نامه یک دوست

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

نامه یک دوست

پستتوسط Sardabir » جمعه 2 شهریور 1386, 10:01 am

دوستمان safa در صمیمانه پیشنهاد کرده است:

...ضمنا نامه نگاری شیوه ای قدیمی بوده است که از گذشته تا به حال بستر تبادل نظر بوده است.چه اشکال دارد از طریق این سایت بین محققان و بهائیان نامه هائی رد و بدل شود و مطالبی از این طریق به اطلاع هم برسدو تاپیکی به این نامه ها اختصاص یابد؟

شایسته دیدیم این ابتکار را هم در سایت تجربه کنیم و باب جدیدی در مفاهمه و مباحثه از این طریق بگشائیم.
اما بهتر است نامه ها کوتاه بین ده تا چهل سطر تنظیم شود که خواندنش آسان و روان باشد با حفظ صمیمیت در بیان و ادب و به فراخور موضوع حاوی استناد و استدلال.
موجب خوشحالی خواهد بود این نامه ها در دست بهائیان بچرخدو موجبات مفاهمه بیشتر را فراهم آورد.

safa
پست: 68
تاریخ عضویت: پنج شنبه 2 فروردین 1386, 6:40 pm

پستتوسط safa » جمعه 2 شهریور 1386, 11:44 am

با تشکر از سردبیر گرامی برای گشودن این مجال.
موجب افتخار است نامه نخست را بنده بنویسم تا دوستان دیگر هم به جمع بپیوندند.

**************
نامه اول

به نام خدا

دوستان عزیز ، احبای گرامی!

هیچ چیز حز دوستی ومحبت پایدار نیست...

همه بنده یک خدائیم و اصلمان یکی است پس در مخلوقیت یکسانیم

و در نهایت هم بسوی هماو باز می گردیم وبه یکجا روانیم که مسافرانی همسفریم

ویقین داریم همسخنی ومصاحبت سفر را شیرین ترو صمیمیت وهمدلی را افزونتر می

کند.

فطرت همه ما انسان ها را بر خداشناسی سرشته اند که اگر تربیت های آلوده نباشد

همه انسانها خداشناسند و گرایش خدائی دارند.این نقش فطری بر خمیر مایه بشر

خورده است اگر مدرسه ها و اولیا و زنگار گناهان بر آن حجاب نکشندو او را محجوب

نسازند...

دوستان عزیز ،آن خدای مهربان همه ما را هدایت یافته و رشید می خواهد و لذا ما را

یله رها نکرده و زندگی ما را با رسولان خویش معطر نموده تا با پیروی از آموزه های

وحی به تکامل برسیم.سعادت تنها در گرو پیروی از رسولان الهی است.ادیان و شرایع

هدیه های الهی اند برای روزگاران بشر تا راه را از چاه باز شناسدو از آزمون ها پیروز

بیرون آید...

امروز ما مسافران راه آخرت ،برای آنکه بدانیم راه را درست می رویم یا در بیراهه ایم باید

خود را با میزان کلام الهی و وحی بسنجیم و بدینگونه فاصله خود را با رضایت و

خشنودی الهی تنظیم نمائیم . اینطور نیست؟

اما کدام است آن میزان و آن معیار که هماره خود را با آن بسنجیم و درستی و نا

درستی را تشخیص دهیم؟

میزان و معیاری که هیچ اختلافی در آن نداشته و هردو به آن باور داشته باشیم.

به نظرمن این معیار "قرآن کریم " است که هر دو آن را به عنوان کتاب وحی قبول داریم

(صرفنظر از این که بعد از آن کتاب آسمانی دیگری آمده یا نیامده باشد) و اگر مبانی

فکری خود را با آن تنظیم کنیم مورد قبول هر دو خواهد بود چون دروحی بون آن هیچ

اختلافی نیست...تنظیم سخن با این میزان کمک می کند درستی راه زندگی خود را

مطمئن شویم.

با درود و آرزوی موفقیت در زندگی...safa

safa
پست: 68
تاریخ عضویت: پنج شنبه 2 فروردین 1386, 6:40 pm

پستتوسط safa » پنج شنبه 8 شهریور 1386, 10:16 pm

نامه دوم

احبای گرامی

قرار شد میزان سخنان ما قرآن باشدکه مورد قبول هردو ماست.

قرآن کریم به صراحت در آیه چهلم سوره احزاب حضرت محمد صلی الله علیه و آله را

آخرین پیامبر می شمارد و ایشان را خاتم النبیین می نامد.

بنا بر این آیه شریفه مردم جهان منتظر هیچ پیامبر دیگری نباید باشند و هر مدعی نبوت

و رسالتی کاذب است.از اتفاق میرزا حسینعلی بهاءالله نیز بر این موضوع اعتراف داشته

و در کتاب اشراقات صفحه 293می نویسد:

نبوت و رسالت بوجود آقای جهانیان و مربی مردمان حضرت محمد صلی الله علیه و آله

خاتمه پیدانمود و به پایان رسید.

لذا ادعای رسالت و نبوت از سوی هر کسی باطل و نابجاست.

باز هم سخن خواهیم گفت...safa

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پستتوسط habibollah » دو شنبه 12 شهریور 1386, 7:42 am

نامه نخست : حجت شرعی ما

بسم الله الرّحمان الرّحیم

سلام بر هم وطن عزیز و دوست گرامی
از این فرصت همسخنی که پیش آمده خوشحالم و در این فرصت کوتاه نظر شما را به یک موضوع مهم جلب می نمایم که آن،حجّت شرعی ما در روز رستاخیز است :


توضیح اینکه همان طور که می‌دانیم و تمام فرستادگان الهی به آن تأکید کرده اند، پس از آن که می‌میریم، نابود نمی‌شویم؛ بلکه بعد از این دنیا عالم دیگری نیز می‌باشد که در آن عالم به حساب کار‌هایی که در این دنیا انجام داده ایم رسیدگی می‌شود و به جزای کارهای خویش می‌رسیم. هر کس ذره ای کار نیک کرده باشد، آن را خواهد دید و هر کس ذره ای کار بد کرده باشد آن را خواهد دید. در اینجا به نکته ای می‌خواهم اشاره کنم. ابتدا برای توضیح آن مثالی می‌آورم. فرض کنید که شما در خیابان در حال راه رفتنید. هم چنین از یک موضوعی عصبانی هستید. یک نفر که با او آشنایی هم ندارید، را دیده و چون از قیافه ی او خوشتان نمی‌آید، یک سیلی به صورت او می‌زنید! البته که کار بدی انجام داده اید. حال فرض کنید که یک بار دیگر هم در حالی که ظالم هستید به فرزندتان یک سیلی می‌زنید. بار دیگر هم به مادرتان خدای نکرده چنین جسارتی را انجام می‌دهید! طبیعتاً تصدیق می‌فرمایید که گناه این سه عمل با هم یک سان نیست. کسی که به مادرش ظلم کرده است با کسی که به فرزندش و یا به یک نفر که نمی‌شناخته ظلم کرده است ، اگر چه ظاهر عمل در هر سه مورد یکسان بوده است، هرگز برابر نیست. اکنون کسی را در نظر بگیرید که در مقابل خدای عزّ و جلّ ایستاده و گناه می‌کند. او امر خدای را عمل نکرده است و این کار او بسیار زشت تر از کار کسی است که مثلاً حرف مادرش را گوش نداده است. بنا بر این او مستحق بزرگ ترین عذاب‌های الهی است.
از طرفی خدای متعال هم در جای جای قرآن کریم عذاب‌های دردناک و سوزان جهنم را متذکّر شده است. "انّ لدینا انکالاً و جحیماً و طعاماً ذا غصة و عذاباً الیماً" به راستی که در نزد ما غل‌ها و زنجیرها و جهنم و غذایی گلو گیر و عذابی دردناک می‌باشد. خطر بسیار بزرگ است. زندگی ابدی در پیش است و از چنین عذاب‌هایی هم بیم داده شده ایم. از طرف دیگر خداوند به کسانی که تقوای او را داشته و به سخنان فرستادگان او عمل کرده اند وعده ی بهشت داده است.
هم اکنون باید ببینیم که با وجود این وعده‌ها و وعید‌های عظیم الهی چگونه می‌توان به بهشت نزدیک و از جهنم دور شد؟ آیا هر کسی که حرفی زد می‌توان به دنبال او رفت و به روش او عمل کرد؟ حجّت الهی چگونه تمام می‌شود؟ پیامبری یک نفر از کجا معلوم می‌شود؟
خداوند متعال این کار را توسّط خود پیامبران انجام داده است. هر پیامبری که خداوند می‌فرستاد، بر مردم در مورد پیامبری او اتمام حجّت می‌نمود. آن گاه به همین وسیله پیامبران دروغین نیز رسوا می‌شدند. اگر پیامبری دچار تناقض گویی گردد، یا نتواند پیامبری خود را بر مردم ثابت کند ، مثلاً اگر از او معجزه خواستند و نتوانست بیاورد ، دروغین بودن او آشکار می‌گردد. کسی که ادّعای پیامبری می‌کند، بر اوست که دلیل آن را بر مردم بیاورد. وقتی دلیل او مردم را مجاب کرد آنگاه مردم باید آن سخن او را گوش دهند.
اینکه بیش از یک قرن قبل یک نفر به نام میرزا علی محمّد شیرازی ادّعای باب بودن امام زمان شیعیان را نمود و به این وسیله توانست عدّه‌ای را به گرد خود جمع کند و پس از مدتی هم ادّعا نماید که او خود امام زمان می‌باشد وسپس ادّعا کند که او پیامبر است و دین جدید و کتاب جدید آورده است و در کتاب جدید خود به کسی که بیش از 1000 سال بعد ظهور خواهد کرد و "من یظهره الله" است وعده بدهدوهم چنین در آخر هم ندای الوهیّت سر دهد وپس از او هم یک نفر دیگر به نام میرزا حسین علی نوری ملقّب به بهاءالله ادّعا نماید که او "من یظهره الله" می‌باشدواز دین جدید سخن گویدوادّعاهای او هم به همین جا ختم نشود، بلکه زمانی ادّعا کرد که خود خداست و زمانی هم بگویدخدای خدایان و حتّی خدا آفرین است را چگونه باحجت شرعی می توانیم در آخرت پاسخگو باشیم؟!
به امید آن که دوستان بهایی با دیدن این همه تناقضات در گفتار و کردار این دو نفر، زندگی ابدی خود را در عالم پس از مرگ به مخاطره نیندازند...
با احترام و عرض ادب مجدد

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » شنبه 17 شهریور 1386, 6:04 am

شایسته است سبک نامه ها به سبک مکاتبه های مرسوم نزدیک باشد تا اثر ماندنی تری بشود. نظر دوستان جوان را به این موضوع جلب می نمایم. در ادبیات ملل نمونه های زیادی در این زمینه که نامه ها اثر تعلیمی پیداکند وجود داردازهمین مقوله است "نامه های پدری به دخترش" اثر جواهر لعل نهرو و کتاب المراجعات و...

safa
پست: 68
تاریخ عضویت: پنج شنبه 2 فروردین 1386, 6:40 pm

پستتوسط safa » یک شنبه 1 مهر 1386, 10:56 am

نامه سوم

احبای گرامی

فطرت انسانها خداگرا و خداجوست و در زندگی بدنبال پناه و پشتیبانی است که

قدرتش فراگیر و نافذ باشد. انسانهای خردمند بدنبال رسولان و نمایندگان خالق خود

هستند تا در پناه تعالیم خالق، سعادت دنیوی و اخروی خود را تامین نمایند. این نیاز

فطری انسانها ، شیطان _این دشمن قدیمی انسان را وا می دارد تا از سعادتمندی

انسانها توسط رسولان الهی جلوگیری نموده مدعیان دروغگوئی را جای رسولان حقیقی

خداوند ،جا بزند تا انسانها بجای رجوع به پیامبران الهی، به این مدعیان مراجعه نمایند و

گمراه شوند و شیطان به مقصود خود برسد و به سوگندی که یاد کرده و گفته(به خدا

سوگند سر راه آنها می نشینم و همه آنها _جز خالصان_ را گمراه خواهم نمود ) جامه

عمل پوشد...

حال که هم پیامبران حقیقی وجود دارند و هم مدعیان دروغین و شیطانی ،انسان باید

چه کند و چگونه راه خود را باز شناسد؟

این سوال اساسی ،سرنوشت انسان را در این پهنه مشخص می نماید.

به نظر شما این چالش جز در پناه عقل و تدبر که خداوند آن را در وجود همه قرار داده

است بر طرف شدنی است؟

یکی از راهکارها و عملکردهای عقل برای تشخیص و باز شناسی پیامبران راستین از

دروغین ،وجود تناقض ها و خلاف ها در سخنان و عملکردها ست.

مثلا اگر مدعی پیامبری یک روز چیزی بگوید و روز دیگر خلاف آن را اظهار نماید عقل در

می یابد او دروغگوست چون در سخنان خدای بزرگ هیچگاه تناقض نخواهیم دید.

با همین معیار انسان در پناه تعقل ،صدق و کذب مدعیان را تشخیص خواهد داد.

اما در مورد حضرات باب و بها اگر همین معیار را بکار گیریم راهگشا خواهد بود.مثلا

جناب نقطه اولی یعنی باب در مورد نواب اربعه یعنی نائبان خاص امام زمان علیه السلام

در دوران غیبت صغری می گوید :

اگر کسی پیامبر و دوازده امام را قبول نماید و تمام اعمال را کامل انجام دهد فقط

حسین بن روح یکی از وکلای امام زمان در غیبت صغری را قبول نداشته باشد همه

اعمال او باطل و بیهوده است.

اما جناب بها (میرزا حسینعلی ) می گوید این وکلا و نواب اربعه دروغگو و گمراه بوده اند

و نباید به حرف آنها اعتماد کرد!

این تناقض گوئی در یک مورد توسط دو تن از رهبران ،عقل را به ابطال آنها هدایت نمی

کند؟!

قضاوت با شما و خرد و عقل شما !

ده ها نمونه دیگر از این نوع را در نامه های دیگر برایتان خواهم شمرد.

در پناه حق ،عاقبت بخیر باشید.صفا

safa
پست: 68
تاریخ عضویت: پنج شنبه 2 فروردین 1386, 6:40 pm

پستتوسط safa » چهار شنبه 18 مهر 1386, 12:32 am

نامه چهارم

دوستان و احبای گرامی

مطلبی که همیشه برایم سوال بود و جواب درستی نمی شنیدم موضوع "طرد "بود...
آیا حقیقتا این موضوع ذهن شما را به خود مشغول نکرده است ؟
آئینی که مخالف را بر نمی تابد و اگر کسی با آنها مخالفت کند او را با تنبیه طرد می نوازند چطور جرات می کند از وحدت عالم انسانی دم بزند؟
جناب شوقی افندی اغلب افراد خانواده خود را به جرم بی اجازه او به سفر رفتن،طرد کرده است!
همه روشنفکرانی که بر اثر فهمیدن بعضی نکات تناقض و خلاف در تشکیلات یا متون ،مطالبی اظهار کرده اند ،از سوی بهائیت طرد شده اند.آیا چنین آئینی می تواند از علم و آزادی و آزاد اندیشی سخن بگوید؟
کدام بهائی است که تنش از "طرد"نلرزیده باشد و بخاطر ترس از طرد شدن ،سوالات ذهنی خود از تشکیلات مستبد را سرکوب نکرده باشد؟
تصور اینکه انسان را به نوعی تنبیه کنند که فرزند و عیال و خواهر و برادرودوست و همکار و همسایه از آدم قهر کنند و سلام و کلام نکنند و از آدم فاصله بگیرندو... چقدر درد آور و خشونت آمیز است؟ چند نفر آزاده چیدا می شود که قدرت تحمل این تنبیه را بخاطر آزاد اندیشی داشته باشد و نهراسد و پای تعقل خود بایستد و زجر ها را تحمل کنداما از حق عدول نکند؟
این آئین عصر ارتباطات ،قابل پذیرش و دفاع است؟
طرد،که حقیقتا باید آن را یک مجازات قرون وسطائیش نامید را حرات داریم به عنوان یک پدیده در دین حقوق بشری در هزاره سوم ،به سازمان های جهانی معرفی نمائیم؟
گمان ندارم هیچ آزاده ای آن را تایید کند.اندرون شما چه می گوید؟
به امید دیدار.صفا

safa
پست: 68
تاریخ عضویت: پنج شنبه 2 فروردین 1386, 6:40 pm

پستتوسط safa » دو شنبه 7 آبان 1386, 9:27 am

نامه پنجم
احبای عزیز ،دوستان هموطن
با درود و آرزوی شادمانی پایدار ،علاقمندم در پنجمین نامه خود نظر شما را به نکته ای جالب توجه دهم که ذهن مرا هم مثل شما در طول سالیان به خود مشغول کرده بود و آن وجود اختلاف و تفرقه در میان رهبران ما و خود ماست. ما همیشه در مخالفت با مسلمانان وجود اختلاف و فرقه فرقه شدن را مطرح کرده به عنوان یک نقطه ضعف بر سر آنان می کوبیدیم و ادعا می کردیم ما دچار تفرقه نیستیم و تنها دینی هستیم که فرقه فرقه نشده ایم و با تعلیم وحدت عالم انسانی همه جهان را واحد می بینیم!
اما مطالعه در متون و تواریخ خودمان نشانمان داد که اگر بیش از دیگران دچار تفرقه نشدیم لااقل به اندازه دیگران دچار فرقه فرقگی شده ایم:
اختلاف در جانشینی سید کاظم رشتی (شیخیه حاج کریم خانی یا بابیه یا...)
اختلاف در جانشینی باب که مو جب ازلی و بهائی شد
اختلاف در جانشینی بها و دعوای ثابتی و ناقضی پسران میرزا حسینعلی
اختلاف در جانشینی عبدالبها (شوقی یا سمائی یا ..)
اختلاف در بیت العدلی بدلی یا حقیقی ،بیت العدل بدون ولی امر یا با ولی امر
دعواهای حقوقی در دادگستری آمریکا بین طرفداران دو گروه اکثریت و اقلیت که هریک خود را جانشین حقیقی شوقی می دانند و دیگری را غاصب نام بهائی می دانند و مدعی اند کلیه اموالی که بنام بهائی در سراسر دنیاست باید از دیگری گرفته و به آنها داده شود...
به این اضافه کنید اختلافاتی که میان گروهی که خود را روشنفکران بهائی می نامندو تشکیلات است که موجب شده آنها خرج خود را از تشکیلات جدا نموده و سازمانی به راه اندازند و سایت و کتاب و مقالاتی علیه تشکیلات بنویسند که آدرس اینتر نتی آنها را می توانید پیدا کنید و نیز اختلافاتی که میان آحاد بهائی و محافل است و بعضا از ترس طرد سرکوب می شود و البته مواقعی هم بروز می یابد...
این است دینی که می خواهدبا اینهمه اختلافات درونی ،رفع اختلاف جهانی کند؟!
پس آن طعنه ها به دیگران باید طعنه به خود باشد که سرشار از اختلافیم...
هنوز 160 سال است این همه اختلاف داریم 5 قرن بگذرد به اندازه هر بهائی یک فرقه نخواهیم داشت البته اگر تا آن موقع اثری از این طریقه باقی مانده باشد.
کمی بیندیشیم اختلافات بر اثر چه در آئین بهائی ایجاد شده و به کجایش می برد و دلیل چیست؟
به امید دیداری دیگر ...صفا

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » شنبه 3 آذر 1386, 9:15 pm

دوستی دارم که دستی در آمار دارد و اطلاعاتی هم از تشکیلات بهائی .او در پاسخ

من که از او در باره آمار بهائیان پرسیدم نوشت :

با درود و عرض ادب

کارشناسان تاکید نموده اند در طول دهه های گذشته هماره تشکیلات بهائی اصرار

داشته است درآمار بهائیان بزرگ نمائی کندو تعداد آنها را بیشتر از آنچه هست نشان

بدهد.در این کار البته مقصودی دارند که ما را فعلا به آن کاری نیست...

به این منظور به آنان در سر شماری ها دستور تشکیلاتی داده اند که در ستون "دین"یا

درج نام "بهائی"کنند یا در ستون "سایر" ذکر شوند.با همه این تفاصیل و اصرارها،می

بینیم نتایج بدست آمده از سر شماری عمومی سال های 1375 و 1385نشان می

دهدآمار ادعائی آنها به هیچوجه صحت ندارد.مطابق آنچه در سایت رسمی مرکز آمار

ایران آمده است ستون "سایر و اظهار نشده " در سال 1375 تعداد147295 نفر از

60055488جمعیت کل کشور(یعنی بیست و پنج صدم درصد در برابر نود و نه درصد و

پنجاه و شش صدم درصد مسلمان)ودر سال 1385 تعداد 263199نفر از

70472846جمعیت کل کشور (یعنی سی و هفت صدم در صد در برابر نودونه درصد و

چهل و سه صدم درصدمسلمان) بوده است!

ضمن آنکه این آمار هم شامل کلیه کسانی است که به هر دلیلی نخواسته اند دینشان

را اظهار کنند که شامل همه دگر اندیشان اعم از کمونیست ها و توده ای ها و شیطان

پرست ها و بودائی ها و سیک ها و بهائی هاو...می تواند باشد. اگر سهم بهائی ها از

ستون "سایر و اظهار نشده پانزده در صد هم باشد شاید بتوان گفت آمار بهائیان ایران

در سال 1375 و 1385 حدود25 و 40 هزار نفر تخمین زده شود نه سیصد هزار نفر

ادعائی بیت العدل در اسرائیل.


البته اگر تشکیلات بهائی این آمار را قبول ندارد می تواندآمار دقیق تسجیلی خود را

منتشر نماید.

یک احتمال هم می تواند این باشد که بهائیان بر خلاف نظر بیت العدل،خود را مسلمان

اظهار کرده باشند زیرا در طول این دهه ها دیده اند بخاطر این اصرار بیت العدل در بهائی

نشان دادن خود ،متحمل رنج ها و محرومیت های شغلی و تحصیلی و اجتماعی شده

اند و خود و خانواده شان را به زحمت بی نتیجه انداخته اند و لذا تصمیم گرفته

اندعلیرغم نظر تشکیلات، خود را در سرشماری ها مسلمان اظهار کنند و راحت زندگی

کنند.این امر البته در بهائیت سابقه هم دارد و طبق متون بهائی ،عبدالبها ءدر فلسطین

خود را مسلمان جازده و در نماز جمعه مسلمین شرکت می کرده و خود را مقید به

احکام اسلامی می نمایانده است تا راحت زندگی کند...

این احتمال بعید هم نیست زیرا بهائیان ایران ،خیری از این سری دستورات مشکل آفرین

بیت العدل ندیده و ترجیح داده اند تظاهر به بهائیت نداشته باشندتا همچون مسلمین از

مواهب اجتماعی بهره مندباشندو ابزار برنامه های تفرقه انگیز و مشکل زای بیت العدل

نگردند...

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » شنبه 15 دی 1386, 8:43 am

مدیر سایت ساغر spring در یک وبلاگ نوشته سایت او فیلتر شده است .

این نامه را خطاب به این دوست بهائی می نگارم:

جناب اسپرینگ

با درود وادب عرض می کنم اگر راست باشد که سایت شما فیلتر شده من از این بابت

متاسفم.
اما دوستان می گویند این بهانه ای بیش نیست. زیرا اولا چرا سایت های دیگر شما

مثل ساغر و اوهام زدائی و ...را فیلتر نکرده اند ثانیا راه اندازی یک سایت جدید برای

شما کار مشکلی نیست چنانکه وقتی سایت نگاه فیلتر شد ساعتی بعد سایت نیونگاه

را راه اندازی نمودید و به کار خود ادامه دادید و هم اکنون هم ده ها سایت و وبلاگ از

داخل و خارج کشور را به تبلیغ امر اختصاص داده اید ثالثا خود شما دوبار سایت ساغر

را به بهانه های فنی مدتی تعطیل کردید و قسمت هائی از مطالب قبلی را بر داشتید...

پس به فرض اینکه سایت ساغر فیلتر شده باشد راه اندازی مجدد آن برای شما دشوار

نبوده و نیست. اما چرا این کار را نکردید به نظرم این گزینه ها قابل بر رسی است:

1- این سایت تنها سایت دوطرفه بهائی بود و این دوطرفه بودن برای شما مشکلاتی

ایجاد کرده بود که نمی توانستید آن را ادامه دهید و دنبال مفری می گشتید تا از

مطالب منتقدانی که با منطق برهان همه مطالب شما را زیر سوال برده بودند خلاص

شوید .از طرفی تعطیلی آن هم توسط خود شما یک شکست فاحش تلقی می شد

لذا دنبال یک راه حل دیگر بودید و چه بهتر که خودتان سایت را متوقف کنید واین تعطیلی

را گردن دیگران بیاندازید تا هم بتوانید گناه آن را به آنان نسبت دهید وهم مظلوم نمائی

کنید که با یک تیر دو نشان زده اید...

2- واقعا فیلتر شده باشید اما از این فیلتر شدن خوشحال هم باشید که شما را از

زحمت یک سایت دوطرفه خلاص کرده باشد و مسئولش هم خود شما نباشید و به

دوستانتان بگوئید ما در برابر منتقدانی که به سایت می آمدند و مستندا مطالب شما را

زیر سوال می بردند کم نیاوردیم اما آنها ما را فیلتر کردند...

3-از اینکه سایت دوطرفه دیگری بعد از تعطیلی سایت راه نیانداختید معلوم می شود

محفل ملی (یاران) ایران و مآلا بیت العدل با سایت دوطرفه موافق نبوده و نیست چون

برایشان ضرر دارد که نقد های علمی را در منظر همه قرار دهندوتا به حال هم مشی

آنها این بوده که فقط سایت یکطرفه راه اندازند که تنها حرف های خودشان را منعکس

کند.لذا به مدیر سایت ساغر دستور داده باشند آبرومندانه سایت ساغر را تعطیل کندو

مدیر سایت ساغر هم چنین کرده باشد.

این گزینه ها یا هر گزینه دیگری در منظر بهائی پژوهان است تا خود قضاوت فرمایند .

می شد به رهبران بهائی گفت اگر از تعطیلی ساغر ناراحتند سایت نیونگاه را دوطرفه

کنند تا محققان بتوانند آزادانه مطالب خود را در منظر شما و دیگران قرار دهند و در دنیای

آزاد کنونی دیالوگ ها آزادباشدو قضاوت بر عهده خوانندگان. باسپاس . پژوهش.

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » پنج شنبه 18 مهر 1387, 6:59 pm

این تاپیک را سال گذشته دوست عزیز safa گشود تا باب نامه ها در این مجال باز شود.پنانکه مطلع شدیم ایشان در سفر رفته اند و مدتی است کاربران سایت از مطالبشان محروم هستند.اما نامه ها _چه آنها که به سایت می آید و چه آنها که در سایت های دیگر درج می شود و چه آنها که توسط افراد پژوهشگر نوشته می شود _جای طرح در این تاپیک را دارد.
خلاصه بعضی از این نامه ها به تدریج خواهد آمد.کاربران عزیز نیز می توانند نامه بنگارند یا به نامه های مطرح شده پاسخ دهند.

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » دو شنبه 22 مهر 1387, 7:32 pm

دوستان بهائی پژوهی

سلام

بنده نیز مدتی است از شما دور هستم اما دلم با شماست!

راست گفته اند:بعد منزل نبود در سفر روحانی!

درخارج که هستی از این همه فشار طیف های رنگارنگ بر گرده ایران و ایرانی در

شگفت می شوی!

گوئی پول همه چاه های نفت رفته است به ناودان رسانه های یهودی نژاد تا تگرگ

دشنام بر سر ایرانی ببارد!

چرا با اسرائیل دشمن هستید؟!

چرا از مظلومان جهان دم می زنید؟!

چرا مثل سایر ملت ها سرتان را در لاک روزمرگی فرو نمی برید؟!

چرا از آقا بزرگه حمایت نمی کنید ومی خواهید برای خودتان کسی باشید؟!

چرا از عرب های خلیج عربی نمی آموزید چریدن در مزرعه بی غیرتی را؟!

چرا.... وچرا...؟!

مزید بر علت شده است هجوم همان رسانه ها بر ما با بوق حقوق بشر به بهانه تنگ

گرفتن بر بهائیان!

و اشک ریختن بر مظلومیتی که بر آنها می رود که بر احدی در تاریخ نرفته است!!

و این را رسانه های آقا بزرگه می گوید که هرروز بر اثر سیاست های او ده ها و صد

ها انسان در عراق و افغانستان و ...به خاک و خون کشیده می شوندو برای مظلومیت

آنها حتی اشک دروغین هم از چشم تمساح های مرداب عفن ریا و سالوس و مکر و

خدعه فرو نمی ریزد!!

اف بر این همه ناراستی و ریا و دروغ!

فزقه ای که در زمان شاه مقبور همه ملت را به گروگان گرفته بود و در زمان بوش منفور

همه توانش را برای حمایت از اسرائیل مخمور به کار گرفته و می گوید سرنوشت ما و

اسرائیل مثل حلقه های یک زنجیر به هم گره خورده است!

حالا آنها مظلوم شده اند و ملت ظالم!!

بر عکس نهند نام زنگی کافور!

از غربت برای شما ملت مظلوم می گریم و در تنهائی بر درد هایتان با دل خود نجوا و

مویه می کنم.

دوستتان دارم از صمیم دل!

سر بلند باشید!

pajohesh

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » یک شنبه 28 مهر 1387, 2:19 pm

حضور مجدد شما را اگرچه از دیار غربت،خوش آمد می گوئیم اگر چه کمی لحن سخنتان تغییر کرده است!
ولی به هرحال به خانه پژوهش سری بزنید هرچند گاهگاهی از دیار غربت یا دیار آشنائی!

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » پنج شنبه 9 آبان 1387, 7:48 pm

خیلی ممنون !

اگر اظهار نظر هایم از نظر شما سبک نباشد با کمال میل خدمت می رسم :

هر وقت که از کار سخت روزانه فارغ شوم و دسترسی به اینترنت هم میسر باشد ...

در یکی دو تاپیک چند خطی سیاه کردم تا نظر شما چه باشد...

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » جمعه 17 آبان 1387, 4:52 pm

نامه ای به بهائیان جوان :

دوستان عزیز

با خود فکر کردم امروز شما در چند جبهه فشار قرار دارید و کسی عمق دل شما را

نمی داند و نمی فهمد:

1- محدودیت هائی دارید و خود را از همه جنبه ها مثل سایر جوانان ایرانی احساس

نمی کنید.

2-تشکیلات اجازه نمی دهداز ایران خارج شوید و می گوید باید در ایران بمانید تا مشعل

بهائیت در ایران خاموش نشود.

3-علیرغم این دستور تشکیلاتی ،می بینید عده ای از جوانان بهائی خارج می شوند و

بعد از مدتی هم تشکیلات مجبور می شود آنها را عفو کندوشما از اینکه حرف تشکیلات

را گوش کردیدواز زندگی عقب ماندید دلخورید.

4- تشکیلات یک روز می گوید در همه جا تبلیغ کنید یک روز هم می گوید حکمت را

رعایت کنید و شما را سر در گم می کند.

5-در مورد امر سوالاتی برای شما پیش می آید که یا جرات نمی کنید بپرسید یا کسی

جواب قانع کننده ای به شما نمی دهد.

6-از بازی موش و گربه ای که با شما و دیگر جوانان بهائی می شود دیگر خسته شده

و دلتان می خواهد خودتان مستقلا تصمیم بگیرید نه اینکه تشکیلات بگوید چه کنید.

7-می بینید در سایت های منتقد حرف های حقی در رد بهائیت می زنند که تشکیلات

بحای جواب فقط آنها را تحریم می کند.

8-بجای جواب به تناقضات درونی ،دائما به ازدیاد تناقض با حاکمیت دامن زده می شود.

9-کسی به رشدو تعالی شما نمی اندیشد و گوئی شما را مهره جنگ با حاکمیت قرار

داده اند...

من بدون اینکه بخواهم در انتخاب شما شکی روا دارم یا با شما بحثی در حقانیت

بهائیت بکنم دوست دارم از جنبه ایرانی بودن که با هم مشترکیم حرف هائی با هم رد و

بدل کنیم تا نظر شما چه باشد؟

تا نامه بعدی خدا نگهدار

sonia
فعّال
پست: 100
تاریخ عضویت: جمعه 3 خرداد 1387, 9:26 pm

پستتوسط sonia » پنج شنبه 23 آبان 1387, 3:41 pm

جناب پژوهش اولا که تشکیلات نمی گه این کار را بکن اونا نکن فقط راهنمایی می کنه.و هر کسی هم رفت هیچ اشکالی نداره.در ضمن تبلیغ فریضه ایست مثل نماز که هیچ کس در مورد ان یازخواست نمی شود.اما رعایت حکمت همیشه واجب بوده است.

sonia
فعّال
پست: 100
تاریخ عضویت: جمعه 3 خرداد 1387, 9:26 pm

پستتوسط sonia » پنج شنبه 23 آبان 1387, 3:43 pm

اگه سایت یک طرفه نیست پس کو ارسال های قبلیم توی این تاپیک؟

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » جمعه 24 آبان 1387, 3:02 pm

جناب سونیا

از اینکه کامنت های مرا می خوانید متشکرم.

بیائید روراست باشیم واقعا تشکیلات فقط راهنمائی می کند یا ...

بیا و امتحان کن و از تشکیلات بپرس :

آیااجازه داری به اسرائیل مسافرت کنی بدون هماهنگی با آنها؟

آیا اجازه داری در اسرائیل تبلیغ بهائیت کنی؟! (مگر تبلیغ به قول تو یک فریضه نیست؟!)

به تشکیلات بگو آیا اجازه می دهند با مطرودین رابطه بر قرار کنی و گفتگو و مباحثه

نمائی و تشکیلات با تو و خانواده ات کاری نداشته باشد؟!

از آنها بپرس به چه دلیل سایت بهائی پژوهی را تحریم کرده و اجازه نمی دهند جوانان

بهائی بیایند در اینجا و مناظره کنند؟!

از آنها بپرس چرا یک سایت دو طرفه مثل این سایت ندارند تا بیست و چهار ساعته

بازباشد و هرکس بتواند مستقیما مطالب خود را بنویسد و بحث کند؟!

اگر تشکیلات فقط هدایت می کند پس "طرد "چه معنی دارد؟!

آیا تشکیلات به شما می گوید پول هائی که از بهائیان می گیرد به کجا می فرستد و

با آنها چه مخارجی می کند؟!

آیا شما بی اجازه تشکیلات حق دارید از ایران خارج شوید بدون آنکه آنها موضعی

بگیرند و شما و والدین شما را سین جین نکنند؟!

از تشکیلات بپرسید چرا فریضه تبلیغ ،در اسرائیل حرام است و در ایران واجب؟!!

منتظر پاسخ شما هستیم.

با تشکر

hami
پست: 91
تاریخ عضویت: پنج شنبه 10 مرداد 1387, 12:12 am
محل اقامت: ورکان

پستتوسط hami » یک شنبه 26 آبان 1387, 8:55 pm

با سلام خدمت همگی دوستان گل
جناب پژوهش شاید برای بسیاری از دوستان این مسأله جای سوال باشد که این پرسشهای شما از کجا آمده و آیا مطالبی را که شما در این قسمت نوشته اید حقیقت دارد یا نه
اگر اجازه بدهید بنده مصادیقی را از آنچه شما گفته اید، از کتب امری در خدمت دوستان قرار دهم تا متوجه شوند که بیانات شما واقعا مبتنی بر عقاید خود بهائیان است.
البته قبل از هر چیز نکته ای را یادآور میشوم :
همانطور که خود عزیزان میدانند از مسائل مهم دیانت بهایی بحث وحدت عالم انسانی است.
در مورد این موضوع در تاپیک مختص آن بحث های زیادی انجام گرفته که دوستان و مبلغین بهایی نتوانسته اند جواب قانع کننده ای را بیان کنند و همواره چه در بیان و چه در کردار نمونه های بسیار زیادی از بهائیان دیده ایم که بیانگر این مهم می باشد که خود آنها به این تعلیم اعتقادی ندارند و در این باره فقط شعار میدهند. من فکرمیکنم در هر بحثی که وارد شویم ناخودآگاه وحدت عالم انسانی در بهائیت زیر سوال می رود. شاهد عرض بنده نمونه هایی است که در تاپیک های متفاوت این سایت وجود دارد و هر کدام به نوعی مربوط به بحث وحدت عالم انسانی شده و حداقل به ما نشان میدهد که در این زمینه نباید گول حرفهای بهائیان را خورد.
این سوالها و این نمونه هایی که بنده در این قسمت می گذارم نیز علاوه بر اینکه چهره کذب بهائیان را در بحث وحدت عالم انسانی بیان می کند تذکری است برای همه ما که......(جای خالی را خودتان پر کنید)

hami
پست: 91
تاریخ عضویت: پنج شنبه 10 مرداد 1387, 12:12 am
محل اقامت: ورکان

پستتوسط hami » یک شنبه 26 آبان 1387, 8:59 pm

1- «در موضوع صادق فرزند آقا محمد جواد آشچي فرمودند بنويس اين شخص بداخلاق و پست فطرت اخيرا مخالف دستور اين عبد مسافرت به فلسطين نموده و وارد ارض اقدس گشته، تلغرافي راجع به طرد و اخراج او از جامعه به آن محفل مخابره گرديد به والدش صريحا اظهار و انذار نمايند مخابره با او به هيچ وجه من الوجوه جائز نه، تمرد و مخالفت نتايجش وخيم است.» (شوقي افندي، توقيعات مباركه، ص 41)
2- «در خصوص روحي غني كه از مشهد بدون اطلاع محفل مسافرت به آمريكا نموده فرمودند بنويس اين شخص نيز نظر به مخالفت و انحرافش از جامعه منفصل، زيرا در انگلستان با پسر دهقان مرتبط و متفقا به امريك مسافرت نموده اند» (همان كتاب، ص 78)
3- «هم چنين فرمودند : بنويس انفصال روحاني نصرت الله باهر، نظر به معاشرت با والده اش ! لازم و واجب» (همان كتاب، ص 79)
4- «راجع به عزيمت پرويز پروانه به امريكا فرمودند : بنويس با محفل ملي امريك در اين خصوص مخابره گرديد، انفصال روحاني او از جامعه نظر به مخالفت و انحرافش لازم و واجب.» ( همان كتاب، ص 78)


بازگشت به “شیوه های تبلیغی”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان