پرسش های بی پاسخ!

roozbeh
پست: 49
تاریخ عضویت: جمعه 10 شهریور 1385, 6:32 pm

پرسش های بی پاسخ!

پستتوسط roozbeh » جمعه 10 شهریور 1385, 6:35 pm

من به عنوان یکی از خوانندگان مباحثی که در این سایت صورت می گیرد، شاهدم که از ‏مجموعه ی بحث هایی که تا به حال میان ‏jooya ‎‏ و ‏spring‏ و ‏bahai‏ صورت گرفته ‏است، بحث های زیر بی پاسخ مانده است. از دوستان بهایی می خواهم به آن ها پاسخ دهند.‏

‏1-‏بهاء الله به گفته ی خودش نمی تواند رسول یا نبی باشد. او دارای چه مقامی است؟ ‏
‏2-‏من یظهره الله یعنی چه و به چه دلیل بهاء الله دارای آن مقام است؟
‏3-‏ادعای باب در آغاز دعوت مقام بابیت حضرت بقیة الله امام زمان علیه السلام بود. به چه ‏دلیل می گویید او ادعای قائمیت داشت؟
‏4-‏قائمیت از نظر اسلام و شیعه معنایی خاص خودش را دارد. گسترش عدل و داد، تشکیل ‏حکومت واحد جهانی به دست مهدی، اجرای جهانی احکام اسلام و ... آیا باب توانست ‏چنین کارهایی بکند؟
‏5-‏گفته اید منظور باب از بقیة الله بهاء الله است. در فرهنگ شیعه او حضرت حجت بن ‏الحسن العسکری است. به چه دلیل منظور باب را که خود نخست شیعه بوده و در مهد ‏تشیع نشو و نما داشته، نوع دیگری تعبیر می کنید؟
‏6-‏به کدام مدرک و دلیل می گویید بهاء الله همان بقیة الله است؟
‏7-‏ماجرای پیشگویی عبدالبهاء در باره ی تعداد 24 نفر اولیای امر در بهائیت از نسل شوقی ‏و عقیم بودن شوقی چیست؟
‏8-ماجرای مشروعیت بیت العدل به وجود ولی امر در رأس آن چیست؟
‏9-‏سند حدیثی که در آن بهاء الله مدعی شده است که امام زمان در جابلقاست کدام است؟
‏10-‏چرا مهریه ی زن روستایی فقط باید نقره باشد ولی مهریه ی زن شهری می تواند هم ‏نقره باشد هم طلا؟
‏11-‏چرا سهم الإرث میان زن و مرد فرق دارد؟ با توجه به سخنی که از بهاء الله نقل شده ‏است که باید میان زن و مرد مساوات کامل برقرار باشد.‏
‏12- موضوع سخن بهاء الله در کتاب اشراقات چیست؟ آیا آن مطلب که ‏jooya ‎‏ از آن جا ‏نقل کرده، درست است؟ آیا بهاء الله نبوت و رسالت را پایان یافته می داند؟

spring
پست: 53
تاریخ عضویت: دو شنبه 30 مرداد 1385, 8:21 am
محل اقامت: www.saghar.org
تماس:

پستتوسط spring » یک شنبه 12 شهریور 1385, 12:38 pm

جناب Roozbeh
سنتی است دیرین که هر کسی که در جایی وارد می شود در ابتدا سعی در نشان هوش و استعداد و توانایی و آگاهی خود می کند. خوشحالم که سنت شکنید.
نمی دانم این تاپیک شما بر چه است؟! برای آنکه خوشامدگویی خدمتت عرض کنیم به جواب سوال هایت (!) می پردازیم:
سوالهای 1 الی 9 در حال بحث می باشند. نیازی به تاپیکی چون این نداشت.
سوالهای 10 و 11 حقایقی پنهان را در مورد جناب Jooya بر من مکشوف ساخت و در حال بحث است و دوباره همان!
سوال 12 را نیز به علت مرجع اشتباه معوق گذاشتیم. در مورد خاتمیت انشاءالله به تفصیل بحث خواهیم کرد.
دوباره ورود سنت شکنانیتان را تبریک می گویم.
Spring

roozbeh
پست: 49
تاریخ عضویت: جمعه 10 شهریور 1385, 6:32 pm

پستتوسط roozbeh » یک شنبه 12 شهریور 1385, 2:44 pm

البته که شما هم سعی در این داشتید! پس به سعی خود ادامه دهید چون پیش خودتان رو سفید هستید که تمام سعی خود را کرده اید و هر چه در توان داشتید استفاده کردید! پس طبق همان سنتی که فرمودید به سعی خود ادامه دهید شاید هم ، فرض محال به نتیجه رسیدید!

در ضمن اول ثابت کنید که این سعی سنت است بعد از آن به عنوان یک سنت یاد کنید.

در ضمن از اینکه با این پاسخ های دندان شکن نشان دادید تنها سعی دارید هوش خود را به رخ ما بکشید ممنون ! واقعا چه هوشی! احسنت ! چه استعدادی احسنت چه پاسخ هایی! مرحبا .
اما همین سنت شماست که ما را شکار کرده ای بهار من.

roozbeh
پست: 49
تاریخ عضویت: جمعه 10 شهریور 1385, 6:32 pm

پستتوسط roozbeh » یک شنبه 12 شهریور 1385, 7:43 pm

من به جاهای مختلف این حرف ها و بحث ها سر زدم و دوباره آن ها را خواندم. جویا مدعی است که بهاء الله در ص 293 اشراقات گفته است: الصلوة و السلام علی سید العالم و مربی الامم الذی به انتهت الرسالة و النبوة آیا این را منکرید؟ آدرس غلط است یا اصل مطلب؟

spring
پست: 53
تاریخ عضویت: دو شنبه 30 مرداد 1385, 8:21 am
محل اقامت: www.saghar.org
تماس:

پستتوسط spring » سه شنبه 14 شهریور 1385, 7:31 am

جناب roozbeh
لوح اشراقان به همراه 16 لوح دیگر در کتابی تحت عنوان "مجموعه ی الواح بعد از کتاب اقدس" به چاپ رسیده است کل این کتاب (هر 17 لوح) مجموعا 176 صفحه می باشد.
مطلب ایشان رد اشراقان نیست. اگر خواستید تمام اشراقات را در اینجا بنگارم تا خود قضاوت کنید.
Spring

roozbeh
پست: 49
تاریخ عضویت: جمعه 10 شهریور 1385, 6:32 pm

پستتوسط roozbeh » سه شنبه 14 شهریور 1385, 10:29 am

من نخست به تذکر آقای سردبیر احترام می گذارم و ضمن عذرخواهی از این که جوانی و تندروی کردم، برای آن که بهانه ای به دست یهایی ها ندهم، از حدود ادب و احترام که روش این سایت محترم است، خارج نخواهم شد. ولی اگر شما هم جای من بودید عصبانی می شدید مثل همین مورد که این آقای اسپرینگ گفته است. آقا جان که دیگران ( از جمله جویا) را متهم به نافهمی می کنی، کتاب اشراقات با لوح اشراقان که شما از آن نام برده اید، فرق می کند. اگر منکر وجود کتاب اشراقات بهاء الله هستید، بگویید تا بدانیم و اگر اشتباه کرده و کتاب اشراقات را با لوح اشراقان یکی پنداشته اید، مردانه به اشتباه خودتان اعتراف کنید. کتاب اشراقات همین الان جلوی من است. روی جلد نوشته است: اشراقات و در داخل جلد صفحه ی اول نوشته است: الواح مبارکه ی حضرت بهاء آلله( عینا همین طور: بهاء آلله) جل ذکره الأعلی شامل: اشراقات و چند لوح دیگر. تعداد صفحات آن هم دقیقا 295 صفحه است. حروفش هم خطی است، خط نستعلیق خیلی قشنگ. باز هم می گویم یا اعتراف کن که اشتباه کرده ای، یا پاسخ مطلبی که از آن نقل شده بده. شما هم اگر بخواهی تمام کتاب موجود را که دارم برایت اسکن می کنم. اینجاست که تو را به یک دوئل علمی دعوت می کنم. یک داور اننخاب کن تا شاهد دوئل علمی ما باشد. این پژمان آدم خوش انصافی به نظرم رسید. او هم اگر جوانمردانه داوری کند، می پذیرم. باز هم تکرار می کنم: اشراقات ( روی جلد به همین نام) نزد من موچود است که شامل اشراقات و چند لوح دیگر( داخل جلد به همین نام) نزد من موجود است و در صفحه ی 293 آن هم عینا این عبارت آمده است. شروع این لوح چنین است: حمد مقدس از ذکر و بیان مقصود عالمیان را لائق و سزاست که عالمرا( همین طور سر هم نوشته) بانوار توحید منور فرمود و رایت عظمای انه لا اله الّا هو را بر اعلی مقام عالم برافراشت. سطوت امر او را منع ننمود و از اراده باز نداشت. ... تعالی فضله و تعالی کرمه العمیم و جوده العظیم. ( از این جا به بعد را دقت کنید که در دنباله ی عبارت قبلی آمده است: الصلوة و السلام علی سیّد العالم و مربّی الامم الذی به انتهت الرّسالة و النّبوّة و علی آله و اصحابه دائما ابدا سرمدا.
منتظر جوابت هستم ای اسپرینگ شجاع.

kabuli
پست: 2
تاریخ عضویت: جمعه 17 شهریور 1385, 8:07 pm

پستتوسط kabuli » جمعه 17 شهریور 1385, 8:19 pm

spring نوشته شده:سوال 12 را نیز به علت مرجع اشتباه معوق گذاشتیم. در مورد خاتمیت انشاءالله به تفصیل بحث خواهیم کرد.
Spring


سلام

جناب اسپرینگ عزیز
بفرمائید اینهم صفحه مورد نظر از کتاب اشراقات صفحه 293

تصویر

spring
پست: 53
تاریخ عضویت: دو شنبه 30 مرداد 1385, 8:21 am
محل اقامت: www.saghar.org
تماس:

پستتوسط spring » یک شنبه 19 شهریور 1385, 10:10 am

جناب Kabuli
ممنون از اینکه نقل نمودید. برای بنده اعتراف گیری جناب Roozbeh عجیب است. همان طور که خوشان گفتند آن را بحساب "جوانی و تندروی " ایشان می گذارم.
وجود چنین بیانی به هیچ وجه تناقضی با بیانات حضرت بهاءالله و داعی ایشان -و همچنین حضرت باب- ندارد. ادامه ی این بحث را بنده پیشنهاد می دهم در تاپیکی تحت عنوان "خاتمیت" بررسی کنیم. چون این بح در ارتباط مستقیم با خاتمیت است. دوستان دیگر هم خودشان را برای آن بحث آماده کنند. متون بخوانند!
Spring

roozbeh
پست: 49
تاریخ عضویت: جمعه 10 شهریور 1385, 6:32 pm

پستتوسط roozbeh » یک شنبه 19 شهریور 1385, 1:08 pm

من هم البته ضمن خوش آمد گویی به کابلی گرامی، عرض می کنم: هر چند من جوانم و چه بسا ‏ممکن است تندروی کنم. اما سعی می کنم حق را نپوشانم. جناب اسپرینگ مگر حضرت عالی در ‏همین صفحه نفرموده اید: سوال 12 را نیز به علت مرجع اشتباه معوق گذاشتیم. در مورد خاتمیت ‏انشاءالله به تفصیل بحث خواهیم کرد. ‏
مگر سئوال 12 چیزی به جز همین مطلب بود؟ و باز مگر در همین صفحه نفرموده اید: لوح اشراقان ‏به همراه 16 لوح دیگر در کتابی تحت عنوان "مجموعه ی الواح بعد از کتاب اقدس" به چاپ رسیده ‏است کل این کتاب (هر 17 لوح) مجموعا 176 صفحه می باشد. ‏
مطلب ایشان رد اشراقان نیست. اگر خواستید تمام اشراقات را در اینجا بنگارم تا خود قضاوت کنید. ‏
آیا با این بیانات نخواسته اید اصل مطلب را منکر شوید؟ من البته باز هم از جناب کابلی تشکر می ‏کنم ولی خطاب به ایشان هم عرض می کنم: دوست عزیز شما گویا این بهائیان مظلوم را نشناخته اید. ‏جسارتا من هم می توانستم مدرکی را که شما زحمت کشیده و اسکن فرموده اید، بیاورم، اما چون می ‏دانستم این بهائیان گرامی و مظلوم، موضع گیری روشنی نخواهند داشت، آقای اسپرینگ را به یک ‏دوئل علمی دعوت کردم. ایشان صریحا منکر وجود این مطلب شد ولی اینک که شما آن را آورده ‏اید، ما را به بحث خاتمیت دعوت می کند. هنوز هم ایشان موضع خود را در برابر دعوت بنده به یک ‏دوئل علمی مشخص نکرده است. باز هم معلوم نیست که آیا ایشان اعتراف می کند که به بنده تهمت ‏زده است؟ تا زمانی که چنین اعترافی نکند، به نظر شما بحث با ایشان چه گونه ممکن است. جناب ‏اسپرینگ مردانه به اشتباه خود اعتراف کنید تا بحث خاتمیت را انجام دهیم. چون ممکن است آن جا ‏هم نخست منکر بدیهیات شوید و پس از روشن شدن حق، دوباره بحث را به بیراهه و بلکه کج راهه ‏بکشانید. ‏

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » یک شنبه 19 شهریور 1385, 2:34 pm

spring نشان داد آنچه باید نشان می داد!

ابتدا منکر چنین نصی در بهائیت شد ووقتی نص به او نشان داده شد را ه لجاج بر گزید ه

و گفت تناقض نیست!

اگر تنا قض نبود چرا قبل از ارائه اسکن متن سخن بهاءاله ،آن را نمی پذیر فتید حتی بهایی

آن را دروغ خواند؟

اگر باب نبوت ورسالت ونهایتا تشریع با اسلام پایان گرفته باب و بهاوعباس وشوقی چکاره اند؟

اگر رسالت بوجود پیامبر اکرم (ص) خاتمه یافته و قرار نیست رسالت دیگری بیاید (انتهت به

الرساله والنبوه) پس نسخ آن معنی ندارد!

اگر به همین راحتی متون خود را تاویل وتفسیر من عندی می کنید بحث با شما چه فایده ای

دارد چون هر کس دیگری هم می تواند ادعا کند تفسیر شما غلط و تفسیر من درست است؟

بهایی پژوهان شاهد باشند منطق باحثین بهایی به کجا رسیده فاعتبروا یا اولی الابصار!

spring
پست: 53
تاریخ عضویت: دو شنبه 30 مرداد 1385, 8:21 am
محل اقامت: www.saghar.org
تماس:

پستتوسط spring » یک شنبه 19 شهریور 1385, 7:00 pm

جناب Roozbeh
فرمودید:"آیا با این بیانات نخواسته اید اصل مطلب را منکر شوید؟ "
آیا حرفهای بنده در مورد اشتباه بودن مرجع Jooya به معنای منکر بودن بیان است؟! بنده برآن بودم که منظور ایشان لوح اشراقات است که همان طور که رفت آدرس آن بیان شد.
"من جوان نیستم اما جوانان را دوست دارم" شما نیز جوانید و مشمول این لطف!
ما در اینجا با همگان دوئل علمی می کنیم. الان نیز فکر می کنم که علمی سخن می رانیم و نه غیر علمی که اگر شما چنینید سعی بر آن دارید که علمیش کنید.

جناب Yas
فرمودید:"ابتدا منکر چنین نصی در بهائیت شد ووقتی نص به او نشان داده شد را ه لجاج بر گزید ه و گفت تناقض نیست! "
بنده منکر مرجع شدم که اشتباه از بنده بود -این نیز اعتراف برای جوانانی که دوستشان دارم-ولی منکر آن در بهائیت نشدم. خواهش می کنم در انتخاب واژه دقت کنید.
فرمودید:"اگر تنا قض نبود چرا قبل از ارائه اسکن متن سخن بهاءاله ،آن را نمی پذیر فتید حتی بهایی
آن را دروغ خواند؟ "
بنده آن را مستند می خواستم و به همین دلیل نپذیرفتم -البته هنوز هم سندیت آن را چک نکرده ام-. فکر می کنم اگر فردی به شما هم حدیثی بگوید که مطابق تعالیم آئین مقدس اسلام باشد شما نمی بایستس حدیث را چشم بسته بپذیرید و به دنبال سندیت آن می روید.
بنده متون را "تفسیر من عندی" نمی کنم. نظر آئین بهائی را می نگارم. در مورد باقی سوالاتتان که عرض شد. تاپیکی بزنید تحت عنوان "خاتمیت" آنجا بحث خواهیم کرد.
پس می بینید Springنشان داد آنچ را که باید نشان می داد.
در انتها خواهش می کنم که به ارزش کلمات دقت کنید و در معنایشان مداقه.
Spring

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » یک شنبه 19 شهریور 1385, 8:46 pm

جناب اسپرینگ خوش حالم از این که طرف گفت و گوی حقیر دوست عزیزی است که گویا مانند من یک پایش بر لب گور است و منتظر جناب عزرائیل! چون چنین است، بیاییم هر دوی ما ( و اگر دیگرانی هم که مانند ما هستند) به یاد بیاوریم که قبر و قیامتی هم شاید باشد و حساب و کتابی و پرسش و پاسخی. امیدوارم در پیشگاه عدل الاهی بتوانید از عهده ی پاسخ گویی به سخنانی که در این گفت و گوها بیان می دارید، بر آیید. دوست من، من هم مانند شما هم کهنسالم و هم پیر دیر! در نتیجه اجازه دهید صادقانه با یک دیگر سخن بگوییم. بر اساس آن چه که در گفت و گوهای قبلی آمده است، قرار بر آن شد که حضرت عالی تعیین بفرمایید که اگر حضرت بهاء الله چنین مطلبی را در اشراقات گفته بود، شما چه عکس العملی نشان می دهید؟ آیا فقط خوش حال می شوید؟ البته خوش حالی شما حال ما را هم دگرگون می کند. اما علاوه بر خوش حالی، دیگر چه حالی به شما دست می دهد؟ َآیا به فکر فرو نمی روید؟ آیا با خود نمی گویید: جناب بهاء که رسالت و نبوت را خاتمه یافته و انتها یافت می داند. پس خودش چه کاره است. قربان شما بروم( امشب تا به حال چند بار قربان شما رفته ام!) لطفا ما را به عشق آباد ارجاع ندهید. همین جا بفرمایید این مطلب چه توجیهی دارد. یادتان می اید که یکی از عزیزان بهایی نمی دانم جناب پژمان و شاید هم خود شما در این باب شروع به صحبت کرد و در ضمن آن فرمود که حضرت بهاء الله گفته است در حدیث آمد ه است که امام زمان در جابلقاست و من از او مدرک خواستم تا پس از آن بحث خاتمیت را با و پی بگیرم، ولی هنوز مدرکی ارائه نداده است. دوست پیر من! نکند این مباحث را از باب سرگرمی پی می گیرید. اگر این چنین باشد، وای بر من! لطفا کمی بیندیشید و پاسخ در خور دهید. نخست این مطلب را در باره ی اشراقات (که واقعا منکر آن شدید و این جناب کابلی ناشی گری کرد و آن را عرضه کرد) پاسخ دهید تا به بحث خاتمیت هم بپردازیم. منتظر پاسخ روشنتان هستم، ای پیر روشن ضمیر!

sharif
پست: 3
تاریخ عضویت: دو شنبه 20 شهریور 1385, 6:50 pm

پستتوسط sharif » دو شنبه 20 شهریور 1385, 6:59 pm

ضمن عرض سلام به حضور گرامی اعضای محترم این سایت وزین علمی، بنده از این که به این جمع فرهیخته پیوسته ام، بسی خوشحالم. امیدوارم دوستان شرکت کننده در این مباحث به نتایج مطلوب علمی دست یابند. از شیوه ی بحث شرکت کنندگان در این سایت بسیار خوشم آمد.

spring
پست: 53
تاریخ عضویت: دو شنبه 30 مرداد 1385, 8:21 am
محل اقامت: www.saghar.org
تماس:

پستتوسط spring » چهار شنبه 22 شهریور 1385, 1:52 pm

جناب Jooya
فرمودید:"قرار بر آن شد که حضرت عالی تعیین بفرمایید که اگر حضرت بهاء الله چنین مطلبی را در اشراقات گفته بود، شما چه عکس العملی نشان می دهید؟ آیا فقط خوش حال می شوید؟ البته خوش حالی شما حال ما را هم دگرگون می کند. اما علاوه بر خوش حالی، دیگر چه حالی به شما دست می دهد؟ َآیا به فکر فرو نمی روید؟ آیا با خود نمی گویید: جناب بهاء که رسالت و نبوت را خاتمه یافته و انتها یافت می داند"
به بنده علاوه بر حالت شامانی -که حال شما را هم دگرگون می کند- حالت شعف هم دست می دهد که از قلم افتاده بود. در ضمن بکار بردن جمله ی شرطی گذشته آن هم پس از آوردن آن بیان حضرت بهاءالله و زیارت آن توسط بنده نامعقول و اشتباه است. ای پیرمرد زحمت کش! مطمئن باش که مطالب را "از باب سرگرمی" پی نمی گیرم.
تاپیک "خاتمیت" را بزن تا ادامه ی بحث را در آنجا داشته باشیم. احساس می کنم اجل این تاپیک نزدیک است.

در انتها بد نیست خطاب به Roozbeh و Yas عرض کنم که هر کلمه ای دارای ارزش خاصی می باشد و صد البته دارای معنایی خاص. بیهوده استفاده کردن آن کلمات و نابجا بکاربردن آنان موجبات دهشت ادب دانان را بر می انگیزد. مداقه در این امر را از دست مدهید.
Spring

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » چهار شنبه 22 شهریور 1385, 11:20 pm

جناب اسپرینگ احساس می کنم برای پرسش های کاملا روشن حقیر پاسخی ندارید و طفره می روید. خوش حالی و شعف شما به جای خود، باز هم تکرار می کنم:
ا
گر باب گفته باشد همه ی کتاب ها به جز بیان باید سوزانده شود، شما چه عکس العملی نشان می دهید؟ اگر عبدالبهاء گفته باشد که تعداد اولیای امر در این ظهور اعظم 24 نفرند چه می کنید؟
لطفا با کلمات بازی نکنید. صاف و پوست کنده، رک و رو راست بگویید علاوه بر شعف و شادمان و هر احساس دیگر، چه می کنید؟ سر به سر من پیر مرد نگذارید و تکلیف بحث را روشن کنید. می توانید به راحتی اعتراف کنید که پاسخی جز سکوت و فکر کردن نخواهید داشت خوب همین را بگویید و خیالمان را راحت کنید.

به زودی بحث خاتمیت از منظر باب و بهاء را هم شروع خواهم کرد تا ببینید که در آن جا هم حضرات چه افاضاتی فرموده اند.

احساس شما هم در باره ی پایان یافتن این بخش کاملا درست است. منتهی جوانمردانه بگویید که علت نزدیک شدن اجل این تاپیک، جواب ندادن شما و دیگر بهائیان به پرسشهای مطرح شده است. به نظر من باید به پیشنهاد جناب روزبه بها داد. همان که گفته است اعضای بیت العدل اگر مرد میدان اند پا پیش نهند و به این پرسشها پاسخ دهند.

sharif
پست: 3
تاریخ عضویت: دو شنبه 20 شهریور 1385, 6:50 pm

پستتوسط sharif » پنج شنبه 23 شهریور 1385, 11:05 am

جویای عزیز پیشنهاد میکنم بحثها از این شاخه به ان شاخه نشود بعد از مدتها بحثی در حال به نتیجه رسیدن است اقای اسپرینگ میخواهند بحث دیگری شروع نمایند لذا تا تعیین تکلیف قطعی بحث دیگری شروع نفرمایید

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » سه شنبه 28 شهریور 1385, 5:22 pm

تکلیف پرسش های روزبه چه شد؟ جناب سر دبیر پرونده این تاپیک را باید بست؟

افراشته
پست: 15
تاریخ عضویت: یک شنبه 22 مرداد 1385, 9:12 pm

پستتوسط افراشته » سه شنبه 11 مهر 1385, 3:14 pm

با درود به همه معتقدان به تحري حقيقت
بنده نيز با تذكر ياس خوشبو و نيز پيشنهاد اسپرينگ مبني بر افتتاح يك انجمن مستقل گفتگو ؛ تحت عنوان خاتميت دين اسلام از منظر بهائيت موافقم تا مسئله تداوم فيوضات الهي در هر عصر و زمان مورد بر رسي قرار گيرد .

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » شنبه 15 مهر 1385, 5:04 pm

این تاپیک راهم چون مطالبش در جاهای دیگر تعقیب شد به پایان می بریم خلاصه اش در بخش مناظرات بیاید.


بازگشت به “تناقضات”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان