خاتمیت پیامبر اکرم(ص)

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » جمعه 14 مهر 1385, 2:05 am

جناب صهبا در حال مطالعه احادیث بودم و مطلب جالبی به ذهنم رسید در مورد حرف شما



امام صادق علیه السلام در رابطه با اوج پیشرفت در آن زمان، فرمود: «در عصر قائم (عج)، مؤمنی که در شرق جهان است برادرش را که در غرب جهان است می بیند، و به عکس مؤمنی که در غرب جهان است برادرش را که در شرق جهان است، می بیند». («بحارالانوار»، ج 52، ص 393)

صهبا جان توصیه میکنم ببینید دستگاه تلفن دقیقا در چه زمانی اختراع شده.


همچنین در جای دیگر می فرمایند: «علم بیست و هفت حرف است، آنچه تا به امروز پیامبران آورده اند، دو حرف بیش نبوده و مردم تا امروز غیر از این دو حرف بقیّه ی آن را نشناخته اند. پس هر گاه قائم ما (عج) خروج کند، بیست و پنج حرف دیگر را بیرون می آورد و آنها را در میان مردم پراکنده می کند و دو حرف دیگر را به آنها ضمیمه کرده و بدین ترتیب بیست و هفت حرف را منتشر می نماید». («منتهی الآمال»، باب 14، فصل 2، ویژگی 38)

در این مورد هم پیشنهاد میکنم تعداد اختراعات و اکتشافات قبل از ظهور و بعد از ظهور را برسی کنید.

موفق باشید.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » جمعه 14 مهر 1385, 2:07 am

منظور تلفن همان مورس یا تلگرام است.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » جمعه 14 مهر 1385, 4:50 am

‏1- لطفا از ادبیات شعاری در سخنان خود استفاده نکنید. من نمی دانم با شما چگونه سخن ‏بگویم؟ بارها و بارها گفته ام کشته شدن دلیل حقانیت نیست ولی باز هم شما یکی از دلائل ‏درستی دعوت باب و بهاء را کشته شدن بابیان و بهائیان اعلام می کنید. لطفا دیگر به این ‏استدلال سبک و سست متمسک نشوید تا شما را با مثلا کمونیست ها که در عقیده ی باطلشان از ‏شما راسخ تر و استوارترند، مقایسه نکنم.‏
‏2- قبلا هم بارها عرض کرده ام: تورات و انجیل حقیقی که نازل از جانب خداوند می باشند، ‏همان است که قرآن بارها از آن ها به خوبی یاد کرده است؛ اما تورات و انجیل کنونی تحریف ‏شده اند. تحریف هم یعنی آمیزه ی حق و باطل. بنابراین در تورات و انجیل کنونی مطالب حق و ‏باطل در هم آمیخته اند. ‏
‏3- باز هم شعار داده اید(نقل قول): «حال برای شما آیه هم میاورم که نگویید بی سند حرف ‏میزنم ولی شما هنوز برای سئوالات قبلی من سندیت ذکر نکردید!!! البته ربطی به این بحث ندارد ‏کلا گفتم که یه وقت تو اون شاخه ها گریز نزنید مثل همین الان که از من سندیت میخواهید چون ‏ممکنه منم از شما سندیت بخوام و اونوقته که دوباره از جوابگویی باز بمونید» ‏
اولا من برای کدام سئوال شما سندیت(؟!) ذکر نکردم؟ ثانیا از کجا می دانید که اگر از من ‏سندیت(؟!) بخواهید من از جواب گویی باز می مانم. دوست جوان! روش شما در بحث و گفت و ‏گو بسیار سبک است. لطفا دیگر شعار ندهید و به اصل مباحث بپردازید.‏
‏4- بسیار متاسفم با کسی از بهائیت در حال گفت و گو هستم که با وجود ادعای زیاد، هنوز فرق ‏میان عهد عتیق و عهد جدید را نمی داند و مدعی است( نقل قول): «و فکر نمیکنم لازم باشد ‏بگویم که انجیل به دوبخش عهد عتیق و عهد جدید تقسیم میشود.»‏
نه دوست من، کتاب مقدس به دو بخش عهد عتیق شامل تورات و عهد جدید شامل اناجیل اربعه ‏و نامه ی رسولان و ... تقسیم می شود. لابد اشتباه لبی بوده است.‏
‏5- باز هم شعار داده و این آیات مفصلی را که از انجیل آورده اید(و گویا از حفظ و از ذهن ‏نوشته اید!) بشارت های انجیل در باره ی بازگشت دوباره ی مسیح است و شما به غلط( دانسته ‏یا ندانسته) به آمدن حضرت محمد معنا کرده اید. پسر انسان همان مسیح است و اگر نمی دانید ‏بدانید که هم مسیحیان و هم ما مسلمانان( اعم از شیعه و سنی ) معتقد به بازگشت مسیح هستیم ‏و مسیح به راستی به همان صورتی که گفته شده به آسمان رفته است و هنگام ظهور امام زمان ‏علیه السلام بازخواهد گشت و در پشت سر امام زمان نماز خواهد خواند(از جمله:بحارالانوار52: ‏‏276) ‏
‏6- فرموده اید( نقل قول):« و اصلا عقل انسان نمیتواند قبول کند کسی به آسمان برود یا سوار ‏بر ابر دوباره از آسمان بر گردد.» ‏
متاسفم که با وجود ادعای حفظ بودن این مطالب از انجیل و نوشتن آن ها به اندازه ای که در ‏ذهنتان بوده، چیزی از مسیحیت و نظر اسلام در باره ی حضرت عیسی نمی دانید. دوست من ‏خوب است بدانید که به فرموده ی قرآن و بر خلاف نظر اکثریت قریب به اتفاق مسیحیان، ‏حضرت مسیح نه به صلیب کشیده شده و نه کشته شده است و یقنیا آن حضرت کشته نشده ‏است(نساء: 157) و به خواست و اراده ی خداوند با همین بدن مادی و عنصری ( همان گونه که ‏مسیحیان هم معتقدند) به آسمان رفته است.(آل عمران: 55) در این که مسیح به آسمان رفته و ‏دوباره بازمی گردد، میان مسلمانان و مسیحیان اختلافی نیست. اختلاف در آن است که آیا ‏حضرت مسیح پس از آن که به صلیب کشیده شد، به آسمان رفت، یا اصلا به صلیب کشیده نشد ‏و به آسمان برده شد. به هر صورت با عرض معذرت و تاسف، زحمات شما در بیان این مطالب، ‏هیچ ربطی به مبحث مورد گفت و گوی ما ندارد و از قضا و خوشبختانه، در تأیید همان چیزی ‏است که ما مسلمانان قائل ایم. یک بار دیگر با این منظر به بیانات درست حضرت عیسی دقت ‏کنید:‏
در اعمال 10:1 -11 می خوانیم :« هنگامی که می رفت و شاگردان به آسمان چشم دوخته ‏بودند ‏ناگاه دو مرد سفید پوش در کنارشان ایستادندو گفتند :« ای مردان جلیلی؛ چرا ایستاده به ‏آسمان ‏چشم دوخته اید ؟ همین عیسی که از میان شما به آسمان برده شد، باز خواهد آمد ، به ‏همین گونه ‏که دیدید به آسمان رفت .»‏
آیا مطلب به این روشنی را منکرید؟ عزیزم عیسی به آسمان برده شد. عیسی بازخواهد گشت. ‏درست همان چیزی که قرآن و روایات می گویند. بنازم به حق و حقیقت که چه خوب آشکار ‏می شود!‏ ‏
شما فرموده اید(نقل قول):آیا وقتی حضرت محد که خود را احمد انجیل و موعود بعد میخوانند ‏از آسمان آمدند؟
مگر گفته شده که حضرت محمد از آسمان می آید؟ چه کسی چنین چیزی گفته است؟ موضوع، ‏رفتن عیسی به آسمان و باز گشت دوباره ی اوست. اصلا ربطی به حضرت محمد ندارد. ‏
دیگر استناداتتان نیز از همین ردیف است و خوشبختانه همگی در تایید همان عقیده ی بازگشت ‏دوباره ثانویه ی مسیح است. آری دوست من مسیح باز می گردد و به امامت حضرت مهدی علیه ‏السلام نماز می گزارد و به مدد آن حضرت بر می خیزد و جهان همان گونه می شود که شما در ‏بیانات قبلی خود به عنوان بشارت های کتاب های آسمانی پیشین آورده اید. همان که بسیاری ‏از انسان های واقعی که نگران وضعیت کنونی بشریت اند، به آن چشم دوخته اند. همان که آرمان ‏و آرزوی پیامبران و مصلحان بوده و هنوز به وقوع نپیوسته، همان که در بحث قائمیت خواهیم ‏گفت که بسیاری از بابیانی که در جنگ های قلعه ی طبرسی و نیریز و زنجان کشته شدند، به ‏امید آن بودند، همان که چه بسا بهائیان پاکدل نیز به آن امید به بهائیت گرویده اند. آن روز هنوز ‏فرانرسیده است. عیسی هنوز نیامده است و بی تردید امام زمان و عیسی هر دو خواهند آمد. به ‏امید آن روز.‏

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » جمعه 14 مهر 1385, 5:20 am

چون حقیر عقیده ندارم که مطالب مفصل و خسته کننده باشد، پاسخ بیانات سرکار را در قسمت ‏های مختلف عرض می کنم:‏
اولا مدرکی دال بر « پسر داود » بودن حضرت مسیح نیاورده اید.‏
ثانیا هیچ یک از این مطالب دلالت بر اعتقاد آنان به خاتمیت نمی کند. اگر نمی دانید بدانید که ‏هم اینک نیز یهودیان منتظر آمده مسیح هستند.‏
ثالثا باز هم اشتباه قبلی خود را تکرار کرده اید. بیاناتی که از انجیل آورده اید، بشارت به ‏بازگشت مسیح است و ربطی به ظهور حضرت محمد ندارد. آری مسیح همان گونه که به آسمان ‏رفته است، از آسمان هم می آید.‏
رابعا برقراری عدل و داد هنگام ظهور امام زمان مسلم و قطعی و متواتر است ولی با آمدن باب و ‏بهاء نه تنها شاهد عدل و داد جهانی و همگانی نبودیم که وضع بشر روز به روز بدتر و بدتر شد.‏
خامسا باز هم اشتباه کرده اید. ما حضرت محمد را منجی عالم نمی دانیم. منجی عالم حضرت ‏مهدی است و مسیحیان هم خیلی بی راه نمی گویند چون بنابر عقیده ی ما مسلمانان، حضرت ‏مسیح وزیر و یاور حضرت مهدی در برقراری عدل و صلح جهانی خواهد بود.‏
سادسا باز هم به علت عدم آگاهی از دیانت مسیح و رابطه اش با دیانت یهود، خطا گفته و خطا ‏رفته اید. دوست عزیز حضرت مسیح خودش از بنی اسرائیل بود و برای نسخ کردن تورات ‏نیامده بود. مأموریت آن حضرت احیای احکام تورات بود. و سخنانی هم که شما از کتاب ‏مقدس آوردید مانند: خدا تا ابد الآباد باقی است، هیچ ربطی به خاتمیت ندارد. خوب عزیزم ‏معلوم است که خدا تا ابد الآباد باقی است. این چه ربطی به خاتمیت دارد؟ شما قرار شد از ‏تورات یا انجیل متنی را بیاورید که به خاتمیت دین یهود یا مسیح حتی اشاره کرده باشد. ‏مواردی هم که پیشتر بررسی کردیم، در ادعای شما کارساز نیست. ضمن آن که گویا فراموش ‏کرده اید که ما، خاتمیت دین اسلام را از بیانات حضرت بهاء الله و حضرت باب برای شما ‏بهائیان، راحت تر و بهتر اثبات می کنیم. در ضمن بیاناتی را که هم که از حضرت بهاء الله در ‏باره ی مظاهر ظهور آورده اید، جداگانه به بحث خواهیم نشست. فعلا به همین مقدار اکتفا می ‏کنم. ‏

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » جمعه 14 مهر 1385, 10:00 am


و اما موضوع وحدت مظاهر الاهیه. منظور حضرت بهاء الله از این مطلب چیست؟ آیا منظورشان ‏آن است که همه ی پیامبران الاهی یک هدف داشتند؟ این که حرف جدیدی نیست. قرآن هم می ‏فرماید: لا نفرق بین احد من رسله. هیچ فرقی میان رسولان نیست. آیا منظورشان آن است که ‏همگی یک نفرند؟ یعنی آدم و نوح و ابراهیم و لوط و موسی و عیسی و محمد و ... همگی یک ‏نفرند؟ قاعدتا چنین منظوری نمی توانند داشته باشند. چون در این صورت موضوع عجیب و ‏خنده دار می شود. منظور از تابش نور در آیینه های مختلف چیست؟ اگر منظور از آن نور وحی ‏الاهی است ا تابش این وحی به حضرت محمد انتها پذیرفته است. توجه کنید اصل تابش نور ‏تمام شده است. همان گونه که حضرت بهاء الله هم در باره ی حضرت محمد گفته است که به انتهت الرسالة و النبوة: رسالت و نبوت( که هر دو معنای مصدری دارند یعنی اصل رسالت و نبوت) به او انتها یافته است.. اگر ‏منظور آن است که خداوند جلوه های گوناگون داشته است، بازهم به فرض صحت و درستی این ‏فرمایش، مطلب روشن است. به هر حال آدم یک جلوه ی جداگانه است و نوح هم جلوه ای ‏جداگانه. اگر بگویید همگی یک نفرند که در هیاکل مختلف جلوه گر شده اند، باز هم مطلب ‏خنده دار و عجیب می شود. یعنی چه که همگی یک نفرند. بالاخره حضرات پیامبران( به جز آدم ‏علیه السلام که نه پدر داشت و نه مادر و به جز حضرت عیسی که پدر نداشت) از پدر و مادری ‏معین به دنیا آمده و در روزگاری معین زندگی کرده اند. خلاصه آن که این بیان عجیب کاملا ‏گنگ است و منظور حضرت بهاء الله از این افاضات روشن نیست. آخرین سخن آن که جناب ‏میلی خواهش می کنم چنان نباشد که به قول معروف مصداق این سخن شوید که: خود گویی و ‏خود خندی، عجب مرد هنرمندی! شما خودتان نفرمایید که بفرما این هم جواب. اجازه بدهید ما ‏مطالب خودمان را بگوییم و قضاوت را به عهده ی خوانندگان بگذاریم. ‏

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » جمعه 14 مهر 1385, 10:19 am

باز هم که در سخن گفتن با جناب صهبا شعار داده اید. دوست عزیز مطالب علمی و منطقی خود ‏را بیان کنید، نیازی به تبلیغات و شعاردادن نیست. ما مسلمانان کجا گفته ایم که با ظهور حضرت ‏محمد اسلام جهانگیر می شود؟ این عقیده را ما در باره ی امام زمان داریم. یعنی با ظهور امام ‏زمان و نیز بازگشت دوباره ی مسیح به قول کتاب مقدس، ملکوت آسمان در زمین فراگیر می ‏شود. و این امر هم چنان نیست که بعد از به قول شما گذشت 160 سال از ظهور باب بگوییم ان ‏شاء الله رو به پیشرفت است و این ملکوت در زمین استقرار می یابد. اولا کجا وضعیت دنیا رو ‏به بهبود است. همه ی مصلحان بشری نگران وضعیت نابسامان جهان در زمینه های مختلف از ‏جمله محیط زیست و جنگ و سلاح های کشتار جمعی و فساد و اعتیاد و بردگی نوین و ... ‏هستند. آن گاه شما مدعی هستید که وضعیت جهان رو به بهبود است؟!‏
البته جهانیان روحیه ی امید و انتظار پیدا کرده اند؛ بسیاری از انسان های صلح طلب و آزاده، ‏منتظر آمدن منجی جهانی هستند؛ اما دوست من، استقرار ملکوت آسمان در زمین با ظهور مسیح ‏و مهدی در مدتی کوتاه انجام می گیرد و این گونه که شما فکر می کنید نیست که بهائیتی بیاید و ‏تعالیم دوازده گانه ای بیاورد این همه تبلیغات کند و با وجود تشکیلاتی بس آهنین و منظم، تازه ‏بعد از گذشت 160 سال به قول خودش حداکثر شش میلیون پیروی که معلوم هم نیست بسیاری ‏از آن ها از بهائیت چه تصوری دارند، پیدا کند و بعد بگوید ان شاء الله آن ملکوتی که تمامی ‏ادیان به آن بشارت داده اند، کم کم مستقر خواهد شد. نه دوست عزیز گویا تصور شما از مساله ‏ی منجی و امام زمان آن چیزی نیست که ما مسلمانان به آن اعتقاد داریم. این عدم اطلاع، از ‏نوشته های بعدی شما- که به بررسی آن خواهیم پرداخت- کاملا روشن است. البته یک چیز را ‏من در باره ی شما و همه ی بهائیانی که این چنین اند، می ستایم و آن روحیه ی انتظار و امید به ‏بهبود وضع جهان است، اما دوست من بدانید که این امید شما جز با ظهور امام زمان و بازگشت ‏مسیح به وقوع نخواهد پیوست. به امید آن روز!

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » جمعه 14 مهر 1385, 10:49 am

1- شعار نیست واقعیتهایی است که هم اکنون هم مشاهده میکنیم ولی کسی قبول نمیکند. در ضمن بحث حقانیت نبود فقط خواستم بگم مثال کاملا غلطی عنوان کردید.

2- اولا اگر کتب آنها باطل هستند در برخی از کتب خود اسلام از آنها یاد شده و آیه از آنها قرار داده شد.ثانیا شما قرار بود آیه ای از قرآن ذکر کنید که آنها تحریف شده اند که هنوز این کار را نکرده اید((آیه تحریف برای همه کتب قبل قرار دهید)). ثالثا در صورتی هم که تحریف شده باشند بحثی نیست من تنها یک سیر تکاملی را عنوان کردم تا به اسلام برسم.

3- سئوالات قبلی من هنوز هم موجود است که در زیر آنها کفایت مناظرات قابل مشاهده است. جناب جویا از مجادله با شما خود داری میکنم و به کار خودم میپردازم چون فعالا با همین روش سبک به تمامی سئوالات شما پاسخ گفتم اما فکر نکنم لازم باشه دوباره نوع بازی و روش شما را یاد آوری کنم.((جناب سردبیر توهینها مجددا در حال شروع شدن است))

4- اولا بنده تفاوت عهد عتیق و جدید را میدانم و وقتی میگویم لازم نیست بگم چون انجیل عهد عتیق را را قبول دارد ولی با اینحال برای شما از هر دو کتاب آیه قرار دادم پس لطفا با کلمات بازی نکنید و برداشت دیگری انجام ندهید.خوبه در یکی آیات هم به این نکته اشاره کردم که از تورات هم که مطلب خواستید قرار دادم.((بهتره مطالب را خوب بخونید)) احتمالا شما اشتباه لپی انجام دادید.

5- جناب جویا قرآن را بخوانید لازم نیست دوباره آیه احمد را برای شما قرار دهم . حضرت محمد میفرماید من همان موعود انجیل هستم همان احمدی که در انجیل ذکر شده حالا شما هر برداشتی دوست دارید انجام بدهید. دقیقا مثل تحریف است قرآن کتب آنهارا قبول دارد اما شما قبول نمیکنید.

6- جناب یقینا آن حضرت مطلوب شده و اگر بخواهیم معانی ظاهری را درک کنیم حرف شما درست است.ولی فکر میکنم معنی واقعیش منظور دیانت حضرت مسیح باشد که به صلب کشیده نشده و به آشمان نرفته که الان هم مشاهده میکنیم چه پیشرفتی کرده.((معانی ظاهری زیاد است جناب جویا))
جناب جویا خوب مطالب را بخوانید فکر میکنم در قرآن آیه هم تقربا شباهت به آن چزی که شما عنوان کردید که خداوند امرش را به آشمان رجعت خواهد داد. در تمامی این موارد منظور خود حضرت مسیح علیه السلام نیست و میگویم عقل انسان نمیتواند چنین چیزی را قبول کند و منظور همان نکته ای است که در اسلام عنوان شده.((پس لطفا برداشت اشتباه از نوشته های من به نفع خود نکنید))
دوست من عیسی به آسمان نرفته و حق و حقیقت چه خوب مشخص میشود که انسانها ظاهر بین را مشخص میکند.به زودی حدیثهایی هم در این موارد قرار میدهم جناب جویا.در ضمن شما برید به مسیحیان ثابت کنید که حضرت محمد خاتم النبیا هستند ببینید به شما چه جواب خواهند داد در هر دینی اشاره به موعود شده ولی نمیدانم این موعود قراره کی بیاد که حدود 6000 سال از آمدن اولین پیغمبر میگذرد.

جناب جویا در مورد آمدن حضرت محمد از آسمان با یک مسیحی بحث کنید حتما برای شما جالب خواهد بود .خوبه دقیقا مطلبی از سایتی برای شما نقل کردم انشاالله اگر در اینترنت بگردید خودتان آن سایتها را پیدا میکنید و میبینید چرا اسلام را قبول نمیکنند و البته در گفته های قبلی به این مطلب اشاره کردم مثله اینکه نخوانده اید.
جناب جویا شما هروقت توانستید ثابت کنید که حضرت محمد همان احمد انجیل است و تمام دلایل مسیحیت را انکار کنید میتوانید انکار کنید که مهدی نیامده البته امدیوارم نگویید که باز رفتم تو بحث انجیل ولی احتمالا بحث شما با یک مسیحی خیلی جالب میشود چون جوابهای آنها به شما واقعا جالب است ولی شما جوابهای آخریه را که در مورد منسوخ شدن و ادعای خاتمیت آنها قرار دادم نخوانده اید و دوباره همه چیز را به نفع خود برداشت کردید.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » جمعه 14 مهر 1385, 10:51 am

جناب جویا جدا شما مطالب را میخوانید یا نه؟؟ منم میدانم یهودیان منتظر مسیح هستند اما مسیح آمده چرا قبول نکردند؟؟خوبه به این موارد اشاره کردم که شما باز آنها را میپیچانید.

جناب جویا امر مسیح به آسمان میرود و از آسمان بر میگردد. در ضمن عرض کردم شما به مسیحیان اثبات کنید که حضرت محمد همان موعود انجیل است بعد میبینید منظور از بازگشت مسیح و موعود در انجیل چیست و باید با چه شرایطی باز گردد.

جناب جویا انجیل میخونید؟؟؟اگر نمیخوانید خواهشمندم بخوانید برای بار چندم متذکر میشوم حضرت محمد گفته من موعود گفته شده در انجیل هستم حال باز شما حرف خودتو بزن. خوده حضرت محمد میگن من موعود انجیلم موعود انجیلم که میاد باید ملکوت الهی بر روی زمین قرار بگیره. الان شما ملکوت الهی میبینید؟؟

جناب جویا جدا مطالب را خواندید بنده دقیقا متنی از سایتی قرار دادم که گفته شده بود آیا انجیل نسخ میوشود یا نسخ شده است و جوابها را برای شما قرار دادم که بر اساس همان ها ادعای خاتمیت میکنند به صفحه قبل مراجعه کنید حتما میبینید.

در مورد خاتمیت و منظور دیانت بهایی در مورد آن با شما صحبت کرده ام جای بحث بیشتر نیست.ما خود خاتمیت را قبول داریم اما مثل اینکه ما وقتی خودمان هم میگوییم خاتمیت قبول است راضی نمیشوید.از حضرت بهاالله هم در همین رابطه برای شما نقل کردم اما...

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » جمعه 14 مهر 1385, 10:55 am


هر چه می کنم که شما از این شعار دادن ها دست بکشید، نمی شود. می خواهید مرا تحریک ‏کنید که من هم سر به سرتان بگذارم؟. به مطالب توجه کنید:‏
‏1-‏هر چند حدیثی که از اعلام الوری آورده اید، درست است ولی قطعا شما این کتاب را ‏ندیده اید چون این کتاب یک جلد بیشتر نیست و معنا ندارد که بنویسید ج 1! ‏
‏2-‏چه کسی گفته است که این حدیث جعلی است؟ چرا تهمت می زنید؟ شما در مباحث ‏گذشته مدعی شده اید که حدیثی سراغ دارید که در آن حضرت محمد ادعای خدایی ‏کرده است، من عرض کردم چنین حدیثی- اگر باشد، چون هنوز آن را ارائه نداده اید- ‏حتما جعلی است چون با قرآن نمی سازد. ‏
‏3-‏از قضا این حدیث دلیل بزرگی بر دروغ بودن ادعای باب و ادعای شماست. چون در ‏حدیث آمده است که: اسمه اسمی، کجا علی محمد با محمد یک نام است؟!‏
‏4-‏چرا در نقل حدیث خیانت می کنید؟ چرا به اصل کتاب مراجعه نمی کنید؟ چرا دنباله ی ‏حدیث را نمی آورید؟ جا ندارد که بگویم به قول جناب روزبه، بگویید بزرگترتان که ‏سوادی داشته باشند، بیایند؟ عزیزم از این خیانت ها در نقل حدیث و حتی آیه ی قرآن ‏از جناب بهاء الله هم سراغ داریم، چه رسد به شما! من حدیث را به طور کامل از کتاب ‏اعلام الوری می آورم و قضاوت را به عهده ی وجدان خوانندگان می گذارم:‏
این مضمون در سه جای این کتاب و با سه سند گوناگون آمده است به آن ها توجه کنید و ‏سپس بفرمایید که کدام یک از این بیانات با جناب باب سازگار است:‏
قال رسول الله ص المهدي من ولدي اسمه اسمي و كنيته كنيتي أشبه الناس بي خلقا و خلقا يكون له غيبة و ‏حيرة تضل فيها الأمم ثم يقبل كالشهاب الثاقب يملأها عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما ‏
إعلام‏الورى: 424 ‏
‏* کجا باب غیبتی داشت که گروهی در آن غیبت گمراه شده باشند؟
‏* کجا باب توانست زمین را از عدل و داد پر کند؟
قال رسول الله ص المهدي من ولدي اسمه اسمي و كنيته كنيتي أشبه الناس بي خلقا و خلقا يكون له غيبة و ‏حيرة حتى يضل الخلق عن أديانهم فعند ذلك يقبل كالشهاب الثاقب فيملأها عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ‏ظلما ‏
إعلام‏الورى: 424 ‏
عبارت یکون له غیبة و حیرة حتی یضل الخلق عن أدیانهم می دانید یعنی چه؟ یعنی همین که در غیبت امام ‏زمان عده ای از مسلمانان بهایی و بابی شدند.‏
قال رسول الله ص القائم من ولدي اسمه اسمي و كنيته كنيتي و شمائله شمائلي و سنته سنتي يقيم الناس ‏على ملتي و شريعتي يدعوهم إلى كتاب الله ربي من أطاعه أطاعني و من عصاه عصاني و من أنكر غيبته فقد ‏أنكرني و من كذبه فقد كذبني و من صدقه فقد صدقني إلى الله أشكو المكذبين لي في أمره و الجاحدين ‏لقولي في شأنه و المضلين لأمتي عن طريقته وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ‏
إعلام‏الورى: 425 ‏
کجا باب سنت و ملت و شریعت محمدی را در میان مردم اقامه کرد. اسلام دین دانش و آیین کتاب و دفتر ‏است و به قلم سوگند خورده است و با اقرء شروع شده است در حالی که آیین باب آیین کتاب سوزان ‏است. ‏
کجا باب غیبت داشته و مردم انکار غیبت او را کرده اند. ‏
آری پبامبر از امثال شما شکوه می کند که منکر وجود امام زمان هستند. همان ها که از راه امام زمان گمراه ‏شده اند همان ها که: وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ‏.‏
اطلاعات حدیثی شما این گونه است که از آن دم زده اید؟!‏

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » جمعه 14 مهر 1385, 11:02 am

در موضوع الوهیت منظور حقیقت واحده است که در مورد حضرت مسیح هم چنین مطلبی نقل کردم . و خود حضرت بهاالله هم همین را میفرمایند اما مثل اینکه شما به گفته های بنده توجه نمیکنید و دوست دارید مطالب را بپیچانید پس دیگر با شما در این مورد بحثی نمیکنم.
جدا متاسفم جناب جویا که مطال را آنچنان که خود میخواهید برداشت میکنید اما برای بار آخر تاکید میکنم بهاییان اعتقاد به خاتمیت دارند . و معتقدند همه پیامبران مظاهر اولیه و آخریه بوده اند که در قبل عنوان کردم اما شما برداشتتان آن چیزی است که خود میخواهید و حجاب مانع از دید میشود.و هر نوع تفسیری غیر از آنچه که حتی حضرت بهاالله هم گفتند برای ما نقل میکنید .

جناب جویا بنده مطالب را درست نقل کردم اما شما هر جور که دوست دارید حتی آنهایی را هم که مظاهر ظهور تفسیر کرده مجددا تفسیر میکنید قرار میدهید دقیقا مانند همین خاتمیت وقتی حضرت بهاالله گفته در جای دیگر هم بیانان دیگر فرمودند در همین مورد اما مثل اینکه شما نمیبینید یا نمیخواهید ببینید.

((بحث الوهیت و خاتمیت از نظر من تمام شده است حال شما هر چه میخواهید مطالب را بپیچانید زیرا حضرت بهاالله خود در این مورد کاملا توضیح داده اند))

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » جمعه 14 مهر 1385, 11:06 am

در مورد صحبت با صهبا به بیانت بنده در مورد انجیل و احمد توجه کنید و در ضمن مطلبی که واقعی باشد شعار نیست . شعار چیز دیگری است.

ظهور ملکوت الهی را به زودی میبینیم و این مورد چون ربطی به بحث ما ندارد از آن خود داری میکنم شاید سردبیر خوشش نیاید.

ولی جناب جویا بحث ما سر احادیث است اما شما در این موارد چیزی نفرمودید؟؟ بنده از این پس فقط حدیث میاورم و آنها را مطابقت به ظهور جدید میدهم.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » جمعه 14 مهر 1385, 11:30 am

در مورد احادیث:

1- بنده از سایتها و کتب شما نقل کرده پس به دوستان خود بگویید.

2- جناب جویا ارائه دادم ام شما نخواستید پیدا کنید گفتم در رابطه با شرح خطبه طتنجیه میاوانید این مطلب را پیدا کنید.((فراموشی از عوارض پیری است))

3- جناب جویا پیر گرامی چون میدانستم چنین حرفی میزنی حدیث بعدی که در همین رابطه است ذکر نکردم تا دوستان ببینید این دلایل بنی اسرائیلی شما همچنان ادامه دارد و باید دقیقا همه چیز را برای شما نقل کرد تا از این همه اشکار گیری جلوگیری کنم. فکر میکردم شما میدانید که در احادیث گفته شده قائم دو اسم دارد که یکی از آنها محمد است و دیگری که احمد است مخفی میباشد.
امام باقر علیه السلام در این باره مفرمایند:
«پدرم از پدرش نقل کرد که امام علی علیه السلام روی منبر فرمود: «در آخرالزّمان مردی از فرزندانم خروج و قیام می کند». پس اوصاف و احوال حضرت قائم (عج) را تشریح کرد و آنگاه فرمود:

«لَهُ اِسْمانِ، اِسْمُ یُخْفی فَاَحْمَدٌ وَ اَمّا الَّذی یَعْلِنُ فَمُحَمَّدٌ ... (تفسیرالشیعه ج 11)

: او دو نام دارد یک نامش پنهان است که احمد می باشد و امّا نامی که آشکار است، محمّد است»
((جویا جان بنده هر روز برای شما دعا میکنم که حجابهایی که جلوی دیدتان را گرفته خرق شوند))

4- جناب جویا شما ابتدا احادیث خود را یاد بگیرید بعد اینچنین ناراحت شوید بنده همه چیز را به ذکر منبع و سند قرار دادم حال شما نمیدانستید قائم دو اسم دارد تقصیر من است که ناراحت شدین؟؟
جناب جویا برخی از احادیث از سایت مهدویت اسلامی ذکر شده و من در آنها دخل و تصرفی نداشته ام فکر میکنم باید با دوستان خود صحبت کنید البته اصل مطلب مهم است که گفته شده حالا شما هر چه قدرم تلاش کنید نمیتوانید جوابگو باشید چون باز هم حدیث برای شما خواهم آورد.
مواردی هم که نقل کردید اصلا نفهمیدم چه بود چون خیلی لحن شما در گفتار تند بوده.گرچه این موارد در مورد اسلام هم صادق است کجا حضرت محمد کتاب انجیل را قبول کردند و به شریعت مسیح پرداختند؟؟
جناب جویا این سئوالات برای اسلام هم هست اما من نمیدانم چرا قبل اینکه از خود سئوال کنید از شما سئوال میکنید؟/دوست گرامی جویای عزیز تو معانی ظاهری بری نمیتونی جواب بگیری اینو برای بار چندمه که میگم اما مثل اینکه دوست ندارید قبول کنید.

جناب جویا به زودی اطلاعات حدیثی مرا میبینید البته ما هم اطلاعات حدیثی شما را دیدم.
از این پس هم فقط و فقط حدیث عنوان میکنم و همه آنها را تطابق میدهم و بعد تعداد احادیث را در آخر میشماریم ببینیم به تواتر رسیده ایم یا خیر.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » جمعه 14 مهر 1385, 11:47 am

اولا حدیثی که گفته اید، در آدرسی که داده اید، نیست. لطفا آدرس را درست بدهید. ‏
در نتیجه تا زمانی که اصل حدیث را نبینیم، نمی توانیم در باره ی آن سخن بگوییم. چه بسا ‏مانند حدیث قبلی که از اعلام الوری نیمه و نصفه و ناقص نقل کردید، اگر حدیث به ‏صورت کامل نقل شود، بیان گر مطالبی باشد که درست خلاف نظر شما از آب در آید.‏
ثانیا این که بروید از یک کتاب حدیث علم الحدیث تعریف حدیث متواتر را در بیاورید و ‏نقل کنید، دلیل بر آن نمی شود که حدیث متواتر را از غیر متواتر تشخیص دهید. این کار از ‏عهده ی کسانی بر می آید که علم رجال و درایه هم می دانند که حضرت عالی فاقد آن دو ‏دانش هستید. ‏
ثالثا کسی منکر درستی این گونه احادیث نشد که شما از تواتر آن دم بزنید. منتهی دانسته ‏باشید که این گونه احادث تواتر معنوی دارند نه تواتر لفظی. به همان کتاب علم الحدیث ‏مراجعه کنید تا فرق این دو را هم بدانید.‏
رابعا سخن از غیبتی است که در میان امت های پیشین برای پیامبرانشان رخ داده است چنان ‏که برای حضرت موسی هم رخ داده است. بحث، بحث غیبت است که ربطی به باب ندارد. ‏اصلا بحث آن نیست که همان گونه که بنی اسرائیل مسیح را قبول نکردند شما هم مثلا باب ‏را قبول نمی کنید. این را نمی دانم از کجای حدیثی که مدرکش را هم غلط داده اید، در ‏آورده اید. لطفا چنان که عرض شد، مدرک درست حدیث را بدهید تا با مراجعه به متن ‏اصلی و عربی آن ببینیم موضوع از چه قرار است. مبادا مانند حدیث اعلام الوری در نقل ‏حدیث خیانت کرده باشید. البته از این که این لفظ را به کار می برم پوزش می طلبم، لطفا ‏آن را پیراهن عثمان نکنید چون به راستی اگر حدیثی را نیمه و نصفه نقل کنید به گونه ای ‏که دنباله ی حدیث، توضیحی داشته باشد که خلاف خواسته ی شما باشد، نامش به جز ‏خیانت چیز دیگری نیست. مگر آن که نادانسته این کار شده باشد که آن گاه نامش می شود ‏جهالت. مرا ببخشایید. ‏

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » جمعه 14 مهر 1385, 2:15 pm

جناب جویا دقیقا به سئوال شما با مدارک خودتان جواب میدهم لطفا کتب خود را به دقت بخوانید تا آنرا ببینید سئوال به این ترتیب در کتب شما بیان شده است.

تلفّظ نام مقدّس حضرت قائم (عج) جایز است یا خیر؟؟

((جواب سئوال دقیقا کپی شده و هیچ دخلو تصرفی در آن نشده پس الکی به بنده تهمت نزنید تمامی این احادیث کپی شده و در هیجای آن کمی و کاستی رخ نداده))

این سؤال بین جمعی از محدّثان و راویان مطرح است که آیا تلفّظ به نام مقدّس حضرت قائم (عج) جایز است یا خیر؟
مشهور بین جمعی از محدّثان و راویان آن است که تکلّم به نام اصلی امام عصر (عج) حرام است. ولی تلفّظ به القاب آن حضرت مانند مهدی، حجّت، قائم و ... حرام نیست.

حال این سؤال مطرح است که آیا این حکم مخصوص زمان غیبت صغری بوده است یا در هر زمان و مکانی، تا موقعی که آن حضرت ظهور کند، حرام است؟ و یا اینکه حرمت تلفّظ نام مقدّس آن حضرت بستگی به موارد خاصّی مانند تقیّه و ترس دارد که اگر موارد ترس و تقیّه نباشد جایز است؟ و آیا این مسأله اختصاص به حضرت حجّت (عج) دارد یا درباره ی سایر ائمه علیهم السلام نیز جاری است؟

دانشمند معروف شیعه شیخ حرّ عاملی در کتاب «وسائل الشیعه» می گوید: «در مورد تقیّه و خوف، تلفّظ به نام آن حضرت حرام است و در غیر موارد تقیّه و خوف حرام نیست».

روایاتی را که در این موضوع به ما رسیده می توان به 4 بخش تقسیم کرد:

1- تلفّظ نام مبارک حضرت ولیّ عصر (عج) به طور مطلق (در هر زمان و مکانی و در هر شرایطی) بی آنکه جای تقیّه باشد، حرام است.

امام صادق علیه السلام در این رابطه، فرمود:

«صاحِبُ هذا الاَمرِ لا یُسَمِّیهِ بِاسْمِهِ اِلاّ کافِراً

: نام مبارک صاحب این امر (حضرت مهدی (عج)) را هیچ کس جز شخص کافر نمی برد». («وسائل الشیعه»، ج 11، ص 486)

همچنین مرحوم صدوق از «محمّد بن عثمان عمری» نقل می کند که گفت: «برایم دستخطی پدیدار شد که با آن دستخط آشنا بودم (که نویسنده اش حضرت ولی عصر (عج) است) به این عبارت:

مَنْ سَمَّانِی فِی مَجْمَعٍ مِنَ النَّاسِ فَصَلَیْهِ لَعْنَةُ اللهِ

: کسی که در میان اجتماع مردم، نام مرا ببرد، لعنت خدا بر او باد». (همان مدرک، ص 489)

2- نام بردن آن حضرت تا موقعی که قیام کند، ترک شود، امام هادی علیه السلام درباره ی حضرت صاحب الزّمان (عج) فرمود: «یاد کردن حضرت قائم (عج) به نام جایز نیست، تا وقتی که قیام کند و زمین را همانگونه که پر از ظلم و جور شده، پر از عدل و داد نماید». («حضرت مهدی (عج) فروغ...»، ص 142)

3- پوشاندن نام حضرت مهدی (عج) به خاطر امر تعبّدی خاص نیست، بلکه تنها به ملاک تقیّه (با آن شرایطی که دارد)، می باشد.

هنگامی که از امام حسن عسکری علیه السلام درباره ی امام عصر (عج) سؤال شد، ایشان فرمودند:

«اگر آنها را (مردم) به اسم مهدی (عج) آگاه سازید، آن را ظاهر می سازند و اگر مکانش را بشناساند، بر ضدّ او اقدام می کنند». («وسائل الشیعه»، ج 11، ص 487)

شیخ حرّ عاملی پس از نقل این حدیث می گوید: «این حدیث دلالت بر این دارد که نهی ائمّه اطهار علیهم السلام از نام بردن حضرت مهدی (عج) مخصوص مواردی است که خوف از ضرر و بروز فساد باشد».

4- خود ائمّه ی اطهار علیهم السلام یا اصحابشان در موارد متعدّدی آن حضرت را به نام یاد کرده اند.

در حدیثی می خوانیم که وقتی همسر امام حسن عسکری علیه السلام باردار شد، امام حسن علیه السلام به او فرمود:

«سَتَحْمِلِینَ وَلَداً وَ اِسْمُهُ مُحَمَّدُ وَ هُوَ الْقائِمُ مِنْ بَعْدِي (همان مدرک)

: بزودی پسری را حمل می کنی که نامش «محمّد» است و قائم بعد از من اوست».

امام باقر علیه السلام فرمود:

«پدرم از پدرش نقل کرد که امام علی علیه السلام روی منبر فرمود: «در آخرالزّمان مردی از فرزندانم خروج و قیام می کند». پس اوصاف و احوال حضرت قائم (عج) را تشریح کرد و آنگاه فرمود:

«لَهُ اِسْمانِ، اِسْمُ یُخْفی فَاَحْمَدٌ وَ اَمّا الَّذی یَعْلِنُ فَمُحَمَّدٌ ... (همان مدرک)

: او دو نام دارد یک نامش پنهان است که احمد می باشد و امّا نامی که آشکار است، محمّد است»

این روایت دلالت دارد بر اینکه تصریح به نام حضرت به گفتن «محمّد» حتّی بالای منبری جایز است.

نتیجه اینکه ممنوعیّت نام بردن آن حضرت بستگی به وجود ملاک تقیّه دارد، ولی در غیر تقیّه مانند امثال ما بنابر تحقیق حرام نیست. («حضرت مهدی (عج) فروغ...»، 137 الی 161)

جناب جویا این جواب شما دقیق و کامل .


جناب جویا شما هر جور که بخواهید میتوانید در مورد علم حدیث من بحث کنید اما من حدیثی نقل میکنم که سندیت دارد و 100% درست است و اگر شما میتوانید انکار کنید فکر نمیکنم اینجا جای مناسبی برای دادن درس حدیث شناسی باشد.

من مدرک دسرت قرار دادم و کم کم بر تعداد احادیث و مدارک اضافه میکنم دوستان دیگر میتوانند دقیقا اینها را با کتب مقایسه کنند و مانند دفعه قبل صفحه را اسکن کنند چون این احادیث وجود دارد حال شما ندیده اید مقصر بنده نیستم.
دوست گرامی من در احادیث هیچگونه دخلو تصرفی نداشتم منبع آنرا ذکر کردم ولی مثل اینکه شما دوست دارید دوباره به تهمتهای خود ادامه بدین و مرا متهم کنید؟!!!!!!!!

دوست گرامی شما که همه جوره مرا خطاب کرده اید این هم رویش به ادامه احادیث توجه کنید و منتظر 2 برابر شدن آنها باشید.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » جمعه 14 مهر 1385, 2:43 pm

برخی احادیث از ائمه اطهار و مطابقت آنها با ظهور جدید که آنها را دسته بندی کرده ام و به زودی ادامه آنها را برای شما قرار میدهم.

احادیث مربوط به اسم و کنیه قائم:
1-حضرت محمد میفرمایند"به زودی بعد از من ، اهل بیتم در شهرها و سرزمینها آواره و پراکنده خواهند شد تا آنکه پرچم های سیاه از مشرق(ایران) به اهتزار در آید... آنها پرچمهای هدایتند و آن را به دست مردمی از اهل بیتم که همنام من است، میسپارند.(الملاحم و الفتن ص 30 و 170)

2-حضرت علی علیه السلام"ماللله عزوجل آیه هی اکبر منی و لا للله من نبا عظیم منی" برای خدا آیه ای بزرگتر از من نیست و خدارا خبری بزرگتر از من نیست(کافی ج 1 ص 297)

3-امام رضا علیه السلام"(امامت منصب اکتصابی نیست)بلکه فضل الهی است که به هر کس بخواهد میدهد چگونه ایشان را رسد که امام انتخاب کنند؟"(کافی ج 1 ص 289) این حدیث تنها به این جهت نقل شده که لازم نیست حتما امامت از پدر به پسر باشد زیرا یک فضل الهی است . گفته شده به هر کس که خداوند بخواهد عطا میکند پس ایراد گیری بر حضرت اعلی کاملا بی معنا است..

4-حضرت محمد میفرمایند"المهدی من ولدی اسمه اسمی و کنیته کنیتی اشبه الناس بی خلقا و خلقا" مهدی از فرزندان من است که هم اسم و کنیه من است و شبیه ترین مردم به من از نظر خلق و خلق (جسم) است.(اعلام الوری ج 1 غیبت)

5-عن زرّبن حبيش سمع عليّاً [عليه السلام ] يقول: المهدىّ رجلٌ منّا مِنْ وُلد فاطمة. زرّبن حبيش شنيد كه على بن ابيطالب‏عليه السلام مى‏فرمود: مهدى مردى از ما اهلبيت و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا است.

6-عن على‏عليه السلام قال: اسم المهدىُّ محمد (کمالدین ج 1 ص 303) حضرت على‏عليه السلام فرمود: اسم حضرت مهدى‏عليه السلام محمد است.

7- شعر بسیار زیبایی از حضرت علی در مورد اسم حضرت مهدی:(بحارالانوار ج 51 ص 133)
فثم يقوم القائم الحق منكم و بالحق ياتيكم و بالحق ّ يعمل
سمىُّ نبى ّ اللّه نفسى فدائه فلا تخذلوه يا بنىّ و عجّلوا
سپس آن قيام كننده بر حق، از ميان شما قيام خواهد كرد. او حق را خواهد آورد و به آن عمل خواهد كرد. جانم فداى او كه همنام رسول خداصلى الله عليه و آله است. اى فرزندان من! به يارى او بشتابيد، مبادا او را بى يار و ياور رها سازيد.

((مطابقت با اسم حضرت اعلی همانطور که در قبل گفته شد))


احادیث مربوط به حرک اصحاب قائم از سمت خراسان همراه با پرچمهای سیاه:

1-حضرت محمد "به زودی بعد از من ، اهل بیتم در شهرها و سرزمینها آواره و پراکنده خواهند شد تا آنکه پرچم های سیاه از مشرق(ایران) به اهتزار در آید... آنها پرچمهای هدایتند و آن را به دست مردمی از اهل بیتم که همنام من است، میسپارند.(الملاحم و الفتن ص 30 و 170)

2-امام محمد باقر علیه السلام "گویا میبینم گروهی از مشرق زمین (ایران) خروج کرده اند و حق را طلب میکنند، ولی حق را به ایشان عطا نمیکنند تا این که همگی قیام میکنند...(الغیبیه ص 145)

3-امام صادق علیه السلام"الا انهم انصار المهدی یوطئون له سلطانه" آگاه باشید که آنها (سپاه خراسانی) یاران حضرت مهدی هستند و زمینه جهانی او را فراهم میشازند.(غیب طوسی ص 262)

4-امام باقر علیه السلام "ولا یدفعونها الا الی صاحبکم قتلاهم شهدا"(سپاه خراسانی) پرچمهارا جز به دست حضرت مهدی علیه السلام نمیدهند، کشته هایشان شهید است.(روزگاررهایی ص106)


5-امام صادق علیه السلام "اذا رایتم الریات اسود تفرج من خراسان فاتوها لو حبوا علی الفلج" هنگامی که پرچمهای سیاه از خراسان به راه افتاد به سویش بشتابید و لو با سینه خیز رفتن روی برفها.(غیب طوسی ص 262)

((مطابقت با دیانت جدید و حرکت جناب ملاحسین به سمت قلعه شیخ طبرسی دقیقا مانند همین احادیثی که عنوان شده با پرچم سیاه و ندای یا ثارالله))



احادیث مربوط به یاران قائم:
1-امام علی علیه السلام"اصحاب المهدی شباب لاکهول فیهم" یاران مهدی جوانند و بزرگسالی در میانشان نیست.(الغیبیه ص 476)

2-امام علی علیه السلام "(یاوران مهدی علیه اسلام) فقط از خدا میهراسند، شهادت را میطلبند و همواره آرزو داردند که در راه خدا کشته شوند.(الملاحم و الفتن ص 52)

3-امام علی علیه السلام " ای فرزند بهترین کنیزان! تا به کی در انتظار خواهی ماند؟! بشارت ده به پیروزی نزدیک از جانب پروردگار بخشایشگر!!پدرو ماردم به فدای آن گرو اندک که در روی زمین ناشناخته و گمنامند!!

4-امام صادق علیه السلام "یاران حضرت قائم طوری یکدیگر را ملاقات میکنند که گویی از یک پدرو مادر به دنیا آمده اند و صبح از خانه بیرون آمده پراکنده شده اند و شبانگاه همه به خانه آمده و با یکدیگر گرد آمده اند.(روزگار رهایی ص 484)

5-حضرت علی علیه السلام " اصحاب حضرت کسانی هستند که به حقیقت توحید خدا راه یافته اند"(روزگار رهایی ص 414)

6- عن حكيم بن سعد عن اميرالمؤمنين‏عليه السلام قال: اصحاب المهدىّ شبابٌ لاكهول فيهم الّا مثل كحل العين و الملح فى الزاد و اقل الزاد الملح.( بحارالانوار، ج 52ص 333)
حكيم بن سعد از اميرالمؤمنين‏عليه السلام روايت مى‏كند كه آن حضرت فرمودند: ياران مهدى‏عليه السلام همه جوان هستند، در ميان آنها پيرمرد يافت نمى‏شود مگر به اندازه سرمه در چشم و نمك در طعام، و همانطور كه بر همگان معلوم است كمترين قسمت غذا را نمك تشكيل مى‏دهد.

7- ثم اذا قام تجتمع اليه اصحابه على عدّة اهل بدر و اصحاب طالوت و هم ثلثمأة و ثلاثة عشر رجلا، كلّهم ليوث قد خرجوا من غاباتهم مثل زبر الحديد لو انّهم همّوا بازالة الجبال الرّواسى لازالوها عن مواضعها فهم الذين وحّدوا اللّه به حق توحيده، لهم بالليل اصوات كاصوات الثواكل خوفا من خشية اللّه تعالى، قوّام الليل، صوّام النهار، و كانّما ربّاهم أبٌ واحدةٌ قلوبهم مجتمعة بالمحبة و النصيحة...( نوائب الدّهور فى علائم الظهور، ج 2ص 114ط)
...چون قيام كند جمع مى‏شوند به سوى او يارانش كه به شماره اصحاب بدر و اصحاب طالوتند و ايشان سيصد و سيزده نفرند. همه آنها شيرانى هستند كه از كمينگاه‏هاى خود بيرون آيند مانند پاره‏هاى آهن، اگر ايشان اراده كنند كه كوه‏هاى سخت را از جا بِكَنند هر آينه آنها را از جاهاى خود مى‏كَنند. پس ايشانند كسانى كه خدا را به وسيله مهدى بيگانگى پرستش مى‏كنند. براى ايشان در شبها، صداهايى مانند صداهاى زنهاى جوان مرده از ترس خدا است نماز گذارندگانند در شبها و روزه دارانند در روز، گويا يك پدر و يك مادر آنها را تربيت كرده‏اند. دلهاشان در دوستى كردن به همديگر و پند دادن به يكديگر با هم جمع و يكى است .

8- امام صادق علیه السلام"خداوند این امر را توسط افراد بی نام و نشان یاری میکند"(روزگار رهایی ص 431)

((مطابقت با اصحاب حضرت اعلی که تمامی این خصوصیات در کتب مختله دیانت بهایی از جمله تاریخ نبیل به وضوح اشاره شده))


احادیث مربوط به ظاهر شدن قائم و ندیدن (انکار کردن) او
1-امام صادق علیه السلام"یفقد الناس امامهم یشهد الموسم خیراهم ولایرونه" مردم امام خود را نیابند اما در موسم حج حاظر شود و آنها را میبیند ولی آنها او را نمیبینند.(کافی ج 2 ص 136)

2-امام صادق علیه اسلام "صاحب این امر در میان آنها راه میرود و در بازارشان رفت و آمد میکند و روی فرشهایشان گام بر میدارد ولی اورا نمیشناسند.(بحار ج 52 ص 154)

3-امام زمان علیه السلام "اگر شیعیان ما که خداوند بر توفیق طاعت خویش آنها را موفق گرداند در راه وفا به پیمانی که بر دوش دارند همدل میشدند میمنت دیدار ما از ایشان به تاخیر نمی افتد.(بحارالانوار ج 53 ص 177)

4-امام زمان در توقیع شریف خود میفرمایند"مارا از شیعیان دور نگه نمیدارد مگر اعمال و رفتارهای آنان که به ما میرسد و برای ما ناخوشایند و دور از انتظار است"(بحار ج 53 ص 177)

5-امام زمان در توقیع شریف خود میفرمایند"تحقیقا به من خبر رسید از به شک افتادن جمعی از شما در دین و پس از این موضوع مارا ناراحت و غمگین نمود و به خاطر خودتان نه خودمان"(مکیال ج 1 ص 52)

((اشاره به کار تجارت حضرت اعلی که در بازار کار میکردند و همچنین ادعای قائمیت در سفر حج و..))



در مورد نحوه غیبت و مطابقط آن با انبیا قبل ((رد کردن موعود وعده داده شده))

1-امام صادق علیه السلام"به درستی که آنچه از سنتهای انبیا گذشته در مورد غیبتهاشان به وقوع پیوسته، مو به مو درباره قائم ما اهل بیت رخ خواهد داد.(کمالدین ج 2 ص 345)

2-حضرت محمد"آنچه در بنی اسرائیل واقع شد در میان امت من نیز مو به مو واقع میشود و دوازدهمین فرزند من از دیده ها غایب میگردد و دیده نمیشود.(بحار ج 5 ص 127)

((در این احادیث دقیقا مو به مو عنوان شده یعنی اگر قائم بیاید باز هم آنها را انکار میکنند و هر چه در مورد غیبت و ظهور بعد اتفاق افتاد که ظهورات بعد را قبول نکردند در این دوره دقیقا و مو به مو همانطور که گفته شده دیده میشود که دوستان عنوان کردن برخی مسائل را به عنوان مظلوم نمایی نام گزاری میکنند و میگویند نباید گفته شود))



احادیث مربوط به چهره قائم
1-امام موسی علیه السلام"پدرم فدای او که چهره زیبای گندمگونش،بر اثر تهجد و شب زنده داری، به زری گراییده است! پدرم فدای کسی که شبها به مراقبت از ستارگان در حال رکوع و سجود به صبح می آورد.(بحارالانوار ج 86 ص 81)

2-حضرت محمد"مهدی امتی اشبه الناس بی فی شمائله و اقواله و افعاله" مهدی امت من شبیه ترین مردم به من از جهت شمائل و گفتار و کردار میباشد.(مکیال ج 1 ص 47)

3-حضرت علی علیه السلام"حضرت مهدی دیدگانی مشکی موهایی پر پشت چهره ای چون ماه تابان پیشانی باز و درخشان،خالی بر گونه راست و نشانه ای دارد.(روزگار رهایی ص 123)

4-امام باقر علیه السلام"شرف الحاجبین غائر العینین من سهر اللیالی بوجه اثر"ابروهایس به طرف صورتش فرو هشته و دیدگانش از شب زنده داری فرو رفته و بر گونه اش نشانه ای (خالی) است.(الزام الناصب ص 407)

5-حضرت محمد"حضرت مهدی علیه السلام از نسل من است سیمایش چون ماه تابان و درخشان است.رنگش عربی (گندمگون)و جسمش اسرائلی(در استقامت و تا حدی بلند قد است).(روزگار رهایی ص 123)

((جناب جویا اگر هر کدام را رد کنید اینها را نمیتوانید انکار کنید شاید فکر میکنید حضرت اعلی خود را مطابق با این احادیث آرایش میکردند؟؟ جدا این همه آیه و نشانه من دیگه چگونه باید برای شما اثبات کنم؟؟ و اگر واقعا دنیال حقیقت هستید میتوانید به مقام اعلی بروید و از عکسی که از روی چهره حضرت اعلی و جناب انیس نقاشی شده بازدید فرمایید و این علائم را برسی کنید زیرا از هر جا که ندای قائم را شنیدید بایر به شما آن بروید پس بررسی کنید و خبرش را به ما بدهید))


احادیث مربوط به رنج و مصیبت فراوان که قائم تحمل میکند
1-امام باقر علیه السلام "صاحب این امر هنگاهی که ظهور میکند از مردم رنج فراوان تحمل میکند نظیر آزار و اذیتی که پیامبر (ص) تحمل کردند و بلکه بیشتر. (روزگار رهایی ص 616)
((دوستان حقیقت جو بر اساس همین یک حدیث میتوان نتیجه گرفت که حتی اگر قائم باز هم بیاید که این امری محال است مردم او را انکار میکنند و اذیت میکنند مانند حضرت محمد در صدر اسلام یعنی تمام این تعابیر که عدل و داد بر قرار میشود موعود با شمشیر میاید و... که همه به معانی ظاهری آن توجه کرده اید دسرت نیست بلکه مفهوم و معانی عمیقی در آنها نهفته شده که با تعمق براحتی میتوانید آنها را درک کنید و اگر با کمی تعمق در مطالب نظر کنید مطمئنن وجدان حقیقت جوی شما بیدار میشود و براحتی میتوانید این آیه را با حضرت اعلی و دیانت بهایی مقایسه کنید. دوستان عزیز به نظر شما که الان این همه علم پیشرفت کرده و جای شناخته شده ای بر روی زمین نیست حتی آن مکانهایی که ادیان قبل به وجو آن بشارت میدانند نباید کشف میشد؟؟ آخه مگر میتوان قبول کرد که جابلقایی وجو داشته باشد؟؟ دوستان من در تمامی ادیان قبل هم از مکانهایی اسم برده شده که موعود از آنجا میاید اما هنوز آن مکانها هم دیده نشده بهتره کمی واقع بینانه به حقایق دورو بر خود نگاه کنیم و شاهد پیشرفت علم و ترقی باشیم حجابها و خرافات را خرق کنیم تا به حقیقت که مانند نور خورشید روشن و منیر است بهره مند شویم.))



جویای عزیز منو شما اینبار از طریق احادیث با یکدیگر بحث کردیم و تمامی آیات و نشانه هایی را که در دین جدید بود برای شما قرار دادم که اگر باز هم بخواهید از این احادیث برای شما نقل میکنم اما خواهشن و مجددا از شما میخواهم کمی منطقی باشید و با واقعیتها رو به رو شوید.

تا آینده ای نزدیک و احادیث بعدی خدا نگهدار شما..

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » جمعه 14 مهر 1385, 2:48 pm

جناب جویا در برخی از جاها باز هم غلط املایی مشاهده میشود که امیدوارم مرا به خاطر آنها ببخشید.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » جمعه 14 مهر 1385, 4:37 pm

جناب میلیاردر کم لطفی نفرمایید. هنوز به مطالب پیشین پاسخی نداده اید. تا زمانی که به آن ها پاسخ نداده اید، کپی پیست کردن یک سری مطالب جدید که به قول خودتان از سایت های مربوط به امام زمان علیه السلام آورده اید، فعلا کاری عبث است. ممکن است شما یا هر کس دیگر نسبت به امام زمان علیه السلام سئوالات و شبهاتی داشته باشید. آن مطلب به جای خود اما لطفا از بحثی که با هم داشتیم و شروع کننده اش هم خود شما بودید، طفره نروید. دوست من چند مطلب اساسی را فقط با این عنوان که (نقل قول):((بحث الوهیت و خاتمیت از نظر من تمام شده است حال شما هر چه میخواهید مطالب را بپیچانید زیرا حضرت بهاالله خود در این مورد کاملا توضیح داده اند)) از کنار قضیه به راحتی عبور کرده و مباحث مفصل نامربوطی را مطرح کرده اید که جز گریز از بحث معنای دیگری ندارد.
کلی مطلب با طمطراق از انجیل نقل کرده اید که نه تنها به بحث شما ربطی نداشت، بلکه در تأیید اعتقادات ما بود، آوردید و بدون توجه به آن مباحث به امر دیگری پرداختید. دوست من فکر نمی کنید دیگرانی هم هستند که این مباحث را دنبال می کنند. و این روش شما را جز گریز از بحث چیز دیگری نمی دانند؟ تا زمانی که به بحث های قبلی نپرداخته اید، از طرح بحث جدید خودداری کنید.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » جمعه 14 مهر 1385, 4:42 pm

یاد اوری می کنم که بحث اصلی ما خاتمیت بود. شما دلیل آوردید که احکام ظاهری باید به اقتضای زمان تغییر کند. در نتیجه لازم است در هر دوره دین جدیدی رخ نماید. من عرض کردم حضرت بهاء الله معتقد است که ظهور ایشان آخرین ظهورات است و هر کس ادعای ظهور جدیدی کند، فهو کذاب مفتر. این جواب ندادید و در عوض مطلب خنده دار و عجیبی فرمودید که همه ظهورات هم اول اند و هم آخر آدم همان نوح و نوح همان عیسی و موسی همان ابراهیم و لوط همان صالح و همگی همان محمد و محمد همان شعیب و ... این ها گفتید که آن را هم جواب دادم و توضیح خواستم که باز از جانب سرکار جوابی دریافت نکردم. لطفا به بحث خاتمیت باز گردید و اگر مایلید می توانیم تاپیک جدیدی در بحث قائمیت بگشاییم متشکرم اگر رعایت مقررات را بفرمایید.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » جمعه 14 مهر 1385, 5:14 pm

جناب جویای عزیز من هم در بین مطالبم سئوالاتی مطرح کردم شما هم به آنها پاسخ نگفتید اما بنده فکر میکنم به تمامی سئوالات کلی و جزئی شما در هر موردی پاسخ گفتم.

دوست گرامی حضرت محمد فرموده موعود انجیل است در نتیجه وقتی میاید باید نشانه های موعود ظاهر شود آیا این نشانه ها ظاهر شد؟؟
جوایای عزیز مطالبی که از انجیل نقل کردم گویای همین موضوع است و هیچ گریزی هم نزدم و عرض کردم شما برخی از سئوالات خود را باید از دوستان مسیحی بپرسید نه از بنده در ضمن الان اینجا بحث خاتمیت مطرح است یعنی خاتمیت حضرت محمد و بنده برای بار چندم میگویم ما خاتمیت را قبول داریم به همان گونه که حضرت بهاالله فرمودند و من به شما گفتم.

در مورد کپی پیست بنده تنها برخی را عنوان کردم هر جا که اینکار را بکنم به شما میگویم اما احادیث جدید همه نتیجه جستجو و تحری حقیقت خودم هست.((غلط های املایی بیان گر این مسئله هستند))

جویا جان حالا شما سئوالاتی که فکر میکنید بنده جواب ندادم بفرمایید تا جواب بدم ولی فکر میکنم به همه جواب گفته باشم.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » جمعه 14 مهر 1385, 5:42 pm

جناب جویا من هم یاد آوری میکنم بحث ما خاتمیت است و من به سئوال شما بر طبق بیانات خود حضرت بهاالله جواب دادم و این چندمین باری است که این سئوال را که جواب داده شده میپرسید اگر از نظر شما جواب مسخره است آنرا به خوانندگان واگزار کنید بحث اصلی ما آیات و احادیث اشاره شده در مورد دیانت بعد است که اگر نتوانید آنها انکار کنید در نتیجه تمامی مطالبی که در کتب ما قرار دارد باید قبول کنید پس ابتدا بهتر است جواب احادیث را بدهید چون بحث اصلی هم همین است نه آنکه شما عنوان میکنید مجددا جواب قبلی را برای شما ارسال میکنم:

در مورد رسالت هم سئوال کرده بودید که حضرت بهاالله گفته اند تمام شده و پرسیدید پس مقام حضرت بهاالله چیست که در بالا به مقام ایشون هم اشاره کردم و فکر میکنم جناب اسپرینگ در یکی از تاپیکها به این نکته اشاره کرده بود که ردیه نویسان تنها آن قسمتی که میتوانند از طریق آن ضربه بزنند مینویسند و به قبل و بعدش کاری ندارند که چه توضیح داده شده.و در باره خاتمیت هم از خود حضرت بهاالله برای شما توضیح میدم:
یکی از اصول معتقدات دیانت بهایی وحدت در حقیقت مظاهر الهیه در مقام توحید است.در مقام توحید مظاهر مقدسه الهیه حقیقت واحده دارند که حضرت بهاالله در کتاب ایقان به آن صراحتا اشاره میکنند (ص 17-19 . 136-138)
در مقام توحید تمام مظاهر امر بدون هیچ امتیازی حقیقته واحدند مانند خورشیدی که در آینه های مختلف تابش میکند.در نتیجه حقیقت یا همان عقل اولیه یکی بیشتر نیست.یعنی حقیقت خداوند مظاهر ظهور الهیه هستند که این حقیقت یکی است و حضرت بهاالله بر همین اساس در کتاب ایقان به مساله خاتمیت پرداخته اند. (ص 36 – 43)
و میفرمایند چون مظاهر امر حقیقت واحده اند همگی مظاهر اولیت و آخریت و ظاهریت و باطنیت و بدئیت و ختمیت الهیه هستند.به این معنی که حضرت محمد آخرین رسول است ، آخرین نبی است و آخرین پیغمبر است.برای اینکه هرکه بعد از او بیاید باز هم خود اوست بعد از او کسی نمی آید، چون کسی غیر از او نیست که بیاید چون یک حقیقت بیشتر نیست.مانند آفتابی که خود در آسمان است و بر آینه های مختلف میتابد. حقیقت آفتاب یکی است و تنها در آینه های مختلف میتابد.
و حضرت بهاالله در مورد این حقیقت میفرمایند که لم یلد و لم یولد است.و در مورد خود میفرمایند هرگز متولد نشدم و چیزی از من متولد نشد (ایم تسعه ص 50 -51)


خواهشمندم به احادیث بپردازید زیرا اگر نتوانید آنها را انکار کنید در نتیجه تمامی این بحثها الکی است بنده تا الان برخی از احادیث را مطابقت دادم با دیانت حضرت اعلی که همگی موافقت دارند و منتظر انکار شما هستم و سعی میکنم هر شب مقداری حدیث قرار دهم تا ببینیم با آنکه این همه در اسلام حدیث آورده شده چرا برخی از قبول دیانت بعد سر باز میزنند .و اگر شما میگویید این حدیث ها ربطی به دین ما ندارد میتوانید آنها را رد کنید منتظر ردیات شما هستم.

تا بعد...


بازگشت به “نگاه به ادیان”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان