اما ملت ایران براي هميشه باقي خوا

pedro-rahna
پست: 7
تاریخ عضویت: پنج شنبه 30 شهریور 1385, 10:01 pm

اما ملت ایران براي هميشه باقي خوا

پستتوسط pedro-rahna » یک شنبه 2 مهر 1385, 4:46 am

جناب جويا سلام
در كتاب عهد قديم نوشته شده: (ترجمه)" بگرديد دنبال چيزهاي خوب. وقتيكه پيدا كرديد انرا محكم نگه داريد". عقيده من اينستكه ما بايد اين گفته را گوشواره گوش خودمان بكنيم. با تبادل نظري كه تا حالا با دوستا ن مسلما ن درسايت هاي مختلف داشتم تنها جوابي كه در رابطه بنوشته من داده شده "...اين نوشته هاي شما نشا نه گمراهي شماست... " بود.
من خيلي خيلي خوشحال شدم كه يكي از دوستان محترم مسلمان جوابي انهم باين طولاني بمن داده است وانرا باعث افتخار خودم ميدانم. از اينكه من اطلاعات زيادي در باره دين اسلام ودين بهائي ندارم شكي نيست . اما در رابطه بنكات نوشته شده درمقاله من و صحت وسقم ان سخني بميان نيامده است. اينطور كه من از نوشته هاي شما بر داشت ميكنم مثل اينكه شما در باره دين اسلام و دين بهائي اطلاعات زيادي داريد. اتفاقا اين شرايط خوبي براي تبادل نظر ميباشد.
من پيشنهاد ميكنم شما قوانين دوازده گانه اصلي دين بهائي را كه حتما ميدانم كه انها را ميدانيد اينجا مرقوم بفرمائيد و دلايل شخصي خودتان درباره رد تك تك انها را اينجا براي ما تشريح دهيد.
باين ترتيب ميتوانيد با تشريح قابل اجرا نبودن اين قوانين،اين جمله اي را كه شما مرقوم فرموديد:"...اگر بدانید در متون اصلی بهائیت چه خبر است، ممکن است نسبت به بسیاری مسائل تجدید نظر کنید....". را ثابت كنيد. چون اين قوانين متون اصلي دين بهائي هستند.

يك خانم مسلمان تاريخ نويس ايراني باسم "دلارام مشهوري" در كتابش "رك تاك" كه اخيرا در فرانسه چاب شده تاريخ پانصد سال اخير ايران را با استفاده از اسناد موجوده از نو برشته تحرير دراورده است. ايشان انقسمت از تاريخ ايران در باره بابي ها وبهائيان را كه حذف شده بود در كتابشان نوشته اند. براي اطلاعات بيشتر در باره بهائيان به خواندن اين كتاب توصيه ميشود.
*******************
حضرت رسول اكرم ميفرمايند"ما در ميان هيچ يك از پيغمبران او، فرق نمى‏گذاريم و به همه ايمان داريم‏" (٢٨٥/٢).
اگر تفاوتي بين پيغمبران نيست بنابراين بين تعليمات الهي انها و امت انها هم تفاوتي وجود ندارد..اما اگر خوب دقت كنيم ميبينيم كه روحانيون هر ديني پيغمبران خودشان را اخرين فرستاده خدا و بالا تر از پيغمبران قبلي ميدانند و پيغمبران بعدي را قبول ندارند. با وجودي انكه حضرت رسول اكرم فرمودند كه بعد از ايشان پيغمبراني خواهند امد. اما روحانيون بگفته ان حضرت ايمان ندارند شروع بكشت و كشتار پيغمبر جديد و امت او كردند. ما ميدانيم كه در زمان حضرت محمد صلح و يگانگي در دنياي اسلام برقرار بود. اما پس از وفات ان حضرت تا امروز با وجودي كه در دنياي اسلام همه مسلمانان به ان حضرت ايمان دارند اين همه جنگ و نقاق و خونريزي مابين مسلمانان وجود دارد. ايا نبايد دليل ان را سئوال كرد؟.نبايد دليل اينهمه برادر كشي را ازخودمان بپرسيم؟.ايا دليل ان را نبايد در نبودن روح تعليمات ان حضرت در دل مسلمانان دانست؟
*****************

از من ميپرسند که "مذهب اسلام و تشیع چه اشکالی داشت كه شما بهائ شديد....." . دو كلمه در اين نوشته نظر مرا جلب مكند. اول اسلام ، دوم شيعه. در قران مجيد نوشته شده (ترجمه) :"چيزي نيست كه مهم باشد و در قران وجود نداشته باشد" ما ميبينيم كه در اين كتاب اسماني اسمي از شيعه، سني ، اسماعيلي ، وهابي و.و... وجود ندارد. اينوع القاب ساخته وپرداخته دست انسانهاست و ربطي بقران واسلام ندارد. اين است ان اشكالي كه از من ميپرسند كه علت اينهمه اختلافات است. روحانيون جاي حضرت محمد را غصب كرده وگفته هاي خودشان را گفته هاي حضرت محمد مينامند(اسم انرا تفسير ميگذارند). ما بايد منصف باشيم و قبول كنيم كه ما فقط يك محمد و يك اسلام داريم اما روحانيون انرا بر خلاف ارزوي حضرت رسول اكرم بفرقه هاي مختلف تقسيم كرده اند طوري كه در طول تاريخ, اين برادر كشي فرقه ها, باعث ضعف اسلام و كشته شدن اينهمه مسلمانان بيگناه شده است . حضرت رسول اكرم از روزي ميترسيدند كه (ترجمه) " ملت من به ٧٣ ملت تقسيم خواهد شد وانها در اتش خواهند بود "
(TIMIRDHI)
***************
هیچ دینی از دین دیگر برتر نیست چون هر زمانی دردی دیگر و هر دردی بدارويی دیگر احتیاج دارد.
درد دنیا در زمان حضر ت مصیح درد زمان حضر ت موسي نبود و درد زمان حضرت محمد درد زمان حضر ت مصیح نبود و درد امروز با درد زمان حضرت محمد فرق میکند.
پیغمبران ما مثل یک پز شک روحا نی حا ذ ق هستند که درد زمان را تشخیس داده و دوای مر بوط بان را بانسان ها میدهند. حضرت مصیح میفرمایند" (ترجمه) من خیلی چیز ها دارم که بشما بگویم اما شما ها نمیتوانید انرا نگه دارید
اما انکسی که بعد از من میاید ان چیز هايی را بشما خواهد گفت که من بشما نگفته ام ".
این مو ضوع برای همه پیغمبران صدق میکند. برای همین است که د نیا ی اسلام منتظر ظهو ر صاحب زمان است که بیا ید و دنیا را پر از عدل و داد نماید. سئو الی که پیش میاید اینست که مگر حضرت رسول اکرم قاد ر باین کار نبودند؟
جواب من اینست که چرا ایشان خوب هم قادر بودند. اما انموقع هنو ز وقتش نرسیده بود.
امروزه ما میتوانیم در عرض مدت کوتاهی از یک نقطه به نقطه دیگر دنیا برویم. با اینتر نت میتوانیم بسرعت با هم ارتباط برقرار کنیم. بهر حال دنیا خیلی برای ما کوچک شده باین تر تیب امکان وحدت عالم انسا نی بیشتر شده . در زمان حضرت رسول اكرم این کار با اسب و ارابه عملی نبود.
حضرت مصیح با ر ها گفتند که بعد از او یکی د گر خواهد امد اما مصیحیان فقط بان جمله ایشان چسبیده اند که میگویند من دوباره خواهم امد. بنا براین حضرت محمد را پیغمبری کاذب میدانند.

مسلمین هم همین برداشت را دارند. ومیگویند که حضرت محمد اخرین پیغمبر هستند. هیچ شکی نیست که این جمله نوشته شده است . اما در قران مطا لبی دیگر ی هم نوشته شده است. حضرت محمد میگویند من حضرت ادم
( اولین پیغمبر )هستم. اما ما میدانیم ک ایشان حضرت ادم ( اولین پیغمبر ) نیستند ٠ حضرت محمد میگویند :
"و -نيز به خاطر آوريد- هنگامى را كه به موسى‏، كتاب و وسيله تشخيص -حق از باطل‏- را داديم‏؛ تا هدايت شويد«52/2»"
حضرت رسول اکرم د ر زما ن حضرت موسي بد نیا نیا مده بودند تا به ایشان کتابی داده باشند.
همانطور یکه ایشان قادرند بگویند "من اولین پیغمبر هستم " هما نطور هم قادرند بگویند که "من اخرین پیغمبر هستم "
بنا بر این ایشان تحت عنوان اولین و اخرین پیغمبر منظور دیگری دارند.
يعني اخرين نبي بر خلاف تصور مسلمانان بان معني نيست كه بعد از ايشان پيغمبر ديگري نخواهد امد.

***************

دو ملت ايران و عراق مگر مسلمان نيستند جرا بايد اينهمه افراد بيگناه وبرومند دو كشور كشته شوند. ايا گناه اين همه كشت و كشتار ها را ميتوان بگردن حضرت رسول اكرم گذاشت ؟ همانطور كه عده اي بي اطلاع باور دارند ؟
دين بايد باعث صلح ،ازادي و خوشبختي باشد . وبايد قلب ها را بهم نزديك كرده و باعث محبت شود. ديني كه باعث دشمني و خشونت باشد كنار كشيدن خود از همچين ديني يكي از واجبات دين است.
***************
هر ديني يك بهاري دارد كه باران رحمتش باعث سبز و خرم شدن دلهاي پژ مرده ميگردد. عطر بهاري هر دين باعث فرح قلبها ميشود. در تابستانشان ميوهاي مطبوع تعليمات الهي اديان باعث اسودگي خيال وصلح صفا شده و دلها را باطراوت وبهم نزديك ميكنند.اين باعث شكوفان شدن و رشد تمدن در اين زمان است. طوريكه رشد تمدن در دنياي اسلام اروپا را براي چند صد سال تحت تاثير قرار داده بود. بعد از تابستان پائيز دين فرا ميرسد.
باد هاي سمي اختلافات شروع بوزيدن ميكنند وان باعث مسموميت اذهان عمومي ميشود. و در زمستان اديان، كشت و كشتار ، دوروئي و بيعدالتي ، عقب افتادن از تمدن و تعصب بيجا فرا ميرسد كه الان ما انرا در دنياي اسلام ميبينم. انوقت از من ميپرسند ... تشیع چه اشکالی دارد... براي فهميدن باين موضوع بايد با تاريخ همه اديان اشنائي كافي داشته باشيم.
هر ديني شامل دو نوع قوانين است. يك نوع قوانين روحاني و اسم نوع ديگر را قوانين اداري ميگذارم. چون همه چيز درحال تغيرو تحول است اين نوع قوانين اداري هم قابل تغير هستند. مثلا در اسلام ربح حرام است. اما امروزه اين قانون قابل اجرا نيست. اوايل انقلام اين قانون اسلام اجرا ميشد. بعد از مدتي ديدند كه اين قانون اجرا شدني نيست. چون كار تجارت بهم خورده بود. براي اينكه كارها براه بيافتند و در ضمن مخالف قانون اسلام رفتار نكنند همان بهره را از مردم ميگيرند فقط اسم بهره را عوض كردند. قوانين (اداري) زيادي در دين اسلام وجود دارد كه امروزه ديگر قابل اجراء نيستند اما براي اينكه نشان بدهند هنوز قوانين اسلام قابل اجرا ست انهارا بزور بمردم تحميل ميكنند كه اين خودش با عث فرار مردم از دين است.

**************
اما قوانين رو حاني تغير ناپزيرند. حضرت مسيح در اين باره ميفرمايند:(ترجمه)"زمين و اسمان از بين خواهند رفت اما گفته هاي من هميشه خواهند ماند". اين حقيقت براي گفته ها ي حضرت رسول اكرم هم صدق ميكند. براي همين است كه نوشته هاي عهد عتيق در عهد جديد و اين هردو در قران مجيد و همه اينها در كتب مقدس بيان و اقدس بهائيان نقل ميشوند. اگر ما از قوانين اداري اديان( كه همه انها پس از مدت معيني بخاطر تغير زمان ديگر قابل اجرا نيستند) بگذريم ميبينم كه همه اديان يكي هستند و از يك خدا صحبت ميكنند ويك راه را بما نشان ميدهند.

***************
ما ميبينيم كه پيغمبران مخا لف هم ديگر نيستند. ما انسانها(پيشاپيش ما روحانيون) هستيم كه مثل بچه هاي تربيت نشده توي سر همديگر ميزنييم. بخاطر اطلاعات كم مون اين يكي ميگه پيغمبر من بهتره و ان يكي ميگه نه تو دروغ ميگي مال من بهتره. تا حالا هيچ پيش نيامده كه پيغمبران مثل سياستمداران (در انتخابات) براي در يافت راي هر چه بيشتر امت باهم شروع به مجا دله كنند. اما روحانيون اديان اين حقيقت را قبول ندارند و از علاقه امتها بد ينشان براي رسيدن بقدرت دنيوي از ان سوءاستفاده ميكنند. جنگهائي كه اينها براه انداخته اند از بير حما نه ترين وخونين ترين جنگها بحساب ميايند. در تمام كتب اسما ني امده است كه "اينها گرگهائي در لباس ميش هستند كه گوسفند هاي ما را از ما ميگيرند". براي همين است كه در دين بهائي مقامي مثل روحانيت ممنوع است.
شما ملاحضه ميفرمائيد با وجود اينكه من بدين بهائي ايمان اورده ام ذره اي از علا قه من بدين اسلام كاسته نشده است. و دليلي هم وجود ندارد كه خداي نكرده پشت به دين محمدي كرده باشم.
همانطوري عرض كردم در هر زمان مقتضيّات جامعه بشری تغيير ميپذ يرد و در هر عصری دينی جديد موافق با مقتضيّات جهان و نيازمندی جهانيان ظاهر ميگردد. بـهائيان معتقدند که حضرت بـهاءالله، بنيانگذار امر بـهائی (۱۸۱۷- ۱۸۹۲) جديدترين فرستاده الهی در سلسله پيامبران پيشين چون حضرت ابراهيم، موسی و بودا و زردشت و مسيح و بالاخره حضرت محمّد است و رسالتش برای ايجاد تمدّ نی جديد و جهانی است که بشر در اين زمان بدان نيازمند است.
محور تعاليم بـهائی وحدت عالم انسانی است يعنی وقت آن آمده است که بشر از هر قوم و نژادی به يگانگی رسند و همه در ظلّ يک جامعه جهانی درآيند. حضرت بـهاءالله فرموده است که خداوند بيمانند نيروهائی را در جهان بکار گماشته است تا آنچه را که بر حسب سنّتهای پيشين سبب جدائی و اختلاف ميان اقوام و طبقات و اديان و ملل عالم گشته است از ميان بردارد و مهمترين کاری که امروز بشر بايد بآن پردازد وحدت عالم انسانی و تلاش و کوشش در راه اتّحاد و اتّفاق اهل عالم است.
حضرت بـهاءالله ميفر مايند كه نوع انسان اعضاء يک خانواده و کره زمين مثل يک وطن است.
شما ملاحضه ميفرمائيد كه تمام تهمتهاي وارد شده به دين بهائي عاري از حقيقت و بخاطر بي طلا ئي است.

دولت ها میایند و میروند اما ملت ایران براي هميشه باقي خواهد ماند . من انروزی را میبینم که ملت ایران از پتک تبلیغات دولت جمهوری اسلامی که شب و روز بر سر ش کوفته میشود رهائی یافته و با تاثر و تاسف به گذشت نگاه میکند و میبند که چه ظلمی بجامعه ای شده که هدفش جز صلح ، دوستي ، وحدت ادیان و وحدت عالم انسانی چيز ديگري نيست .
اما تا انروز اشکهای خون الود زیادی ازچشم های تک تک افراد این جا معه بیگناه ریخته خواهد شد.

خيلي ممنون

Pedro

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » یک شنبه 2 مهر 1385, 5:07 am

پدروی عزیز حضور دوباره ی شما را در این سایت تبریک عرض می کنم. به راستی می گویم : در بیانات شما یک سادگی و صداقت خاصی وجود داشت که مرا وادار کرد به طور جدی به گفت و گوی خودم با شما ادامه دهم. دوست عزیز نخست از شما خواهش می کنم بر اساس تعلیم دیانت خودتان، کاری به سیاست نداشته باشید و اجازه دهید به همان مباحث علمی و دینی خودمان بسنده کنیم.
ثانیا: جناب پدرو من به شما قول خواهم داد که در باره ی تعالیم دوازده گانه ی بهائیت اطلاعات جالب و شگفت انگیزی را مبتنی بر آثار و کتاب های معتبر امر، در اختیار شما قرار دهم تا به چشم خود ببینید که در دل و درون بهائیت چه خبر است. اما پیش از آن از جناب عالی یک سئوال اساسی و زیربنایی دارم. اگر به آن سئوال هر طور که صلاح می دانید پاسخ دهید، بسیاری مشکلات حل خواهد شد. شما حضرت بهاء الله را به چه عنوان پذیرفته اید؟ به عنوان یک مصلح که تعالیم خوبی برای عصر ارتباطات دارد؟ یا به عنوان کسی که از طرف خدا مأمور است تا انسان ها را ( البته به وسیله ی همان تعالیم دوازده گانه) سعادتمند کند؟ قاعدتا حضرت عالی مورد دوم را معتقدید. بسیار خوب پرسش اساسی بعدی آن است که شما به چه دلیل معتقدید که ایشان با عالم بالا ارتباط داشته است؟ از کجا می فرمایید که به ایشان وحی می شده است. ایشان دارای چه مقامی بوده است؟ رسول؟ نبی؟ من یظهر ه الله؟ و به چه دلیل هر یک از این مقامات را برای ایشان اثبات می فرمایید؟ دوست من می توانید بگویید: من کاری به این حرف ها ندارم. من به خاطر تعالیم دوازده گانه بهایی شدم. می شود این طور باشد ولی دیگر کاری هم به اینکه حضرت بهاء الله از طرف خدا آمده است نباید داشته باشید. آقای محترمی در قرن نوزدهم در ایران تعالیم خوبی را عرضه کرده اند. این که این همه ناراحتی ندارد. اما دیگر احکام جدید و نماز و روزه ی خاص و...این ها بی معنی می شود. اگر می خواهید این ها معنا پیدا کند، باید ثابت کنید که بهائیت دین آسمانی است. منتظر بیانات شما دوست گرامی هستم

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » یک شنبه 2 مهر 1385, 7:14 am

پدروی عزیزم
آری پدروی گرامی ملت ایران و اسلام عزیز آن چنان ظرفیت دارند که سایت بهایی پژوهی را پدید آورده اند که شما می توانید آزادانه متون مفصل را بدون حتی هماهنگی با سردبیردر آن قرار دهیدودر آخر هم به سیاست نیش بزنیداما در بهائیتی که شما مدعی هستید در قرن بیست ویکم آمده و دین امروزی است بعد از 160 سال ،تازه با ادعای وحدت عالم انسانی هنوز جرات چنین کاری را پیدا نکرده وسایتی در آن وجود ندارد که امثال ما مسلمانها بتوانیم یک بیانیه چند صفحه ای را بدون هماهنگی با سر دبیر در آن قرار دهیم و هرچه دلمان می خواهد در آن مطرح کنیم.
آیا وحدت عالم انسانی به شما می گوید تحمل شنیدن سخن طرف مقابل را نداشته باشید؟
آیا وحدت عالم انسانی به شما می گویدملت بزرگ ایران را پتک خور قلمدادکنید چون بهائی نشدند؟
آیا وحدت عالم انسانی به بیت العدل می گوید به پیشنهاد مناظره این سایت وقعی ننهد تا در مورد مهمترین اصول بهائی از جمله حقانیت خود بیت العدل با او مذاکره کنیم؟
آیا وحدت عالم انسانی به رهبران بهایی اختلاف و نزاع را آموخت که برادر با برادر نزاع کردند(نزاع بها و ازل) وبرادر با خواهر (نزاع عزیه و بها)وبرادر با برادر (نزاع عباس و محمد علی) که حتی در یک خانه موفق به وحدت نشدند؟
آیا وحدت عالم انسانی و شعار عدم دخالت در سیاست به شما می آموزد پا روی خط قرمز های این سایت بگذارید و به ملت و دولت ایران اهانت کنیدو جوری وانمود کنید که تبلیغات نا خواسته آنها را اینطرف و آنطرف می برد وفقط شمائید که از بند پتک های تبلیغاتی رسته اید وبه حق واصل شده اید واز خارج کشور دارید شعار آزادی سر می دهید؟!
در دین شما من حق دارم سوال کنم بهائیتی که از روز پیدایش جز تخم اختلاف و جنگ نکاشت(جنگ های دوره باب و داستان ترور شاه ،داستان شرارت های بابیان وحتی دزدی ها وآدمکشی های آنها در عراق مطابق نص خود بها و اختلافات فرقه ای که آنچنان بالا گرفت تا نهایتا دولت عثمانی مجبور شد آنها را از هم جدا کند ویکی را به قبرس ودیگری را به فلسطین بفرستد )و حالا هم که به آمریکا رفته اند از طریق مظلوم نمائی برای سازمان های بین المللی (که خود شریک جرم آدمکشی هادر عراق و فلسطین و لبنان وافغانستان و...است)دائما بیانیه محکومیت صادر نمایند و انتخابات را قلابی نام دهند بوش را به جنگ با ایران تشویق کنند(مقاله اسلیتر بخت آور در واشنگتن پست).این وحدت عالم انسانی است؟
پد روی عزیز بگذار ما بحث علمی خود را دنبال کنیم.حق داریم یا نداریم؟!
با ما مشارکت کنیدوخلاصه وموجز چنانکه جویا از شما پرسیده ما را از واقعیت بهائیت آگاه فرمائید.
نخست اثبات دین بودن و آنگاه تبیین واقعیت تعالیم دوازده گانه.منتظریم.

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » یک شنبه 2 مهر 1385, 12:52 pm

پدروی عزیز
این تاپیک را گشودی و مسائلی در آن مطرح کردی که با اصول سایت در ورود به حیطه سیاست و نقد حاکمیت منافات داشت.لذا بحث شما وپاسخ به آن را همین جا به پایان می بریم واز عزیزان مباحث می خواهم بحث خود را در تاپیک های دیگر دنبال نمایند.سر دبیر


بازگشت به “تناقضات”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان