قائمیت حضرت مهدی(عج)

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

قائمیت حضرت مهدی(عج)

پستتوسط Sardabir » شنبه 15 مهر 1385, 4:53 pm

این تاپیک را هم به تقاضای کاربران می گشائیم تا فقط به بحث قائمیت پرداخته شود.

توضیحا عرض می کنم پیامبر اسلام فرمودند دوازده امام خواهد بود از علی بن ابیطالب تا

محمدبن الحسن العسکری علیهم السلام.آخرین آنها غیبتی طولانی خواهد داشت اما

سرانجام حتی اگر از عمر جهان حتی یک روز بیشتر باقی نمانده باشد ظهور خواهد کرد و دنیا را

از عدل و داد پر خواهد کرد اگر چه از ظلم وستم پر شده باشد.

سید باب نخست ادعای بابیت اورا نمود و بعد ها خود را هماو خواندوبعدا هم توبه نمود.

اما بهاءاله کتاب ایقان را در اثبات دعوی او نگاشت و سعی کرد ویژگیهای قائم را برقامت او راست

آورد.درستی یا نادرستی ادعای قائمیت باب ،بحث این تاپیک است.

توصیه بنده اختصار در حد ده سطر برای هر کامنت است اما مستند.در یک سایت پژوهشی باید

بحث ها مختصر ومفید باشد شایسته فرهیختگان.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » شنبه 15 مهر 1385, 7:24 pm

با اینکه این تاپیک به بحث خاتمیت ربط داشت اما بنده هم هیمنجا مطالب را عنوان میکنم.

1- جناب سردبیر لطفا سخنانه علمای دین خود را تکرار نکنید آخر اگر باب توبه نامه دارد چرا باز اعدادم شده؟؟

2- اگر توبه نامه داره یک نسخه از آن هم قرار دهید تا با خط مبارک که در دارلاثار است مقایسه کنیم.

3- در برخی موارد شاید خود احادیث هم از 10 سطر تجاوز کنند امیدوارم در اینگونه موارد زیاد سخت گیری نکنید چون اونجوری هر حدیث و توضیحش را باید در یک پست ارسال کنیم که خیلی سخت است اما بنده احادیث را جز به جز در مورد هر قسمت و مطابقت آن با دیانت جدید عنوان میکنم.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » شنبه 15 مهر 1385, 7:59 pm

در ابتدا برای شروع این حدیث را که در تاپیک قبلی هم عنوان کرده بودم قرار میدهم.

امام رضا علیه السلام"(امامت منصب اکتصابی نیست)بلکه فضل الهی است که به هر کس بخواهد میدهد چگونه ایشان را رسد که امام انتخاب کنند؟"(کافی ج 1 ص 289)
این حدیث تنها به این جهت نقل شده که لازم نیست حتما امامت از پدر به پسر باشد زیرا یک فضل الهی است . گفته شده به هر کس که خداوند بخواهد عطا میکند پس ایراد گیری بر حضرت اعلی کاملا بی معنا است.

قائم با کتاب و شریعت جدید می آید.

1- امام صادق علیه السلام فرمود: «هنگامی که قائم (عج) خروج می کند، فرمان نو، کتاب نو و روشی نو و قضاوت نو می آورد». («حضرت مهدی (عج)، فروغ...»، ص 111)

((در اینجا به صراحت تمام بیان شده قائم با کتابی جدید می آید که در زیر به آیه ای از قرآن در همین رابطه اشاره میکنم))


2- در کتاب «ذخیرةالالباب»، «غیب» از نامهای حضرت قائم (عج) شمرده شده که در قرآن هم مذکور است و امام صادق علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه:

«ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدیً لِلْمُتَّقینَ * الَّذینَ یُؤْمِنونَ بِالْغَیْبِ (بقره/2و3)

آن کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد و مایه هدایت پرهیزکاران است * (پرهیزکاران) کسانی هستند که به غیب ایمان می آورند».

فرمود: متّقین شیعیان علی بن ابی طالب هستند و امّا غیب، پس او غائب است و شاهد بر این قول خداوند که می فرماید:
«وَ یَقولونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إنَّما الْغَیْبُ لِلّه فَانْتَظِروا إنّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِِرینَ (یونس/20)
:«و می گویند چرا فرو فرستاده نشد بر او آیتی از پروردگارش. پس بگو نیست غیب مگر خدا را پس منتظر باشد به درستی که من با شما از منتظرانم»
یعنی برای آمدن آن غیب، از آیات خداوندی است. («نجم الثّاقب»، باب دوّم،ص 82)

((بسیار روشن است که قرآن خود نیز اشهره ای به دور داشته و در اینجا ذلک عنوان شده یعنی آن کتاب و اشاره به دور دارد و امام صادق هم آنرا تفسیر کرده اند پس مطمئنا نشانه این است که قائم با کتابی جدید میاید چون اشاره به آن کتاب شده و حدیث را هم نمیتوان جعلی شمرد چون با قرآن مطابقت کامل دارد و گفته شده آن کتاب و نگفتند این کتاب که بخواهیم معنی قرآن را از آن برداشت کنیم.))

3- حتی یکی از القاب حضرت مهدی علیه السلام صاحب امر است .

به زودی چند مورد دیگر هم قرار میدهم.

ایمان
پست: 0
تاریخ عضویت: شنبه 15 مهر 1385, 8:35 pm

پستتوسط ایمان » شنبه 15 مهر 1385, 9:12 pm

با سلام و درود خدمت حقیقت پژوهان
بنده دانشجوی کارشناسی ارشد رشته تاریخ میباشم . هفته گذشته در یکی از مباحثات تاریخی در مورد تاریخ قاجار با یکی از همکلاسیها در خصوص بابیه گفتگو میکردیم و بحث ما به درازا کشید . این دوست عزیز بنده را به این سایت رهنمون نمود .
خوشبختانه مباحث منعکسه در روی سایت از نظر تاریخی بسیار با ارزش است . مقالات مورخ برجسته استاد محیط طباطبائی در روشن نمودن زوایای پنهان تاریخ بابیه بسیار آموزنده است .
خوشبختانه ورود اینجانب با مطرح شدن بحث شیرین " قائمیت در اسلام " همزمان شده است . چون یکی از مهمترین صحنه های تاریخی دوران قاجار که متاسفانه مقدار زیادی از ثروتها و امکانات ملی و انسانی ایران در آن دوران را به یغما برد همین شورشهای بابیان و در گیری آنان با قوای دولتی و یا مردم شهر ها و روستاها بود و منجر به کشته شدن طرفین در گیریها شد.
این وقایع تاریخی از آن جهت حساسیت پیدا کرد که در یک جامعه بشدت شیعی و علاقمند و منتظر امام زمان نهضتی جلوه نمود که مدعی بابیت و ارتباط با امام زمان بود.سر دمدار این جریان یعنی میرزا علیمحمد شیرازی فرزند میرزا رضا بزاز
با تاثیر پذیری از تعلیمات شیخیه مدعی شد که وی واسطه میان مردم و مهدی موعود است . طبعا این موضوع طرفداران و مخالفانی در میان مردم پیدا کرد .وی با نگارش کتب و رسائلی در اثبات ادعای خود تلاش نمود . بنده به علت رشته تحصیلی تعدادی از این کتب را ملاحظه و یا از طریق اینتر نت به آنها دسترسی پیدا کرده ام .
نظر به اینکه محور مباحث این تاپیک مسئله قائمیت است لذا با توجه به ادعاهای بهائیان و استناد آنان به احادیث ائمه نشان میدهد که آنان تا امام یازدهم شیعیان را کاملا قبول دارند و اختلاف آنان با سایر مسلمانان در وجود شخص مهدی موعود است .
با توجه به این مقدمه از نظر علمی روش صحیح اینستکه به اقوال و ارای خود فردی که مدعی امام زمان بودن است مراجعه شود و استدلالات را از زبان خود وی شنید . برای مثال برای شناخت آیین سیک در هند و یا آیین احمدیه (که استدلالاتی مشابه بهائیان دارند ) بهترین روش پزوهشی مراجعه به کتابهای خود موسسین این مکاتب است تا ببینیم نظر خود آنان چیست ؟
استدلال و مباحثه کردن روی مشترکات فکری موجب اتلاف وقت است . بنا براین با عرض پوزش از سردبیر دانشمند این سایت ( که امید وار به ملاقات ایشان هستم ) از اینکه سخنان من طول کشید معذرت میخواهم و امید وارم به عنوان یک میهمان تازه وارد عذر خواهی بنده را بپذیرید.
بنا بر این از دوستان علاقمند درخواست دارم از ذکر احادیث و روایات مورد قبول مشترک طرفین خود داری و با فرض اینکه تمام مستندات دوستان بهائی صحیح بوده و جناب میرزا علیمحمد همان مهدی موعود است .
به قول این دوست بهائی ایشان کتاب جدیدی آورده است .خوب ببینیم خود ایشان در این کتب جدید خود چه میگوید و چگونه ادعای خود را اثبات میکند .
از سردبیر محترم درخواست می شود به علت عدم دسترسی اکثر افراد به کتابهای اصلی جناب میرزا علیمحمد امکان اسکن کردن این کتب ویا صفحاتی از کتب مورد مباحثه را فراهم نمایند .
.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » شنبه 15 مهر 1385, 9:50 pm

نخست خدمت دوست عزیز تازه وارد سلام عرض می کنم. شخصا بسیار خوش حالم که با عزیزی تحصیل کرده و به خصوص متخصص در مباحث تاریخی آشنا می شوم. نظر دوستان عزیز بهایی به خصوص میلی گرامی را که عملا سخنگوی بهائیت در این سایت شده است( چون هیچ بهایی دیگری حرفی نمی زند) به نکته ی بسیار مهمی که ایمان عزیز مطرح فرموده است، جلب می کنم. آری دوستان، بهترین دلیل در اثبات ادعای جناب باب مراجعه به آثار ایشان است بسیار به جاست که به این تفسیر مراجعه کنیم و ببینیم ایشان چه ادعایی داشته است. این کار به فرموده ی جناب ایمان بهترین راه برای دانستن ادعای جناب باب است.
و حقیر خدمت عزیزان عرض می کنم که جناب باب در شب پنجم جمادی الاولی سال 1260 هجری قمری در نزد شخصی به نام ملاحسین بشرویه ای که به او باب الباب و اول من آمن می گویند( یعنی باب میرزا علی محمد و نخستین کسی که به او ایمان آورد) ادعای خودش را مطرح کرد و برای اثبات ادعایش بخشی از تفسیر سوره ی یوسف را عرضه کرد. بخشی که او ارائه کرده است سورة الملک نام دارد. جناب اشراق خاوری مبلغ و نویسنده مشهور بهایی در کتاب بسیار مهم و معتبر « رحیق مختوم» تمامی سورة الملک را در صفحات 21 تا 24 کتاب خویش آورده است. این کتاب هم اینک در اختیار حقیر است و من بخشی از سورة الملک را از صفحه ی 22 شاهد می آورم و بهائیان آزاد اندیش و خردورز و مسلمانان فرهیخته و دیگر خوانندگان منصف را به داوری فرامی خوانم:

اللهُ قَد قَدَّرَ أن يَخرُجَ ذلِکَ الکِتابَ في تَفسيرِ أحسَنِ القَصَصِ مِن عِندِ مُحَمَّدِ بنِ الحَسَنِ بنِ عَليِّ بنِ مُحَمَّدِ بنِ ‏عَليِّ بنِ مُوسَي بنِ جَعفَرِ ‏بنِ مُحَمَّد بنِ عَليِّ بنِ الحُسَينِ بنِ عَليِّ بنِ أبي طالِبٍ عَلي عَبدِهِ لِيَکُونَ حُجَّةَ اللهِ مِن ‏عِندِ الذِّکرِ عَلَي العالَمينَ بَليغاً ‏

همانا خداوند مقدر فرموده است که این کتاب( در ضمن میلی عزیز متاسفم که شما نمی دانید در زبان عربی از باب بزرگداشت چیزی گاهی ضمیر اشاره به دور به کار می برند. اگر بگویم سواد نداری ناراحت می شوی و اگر نگویم باید از این همه کم توجهی یا چه می دانم بی سوادی شما دوست عزیز رنج ببرم.) در تفسیر نیکوترین داستان ها( یعنی سوره ی یوسف) از نزد محمد( یعنی امام زمان ) پسر حسن ( یعنی امام عسکری) پسر علی ( امام هادی) پسر محمد( امام جواد) پسر علی ( امام رضا) پسر موسی( امام کاظم) پسر جعفر( امام صادق) پسر محمد( امام باقر) پسر علی( امام سجاد) پسر حسین پسر علی بن ابی طالب خارج فرماید تا از جانب ذکر( یعنی باب) حجتی بلیغ و رسا برای عالمیان باشد.
به این ترتیب جناب باب در این کتاب اعتراف می کند که خداوند مقدر کرده است که این تفسیر از نزد امامان شیعه ( که به یک ایشان را نام می برد) خارج شود. مهم آن است که او صریحا نام امام دوازدهم حضرت محمد بن الحسن العسکری علیهما السلام را می برد. فاعتبروا یا اولی الابصار!

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » شنبه 15 مهر 1385, 10:07 pm

در ضمن خدمت عزیزان خوانندگان این سایت پژوهشی عرض می کنم که حتما تا کنون شاهد بوده اید که هیچ گاه در این سایت مطلبی بدون مدرک عرضه نشده است. و به اطلاع بهائیان ازاده ای که خویشتن را در چنبره ی تشکیلات اسیر نمی کنند می رسانم که در فرصت مقتضی مدرک توبه نامه ی جناب باب را هم از یکی از مهم ترین و معتبرترین کتاب های بهایی عرضه خواهم کرد. البته فعلا اجازه دهید سیر ادعاهای جناب باب را مطرح کنیم تا از نظر تاریخی معلوم شود که بابیان نخستین چه کسانی بودند و چه عقیده ای داشتند.
در ضمن عزیزان مستحضرند که نسخه ی اصلی توبه نامه ی باب در کتابخانه ی مجلس موجود است و هر کس بخواهد می تواند مراجعه کند و آن را از نردیک ببیند و من به دوستان بهایی توصیه می کنم که چنین کاری را انجام دهند.
نکته ی دیگر آن که به جناب میلی و دیگران بهائیان عزیز عرض می کنم که علت اعدام باب ادعایش نبود. چون همان گونه که گفته شد، او توبه کرده بود. علت اعدام او آن بود که به تحریک ایشان سه جنگ داخلی در ایران به راه افتاده بود و پانصد کرور تومان ( که در ان زمان مبلغ بسیار گزافی بود) به خزانه ی دولت ضرر خورده بود و عده ی زیادی کشته شده بودند که البته بعدهاخواهیم دید که آن ها با چه انگیزه ای جنگیده و کشته شده بودند.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » شنبه 15 مهر 1385, 10:58 pm

جناب ایمان عزیز مطالبی جالبی نقل کردید اما ما حضرت اعلی را قائم موعود میدانیم یعنی همان امام 12 پس 12 امام شیعه را قبول داریم.

جناب جویا چون میدانستم بازم به ذلک ایراد میگیرد مانند احادیث قبلی احادیث دیگر عنوان میکنم.گرچه مفهو واضح و مشخص است چون این احادیث بسیار است.در مورد متنی هم که عنوان کردین یه ذره بیشتر تحقیق کنی میفهمی جریان چیه آنقدر در تعصب فرو رفتی که به دروغ و تهمت هم رو آوره ای.

چرا دروغ میگویی جناب جویا؟؟حضرت اعلی کی به این خاطر که شما گفتی شهید شد؟؟ پس ماجرای جناب انیس را چگونه توجیح میکنید؟؟؟ یعنی برای 1 آدم که به قول شما آشوب کرده یک فوج 750 نفری سرباز بیایند؟؟ پس فتوای قتل علما درباره ایشان چه بوده. برو کتابهای دینی بهایی را بخوان بعد ببین آیا چنین حرفی سندیت دارد یا خیر شما که مدعی سند میشوی آنرا از کتب بهایی نقل کن نه از ردیه نویسان شهیر خود.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » شنبه 15 مهر 1385, 11:39 pm

4- حضرت علی علیه السلام : اللّهم انه لابدَّ لارضك من حجّة لك على خلقك، يهديهم الى دينك و يعلّمهم علمك لئلا تبطل حجّتك و لا يضلّ أتباع اوليائك بعد اذ هديتهم به اما ظاهر ليس بالمطاع او مكتتم مترقّب، ان غاب عن النّاس شخصُهُ فى حال هدايتهم فانّ علمه و آدابه فى قلوب المؤمنين مثبتة، فهم بها عاملون. (کماالدین جلد 1 ص 302)
بار خدايا! همواره بايد در روى زمين تو حجتى براى بندگانت داشته باشى تا خلق را به دينت راهنمايى كند، و علم تو را به آنها بياموزد تا حجّت تو تباه نشود و پيروان اولياء تو بعد از آنكه آن‏ها را هدايت كرده‏اى دوباره گمراه نگردند. [حجت تو] يا ظاهر و آشكار خواهد بود كه اطاعت او را نمى‏كنند و يا از ديده‏ها نهان خواهد بود كه مردم در انتظار او به سر مى‏برند. اگر شخص و جسم او در حال هدايت مردم از آنان غائب باشد علم و آدابش در قلب‏هاى عاشقان حق پايدار است و آن‏ها به آن علم و آداب پايبند هستند و به آن عمل مى‏كنند.

((حضرت علی اشاره کردند که خداوند همیشه باید حجتی داشته باشند یعنی این کار استمرار دارد پس خاتمیت یا مسئله حضرت مهدی با این مسئله سازگار نیست.و اشاره شده اگر آشکار باشد اطاعتش نمیکنند و اگر هم پنهان باشد در انتظارش بسر میبرند پس باز هم عمل استمرار را اثبات میکند.))


5- كعب الاحبار مى گويد: «مهدى قائم(عليه السلام) كه از نسل على بن ابى طالب(عليهما السلام) است در اخلاق و اوصاف، شكل و سيما، هيبت وشكوه چون عيسى بن مريم(عليه السلام) است. خداى تعالى آنچه به پيامبران داده، به او نيز با اضافات بيشترى خواهد داد»( بحار الانوار ج 52 ص 226 ،و غيبت نعمانى ص 146)

((جناب جویا توجه کردی چه گفته شده؟ آنچه به پیامبران داده شده اضافه بر آن داده خواهد شد.پیامبران چه داشتند جویای عزیز؟؟درسته کتاب و شریعت جدید یعنی دین جدید یعنی امر جدید یعنی انکار کردن از طرف افرادی چون شما))

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » شنبه 15 مهر 1385, 11:41 pm

6- ابوبصیر از امام صادق (ع) نقل مى‏كند كه فرمود: «... واللَّه لكأنّى أنظر إلیه بین الركن والمقام یبایع الناس على كتاب جدید ...»؛ «به خدا سوگند! گویا نظر مى‏كنم به مهدى در بین ركن ومقام كه با مردم بر كتاب جدید بیعت مى‏كند...»(بحارالأنوار ج 52 ص 294 )

((جناب جویا دوباره دیدی چه چیزی عنوان شده؟؟ گفته شده با کتابی جدید بیعت گرفته میشود پس آن ذلک که شما برای من بیان میکنی بحثش چیز دیگری است))

7- امام باقر (ع) فرمود: «إذا قام قآئم آل محمّد ضرب فساطیط ویعلم الناس القرآن على ما أنزل اللَّه عزّوجلّ فأصعب ما یكون على من حفظه الیوم، لأنّه یخالف فیه التألیف»؛ «هنگامى كه قائم آل محمّد قیام كند خیمه‏هایى برپا مى‏شود ومردم قرآن را آن گونه كه خداوند عزّوجلّ نازل كرده فرا مى‏گیرند، واین امر براى كسانى كه قرآن را امروز حفظ كرده‏اند بسیار دشوار خواهد بود؛ زیرا با آنچه كه الفت داشته واز قرآن مأنوس بوده‏اند مخالفت ومغایرت دارد.»(ارشاد مفید ص 344)


((این یکی واقعا بسیار زیبا بیان شده میدونی چرا جناب جویا؟؟ چون بر کلام خدا ایراد میگیری کتاب بیان رو نقد میکنی و بیانات آنرا تمسخر آمیز میخوانی و بنده هر چه میکوشم تا شما را هدایت کنم فایده ای ندارد.در همین حدیث هم اشاره شده کتاب جدید با قرآن مخالفت و مقایرت دارد. جویای عزیز تا کی میخواهی سر خود را مثل کبک در برف فرو کنی؟؟ فکر میکنی و مطمئنی که راحت درسته؟؟))


جویا جان فعلا این 4 حدیث هم بسه انشاالله باز هم احادیث جدید میاورم مخصوصا در مورد چهره که قبلا هم عرض شد و اگر تمامی علمای شما هم جمع شوند نمیتوانند آنها را نکار کنند.زیرا تمامی آنها مطابقت کامل با حضرت اعلی دارد.

تا بعد...

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » یک شنبه 16 مهر 1385, 4:38 am

بسیار خوش حالم که جناب میلی امام دوازدهم را پذیرفته است. منتهی سخن در آن است که این امام دوازدهم کیست؟ ایشان قاعدتا قائل است که امام دوازدهم حضرت نقطه ی اولی است. بسیار خوب به توصیه ی عالمانه ی جناب ایمان عزیز عمل می کنیم. بهترین راه برای آن که بدانیم امام دوازدهم کیست، مراجعه به خود حضرت باب است. جناب میلی عزیز به جای پاسخ دادن به بیانات حضرت باب در معرفی امام زمان شروع به نقل احادیث باب قائمیت می کند. میلی جان به این کار می گویند طفره رفتن! به این کار می گویند زرنگی کودکانه! به این کار می گویند شانه از زیر بار حقیقت گویی و حق گرایی خالی کردن! به این کار می گویند ناجوانمردی! عزیزم چرا به جای آن که بفرمایی معنای سخن حضرت باب چیست به بیان مطالبی می پردازی که البته جای بحث دارد ولی وقتی صاحب ادعا خودش چیزی می گوید که خلاف فرمایش شماست، وقت ما و خودت را می گیری؟ دوست من لطفا نخست به آن چه که جناب ایمان پیشنهاد کرده اند بپرداز یعنی اعتراف صریح حضرت باب به این که آن چه که در تفسیر سوره ی یوسف می فرماید، برگرفته از امام زمان حضرت محمد بن الحسن العسکری است. لابد می خواهی بفرمایی علی محمد همان محمد است. چون قبلا هم چنین افاضتی فرموده ای!

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » یک شنبه 16 مهر 1385, 12:33 pm

دوستان توجه کنید به زوی که من سئوالاتم را مطرح میکنم چه کسی طفره میرود و فکر میکنم دیگه لازم شده من دور جویای گرامی بگردم.

اولا بنده از همان اول امام دوازدهم یعنی حضرت اعلی را را قبول داشتم.
ثانیا جویای عزیزی پیر گرامی الهی دورت بگردم مطالب را خوب نمیخونی عزیز وقتی هم میگم بخون ناراحت میشی به مثالی که میزنم خوب توجه کن:
به طور مثال فرض کنید من پسر حسین هستم و حسین هم پسر علی ، علی و حسین امام هستند آیا منم باید امام باشم؟؟ جناب جویای عزیز خوبه علت این هم فرق مختلف اسلامی را میدانید که اکثر آنها به خاطر پسران امامان است که هر کسی خود را جانشین پدر میدانست و لی این فضل شامل حال پسر دیگری شد.حدیثی هم که در ابتدا ذکر کردم برای همین بود که شما مثل اینکه خوب نخواندی در این مطلبی هم که قرار دادین اسم و کنیه عنوان شده و نگفتند پسر امام حست عسکری امام است.

جناب جویا من که گفتم محمد همان علی محمد است((البته در این سئوال شما))
ولی مطمئن باشید باشید علی محمد همان محمد است که دو اسمی بودن قائم را برای شما اثبات کردم که به زودی بازم حدیث قرار خواهم داد.

جناب جویا میدانی انهام وارد کردم به دیگران و دروغ گفتم یا تهمت زدن یعنی چی؟؟ حداقل احکام دینی خود را درست اجرا کنید.
در مورد طفره رفتن کسی طفره میرود که حرفی برای گفتن ندارد و به زودی هم معلوم میشود مجددا میتوانید به چه مقدار از سئوالات من جواب بدین. حداقل چیزی بگویید که خود انجام نمیدهید.و مطمئن باشید هر چه قدرم به من بگویید طفره میروم خوانندگان عزیز دیگر با من و شما آشنا شدند میدانند میلی متحری حقیقت است و برای هر سئوال جواب داره ولی جویای عزیز متعصب بی انصاف است که به سئوالات پرسیده شده هیچوقت جوابی نمیگوید.
منتظر احادیث من باشید شاید شما به زودی به قول خودتان انگشت به دهن ماندید.

به احادیث در زیر توجه کنید...

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » یک شنبه 16 مهر 1385, 1:00 pm

8- حضرت علی علیه السلام: اللّهم بلى لا تخلو الارض من قائم لِلّه بحجّةٍ: امّا ظاهراً مشهوراً و امّا خائفاً مَغموراً لئلا تبطُلَ حجج اللّه و بيّناته و كم ذا و أين؟ اولئك واللّهِ الاقلّون عدداً و الاعظمون عنداللّه قدراً يحفظُ اللّه بهم حُججه و بيّناته... اولئك خلفاء اللّه فى ارضهِ و الدعاةِ الى دينهِ. (نهج البلاغه)
... بارخدايا آرى! زمين از امامى كه قيام بر حق كند خالى نخواهد ماند. او يا آشكار و شناخته شده است يا ترسان و پنهان است تا حجت‏ها و دليل‏هاى روشن خدا (يعنى اصول و احكام دين و تعاليم انبياء) از بين نرود. اما اينكه ايشان چند نفرند و كجايند؟ به خدا سوگند از نظر تعداد آن‏ها بسيار كم هستند ولى از جهت منزلت و بلندمرتبه‏گى در نزد خداوند بسيار بزرگوارند. خداوند به وسيله ايشان حجّت‏ها و دليل‏هاى روشن خود را حفظ مى‏كند... آنان خلفا و نمايندگان خدا در روى زمين هستند و مردم را به سوى دين و احكام و مقررات او دعوت مى‏كنند...

((مجددا حضرت علی بر استمرار اشاره دارند و گفته شده این امامان غائب کم اند پس در ادیان بعدی هم وجود دارد همانطور که در ادیان قبلی وجود دارد زیرا حضرت علی گفتند خداوند زمین را از امامان خالی نخواهد کرد پس بر آینده هم دلالت میکند))


9-حدیث معرف پیامبر اسلام که جناب سردبیر هم به اون شاره کردند
«مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِف إمامَ زَمانِهِ، ماتَ مَیْتَةً جاهِلیّةً (اصول کافی ج 1 ص 375 ، بحار الانوار ج 23 «باب وجوب معرفة الامام» ص 89 حديث 35 و از كتب اهل سنّت: شرح مقاصد تفتازانى ج 5 ص 239، «الفصل الرابع فى الإمامة» منشورات شريف رضى)
: کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناخته باشد، مرگ او مانند مرگ افراد دوران جاهلیّت است.»

((معنی زمان کاملا مشخص است و حضرت محمد گفته اند کسی که بمیرد و امام زمان خودش را نشناسد پس برای هر زمان یا دوری امامی قرار داده میشود و باز هم استمرار از این جمله برداشت میشود زیرا دستور کلی است یعنی هر کسی باید امام زمان خودش را بشناسد و همه که در یک زمان زندگی نمیکنند پس برای هر زمانی امامی در نظر گرفته میشود.))

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » یک شنبه 16 مهر 1385, 1:13 pm

10- ابن عباس در حدیثى از رسول خدا (ص) نقل مى‏كند كه فرمود: «... وجعل من صلب الحسین أئمّة یقومون بأمرى ویحفظون وصیّتى التاسع منهم قآئم أهل بیتى ومهدىّ أمّتى أشبه الناس بى فى شمآئله وأقواله وأفعاله. یظهر بعد غیبة طویلة وحیرة مضلّة فیعلن أمر اللَّه ویظهر دین اللَّه جلّ وعزّ...»( (كمال‏الدین، ص 256 ؛ بحارالأنوار، ج 36، ص 227)
«... وازصلب حسین امامانى قرار داد كه به امر من قیام كرده ووصیت مرا حفظ خواهند نمود، نهمین از آنها قائم اهل بیت من ومهدى امت من است. او شبیه‏ترین مردم به من در شمایل واقوال وافعال است. بعد از غیبتى طولانى وحیرتى گمراه كننده ظهور خواهد كرد، آن گاه امر خدا را اعلان كرده ودین او را ظاهر خواهد نمود...»

((جویا جان توجه کنید عنوان شده امر خدا را اعلام و دین اورا ظاهر میکند دین اسلام که ظاهر است پس باید دینی جدید بیاورد تاظاهر شود و گفته هم نشده دین اسلام را مجددا ظاهر میکند چون کاملا بی معنا است چون چیزی که پنهان است همیشه ظاهر میشود پس منظور دینی جدید است که ظاهر میشود))


11- امام باقر (ع) فرمود: «صاحب امر، مهدى نامیده شده به جهت آنكه تورات وسایر كتاب‏هاى آسمانى را از غارى كه در انطاكیه واقع شده خارج مى‏كند وبین اهل تورات به تورات واهل انجیل به انجیل واهل زبور به زبور واهل قرآن به قرآن حكم خواهد كرد»( الغیبة، نعمانى، ص 125)

((باز هم عنوان شده با هردین مطابق آن دین صحبت میکند و عنوان شده با اهل قرآن به قرآن حکم میکند پس باید خود بی طرف باشد یا دین دیگری داشته باشد که از هر کتب بنا بر همان دین حکم کند زیرا تنها انسان بی طرف اینگونه حکم میکند و گفته شده با اهل قرآن حتی بیان نشده او از اهل قرآن است. البته تفسیر درست این حدیث قضاوت عادلانه است اما قضاوت عادلانه تنها در یک صورت انجام میشود که فر کاملا بی طرف باشد پس قائم باید دین دیگری داشته باشد.))



جناب جویا امیدوارم به این آیه از قرآن بر خورده باشید که خداوند در آن میفرمایند:
{وَالَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا}؛ «وكسانى كه در راه ما جهاد وكوشش كنند البته ما آنها را به راه‏هایمان هدایت خواهیم كرد.»(سوره عنكبوت، آیه 69)

انشاالله ستیزه جویی شما به پژوهش حقیقی تبدیل شود تا به راهی که خداوند فرموده اند هدایت شوید.

تا احادیث بعدی...

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » یک شنبه 16 مهر 1385, 4:36 pm

میلی عزیز آوردن این همه حدیث دردی را دوا نمی کند و ما را به نتیجه نمی رساند. پند جناب ایمان را فراموش نکن.بهترین راه برای اثبات ادعای باب مراجعه به سخنان خود اوست.چرا از طرح این مطلب واهمه داری؟
دوست عزیز یقین بدان مانند احادیث قبلی که چون به بررسی آن ها پرداختیم رسوایی بزرگی به بار آمد اما حقیر از کنارش گذشتم. یقین بدان که بررسی احادیثی که می آوری به اثبات بیشتر امام زمانی که ما شیعیان به آن معتقدیم می انجامد و موجب رسوایی بیشتر کسانی می شود که میرزا علی محمد را امام زمان می شمارند. اما عزیزم تا زمانی که شما به پاسخ گویی به اعترافات باب در باره ی شخص حضرت محمد بن الحسن العسکری نپردازی، و اعتراف نکنی که در این باره پاسخی نداری، من به هیچ روی به بررسی این احادیث نمی پردازم. منتظرم بفرمایی که حضرت باب در شب پنجم جمادی الاولی سال 1260 هجری قمری در اثبات ادعایش به جناب ملا حسین بشرویه ای چه مدرکی ارائه داد. اگر کپی پیست کنم ناراحت می شوی. ارجاع می هم که خودت مجددا بخوانی.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » یک شنبه 16 مهر 1385, 5:30 pm

دوست عزیز خیلی برام جالبه شما که کتب ما را قبول نداری چگونه میخواهی از آنها برای شما دلیل بیاورم؟؟
در ضمن شما وقتی میخواهی حضرت محمد را برای مسیحیان اثبات کنید از قرآن دلیل میاری یا از انجیل؟؟و فکر میکنم باید از چیزی برای سندیت استفاده کنیم که هم شما قبول داشته باشی و هم ما این حرفت هم که یادت نرفته ، گفتی از رو قرآن و احادیث اسلامی با هم بحث کنیم؟؟ جدا متاسفم برای شما هر طرف که باد بوزد شما هم سریعا به همان جهت تغییر مسیر میدهید.از رو کتب خود دلیل میارم میگی از رو قرآن بیار از قرآن دلیل میارم میگی از رو کتب خودت بیار. از کتب دیانت بهایی دلیل میارم میگی از کتب مظاهر مقدسه بیار ((جویا جان اینها چیزی جز تناقض بر صحبتهای شما نیست که یه جوری میخواهید انکار کنید اما نمیتوانید))

یقین میدانم که نمیتوانی این احادیث را انکار کنی و این هم جز حربه ای قدیمی از شما نیست که خوانندگان را به سمت صحبتهای خود بکشانی و مطمئن باش اگر بتوانی باعث رسوایی شوی خوشحال میشم چون نمیتوانی اینکار را بکنی مانند سئوالات در قسمت خاتمیت.من صریحا اعلام میکنم منتظر رسوایی های جناب جویا هستم تا ببینم به این حرفش که گفته عمل میکند یا نه...

جناب جویا چرا الکی مسئله را میپیچانی بنده برای شما مثال زدم و گفتم کجا این آیه عنوان شده محمدبن الحسن العسکری امام است؟؟ در چه مورد باید اعتراف کنم اینکه محمد پسر امام حسن عسکری است؟؟ این که واضح و مشخص است ولی شما در کجای این آیه دیدی که اورا قائم بخوانند؟؟جویا جان منتظر مردانیتی که خود میگویی هستم.
شما هم بهتره الکی طفره نری که تا من اعتراف نکنم به احادیث نمیپردازی چون هنوز احادیثی که موجب انگشت به دهان موندن شماست را ارائه نکردم به قول معروف برگ برنده فعلا دست منه و شما نه در مورد خاتمیت و نه در مورد قائمیت هیچ نداشته ای که بگویی.

جویا جان دوباره که داری بازی جدیدی شروع میکنی یعنی دوست داری منم به اعتراف گیری روی بیارم و بگم تا وقتی اعتراف نکنی به سئوالاتت جواب نمیدهم؟جویای عزیز قبلا دیدی که منم در بازی کردن مثل خودت استادم پس با من از این بازی ها نکن چون واقعا خوانندگان شک میکنند پیر خردمند سایت حرفهای به دور از منطق بزنه، آخه تو کدام مباحثه میگن تا وقتی اعتراف نکنی من چیزی نمیگم؟؟(عجب)
البته نمیتوانید چیزی هم بگویید و من به ادامه احادیث خود میپردازم و شما هم اگر توانستی انکار کن و منتظر احادیثی باش که انگشت به دهان بمانی.

به احادیث جدید در زیر توجه کنید....

سهیل
پست: 1
تاریخ عضویت: جمعه 31 شهریور 1385, 8:52 pm

پستتوسط سهیل » یک شنبه 16 مهر 1385, 5:33 pm

سردبیر محترم
اعضای محترم سایت
به همه ی شما درود میفرستم و ضمن احترام به بردباری ومتانت نویسندگان و مناظرین ، از طرح مطالب در نقد و بررسی دیانت بهایی که بیش از یکصدو شصت سال است که در سرزمین ایران ظاهر شده است خوشحال هستم و فرصت را غنیمت میشمارم تا نکاتی را بعنوان تذکار عرض نمایم. در غرب اینگونه بحث ها از سابقه طولانی برخوردار است ومباحثه کنندگان اصولی را رعایت مینمایند تا ناظران از هر صنف بهره خودرا داشته باشند . برخورد افراد در اینگونه گفتگوها مبتنی بر افقهای فکری و درک شان از شرایط میباشد . بنده ملاحظه میکنم که بعضی اعضا در سایت شما اینگونه قلمداد مینمایند که از سوی جامعه بهایی دارای نمایندگی بوده وحتما باید در هر زمینه اظهار نظر نمایند بدور از اینکه ایا سخن درستی میگویند یا خیرو متاسفانه این تصور خطور مینماید که کل جامعه همچون اقا یا خانم میلیاردر است در حالیکه اینگونه نیست در جامعه بهایی افراد محقق و اهل نظر جه در داخل و جه در خارج فراوان هستند و قادرند در محیطی کاملا دوستانه به گفتگو بپردازند . من به سهم خود از طرف اقا و خانم میلیادر از همه اعضا و سردبیر محترم عذر خواهی مینمایم و اورا از نظر خود بهایی نمیدانم چون هنوز با اخلاق بهایی فاصله دارد و شایدهم بهایی نباشد
با تقدیم احترام

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » یک شنبه 16 مهر 1385, 5:38 pm

12- امام باقر (ع) «...هر گاه مهدى خروج كند به امر جدید وكتاب جدید وسنت جدید... قیام خواهد كرد».
{ بحارالأنوار، ج 52، ص 230)

((جویا جان باز هم اشاره به امر جدید و کتاب جدید شده یعنی قائم شریع جدید میاورد))


13- امام باقر (ع): «...هر گاه قائم آل محمّد خروج كند به سنت جدید وقضاوت جدید قیام خواهد نمود».( بحارالأنوار، ج 52 ,ص 348)

(( در اینجا هم سنت جدید و قضاوت عنوان شده که در حدیثهای قبلی اشاره به قضاوت شده بود یعنی کسی قضاوت میکند که بی طرف کامل باشد))

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » یک شنبه 16 مهر 1385, 5:49 pm

سهیل جان از لطف شما صمیمانه سپاسگزارم و در حق شما دعا میکنم.راست میگویید بنده بهایی نیسم اگر شما بهایی هستید بفرمایید این گوی و میدان ...

14-خداوند در قرآن میفرماید: وَلَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِى ارْتَضى لَهُمْ...( سوره نور، آیه 55) «ودینى را كه براى آنها پسندیده است پیاده خواهد نمود.»

((جویا جان باز هم اشاره به دور شده و گفته نشده دین پسندیده قرار گرفته که اسلام را برداشت کنیم گفته شده دینی که بر آنها پسندیده است پیاده خواهد نمود البته باز هم ممکن شما عظمت را برداشت کنید که این برداشت شماست زیاد تاثیری نداره چون احادیث از حد تواتر گذشته و هنوز هم ادامه داره ))

15- كلینى به سند صحیح از حسین بن علا نقل كرده كه گفت: «قلت لأبى‏عبداللَّه (ع): تكون الأرض لیس فیها إمام؟ قال: لا.»؛ «به امام صادق (ع) عرض كردم: آیا ممكن است كه زمین بدون امام باشد؟ حضرت فرمود: هرگز.»(كافى، ج 1، ص 178)

((جناب جویا اگر امام زمان که شمامیگویید بیاید که امامان تمام میشوند!!! اما اینجا عنوان شده که زمین بدون امام نمیماند که بر میگرده به اصل خاتمیت و منظور همان رهبران دینی هستند))

تا بعد و احادیث بعدی...

سهیل
پست: 1
تاریخ عضویت: جمعه 31 شهریور 1385, 8:52 pm

پستتوسط سهیل » یک شنبه 16 مهر 1385, 6:00 pm

جناب جویا

اجازه میخواهم من قدری در این زمینه بحث نمایم
حضرت اعلی در درسهای جناب سید کاظم رشتی بارها حاضر شده اند و شیخیان یعنی شاگردان شیخ احسایی ایشان را شناسایی نموده و به علو مقامات انحضرت اشنا بودند حضرت بابالباب نمونه ای از شاگردان سید بودند که بدنبال باب سوم بودند سید کاظم خودرا باب امام دوازدهم میدانست و با ایشان ارتباط داشت اصلا اگر چنین نبود کسی گرد او جمع نمیشد من اینهارا بادلایل تاریخی عرض مینمایم اصولا شیخیه محصول امامت و غیبت امام دوازدهم شیعه میباشد حضرت باب از شدت محبت در امام دوازدهم فانی بودند و این چه عیبی دارد یا بقیتالله قد فدیت به کلی لک کلام روشن حضرت باب است ایشان مانند سایر مردم شیعه بودند و معتقد حضرت ملا حسین بشرویی بواسطه ارایه کتاب قیوم الاسما و با همان عبارات که این کتاب را از جانب انحضرت اوردهاند زمینه گرایش حروف حی را فراهم نمودند پس مطلب روشن است نیازی به حدیث اوردن نیست

ایمان
پست: 0
تاریخ عضویت: شنبه 15 مهر 1385, 8:35 pm

پستتوسط ایمان » یک شنبه 16 مهر 1385, 8:48 pm

با سلام خدمت دوستان گرامی
از مشاهده این شور و حال در مباحثات مشعوف گردیدم .به جرئت میتوان گفت این فضای باز و آزاد گفتگو را در کمتر سایتی فارسی مشاهده کرده ام .اگرچه گاهی اوقات مباحثه کنندگان دچار احساسات شده و کلمات نامعقول ایراد میکنند .
بهرحال از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است .بنده اگرچه رشته تاریخ میخوانم ولی به علت نیاز به زبان عربی و آشنائی با تاریخ اسلام با مفاهیم مذهبی نیز آشنائی دارم .
از جباب جویا که استدلال بنده را مورد تایید قرار دادند تشکر میکنم .مجددا تکرار میکنم که اختلاف ما شیعیان به طور اخص با بهائیان در وجود شخصی است بنام " محمدبن الحسن العسکری" که ایشان طبق احادیث فراوان همان مهدی موعود و فرزند بلافصل امام یازدهم است .اتفاقا از نظر تاریخی نیز بابیهائی که در بعضی شهرها شورش نموده و حتی دست به اسلحه برده و با قوای دولتی ویا مردم جنگیدند خود را سرباز و یاری کننده امام زمان میدانستند که تحت رهبری میرزا علیمحمد باب زمینه ظهور حضرت مهدی را آماده میکنند.
البته بنده با این افرادی که به نمایندگی از بهائیان دارند دفاع میکنند آشنائی ندارم ولی از اینکه برای اثبات نظریات خود به احادیث پیامبر و امامان شیعه مراجعه میکنند نظریه بنده در مورد اینکه آنان تا امام یازدهم را قبول دارند مجددا اثبات میکند و اینکه کتب حدیثی را نیز قبول دارند .
بنابر این چون برای امثال بنده روشن نیست که انها از طرف جامعه بهائیت صحبت میکنند یا نظر خودشان را میگویند لذا مجددا تکرار میکنم که به سراغ خود جناب میرزا علیمحمد باب برویم تا ببینیم ایشان چه میگوید ؟
برای ما مسلمانان ایمان و اعتقاد به مهدی موعود با همه خصوصیات ذکر شده در احادیث امری روشن و اثبات شده است . حال شخصی آمده و میگوید من امام زمان شما هستم .
امثال بنده که در دوره قاجار زنده نبوده تا موفق به دیدار ایشان شویم و حرفهای ایشان را بشنویم.
بناچار بعد از حدود یکصد و شصت سال بنده به عنوان یک مورخ به کتابخانه ها مراجعه میکنم و سراغ کتابهای این شخص میگردم همچنانکه این دوستان بهائی هم به کتابهای حدیث مراجعه کرده و از قول امامان شیعه مطلب نقل کرده اند.
این مطلب نقل شده توسط جویا از سوره الملک برای بنده تازگی داشت ولی من موفق به دستیابی به کتابی بنام صحیفه عدلیه از آثار جناب باب شده و به رسم امانت از روی آن کپی گرفته و سپس اصل آنرا به استادم تحویل داده ام.این کتاب اگرچه قطور نیست ولی بعد از مطالعه آن متوجه شدم که آن کتاب تایید مجددی بر عقاید شیعه و اثبات قائمیت و مهدویت حضرت امام زمان است و این موضوع از نظر تاریخی و اعتقادی با ادعای این دوستان مباحثه کننده که ایشان را خود امام زمان میدانند در تضاد و تناقض است .
لذا همانطور که شواهد تاریخی نشان میدهد بابیها هم ایشان را امام زمان نمیدانستند و در اثر عقاید شیخیه به تداوم بابیت برای امام زمان معتقد بودند ( بحث بابیت در جای دیگری قابل بحث است ).


بازگشت به “نگاه به ادیان”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان