خاتمیت پیامبر اکرم(ص)

Nasim
پست: 0
تاریخ عضویت: یک شنبه 9 مهر 1385, 11:36 pm

پستتوسط Nasim » یک شنبه 16 مهر 1385, 10:42 am

الله ابهي .
سلام بر دوستان عزيز بهايي و مسلمان .
به عنوان ناظر بي طرف و كسي كه حتي يك بار از هم كيش خود به دليل نوع بيانش انتقاد كردم ، از جناب سردبير مي خواهم كه در نوشته هايشان مراعات بي طرفي را بكنند . ب هر حال ما مي دانيم كه گردانندگان سايت ، مسلمان هستند و سايت در جهت ترويج آيين ما حركت نمي كند . اما دست اندر كاران توجه داشته باشند كه بي حضور ما بهاييان نيز تمام مباحث بي اثر مي شود .
سردبير محترم مي توانند تمام تاپيك ها را قفل كنند و از قبل اعلام كنند كه بهاييت جواب نداشت . ما هم مي توانيم همين حرف را بگوييم . اما تحري حقيقت لوازم ديگري دارد كه مهم ترينش بي طرفي ، يا حد اقل عدم جانبداري متعصبانه است .
از ميلياردر عزيز ، جهت اصلاح نوع بيان قبلي سپاسگزاري مي كنم و او را همچنان به سعه ي صدر بيشتر و ادبيات دلنشين تر دعوت مي كنم .

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » یک شنبه 16 مهر 1385, 11:38 am

علارقم میلم مجددا باید لحن صحبتم را عوض کنم

جناب جویا مجددا ابراز تاسف میکنم که باز هم برای خودت دلیل و مدرک میاوری و بیانات را تاویل میکنی در صورتی که من یک بار تا به حال نه بیان قرآن را تاویل کردم و نه بیانات کتب خودم را اما شما همه چیز را تفسیر میکنی مخصوصا در مورد تحریف که برای من خیلی جالب است. جناب حقیقت جوی متعصب و بی انصاف اگر ذلک به قول شما در برخی مواقع اشاره به بزرگی چیزی دارد اینجا هم به همان معناست و در مورد عظمت ظهور که من در این رابطه به نص خود مبارک برای شما مطلب قرار دادم.((کاملا عنوان شده بود در مورد 1000 سال باید معنای واقعی برداشت شود)) و بعد هم حضرت بهاالله در مورد عظمت این ظهور خودشون بیاناتی عنوان داشتند و بعد هم حضرت عبدالبها مجددا آنها را عنوان کردند و همه اینها نشانه از عظمت ظهور داره این همه مینویسی و تفسیر میکنی اما اون جا هایی که لازمه را اون طور که میخوای برداشت میکنی و اون جاهایی که به ضررته اصلا نمیبینی که باز هم باید بگویم از یک پژوهشگر پیر و سالخورده که به نظر میرسد به همه علوم دینی مهارت داره چنین کارهایی بعید است .و باز هم میگویم عظمت این ظهور به حدی است که صریحا عنوان شده تمامی انبیا بعد تعالیم خود را بر اساس این دیانت قرار خواهند داد.

جناب جویا حال من تناقض در حرفهایم هست یا شما که یک بار معنای ظاهر را برداشت میکنید و یک بار معنای باطن؟؟ یا یکبار که اصلا قبول نمیکنید؟؟یا در بعضی مواقع که اصلا سیستم شما خراب شده و چیزی نشان نمیده؟؟

جویای عزیز اگر از من میخواهی از کتب برای شما سند قرار دهم بنده هم از شما سند در مورد تحریف را از قرآن میخواهم و هر بار از خودت برای من تحریف را معنا نکن.((سندیت قرآن در مورد تحریف قرار بده فکر میکنم یکی از دوستان قرار بود چنین کاری بکند پس کجاست این دوست؟؟ جناب جویا تمام مطالب من سند دارد کدام مطلب شما سند دارد؟؟ برای بار چندم این مساله را عنوان میکنم سندیت قرآنی ذکر کنید به اینکه کتب قبل تحریف شده یا آمیزه ای از حق و باطل است به قول خودتان به نظر میرسد جناب جویا به راحتی حق را از باطل تشخیص میدهد و قراره 1 ماه سندیت عنوان کند اما مثل اینکه نمیتونه))

در مورد کتاب زبور باز هم عرض میکنم قرآن کتاب زبور و تورات را قبول دارد اما جناب جویا قبول ندارد. در مورد قائم هم میخواستم خود شما این مطلب را عنوان کنید وقتی قرآن میگویید زمین مال بندگان صالحم است یعنی ماله امت بنی اسرائیله پس شما چرا میگین قراره همه جا دین اسلام ترویج بشه؟؟ حتی خود قرآن به این مطلب اشاره کرده که بنی اسرائیل وارث زمین هستند((معنی وارث را که میدانید یعنی چه؟؟ یعنی زمین باید ماله آنها باشد شما از آن ارث نمیبرید))

جناب جویا هر بار که مرا متهم میکنی اما تمامی عزیزان شاهدن که برای هیچکدام از سئوالات من جوابی نداردی و سندیتی قرار ندادی پس بهتره زیاد خودتو خسته نکنی .
جناب مرد مگر قرار نبود مردانیت خودت را اثبات کنی پس کجاست آن آیه هایی که برای سندیت باید ذکر کنی؟؟

مجددا سئوالات بی پاسخ را اعلام میکنم دوستان عزیز.

1- آیات مربوط به تحریف را از قرآن ذکر کنید ((حتی هر آیه ای که بگویید کتب قبل آمیزه ای از حق و باطل است به قول خودتان که فکر کنم 1 ماه قراره آیه بیاورید))

2- چرا موعودی که در انجیل بشارت داده شده با حضرت محمد که عنوان شده موعود انجیل است فرق دارد.((به نص صریح قرآن این مطلب اشاره شده))

3- چطور است که قرآن بنی اسرائیل را امت صالح بر روی زمین میداند و آنها را وارث زمین میداند((یعنی زمین به آنها میرسد)) اما شما میگویید حضرت مهدی قراره آنرا به شما بدهد.((به نص صریح قرآن))

4- چگونه است که دین مسیحیت به نص صریح انجیل تمام شده است اما اسلام ظهور کرده.

جناب جویا حالا من طفره میرم یا شما ای مرد بزرگوار حداقل چیزی بگو که خودت به توانی به آنها عمل کنی و این همه تقلای تو بی نتیجه است چون از اول تاپیک تا الان به هیچکدام از سئوالات جواب ندادی شایدم نمیبینی، اگر در سیستم شما این سئوالات دیده نمیشه در سیستم دوستان دیگر که خواننده ی مطالب من و شما هستند دیده میشه شاید برای اونها هم سئوال باشه حتی دوستان مسلمان و هم کیشان شما و ببینند جز بیانی که حضرت بهاالله در مورد حقیقت مظاهر ظهور زدند چگونه به این سئوالات میخواهید پاسخ دهید.

تا بعد...

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » یک شنبه 16 مهر 1385, 11:43 am

دسوت گرامی مهر عزیز قبلا هم این بیانات را به جناب جویا گفتم و خود میداند اگر بگویید جوابی ندارم یا ترسیدم و.. برای من فرقی ندارد بنده تهدیدم نکردم حقیقت مطلب را عنوان کرد.

نسیم گرامی با سپاس از ابراز محبت شما اما از ابتدا تاپیکها را بخوانید هر بار جویای عزیز را با عنوان دوست گرامی خطاب میکنم که فکر میکنند شعار میدم اما این دوست گرامی هر گونه تهمت و دروغی که میخواهد به من میچسباند بنده ایوب که نیستم بلاخره صبرم حدی دارد.در کل این سایت مطالب را بخوانید اگر حتی کافرم باشم به قول دوستان اما به عنوان یک کافر آیا مطالب رکیکی مثل آنها بیان داشته ام؟؟تهمت یا دروغی گفتم؟؟
حقا کمال بی انصافی را این دوستان در حق من انجام میدهند و هر بار میگوییند شعار میدهم. حال میگویید من با این عزیزان چگونه برخورد کنم؟؟

جانتان خوش

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » یک شنبه 16 مهر 1385, 11:45 am

جناب نسیم
از اینکه ناظر بی طرف باشید بسیار خوشحالیم.درهر مناظره ای به ناظر بی طرف نیاز است.
به بحث میلی دقت کنید و بی طرفانه او را مورد ارزیابی قرار دهید:رعایت ادب را نمیکند،برای همه تصمیم می گیرد،قواعد سایت را مراعات نمی کند و خیلی بد از بهائیت دفاع می کند بطوریکه بسیاری از همکیشان شما که با کمال دقت بحث های نو وناشنیده این سایت را تعقیب می کنند خصوصی از چنین رفتار بی ادبانه او برای من اظهار ناراحتی کرده اند.شتابزدگی ویژگی دیگر اوست به متن هایش دقت کنید اهل تعمق نیست و به کنه سخن باحث نمی اندیشد.
به او گفته می شود به جای متن های غیر مرتبط با موضوع تاپیک ،فقط در چند خط مطلب
مورد ادعای خود را از عهدین آدرس بدهد مبنی بر ادعای خاتمیت موسی و عیسی.
باز مطالب دیگرمی فرستد و توضیح قائمیت در تاپیک خاتمیت می دهد و...
ناگزیر به او گفته شد اگر حرف مرتبط با موضوع نزنی و مدارک حرفت را از عهدین نیاوری
تاپیک را مختومه می کنیم وبه بحث بعدی می پردازیم.
ضمنا عرض کنم روزی چند هزار نفر میهمان ما هستند که بسیاری از آنها بهایی اند.مستقیم یا غیر مستقیم از این کار تجلیل کرده اند و گفته اند تسلط باحثین مسلمان بر متون بهائی بی نظیر است و سخن بی مدرک گفته نمی شود.
تحری حقیقت حکم می کندبهائیان این فرصت را مغتنم شمارند نه که به یکدگر توصیه نخواندن وندیدن سایت را نمایندبه گمان متروک شدن سایت!
خود شما در تاپیک ایقان حضور دارید و استحکام مطالب را می بینید واز یاس هم تشکر کرده اید.این را قدر بدانیم و به ادامه اش امداد رسانیم.از شما هم مجددا تشکر می کنم.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » یک شنبه 16 مهر 1385, 12:21 pm

خدایا بر حق دوستان دعای مرا بپذیر

جناب سردبیر کجا بی ادبی کردم؟؟
برای چه کسی تصمیم گرفتم اینکه میگم یه پست را پاک کنید ناراحتی داره؟
جناب سردبیر فعالا که دفاع کردم چه کسی گفته بد دفاع کردم؟؟به نظرتون چرا دوستان دیگه شرکت نمیکنند اگه ناراحتین میتونم منم دیگه شرکت نکنم.
جناب سردبیر به آن هم کیشان بگویید اگر راست میگویند خودشان بیایند جواب بدهند((لطفا یک دروغی بگین که قابل باور باشد))
به متون خود و جویا دقت کن و تعمق کنید ببینید پر از توهین است.
بنده مورد ادعا را قرار دادم مثل اینکه سیستم شما هم مثل جویا خراب شده و متن مجددی که از کتاب زبور با استناد از قرآن قرار دادم نیمیبینید.((سردبیر عزیز زبور و تورات ماله عهد عتیق است حال دیگر از چه عهدی برای شما آیه بیاورم))
بعد از باز شده قائمیت کدام پست من مربوط به قائمیت است که در خاتمیت بیان شده؟؟

جناب سردبیر باز هم باید بگویم متاسفم که وقتی از عهدین هم برای شما مطلب قرار دادم همچنان دنبال مطلبید جدا دوست دارید از کتب آنها چه چیز دیگری قرار دهم؟؟

شما که راست میگویی جناب سردبیر چند تا از متون جویای عزیز در مورد اسلام از جمله تحریف که سندیت دارد ذکر کنید.

جناب سردبیر مطمئن باشد بنده تحری حقیقت کرده ام اما با شما با زبان نرم سخن گفتم خیلی سخت است گرچه هنوز هم تندی از من مشاهده نشده اگه شده بفرمایید.

انشاالله وقای قائمیت و خاتمیت اثبات شده تمامی این مطالبی که شما و دوستانتان در سایت قرار دادین همه نادرست حساب میشود.

سردبیر گرامی جدا شما بی طرفی که این حرفهارو زدین؟؟
بهتره به جویای عزیز بگی متن ایمیل اسپرینگ رو براتون بفرسته تا معلوم بشه واقعا بی طرفبن یا نه.

یا حق...

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » یک شنبه 16 مهر 1385, 12:23 pm

خدایا بر حق دوستان دعای مرا بپذیر

جناب سردبیر کجا بی ادبی کردم؟؟
برای چه کسی تصمیم گرفتم اینکه میگم یه پست را پاک کنید ناراحتی داره؟
جناب سردبیر فعالا که دفاع کردم چه کسی گفته بد دفاع کردم؟؟به نظرتون چرا دوستان دیگه شرکت نمیکنند اگه ناراحتین میتونم منم دیگه شرکت نکنم.
جناب سردبیر به آن هم کیشان بگویید اگر راست میگویند خودشان بیایند جواب بدهند((لطفا یک دروغی بگین که قابل باور باشد))
به متون خود و جویا دقت کن و تعمق کنید ببینید پر از توهین است.
بنده مورد ادعا را قرار دادم مثل اینکه سیستم شما هم مثل جویا خراب شده و متن مجددی که از کتاب زبور با استناد از قرآن قرار دادم نیمیبینید.((سردبیر عزیز زبور و تورات ماله عهد عتیق است حال دیگر از چه عهدی برای شما آیه بیاورم))
بعد از باز شده قائمیت کدام پست من مربوط به قائمیت است که در خاتمیت بیان شده؟؟

جناب سردبیر باز هم باید بگویم متاسفم که وقتی از عهدین هم برای شما مطلب قرار دادم همچنان دنبال مطلبید جدا دوست دارید از کتب آنها چه چیز دیگری قرار دهم؟؟

شما که راست میگویی جناب سردبیر چند تا از متون جویای عزیز در مورد اسلام از جمله تحریف که سندیت دارد ذکر کنید.

جناب سردبیر مطمئن باشد بنده تحری حقیقت کرده ام اما با شما با زبان نرم سخن گفتم خیلی سخت است گرچه هنوز هم تندی از من مشاهده نشده اگه شده بفرمایید.

انشاالله وقای قائمیت و خاتمیت اثبات شده تمامی این مطالبی که شما و دوستانتان در سایت قرار دادین همه نادرست حساب میشود.

سردبیر گرامی جدا شما بی طرفی که این حرفهارو زدین؟؟
بهتره به جویای عزیز بگی متن ایمیل اسپرینگ رو براتون بفرسته تا معلوم بشه واقعا بی طرفبن یا نه.

یا حق...

nasir
پست: 0
تاریخ عضویت: یک شنبه 2 مهر 1385, 1:09 pm

پستتوسط nasir » یک شنبه 16 مهر 1385, 1:00 pm

باسلام خدمت همه دوستان پژوهشگر.
امید وارم که همگی در راهیابی به حقیقت موفق و پذیرا باشیم.
این مطلب را جهت کسانیکه در متن بحث قرار دارند عرض میکنم :
شما حقیقتا نمیدانید که چه اشتیاق فراوان و چه عطشی برای دنبال کردن موضوعات دارم،
وفکر میکنم خیلی ازدیگران هم اینگونه باشند ، لا اقل برای چند نفری ازدوستانم که به نوعی با این مباحث سر وکاردارند.
دانستن بعضی از مطالب .... بسیار برایم اعجاب انگیز است بخصوص که با چند مراجعه هم از وجود آنها مطمئن شدم .
علیرغم آنکه دوست ندارم در متن بحثها وارد شوم (چون توانایی علمی خود را در آن حد نمیبینم )
اما استفاده هایی که از مطالب بردم فوق تصورم بود .ازدوستان مسلمان صمیمانه تشکر میکنم
... اما آنچه ازدوستان محترم خصوصا milyarder درخواست دا رم اینکه چرا از موقعیت بسیار عالی پیشآمده استفاده کامل ننماییم وزمینه روشنگریهای بوجود آمده را با لجاجت ،لحن بدو یاموارد دیگر به کدورت و دلخوری بکشانیم .
بهر حال برای چندمین بار و ضمن تشکر از وقت گذاری پزوهشگران عزیز استدعای رعایت آرامش و وقار و قصد دوستانه داشتن را از طرفین دارم وبه این نکته توجه میدهم که باتوجه به تایپیکهای مشاهده شده از شما اهل پژوهش و علم بودنتان غیر قابل انکار است پس روحیه های کودکانه را کنار گذاشته و حداقل متوجه بسیاری از چشمهایی باشید که ناظر نظرات شما میباشند و از این مباحث بسیار مفید استفاده میبرند .
در آخر مجددا از تلاشهای بسیار مفید شما کمال تشکر را دارم .

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » یک شنبه 16 مهر 1385, 1:24 pm

با سپاس از شما نصیر عزیز
میدانم چرا همه تیرها به سمت من نشانه رفته اما دوست گرامی اگر توجه کنید و انصاف دهید میبینید که در بحثهای قبلی دوستان مسلمان میامدند و مطالب همدیگر را کپی پیست میکردند در این بحث هم دقیقا همین دارد میشود سردبیر عزیز به عنوان یک بی طرف مطالب جویای عزیز را که برای آنها سند قرار دادم کپی پیست میکند. حال آیا یک بار ما این کار را کرده ایم؟؟ یعنی هم کیشان من نمیتوانند به دفاع بپردازند؟؟ چرا این کار را نکردند؟؟
در جایی نسیم عزیز به آن اشاره کردند زیرا از اصل تحری حقیقت به دور است.

بنده تا به حال به این سخنان با هر نوع لحنی که بوده پاسخ گفتم اما اگر این رویه بخواد ادامه داشته باشه بنده از جوابگویی خود داری میکنم تا همان دوستانی که سردبیر از آنها سخن به میان آورده اند برای جوابگویی پا پیش بزارند. این حرف منم تهدید حساب نکنید به این حساب بزارید که میخ آهنین نرود در سنگ.

موفق باشید
((یک شمع در اتاقی تاریک خوب به چشم میاد و بادهای مخالف از هر سو میخواهند آنرا خاموش کنند اما این شمع با قدرت بیشتر تلاش میکند و اگر دیدید دیگه نوری نمیدهد خاموش نشده است بلکه بر روی آن حفاظی گذاشته تا دیگر نوری ندهد.و این اتفاق 2 بار تا به حال اتفاق افتاده اما این شمع هر بار از زیر حفاظ بیرون آمده))

با رجای تایید از رب مجید برای شما گرامیان

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » یک شنبه 16 مهر 1385, 3:29 pm

جناب جویا که فرمودید در کجا گفته شده موعود یهود باید از نسل حضرت داود باشه ببینید چه گفته شده:

«یك انسان كه نهالى از خاندان سلطنتى داوود است وقداست او تنها به سبب موهبت‏هاى طبیعى وى خواهد بود، امتّ‏هاى مشرك به دست او نابود خواهند گشت وبنى‏اسرائیل قوّت خواهد گرفت».
(انتظار مسیحا در آیین یهود، ص 65)

در این آیه باز هم دیانت یهود را بشارت به ظهوری میدهند که فردی میاید تا بنی اسرائیل را نجات دهد. این آیه از حضرت مسیح است و ایشان خود را موعود یهود میدانند ولی آیا حضرت مسیح از فرزندان داوود بودند؟؟آیا امتی را نابود ساختند؟؟دقیقا مانند همان ایه است که حضرت محمد میگویند همان احمد وعده داده شده در انجیل هستند اما چرا مسیحیان قبول نکردند؟؟دلیل همانی است که شما هم اینک قبول نمیکنید و تمامی مسائل گذشته که ائمه اطهار گفتند در ایجا مو به مو در حال تکرار شدن است.

جناب جویا بنده همچنان برای شما آیه میاورم تا ببینم این انکار شما کی تمام میشود و یا چه وقت به سئوالات من جواب میدهد.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » یک شنبه 16 مهر 1385, 4:22 pm

میلی جان، پسرم! به این دو بیت شعر توجه کن:
تا قیامت گر کسی می می کند
تا ننوشد باده مستی کی کند؟
نام فروردین نیارد گل به باغ
شب نگردد روشن از نام چراغ
عزیز دل پدر، قربانت بروم، کاملا روشن است که هر گاه یک بحث به جای حساس و سرنوشت سازی می رسد، شما پسر جوان و کم صبر، شتاب زده مطالب و مسائل نامربوط دیگری را مطرح می فرمایید که به راستی فضای بحث را کاملا غبارآلود و متشنج می کند. در فضای غبار آلود، حق و باطل از یک دیگر تمیز داده نمی شود.
دوست عزیز، پسرم، هم وطنم، برادرم، نمی دانم چه بناممت که بدانی هیچ غرضی جز روشن شدن حق ندارم. لزومی ندارد با زبان روزه و در آستانه ی مغرب سوگند یاد کنم؛ اما خدا را به شهادت می گیرم، که قصد و نیتی به جز روشنگری ندارم. باور کن من هم با وجود کهن سالی، هزار و یک گرفتاری برای خودم دارم و همان طور که تو فداکاری می کنی و وقت می گذاری، من هم چه بسا بیشتر از توی جوان پر انرژی وقت بگذارم و قطعا بیشتر هم خسته می شوم. اما باور کن به هیج روی در پی آن نیستم که کاری کنم تا تو یا دیگر بهائیان از کوره به در بروند و ناراحت شوند و البته مهم نیست که سایت را تحریم بکنند یا نکنند. من وظیفه ی خود می دانم که حجت را بر هم وطنان بهاییم تمام کنم.
من آن چه شرط بلاغ است با تو می گویم
تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال!
دوست من چنان که گفتم هنگامی که یک بحث به اوج خود می رسد و می خواهد به نتیجه برسد، با شتاب ورزی جناب عالی ابتر می ماند. اگر خاطر مبارک میلی عزیز من باشد، داشتیم در باره ی دوران 365000000 ساله ی بهائیت و ماجرای دور و کور و این که بیان دور و کور خلاف نظر حضرت بهاء الله و عبدالبهاء است و آن دو بزرگوار خود دیانت بهایی را 365 میلیون ساله می دانند، صحبت می کردیم و قرار شده بود پاسخ آن عرائض من داده شود. نمی دانم ناگهان چه شد که حضرت عالی برافروخته شدید و به بیان مطالبی پرداختید که خارج از بحث بود. لطفا باز گردید به همان بحثی که داشتیم. من به شما قول می دهم هنگامی که تکلیف آن بحث روشن شد، یک به یک به هر بحثی که شما بخواهید می پردازیم. منتهی در جای خودش. یادت باشد: تا قیامت گر کسی می می کند تا ننوشد باده مستی کی کند؟ باده را بنوش و به بیان مطلب اصلی بپرداز. منتظرم.
راستی مبادا قهر کنی. یک روز که به سایت سر نمی زنی، دلم برایت تنگ می شود. بهائیان دیگر هم اگر دوست داشتند، قدمشان روی چشم. ولی از لحن تو چنان فهمیدم که مثل اَن که دوست نداری به جز خودت کسی دیگر در این میدان شور انگیز، شور آفرینی کند.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » یک شنبه 16 مهر 1385, 5:08 pm

جویا جان پدرم ممنونم از شما
.......
کاملا مشخص است وقتی نمیتوانید به سئوالات من جواب دهید هر نوع تهمت و دروغی که میخواهید ایراد میکنید.در فضای غبار آلود حق مانند نوری کاملا واضح و روشن دیده میشود شما هم میبینید اما رو از آن بر میگردانید.
دوست گرامی،پیر سالخورده، هم وطن پدر گرامی من هم نمیدانم به شما چه بگویم که موضوع برایت روشن شود.دوست گرامی خوب است قسم میخورید و اینچنین بر بنده تهمت میزنید و دستورات دینی خود را درست اجرا نکرده و با زبانی توهین آمیز با من سخن میگویید.
جویای عزیز اگر شما درس خوانده ای اگر شما عربی بلدی اگر شما علم حدیث میدانی و... ولی من نمیدانم و مطمئن باش بنده تنها با تایید خداوند به صورت یک فرد بی سواد با شما سخن میگویم و مطمئنم خداوند دینش را هدایت خواهد کرد و احتیجای به من و امثال من ندارد که بخواهم جواب شما رابدهم زیرا اگر قرار بود قبول کنید همان 160 سال پیش قبول میکردید پس الان هم هیچ فایده ای ندارد. جز آنکه افراد بیشتری با دین بهایی آشنا میشوند و با منطق و سخن گویی یک فرد بیسواد در مقابل یک انسان با کمالات و سالخورده آگاه میشوند.
جناب جویا خوب سخن میگویی یعنی هر دفعه بعد از اینکه جو را متشنج میکنی اینجوری حرف میزنی که مهم نیست ما منتظریم تا حجت خود را بر ما تمام کنید.که البته ما هم همین قصد را داریم ولی نیامدیم تا حجت را تمام کنیم آمده ایم جواب بدهیم و تصمیم را به خود شما واگذار کنیم.

جناب جویا چرا اینقدر طفره میری و الکی مرا متهم میکنی آیا میتونی به یکی از سئوالات من جواب بدی یا خیر ؟؟؟ فکر کنم سئوالات من هم به اوج خود رسیده و بارها عنوان شده پس چرا پاسخی نمیگویی؟؟
من زمانی بر افروخته میشوم که شخصی چون شما که هنوز نمیتواند دین خود را برای دیگران اثبات کند و هزاران اشکال بر دینش وارد است.((البته از جانب ادیان گذشته)) میخواهد دین دیگران را انکار کند و احتمالا بنده هم کم کم باید جورد دیگری مطلب قرار دهم مخصوصا از قرآن.
شما بار پیش هم در سئوالات قبلی قول داده بودید جواب بدین اما تاپیکها قفل شد و جوابی ندادید ولی بنده هر بار به شما جواب میدم به زودی بر سر همین تاپیک هم همان ماجرا پیش خواهد آمد.
دوست عزیز بنده قهر نمیکنم به سایت سر میزنم مثل دوستان عزیز دیگر از جمله جناب بهایی، اسپرینگ و لوتوس و... اما جواب شما را نمیدهم من صبرم خیلی زیاده ولی حدی داره که در حاله تمام شدنه که اگر بخواهید از زیر جواب دادن به سئوالات در برید مطمئن باشید تموم میشه.
جناب جویا دقیقا اولین پاراگراف همین تاپیک را بخوان بعد از لحن من چنین برداشتی بکن که جز خودم نمیخواهم کسی بیاید.منظور من دقیقا همان افرادی است که به شما و سردبیر به عنوان بهایی پیغام میدهند که از این جور مباحثه میلی خوشمان نمیاید بنده از آن افراد موهوم دعوت میکنم برای جواب گویی تشریف بیاورند((گمان میکنید با چه کسانی طرف هستید))

جناب جویا جواب این سئوال شما را دادم دقیقا یک نوع تشبیه از عظمت ظهور یعنی تا حالا چنین تشابیهی به گوش شما نرسیده؟؟
در صفحه قبل همین تاپیک به نصوص مبارک هم استناد کردم در جواب شما اما قبول نمیکنید میشه بگین چطور من ذلک شما که میفرمایید باید قبول کنم اما شما تشبیه را قبول نمیکنید؟؟ مثالی که از تحریف میزنید باید قبول کنم اما شما قبول نمیکنید؟؟((این دیگر چه جور منطقیه؟))
اینم یکی از تشابیه شبیه اغنام الله است جناب جویا پس اگه حرف جدیدی داری در خدمت شما هستم.
اگر هم نداری بزار خود خوانندگان میتوانند قضاوت کنند در چه جایی باید معانی ظاهر برداشت شود در چه جایی معانی باطن و در چه جایی از تشبیه استفاده شده.

عباداتتان انشاالله قبول باشه.

جناب جویا منتظر جواب سئوالاتم در پست بعدی هستم شما هر بار از من خواستید جواب بدم و این کار را کردم و به قول شما غلط است آنرا به خوانندگان واگزار کنید تا صحیح یا غلط بودن آنرا خودشنا تشخیص دهند شما هم جواب سئوالات بنده را بدهید و به من وعده سر خرمن ندهید.چون مطمئنا خوانندگان مسلمان دراین سایت بیشتره و میخوان ببین اسلام چه دارد بگویید اگر هم نمیخواهید جواب دهید مهم نیست دیگر چیزی عنوان نکنید و من در قسمت قائمیت منتظر شما هستم.

تا بعد...

سهیل
پست: 1
تاریخ عضویت: جمعه 31 شهریور 1385, 8:52 pm

پستتوسط سهیل » یک شنبه 16 مهر 1385, 5:32 pm

سردبیر محترم
اعضای محترم سایت
به همه ی شما درود میفرستم و ضمن احترام به بردباری ومتانت نویسندگان و مناظرین ، از طرح مطالب در نقد و بررسی دیانت بهایی که بیش از یکصدو شصت سال است که در سرزمین ایران ظاهر شده است خوشحال هستم و فرصت را غنیمت میشمارم تا نکاتی را بعنوان تذکار عرض نمایم. در غرب اینگونه بحث ها از سابقه طولانی برخوردار است ومباحثه کنندگان اصولی را رعایت مینمایند تا ناظران از هر صنف بهره خودرا داشته باشند . برخورد افراد در اینگونه گفتگوها مبتنی بر افقهای فکری و درک شان از شرایط میباشد . بنده ملاحظه میکنم که بعضی اعضا در سایت شما اینگونه قلمداد مینمایند که از سوی جامعه بهایی دارای نمایندگی بوده وحتما باید در هر زمینه اظهار نظر نمایند بدور از اینکه ایا سخن درستی میگویند یا خیرو متاسفانه این تصور خطور مینماید که کل جامعه همچون اقا یا خانم میلیاردر است در حالیکه اینگونه نیست در جامعه بهایی افراد محقق و اهل نظر جه در داخل و جه در خارج فراوان هستند و قادرند در محیطی کاملا دوستانه به گفتگو بپردازند . من به سهم خود از طرف اقا و خانم میلیادر از همه اعضا و سردبیر محترم عذر خواهی مینمایم و اورا از نظر خود بهایی نمیدانم چون هنوز با اخلاق بهایی فاصله دارد و شایدهم بهایی نباشد
با تقدیم احترام

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » یک شنبه 16 مهر 1385, 5:55 pm

سهیل جان حدیثی از حضرت مهدی برای شما نقل میکنم و انشاالله در آینده دچار عذاب وجدان نشوید.در حق شما دعا میکنم.

حضرت مهدى (ع) فرمود: «...لأنّ اللَّه معنا ولا فاقة بنا إلى غیره، والحق معنا فلن یوحشنا من قعد عنّا»؛ «...چون خدا با ما است، نیازى به دیگرى نیست، حقّانیت با ما مى‏باشد و كناره‏گیرى عده‏اى از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد.»
(الغیبة، ص 285، احتجاج ج 2 ص 278 ، بحارالأنوار ج 53 ص 178)



با رجای تایید از رب مجید برای شما دوست گرامی

سهیل
پست: 1
تاریخ عضویت: جمعه 31 شهریور 1385, 8:52 pm

پستتوسط سهیل » یک شنبه 16 مهر 1385, 6:02 pm

جناب ملیاردر منظورتان را صریح بفرمایید

سهیل
پست: 1
تاریخ عضویت: جمعه 31 شهریور 1385, 8:52 pm

پستتوسط سهیل » یک شنبه 16 مهر 1385, 6:12 pm

جناب میلیاردر

رفتار بدور از منطق شما کاملا معلوم است از اینکه بحث ها حول امر مبارک باشد شما مباحث اسلامی مطرح میکنید گویا ماموریتی دارید که مباحث امری مطرح نشود ما در امر مبارک واهمه ای نداریم شما با اینگونه برخورد فکر میکنید کسی متوجه نیست که چگونه نقش بازی میکنید شما یا بهایی نیستید یا اگر هستید برایتان از حضرت رب مجید تقاضای تایید دارم که نادانسته ...

با تشکر سهیل

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » یک شنبه 16 مهر 1385, 9:00 pm

میلی گرامی من فکر می کردم ما پیرمردها پرحرف و پرگو هستیم اما مثل این که در میان جوانان هم آدم پرحرف پیدا می شود. راستی عزیزم چرا این قدر پرچانگی می کنی؟ مطلب خیلی روشن است: ماجرای عمر 365000000 ساله ی امر جمال مبارک چیست؟ پاسخ مطالبی که در باره ی دور و کور آوردم، چه می شود؟ داستان بیان حضرت بهاءالله در باره ی حضرت محمد هنوز بلا جواب مانده است. همان داستان قدیمی انتها یافتن نبوت و رسالت به وجود حضرت محمد. همان که شما در جوابش فرمودی همه ی پیامبران خاتم اند. همان که در پی این بیان شما من آوردم که دوران عمر بهائیت 365 میلیون سال است. قربانت بروم چرا این در و آن در می زنی؟ چرا بحث را به جایی نمی رسانی. لطفا کمی هم مطالب را خلاصه بنویس. کم و گزیده گوی چون در. تا زاندک تو جهان شود پر. متشکرم.

Yaaqub
پست: 14
تاریخ عضویت: یک شنبه 12 شهریور 1385, 8:09 pm

پستتوسط Yaaqub » یک شنبه 16 مهر 1385, 10:44 pm

بهائیت و بابیت زائیده شیخیگری است و لذا میراث بافندگی را از صوفیان کسب نموده اند . از قدیم گفته اند دیوار حاشا بلند است . شما که اینقدر حدیث حدیث می کنید معلوم است که به ناقلین این احادیث هم اعتقاد دارید . ولی به نقل از قرآن به آن چیزی استناد میکنید که به نفع شماست و اگر ایه ای بر خلاف نظر شما بود به آن کفر می ورزید.
صدها حدیث از قول پیامبر اکرم در کتب معتبر اسلامی موجود است که با تعابیر روشن و حتی ذکر مثال به مسئله تمام شدن باب نبوت و رسالت تاکید موکد دارد .
شما بهائیان که مدعی هستید که قرآن را به عنوان یک کتاب آسمانی و معتبر قبول دارید پس دیگر چرا در آیات آن تشکیک نموده و ایراد میگیرید و مطالبی میگوئید که صد در صد با مفاهیم قرآن در تضاد است . اگر قرآن را قبول دارید پس مسئله تحریف انجیل و تورات را قبول داشته باشید .اگر قرآن را قبول دارید پس خاتمیت پیامبر مصرح در قرآن را قبول داشته باشید
اگر مدعی هستید که امامان شیعه را قبول دارید پس به هزاران حدیث در اثبات خاتمیت و تمامیت نبوت منقول از این بزرگواران ایمان داشته باشید . حداقل احادیثی را که به زعم شما در اثبات بهائیت میاورید در یک کفه ترازو گذاشته و احادیثی که دقیقا خلاف گفته های شما را میرسانددر کفه دیگر ترازو گذاشته و اگر اهل انصاف هستید به کفه های ترازو نگاه کنید .
به صرف اینکه کسی آمد و ادعائی را مطرح کرد که نمیتوان صدها حدیث مقدس را با جسبکاری و تفاسیر من در آوردی به نفع خود مصادره به مطلوب کرد .
اتفاقا طرفداران غلام احمد قادیانی معروف به فرقه احمدیه نیز همین استدلالهای بهائیان را مطرح میکنند تا خاتمیت پیامبر را زیر سوال ببرند .اگر صرف ادعا و تعدای طرفدارپیدا کرد ن ملاک حقانیت است پس غلام احمد قادیانی از جناب باب و بهالله بر حق تر است چون همزمان با این دوره معاصر ادعا کرد و هم اکنون تعداد طرفداران و تشکیلات احمدیه خیلی بیشتر لز تشکیلات بهائی است .
وقتی که خود رهبران بهائی بر خاتمیت پیامبر اکرم تصریح بلا تفسیر میکنند پس چرا شماها کاسه از آش داغتر شده اید ؟

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » یک شنبه 16 مهر 1385, 10:57 pm

دوست گرامی جویای عزیز بنده چند بار به این سئوال جواب گفته ام و اگر شما هر بار این سئوال را تکرار کنید جواب من همین مطالبی است که در زیر مختصرا عنوان میکنم پس دیگر بحث بی فایده است حال نوبت شماست که به سئوالات من جواب دهید:

1- در مورد تاریخ تشبیه شده.
2- در مورد کور و دور همان است که بیان شده.
3- در مورد خاتمیت حقیقت همه ادیان یکی است.

بنده دیگر جوابیه کامل ارسال نمیکنم و از شما هم خواهشمندم هر چند جوابیه های من غلط باشد و شما آنرا قبول نمیکنید به سئوالات من جواب بدین چون بنده هر چند به گفته شما غلط هم جواب داده باشم آنها را پاسخ گفتم پس نتیجه را به خوانندگان واگزار میکنیم.و حال نوبت شماست که وعده خود عمل کنید.
از شما دوست گرامی هم خواهشمندم به سئوالات بنده که چند بار تکرار شده جواب دهید که یک اشاره کلی به آنها میکنم:1- در مورد تحریف و آیه از قرآن 2- مسئله وارثین زمین 3- مسئله تمام شدن دین به مسیحیت 4 - مسئله موعود انجیل.

پیشاپیش از پاسخ گویی شما صمیمانه سپاسگزارم.
موفق باشید
تا بعد..

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » دو شنبه 17 مهر 1385, 4:30 am

جناب میلیاردر، من به خوانندگان گرامی و فرهیخته این سایت پژوهشی و نیز به شما قول می دهم- هر چند از حوزه ی فعالیت این سایت خارج است- بحث تحریف در کتاب مقدس را - تحریف به همان معنایی که بارها و بارها عرض کرده ام و جناب میلی به آن بی توجهی فرموده است- حتما انجام دهم. این را با یقین بدانید. و نیز قول می دهم - همان گونه که در بررسی احادیث قائمیت قول دادم- یک به یک به تمامی پرسش های شما - البته در حد توان و معلوماتم- پاسخ دهم. اما به یک شرط- این شرط را به نوعی دیگر در بحث قائمیت هم عرض کردم- و آن این است که به روشنی معلوم شود تکلیف بحث خاتمیت و سئوال های من چه شد؟ شما مدعی هستید که ان ها را پاسخ داده اید و خلاصه ی آن پاسخ ها را هم نوشته اید. بسیار خوب. من با اجازه نخست این پاسخ ها را یک بار دیگر بررسی می کنم و بعد از روشن شدن تکلیف، به پاسخ پرسش های شما می پردازم.
1- در مورد تاریخ تشبیه شده.
شما را به تقدسی که جناب باب و بهاء و عبدالبهاء و شوقی و بیت العدل و ایادیان امر الله و تقدسی که کوه کرمل و عکا و اسم اعظم و ... نزد شما دارند سوگندتان می دهم، بفرمایید خود جناب عالی از این جمله ی ناقص چه می فهمید؟ عزیزم من عرض می کنم بهائیت با تفسیری که جناب عبدالبهاء فرموده است، عمری به درازای 365000000 سال دارد. شما می فرمایید: « در مورد تاریخ تشبیه شده» فکر نمی کنید دارید مرتکب گناه نابخشودنی تاویل و تفسیری می شود که برای شما بهائیان حرام است؟
2- در مورد کور و دور همان است که بیان شده
تصور می کنم حقیر دور و کور را از شما کامل تر بیان کردم . به نقلی که از توقیع منیع مبارک به مناسبت سال 105 بدیع آوردم مراجعه بفرمایید. و بعد هم توضیح دادم که جناب بهاء الله و عبدالبهاء خلاف این توجیه جناب شوقی افندی را اورده اند. مدرکش را هم ارائه دادم و نمی خواهم تکرار کنم. شما به راحتی می فرمایید: همان است که بیان شده. قربانت بروم وقتی غلط بیان شده، چه باید کرد؟ ای کاش یک نفر داور می بود و می گفت که میلی گرامی این فرمایش شما جز یک ادعای بی اثبات چیز دیگری نیست. عرائض بنده موجود است فرمایش شما هم موجود است. هر دو را کنار یک دیگر قرار می دهیم تا ببینیم واقعا بیان شده؟
3- در مورد خاتمیت حقیقت همه ادیان یکی است.
بارها و بارها عرض شده است که بلی حقیقت همه ادیان یکی است اما این مطلب چه ربطی به مساله ی خاتمیت دین اسلام دارد ان هم خاتمیتی که مورد اذعان و اعتراف بهاء الله است؟ شما از یک سو مدعی هستید که همه پیامبران ادعا کرده اند که دین آن ها آخرین دین است و از سوی دیگر می گویید هر یک از ان ها به امدن دیگری بشارت داده اند. راستی دوست عزیز معلوم است چه می گویید؟ به خدا سوگند من نمی فهمم. لابد در فهم حقیر مشکلی هست!
بنابراین باز هم تکرار می کنم: تا زمانی که معلوم نشود:
1- مساله ی انتها یافتن نبوت و رسالت به وجود حضرت محمد که در بیان حضرت بهاء الله آمده است یعنی چه؟
2- داستان دوران 365 میلیون ساله ی امر جمال مبارک یعنی چه؟
بحث در باره ی موضوعات مورد درخواست شما که ربط مستقیمی هم به بحث خاتمیت ندارد، بی مورد خواهد بود.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » دو شنبه 17 مهر 1385, 9:30 am

با سپاس از شما جویای عزیز

1- در این مورد باز هم بنده همان حرف گذشته را تکرار میکنم و تاویلی نخواهد بود زیرا براساس حکم صریح اقدس مطالبی که در کتاب اقدس به روشنی واضح است احتیاج به تاویل وتفسیر ندارد.پس احتیاجی نیست مرا قسم دهید مطمئنن تشبیه است .

2- جویای گرامی در پست قبلی عرض کردم خدمت شما اگر غلط بیان شده آنرا به خوانندگان بسپارید چون من و شما بحث میکنم و خوانندگان تصمیم میگیرند.پس باز هم میگویم همان است که بیان شده.

3- در مورد خاتمیت هم در قبل اشاره شد که حضرت مسیح دین خود را تمام کننده ادیان بیان کردند. حضرت موسی هم امت خود را وارثین زمین دانستند. اما دین اسلام ظهور کرد.
بنده ادعا نکردم پیامبران گفته اند با تفاسیری که علما انجام داده اند هر کس دین خود را آخرین میداند.و این سئوال 3 یکی از همان مواردی است که شما باید پاسخ بگویید که عرض کردم هر گونه شما تمام شد را در انجیل اثبات کنید ماهم خاتمیت را اثبات میکنیم زیرا جوابهای مرا قبول ندارید.

جویای عزیز تکلیف این بحث کاملا روشن است و بنده مجددا همان جوابها را قرار دادم پس بیایید دیگر قضاوت را به خوانندگان عزیز واگزار کنیم.
منتظر قول و وعده شما در مورد سئوالات هستم .
1- در مورد تمام شد درانجیل
2- ایه های تحریف در قرآن
3- وارثین زمین
4- موعود انجیل و حضرت محمد

تا بعد...


بازگشت به “نگاه به ادیان”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان