتاب های امری که مورد نظر و تأیید مؤسسه ی مطبوعات امری( یا همان لجنه ی نشر آثار امری ) است سخن بگوییم و استنادمان به آن کتاب ها باشد. فکر می کنم سرکار نیز با این نظر موافق باشید. ثالثا خدمت شما دوست عزیز هم عرض می کنم تا زمانی که نفرمایید دقیقا حضرت بهاء الله چه کاره اند من چه بحثی می توانم با شما و امثال شما داشته باشم؟ منظورم دقیقا آن است که بنده به عنوان یک محقق به حضرت بهاء الله و نیز نقطه ی اولی( یعنی جناب باب) چگونه بنگرم؟ آنان را چه بنامم؟ قائم؟ نبی؟ رسول؟ من یظهره الله؟ و به چه دلیل جرا از این بحث طفره می روید.البته به نظر می رسد شما از دوست بهایی منصف ترید چون در تاپیک دیگر ی قول داده اید این بحث را دنبال کنید من به قول شما احترام می گذارم و به شرط دنبال کردن آن بحث در جای خودش بحث بیت العدل را هم در این جا ادامه می دهم و قول دیگری که می دهم آن است که تماماً بر اساس کتاب های امری سخن بگویم. اجمالا هم با آثار امری آشنا هستم. منتظر ادامه ی بحث باشید.

spring
پست: 53
تاریخ عضویت: دو شنبه 30 مرداد 1385, 8:21 am
محل اقامت: www.saghar.org
تماس:

پستتوسط spring » چهار شنبه 8 شهریور 1385, 8:48 am

جناب Jooya
شما نیز اطناب نویسی خود را در تاپیک های دیگر متوقف کنید و فقط بر تاپیک "مقالات در مورد دیانت بهائی" متمرکز شوید. تخطی شما از این امر تخطی دیگران را باعث. و اعتراض شما بر تخطی دیگران، اول به خودتان بر می گردد.
شما که هنوز نمی دانی مقام حضرت باب و بهاءالله چه می باشد چرا به بیانات حضرت عبدالبهاء و شوقی افندی استناد می کنید؟ یا کارت را متوقف کن، یا اگر نمی خواهی، منتظر شنیدن جواب های دیگران هم باش و به آنان ندای "هیس" را ندهید.
شما از بنده می خواهید :"به یک پرسش بسیار روشن و مطرح، پاسخی روشن" بدهم سپس می گوئید:"تا زمانی که نفرمایید دقیقا حضرت بهاء الله چه کاره اند من چه بحثی می توانم با شما و امثال شما داشته باشم؟ منظورم دقیقا آن است که بنده به عنوان یک محقق به حضرت بهاء الله و نیز نقطه ی اولی( یعنی جناب باب) چگونه بنگرم؟ آنان را چه بنامم؟ قائم؟ نبی؟ رسول؟ من یظهره الله؟ " به این چه می گوئید؟ رعایت ترتیب در اولویت های بحث؟!
و شما دیگر نفرمائید: "به چه دلیل جرا از این بحث طفره می روید" چون اگر شما واقعا بدنبال طریقه ی نگریستن خود به حضرت باب و بهاءالله هستید، لطفا با طرح سوالات دیگر در تاپیک های متعدد از بحث طفره نروید.
جناب Jooya برای بار دوم می گویم: "خوشحال می شوم اگر بیان حضرت عبدالبهاء را در مورد تعداد اولیای امر به تعداد 24 را دقیقا نقل بفرمائید."
Spring

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » چهار شنبه 8 شهریور 1385, 9:16 pm

اسپرینگ عزیز از زمانی که شما به روشنی در باره ی مقام حضرات به نقل از نامه ی دوستتان صحبت کردید من دیگر آرام گرفتم و اندرز شما را به جان خریدم و در تاپیک های دیگر جز مطالب مربوطه را نمی نویسم. مقصر دوست گرامی جنابbahai بود. شما مشکل را حل کردید البته منتظر پاسخ شما در آن بحث هستم. اما نکاتی که این جا فرموده اید. دوست گرامی معلوم است که من مقام حضرات را می دانم اما می خواهم از زبان شما و با استدلال شما بشنوم تا بتوانم بحث را پی بگیرم و معلوم است که سخنان آقایان را هم قبول ندارم. آن سخنان را از آن رو که برای شما حجت است، می آورم. و معلوم است که بی صبرانه منتظر شنیدن جواب های دیگران هستم اما تا به حال به جز آن نقل قولی که شما از دوستتان آورده اید چیز دیگری نشنیده ام. و معلوم است که بنده تا به حال به هیچ کس هیس نگفته ام.و معلوم نیست که بیانات آخر شما چه می خواهد بگوید و بالاخره معلوم است که در بحث بیت العدل که بنا به درخواست شما به زودی پی خواهم گرفت، به پرسش پایانی شما به خواست خداوند ناظر و حاضر این مباحث، پاسخ خواهم داد. منتظر باشید و در ضمن کمی هم بیندیشید.
ر

spring
پست: 53
تاریخ عضویت: دو شنبه 30 مرداد 1385, 8:21 am
محل اقامت: www.saghar.org
تماس:

پستتوسط spring » پنج شنبه 9 شهریور 1385, 6:56 am

جناب Yas
هنوز منتظر جواب شما به دو سوال خود در این بخش می باشم.

جناب Jooya
فرمودید:"که من مقام حضرات را می دانم اما می خواهم از زبان شما و با استدلال شما بشنوم تا بتوانم بحث را پی بگیرم "
دوست دارم در حاشیه در قمت بررسی ادعاها نظر خود را در مورد مقام حضرت باب و بهاءالله بدانم.
منظور بنده از هیس گفتن، منظور کنایی بود و در داخل گیومه بودن آن به جهت مزید تاکید بود ولاغیر، اگر منظور واضح نبود عذر می طلبم.
Spring

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » پنج شنبه 9 شهریور 1385, 8:21 am

جناب اسپرینگ از حضرت عالی پرسشی دارم: اگر در یک بحث فرضا به نتیجه رسیدیم و دانستیم که مثلا جناب عبدالبهاء پیش گویی کرده بود که تعداد اولیای امر در بهائیت به جای دوازده نفر که در ادیان پیشین بود، بیست و چهار نفر است و از قضای روزگار و به خواست خداوند قهار، جناب شوقی عقیم از آب در آمد. اگر این مطلب ثابت شد، شما چه می کنید؟ خواهش می کنم با توجه به فرمایش حضرت علی که در جای دیگر برایتان نوشته ام، این را روشن بفرمایید. راستی اگر چنین چیزی بود، چه می کنید؟
ا

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » پنج شنبه 9 شهریور 1385, 8:56 am

جناب اسپرینگ!

بنده در پاسخ میهمان مسیحی که از کتاب فیچیکیا(بهائی از بهائیت بر گشته) وکتاب او

در رد بهائیت سوال کرده بوداطلاعات خودم را مطرح کردم.در آنجا گفتم بهائیت ده سال

طول کشید تا بر کتاب او ردیه بنویسد.پرسیدید 10سال را از کجا آوردم؟

به اطلاع شما می رسانم فیچیکیا کتاب خود را در سال 1981منتشر نمود وکتاب ردیه بر

او توسط بهائیت در سال 1995(نشر آلمانی )و2000(نشر انگلیسی)منتشر شد.

می بینید که 14 سال بین کتاب فیچیکیا و ردیه فاصله است. تازه من تخفیف دادم و 10

سال نوشتم و از این بابت عذر می خواهم!

در مورد قوت استدلال فیچیکیا و ضعف منطق بهائیان هم که خواسته بودید باید شما را

به خواندن اثر او دعوت کنم نه خواندن ردیه جانبدارانه "راست را کج انگاشته اند"...

منتظر اثبات جعلی نبودن الواح وصایای عبدالبها که قول دادید می مانم.

spring
پست: 53
تاریخ عضویت: دو شنبه 30 مرداد 1385, 8:21 am
محل اقامت: www.saghar.org
تماس:

پستتوسط spring » پنج شنبه 9 شهریور 1385, 10:12 pm

جناب Yas
با تشکر از اطلاعات داده شده توسط شما. بنده فعلا کتاب راست را کژ انگاشته اند را ندارم تا در صحت مطالب شما مداقه نمایم. تشکر از اینکه مطالب خود را مستند کردید.
خوشحال می شوم اگر بدانم اصل کتاب فیچیکیا به فارسی برگردانده شده است یا نه؟
در صورت چاپ قوت استدلال را بررسی خواهم کرد.
در مورد جعلی بودن الواح وصایا:
این ادعا از جانب شما مطرح شده است. امیدوارم بتوانید دلایل کافی ارائه بدهید. همانطور که عرض کردم آماده ی گفتگو در این مورد می باشم.این اتهام مدتها است که جای خود را به اتهام های دیگر داده است. اگر بتوانید دلایل خاک گرفته ی ادعای خود را بنگارید، من نیز جواب های خودم را ارائه می کنم.
Spring

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » جمعه 10 شهریور 1385, 1:21 am

جناب اسپرینگ با سلام، پاسخ پرسش بنده را نداده اید.عرض کردم اگر در یک بحث فرضا به نتیجه رسیدیم و دانستیم که مثلا جناب عبدالبهاء پیش گویی کرده بود که تعداد اولیای امر در بهائیت به جای دوازده نفر که در ادیان پیشین بود، بیست و چهار نفر است و از قضای روزگار و به خواست خداوند قهار، جناب شوقی عقیم از آب در آمد. اگر این مطلب ثابت شد، شما چه می کنید؟ خواهش می کنم با توجه به فرمایش حضرت علی که در جای دیگر برایتان نوشته ام، این را روشن بفرمایید. راستی اگر چنین چیزی بود، چه می کنید؟
امنتظر پاسخ روشنتان هستم. کمی دیر شده است.

spring
پست: 53
تاریخ عضویت: دو شنبه 30 مرداد 1385, 8:21 am
محل اقامت: www.saghar.org
تماس:

پستتوسط spring » جمعه 10 شهریور 1385, 7:51 am

جناب Jooya
بنده بیانی را که می خواهید نقل کنید قبلا دیده ام. در آن اشاره ای به ولی امر نمی باشد اگر از دقت کنندگان باشید.
در مورد پیش گویی ها می گوئید. بد نیست بدانید که حضرت بهاءالله در کتاب اقدس تمامی مراحل هدایت دیانت بهائی از ظهور خودشان تا تشکیل بیت العدل را به ترتیب نام می برند. حتی به دوران قیادت امرالله توسط ایادیان (سالهای 1957-1963) اشاره می فرمایند. در آثار بهائی اشاره به عملکرد بیت العدل و ولی امر شده است ولی هیچ گونه تضمینی مبنی بر ادامه ی ولایت امرالله وجود ندارد بلکه اشاراتی در کتاب اقدس و حتی الواح وصایا ی حضرت عبدالبهاء می باشد که نشاندهنده ی اتمام ولایت امر می باشد.
دیانت بهائی بر خلاف تمامی ادیان دیگر شعبه شعبه نشده است و تمامی شاخه های منحط از عهد و میثاق آن خشک شده اند و یا آثار خشکیت! در آنان ظاهر است. شما اگر خیلی کوشا می باشید که موارد به ظاهر متعارض در آئین بهائی را بیان کنید، بد نیست که نگاهی هم به آئین خود بیندازید و به اختلافات آن. کمی نیز سعی در ایجاد وحدت در جامعه ی خود حتی بین شیعیان نمائید.
دیانت اسلام دیگر پاسخگوی نیاز های جامعه ی بشری نمی باشد. هر دینی مانند دارویی برای دردهای بشر می باشد. چون بشر در هر روز دردی دارد بنابراین هر روز دارویی می طلبد. داروی امروز دردهای بشری تعالیم پاسخگوی آئین بهائی می باشد نه ادیان منسوخه ی قدیمه. شما و امثالهم رجعت آنانید که بر اسلام خرده می گرفتند و محمد را مجنون می دانستند. به او می گفتند که جای میخ بر زوی دستان و پاهایت کجاست. بر عیسی خرده می گرفتند و بر تمامی پیامبرای الهی. "وما یاتیهم من روسول الا کانول به یستهزئون"، شیطان نیز کسی جز علمای عصر نمی باشد که با برگشت خود از انسان کامل و نپذیرفتن او و گفتن آنکه ما کاملیم وو دیگر نیازی به دین جدیدتر و فرد دیگری نیست و ما خود برای دنیا کافی هستیم، از مظهر ظهور برگشته و خود را در نار می افکنند.
به امید تجلی انصاف و حقیقت

Spring

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » جمعه 10 شهریور 1385, 10:27 am

اسپرینگ عزیز لطفا دقیقا به پرسش بنده پاسخ دهید و حاشیه نروید. ‏
اولا: بنده پرسیده ام اگر جناب عبدالبهاء ( نه بهاء الله) پیشگویی کرده باشد که تعداد اولیای امر ‏در بهائیت به جای 12 نفر 24 نفرند و این پیشگویی با عقیم بودن جناب شوقی به حقیقت ‏نپیوسته باشد، چه خواهید فرمود؟ چرا بیانی را که دیده اید نقل نمی فرمایید( اگر از بینندگان ‏باشید!)‏
ثانیا: بنده مجبورم مرتب با شما قرار بگذارم: اگر به صراحت به لزوم و وجوب وجود ولی امر ‏در بیت العدل تصریح شده باشد، چه؟ اگر این را هم دیده اید، لطفاً آن را نقل کنید( اگر از ‏بینندگان باشید!)‏
ثالثا: فرموده اید: دیانت بهایی شعبه شعبه نشده و اگر هم شده خشک شده یا در حال خشک ‏شدن است. پس اولا: شعبه شعبه شده: ‏ ‏ ناقضي ( ميرزا محمدعلي برادر عباس افندی که قرار ‏بود او پس از عبدالبهاء جانشین او باشد )، ثابتي (پیروان عبدالبهاء عباس افندي )، ‏ ‏سهرابي (پیروان احمد سهراب )، پيروان شوقي افندي، پيروان بيت العدل حيفا، ريمي ( پیروان ‏ميسن ريمي )، سمائي ( جمشيد معاني )‏
رابعا: باز به بیراهه رفته اید. ما هنوز در حقانیت بهائیت به جایی نرسیده ایم. به فرض که به ‏پندار شما، دوران اسلام سپری شده باشد. این امر حقانیت بهائیت را اثبات نمی کند. با عرض ‏پوزش تقاضا می کنم مسیر بحث را از سیر منطقی اش خارج نفرمایید.‏
خامسا: با استناد به آیه شریفه فرموده اید هر رسولی که آمده است، او را مسخره کرده اند. ‏عزیزم «هر رسولی» شما نه تنها نمی توانید ثابت بفرمایید که حضرت بهاء الله رسول است، ‏بلکه بنده از قول خود ایشان آورده ام که ایشان وجود نازنین حضرت رسول اکرم را پایان ‏بخش رسالت و نبوت می دانند. ‏
سادساً: پیشتر هم این داستان را گفته ام، منتهی چون کم لطفی و کم توجهی می فرمایید، ‏مجبورم آن را تکرار کنم. داستان شیرینی است به شنیدن دوباره اش می ارزد: مرد ساده لوحی ‏شنیده بود: هر گاه که دزد می آید اولا نیمه شب به بعد می آید، ثانیا بی سر و صدا می آید. ‏این مرد ساده لوح هر شب که شب از نیمه می گذشت، زن بیچاره اش را از خواب بیدار می ‏کرد و می گفت: هم اینک دزد آمده است. چون اولا شب از نیمه گذشته و ثانیا هیچ سر و ‏صدایی هم نیست! عزیزم درست که قرآن می فرماید: هر رسولی که آمده است ، مسخره اش ‏کرده اند، اما این به آن معنا نیست که هر کس بیاید و ادعای رسالت کند و مسخره اش کنند، ‏حتما رسول است! به عبارت دیگر: کل جوز مدور و لا کل مدور جوز: هر گردی، گردو ‏نیست.‏
در ضمن دو بار است که بنده را در آتش افکنده اید. متشکرم.

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » شنبه 11 شهریور 1385, 6:02 am

جناب اسپرینگ!

از اینکه مرا مورد لطف قرار دادید که سخنان خود در مورد کتاب فیچیکیا (بهایی برگشته از

بهائیت) مستند کردم ،متشکرم. امید وارم شما هم حرف های خود را مدلل ومستند سازید.

خدمت شما عرض می کنم که شایسته یک بهایی مدعی تحری حقیقت نیست در حالی که

نه کتابی را دیده ونه از ویژگی های آن اطلاع دارد ونه حتی ردیه آن را دارد مطالبش را "دلایل

خاک گرفته" بداند وپیشاپیش آن را محکوم کند.حداقل به تعالیم خود پای بند باشید که تعصبات

را هادم بنیان انسانی می دانید.این تعصب نیست که بدون دیدن مطالب فیچیکیا در مورد

جعلی بودن الواح وصایای عبدالبها آنها را تهمت وخاک گرفته بدانید؟!

جهت اطلاع شما که سوال کرده بودید تر جمه فارسی این کتاب منتشر شده است یا نه،عرض

می کنم خیر ولی خوب است جامعه مسیحیان ایران به تبعیت از جامعه مسیحیان آلمان این

کتاب تحقیقی را در شکلی مناسب به فارسی زبانان ارائه نماید.

ضمنا تقاضا دارم نیم نگاهی هم بیاندازید به لیستی که روزبه از پرسش های پاسخ داده

نشده تهیه کرده و در صورت امکان تکلیف آنها را روشن نمائید. من به لیست او اضافه می کنم :

1- دولت استعمارگر پیر به چه دلیلی ممکن است به عباس افندی لقب سر داده باشد؟

2-دوستی بهائیان با اسرائیل تجاوزگر از سر چیست وچرا تا به حال یک بار هم که شده جنایات

ضد بشری اورا محکوم نکرده اندوبلکه بر عکس روسای جمهور اسرائیل با بیت العدل بهائیان

تعامل خوبی داشته اند؟

3-چرا بعضی سایت های فارسی بهایی انتخابات ایران را قلابی نام داده اند؟

4-به چه دلیل عقل پسند زنان نمی توانند عضو بیت العدل شوند؟(نگوئید به آنها لطف کرده

اندوآنها را معاف کرده اند چون هر کسی که آزادی زنها را محدود کند می تواند چنین بهانه ای

بیاورد)

5- علت نسخ اسلام توسط بهائیت چیست ؟(چون بنده از کتاب شما مدرک ارائه نمودم که

رهبران بهایی گفته اند اگر اعتراض اهل فرقان نمی بود اسلام را نسخ نمی کردیم...)

از اظهار لطفی که در ارائه پاسخ بفرمائید متشکرم.

pejman
پست: 9
تاریخ عضویت: شنبه 11 شهریور 1385, 4:55 pm

پستتوسط pejman » شنبه 11 شهریور 1385, 5:43 pm

دوستان عزیز <BR>این اولین پیامی است که من پس از عضویت در این سایت ارسال می کنم. مطالبی به نظر می رسد که می تواند در ادامه گفتگوها مفید واقع شود. در ابتدا&nbsp; می توانم سایتی را معرفی کنم که آن را پیدا کرده ام و مربوط به جامعه بهائی می باشد در واقع سایت رسمی جامعه بهائی می باشد و مورد تائید مرکز جهانی بهائی می باشد کتابخانه رسمی بهائیان بر روی این سایت قرار دارد و بالغ بر 150 جلد کتاب از آثار حضرت بهاالله ، حضرت عبدالبها ، شوقی افندی ، بیت العدل و دیگر نویسندگان بهائی می باشد که از این به بعد می توان صحبت هایمان را در مورد بیانات با آدرس دادن و بیان شماره صفحه کتاب مطرح نمائیم.<BR><P class=MsoNormal style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><SPAN style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial">http://reference.bahai.org<BR>همچنین در مورد کتاب راست را گژ انگاشته اند می توانید این کتاب را از سایت ادو شفر که از نویسندگان این کتاب می باشد به صورت فارسی دانلود کرد و در مورد آن به بحث پرداخت با مطالعه این کتاب می توان قدرت استئدلال آن را تشخیص داد.<BR><A href="http://www.udoschaefer.com/books_div1.php">http://www.udoschaefer.com/books_div1.php</A><BR></SPAN></P>

roozbeh
پست: 49
تاریخ عضویت: جمعه 10 شهریور 1385, 6:32 pm

پستتوسط roozbeh » شنبه 11 شهریور 1385, 7:22 pm

جناب پژمان خوش آمدی. از معرفی سایت های بهایی هم ممنون. من هم تازه به این سایت پیوسته ام. از گفته هایت پیداست که بهایی هستی. من البته مسلمان ام. اما دیدم که در این سایت آزادانه افراد ( چه مسلمان، چه بهایی، چه مسیحی و چه ...) صحبت می کنند. راستش از این روش خوشم آمد. و وقتی صحبت های مختلف را خواندم دیدم که متاسفانه دوستان بهایی فکر کرده اند که فقط باید ابلاغ کلمه بفرمایند. بسیار خوب اشکالی ندارد. ولی می دانیم که تحری حقیقت یکی از تعالیم اساسی بهائیان است، خوب دوست عزیز به جاست پس این ابلاغ کلمه ، لا اقل آستین همت بالا بزن و به یکی از آن پرسش ها پاسخ بده تا خوانندگان این سایت با خود نگویند که بهائیان عرضه ی پاسخ ندارند. فعلا من که شاهدم دو نفر از بهائیان پس از کلی بحث و گفت و گو و مانند شما ابلاغ کلمه، مانند شیر در عسل، مانده اند که چه بگویند. تو به دادشان برس. البته اگر می توانی.

pejman
پست: 9
تاریخ عضویت: شنبه 11 شهریور 1385, 4:55 pm

پستتوسط pejman » شنبه 11 شهریور 1385, 11:13 pm

<SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 16pt"><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p><P dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=AR-SA><FONT size=3>روزبه عزیز <BR>بسیار خوشحالم که این مطلب را متذکر شدید ولی&nbsp;همان طور&nbsp;که میدانید ما در جامعه ایرانی و یک کشور اسلامی&nbsp;که علمدارجهان تشیع می&nbsp;باشد زندگی می کنیم و مطمئنا در همان برخورد اول و صحبت اول&nbsp;نمی توانیم صحبت از تاریخ و اصول اعتقادی دیانت بهائی بنمائیم. اما خدا شکر همان طور که پیداست در این سایت افراد روشن فکر بسیاری با عقاید مختلفی عضو هستند که جای بسی خوشحالی است افرادی با عقاید مختلف می توانند در کنار هم دیگر&nbsp;آزادانه به بیان عقاید بپردازند و هیچ یک دچار ناراحتی یا کدورت نمی گردند. <BR>در مورد سوالات پرسیده شده فرموده بودید باید&nbsp;در مورد سوال اول که پرسیده شده بود :<BR>&nbsp;1- دولت استعمارگر پیر به چه دلیلی ممکن است به عباس افندی لقب سر داده باشد؟<BR>باید عرض کنم این مسئله در کتاب خاطرات نه ساله نوشته یونس خان افروخته ذکر گردیده و دلیل آن هم ذکر شده است که خدمتان عرض می کنم همان طور که می دانید در آن زمان که دولت انگلیس به عبدالبها لقب سر داد خشکسالی در آن منطقه ای که حضرت عبدالبها زندگی می کردند رخ داده بود و حضرت عبدالبها از قبل از اینکه این خشکسالی اتفاق بیافتد به احبا دستور داده بودند که به اندازه کافی گندم ذخیره نمایند تا در موقع تنگ دستی از آن ها هم برای احبا و هم برای دیگر مردم استفاده شود احبا نیز بر طبق دستور حضرت عبدالبها عمل نمودند و به مقدار کافی گندم دخیره نمودند. این دور اندیشی حضرت عبدالبها باعث شد که در زمان خشکسالی که مصادف با ورود نیروهای انگیسی به آن منطقه بود از شدت مشکلات مردم و دیگر افراد بکاهد به همین دلیل دولت انگلیس به حضرت عبدالبها به خاطر این کار لقب سر اعطا نمود .و این مسئله دلیل دیگری جز این نداشت.<o:p></o:p></FONT></SPAN></P><P dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=AR-SA><FONT size=3>پاسخ به بقیه سوالات رابه بعد موکول می نمایم چون هم اکنون وقت کافی ندارم.<o:p></o:p></FONT></SPAN></P><P dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"></o:p></SPAN></P>


بازگشت به “عملکردها”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان