موعود جهانی

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

موعود جهانی

پستتوسط Sardabir » جمعه 2 شهریور 1386, 9:42 am

در این روزها که بیشتر از موعود جهانی سخن می رود به پیشنهاد دوستان این تاپیک را می گشائیم تا دیدگاه پیرامون موعود جهانی بویژه در اسلام و بابیت و بهائیت بطور اختصاصی بار دیگر مورد ارزیابی قرارگیرد.دوستان را به بحث در این موضوع دعوت می نمایم.

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » شنبه 3 شهریور 1386, 12:17 am

با سلام و عرض ادب
تاپیک خوبی گشوده شده و موضوع ،موضوع جالبی است:موعود جهانی!
محققان به این نتیجه رسیده اند انتظار برای یک آینده روشن امری جهانی است که به شکل های مختلف در همه فرهنگ ها بروز و ظهور دارد.
ادیان الهی از این منجی در آخر الزمان سخن رانده اند و ویژگی هایش را بر شمرده اند.
اسلام به عنوان آخرین دین الهی امام دوازدهم حضرت مهدی صلوات الله علیه را به عنوان آن موعود جهانی معرفی فرموده استکه چون ظهور فرماید جهان را به سامان اورد و عدالت فراگیر را در زمین حاکم کند.خود این ویژگی رسواگر مدعیان دروغینی بوده که در طول قرون خود را بعنوان آن موعود معرفی نموده و خواسته اند از آن انتظار مردم سوءاستفاده نموده چند روزی مریدانی گرد آورند...
در این زمینه بیشتر سخن خواهیم گفت...

Yaaqub
پست: 14
تاریخ عضویت: یک شنبه 12 شهریور 1385, 8:09 pm

پستتوسط Yaaqub » یک شنبه 4 شهریور 1386, 11:41 pm

درخزانه ي سرشار حديث شيعه پيرامونِ خصوصياتِ وجودِ گرامي ِ مهدي ِمنتقم (عج) ،روايات بسياري موجود است كه مقام قائميت رادرشخصيت والاي حضرت محمد بن الحسن العسكري (عج) اثبات و از ديگر مدعيان و منسوبين ، نفي مي كند.

با يك دقت نظر درمضامين اين روايات ، مي توان دريافت كه اين ويژگيها در هيچ كس جز همان ذات مقدس ، جمع نيست و ما پيش از نقل برخي از آنها ، فهرست چند دسته را از كتاب "منتخب الاثر" تأليف "آية الله لطف الله صافي "مي آوريم تا بر اهل انصاف روشن گردد كه اين صفات و سِمات ، مختص دوازدهمين امام شيعه ، حضرت محمد بن الحسن العسكري (عج) مي باشد :



مهدي (عج) همنام و همكنيه ي رسول اكرم (ص) مي باشد:.........................( ۴۸ حديث )

مهدي(عج) نهمين فرزند امام حسين (ع) است :........................................( ۱۴۸ حديث )

مهدي(عج) هفتمين نسل ِامام باقر(ع) است :............................................( ۱۰۳ حديث )

مهدي(عج) فرزند ششم امام صادق(ع) است :..........................................( ۹۹ حديث )

مهدي(عج) نسل پنجم امام موسي كاظم(ع) مي باشد :.................................( ۹۸ حديث )

مهدي(عج) چهارمين فرزند امام رضا(ع) است :.......................................( ۹۵ حديث )

مهدي(عج) سومين نسل امام جواد(ع) است :...........................................( ۹۰ حديث )

مهدي(عج) نوه ي امام هادي (ع) است :.................................................( ۱۴۶ حديث )

مهدي(عج) پسر امام حسن عسكري(ع) مي باشد :....................................( ۱۴۶ حديث )

مهدي(عج) فرزند سيده ي كنيزان (س) است :..........................................( ۹ حديث )

مهدي(عج) دوازدهمين و آخرين ائمه است :............................................( ۱۳۶ حديث )

مهدي(عج) ولادتش از مردم پنهان است :...............................................( ۱۴ حديث )

مهدي(عج) از بيعت و پيمان با ستمگران آسوده است :..............................( ۱۰ حديث )

مهدي(عج) داراي غيبتي طولاني است :.................................................( ۹۱ حديث )

مهدي(عج) دوغيبت دارد كه يكي كوتاه و ديگري طولاني است :...................( ۱۰ حديث )

مهدي(عج) عمر بس طولاني دارد :......................................................( ۳۱۸ حديث )

مهدي(عج) چهره اي جوان دارد كه به مرور زمان پير نگردد :...................( ۸ حديث )

مهدي(عج) داراي سنت هائي از برخي انبياء است :.................................( ۲۳ حديث )



حال سؤال اساسي اين است كه :



رهبران و مبلغان بهائي كه متوسل به بعضي از احاديث مي گردند ، چگونه چشم خودرا بر اين همه احاديث معتبر و منقول در كتب معتبر شيعه و سني مي بندند و با ترفند خاص و تحريف و سرهم بندي مي خواهند ميرزا علي محمد شيرازي فرزند محمد رضا بزاز را به جاي حضرت مهدي (عج) و به عنوان منجي بشريت و دوازدهمين امام معصوم به مردم قالب كنند ؟

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پستتوسط habibollah » دو شنبه 5 شهریور 1386, 11:13 am

خیلی جالب است که گفته می شود که آقای میرزا علی محمد ظهور هم کرده است و اکنون جهان پر از عدل شده و ظلم دیگر جایی در این عالم ندارد! این بود منجی بشریت که قرار بود زمین را پر از عدل و داد کند.!؟

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » دو شنبه 5 شهریور 1386, 11:10 pm

امت اسلام چشم به راه موعودی است که نامش محمد کنیه اش ابوالقاسم و القابش مهدی و قائم و حجت و رحمه للعالمین و بقیه الله و منتقم و...است.ظهورش در آخرالزمان از کنار کعبه است با دستاورد عدالت و صلح برای بشریت و نوسازی زمین از سرسبزی و خرمی و برکت.
مهر و محبت این موعود آنچنان در قلب های مسلمین جاگرفته مه هر روز برای آمدنش لحظه شماری می کرده و می کنند.مورخانی چون ابن بطوطه در سفر نامه خود آورده اند که مردم قم و کاشان هر روز صبح اسبی را زین نموده و سلاح بر کشیده بسمت خارج شهر حرکت نموده ومی گفتند یا بقیه الله آماده ایم در رکابت باشیم بسم الله ظهور فرما که در راهت جان فشانیم...
این جایگاه والا برای موعود ،مدعیان دروغین را وسوسه نمود خود را موعود جابزنند تا از موقعیت خوبی برخوردار شوند...از جمله این مدعیان یکی هم میرزا علیمحمد است که ابتدا دعوی بابیت ایشان را نمود و بعد خود را همان قائم موعود خواند...

azarakhsh
پست: 23
تاریخ عضویت: یک شنبه 14 آبان 1385, 11:55 am

پستتوسط azarakhsh » چهار شنبه 7 شهریور 1386, 11:22 am

السلام علی المهدی
الذی وعدالله عزوجل به المم ان یجمع به الکلم...
درود و سلام بر مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
که خداوند عزوجل همه مردمان را
به ظهورش وعده فرموده است تا بدست او در جهان وحدت کلمه و اتحاد و یگانگی
برقرار نماید...
سوشیانس را بخواهی در دیانت زرتشت
مسیح را بخواهی در دیانت عیسی
همه متجلی در "مهدی" هستند که موعود جهانی همه ادیان است.
ظهورش را ما همه مردم جهان با صدائی واحد از خداوند طلب می کنیم
و دیدارش را چشم در راهیم
و با انتظارش هر باطلی را رسوا می سازیم
و برای دیدارش لحظه شماریم
و روز و شب را می شماریم روز و شب!

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » دو شنبه 12 شهریور 1386, 10:24 pm

سلام بر او که بهار مردمان و شادابی روزگاران است...
این سلامی است که موعود خواهان با آن به محضر نورانی آن عزیز عرض ارادت می کنند :

السلام علی ربیع الانام و نضره الایام
چه کسی را یارای برابری با آن بزرگ است که روزگاران از او خرمی می گیرد و دل ها با یاد او بهاری می شود ؟!
مسیح دلهای ما اوست
در منظر آرزوهامان نشسته است ...

و تا نیاید و آرمان همه اولیا و انبیا را محقق نکند و جهان را با عدالتش به نور نکشد بر چهره هر مدعی دروغین ،خاک تکذیب می پاشیم یا مهر ابطال می زنیم!

چشم ها هر قدر بر دروازه سحر منتظر بماند شب پرستان نپندارند ماندنی اند بلکه یقین داشته باشند ،رفتنی اند!!

آری رفتنی اند...

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » دو شنبه 19 شهریور 1386, 8:26 pm

از پژو هشگرانی که مایلند بحث موعود را بطور تطبیقی در ادیان یا مرتبط با بحث "جهانی شدن"که مساله روز دنیای معاصر است مطرح نمایند دعوت به مشارکت می نمائیم تا ابعاد بحث در این تاپیک بررسی شود.

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » جمعه 23 شهریور 1386, 10:36 am

موعود جهانی

نیاز به اثبات ندارد که همه انسان ها ،آینده ای روشن را چشم انتظارند.
آینده ای که در گرو قدرت نمائی خداوند ،زندگی انسانها ،بسامان آید و عدالت در زمین بر قرار شود و ستم و بی مهری رخت از جهان بر دارد و گرگ و میش از یک آبشخور ،آب خورند و در سایه وفور نعمت،ریشه فقر و گرسنگی ،کنده شودو دانش و علم فراگیر گردد تا جائی که همگان به نور الهی ،فرهیخته و دانشور شوند و بانوان در خانه بر مبنای کتاب الهی قضاوت کنند و امنیت و آسودگی آن چنان سایه گستر شود که ّبانوئی از شرق جهان به غرب مسافرت کند و در این مسیر هیچکس مزاحمتی برای او فراهم ننمایدو تعرضی نکندو آسمان برکات خود را پی در پی ببارد و زمین خرم و بارور شودو خلاصه بهشتی برین ،در زندگی این دنیائی بشریت پدید آید ...
این ها خیال پردازی و آرزو پروری نیست که نوید و وعده الهی است که در کتب آسمانی به دفعات از آن سخن رفته و آیاتی به آن اختصاص داده شده است.
از میان کتب آسمانی،بشارات مربوط به این موعود در اوستا،عهد قدیم (تورات) ،عهد جدید (انجیل)،و قرآن کریم ،آمده و به ویژگی های این موعود نیز در آیات الهی اشاره شده است.
نقل فراز هائی از کتب آسمانی که به ذکر موعود متبرک شده در یک مقاله مستقل خواهد آمد اما در این مجال به ذکر این موضوع می پردازیم که دروغپردازانی چند برای رسیدن به موقعیت ویژه ای که موعود در میان انسانها دارد (یا به طمع ریاست یا به اشارت بیگانه برای ایجاد اختلاف در صفوف مردم یا به انحراف کشیدن این اعتقاد ) خود را آن موعود جهانی معرفی نموده فریب خوردگانی را به دور خود جمع کرده و فتنه هائی را در جوامع پدید آوردند...غافل از اینکه بزرگترین معیار و محک موعود همراه خود اوست و چون آنان فاقدش هستند بزودی رسوا می شوند که شدند...
موعود می آید که جهان را به نظم آورد و عدالت را جایگزین ستم گرداند و به سیطره کفر ونفاق پایان بخشد و...اما با آمدن آنها هیچ اتفاقی نیفتاد بلکه بر مصائب انسانی و جنگ و نزاع و ستم افزوده شدو اختلاف و تفرقه بیشتر و توحش مدرن هزاران برابر دوره های سابق با بمب های اتمی و هیدروژنی و کشتارهای دسته جمعی هویدا گردید...
از میان این مدعیان مهدویت یکی هم میرزا علی محمد فرزند میرزا رضای شیرازی است که در سال 1260 دعوی بابیت (رابطیت با آن موعود جهانی،حضرت مهدی علیه السلام) رانمود و موجب کشتارهاو فتنه های بسیاری در کشور ما گردید که آثارش همچنان باقی است و پس از اعدامش بخاطر این فتنه انگیزی ها نیز نه تنها رسوا ئی اصل ادعایش برملا گردید بلکه مصائب بشریت افزون تر از پیش گشته جنگ ها و خونریزی ها و ستم ها و جهالت های مدرن بیشتر و بیشتر شد...
سوال چشم براهان آن موعود ادیان، هماره این بوده که مدعیان دروغین چرا چنین جفائی را به آرمان بشری روا می دارند که هم عرض خود را می برند وهم بر زحمت بشر می افزایند؟!
به راستی چرا؟!
ادامه دارد...

kasper
پست: 17
تاریخ عضویت: دو شنبه 28 خرداد 1386, 6:24 pm

پستتوسط kasper » شنبه 24 شهریور 1386, 11:22 pm

تقدیم به یک دوست

خوشا با خاطرات یاس بودن
خوشا با یاس هم احساس بودن


من و تو پا به پای رود رفتن
به دنبال نوای رود رفتن


شقایق در شقایق عشق چیدن
میان سبزه زاران پر کشیدن


نشستن غنچه عشق چیدن
به دست ساده دل یاس چیدن


خوشا روح لطیف آب گشتن
خوشا در عاشقی بی تاب گشتن


بیا ای همسفر مهمان من شو
توان دیگری در جان من شو


بیا در خاطر هم باز گردیم
پر از شادی پر از آواز گردیم


خوشا بین من و تو بند خوردن
میان چشم ما پیوند خوردن


خوشا در ساحل هجران نشستن
پلی بین نگاه خویش بستن


خوشا با آبشاران گریه کردن
من و تو زیر باران گریه کردن


ببین پروازیم یک بال دارم
برای پر زدن آمال دارم


بیا و بال دیگر شو برایم
که شاید با تو در پرواز آیم


خوشا پرواز ما بین من و تو
شب آغاز ما بین من و تو

azarakhsh
پست: 23
تاریخ عضویت: یک شنبه 14 آبان 1385, 11:55 am

پستتوسط azarakhsh » چهار شنبه 4 مهر 1386, 12:44 am

نمی دانم چطور شد که سر دبیر محترم اجازه دادند که در یک سایت پژوهشی آن هم در موضوع خاص پای شعر باز شود؟!
اما حالا که باز شده اجازه می خواهم من هم تازه ترین شعر استاد محمد رضا حکیمی نویسنده و ادیب شهیر را در اینجا به دوستان عزیز تقدیم نمایم.باشد در بهره وری ازطراوتش شریک باشیم:

سروده ای تقدیم به حضرت حجت (ع)
محمد رضا حکیمی


1
ای سرّ توحيد ازل، در طالع تقديرها
اي نور ذات جلوه‌گر، در جلوه‌ها، تصويرها
در ذات ذرّات جهان، هر دم ز تو تأثيرها
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

2
اي از افق‌هاي قِدَم، تابيده‌اي بر كائنات
اندر بيان تو بود، آيات حق را بينات
اي بينات حق و عدل، اي رايت راه نجات
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
مقهور افكار قرون، آيات قرآن تا به كي

3
اي عالم ايجاد را، حكمت تويي، حشمت تويي
اي خلق را از سوي حق، نعمت تويي، رحمت توئي
اي «عقل» را «هادي» توئي ، وي «نقل» را حجت توئي
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

4
با اذن خلاقّ جهان، تو روح اشباحي همه
ارواح چو جسمند و تو، خود جان ارواحي همه
در آيه «نورٌ علي»، مِشكات و مصباحي همه
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
بي‌بهره، اينسان عقل‌ها، در روزگاران تا به كي

5
اي چشم بيدار وجود، اي مطلع نور وجود
اي تو نمود واي تو بود، اي ذات اعلي را نمود
اي قائم دربار جود، اي سرّ آدم در سجود
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

6
اي روشنيّ سرّ جان، اي از تو يكسر نور دل
اي نور دل، اي شور دل، اي موسي اندر طور دل
اي كز فروغ نام تو، امضا شدي منشور دل
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
دور از جهاني پر گنه، آن ابر غفران تا به كي

7
اي غيب ظاهر در نهان، اي نور باطن در جهان
اي مطلع فيض روان، از بيكران تا بيكران
آفاق‌ها در مُلك جان، از تابش نور عيان
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

8
اي راز حرف مختفي، دربطن اسماء و سُوَر
اي كزّ مؤثر مي‌رسد، هر دم زيمن تو اثر
اندر كف تو بگذرد، گاهي قضا، گاهي قدر
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
بر پهنه گيتي روان، فرمان شيطان تا به كي

9
از فيض تو، تسبيح خوان، ارواح ذرّات جهان
بي تو جهان، تاريك جان!، خالي زنور جاودان
اينك زهر جاي جهان، فرياد مي‌خيزد همان
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

10
يك شب، در اين آفاق شب، بشكفت چون روح فَلَق
افروز گيتي را بجان، با رخش خون بار شفق
تا روح بيداد ستم، گردد اسير عدل و حق
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
در دست ديوان وددان، ملك سليمان تا به كي

11
سير تكاپوي زمان، در «دَور»ها تدبير شد
راز تقادير زمين، در «عصر»ها تقرير شد
اكنون ظهور آخرين، بر طالعت تقدير شد
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

12
راه ستم را از جهان، آنسان كه مي‌داني بزن
منشور داوودي بخوان، تخت سليماني بزن
كوس ِعلوم احمدي، بر بام «فاراني» بزن
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
افكار «باطل باوران»، در تاب و جولان تا به كي

13
يكدم چنان سوز سحر، بفروز در سرّ نظر
وين جان خاكي را رسان، تا حضرت فيض قدر
شايد كه يابد سِرّسر، تا عرش رحماني گذر
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

14
گيتي ز تو بالد به خود، عقل از تو، نوراني بود
افكار اقوام و ملل، در مَدَرست فاني بود
با علم تو، اين علم‌ها، يكسر چو ناداني بود
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
خلق جهان بي‌بهره زآن، علم فراوان تابه كي

15
تو نور يزداني بيا، تو سّر دوراني بيا
تو جان هر جاني بيا، تو پيك جاناني بيا
تو فجر قرآني بيا، تو رمز ايماني بيا
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

16
جدّت علي گويد همي، احياگر قرآن توئي
تأويل عرفاني كجا ، «تنزيل» را، تا جان توئي
اي ترجُمان وحي حق، اين وحي را تِبيان توئي
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
وحي اُلوهي اينچنين، بي شرح و تِبيان تا به كي

17
«الله اكبر» را، ز تو، بايد كه عالم بشنود
اين بانگ «انسان ساز» را ، فرزند آدم بشنود
با صِدق ِصديقان ِحق، گيتي، به يكدم، بشنود
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

18
حقِّ تلاوت زان ِ تو، آنسان كه مي‌خواني، بگو
صد جلوه كرد آيات حق، در «حرف» و چون داني، بگو
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
انسان همه، دور اين همه، ز اسرار فرقان تا به كي

19
از خطبه‌هاي فاطمي، بايد كه خود تو دم زني
از شور عاشورا همي، ظلم جهان برهم زني
بربام الله برشوي، با دست خود پرچم زني
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

20
از ظلم جباران نگر، گيتي سراسر شور و شر
اندر سقوط مستمر ، در هر كجا نسل بشر
زين آتش گيتي نگر ، عالم همه غرق شرر
اي آفتاب ، اي آفتاب ، از خلق پنهان تا به كي
صهيون به خون مسلمين ، آغشته دندان تا به كي

21
اي هرچه گل در گلستان، يك ذرّه از رويت نشان
اي روسويت منظومه‌ها، سر در قدومت كهكشان
از دوريت جان‌ها همه، آتشفشان، آتشفشان
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

22
اي نوح با كشتي بيا، بنگر كه طغيان تا كجا
عالم سراسر غرقه در، امواج طوفان تا كجا
طوفان ظلم ظالمان، گسترده دامان تا كجا
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
نسل جوان سر خورده زين، وضع پريشان تا به كي

23
از سّر اسماء مبين، ياري رسان بر اهل دين
با قهر قهّار متين، نابود كن مستكبرين
اي در همه روي زمين، ياريگر مستضعفين
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

24
خون شهيدان بشر، اندر شقايق‌ها توئي
اسرار كُنه معرفت، عين حقايق‌ها توئي
احياگر عدل و كرم، بهر خلايق ها توئي
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
قرآن و عدل و داد و دين، بر طاق نسیان تا به كي

25
اي شمس آفاق خرد، عقل بشر را زنده كن
اي «علم مصبوبِ» ابد، جان‌ها همه تابنده كن
از آن معارف سر به ‌سر، آفاق را آكنده كن
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

26
تو حمد و اَعرافي، بيا ، تو سوره قافي بيا
ازجمله پيغمبران، مجموع اوصافي، بيا
نهج‌البلاغه تا ز تو، شرحي شود تازه، بيا
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
فرياد جدّت همچنان، در چاه پيچان تا به كي

27
اي اسم اعظم، هان بدم، سّر الهي! جلوه كن
از بهر نشر عدل و حق، تا ماه و ماهي، جلوه كن
آن دم كه خواهي، رخ نما، آنسان كه خواهي، جلوه كن
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

28
از سرّ یاسین آيه‌اي، با خون عاشورا، بخوان
زآن خطبه‌هاي آتشين، با مادرت زهرا بخوان
با عمّه‌ات زينب همي، رمز نجات ما، بخوان
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
گيتي ، اسیرِ فتنه قارون و هامان تا به كي

29
هر جا روان مستكبران، شيطان امير كاروان
انسان حقير و ناتوان، جنگ صليبي شد عيان
قدس و نجف را اين خسان، بشكسته حرمت همچنان
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

30
اي رايت خشم خدا، مستكبران را خوار كن
اي آيت نصر و هُدي، اين خلق را بيدار كن
اي عزّت حق باوران، حق را به نصرت يار كن
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
رايات حق اندر جهان، اينسان نگونسان تا به كي

31
نسل جوان، نسل جوان، سرخورده گشت و بي‌توان
زيرا نديد اندر ميان، از عدل و از قسطي نشان
قارونيان بس چيره تر ، بر كيل و ميزان همچنان
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

32
جز از كف فيّاض تو، انسان نيابد تربيت
جز با قيام دولتت، عالم نبيند معدلت
جز از علوم ناب تو ، حاصل نيايد معرفت
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
جُستن خود از خشكاب‌ها، آب فراوان تا به كي

33
راز حروف سوره‌ها، در سّر الرّحمن تويي
در خَلق نَفس ُالاَمرها، ظرفيّت امكان، تويي
بر واقع توحيد حق، برهان صدّ يقان، تويي
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

34
اي وارث پيغمبران، اي صاحب عصر زمان
اي سوره‌طه نشان، در شام تقدير جهان
يكره ز فتح آسمان، رمزي به گيتي كن عيان
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
اينگونه گيتي شعله‌ور، از ظلم دونان تا به كي

35
اين ظالمان رو سيه، كردند عالم را تبه
روز بشر زين ظلم‌ها، گرديد چونان شب سيه
هر جا رسيدندي، ستم، هر جا كشيدندي، سپه
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

36
مستكبران با كرّ و فر، مستضعفان محروم تر
هم خارجي، هم داخلي، بر ظلم بستندي كمر
ايمان فتاده زير پا، انسان شكسته بال و پر
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
اهل تكاثر مالكِ اموال ايران تا به كي

37
اي منجي خلق خدا، جولان شيطان را نگر
اي مُحيي ِ توحيد حق، تأويل قرآن را نگر
توحيد هندي را ببين، افكار يونان را نگر
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

38
آيا، ولي حق بود، راضي از اين كردارها
آيا نتيجه اين شدي، از آن همه ايثارها
آيا، شهيدان جانفشان، رفتند و اين رفتارها
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
در انتظار مقدمت، خون شهيدان تا به كي

39
اي روح سبز آبها، اي رونق مهتاب‌ها
اي گيتي از سر سبزيت، سر سبز چون فاراب‌ها
اي خرّمي افزاي دل، در گلشن محراب‌ها
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
اي شادي جان بشر، دور از محبّان تا به كي

40
اي سينه آتش سوز شو، اي دل، جهان افروز شو
هر دم ظهورش را طلب، هر جا طلب آموز شو
فرياد زن، هر روز و شب، كای شام هجران، روز شو
اي آفتاب، اي آفتاب، از خلق پنهان تا به كي
عالم سيه، از بس ستم، اين خلق، پنهان تا به كي

kasper
پست: 17
تاریخ عضویت: دو شنبه 28 خرداد 1386, 6:24 pm

پستتوسط kasper » شنبه 7 مهر 1386, 4:47 pm

با سلام خدمت تمامی کاربران گرامی
فرصت را مغتنم شمردم تا در این فرصت که بوجود آمده است پیرامون حضرت حجت (عج) مطالبی را به عرض برسانم.
اعتقاد به ظهور مصلحی رشید از خاندان پیغمبر که آورنده‌ی راحت و امنیت همگانی و افرازنده‌ی پرچم عدالت جهانی باشد، مورد قبول عموم مسلمین بوده و در تمامی ادیان الهی اعتقاد به نجات دهنده‌ای که ظهور می‌کند و زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد وجود دارد .
از زمان غیبت امام زمان (عج) تا به حال مسئله پنهان شدن ایشان از دیدگان و غیبت ایشان دستاویز بسیاری از افراد فرصت طلب بوده است و باعث شده است تا بسیاری از مردم توسط این افراد گمراه و منحرف شوند.
عقیده به ظهور و قیام مهدی پیروزمند عدالت پرور دو پدیده مشابه در تاریخ اسلام به جا نهاده است : 1- منسوبین 2- مدعیان مهدویت
عامل عمده‌ی پیدایش و گسترش این دو پدیده تاریخی ،بی‌گمان انتظار سخت و چشم داشت شدیدی است که مردمان ستم دیده و بی‌پناه نسبت به نهضت یک منجی دادگستر دارند. به عبارت بهتر، هر زمان که جور و جفای ‌زمامداران شدت می‌یافته و بی‌عدالتی و بینوایی و بیماری، طبقات محروم جامعه را در رنج و شکنج می‌گداخته و سوز ناله‌ی یتیمان و بیوه زنان دل شکسته ، قلوب صاحب دلان را به آتش می‌کشیده و توده‌ی مردم رادمرد رشیدی را خواهان شده ، به جستجویش برمی‌خواستند ، تا به نابسامانی‌ها و پریشانی‌ها پایان بخشد.
در چنین زمینه‌ی مناسبی گاه برخی از شخصیت‌های خوشنام و نامور ، به خاطر دشمنی و ستیزشان با حکام بیدادگر ، به عنوان مهدی شناخته می شدند، بی‌آنکه خود داعیه‌ای داشته باشند. گاهی نیز ، فرومایگانی وقت شناس و خدانشناس ، به طمع قدرت و ثروت و دولت ، خود را به ناحق منجی موعود و قائم منتقم می‌خواندند و جمعی سر خورده‌ی پریشان احوال را به دور خود گرد می‌آوردند . گروه نخست همان منسوبین به مهدویت‌اند و گروه دیگر به مدعیان مهدویت موسومندکه در ادامه به بررسی برخی از مشهورترین آنها با تحلیلی از عوامل موثر در پیشرفتشان یادآور می‌شویم.
با تشکر kasper

kasper
پست: 17
تاریخ عضویت: دو شنبه 28 خرداد 1386, 6:24 pm

پستتوسط kasper » چهار شنبه 11 مهر 1386, 2:50 pm

الف) منسوبین به مهدویت


1- محمد بن حنفیه :

از فرزندان با فضیلت امیر مومنان است که از رجال بنی هاشم به شمار می‌رفت، پس از واقعه‌ی جانسوز کربلا و مرگ یزید و قیام عبدالله بن زبیر ، محمد بن حنیفه با وی بیعت نکرد ولذا از طرف حکومت ابن زبیر به زحمت افتاد و زندانی شد. در همین ایام، مختار پسر ابوعبیده‌ی ثققی به بهانه‌ی خون‌خواهی امام حسین علیه‌السلام و یارانش ، در عراق بر بر حکومت شورید وچون لازمه‌ی خون‌خواهی این بود که از جانب صاحب خون (ولی دم) مجاز و مامور باشد ، مختار به امام سجاد روی آورد وچون آن حضرت روی خوش به او نشان نداد و آن کار را در صلاحیت او ندانست ، مختار به دروغ خویشتن را نماینده محمد بن حنفیه وانمود نمود وجمعی را برای رهایی او به مکه فرستاد تا وی را از زندان ابن زبیر خلاص کردند . مختار با همین نیرنگ توانست هواخواهانی گردآورد و تا چندی بر کوفه و اطراف آن حکومت کند؛ لیکن چون محمدبن حنفیه را چهارمین امام و قائم موعود معرفی می‌کرد ، محمد از او رنجید و رسما گفت مختار من را برای پیشرفت و تمشیت امور خویش می‌خواهد و از او کناره جست.

چندی بعد مختار ، ضمن مبارزات خود شکست خورده ،گشته شد؛ اما پیروانش که به کیسانیه معروف بودند هم چنان بر مهدویت محمد بن حنفیه باقی مانندو حتی مرگ او را هم باور نداشته ، وی را پنهان از انظار و ساکن جبل رضوی (از کوه‌های حجاز) پنداشتند و این اشتباه از آنجا ناشی شد که در روایت پیامبر تصریحاتی راجع به غیبت قائم به چشم می‌خورد و اینان به غلط مرگ وی را تعبیر به غیبتش نمودند تا امید بازیافته را از دست ندهند.


2- زید بن علی بن الحسین:

این مرد پرهیزکار و با فضیلت که از شدت نیایش و عبادات در مسجد النبی به ستون آن شهرت یافته بود، از جور و جنایت و خیانت دستگاه فاسد حکومت مروانیان به ستوه آمد و در کوفه بر ضد هشام بن عبدالمک قیام نمود و با یاران معدودش به نبرد با حکام وقت پرداخت؛ اما در گرماگرم ستیز ، به سبب تیری که به پیشانیش نشست شهید گردید و یارانش شبانه وی را در اعماق نهری مدفون ساختند و آب را بر آن مزار جاری کردند؛ ولی خون‌خواران دیو سیرت بنی‌مروان ، تعب فراوان جسد را یافتند و سرش را به دمشق ارمغان فرستادند و بدن خون آلودش را در کوفه به دار آویختند و قریب پنچاه سال بدن بی‌جان و برهنه او در معرض باد و باران و آفتاب سوزان عراق بر سر دار در اهتزاز بود تا آنکه ولید بن یزید به حکومت رسید و فرمان داد تا اندام متلاشی زید را در آتش سوزانده شود و خاکسترش بر آب رود. زیدیه یعنی پیروان جناب زید، چنین پنداشتند که او امامی به حق و قائم آل محمد بوده و پس از مردن باز خواهد گشت و قیام خواهد نمود.

علاوه بر این دو گروه ، دسته های دیگری نیز مانند جارودیه و اسماعیلیه پیدا شدند که به ترتیب محمد بن عبدالله نفس زکیه و حضرت امام موسی کاظم و اسماعیل برادر ایشان را به عنوان مهدی باور نمودند که برای اختصار به آنها نمی‌پردازیم.

قسمت دوم بحث در مورد مدعیان مهدویت را در آینده‌ای نزدیک پی میگیریم.

با تشکر

kasper
پست: 17
تاریخ عضویت: دو شنبه 28 خرداد 1386, 6:24 pm

پستتوسط kasper » چهار شنبه 2 آبان 1386, 1:16 pm

با سلام


با عرض پوزش به خاطر تاخیر در ارسال مطالب ،ادامه مطالب مربوط به مدعیان به مهدویت را که بعد از معرفی منسوبین به آن رسیده‌ایم را پی می‌گیریم.


۵- محمد احمد بن عبدالله سودانی:

در آغاز شباب جزو دراويش بود و تظاهر به زهد وتقوي مي¬نمود؛ اما به عللي از میان اهل طريقت به خواري و خفت رانده شد و لذا کینه ی قطب و مريدان را به دل گرفت و همين عقده‌ی روحي و کمپلکس دروني انگيزه‌ی او در داعيه ی مهدویت گرديد. محيط آشفته و فشار حکام ستمگر انگليسی و مصري، مردم سودان را مستعد انقلاب کرده، لغو سريع برده‌فروشي، اقتصاد ناتوان آن جا را فلج و نابود ساخته بود. براين زمينه بود که در آغاز قرن چهاردهم هجري نداي قائميت احمد بن محمد بلند گرديد و در مدت کوتاهي عامه‌ی مردم سودان به دورش جمع شده، او را منجي خود خواندند. محمد احمد با عمال حکومت انگليس و نيز پاشاهای مصري به مبارزه پرداخت و چندين نبرد با ايشان نمود که در غالب آن‌ها غالب گرديد و جمعي از افسران ارشد انگليسي نظير کلنل هيکس و ژنرال کردن را با سپاهشان به قتل رساند و نابود نمود؛ چنان‌که در جنگ با هيکس از يازده هزار سرباز او فقط سيصد زخمي و نيمه جان به جاي گذارد. محمد احمد و مريدانش که درويشان نام داشتند تمامي سودان را تصرف کردند و حکومت انگلستان (دولت گلادستون) را سخت به زحمت انداختند؛ لکن در اوج پيروزي اجل گريبان اين مهدي نما را گرفت و او پس از تب شديدي جان به جان آفرين تسليم کرد. محمد احمد بساط مهدويت خود را با تقليد مضحکي از دوران رسول اکرم بر پا کرده بود. في المثل زنش را عايشه ام المؤمنين نامید و به اطرافيانش لقب ابوبکر و عمر و حسان بن ثابت و خالد بن وليد داد.

پس از مرگ محمد احمد، خليفه‌ی اولش ابوعبد الله تعايشي (ابوبکر) به جايش نشست ولي جربزه و توان او را نداشت و لذا به دنبال برخورد با کلنل کيچنر انگليسی شکست خورد و منهزم گرديد و دوباره سودان به دست انگلستان افتاد و ايشان پس از دست يافتن به قبر محمد احمد، از شدت کينه وخشم، جسد وي را به در آورده، جمجمه¬اش را به انگلستان فرستادند و به قولي آن جمجمه در موزه بريتانيا موجود است.

گذشته از اين‌ها، گروه بسيار ديگري نيز داعيه‌ی قائميت و مهدويت داشته اند مانند ميرزا علي محمد شيرازي ( که او را پيش تر شناختيم ) و سيد محمد جونپوري هندي و محمد حسين مشهدي و محمد بن علي سنوسي که بيان حال آنان از گنجايش اين مختصر بيرون است.


ادامه نیز یک نتیجه گیری کلی از مسائل مطح شده را خدمتتان عرض می نمایم.

از تمامی دوستان تقاضا می‌شود که در این زمینه همکاری لازم را در جهت هرچه بهتر شدن این موضوع انجام دهند.

با تشکر

kasper
پست: 17
تاریخ عضویت: دو شنبه 28 خرداد 1386, 6:24 pm

پستتوسط kasper » دو شنبه 7 آبان 1386, 11:53 pm

با سلام
آخرین قسمت است این موضوع پیش روی شماست امید است مورد توجه و عنایت حضرات قارا بگیرید.


نتیجه گیری:

در بررسي تاريخ منسوبين و مدعيان به نکات جالبی مي‌رسيم:
الف – در برخي موارد پيدايش يا گسترش اين دو پديده مرهون دسيسه هاي دست هاي سياسي مي باشد، چنان‌که پاره اي از منسوبين را سياست‌پيشگان محيل و مکار به قصد گرفتن زمام حکومت، مشهور به مهدي ساختند و آن‌گاه در سايه‌ی شهرت و محبوبيت ايشان به اغراض سياسي و يا خواهش‌هاي نفساني خويش نائل شدند و نيز، برخي از مدعيان، مورد تأييد و تحريک يا حمايت و حفاظت سياست‌هاي استعماري انگلستان و بيگانگان بوده‌اند و آشکارا تشويق يا تقويت مي‌شده‌اند. در تاريخ بابيت و بهائيت نمونه‌اي از آن را مشاهده می‌نمایید.

ب – در ايجاد مدعيان مهدويت علاوه بر عوامل خارجيِ محيط، پاره‌اي عوامل دروني نيز دخالت داشته‌اند؛ مانند غريزه‌ی جاه‌طلبي و انگيزه ی برتري‌جويي که ناشي از روحيات پر عقده و تمايلات سرکوفته مي‌باشد و نیز مانند تعبيرات و تأويلات و توجيهات بي پايه و ابلهانه‌ی فلسفي و عرفاني که تراوش مغزهاي رياضت کشيده و آفتاب خورده و خشکيده است.

ج – در جريان کار منسوبين، برخي روايات ساختگي در تأييد قائميت آنان از طرف مريدان و هواخواهان جعل و پراکنده شد که بعدها هم دستاويز مدعيان براي اثبات خودشان گرديد و دقت در مضامين آن‌ها و عنايت به تاريخ منسوبين و مدعيان و توجه به ديگر احاديثِ مربوط به مهدويت، جعلي بودنشان را آشکار مي‌سازد. مانند اين عبارت که عباسيان از آن در تأييد مهدويت محمد بن عبدالله نفس زکيه کمک گرفتند:
( إن المهدي اسمه محمدبن عبدالله و في لسانه رنة )
نام مهدي محمدبن عبدالله است و در زبانش لکنت مي باشد.
ايشان همچنين در روايات پيغمبر به دنبال جمله‌ی ( اسمه اسمي ) ، عبارت ( و اسم ابيه اسم ابي ) را افزودند. و نيز براي تحکيم موقعيت ابومسلم خراساني و ديگر سياه جامگان اين عبارت را به عنوان روايت وانمود کردند:

( إذا رأيتم رايات السود قد جائت من قبل الخراسان فأتوها فإن فيها خليفه الله المهدي )

هرگاه ديديد پرچم‌هاي سياه از جانب خراسان مي‌آيد، پس به سوي آن بشتابيد؛ زيرا خليفه‌ی خدا مهدي در بين ايشان است. و مانند رواياتي که کيسانيه و زيديه ساختند بر اين که مهدي مي‌ميرد و آن‌گاه زنده مي‌شود.

د – مدعيان مهدويت مي‌کوشيدند تا خود را با روايات مطابق نشان دهند و اين تقليد کودکانه و تطبيق ابلهانه، بدلي بودن آن ها را بيشتر هويدا مي‌ساخت. چنان‌که ابن تومرت نامش را از اَمغار به محمد تغيير داد تا همنام مهدي شود و محمد احمد هم چنان‌که پیش‌تر آوردیم، می‌کوشید خود و اطرافیانش را شبیه رسول اکرم وانمود کند. و برخي چون مهدي بنگالي به مکه رفتند تا از آن‌جا دعوي خود را آغاز نمايند و ميرزا علي‌محمد شيرازي هم به ملا حسين فرمان داد تا با پرچم‌هاي سياه از جانب خراسان حرکت کند. و قدوس چون به مقبره‌ی شيخ طبرسي رسيد پشت بدان داده آيه‌ی « بقية الله خيرٌ لکم ...» را خواند.(مدارک موجود است)



و اينک به سه نتيجه‌ی عمده‌ی راه دوم در اثبات اصالت و عموميت اعتقاد مهدويت عنايت فرماييد:


1 – از آنجا که عقيده به قيام مهدي در مردم ايجاد تحرّک و انقلاب مي‌نمايد بازار اين مهدي‌هاي پنداري و قلابي گرم شده و رواج يافته، حتي پيشرفت‌هايي هم کرده‌اند. لکن ما هيچ کدامشان را مهدي واقعي نمي شناسيم؛ زيرا نتوانسته‌اند به وعده‌ی قطعي الهي يعني برنامه ی عظيم و جهاني مهدي موعود جامه ی عمل بپوشانند و جور و ستم را نابود سازند و برابري و دادگستري را تعميم دهند و امنيت و آرامش عمومي در سايه‌ی حکومت جهاني اسلامي بياورند و همين امر بزرگ ترین برهان بر ردّ همگي ايشان است.


2 – هر جنس تقلبي و بدلي موقعي رواج مي يابد که در جامعه نوع اصيل آن رايج و مقبول مردم باشد، چنان‌که در سرزميني که الماس و گوهر را نشناسند، الماس و جواهر بدلي و قلابي خريداري نخواهد داشت؛ همان‌گونه که امروزه اسکناس هفتصد تومان تقلبي هرگز مورد پذيرش واقع نخواهد گرديد؛ زيرا اصلي ندارد. بر همين پايه، وجود پديده‌هايي به نام منسوبين و مدعيان، گواه بر اين است که قائميت در اسلام اعتقادي اصيل و ريشه دار است. چون اگر مهدويت بي اساس و مهدي موهوم بود معنا نداشت که شخصيت‌هايي چون زيد بن علي به عنوان مهدي شناخته شوند و يا فرومايگاني هم‌چون ابن تومرت در سايه‌ی مهدويت به چنان قدرت و شوکتي برسند.


3 – پيدايش اين دو پديده ی تاريخي در ميان کليه‌ی فرق اسلامي اعم از شيعه و سنّي و رواج آنها در ميان هر دو فريق، روشنگر اين حقيقت است که قائميت در بين همه‌ی مسلمين عموميت دارد و این عقيده منحصر به شيعيان نمي‌باشد و بنابراين گفتار آنان که مهدويت را ساخته و پرداخته‌ی شيعيان يا ايرانيان و غيره بدانند، مردود خواهد بود.

kasper
پست: 17
تاریخ عضویت: دو شنبه 28 خرداد 1386, 6:24 pm

پستتوسط kasper » سه شنبه 8 آبان 1386, 12:00 am

منتظر اظهار نظر بقیه کاربران و دوستان گرامی پیرامون این مسئله هستم
با تشکر از مسئولین این سایت که این امکان را برای همه فراهم کرده اند تا بتوانند در محیطی سالم به شرح نقطه نظرات خود بپردازند و از آنها دفاع کنند.
با تشکر
kasper

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » جمعه 2 آذر 1386, 8:09 pm

با سلام به همه عزیزان و پژوهشگران!
مدتی توفیق حضور در سایت برایم فراهم نبود.اکنون که آمدم و مطالب سایت را دیدم بهره بردم اگرچه می شد بحث را گسترده تر از این پی گرفت.
زمان ،خود پاسخ مناسبی به مدعیان دروغین مهدویت داد!
آمدند و لاف موعودی زدند و جولانی دادند و مردند و از ستم های زمانه چیزی کاسته نشد!
وهم در اعتقاد مردمان به موعود عدالت گستر سستی پدید نیامد -اگرچه عده ای ساده اندیش فریب خوردند- اما شعله موعود خواهی فروزان تر شد...
امروز هرکجا که بروید اعتقاد به تغییر اوضاع جهان در آخر الزمان را در اشکال گوناگون در ذهن و آرمان انسانها قابل توجه خواهید یافت ، نوعی که دین پژوهان جهانی در مقالات و پژوهش های خود به جد در زمینه آن مقالات و تحقیق ها پرداخته اند و بسیار همایش ها در این موضوع در همه کشور ها ترتیب داده شده و می شود و روزی نیست که خبری جدید در این عرصه علمی در رسانه هامنتشر نشود.
چه نتیجه ای بر این سخنان مترتب است؟:
انسان ها بطور فطری امیدوار به آینده ای محتوم اند که خداوند رقم خواهد زد و در آن هنگام عدالت بر بی عدالتی پیروز خواهد شد و آرمان انبیا تحقق خواهد یافت...
امیر این برنامه الهی همان موعودی است که انسانیت چشم براه اوست اگرچه نامش را متفاوت بر زبان آرد.
او همان است که مسلمانان مهدی می خوانندش و مسیحیان ،مسیح می گویندش و زرتشتیان سوشیانس صدایش می کنندو هرکس در سویدای دل با او راز دل ها دارد که هر روز نجوا می کند...
هر چقدر مدعیان دروغین بخواهند با آدرس های غلط یاد او را از دل انسانها پاک کنند ناکام می مانند که مانده اند...
بر او باد هزاران درود و سلام ما
فدایش جان و روح نا قابلمان
یادش توان بازوها و قلم هامان...


بازگشت به “شیوه های تبلیغی”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان