خاتمیت پیامبر اکرم(ص)

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

خاتمیت پیامبر اکرم(ص)

پستتوسط Sardabir » پنج شنبه 13 مهر 1385, 10:36 am

تاپیک خاتمیت را به تقاضای دوستان بهایی گشودیم.
از کاربران و باحثین گرامی خواهشمندم مطالبی را که در گذشته در همین موضوع مورد بحث قرار گرفته و خلاصه آن در قسمت مناظرات تحت همین عنوان آمده مطالعه فرمایند و در اینجا مطالبی بفرمایند که جدید باشد.
امیدوارم گشایش این تاپیک در توسعه مباحث بهایی پژوهی موثر افتد.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » پنج شنبه 13 مهر 1385, 11:30 am

اثبات خاتمیت و وجود دیانت بعد

با سلام به شما پویندگان حقیقت مقاله ای با عنوان اثبات خاتمیت و دیانت بعد برای شما فراهم کرده ام در این مقاله سعی شده از تمامی آیات و احادیثی که اشاره به ظهور بعد دارند استفاده شود. و همچنین برخی از احادیث نیز بر اساس قرآن نقل شده که براحتی میتوانید از جعلی نبودن آنها اطلاع حاصل کنید.در این مقاله سعی شده به طور کامل و بخش به بخش در مورد هر مبحث توضیحاتی داده شود و همچنین برای سندیت از کتب اهل تسنن و شیعه استفاده شود.
پس خواهشمندم اگر دنبال حقیقت هستید این مقاله را تا آخر و به طور کامل بخوانید.
از تمامی دوستانی هم که در این زمینه میتوانند کمک کنند درخواست همکاری میکنم.

علت ارسال مظاهر ظهور در هر زمان
مطالب کتب ادیان الهی بر دو قسم است:
*قسم اول معارف الهی و احکام روحانی است از قبیل عرفان ،اعتقاد بخدا ،بقای روح و عالم بعد و... و احکام روحانی مانند محبت الله ،نوع دوستی ،وفای به عهد ،راستی و درستی ،امانت... و از این قبیل فضایل روحانی و اخلاقی و صفات و کمالات انسانی.

* قسم دوم احکام جشمانی است مانند آداب نماز و روزه و معاملات و حکم ازدواج یا طلاق و... که جزو فروع ادیان به حساب می آیند.

قسمت اول که معارف الهی و احکام و تعالیم روحانی است از اول و تا ابدالدهر قابل نسخ و تغییرو تبدیل نبوده و نیست و دعوی پیامبران که دین از این جعت قابل نسخ نیست کاملا صحیح است.اما قسم دوم که مربوط به احکام جسمانیست چون تغییر و تبدل لازم جسم میباشد لطف الهی چنین اقتضا دارد که بر موجود متغیر و متبدل احکام لا یتغیر حمل نفرموده و تکالیف بندگان را بر وفق اوضاع و احوال هر زمان معین و مقرر فرموده.بنابراین احکام جسمانی ادیان به مقتضای هر عهد و زمان توسط پیامبرین قابل نسخ و تغییرو تبدیل است.
و علت ارسال رسل و تجدد ادیان در هر عصر و زمان آنست که اولا معارف العی و احکام فراموش بر حسب وسعت دایره علوم و ترقی افهام ایضاح و توسعه و ترویج دهند. و ثانیا هر قسم از احکام جسمانی که بر وفق مقتضیات روح و عصر نباشد نسخ و به صورت تازع تری در آورده و تشریع شریعت جدید فرمایند.اینست که پیامبران همیشه امت خود را با انتظار رسدین روز موعود بشارت میدهند.

حضرت موسی علیه السلام
از جمله مظاهر الهیه حضرت موسی علیه السلام است که در مصر متولد شدند.قبل از رسالت وقتی به حمایت از یک سبطی پرداخت یک قبطی را کشت و از مصر فرار کرد و به چوپانی مشغول شد که از نظر فرعونیان مجرم شناخته شد و معلوم است با این وجو محبوبیتی نزد آن قوم نداشتند.و معلوم است یک نفر چوپان که از طبقه علما نبوده و اکتساب علوم نکرده و بدون خزائن سیمو زر چون بر خلاف عقاید دیرینه آن قوم سخن میگفته و فرعونیان را به خدای یگانه دعوت میفرموده با آنحضرت دشمن شوند.و آنحضرت در مقابل این همه زور و قدرت سلطان مقاومت کردند تا بتوانند قوم بنی اسرائیل باوج سعادت و عزت برسانند.و این قوه غیبیه الهیه بوده است که بدون اسباب و وسایل پیشرفت کرد و قدرت فرعونیان مانع آن نشد.

حضرت عیسی علیه السلام
و از جمله دیگر مظاهر الهیه حضرت عیسی علیه السلام است که آن حضرت هم درس نخوانده و خزائن سیمو زری نداشتند و همچنین از شدت ظلم دشمنان به کوه و بیاین متواری شده بود که از شدت فقر غذای آنحضرت ریشه گیاهان صحرا بود.با این حال میفرمودند کیست از من غنی تر؟ و میفرمودند من همان موعود تورات و پادشاه یهودم و چون این ادعا بر خلاف انتظار قوم یهود بود آن حضرت را بسیار شکنجه و آزار و اذیت کردند. زیرا قوم یهود معتقدند که شخصی از اولاد حضرت داود در دوران قدیم تولد یافته و در شهری بنام بن موشه که گرد آن شهر خندقی از ریگ روان است زنده و موجود میباشد و باید از آنجا بیرون بیاید و ظهور کند و بر تخت حضرت سلمیان و داود تکیه بزند و به ترویج احکام تورات بپردازد و قبل از ظهورش باید علائمی ظاهر شود که مثلا گرگ و میش و شیر و آهو و پلنگ و گوساله و ببر و بزغاله در ظاهر همه با هم صلح و سازش کنند و در یک چراگاه همچرا شوند و طفل شیرخوار دست در دهان افعی کند و به او آسیبی نرسد و از زمین بیت المقدس شیر و عسل جاری شودو... و چون این علایم را مشاهده نکردند و دیدند شخص دیگری که از اولاد داود نبوده و از مریم متولد شده و احکام تورات را ترویج نمیکند با او به مخالفت پرداختند و بدترین شکنجه و آزار را نسبت به آن حضرت روا داشتند و علما فتوا بر قتلش دادند.ولی با اینحال امر آنحضرت جهانگیر شد و سلاطین بزرگ جهان و علمای عالی مقام در مقابل عظمت و سلطنت الهیه اش سر تعظیم فرو آورند که همه اینها جز به قوه الهیه حاصل نمیشود.

حضرت محمد علیه السلام
و از جمله دیگر مظاهر الهیه حضرت محمد صلی الله و علیه وسلم است که آنحضرت هم به مکتب نرفته و درس نخوانده بود و از همان ابتدا بشتربانی ابوطالب و بعد تجارت خدیجه مشغول بود تا در شهر مکه برسالت مبعوث شدند.حضرت محمد نیز سیمو و زر نداشت و میفرمودند الفقری فخری و به محض رسالت محبوبیتی که در بین قوم داشتند از بین رفت و بنص قرآن آن حضرت را شاعر و دروغگو و دیوانه خطاب کردند.زیرا بر خلاف عقاید قوم خود سخن میگفت و اعرابی را که سالهای سال مشغول بت پرستی بودند از این کار منع میکردند و دعوت به خدای یکتا و یگانه میفرمودند.و قوم یهود که آمدن پیغمبری اعظم از حضرت موسی و کتابی را برتر از تورات قبول نداشتند و از جمله محالات میپنداشتند و به نص قرآن یدالله را مغلول میخواندند چون احکام قرآن را ناسخ تورات دیدند به مخالفت و عداوت با آنحضرت پرداختند.و همچنین مسیحیان معتتقد بودند احکام انجیل ابدست و منتظر کتابی نبودند که ناسخ انجیل باشد زیرا که در انجیل آمده است "آسمان و زمین ممکن است زایل شود اما کلام پسر انسان ابدا زایل نمیشود" و منتظر موعودی بودند که قبل از ظهورش علائمی ظاهر شود و زمین وسیع و تنگ گردد و ماه خورشید نور ندهند و ستاره های آسمان به زمین سقوط کنند و قبایل روی زمین بنوحه و زاری برخیزند آنگاه موعود در حالی که سوار بر ابر است از آسمان ظاهر شود و فوج ملائکه در اطرافش شیپور بزنند و با جلال عظیم و مجید و کبیر از آسمان بزمین فرود آید و بر ممالک و سلاطین جهان سلطنت کند و احکام انجیل را رواج دهد و چون بر خلاف عقیده و انتظارات دیرینه خود مشاهده کردند که شخص دیگری بنام محمد فرزند عبدالله از بطن آمنه در مکه متولد شده و علائم هم ظاهر نگشته و از آسمان هم نیامده و اظهار میدارد من همان موعود منتظر شما هستم."و اذ قال عیسی ابن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیکم ... و مبشرا برسول یاتی بعدی اسمه احمد" (یعنی وقتی که گفت عیسی پسر مریم ای بنی اسرائیل بدرستیکه من فرستاده خدایم بسوی شما ... و مژده دهنده به پیغمبری که میاید بعد از من و نام او احمد است.) سوره صف آیه 16
و مطابق این آیه حضرت محمد خود را موعود مسیحیان خوانندند و به جای ترویج انجیل قرآن را که ناسخ انجیل است آورند بنابراین مسیحیان گفتند که این شخص دروغگو است و نسبت به آن حضرت عداوت ورزیدند.و چنان آنحضرت را اذیت کردند که فرمود" هیچ پیغمبری را اذیت نکردند بدانگونه که مرا اذیت کردند" و در قرآن نیز آمده است: " یا حسره علی العباد ما یاتیهم من رسول الا کانوا به یستهزئون" (یعنی ای حسرت بر بندگان که نیامد ایشان را رسولی مگر اینکه اورا استهزا کردند) "سوره سی آیه 29.
ولی با این حال امر آنحضرت نیز گسترش یافت و در تمامی نقاط جهان منتشر شد و همه اینها تنها به قوه الهیه است.


دوره آخر الزمان و موعود جمیع ادیان
جمیع پیغمبران و پیشوایان در کتب مقدسه به دو ظهور پی در پی بشارت داده اند که بواسطه ان دو ظهور مقدس عالم به نور پروردگار روشن میشود و سلطنت الهیه در جهان برقرار میگردد و آلات جنگ و جدال باسباب فلاحت و صنعت مبدل میشود و علم و معرفت توسعه و ترقی میابد و جهان خراب آباد میشود.
این دو ظهور به اصطلاح زدشتیان ظهور هوشیدر و سیوشانس و بعقیده کلیمان ظهور ایلیا و رب الجنود و به انتظار مسیحیان رجعت حضرت یحیی و نزول روح الله و باعتقاد مسلمانان شیعه ظهور اول قائم آل محمد و ظهور ثانی ظهور حسینی و بعقیده مسلمانان اهل سنت و جماعت ظهور اول ظهور مهدی و ظهور ثانی نزول عیسی و قیام روح الله است.و منظور انبیا و اولیاء از ذکر اسما و القاب مختلفه حقیقت واحده بوده و باعتقاد بهاییان ظهور اول مربوط به حضرت اعلی و ظهور ثانی مربوط به حضرت بهاالله میباشد.

اشارات به دوظهور در کتب ادیان
*در کتاب مقدس هنود موسوم به گیتا به روح اعظم و ظهور کریشنا اشاره گردیده.

*در کتاب گلدسته چمن آئین زردشت که استخراج از کتاب اوستا است در صفحه 71 تا 89 چنین آمده است:"در آن وقت واپسین سیوشانس ظهور خواهد نمود و پاکی و تازگی جهان را تکمیل نموده بنیاد بدی و آزار اهریمن را از بن خواهند کند... دنیا دوره خود را از سرگرفته همیشه تهی از آزار و آسیب خواهد ماند... آنزمان سیوشانس گیتی را تازه خواهند نمود"
و در جای دیگر میفرمایند " پس از غلبه تازیان و پریشانی به دینان خداوند در ایران بزرگی را از نژاد خسروان کیان بر انگیزد تا جهان را از خاور تا باختر بیزدان پرستی گرد آورد".

• و در کتاب دینکرد زردشتیان در میقات ظهور هوشیدر (حضرت باب) میفرمایند:" چون هزارو دوست و اند سال تازی آئین گذرد هوشیدر به پیغمبری انگیخته شود".

• در سفر دو اشعیا آیه 4 میفرمایند:"شریعت از صهیون و کلام از اورشلیم صادر خواهد شد و او امت ها را داوری خواهد کرد اقوام بسیار متنله شده شمشیر خود را بگاو آهن و نیزه های خود را با اره تبدیل کرده امتی بر امتی شمشیر نکشیده و جنگها را نخواهند آموخت."

• در فصل 35 اشعیا آیه 1 میفرمایند:" بیابان خشک و زمین خشک شادمان خواهند شد و صحرا بوجود آمده مثل گل نرگس خواهد شکفت شکوفه بسیار نموده و با شادمانی ترنم و شادی خواهد کرد شوکت لبنان و زیبایی کرمل باو اعطا خواهد شد.

• در تورات عربی آمده است "یرون مجدالرب بهاالنها" جلال یهوه بهاالله مارا مشاهده خواهند نمود.

• و در میقات ظهور حضرت بهاالله و حضرت اعلی در سفر دانیال باب 12 آیه 11 میفرماید"از هنگام که موقوف شدن قربانی دائمی و نصب نمودن رجاست ویرانی یکهزارو دویست و نود روز خواهد بود". در فصل 4 حزقیل آیه 6 میفرمایند"قرار دادم برای تو به جای هر روز یکسال" و متداول بین یهود و نصاری هر روز کتاب یکسالت بنابر این موقوف شدن قربانی دائمی بظهور اسلام واقع شد و از اعلان امر حضرت محمد تا ظهور حضرت بهاالله 1290 سال است.و در آیه 7 همان فصل ظهور حضرت اعلی را بعبارت "یک زمان و دوزمان و نصف زمان" تعیین کرده که میشود سه سالو نیم و هر سال دوازده ماه است که میشود چهل و دو ماه و چهل و دو ماه هزارو دویست و شصت روز است و هر زمان به اصطلاح تورات چنانکه بیان شد یکسالست و در سال 1260 هجری قمری ظهور حضرت اعلی واقع شد.

• در مکاشفات یوحنا آیه 2 باب 11 آمده است"و شهر مقدس را چهل و دو ماه پایمال خواهند کرد" این مطلب اشاره به بسفر 12 کتاب دانیال است که فرمود"یک زمان و دوزمان و نصف زمان" که سه سالو نیم است و هر سال 12 ماه است میشود چهلو دوماه ودر جای خود بیان شده که چهل و دوماه میشود 1260 روز و روز به اصطلاح تورات یکسال است پس میشود 1260 که مربوط به سال ظهور حضرت اعلی است. و در آیه 3 همان باب میفرماید" به دو شاهد خود که پلاس پوشیده و هزارو و دویست و شصت روز نبوت خواهم نمود" در این آیه معنی چهل و دو ماه را تصریح فرموده به 1260 روز و منظور از دو شاهد حضرت محمد و حضرت اعلی هستند که تا سال 1260 طول کشیده و اینکه آنها را به نام دو شاهد خطاب کرده در قرآن بیان شده "انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا" یعنی ای محمد ما تو را شاد و بشارت دهنده و بیم دهنده فرستادیم (سوره فتح آیه 8)


فکر میکنم مسئله دیانت بعد و خاتمیت را همینگونه اثبات کنیم بهتر باشد که براحتی میتوان نشان داد در ظهور قبل هم به چنین زمانی اشاره شده. اما دوستان کتب را تحریف شده میدانند و فکر میکنند علما خود این ساعات و دقایق را درست کردند و کتب وارد کردند جدا چنین چیزی باور کردنی است؟؟ ولی ما فعلا از کتب قبل قرار دادیم با اینکه آنرا تحریف شده میدانید که منبع دقیق هم برای گفته های خود ذکر نکردید.
آیات و احادیث قرآنی را نیز به زودی برای شما قرار خواهم داد.

تا بعد...

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » پنج شنبه 13 مهر 1385, 2:03 pm

خدمت دوستان گرامی سایت سلام عرض می کنم. بیانات طولانی و مفصل جناب میلی را در چند بخش بررسی می کنم:
1- سخنان ایشان در باره ی تغییر احکام جسمانی در دوره های مختلف علی القاعده شامل دین بهایی هم می شود. یعنی بالاخره دیانت بهایی هم باید یک دوره ای داشته باشد.اما تمامی استدلالات ایشان با یک گفتار آسمانی از حضرت بهاء الله( گفتار آسمانی از نظر ایشان و همه ی بهائیان) نقض می شود و نقش بر آب می گردد. یعنی بر خلاف فرمایش جناب میلی، دیانت بهایی وضعیت چنین دارد:
حضرت بهاءالله در صفحه ی 237 کتاب اقتدارات چنین گفته است: ‏
‏(وَ نَفسِیَ الحَقِّ قَد اِنتَهَتِ الظُهُوراتُ اِلی هذا ‌الظُهُورِ الاَعظَمِ وَمَن یَدَّعی بَعدَه اِنَّهُ کَذّابٌ مُفتَرٍ)‏
قسم به نفس حقم که همانا ظهورات به این ظهور اعظم پایان پذیرفت و کسی که پس از آن ادعائی کند به ‏درستی که دروغگو و افترا زننده است ‏
از جناب میلی خواهش می کنم مطالب را کمی خلاصه تر بیان کنند. بررسی دیگر قسمت ها را در بخش های دیگر تقدیم می کنم.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » پنج شنبه 13 مهر 1385, 2:17 pm

بخش دوم بیانات جناب میلی را اجمالا بررسی می کنم:‏
‏2- نکته ی قابل توجه و مهمی که در باره ی حضرت موسی فرموده اند آن است که ایشان از ‏طبقه ی علما نبوده و چوپان بوده و مخالف عقاید فرعونیان سخن می گفت و بنابراین با او ‏مخالفت کرده اند. همان استدلال قدیمی که می خواهند از آن نتیجه بگیرند که حضرت بهاء الله ‏هم مخالف نظر قوم سخن گفته و با او مخالفت کرده اند و بنابراین ایشان هم مانند حضرت موسی ‏برحق است. دلیل حقانیت حضرت موسی صرف ادعای ایشان و مخالفت با آن ادعا نبوده تا دلیل ‏حقانیت حضرت بهاء الله هم آن باشد. اگر کسی ادعایی کند و کسانی هم با او مخالفت کنند، دلیل ‏حقانیت نیست. این را تا به حال بارها گفته ایم. اگر نپذیرفته اید،علتش را بیان کنید. ضرب ‏المثل هر گردی که گردو نیست و نیز ماجرای آن مرد ساده لوح که خیال می کرد هر وقت دزد ‏بیاید نیمه شب به بعد و بی سر و صدا می آید و زنش را هرشب بعد از نیمه شب از خواب بیدار ‏می کرد که دزد آمده است! یادتان می آید؟

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » پنج شنبه 13 مهر 1385, 2:20 pm

با عرض سلام، بیانات جناب میلی در باره ی حضرت عیسی علیه السلام به دلیل فقدان مدرک، نمی تواند مورد استناد و بحث و بررسی قرار بگیرد. خواهشمندم لطف کنند و مدرک سخنان خود را بیان کنند تا پس از دیدن مدرک به بررسی ادعای ایشان بپردازیم. متشکرم

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » پنج شنبه 13 مهر 1385, 2:25 pm

با عرض معذرت منظور ارائه ی مدرک در باره ی عقیده ی قوم یهود در باره ی چگونگی ظهور عیسی ع است. در ضمن توجه دارید که قوم یهود بنا به همین سخن( هر چند بی مدرک) منتظر آمدن عیسی بودند. ولی امت اسلام معتقد به خاتمیت هستند. فراموش نمی کنم جناب میلی یا جناب اسپرینگ قبلا فرموده بودند که یهودیان هم معتقدند که دیانت آنان آخرین دین است. البته برای این مطلب هم مدرکی ارائه نداده اند. ولی همین سخن هم با این مطلب اخیر که نقل کرده اند، منافات دارد.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » پنج شنبه 13 مهر 1385, 2:37 pm

جناب جویا در مورد مطلب اول که فرمودید اصلا جای بحث ندارد افراد ظاهر بین دقیقا مثل مسئله خاتمیت به آن توجه میکنند ولی افرادی که به دنبال حقیقت باشند مطالب دیگر را میخوانند که دقیقا عنوان شده تا قبل از 1000 سال هر کس ادعای پیامبری بکند دروغگو است. ((و البته این دلایل برای شما کافی نخواد بود زیرا احتمال آنرا تناقض مینامید)) اما به این نکته در قبل هم اشاره کردم توجه کنید که در قرآن چند بار از مسئله خاتمیت که اینقدر مهم است اشاره شده؟؟ و چند بار از لقا الله و قیامت؟؟و مطمئنن در دین ما هم خیلی ها به همین نکته ای که شما اشاره کردین توجه میکنند و از حقیقت دور میمانند.
افرادی که دنبال حقیقت باشند درک میکنند که مسئله خاتمیت چندان اهمیتی نداشته و احتمالا منظور چیز دیگری بوده و خود شما شان نزول آیه خاتمیت را میدانید. اما احتمالا مسئله لقا الله و قیامت بسیار اهمیت داشته که مکررا در آیات قرآن به آنها بر میخوریم.و معانی ظاهری اصلا قابل باور نیست دقیقا مانند انجیل آن جیزهایی که در انجیل گفته شده چرا در مورد حضرت محمد اتفاق نیافتاد؟؟ آن مسیحیانی که مسلمان میشوند برایشان چنین اتفاقاتی را اثبات میکنید؟؟ جناب جویا کمی واقع بین باشید و خیلی دور نرید چون دوست ندارم مجددا سئوالاتی از شما بکنم که در جوابگویی ... پس صبر داشته باشد تا ادامه مقاله را هم قرار دهم

2- جناب جویا بنده کی گفتم حقانیت؟؟ دوست گرامی اگر کسی ادعایی بکند و تمام عالم بر ضدش قیام کنند یعنی چه؟؟ اگر کسی در برابر سیلی از علما و مخالفین بایستد یعنی چه؟؟ اگر کسی سختی های زندان و شکنجه ها را تحمل کند یعنی چه؟؟ اگر کسی به خاطر این سختیها شهید شود یعنی چه؟؟ و اگر همچنان این آزار و اذیتها وجود داشته باشد و همچنان تحمل کنند یعنی چه؟؟
جدا نمیدانم به اینها چه میگویید شاید باز بحث مظلوم نمایی پیش بیاید اما بنده قبلا دلایل حقانیت را گفتم و منظور از این مطلب حقانیت نبود بلکه توجه دوستان را به این نکته جلب میکنم که از ابتدا و در هر دینی علت مخالفتها را بیان کردم و در دین بهایی هم دقیقا همین است زیرا آنچیزی که اسلام از خاتمیت و حضرت مهدی میخواست نبود. دقیقا مانند ادیان قبل که اصلا آن چیزی که مد نظر آنها بود اتفاق نیافتاد ولی امر خدا پیشرفت کرد و الان هم همینگونه است. چه شما قبول کنید چه نکنید حدود 7 میلیون بهایی در عالم وجود دارد و مجددا یاد آوری میکنم که برای آنها مثل شما خاتمیت را اثبات نکردیم بلکه اصل دین و هدف جامعه بهایی را به آنها نشان دادیم اما برای شما با دلایل و مدارک اثبات میکنیم اما حجابها مانع از دین حقیقت میشوند.

کمی صبور باشید جناب جویا حدود 20 حدیث به زودی برای شما قرار خواهم داد و تمامی آنها را با اتفاقاتی که در جامعه بهایی افتاده مقایسه میکنم.
موفق باشید.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » پنج شنبه 13 مهر 1385, 2:43 pm

jooya, عزیز چرا یهودیان مسیحیان را قبول نکردند و مسیحیان اسلام را و اسلام دین بهایی را؟؟
گرچه فکر میکنم در خود قرآن هم اشاره به قوم یهود و آیات کتاب آنها شده و در مقاله من نیز اشاره کردم که گفته شد یدالله بسته است پس نیازی به اصل خود کتب فکر نمیکنم باشه زیرا قرآن خودش این مطلب رو نقل کرده.
دلایل کافی است مدرک نمیخواهد موفق باشید.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » پنج شنبه 13 مهر 1385, 2:55 pm

اسلام هم منتظر آمدن کسی است اگر مقاله را میخواندید عنوان شده در هر دینی اشاره ای به موعود بعد شده اما آنها موعود بعد را ترویج دهنده دین خود میداند از این جهت هر دینی دین خود را آخرین دین میداند.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » پنج شنبه 13 مهر 1385, 3:35 pm

و اما نکته ی نخست: منظور شما را نفهمیدم. برای این سخن حضرت بهاء الله چه توجیهی دارید؟ مساله ی خاتمیت اسلام چه ربطی به سخن بهاء الله دارد که ظهور خودش را پایان همه ظهورها می داند. کلماتی مانند: اصلا جای بحث ندارد، افراد ظاهر بین، و از این قبیل، پاسخ نشد. کجای این عبارت دارد هر کس قبل از هزار سال ادعا کند دروغگوست؟ لطفا روشن بفرمایید. از کجا می فرمایید که منظور از این سخن ادعای قبل از هزار سال است.
بحث خاتمیت در قرآن هم بسیار فراوان اشاره شده که در جای خود بحث خواهیم کرد. لطفا اجازه دهید مباحث سیر طبیعی خودش را طی کند. شما فرموده اید در هر دوره باید دین جدید آن دوره بیاید من عرض کرده ام حضرت بهاء الله مدعی است این ظهور پایان همه ظهورهاست. شما فرموده اید: منظور ادعای پیامبری پیش از هزار سال است من عرض می کنم به چه دلیل؟ لطفا به مباحث دیگر کاری نداشته باشید. راستی یادتان باشد شعار ندهید و فقط بحث کنید.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » پنج شنبه 13 مهر 1385, 3:38 pm

دوم: بنابراین پذیرفته اید که تمامی این کشته شدن ها و مقاومت ها دلیل حقانیت نیست. چون موارد متعدد از کمونیستهای زمان شاه سراغ داشتیم( سن شما اقتضا نمی کند) که پایشان را با اره قطع می کردند و آن ها آخ هم نمی گفتند و راه و روش خودشان را هم درست می دانستند و کشته هم می شدند و شکنجه هم می شدند و خیلی هاهم با آنها مخالفت می کردند. ولی هم چنان باطل بودند و هستند. حقانیت از طرق دیگر باید اثبات شود.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » پنج شنبه 13 مهر 1385, 3:41 pm

سوم: این که اسلام منتظر آمدن دین جدید است، ادعایی بیش نیست. شما هیچ مدرکی دال بر این امر ارائه نکرده اید. مطالب دیگرتان هم چون فاقد مدرک است، فعلا قابل استناد نیست. البته پس از ارائه ی مدرک در باره ی ادعای بهائیان در این موارد سخن خواهیم گفت. منتظر مدارک مورد نظر هستم.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » پنج شنبه 13 مهر 1385, 3:56 pm

چهارم: بسیاری از مطالبی که از کتاب های آسمانی پیشین گفته اید مانند:پاکی و تازگی جهان را تکمیل نموده بنیاد بدی و آزار اهریمن را از بن خواهند کند... دنیا دوره خود را از سرگرفته همیشه تهی از آزار و آسیب خواهد ماند... آنزمان سیوشانس گیتی را تازه خواهند نمود و یا: پس از غلبه تازیان و پریشانی به دینان خداوند در ایران بزرگی را از نژاد خسروان کیان بر انگیزد تا جهان را از خاور تا باختر بیزدان پرستی گرد آورد".
در صورت صحت دقیقا به ظهور حضرت مهدی امام زمان علیه السلام اشاره دارد چون اولا با وجود گذشت بیش از 160 سال از ظهور باب روز به روز وضع گیتی نه تنها تازه نگشته بلکه بدتر هم شده است چنان که دو جنگ جهانی که در هر یک میلیون ها انسان کشته شدند پس از ظهور باب و بهاء بوده است و ثانیا نسب حضرت مهدی از سوی مادر امام سجاد یعنی شهر بانو دختر یزدگرد به شاهان کیانی می رسد. دیگر بشارتهای آسمانی هم که از آبادانی جهان با ظهور امام زمان خبر می دهند اتفاقا دلیل روشنی بر بطلان ادعای باب و بهاست چون در ظهور هیچ کدام از آن ها جهان آن گونه نشد که در بشارت ها آمده است. اما در باره ی امام زمان داریم که خداوند عدل داد را به وسیله ی آن حضرت در سرتاسر گیتی فراگیر می سازد و ندای توحید از همه جا بر می خیزد. دیگر مطالبی را که در باره ی زمان ظهور باب و بهاء فرموده اید، فاقد مدرک است . یعنی مطلب را گفته و مدرک را وانهاده اید. لطفا مدرک بدهید تا آن ها را هم بررسی کنیم.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » پنج شنبه 13 مهر 1385, 3:57 pm

از تورات عربی مطلبی را آورده اید ولی نفرموده اید در کجای تورات عربی چنین عبارتی آمد ه است؟ لطفا بی مدرک سخن نگویید.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » پنج شنبه 13 مهر 1385, 4:00 pm

آیه ی مورد استناد شما هم غلط است. آیه چنین است: ‏
وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاء- مائده: 64- ‏
یهودیان گفتند: دست خدا بسته است. دست خودشان بسته باد و به خاطر آن چه که گفتند، نفرین ‏شدند؛ بلکه دست خدا باز است و هر گونه که خود بخواهد انفاق می کند. ‏
موضوع مورد بحث اصلا ربطی به استناد شما ندارد. لطفا در استفاده از آیات قرآن دقت فرمایید. ‏
در ضمن باز هم در استناد به انجیل آدرس نداده اید. سخن بی مدرک نگویید که به هیچ روی قابل استناد ‏نیست. ‏

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » پنج شنبه 13 مهر 1385, 4:04 pm

میلی محترم،لطفا از تورات و انجیل مدرکی دال بر این که آنان دین خود را آخرین دین می دانند ارائه دهید. از این بابت متشکر خواهم شد. چون من در این باره چیزی نمی دانم.

sahba
پست: 0
تاریخ عضویت: پنج شنبه 30 شهریور 1385, 5:36 pm

پستتوسط sahba » پنج شنبه 13 مهر 1385, 11:07 pm

جناب میلیاردر شما با چه جراتی باب و بهاء را موعود ادیان می دانید در حالیکه بعد از آمدن آنها هیچ تغییر مثبتی در وضع جهان پیش نیامده نکنه شما به نوشته هایتان توجه نمی فرمائید شاید هم مخاطبانتان را مشتی گوسفند می پندارید .
خواهش میکنم کمی معقول تر صحبت بفرمائید . :!:

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » پنج شنبه 13 مهر 1385, 11:41 pm

جناب جویا جدا نمیدونم چه جوری باید با شما بحث کنم!!! کمونیستهای سلاح به دست را با ما که هیچ چیزی نداریم مقایسه میکنید؟؟آنهایی که آدم میکشند به خدا و پیغمبر اعتقاد ندارند با ما مقایسه میکنید؟!!!!!!! عجب واقعا چه تشبیه جالبی فرمودید.
جناب سردبیر شرمنده مطالبی عنوان میکنم که ربطی به بحث ندارد اما مثل اینکه جناب جویا دوست دارند به برخی سئوالاتشون جواب بدم و امیدوارم ایشون هم به سئوالات من جواب بدهند.و اگر مقداری طولانی شده مرا ببخشید چون اصلا ربطی به مقاله من نداره و به زودی هم ادامه مقاله خود را ذکر میکنم.ولی تا اونجایی که ذهن و حافظه یاری میکرد آیات را با ذکر کتب قرار دادم که اگر خود مراجعه کنید مطمئنن آیات بیشتری خواهید دید.

در مورد ادعای مسیحیت و یهود سئوال کردین و بلاخره ما نفهمیدیم شما کتب آنها را قبول دارید یا خیر؟البته به نظر میرسد اونجاهایی که فکر میکنید از طریق اون میتونید ضربه بزنید قبول دارید اما بقیشو قبول ندارید حال برای شما آیه هم میاورم که نگویید بی سند حرف میزنم ولی شما هنوز برای سئوالات قبلی من سندیت ذکر نکردید!!! البته ربطی به این بحث ندارد کلا گفتم که یه وقت تو اون شاخه ها گریز نزنید مثل همین الان که از من سندیت میخواهید چون ممکنه منم از شما سندیت بخوام و اونوقته که دوباره از جوابگویی باز بمونید. با این حال برای شما از مسیحیت چند آیه میاورم و فکر نمیکنم لازم باشد بگویم که انجیل به دوبخش عهد عتیق و عهد جدید تقسیم میشود در نتیجه فکر نکنم لازم باشد از تورات برای شما مطلبی ذکر کنم و فعلا به انجیل اکتفا میکنم و و شما هم اگر توانستید بفرمایید این علاماتی که در انجیل ذکر شده در زمان حضرت محمد کی اتفاق افتاده اگر هم نخواستید مهم نیست مهم اینه که اون دسته از مسیحیانی که مسلمان شدند اصلا این سئوالات براشون مطرح نبوده بلکه به اصل دین اسلام پرداختند. و البته لازمه ذکر کنم بیشتر این مطالب مانند اسلام به صورت حدیث ذکر شده اما فعلا از کتب سخن میگوییم:

سئوال شما یه مقدار کلی بود که من به این صورت عنوان میکنم که میخواهید نشانه ها در هر دین نسبت به ظهور بعد را بدانید و همچنین میخواستید بدونید در کجا این ادیان خود را آخرین دین میدانند برای همین نشانه هایی که مسیحیان به آن معتقدند برای شما عنوان میکنم زیرا اسلام بعد مسیح آمده و شما بفرمایید کدام یک از این نشانه ها در زمان حضرت محمد اتفاق افتاده اگر شما بتوانید این نشانه ها را که همه ظاهری است اثبات کنید اسلام را میتوانید اثبات کنید ولی اگر نتوانید باز هم اسلام حق است زیرا حقیقت یکی است و این نشانه ها تنها جنبه ظاهری داشته و اصلا عقل انسان نمیتواند قبول کند کسی به آسمان برود یا سوار بر ابر دوباره از آسمان بر گردد.

این هم جوابهای من با سند مدرک حال کجای این نشانه ها شبیه اسلام است؟

در اعمال 10:1 -11 می خوانیم :« هنگامی که می رفت و شاگردان به آسمان چشم دوخته بودند ‏ناگاه دو مرد سفید پوش در کنارشان ایستادندو گفتند :« ای مردان جلیلی؛ چرا ایستاده به آسمان ‏چشم دوخته اید ؟ همین عیسی که از میان شما به آسمان برده شد، باز خواهد آمد ، به همین گونه ‏که دیدید به آسمان رفت .»‏
آیا وقتی حضرت محد که خود را احمد انجیل و موعود بعد میخوانند از آسمان آمدند؟

در انجیل متی 27:24 .36 می خوانیم :« زیرا همچنانکه صاعقه در شرق آسمان پدید می آید و ‏نورش تا به غرب می رسد ، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد بود . ..........هیچ کس آن روز ‏و ساعت را نمی داند جز پدر ؛ حتی فرشتگان آسمان و پسر نیز از آن آگاه نیست.»‏

در متی 31:25 -34 و 41 و46 اینگونه می خوانیم :« هنگامی که پسر انسان با شکوه و جلال ‏خود به همراه همهً فرشتگان بیاید بر تخت پرشکوه خود خواهد نشست و همهً قومها در برابر او ‏حاضر خواهند شد و او همچون شبانی که گوسفندها را از بزها جدا می کند مردمان را به دو ‏گروه تقسیم خواهد کرد . گوسفندان را در سمت راست و بزها را در سمت چپ خود قرار خواهد ‏داد سپس به آنان که در سمت راست او هستند خواهند گفت :« بیایید ای برکت یافتگان از پدر من ‏، وپادشاهی ای را به میراث یابید که از آغاز جهان برای شما آماده شده بود..........آنگاه پادشاه ‏به آنان که در سمت چپ او هستند خواهد گفت:« ای ملعونان از من دور شوید و به آتش جاودانی ‏روید که برای ابلیس و فرشتگان او آماده شده است ....پس آنان به مجازات جاودان داخل خواهند ‏شد ، اما پارسایان به حیات جاودان .»‏
جناب جویا حضرت محمد با فرشته ها آمدند؟؟ اما نکته جالب این قسمت اشره به اسم پارسی است که جویاندنگان حقیقت میتوانند معنی آنرا درک کنند.

در انجیل یوحنا 1:14 -3 می خوانیم :« دل شما مضطرب نشود . به خدا ایمان داشته باشید ؛ به ‏من نیز ایمان داشته باشید . در خانهً پدر من منزل بسیار است؛ و گرنه به شما می گفتم .می روم ‏تا مکانی برای شما آماده کنم و آنگاه که رفتم و مکانی برای شما آماده کردم ، باز می آیم و شما ‏را نزد خود می برم تا هرجا که من هستم شما نیز باشید .»

در دوم پترس 10:3 -13 می خوانیم :« اما روز خداوند چون دزد خواهد آمد ، که در آن آسمانها ‏با غریوی مهیب از میان خواهد رفت و اجرام سماوی بوسیلهً آتش نا بود شده ، زمین و همهً ‏کارهایش عیان خواهد شد .پس حال که نابودی اینها همه بدین صورت مقرر است ، شما چگونه ‏مردمانی باید باشید ؟ بر شماست که زندگی مقدس و خداپسندانه ای داشته . انتظار روز خدا را ‏بکشید و فرا رسیدن آن را بشتابانید آن روز سبب خواهد شد که آسمانها در آتش محو و نابود ‏شوند و اجرام سماوی از گرما ذوب گردند اما بنا بر وعدهً او مشتاقانه در انتظار آسمان و زمینی ‏جدید هستیم که منزلگه پارسایی است.»‏
جناب جویا وقتی حضرت محمد آمدند چنین اتفاقاتی افتاد که حال میگویید وقتی حضرت اعلی آمدند باید چنین اتفاقاتی میوفتاد؟؟ چگونه اینها را برای مسیحیان توجیح میکنید و میگویید موعود و وعده انجیل حضرت محمد است؟؟در این مورد و ایرادات بنی اسرائیلی یهودیان توضیح میدهم.و باز هم متذکر میشوم همه اینها نشانه ها ظاهری است.

عیسی مسیح به دفعات دربارهً بازگشت ثانویهً خود سخن گفت . بازگشت ثانویهً او کاملاً با آمدن ‏اولین او بر زمین تفاوت دارد . عیسی بار اول در نهایت فروتنی و در شکل انسانی خاکی در ‏محدودیتهای بشری به این جهان آمد در حالیکه این بار در قدرت و اقتدارو جلال به عنوان داور ‏و نجات دهنده وبرپاکنندۀ نهایی پادشاهی خدا باز خواهد گشت. ایمانداران بازگشت ثانویهً عیسی ‏مسیح را که بزرگترین آرمان زندگی زمینی ایشان است را انتظار می کشند.‏

جویای عزیز فکر میکنم منظور از بازگشت ثانویه را خوب میدانید و همچنین همراه فرشته از آسمان آمدن و... اما مسیحی بر نمیگردد و منظور همان است که در قبل اشاره شد و حضرت محمد خود را موعود مسیح خواندند آیا حضرت محمد از آسمان آمد؟؟ به ادامه آیات توجه کنید.

انبیاء بنی اسرائیل یکی پس از دیگری از مسیح سخن گفته و مژده آمدنش را به ملت یهود گوشزد می کردند و ملت يهود نیز با دلگرمی به این پیشگویی ها شور و نشاط اشتیاق به دیدار مسیح را با خود همراه داشته اند و با پشت گرمی به همین آرزو و امید کوره راه زندگی سخت و نکبت بار را در طول تاریخ راه پیموده اند که روزی مسح شده، خداوند خواهد آمد و خداوند قوم خود را از نکبت و در به دری نجات داده و به وسیله ظهور مسیح پسر داود، بنده خدا و پسر انسان به آنان عزت و کرامت بخشیده و آنها را آقای دنیا خواهد گردانید. چنانچه این معنی از منابع عهد عتیق به وضوح قابل استفاده است: «بنی اسرائیل قوم خدا هستند و خدا با ابراهیم عهد بسته که «از نیل تا فرات» را به بنی اسرائیل عطا کند»(تورات لاویان 12:26)

اینم از تورات که منتظر موعود هستند که بنی اسرائیل را نجات دهد و اینجا هم کاملا منظور از بنی اسرائیل واضح است و معلوم میشود چرا آنها مسیح را قبول نکردند و چرا فکر میکنند آخرین هستند.زیرا مسیح پسر داوود نبود نیل و فرات را هم به آنها عطا نکرد.خاتمیت در این ادیان مانند اسلام اشاره نشده اما آنها از همین آیات ادعای خاتمیت میکنند. به ادامه آیات توجه کنید.

در ادبیات مکاشفه» آمده است: به نشانه فرا رسیدن روز خداوند، پسر انسان از آسمان فرو خواهد آمد و ملکوت الهی را برپا خواهد داشت.
جناب جویا که سئوال میکنید وقتی حضرت اعلی آمد کجا عدل و داد شد شما اول بفرمایید وقتی حضرت محمد آمد کجا ملکوت الهی ایجاد شده؟؟

اما در عهد جدید و منابع دین مسیح به گونه‌ی بسیار مشخص و آشکار از عیسی مسیح به عنوان ناجی و موعود پایانی در آخرالزمان نام برده است و اوست که ماموریت دارد تا امت خود را از دوزخ گناه نجات داده و راه بهشت را برای شان هموار کند «او پسری خواهد زایید و نام او را عیسی خواهد نهاد، زیرا که او امت خویش را از گناهانش خواهد رهانید» (متی 1:21) چنانکه می بینیم حضرت عیسی به عنوان منجی پایانی معرفی شده و مصداق موعود پایانی مسیحی در آخرالزمان او خواهد بود. و همین مطلب را انجیل یوحنا نیز افاده می کند: زیرا در حقیقت شنیده‌ایم که او (= مسیح) در حقیقت مسیح و نجات دهنده عالم است. (یوحنا 4:24)
جناب جویا اینهم آیه هایی که در مورد موعود است و آنها به خاطر همین آیه هایی که حتی خاتمیت هم در آنها ذکر نشده دین خود را ختم کننده میدانند حالا شما بفرمایید به دوستان مسیحی بگویید که حضرت محمد منجی عالم و ختم کننده ادیان آمده چه جوری میخواین اینها رو به آونها اثبات کنید؟؟حالا ببینید کار ما چقدر سخت تر است که حال خاتمیت در قرآن گفته شده چگونه باید آنرا برای شما اثبات کنیم ولی خوب میدانید که شان نزول آیه خاتمیت ربطی به خاتم بودن ندارد. به ادامه ایات توجه کنید:

در مورد منسوخ شدن دیانت مسیح دقیقا آنرا از سایتی نقل میکنم که به همچین سئوال جواب داده آن هم دقیقا مثل شما جواب میگوید و واقعا جالب است.

سئوال:آیا کتاب انجیل منسوخ شده است؟؟

جوابیه مدیر مسیحی به این سئوال:

احتياجى نمى‌بينيم كه‌اين پرسش را‌پاسخ دهيم زيرا‌هيچ دليلى نيست كه‌حتى امكان منسوخ شدن‌كتاب‌مقدس را‌تائيد كند.درهيچ جاى كتاب‌مقدس اشاره‌اى ديده نمى‌شود مبنى براينكه اين كتاب يكوقتى منسوخ خواهدگرديد.مخالفين،يعنى كسانى كه عقيده دارندكتاب‌مقدس منسوخ گرديده است،غالبا اينطوراستدلال مى‌كنند(همانطوركه عهد‌جديد،پاسخ عهدعتيق بوده به همان طريق مذاهب بعدى نيزپاسخ عهدجديد مى‌باشند).بهتراست ببينيم آيا عهدعتيق بوسيله عهدجديد منسوخ گرديده‌است يا نه؟عيسى‌مسيح وقتى به عهدعتيق اشاره مى‌نمايدبطوربسيارواضح مى‌فرمايد:

گمان مبريدتا آمده‌ام تا‌تورات يا صحف انبياء را‌باطل سازم.نيامده‌ام تا‌باطل نمايم بلكه تا تمام كنم.(متى17:5).به فرمايش بالا يك آيه هم ازفرمايشات پطرس رسول اضافه مى‌كنيم:كلمه خدا تا ابدالاباد باقی است واينست آن كلامى‌كه بشما بشارت داده شده است.(پطرس25:1).
بالاخره درآخرين قسمت كتاب‌مقدس چنين مى‌خوانيم:خوشا‌بحال كسيكه مى‌خواند وآنانيكه مى‌شنوند كلام اين نبوت را‌وآنچه درآن مكتوب است نگاه مى‌دارند.(مكاشفه3:1)
درحاليكه خدا‌مى‌فرمايد خوشابحال كسيكه مى‌خواند،چه كسى جرات دارد بگويد منسوخ شده وديگرفايده‌اى براى ما ندارد؟آيه ديگرى ازكتاب‌مقدس مى‌فرمايد:تمامى كتب ازالهام خداست وبه جهت تعليم وتنبيه واصلاح وتربيت درعدالت مفيد است.(دوم تيموتاوس16:3)


جناب جویا حضرت مسیح هم که همه چیز را تمام کردند پس چگونه میخواهید به اثبات حضرت محمد بپردازید؟؟و بگویید او خاتم است در حالی که حضرت مسیح خاتم است؟
جویای عزیز بهتره بیایم سر اسلام و آیات و احادیث اسلام بحث کنیم زیرا در همه ادیان عنوان پایان یافتن مانند آنچه شما از حضرت بهاالله ذکر کردید گفته شده اما یادم میاد قبلا برای شما از حضرت بهاالله بیانی قرار دادم در مورد خاتمیت که فرموده بودند همه مظاهر ظهور مظهر اولیت و آخریت هستند یادتون که نرفته؟؟ اما برای یاد آوری مجددا آنرا ذکر میکنم و خواهشمندم سئوالاتی که پاسخ داده شده به نوع دیگر بیان نکنید.


یکی از اصول معتقدات دیانت بهایی وحدت در حقیقت مظاهر الهیه در مقام توحید است.در مقام توحید مظاهر مقدسه الهیه حقیقت واحده دارند که حضرت بهاالله در کتاب ایقان به آن صراحتا اشاره میکنند (ص 17-19 . 136-138)
در مقام توحید تمام مظاهر امر بدون هیچ امتیازی حقیقته واحدند مانند خورشیدی که در آینه های مختلف تابش میکند.در نتیجه حقیقت یا همان عقل اولیه یکی بیشتر نیست.یعنی حقیقت خداوند مظاهر ظهور الهیه هستند که این حقیقت یکی است و حضرت بهاالله بر همین اساس در کتاب ایقان به مساله خاتمیت پرداخته اند. (ص 36 – 43)
و میفرمایند چون مظاهر امر حقیقت واحده اند همگی مظاهر اولیت و آخریت و ظاهریت و باطنیت و بدئیت و ختمیت الهیه هستند.به این معنی که حضرت محمد آخرین رسول است ، آخرین نبی است و آخرین پیغمبر است.برای اینکه هرکه بعد از او بیاید باز هم خود اوست بعد از او کسی نمی آید، چون کسی غیر از او نیست که بیاید چون یک حقیقت بیشتر نیست.مانند آفتابی که خود در آسمان است و بر آینه های مختلف میتابد. حقیقت آفتاب یکی است و تنها در آینه های مختلف میتابد.
و حضرت بهاالله در مورد این حقیقت میفرمایند که لم یلد و لم یولد است.و در مورد خود میفرمایند هرگز متولد نشدم و چیزی از من متولد نشد (ایم تسعه ص 50 -51)


اما در عهد جدید و منابع دین مسیح به گونه‌ی بسیار مشخص و آشکار از عیسی مسیح به عنوان ناجی و موعود پایانی در آخرالزمان نام برده است و اوست که ماموریت دارد تا امت خود را از دوزخ گناه نجات داده و راه بهشت را برای شان هموار کند «او پسری خواهد زایید و نام او را عیسی خواهد نهاد، زیرا که او امت خویش را از گناهانش خواهد رهانید»(متی 1:21)
چنانکه می بینیم حضرت عیسی به عنوان منجی پایانی معرفی شده و مصداق موعود پایانی مسیحی در آخرالزمان او خواهد بود. و همین مطلب را انجیل یوحنا نیز افاده می کند: زیرا در حقیقت شنیده‌ایم که او (= مسیح) در حقیقت مسیح و نجات دهنده عالم است.(یوحنا 4:42)


طبق عقاید پیروان مسیح، مسیح آخرین نجات دهنده عالم بوده و بعداز او دیگر نجات دهنده ای وجود ندارد، چرا که مسیح در آخرالزمان ظهور می کند و هدف خداوند نیز که برقراری سلطنت خداوند و استقرار یک نظام الهی عدالت پیشه است با ظهور عیسی مسیح تا روز قیامت بر آورده می شود و نیازی به نجات دهنده‌اي غیر از مسیح وجود ندارد. و مسیح مذکور همان مسیحی است که پیروانش معتقدند که به صلیب کشیده شد و اینک به امر خداوند دوباره زنده شده و به عنوان نجات دهنده عالم از آسمان به زمین فرود خواهد آمد تا زمین خدا را از لوس وجود ظلم و ظالم پاک کند و دستگیر مظلوم و مستمندان باشد و البته بیشتر از همه توجه او به فرزندان اسرائیل خواهد بود. «خدای پدران ما آن عیسی را برخیزاند که شما به صلیب کشیده، کشتید، او را خدا بر دست راست خود بالا برد، سرور و نجات دهنده ساخت تا اسرائیل را توبه و آمرزش گناهان بدهد» (اعمال رسولان 5:31)

رساله به عبرانیان ظهور دوباره مسیح را نه برای قربانی شدن مجدد، بلکه برای نجات بشریت و در رأس آنها نجات بني‌ اسرائیل می داند: «همچنین مسیح نیز چون یک بار قربانی شد تا گناهان بسیاری را رفع نماید، اما بار دیگر بدون گناه برای کسانی که منتظر او می باشند، ظاهر خواهد شد به جهت نجات.(رساله به عبریان 9،28)

«یهودیان بدو (= عیسی) گفتند: «هنوز پنجاه سال نداری و ابراهیم را دیده ای؟! عیسی به ایشان گفت: آمین، آمین به شما می گویم که پیش از آنکه ابراهیم پیدا شود من هستم.(یوحنا 57،56 و 80)
جناب جویا در آیه بالا دقت کنید منظور حقیقت واحده در همه ادیان است که قبلا هم در این مورد مطالبی قرار دادم اما نمیدانم شما چرا قبول نمیکنید؟؟

اما ای برادران در خصوص وقت‌ها و زمانها احتیاج ندارید که به شما بنویسم، زیرا خود شما آگاهید که روز خداوند چون دُزد در شب می آید.(رساله اپلوس به نیکانیان)
جناب جویا یهودیان هم همین مطالب را دست مایه قرار دادند و گفتند خداوند شما بلد نیست از تشبیه های بهتری استفاده کند؟؟ و این نوع رفتار را دقیقا با خود مقایسه کنید و ببینید به چه چیزهایی ایراد میگیر که حتی جای بحث ندارد.


توجه: تمامی جملاتی که قبل آیات بیان شده بر گرفته از کتب مسیحی هست که آنها را تفسیر کرده اند و بنده هیچ تفسیری جز در چند جا عنوان نکرده ام.و شما هم اگه دوست دارید برید به دوستان مسیحی بگویید اینها معانی ظاهری دارد و آنچه شما فکر میکنید نیست ولی فکر نمیکنم قبول کنند

جناب جویا فکر میکنم به سئوالات کلی شما جواب گفتم که اگر بخواهم به جوابگویی به برخی سئوالات شما اقدام کنم باید از شما همون سئوالات را در مورد مسیحیت بپرسم و بگویم هر چه که شما به آنها بگویید ما به شما میگوییم و اگر باز بگویید به بحث اسلام بپردازم میگویم چشم ولی شما هم لطفا گریز به مسیحیت و تورات نزنید چون مانند دفعه قبل که فرمودید در هیچ دینی از خدایی ذکر نشده برای شما آیه قرار دادم اینبار هم مانند آندفعه است که باز هم به درخواست شما برخی از آیات را قرار دادم.
و حال اگر اجازه بفرمایید به مسئله خاتمیت در اسلام بپردازیم با اجازه در پست بعدی چند حدیث که در مورد نشانه های ظهور است قرار میدهم.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » جمعه 14 مهر 1385, 12:13 am

جناب صهبا با همان جراتی که شما بعد از 1400 سال و این همه ادعا نتوانستید کاری بکنید و هنوز مسیحیت بزرگترین دین عالم است.و با همان جراتی که موعود مسیح یا همان احمد عنوان شده در انجیل که حضرت محمد است قرار بود ملکوت الهی را بر روی زمین مستقر کند آیا مستقر شده؟؟
صهبا جان همین مطالب جوابگوی شماست دوست من ملکوت الهی در همه ادیان قرار بده بر روی زمین مستقر شود و هر پیامبری موعود بعد را برای این منظور عنوان کرده دقیقا مانند اسلام که حضرت مهدی را معرفی میکنند اما این ملکوت الهی یک جریانه یک سیره طبیعی که در حال پیشترفته تا کل جهانو در بر بگیره و مطمئن باشید کم کم هم به این هدف میرسیم تازه 160 سال گذشته انشاالله با دعای همه ما این ملکوت وعده داده شده بر روی زمین اسقرار خواهد یافت و روزی میرسه که وحدت ادیان را ببینیم.

برخی از احادیث مربوط قائم آل محمد:((بر اساس کتاب بحارالانوار و برخی کتب معتبر دیگر))

در مورد هم نام بودن حضرت مهدی با حضرت محمد 48 حدیث موجود است.
حدیثی از حضرت محمد در همین رابطه: "المهدی من ولدی اسمه اسمی و کنیته کنیتی اشبه اناس بی خلقا و خلقا" مهدی از فرزندان من است که هم اسم و کنیه من است و شبیه ترین مرم به من از نظر خلق و خلق (جسم) است.(اعلام الوری ج 1 غیبت)

مطابقت با حضرت اعلی : اسم حضرت اعلی علی محد است.و در ضمن سید هم هستند یعنی از خواندان حضرت محمد(ص) میباشند.
((جناب جویا 48 حدیث است پس فکر نمیکنم بتوانید بگویید جعلی است))

د ر مورد غیبت حضرت مهدی 91 حدیث ذکر شده.
حدیثی در همین رابطه از حضرت محمد" آنچه در میان بنی اسرائیل واقع شد در میان امت من نیز مو به مو واقع خواهد شد و دوازدهمین فرزند من از دیده ها غایب میگردد و دیده نمیشود.(بحار ج 5 ص 127)

جناب جویا خوب توجه کنید گفته شده مانند بنی اسرائیل و مو به مو یعنی همان گونه که آنها مسیح را قبول نکردند در اسلام نیز ما همان را در حال حاظر مشاهده میکنیم.


با توجه به تعدا بالای احادیث به اصل تواتر میرسیم و چون گفته بودید بنده از علم حدیث سررشته ندارم برای همین این اصل را توضیح میدم و اگر اشتباه توضیح دادم لطفا آنرا اصلاح کنید:
((تواتر از «باب تفاعل»، یعنی: پی در پی آمدن. حدیثی را که به حدّ تواتر رسیده باشد متواتر گویند. حدّ تواتر چیست؟ هر حدیثی که در همه ی طبقات راویان (نسلهای روایتی و حدیثی)، راویانی متعدّد – میان 10 تا 20 راوی – و از جاهای مختلف، داشته باشد، به طوری که نتوان آن راویان را، به تبانی و کذب، منسوب داشت، به «حدّ تواتر» رسیده است و «متواتر» است. حدیث متواتر را می توان «حدیث ثابت و قطعی» خواند. («علم الحدیث؛ ص 144»))
منبع تواتر را هم برای شما ذکر کردم و انشاالله در مبحثهای بعدی احادیث دیگری ذکر میکنم.


تا بعد...

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » جمعه 14 مهر 1385, 1:06 am

شرمنده یکم زود برگشتم دیدم 2 تا حدیث کمه گفتم یه مقدار دیگه هم بگم و اونها رو با دینانت جدید مطابقت بدم.

در روایات به وفور نامی از یک گروه 313 نفری به میان آمده است که این افراد از نژاد «عجم» هستند و برخی از آنها بدون وعده ی قبلی در مکّه به حضور امام قائم (عج) شرفیاب می گردند. («اثباة الهداة»، ج 7، ص 92)

در سوره ی مائده آیه ی 54 خداوند به طور مستقیم، مؤمنان را در مورد خطاب قرار داده و می فرماید:
«ای مؤمنان هر کس از شما مرتّد شده و از اسلام بیرون رفت، خداوند در آینده جمعیّتی را می آورد که دارای این پنج امتیاز هستند:
1- هم خداوند آنها را دوست دارد و هم آنها خدا را دوست دارند.
2- در برابر مؤمنان خاضع و مهربانند.
3- در برابر مشرکان و دشمنان، سرسخت و نیرومندند.
4- به طور پی گیری در راه خدا جهاد و تلاش می کنند.
5- در مسیر انجام وظیفه از سرزنش هیچ سرزنش کننده ای نمی هراسند. این فضل خدا است که به هر کس بخواهد (و شایسته ببیند) می دهد، فضل و رحمت خدا وسیع است و او بر همه چیز آگاه است.»
در روایات برای این آیه مصادیق مختلفی بیان شده، از جمله اینکه: این آیه در مورد یاوران حضرت قائم (عج) است که با این ویژگیها با تمام قدرت، در مقابل مرتّدین و کارشکنان می ایستند، و برای بر قراری حکومت عدل امام منتظر (عج) و بر قراری عدالت در کلّ جهان تلاش می کنند. («مجمع البیان»، ج 3، ص 208)
و در عبارتی امام صادق علیه السلام فرمود:
«صاحب این امر (حضرت مهدی (عج)) در پرتو این آیه (در حمایت چنین یاران آگاه و دلاور) محفوظ است («تفسیر برهان»، ج 1، ص 497)».
همچنین در وصف اصحاب قائم (عج) به واژه هایی مانند اوتاد، عصائب، ابدال، اعاجم، رفقاء و نجباء بر می خوریم، که با توجّه به معانی این عناوین با ویژگیهای اصحاب صاحب العصر (عج) نیز آشناتر می شویم. («حضرت مهدی، فروغ...»، ص 207)

((درباره پارسی بودن حتی در انجیل هم صحبت شده بود که در بالا عنوان کردم))

«اعاجم» عنوان گروهی از یاران حضرت مهدی (عج) است. «اعاجم» یعنی غیر عربها، چنانکه هم اکنون نیز ما نشانه هایش را در ایران، افغانستان و پاکستان و ... می بینیم، امام زمان (عج) یاران بسیار مقاوم و خستگی ناپذیر و مخلص در این کشورهای عجمی دارد. همین افراد می توانند هسته ی مرکزی ارتش نیرومند امام عصر علیه السلام را در کشور های عجمی تشکیل دهند و سپس به توسعه ی آن اقدام جدّی کنند. («حضرت مهدی، فروغ...»، ص 241)
((شرمنده معنی کردم گفتم شاید برخی از دوستان ندانند))

حال به ادامه احادیث میپردازم.

[B]در همه جا معروف است و در کتابهای مربوط به امام زمان (عج) نوشته شده که هنگام ظهور آن حضرت، 313 نفر یاران مخصوص ایشان به او می پیوندند و همچون کوه در برابر حوادث ایستادگی کرده و همراه امام (عج) هستند. اصل حدیث متواتر است و نباید شکّی در صدور حدیث مذکور از جانب معصومین علیهم السلام نمود.

آنان از اطراف جهان و دورترین نقاط جمع شده و به امام قائم (عج) پیوسته اند. در این باره امام باقر علیه السلام فرموده است: «خداوند برای حضرت قائم (عج) – از دورترین شهرها، به تعداد جنگاوران جنگ بدر، 313 مرد را جمع می کند». (همان مدرک، ص 310)
هنگام ظهور، نخستین کسانی که پس از جبرئیل امین با امام قائم (عج) بیعت می کنند، همین 313 نفرند، چنانکه این مطلب را امام باقر علیه السلام در ضمن حدیثی فرمودند. («حضرت مهدی (عج)، فروغ...»، ص 223)
این افراد در روایات شبیه به 313 نفر مسلمانان شجاع و سلحشوری شده اند که در جنگ بدر، نخستین شکست بزرگ را بر کفّار و دشمنان اسلام وارد آورند. به علاوه، اینان پرچمداران روی زمین، و حاکمان خدا بر مردم در سراسر زمین می باشد. (همان مدرک. ص 224) و ...


مطابقت این حدیث با ظهور جدید: اصحاب حضرت اعلی هم 313 نفر بودند که در قلعه شیخ طبرسی جمع شدند و با دولت به مبارزه برخواستند و در آخر بر اساس حیله دولتیان همه قتل عام شدند.(تاریخ نبیل)

جناب جویا احتمالا تاریخ نبیل را خوانده اید ولی برای محکم کاری 1 حدیث دیگر هم ذکر میکنم.
امام صادق علیه السلام"اذا رایتم الریات اسود تفرج من خراسان فاتوها و لو حبوا علی الفلج" هنگامی که پرچمهای سیاه از خراسان به راه افتاد به سویش بشتابید ولو با سینه خیز رفتن بر روی برفها.(غیبت طوسی ص 262)


مطابقت با دیانت جدید: زمانی که جناب ملاحسین((اولین حرف حی و یکی از یاران حضرت اعلی)) از سمت خراسان با پرچمهای سیاه با همراهان خود به راه افتادند تا به اصحاب قلعه شیخ طبرسی پیوندند.
جویا جان حتما این مطلب را هم در تاریخ نبیل خوانید و احتیاجی به توضیح نیست. جویای عزیز این حدیثها تواتر هستند و نمیتوانید آنها را انکار کنید اما من نمیدانم چرا با وجود اینچنین احادیثی که مطابقت با ظهور جدید هم دارند باز به مخالفت میپردازید شاید فکر میکنید ما این احادیث را پیدا کرده و مطابق با آنها عمل کرده ایم؟؟!!!!!!!!!!!!!!
دوست من حجابها را کنار بزنید حقیقت خیلی دور نیست.


لازم میدانم در مورد اصل غیبت هم یک حدیث عنوان کنم که واقعا جای تامل و تعمق بسیار دارد و امیدوارم دوستان به تمامی این نکات با دیدی باز نظر بیاندازند
امام موسی کاظم علیه السلام "انما هی محنة من الله عزوجل امتحن بها خلقه" تحقیقا امر غیبت یک آزمایش است از جانب خدای تعالی که خلقش را بوسیله آن بیازماید.(روزگار رهایی ص 143)


تا بعد و احادیث دیگر خدانگهدارتان...


بازگشت به “نگاه به ادیان”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان