بهائیان و اهانت به ائمه (ع)

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

بهائیان و اهانت به ائمه (ع)

پستتوسط Sardabir » سه شنبه 26 اردیبهشت 1391, 1:51 pm

یکی از کاربران در "شما و سردبیر" نوشته است:

با سلام به تمام دوستان و همراهان بهایی‌پژوهی و عرض تبریک به مناسبت میلاد حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها؛


سردبیر گرامی!


احتمالاً مستحضرید که اهانت یکی از خوانندگان رپ به ساحت مقدّس امام دهم شیعیان، حضرت هادی علیه السّلام در یک هفته‌ی اخیر،‌ بازتاب‌ها و عکس‌العمل‌های مختلفی را به همراه داشته است و این ماجرا در فضای مجازی فارسی به موضوع روز تبدیل شده است و حرف و حدیث‌های بسیاری را باعث گردیده است.

نکته جالب در این میان برخورد افراد سرشناس و مبلّغین مشهور بهایی با این موضوع و اظهار خرسندی و خشنودی در این زمینه، هم‌چنین تقاضا برای گسترش آن است!!

به نظر می‌رسد گشودن تاپیک مستقلی تحت عنوان «سرمستی بهائیان از توهین به ائمه شیعه (ع)» و گفتگوی بیشتر در این مورد، با توجّه به ادّعای بهاییان به اعتقاد و احترام به معتقدات شیعیان و ادیان ابراهیمی گذشته (!) ضروری است!

بنده عرض کردم:

جناب سبحان

در صورت گشوده شدن تاپیک ،جنابعالی متکفل بحث و ارائه مطالب و مستندات خواهید بود؟
گشودن تاپیک کار ساده ای است اما ارائه بحث و مطالب مستند لازم است تا یک تا چند نفر از محققان وارد میدان بحث شوند.


و سبحان در همانروز نوشت:

سردبیر گرامی!

موضوع تاپیک مورد تقاضا، از جمله موضوعات مغفول در خصوص رویکردهای تبلیغی بهاییان است که به‌صورت جدّی نیازمند بررسی و کالبدشکافی است؛ تا آن‌جا که توفیق رفیق باشد و با کمک و همراهی دیگر همراهان بهايي‌پژوهی، إن‌شاءالله بحث مفید و مستندی را ارائه خواهیم نمود.

______________________

لذا این تاپیک گشوده می شود تا سبحان ادله خویش را مستندا ارائه نماید.

Sobhan
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 21 اردیبهشت 1389, 7:17 pm

پستتوسط Sobhan » چهار شنبه 27 اردیبهشت 1391, 2:45 pm

با تشکّر از سردبیر گرامی؛


همان‌طور که پیش‌تر نگاشتم، اهانت یکی از خوانندگان رپ فارسی خارج‌ از کشور به نام شاهین نجفی، به ساحت مقدّس ائمه‌ی شیعه، امام زمان، حضرت مهدی و به‌ویژه حضرت امام هادی علیهما السّلام، در یک هفته‌ی اخیر،‌ بازتاب‌ها و عکس‌العمل‌های مختلفی به همراه داشته است.


نکته‌ی بسیار قابل تأمّل در این میان، برخورد و مخالفت افراد و گرو‌ه‌های غیر مسلمان و شیعه و حتّی ناباوران دینی با این اقدام کثیف، شنیع و غیر انسانی است.


از سوی دیگر امّا، بهاییان که فریاد وحدت عالم انسانی ایشان،‌ گوش فلک را کر کرده است، سرمست از باده‌ی این داستان، عنان اختیار از کف داده، سراسیمه و هویدا، به صحنه آمده و همراه با برخی افراد و گروه‌ها و جریانات ضد دین و مذهب، به حمایت تمام عیار از اقدام مشمئز کننده‌ی این خواننده‌ی نگون‌بخت و نیز خود او پرداختند؛ غافل از این که با این اقدام، نقاب از چهره‌شان برافتاده و هر چه برای عوام‌فریبی در باب عدم تعصّب و احترام به اعتقادات دیگر ادیان به خصوص مسلمانان و شیعیان بافته‌اند را به دست خود پنبه می‌کنند!!


از این روی ضروری است تا با افشاگری در این زمینه، ضمن عیان نمودن چهره‌ی واقعی بهاییت و مواجهه‌ی مغرضانه و در عین حال منافقانه‌ی ایشان با تمامی اعتقادات و مقدّسات شیعه، به بررسی و واکاوی ابعاد و تاریخچه‌ی این اقدامات نیز پرداخته شود.


از تمامی همراهان عزیز بهایی‌پژوهی تقاضا می‌کنم تا تجربیات و معلومات خود در این موضوع را با سایرین در میان بگذارند تا به آگاهی همگان در خصوص این رویکرد تبلیغی بهاییان منجر گردد.

Sobhan
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 21 اردیبهشت 1389, 7:17 pm

پستتوسط Sobhan » چهار شنبه 27 اردیبهشت 1391, 3:28 pm

یکی از حمایت‌کنندگان شاهین نجفی و اقدام موهن او، کاویان صادق زاده‌ میلانی است؛ یکی از مبلغین پرکار بهایی به خصوص در فضای مجازی!


او که پس از انتشار اخبار این ماجرا، از خوشحالی (!!) سر از پا نمی‌شناخت، برای حمایت از این فرد و گسترش اقداماتی این گونه در اهانت به ائمه‌ی معصومین علیهم السّلام،‌ به پشتیبانی فردی بسنده نکرد و در اقدامی عجیب، خواستار تشکیل کمپین تبلیغاتی شد!!


در فیس‌بوک نوشت: من منتظر کمپین «من هم شاهین نجفی هستم» ام...



تصویر ذیل:



تصویر

Sobhan
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 21 اردیبهشت 1389, 7:17 pm

پستتوسط Sobhan » چهار شنبه 27 اردیبهشت 1391, 3:47 pm

از دیگر مبلغین بهایی به تازگی پیدا شده در صحنه‌ی رسانه‌ها، عرفان ثابتی، دانش آموخته‌ی دانشگاه زیرزمینی بهاییان در ایران است.


او به نقل از یکی از کاریکاتوریست‌های خارج نشین با ژستی روشنفکرانه در حمایت از این اقدام موهن در فیس‌بوک نوشت:


«متاسفانه باید اعتراف کنم که من قضیه «به اعتقادم توهین شده» را نمی فهمم. اعتقاد اگر مبنای منطقی داشته باشد چون امر انتخابی است و نه مثل رنگ پوست و چشم و ملیت و نژاد جبری، با حرف و فحش و فضیحت طوریش نمی شود. فوقش می گویید طبق این مبانی حرف شما ارزش ندارد و خدشه ای در نظام فکری بنده ایجاد نکرده فقط خودتان بی اعتبار شدید. اگر منظور حفظ مصلحت در جامعه ای است که متعصب است یا زودرنج است و رعایت شان و برانگیختن همدلی شان برای هدفی سیاسی و غیره این بحثی است جداگانه. باز هم نمی شود هنرمند را زد توی سرش که «باید» مصلحت سنج باشی.»


تصویر ذیل:



تصویر

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » پنج شنبه 28 اردیبهشت 1391, 3:32 pm

یریدون لیطفئوا نور الله بافوائهم والله متم نوره و لو کره الکافرون

مهمترین عامل قدرت و نقش آفرینی یک فرهنگ ، مقدسات حاکم بر آن جامعه است .آن گونه که با تخریب این ستون های مستحکم به راحتی می توان فرهنگ آن جامعه را به نابودی کشاند.
پیشرفت روز افزون اسلام و مکتب اهل بیت و حضور میلیونی محبان خاندان پیامبر (ص) در مراسم گرامیداشت ائمه معصومین علیهم السلام علیرغم همه تهدیدها موجب خشم و ناراحتی بیش از حد و مستاصلانه دشمنان شکست خورده اسلام و عناصر بی فرهنگ وابسته به آنان شده است.

توهین به مقدسات دینی و رهبران الهی ، نوک پیکان سلطه گری فرهنگی جهان غرب است و در هر برهه ای از زمان که جریان سلطه تیرهایش پیایی به سنگ خورده است مستأصلانه تاکتیک توهین به استوانه های عقیدتی مسلمین را در پیش گرفته است تا شاید بتواند عرصه دیگری را برای خود باز کند و از فشار شکست خود رهایی یابد.
در مقابل این روند مبارزه با مقدسات و معنویات، شیعه تا به امروز بیشترین مقاومت را داشته است. شیعیان نه تنها توانسته اند باورها و مقدسات خود در این طوفان تهاجم فرهنگی حفظ کنند بلکه تا حدود زیادی موفق به نشر این باورهای مقدس به سایر جوامع نیز شده اند.
هرگاه غرب، مقدسات مسلمانان را زیر سوال می برد و با واکنش محکم مردم مواجه می شود ولی این وظیفه پیروان اسلام و مکتب اهل بیت را در معرفی چهره درخشان و فضائل اخلاقی و علمی خاندان پیامبر اکرم (ص) سنگینتر میکند.
چنانچه باب توهین به مقدسات و رهبران الهی باز شود به طور قطع و یقین همه ادیان و مذاهب مقدسه از این روند خطرناک در امان نخواهند بود . لذا بر همه رهبران دینی و علما و دانشمندان و فرهیختگان جوامع انسانی فرض و لازم است که علیه جریان خطر ناک توهین به مقدسات مردم به پا خیزند و نهضتی جهانی علیه آن به راه اندازند .
از مجامع بین المللی و سازمانهای حقوق انسانها نیز انتظار میرود در این برهه تاریخی ساکت ننشسته و به وظیفه اخلاقی و قانونی خود عمل کنند.

روشنفکر
پست: 33
تاریخ عضویت: یک شنبه 23 بهمن 1390, 8:45 am

پستتوسط روشنفکر » جمعه 29 اردیبهشت 1391, 10:15 am

اهانت به مقدسات

نمی دانم چرا اهانت به مقدسات برای عده ای از خارج نشینان معاند و هتّاک، وسیله تشخص شده است. انها برای جلب توجه ،بدشان هم نمی آید سخنان یا آواز های اهانت آمیز به مقدسات بگویند تا به آنها حمله شود و بعد فریاد مظلومیت سر دهند و معروف شوند و بلوائی به پا کنند و تا مدتی سوژه برای حمله بیشتر به مسلمین پیدا کنند!
به نظر شما خود این برنامه یعنی تحریک عواطف مسلمین از طریق اهانت به مقدسات آنها و احتمالا عکس العمل مسلمانها و بعد فریاد مظلوم نمائی و حقوق بشر ،یک نقشه زیرکانه از سوی محافل ضد دین نیست ؟!
آیا نباید تیزهوش باشیم و در زمین حریف بازی نکنیم؟!
آنها می خواهند ما کسی را مرتد اعلام کنیم و بعد در دنیا جار بزنند که مسلمانها خشونت طلب هستند.اصلا خودشان آن "بازی خورده اهانت کننده"را اجیر کرده اند چنین چیزی بگوید تا مسلمین به خشم آیند و حرفهائی بزنند و آنها از آب گل آلود ماهی بگیرند!
خیلی باید هوشمند باشیم که در دام این شیاطین گرفتار نشویم و در زمین آنها بازی نکنیم.
بنده در بررسی سایت های مختلف که مطالبی مربوط به آن خواننده هتّاک نوشته اند رد پای یک توطئه را می بینم.توطئه ای که همه جناح های مختلف اسلام ستیز در آن وارد شده اند و از هم پشتیبانی می کنند و به هم نان قرض می دهند و گام بعدی را تعیین می کنند و سعی دارند تنورش را دائما داغ نگاه دارند.
سایت اصلی محور در گام های بعدی مطالب مستهجن تری را ارائه می دهد و از صدای حیوانات هم برای اهانت استفاده کرده است.
از این جماعت روشنفکر نما بعید نیست فردا ورژن جدید تری را در اهانت به مقدسات مسلمین ساماندهی کند.
چه باید کرد در برابر این همه جفا که بر دین و متدینین می رود؟
خدایا!
خود نقشه شومشان را باطل ساز.

روشنفکر
پست: 33
تاریخ عضویت: یک شنبه 23 بهمن 1390, 8:45 am

پستتوسط روشنفکر » یک شنبه 31 اردیبهشت 1391, 1:36 am

نزاع با فرهنگ یک جامعه آیا به هرشکلی مجاز است؟
نزاع هایی از این دست، انتزاعی ترین، بی معناترین و غیرسیاسی ترین بستر برای طرح مساله آزادی بیان، مدارا و دموکراسی هستند.
ساختار فرهنگی-اجتماعی نزاع اهانت های اخیر به مقدسات، نسخه‌ای است کوچک از آنچه در ابعادی جهانی حول کتاب »آیات شیطانی« سلمان رشدی در سال ۶۷ و کاریکاتورهای دانمارکی از پیامبر مسلمانان در سال ۸۴ شمسی رخ داد. رشدی و کاریکاتورهای دانمارکی نقشی عمده هم در افزایش اسلام-ستیزی، یعنی شکل امروزی نژاد پرستی در غرب و هم روی دیگر آن، بنیادگرایی اسلامی داشتند. به دلیل تفاوت تجربه تاریخی سی سال گذشته ایرانیان از اسلام این حاشیه ضروری است که اسلام ستیزی غربی برخلاف ادعایش، مسلمانان بنیادگرا را آنقدر هدف نمی‌گیرد که عموم مردم عادی کشورهای مسلمان را. بر سر بن لادن وامثال او یکسان بمب می‌ریزد و آنها را در خیابان های غرب یکسان تفتیش بدنی می کند.
رشدی و کاریکاتورهای دانمارکی به کمک روایت نو-استعماری از برتری فرهنگی غرب بر شرق آمدند. آنها به توپخانه ای فرهنگی مهمات رساندند که کارش سرپوش گذاشتن بر نژادپرستی های غرب بود که شمه ای از آن را در گوانتاناما و ابوغریب و بگرام دیده ایم. کاریکاتورها را یک دانمارکی کشیده بود ولی آیات شیطانی را یک مسلمان غربی شده، به قول فرانتس فانون، پوستی سیاه با ماسکی سفید. نجفی هم تصور نمی‌کنم این آهنگ را اگر در ایران مانده بود می خواند. یعنی آنجا که معتقدان به مقدسات شیعه، نه دیگر اشیایی ناشناس و انتزاعی که از دور دیده می شوند، که همسایه و دوست و همکلاسی و مادر و پدر او می بودند. محل اجرای جغرافیایی این اثر، یعنی از درون مرزهای سیاسی غرب، امری کلیدی در رمزگشایی از معنا و کارکرد اجتماعی و سیاسی آن است.
این اسطوره ها امور مشترک فرهنگی در میان یک قوم و ملت، و یا بخشی از آن هستند که لزوماً نباید به هیچ‌کس و گروه خاصی تعلق داشته باشند. منابعی عمومی هستند که مشمول قانون انفال می‌شوند و هرکس می‌تواند سهمی از آن بگیرد یا آن را به حال خود رها کند... این به این معنی نیست که اسطوره ها شکل و گاه نام عوض نمی‌کنند و یا در رقابت با اسطوره های جدید فراموش و به حاشیه رانده نمی شوند. اما سیر زندگی و مرگ اسطوره ها نه محصول خش انداختن حسی از طریق هنر و نه حتی محصول بحث‌های مفهومی از طریق فلسفه و منطق و یا شکل شبه علمی آن در آثار ریچارد داوکینز، بلکه محصول تغییر در روابط اجتماعی، تاریخی و اقتصادی است.
چرا که اسطوره ها تنها بیانی نمادین از درد ها و نیازهایی هستند که روابط حاکم بر یک جامعه در دوره ای خاص ایجاد می کنند. در بعدی کلان تر باید گفت که تا زمانی که شرایط اجتماعی و اقتصادی مولد بیگانگی شدگی انسان‌ها از خود، از اجتماع و از طبیعت وجود داشته باشند تنها از یک دین به دین دیگر و از یک ایدئولوژی به ایدئولوژی دیگر می‌توان رفت. دین چیزی بیش از بیان حسانی بی‌واسطه و مشترک از با هم بودگی یک جمع و قوانین نانوشته ملزوم برای این با هم بودگی نیست. از این منظر ایدئولوژی جهان مدرن در غرب، دین جدید این بخش از جهان است.

آن‌ها که مومنانه به دین ستیزی می‌پردازند، نمی‌دانند که آنچه روشنگری و بی-خدایی می نامندش اگر هم از فلسفه و تفکر آغاز شده باشد، که نشده، برای اینکه نقش وسیع اجتماعی بازی کند باید چارچوب اصلی خود را در باورهای عام نقدناپذیر فرموله بندی کند و مجبور به ساخت اسطوره های جدید برای خود است. اسطوره هایی که به همان میزان از تن دادن به تحلیل مفهومی امتناع می کنند که اسطوره های مذاهب پیشین. اگر شوخی با اسطوره های مسیحی به تحریک شدن مسیحیان در غرب نمی انجامد برای این است که امروزه مسیحیت منبع اسطوره های انسجام دهنده اجتماعی در این جوامع نیست.
یکی از نویسندگان نوشت: ...معضلات اجتماعی ،بخشی از جامعه روشنفکری رادر پنداری غلط به سمت ارزش تلقی کردن دین ستیزی کشانده است. گویی به سخره گرفتن ارزش ها و باور هایی که بخشی مهم از مردم به آنها معتقدند عملی ساختار شکن و مترقی است و جامعه را به ساحل رهایی رهنمون می سازد!


او ادامه می دهد: از نظر من به عنوان فردی معتقد و مذهبی، ترانه فوق چون مرز مشخصی با تمسخر واستهزاء ندارد و عرف جامعه در خصوص مقدسات را رعایت نکرده است، مشکل آفرین است و نظری منفی نسبت به این آهنگ دارم.همچنین چون باعث آلام و درد و رنج مومنان و شیعیان معتقد شده است به لحاظ اخلاقی نیز ایراد و اشکال دارد.

پیامد آن دامن زدن به فضای تخاصم و ستیز و تنش در جامعه است و از منظر کارکرد گرایی آرامش جامعه را مختل می سازد. در سرمشق مدرنیته احترام به فرهنگ و مقدسات فرق،ادیان و آئین ها معیار مدنیت و رفتار متمدنانه بشمار می رود. بنابراین ترانه فوق می تواند عملی غیر مدنی نیزتلقی شود.

سخن بر سر نفی توهین به مقدسات و کاربست واژه های تحریک کننده است. هر جامعه ویژگی های خاص خودش را دارد. تحمل هم امری نسبی است و در طول زمان تغییر می کند اما در هر مقطعی باید حساسیت های جامعه را در نظر گرفت.
توافق بر سر رعایت نقاط حساس طرفین و عدم توهین و جسارت به باور های مورد ارزش هر یک از ادیان جامعه جهانی و بخصوص به آنهایی که پیروان بیشتری دارند جامعه جهانی را از برخورد های خشونت بار عقیدتی می رهاند. این تحمل نیاز به تمرین و مداومت دارد. ضدیت بی ملاحظه و کور تحت عنوان مطلق کردن ارزش ساختار شکنی آن روی دیگر سکه حفظ ساختار های موجود به هر قیمتی است و هر دو رهزن حقیقت هستند.

لازمه زندگی اجتماعی وفق مبانی حقوق بشر و الزامات زندگی مدنی و اصول اخلاقی و انسانی ، نفی هرگونه اهانت به مقدسات است و مرز آزادی بیان حفظ این خط قرمز هاست که هر انسانی بویژه اصحاب رسانه و هنر ملزم به رعایت آن هستند.
پیشنهاد می کنم هرچه سریع تر "کمپین مقابله با اهانت به مقدسات" توسط همه علاقمندان به امنیت اجتماعی و حفظ ارزش های الاهی تشکیل و فراگیر شود.

hoda
فعّال
پست: 162
تاریخ عضویت: یک شنبه 20 اردیبهشت 1388, 9:42 am

پستتوسط hoda » یک شنبه 31 اردیبهشت 1391, 8:55 pm

ضمن تشکر از اطلاعات ارائه شده توسط جناب سبحان و نظرات روشنفکر، به نظرم رسید چند سطری در بیان سابقه‌ی بهائیان و پیروان آنان در این باره در این کامنت بنگارم.
اولین سابقه‌ای که از حزب بابی و پیروان جناب باب در اهانت به مقدسات اسلامی به ذهن متبادر می‌شود، همان جشن ها و پایکوبی‌های آنان به پیروی از قره العین در کربلای معلی و در ایام عزاداری حضرت سید الشهدا است. هر چند که بهائیت، امروز دم از بزرگداشت مقام امام حسین در ایام محرم می‌زند، اما این سابقه‌ی ننگین در ذهن شیعیان هرگز پاک شدنی نیست. در کتاب مائده آسمانی در جلد هشتم و صفحه 186 می‌خوانیم:
اول فتنه در عراق ظاهر، چه كه در اول يوم عاشورا مقام حزن، سرور ظاهر، و مقام صمت، صوت تصنيف مرتفع. باري اين كلمات سبب اعلاء كلمه‌ي نفوس خبيثه شد.
سابقه‌ی دیگر در توهین به مقدسات شیعی را خود بهاءالله در دست دارد. آن جا که وجود مقدس امام زمان علیه السلام را موجودی موهوم خواند و نواب اربعه را افرادی گمراه معرفی کرد که بحث امام زمان و غیبت آن بزرگوار را به راه انداختند.
البته ایشان در مقام توهین به علما و دانشمندان اسلامی نیز سابقه داشته و الفاظ زشت و ناپسندی را به دانشمندان شیعه نسبت داده است. مثلا در موارد عديده اي از كتاب ايقان ايشان را «همج رعاع» ـ حشراتي كه به گرد سر حيوانات در گردشند ـ و «خراطين ارض» ـ كرم هاي زير زميني ـ می‌خواند. (از جمله ص 67 و 191) شيخ محمد باقر اصفهاني را كه از علماي بزرگ عهد قاجار به شمار می‌آيد، «ذئب» (گرگ) و مير محمد حسين امام جمعه اصفهان را «رقشا» (مار خوش خط و خال) خوانده است (قرن بديع، ج 2، ص 305).
او حتی پا را فرا تر این نیز گذاشته و شیعیان را مشرک خوانده است. ص 140 مائده ج 4 و نيز رحيق مختوم ص 595 آمده است: «لعمرالله حزب شيعه از مشركين از قلم اعلي در صحيفه حمرا مذكور و مسطور.»
این رویه در اخلاف ایشان نیز ادامه داشته و همواره مقدسات اسلامی مورد توهین و تعرض قرار گرفته است. اما آن چه که بسیار قابل توجه است و بهائیت را با این شاخص می‌توان شناخت، داوطلبی همیشگی اینان برای شرکت در چنین اموری است. گویا مأموریت تاریخی این گروه برای شکستن خطوط قرمز مسلمانان و عادی جلوه گر کردن توهین به مقدسات ایشان تمامی ندارد.

Sobhan
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 21 اردیبهشت 1389, 7:17 pm

پستتوسط Sobhan » دو شنبه 1 خرداد 1391, 12:43 pm


با تشکّر از پژوهش،‌ روشنفکر و هدی عزیز؛


گویا جناب کاویان میلانی، از طرح موضعشان در مورد خواننده‌ی هتّاک به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام در بهایی‌پژوهی برآشفته‌اند!


ایشان امروز متن موجود در این تاپیک را در فیس‌بوک آورده و ساعتی بعد در یادداشتی که در این زمینه نگاشتند، بهایی‌پژوهی را مورد لطف و عنایت خویش قرار داده، آن را بزدل و بی‌جربزه خوانده و نوشتند:


«ب.پ»: اگر شما هم سایت حمایت از شاهین نجفی را راه بیندازید من از کمپین شما حمایت می کنم!! ولی شما شهامت دفاع از حق سخن گفتن دیگران را ندارید. یعنی بزدل و بی جریزه هستید. من از حق حضور شما مخالفان دین بهائی دفاع می کنم ولی شما برای شخصی که ندیده اید و موسیقی که نشنیده اید حکم اعدام صادر می کنید. توهینهای شما به بهاالله به دفعات موهنتر است ولی بهائیان انسان هستند و این فرقیست بزرگ.


تصویر ذیل:

(نکته جالب در این تصویر، افتخار اوّلین تأیید آن، توسط جناب عرفان ثابتی است، که برای همیشه در تاریخ ثبت گردید!!)

تصویر


قضاوت و داوری در این باره را به کاربران و همراهان بهایی‌پژوهی واگذار می‌کنیم:


این که آیا بزرگترین مرجع بحث علمی و گفتگوی اندیشگی دو طرفه و آزاد در زمینه‌ی آیین بهایی، که در سالیان برپایی خود پذیرای خیل عظیم بازدیدکنندگان و مباحثات جذّاب و بدون سانسور علمی بوده و در آینده نیز إن‌شاءالله خواهد بود، بزدل و بی جربزه است یا گروهی که شبانه روز، فریاد تحرّی حقیقت می‌زند و حتّی یک سایت گفتگوی آزاد دو طرفه - با وجود صدها سایت تبلیغی یک سویه - در این فضای پهناور مجازی ندارند!؟


آیا شهامت دفاع از حق سخن گفتن دیگران را بهایی‌پژوهی دارد و با احترام به این حق، فضایی آرام و علمی برای طرح تمامی موضوعات مرتبط به آیین بهایی را فراهم آورده و یا آنان که با وجود وجوب تحرّی حقیقت بر تمامی هم کیشانشان، ایشان را نه تنها از مشارکت در مباحث علمی با دیگران که از مطالعه‌ی مکتوبات آن‌ها نیز منع می‌کنند!؟



ضمناً جناب کاویان!

موجب مزید امتنان است اگر در مورد این جمله‌ی حکیمانه: «من از حق حضور شما مخالفان دین بهائی دفاع می کنم» نیز توضیح بفرمایید که این دفاع جانانه در کدامین عرصه است؟!

آیا شما حقّ حیات را برای مخالفان دین (!) بهائی محفوظ می‌دانید و یا تشکیلات بیت العدل بهاییان به تازگی جرأت و جسارت یافته و فضای گفتگوی حضوری یا مجازی دو طرفه با غیر بهاییان را تدارک دیده است و یا حضرتعالی اخیراُ به این مهم اقدام فرموده‌اید؟!


امّا در ارتباط با توهین‌ها، همان‌طور که در اوّلین پست این تاپیک وعده دادم، به بررسی و واکاوی تاریخ امر بدیع (!)‌ خواهیم پرداخت و برای همگان ادب و نزاکت، هم‌چنین سعه‌ی صدر و متانت پیامبر (!) و رهبران جامعه بهایی را بر اساس نصوص امری نمایان خواهیم ساخت!

روشنفکر
پست: 33
تاریخ عضویت: یک شنبه 23 بهمن 1390, 8:45 am

پستتوسط روشنفکر » سه شنبه 2 خرداد 1391, 5:45 pm

كمپين جهاني اعتراض و جلوگيري از اهانت به مقدسات

گرايش روزافزون آحاد جامعه بشري – به ويژه در جهان غرب- به سوي معنويت و اقبال

مردم جهان به دين و تعاليم الهي، مدت هاست خشم محافل لائيك و ضد دين را

برانگيخته و اقدامات وسيعي شامل اعمال خشونت عليه معتقدان به اديان الهي به ويژه

مسلمانان را توسط آنان به اجرا گذاشته است. اين فرايندها در سالهاي اخير از طريق

رسانه هاي موهن تشديد شده و از طريق ابزارهاي هنري با دستمايه اهانت به پيامبران

و پيشوايان مذهبي و مقدسات ديني سازماندهي شده و مي شود.

اكنون با توجه به اصول انساني ادب و احترام به عقايد ديگران و مواد اعلاميه جهاني

حقوق بشر و مذموم بودن اهانت به مقدسات ديني، اين حركت هاي به دور از منطق و

برنامه ريزي شده براي ايجاد خشونت و تنفر و جنگ و نزاع و خونريزي انسان ها را محكوم

نموده و از همه مجامع و سازمان هاي بين المللي تقاضا داريم به انحاء گوناگون با اين

حركت هاي مشكوك و معاند، مقابله نمايند.

بار ديگر از همه اشكال اهانت به مقدسات و پيشوايان ديني ابراز انزجار نموده براي مقابله

با اين رفتارها از همه فرهيختگان و آزادانديشان طلب كمك و مساعدت داريم.

Sobhan
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 21 اردیبهشت 1389, 7:17 pm

پستتوسط Sobhan » سه شنبه 2 خرداد 1391, 6:50 pm

جناب کاویان میلانی در پاسخ به پست پیشین، افاضات تازه‌ای در موضوع آزادی بیان در بهاییت و موضوع بهایی‌ستیزی در فیس‌بوک داشته‌اند که نظر همراهان بهایی‌پژوهی را به آن جلب می‌کنیم:


سایت ب.پ بدجوری سوخته و حالا به شاهین نجفی گیر دادن. از عزیزان میخوام لینک این سایت را واسه من نفرستن. یکم اینکه در دین بهائی آزادی بیان داریم و در باور بهائی ستیزی آزادی بیان نداریم. دوم اینکه همین الان کلی بچه های حقوق بشری متولد خرداد ماه در زندان هستن...خوبه اگر توان نقد دارن یک بار در نقد قدرت ظالم نظر بدن و از فعالان حقوق بشر دفاع کنند. ولی محاله چون پول تو جیبیشون قطع میشه. یعنی اسقلال حداقلی هم ندارند. سوم اینکه برای العین همه ببینند که فکر بهائی ستیز چی بر سر مردم آورده و نیازی به تبلیغ دین بهائی نیست. عبدالبها نوشته و درست هم نوشته که «معاندین مبلغان امرالله هستند». یعنی مردم از برخورد با رقیب می فهمند شما چه کاره هستید. اهل محبت یا اهل شقاوت و شمشیر؟


تصویر ذیل:

تصویر



در ارتباط با این جملات گوهربار (!) باید نکاتی چند را به استحضار عزیزانمان برسانم:



در ابتدا از سوختگی بدجور (!)‌ بهایی‌پژوهی سخن گفته‌اند که نشان از تجربه‌ی ایشان در این زمینه دارد!!


در ادامه حضرتشان فرموده‌اند: «یکم اینکه در دین بهائی آزادی بیان داریم و در باور بهائی ستیزی آزادی بیان نداریم.»


اوّل دروغ بسیار بزرگ جناب کاویان در همین جمله‌ی آغازین است؛ دو سال است که بهایی‌پژوهی از امکان حضور در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران محروم است! متأسفانه مسؤولین برگزاری نمایشگاه هیچ پاسخی در مورد عدم اجازه حضور سایت بهایی‌پژوهی و انتشارات آن نمی‌دهند!


امّا نکته‌ی جالب در این میان این است که دوستان بهایی، اوّلین سال محرومیّت بهایی‌پژوهی، کمپین تبلیغاتی با نام «مقابله با انتشارات بهایی‌ستیزی» در فیس‌بوک به راه انداختند و از لزوم برخورد با غیر بهاییان و مکتوبات غیر همسو با ایشان سخن گفتند که خبر آن را سال قبل در سایت بهایی‌پژوهی شاهد بودیم!




لینک این صفحه را مجدّداً در این‌جا قرار می‌دهم:

https://www.facebook.com/pages/%D9%85%D ... 1608839978


در این صفحه از عدم حضور صدای مخالف، اظهار شادمانی کردند و در تأیید این موضوع نوشتند:


نمونه‌ی یکی از اظهارنظرهای ایشان در این صفحه:




Donald Francis Addison said:

I am glad to support the absence of anti-Baha'i publisher in Tehran International Book Fair. If they won't allow authentic accurate Baha'i literature, why do they allow literature written against the Baha'i Faith?1




این است آزادی بیان در دین (!) بهایی، که جناب کاویان به آن بالیده‌اند!!



از سوی دیگر، همان‌طور که پیش‌تر متذکّر شدیم؛ حضرات، یک سایت گفتگوی دو طرفه و آزاد به جهانیان معرّفی کنند!

آیا تشکیلات بهایی و بیت العدل بهاییان با این عرض و طول، توان اداره‌ی حتّی یک وب‌سایت دو سویه و تعاملی را ندارد!

پاسخ‌گویی به مسلمانان و شیعیان و یا غیر بهاییان پیشکش، حضرات پاسخ دوستان بهایی ارتدکس خود را بدهند؛ البتّه نباید از حق و انصاف عدول کرد، بیت العدل پاسخ دندان‌شکنی به بهاییان ارتدکس و مابقی ناقضین عهد داده است و آن این که هر بهایی که با ایشان همراهی کند، ارتباط داشته باشد و هم‌‌سخن شود، از جامعه بهاییان طرد می‌گردد!!



این است آزادی بیان در دیانت (!) بهایی و پیروی از تعلیم تحرّی حقیقت!!



در ارتباط با موضوع برخورد حکومت ایران با بهاییان، یادآوری این نکته به جناب کاویان و دیگر بهاییان مدّعی در این زمینه لازم است که در آیین بهایی تعلیمی به نام «وحدت عالم انسانی» موجود است.

بر فرض که ظلمی بر شما رفته است؛ باید این فرمایش جناب بهاءالله را آویزه‌ی گوش دارید که: «لاتعتدوا علي من اعتدي عليكم»؛ نیز به یاد داشته باشید که سرکار آقا مرقوم فرمودند: «باز بایران نوشتم که تا دولت و ملّت مانند شهد و شیر آمیخته نگردد نجاح و فلاح محال است. ایران ویران شود و عاقبت امر به مداخله دول متجاوره گردد.» مائده آسمانی جلد پنجم ص ۴۶؛ به نقل از: نهضت مشروطیت و دیانت بهایی؛ نگارش: کاویان صادق زاده میلانی!

احبّا هماره باید با دولت و حکومت سرزمین خود چون شهد و شکر و شیر و شکر باشند!




در خصوص پول تو جیبی بهایی‌پژوهی و عدم استقلال آن هم تصوّر می‌کنم، ماجرای عدم اجازه حضور بهایی‌پژوهی در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در دو سال اخیر پاسخ محکمی باشد که العاقل یکفیه بالاشارة!



در پایان نیز هم‌چنان تعجّب و تحیّر باقی است که با علم به این فرموده‌ی جناب عبدالبهاء که به قول جناب کاویان، نوشته و درست هم نوشته که «معاندین مبلغان امرالله هستند» و توضیح حضرتشان که: یعنی مردم از برخورد با رقیب می فهمند شما چه کاره هستید. اهل محبت یا اهل شقاوت و شمشیر؟ :

چرا برای تعطیلی بهایی‌پژوهی و امثال آن لحظه‌شماری می‌کنید؟!

چرا برای عدم حضور آن در نمایشگاه کتاب پایکوبی می‌کنید؟!

چرا هم‌چنان هم‌کیشان خود را از مشارکت در مباحث علمی با دیگران و حتّی از مطالعه‌ی مکتوبات آن‌ها نیز منع می‌کنید؟!

چرا هر کس با ناقضین عهد در ارتباط باشد و یا با ایشان هم‌سخن شود را از جامعه‌ی بهایی طرد می‌کنید؟!

و بسیاری چراهای بی‌پاسخ دیگر!!


hoda
فعّال
پست: 162
تاریخ عضویت: یک شنبه 20 اردیبهشت 1388, 9:42 am

پستتوسط hoda » سه شنبه 2 خرداد 1391, 7:56 pm

1) به عنوان یک ناظر مسلمان، همواره تصور می‌کردم که افرادی نظیر عرفان ثابتی و کاویان صادق زاده میلانی، لا اقل در ظاهر، به برخی اصول اخلاقی پایبند باشند. این واقعا حیرت آور است که بهائیان از یک سو، امامان شیعه را جانشینان اصلی پیامبر اسلام بدانند و از سوی دیگر، از اهانت و توهین به آن بزرگواران اعلام حمایت کنند. این اعلام حمایت، نشان دهنده‌ی دروغ بودن ادعای نخست، یعنی پایبندی به اصول اخلاقی و احترام گذاشتن به مقدسات شیعیان است.
2) در مورد آزادی بیان فرمایش جناب میلانی مادر فرزند مرده را نیز به خنده وادار می‌کند. ایشان در شرایطی بهائی پژوهی را متهم به مخالفت با آزادی بیان می‌کند که این سایت، تنها سایت فارسی زبان دنیا است که فضای گفت و گوی دو طرفه را برای مسلمانان و بهائیان فراهم کرده و از ابتدای تأسیس اش تا کنون، بهائیان زیادی در آن، با نوشتن کامنت های مختلف، به ابراز عقیده پرداخته اند. فضایی که البته، جناب میلانی شهامت و جربزه حضور در آن را نیافته اند.
3) راستی حالا که صحبت از دفاع از مظلوم و زندانیان شد، بد نیست به آقای میلانی یادآوری کنیم که همین الان، هزاران نفر از مردم فلسطین و لبنان، در زندان های رژیم اسرائیل در اسارت به سر می برند و تا همین چند روز پیش، در اعتراض به وضعیت بد زندان ها و رفتارهای غیر انسانی رژیم اسرائیل در اعتصاب غذا بودند. میلیون ها فلسطینی شصت و پنج سال است که آواره ی اردوگاه های مختلف در کشورهای همسایه اند و صدای امثال آقای میلانی در حمایت از مظلوم و محکوم کردن ظلم اسرائیل در نمی آید. راستی چرا چنین است؟
شاید اگر ایشان بخواهند در مورد اسرائیل صحبتی کنند، پول تو جیبی ایشان که هیچ، پول تو جیبی تمام تشکیلات بهائیت قطع شود. بسیار مضحک و خنده آور است که مواجب بگیران دولت اسرائیل، تعدادی دانشجوی جوان را به دریافت پول تو جیبی متهم می کنند. راستی بد نیست که جناب ایشان نیز محل درآمد خود را اعلام کنند تا معلوم شود که چگونه فرصت دارند، چنین حجم وقت گذاری برای تبلیغ بهائیت فی سبیل الله انجام دهند.
4) در مورد نظر ایشان در مورد جواز آزادی بیان در دیانت بهائی نیز متذکر می‌شوم تشکیلات بهائیت نه تنها برای پیروان خود آزادی بیان قائل نیست، بلکه آنان را از حقوق اولیه ای مانند حق انتخاب محل زندگی نیز محروم کرده است. تعداد قابل توجهی از کسانی که مجازات طرد روحانی را شامل خود دیده اند، به آن علت بوده که بدون اجازه جناب شوقی افندی، یعنی ولی امرالله و آخرین رهبر آسمانی! دیانت بهائی محل زندگی خود را تغییر داده اند. به این دو نمونه از منابع بهائی توجه کنید:
«در خصوص روحي غني كه از مشهد بدون اطلاع محفل مسافرت به آمريكا نموده فرمودند بنويس اين شخص نيز نظر به مخالفت و انحرافش از جامعه منفصل، زيرا در انگلستان با پسر دهقان مرتبط و متفقاً به امريك مسافرت نموده‌اند.»
توقیعات مبارکه (سنه‌ی 102-109)/78

«در موضوع صادق فرزند آقا محمد جواد آشچي فرمودند بنويس اين شخصِ بداخلاق و پست‌فطرت اخيراً مخالف دستور اين عبد مسافرت به فلسطين نموده و وارد ارض اقدس گشته، تلغرافي راجع به طرد و اخراج او از جامعه به آن محفل مخابره گرديد. به والدش صريحاً اظهار و انذار نمايند مخابره با او به هيچ وجه من الوجوه جائز نه. تمرد و مخالفت نتايجش وخيم است.»
توقيعات مباركه (سنه‌ی 102-109)/41

به نظر می رسد جناب ایشان بهتر است ابتدا توجیهی برای این آزادی های بی نظیر در دیانت بهائی پیدا کنند و بعد خود را طرفدار آزادی بیان جا بزنند و منتقدان را مخالف آزادی بیان معرفی کنند!

roozbeh
پست: 49
تاریخ عضویت: جمعه 10 شهریور 1385, 6:32 pm

پستتوسط roozbeh » چهار شنبه 10 خرداد 1391, 10:00 am

سلام بر همه‌ی دوستان؛

حدود دو سه هفته‌ای از اهانت خواننده‌ی هتّاک به حریم مقدّس امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف و حضرت امام هادی علیه السّلام می‌گذرد؛ در این مدّت تحلیل‌های مختلف سایت‌های خبری و تحلیلی و هم‌چنین سایت‌های مذهبی در این مورد و برخی مصاحبه‌های شخصیّت‌های مختلف را مطالعه کرده‌ام.

نکته‌ی قابل تأمّلی که در اکثر این تحلیل‌ها و نتایج منتج از آن‌ها از سوی نویسندگان و شخصیّت‌های مختلف مطرح شده است، دست پیدا و پنهان بهاییت در این پروژه است!

باید توجّه داشت که بهاییت و مبلغان بهایی با ژستی روشنفکرانه، این حملات بی‌شرمانه به مقدّسات و شعائر شیعه را نقد دینی می‌خوانند!! بی‌دلیل نیست که در بحبوحه‌ی این جریان، یادداشت جناب عرفان ثابتی با عنوان «نقد دین، پنی‌سیلین توده‌هاست»!! در سایت بنگاه سخن‌‌پراکنی بریتانیا (BBC) با آن سوابق درخشان (!!) نصب می‌گردد و در آن می‌نویسد:

«دین نظامی به هم پیوسته از معانی، اسطوره ها، شعائر، نمادها، ارزش ها و انتظارات اجتماعی روزمره است که به زندگی گروهی از مردم معنا می بخشد و حس تعلق به یک گروه مرجع را در آنها برمی انگیزد. در ایران کنونی دین چنان پیوند نزدیکی با فرهنگ، اخلاق و سیاست دارد که یگانه راه برون-رفت از مغاک هولناکِ فعلی و درمان پیکر رنجور این جامعه نقد دین و خوانش های دینی هژمونیک آن است.»

نمی‌دانم این چه سرّی است که در تمامی و یا اکثر ماجراهای مشابه در توهین به ائمه‌ی معصومین علیهم السّلام، جای پای بهاییت را می‌توان دید؟! نکته‌ی جالب‌تر آن که، حافظه‌ی تاریخی شیعه نیز در دو قرن اخیر بر این امر صحّه می‌گذارد؛ خصوصاً زمانی که موضوع مهدویّت و بحث امام زمان علیه السّلام در میان است، نقش بهاییان بیشتر جلوه‌ می‌کند!!

yaser
پست: 28
تاریخ عضویت: شنبه 23 اردیبهشت 1391, 8:53 pm

پستتوسط yaser » چهار شنبه 17 خرداد 1391, 8:05 am

واقعا جای تعجب دارد از کسانی که هر روز و هر ساعت در سایت ها و شبکه ها و رسانه های خود اخبار حرمت شکنی و توهین به مقدسات خود را می گذارند و هر آن اخبار مربوط به سرکوب دگر اندیشان بهایی را پوشش می دهند ولی حال که کسی پیدا شده و این چنین گستاخانه به تمام مقدسات و ارزش های شیعیان توهین کرده آن را نقد دینی می خوانند و چنین حرکت هایی را راه رهایی جامعه از بن بست تحجر و عقب ماندگی می دانند . اگر کسی پیدا شود و گوشه ای از این اهانت ها را به بهاییت و مقدسات بهاییان کند کاملا قابل پیش بینی است که جامعه بهایی چه عکس العملی از خود نشان خواهد داد . مثل همیشه داد مظلومیت سرخواهد داد و شب و روز در تمام سایت ها و رسانه های خود به محکوم کردن این اهانت ها خواهد پرداخت . ولی جالب است که وقتی چنین اتفاقی نسبت به مقدسات شیعیان رخ داده مبلغان بهایی در کمال خونسردی بحث نقد دین را به میان می کشند و آن را حرکتی روشن فکرانه و ساختار شکنانه می پندارند .
اصلا نیاز به بحث و اثبات نیست . قبح حرف هایی که این خواننده ی هتاک در مورد ارزش های شیعه زده به راحتی قابل درک است . این ها حرف هایی نیست که فقط شیعیان بابت آن ناراحت و جگر سوز شوند . چه کسی است که اگر این توهین ها را به عزیز او بکنند خونسرد بنشیند و آنها را نقد علمی و روشنفکرانه تلقی کند ؟ هر کسی می تواند قبح این عمل را دریابد . ولی در موضوعی به این روشنی می بینیم که از هر طرف به حمایت ازشاهین نجفی روی می آورند به جای محکوم کردن عمل او علیه تشیع تبلیغ می کنند که اینها تحمل شنیدن نقد و سخن مخالف را ندارند و قتل دگر اندیشان را واجب می دانند . این جاست که معلوم می شود این آهنگ صرفا توهین های یک خواننده بی حیا نبوده است . بلکه دست هایی پشت پرده به صورت هدفمند و برنامه ریزی شده نقشه انجام این عمل پلید را طراحی کرده اند و به مرحله اجرا درآورده اند . کسانی که بر این باورند که این عمل شاهین نجفی یک عمل روشنفکرانه است بهتر است نحوه برخورد رسانه های دست نشانده غرب و مخصوصا بهاییت را با این قضیه به خوبی مشاهده کنند . چرا نباید با شاهین نجفی که عامل این کار است در رسانه ها برخوردی انجام گیرد و همه این کار را به حساب نقد دین بگزارند و آن را هنجار شکنانه تلقی کنند ولی وقتی شیعیان واکنش نشان دادند و چند تن از علما فتوای قتل شاهین نجفی را صادر کردند همه دست به کار شوند و علیه شیعیان تبلیغ به راه بیاندازند که ببینید اینها فقط قتل و آدم کشی بلدند و به قتل مخالفان فتوا می دهند و تحمل شنیدن سخن دگر اندیشان را ندارند . جالب تر از همه آنکه مبلغان بزرگ بهایی که این همه دم از احترام و حقوق بشر می زنند چنین آب در آسیاب دشمن می ریزند و این چنین تنور دشمنان اهل بیت را گرم نگه می دارند .

Sobhan
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 21 اردیبهشت 1389, 7:17 pm

پستتوسط Sobhan » دو شنبه 5 تیر 1391, 7:31 am

با عرض سلام خدمت همه‌ی عزیزان و همراهان بهایی‌پژوهی و تبریک اعیاد شعبانیّه، میلاد مسعود حضرت امام حسین، حضرت ابوالفضل العبّاس و حضرت امام سجّاد علیهم السّلام؛


متأسفانه به دلیل مشغله‌ی زیاد کاری، مدّتی از تکمیل بحث تاپیک باز ماندم؛ قصد دارم إن‌شاءالله با یاری دوستان و مشارکت همه عزیزان در بحث، مجدّداً موضوع مهم این تاپیک را پی بگیرم.


از هدی، روزبه و یاسر عزیز هم برای پست‌های بسیار زییایشان سپاس‌گزارم.


همان‌طور که شما عزیزان اشاره فرمودید؛ اقدامات این گونه‌ی تشکیلات بهاییّت در توهین به مقدّسات مسلمانان و به‌ویژه شیعیان، سابقه‌ای به میزان عمر این دیانت (!) نو پدید دارد!


چرا راه دور برویم؟! همراهان قدیمی بهایی‌پژوهی خوب به خاطر دارند که حدود یک سال پس از تأسیس این وب‌سایت مرجع علمی و تعاملی، تشکیلات بهایی که در بحث علمی و منطقی به‌صورت جدّی کم آورده بود و برای پرسش عدم وجود حتّی یک سایت دو طرفه بهایی، پاسخی نداشت و ادّعای تعلیم تحرّی حقیقتش زیر سوأل رفته بود؛ اقدام به راه‌اندازی یک وب‌سایت تالار گفتگو با نام «ساغر» کرد؛ هر چند این وب‌سایت به ظاهر تعاملی هم عمر کوتاهی داشت و پس از مدّت کوتاهی برای جلوگیری از افتضاحات نو به نو کرکره‌ی دکّان مباحثه را پایین کشید و جمع‌آوری شد تا ادّعای آزادی بیان در بهاییّت را با صدای بلند فریاد کند؛ لکن در روزهایی که نفس‌های آخر را می‌کشید در اقدامی شنیع، در فحش‌نامه‌ا‌ی تحت عنوان «عقلانیت چگونه شکل گرفت» که نگارنده‌ی آن را «وخشور ایران» معرّفی کرده بود، توهین‌های غیر قابل نقلی را به ائمه‌ی شیعه صلوات الله علیهم اجمعین روا داشت و در ادامه‌ی هتّاکی‌های خود، انتسابات موهنی را نسبت به قرآن کریم اظهار داشت که مشابه چنین توهین‌هایی را حتّی در کتاب موهن آیات شیطانی نیز نمی‌توان سراغ گرفت!!

هتّاکی‌‌ها و توهین‌های زشت این رسانه‌ی تشکیلاتی بهائیّت در شرایطی صورت می‌گرفت که رهبران بهایی همواره در عوام فریبی‌های خود که بر پایه‌ی عدم تعصّب است، مدّعی احترام به اعتقادات و ادیان دیگر، به‌ویژه دین اسلام هستند و تلاش دارند تا از فرقه‌ی خود، چهره‌ای متساهل به نمایش گذارند؛ مشروح ماجرای این هتّاکی و خبرهای مربوط به آن را هم اکنون نیز می‌توانید با جستجوی مختصری در اینترنت در سایت‌های خبری و ... بیابید!!

Sobhan
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 21 اردیبهشت 1389, 7:17 pm

پستتوسط Sobhan » دو شنبه 5 تیر 1391, 10:06 am

ده روز تا نیمه‌ی شعبان، میلاد مسعود امام زمان، حضرت مهدی، عجّل الله تعالی فرجه الشریف باقی مانده است؛ پیشاپیش این روز و ایّام فرخنده را خدمت همه‌ی اعضای خانواده‌ی بهایی‌پژوهی و تمامی دلدادگان حضرتش تبریک و تهنیت عرض می‌کنم.


در بررسی و تحلیل تاریخ این امر بدیع (!) و اهانت‌ها و هتک حرمت‌هایی که از شیعیان و علمای شیعه، توسط رهبران بهایی و پیروان این آیین نوپدید به تبعیّت از ایشان شده است و جسارت‌هایی که به مقدّسات و مقام رفیع ائمه‌ی شیعه صلوات الله علیهم اجمعین روا داشته‌اند، به این نکته‌ی اساسی و کلیدی پی خواهیم برد که محور این اقدامات و رفتار شنیع، هجمه به اعتقاد شیعیان به وجود مقدّس امام زمان علیه السّلام است. بحث قائمیّت و مهدویّت اساس حملات بهاییّت به شیعه است که مصادیق بارزی از آن را در ادامه بحث این تاپیک بررسی خواهیم کرد و این اصل را بار دیگر بر اساس نصوص امری و بهایی و قرائن موجود اثبات خواهیم نمود.


این که روزبه عزیز فرمودند:

این چه سرّی است که در تمامی و یا اکثر ماجراهای مشابه در توهین به ائمه‌ی معصومین علیهم السّلام، جای پای بهاییت را می‌توان دید؟! نکته‌ی جالب‌تر آن که، حافظه‌ی تاریخی شیعه نیز در دو قرن اخیر بر این امر صحّه می‌گذارد؛ خصوصاً زمانی که موضوع مهدویّت و بحث امام زمان علیه السّلام در میان است، نقش بهاییان بیشتر جلوه‌ می‌کند!!


کاملاً صحیح و دقیق است؛ آری! حافظه‌ی تاریخی شیعه در حدود دو قرن اخیر بر این امر صحّه می‌گذارد که موضوع مهدویّت و بحث امام زمان علیه السّلام و وجود مقدّس و نازنین حجّت بن الحسن روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء، مرکز حملات رهبران و مبلّغین بهایی بوده و هست؛ لذا در اغلب مواردی که به این مبنا و اساس اعتقادی شیعه هجمه‌ای صورت گرفته و می‌گیرد، در پشت یا روی صحنه، اثری از تشکیلات بهاییّت می‌توان یافت.


اگر در موضوع خواننده‌ی هتّاک، به این شکل حمایت و جانبداری تمام عیار بهاییّت و مبلّغین بهایی را شاهدیم و فردی مانند کاویان میلانی، تشویق و ترغیب به راه‌اندازی کمپین حمایت از این خواننده‌ی نگون‌بخت می‌‌کند و این‌گونه از این اقدام شنیع، سرمست می‌گردد؛ سرّش در این است که به غیر از اهانت به محضر مقدّس امام هادی علیه السّلام، آن‌چه در متن این ترانه‌ی سخیف آمده است و بر آن با تکرار اصرار می‌گردد –همان‌که بر اساس اخبار غیبی جناب کاویان، ما آن را نشنیده‌ایم و از آن بی‌خبریم- توهین به وجود مقدّس امام زمان علیه السّلام و نفی اعتقاد راستین شیعیان به زنده و ناظر و در پس پرده‌‌ی غیبت بودن آن حضرت و لزوم انتظار برای ظهور موفور السرور ایشان است.



اگر شاهدیم که درست ساعنی بعد از آن‌که جناب میلانی، پست کذاییشان در مورد سایت بهایی‌پژوهی و این تاپیک (آخرین پست ایشان در این زمینه که پیش‌تر بررسی شد) را بر صفحه‌ی فیس‌بوکشان می‌نویسند؛ فیلشان یاد هندوستان می‌کند و متن مقاله‌ای قدیمی و پاسخ داده شده (مربوط به بیش از دو سال پیش) با عنوان «نگاهی تاریخی به مسالۀ قائم در شیعۀ دوازده امامی» را در صفحه‌ی فیس‌بوک خود نصب می‌کنند، بی‌دلیل نیست و نشان از همان دشمنی و عداوت با وجود مقدّس امام زمان علیه السّلام دارد.


تصاویر ذیل:


تصویر



تصویر



پس از این مقدمه‌ی کوتاه، در ادامه، مصادیق بارزی از حملات بهاییّت به شیعه و شیعیان، که محور آن، اعتقاد ایشان به مسأله‌ی قائمیّت و مهدویّت است را بر اساس نصوص امری و بهایی پی می‌گیریم؛ تا ضمن اثبات این مسأله، رویکرد خاصّ بهاییّت در مواجهه با شیعه که همواره حمله و هجمه به مبانی اعتقادی شیعیان است را ثابت کرده و نشان دهیم که پایه‌گذار این رویه‌ی شوم، شخص بهاءالله به عنوان اوّل شخصیّت در دنیای بهایی است و با اثبات این موضوع، بار دیگر بی‌پایه بودن ادّعای دروغین بهاییّت در احترام به اعتقاد ادیان دیگر را نمایان سازیم و بغض و کینه ایشان را نسبت به ائمه‌ی معصومین علیهم السّلام و به‌ویژه وجود مقدّس امام زمان شیعه عجّل الله تعالی فرجه الشریف، بیش از پیش آشکار نماییم.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » جمعه 23 تیر 1391, 2:17 pm

در برخورد با اهانت به مقدسات افراد دیگری نیز به جمع تقبیح کنندگان این حرکت زشت پرداختند.

دکتر عبدالکریم سروش، در یادداشتی در مذمت اهانت به مقدسات و با تفکیک نقد و اهانت خاطرنشان می کند:

"آزادی ، جراحی پلاستیک نیست که زشتی ها را زیبا کند. آزادی چون نور است که زشتی ها و زیبایی ها را آنچنان که هستند می نمایاند.

تمسخر کردن و نام بزرگان را بزشتی بردن ، رذیلت است ولو آزادانه انجام شود.

اهانت ناروا است ولو نام نیکوی نقد بر آن نهاده شود....زخم زبان زدن و دل مؤمنان را آزردن از خرد سیاسی به

دور است و راهی‌ بدهی نمی‌برد.

اگر قصد روشنگری و خرافه زدایی و دین پیرأیی دارید ،بسم الله. راهش نقد علمی‌ و تحلیل محققانه و همدلانه است و فتح باب

دیالوگ و قبول شرافتمندانه رقیب ، نه طعن و تخفیف و تمسخر."



"... نقد منکرانه دین نیز در دوران جدید ، حدیث کهنه یی است و دست کم قدمت چند صد ساله دارد . پیش از آنکه مارکس

نقد دین را در صدر همه نقد‌ها قرار دهد ، ولتر‌ها و دیدرو‌ها پیکر دین را به تیر‌های طعن و طنز خسته بودند. با این همه دین

جان سختی کرد و چراغ کلیسا‌ها روشن ماند و همین که پیکر نیم جانش، بر خلاف انتظار سکولار‌ها ،در دوران پسامدرن

جان دوباره گرفت و ابراز هویت نمود و خرق عادت‌ها کرد و انقلاب‌ها آفرید، خرد ورزانی چون هابرماس سکولار بر آن شدند

تا از جامعه پسا سکولار سخن بگویند و " دیالوگ " میان مؤمنان و مخالفان را پیشنهاد و توصیه کنند.

رفتار پاره یی از منکران غربت گزیده ایرانی‌، اما، نشان میدهد که نه تنها دماغ دیالوگ ندارند و شیوه نقد راستین را نیاموخته اند ،

بلکه در بی‌ خبری و عقب ماندگی از قافله تاریخ وعقلانیت ، فقط زبان طعن و تمسخر‌شان با ز و دراز است و به جای آنکه از در

دوستی وآشتی درآیندو دل اهل ایمان را به دست آورند و همدلانه ، کجی‌های اندیشه آنان را به غربال نقد و منطق بپالایند و

به دیالوگی متقارن روی خوش نشان دهند و خودرا آماده شنیدن نقد و نظر کنند ، به شنعت زدن و خبث گفتن رو می‌‌آورند و از

لذت موهوم آن بشاشت می‌‌اندوزند.

نقد علمی‌ البته صورت و سیرت دیگر دارد. و کورچشمی بسیار می‌خواهد که آدمی‌ تفاوت میان نقد موقر و طعن موذی را در نیابد...

هیوم وکانت و هگل و مارکس وفویرباخ هم ناقدان محترم دین بودند و دینداران الی الابد وامدار موشکافی های اندیشه گرانه آنانند.

هیوم وقوع معجزات را نقد کرد ،کانت دعا کردن را بی‌معنا میدانست،هگل خدایی تاریخی وحلولی را می پرستید،فویرباخ ومارکس

هم دین راافیون روان یا افیون توده ها میدانستند. کسانی هم بودندوهستند که فرا تر از مصلحان می روند و نه به اصلاح دین بل

به امحاء آن می‌اندیشند ومی کوشند.اینان هم مادام که به نقد عقلانی پایبند باشند سعیشان مشکور است و جهدشان مأجور .

روی سخن با کسانیست که جرعه صحبت را به حرمت نمی نوشند و شرط ادب را در محضر خرد نگه نمی دارند و دین ورزان را به

تازیانه تحقیر می رانند و دامن بزرگان دین را به لکه اهانت می آلایند.

روی سخن با دین ستیزانی است که بنام نقد اهانت ونفرت می پراکنند ورقم مغلطه بر دفتر دانش میکشند وسر حق بر ورق شعبده

ملحق میکنندو نفس کافری را عین روشنفکری و ترقی می انگارند وچهره ای کریه از آزادی می نگارند وپلیدی ها و زشتی ها را به بهانه

حق و آزادی مجاز و مطاع می شمارند و "نه آن در سر دارند که سر به کسی فرود آرند."

مغالطه مهلکی که ذهن و ضمیر این طاعنان را تسخیر کرده این است که هرچه "آزاد است رواست." به قوت باید گفت که این سخن

سخت نارواست.

آدمیان برای طمع ورزیدن و حسد ورزیدن ، بخل ورزیدن، غیبت کردن، مسخره کردن، پرخوردن، پر گفتن، آدرس غلط به جویندگان دادن

و هنگام بیماری نزد طبیب نرفتن و... آزاداند، یعنی هیچ قانونی آنان را منع و مجازات نمی کند. اما در عین آزاد بودن ، پاره ای از آن

خصال و افعال از اقبح قبائح اند و بهیچ حیله و بهانه یی پلیدی شان پاک و پیراسته نمی شود.

آزادی ، جراحی پلاستیک نیست که زشتی ها را زیبا کند. آزادی چون نور است که زشتی ها و زیبایی ها را آنچنان که هستند

می نمایاند. تمسخر کردن و نام بزرگان را بزشتی بردن ، رذیلت است ولو آزادانه انجام شود. اهانت ناروا است ولو نام نیکوی نقد

بر آن نهاده شود.خودرا فریب ندهیم. چه کسی می تواند بپذیرد پیامبر اسلام را به صورت خوک نشان دادن یا امامان شیعه را

سید گدا خواندن (در رسانه‌های لوس آنجلسی) ، نقدعلمی یا تحلیل تاریخی یامبارزه سیاسی است؟ درسراسر دوران روشنگری

که نقد دین در صدر کارنامه منکران قرار داشت ، هیچ کس عیسی مسیح را به صورت خوک نکشید و هیچ کس حواریون عیسی را

بی‌ سر و پا نخواند.”یارب به که شاید گفت این نکته که در عالم" دین گریزان غربت گزیده ایرانی‌ گشاده دستانه شیپور آزادی را از

دهانه گشادش می‌‌نوازند و تمرین آزادی را از آزادی پلشتی ها و قرآن سوزی‌ها آغاز کرده اند و نعمت زیستن در اقالیم آزاد را چنین

کفران میکنند؟...

" حیرت اندر حیرت آمد زین قصص "

من نمی‌دانم اگر فردا و پس فردا رعدی بخروشد و برقی بدرخشد و راه بازگشت آوارگان به وطن هموار شود ، این ناسزا گویان

چگونه میتوانند بی‌ خفّت و بی‌ خجلت ، چشم در چشم مردان و زنان و دختران و پسران بی‌ شماری بدوزند که عقدشان را در

محضر قرآن بسته اند و به آیین محمدی بر یکدگر حلال شده اند وباذن خدا ازیکدیگرکام گرفته اند ، فرزندانشان را محمد و فاطمه

نام نهاده اند و الگوی مروّت و شجاعت را در علی‌ دیده اند ؟ نام محمد را بی‌ صلوات بر زبان نمی‌‌آورند و قرآن را بی‌ بوسیدن به

دست نمیگیرند و آب خنک را بی‌ یاد تشنگی حسین نمی‌‌نوشند و غبار تربتش را بر دیدگان میسایند .

چگونه می‌توان در خرمن ایمان و آرامش قومی آتش عداوت زد و در میان‌شان به آرامی زیست؟

پدر کشتی‌ و تخم کین کاشتی پدر کشته را کی‌ بود آشتی‌

با طاعنان دین گریزمی‌گویم : اگر در پی‌ برکندن بیخ اسلامید ، آب در هاون می‌کوبید و جهد بی‌ توفیق می‌کنید. هم خدای

مسلمانان ( به شهادت قرآن ) وعده تثبیت این دین را در زمین داده است،،لیظهره علی الدین کله، و هم ( به شهادت تاریخ )

این شجره طیبه محمدی در فزونی و تناوری بوده است و از آمد و رفت کلاغان ، شاخ و برگش نفرسوده است .به قول جلال

الدین بلخی : "مصطفا را وعده کرد الطاف حق.........او بخفت و بخت و اقبالش نخفت “. در افتادن با تمدنی چنین ستبر و

سترگ نه کاری است خرد. بل

از حریصی عاقبت نادیدن است

بر خود و بر عقل خود خندیدن است "

و به قول خواجه شیراز :

صد باد صبا این جا با سلسله میرقصند این است حریف‌ای دل! تا باد نپیمایی .

و اگر برای تشفی خاطر چنین می‌کنید ، وجدان شرمگین اخلاق نمیپسندد که دل دیگران را خون کنید تا دل خودتان خوش شود.

...زخم زبان زدن و دل مؤمنان را آزردن از خرد سیاسی به دور است و راهی‌ بدهی نمی‌برد.

اگر قصد روشنگری و خرافه زدایی و دین پیرأیی دارید ،بسم الله. راهش نقد علمی‌ و تحلیل محققانه و همدلانه است و فتح باب دیالوگ

و قبول شرافتمندانه رقیب ، نه طعن و تخفیف و تمسخر.

من در عجبم که چرا از اردوگاه" سکولار "ندایی و صدایی بر نمی خیزد وچراازتاریخ مغرب زمین درس نمیگیرندو همزبان با مومنان ،

بر قبیله طاعنان نمی شورند و به نصح ناقدانه ایشان دهان نمی گشایند؟ مگر نهی آنان فقط برعهده دینداران است؟ اینهمه تلویزیون

و اینهمه سایت اینترنتی ، روزان و شبان در کار تولید نفرت و فضیحت اند و جدال کفر ودین را دامن می زنند و عقلای قوم نشسته اند

وتماشا میکنندوزبان ازهدایت بسته اند.سکولارهابه دادسکولاریزم برسید ! این نفرت فروشیهای تندروانه، چهره دین ستیزانه به سکولاریزم

خواهدبخشیدو در فردای موعود کار بدست همه خواهد داد.

آنچه را آوردم هم از سر غیرت مسلمانی بود هم مصلحت سیاسی و هم دغدغه فرهنگی. آیا کمال بی فرهنگی و بی تدبیری

نیست محبوب مسلمانان را آزردن و در میدان مبارزه با استبداد ، آتش اختلاف عقیدتی افروختن؟

باری اگر ، ایرانیان همه یهودی یا مسیحی یا.... هم بودند، بی کم وبیش با طاعنان در یهودیت و مسیحیت و... همینگونه خطاب

می کردم و آنان را به نقد مشفقانه و ترک طعن دشمنانه فرا می خواندم و مروت و مدارا و ادب و حرمت نگهداشتن را که ارزشهای

فرادینی اند، در گوششان فرو میخواندم که .

بی‌ادب تنها نه خودرا داشت بد بلکه آتش در همه آفاق زد..."

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » پنج شنبه 19 مرداد 1391, 6:53 pm

ضمن عرض تسلیت شهادت حضرت مولی الموحدین علی علیه السلام در این شب جمعه و شب بیست و یکم ماه رمضان از لیالی قدر به محضر حضرت ولی عصر ارواحنافداه و همه ارادتمندان ساحت قدسی علوی ،یک تحلیل را از یکی از سایت ها در مورد این اهانت به ساحت مقدس امام هادی سلام الله علیه نقل می کنم.این ارائه به معنای پذیرش همه مطالب از سوی اینجانب نیست و معتقدم عوامل دیگری هم دخیل بوده است و خود محققان قضاوت خواهند نمود.

__________________________________________

تحلیلی ازپروژه"اهانت به امام هادی"


حسین مروتی شریف آبادی

منبع:http://alef.ir/vdccspqse2bqpm8.ala2.html?155716


اوایل سال گذشته بود که در شبکه ی اجتماعی فیس بوک صفحه ای به نام "کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان" ایجاد شد. نام و اثری از ایجادکنندگان صفحه وجود نداشت ولی در جایی نوشته بودند: "کاری است از جوانان ایرانی گمنام اما خلاق در سراسر دنیا و دیگر هیچ"
در مرامنامه ی خودشان هم نوشته بودند: "ما نه به سفارتخانه‌های خارجی وابسته هستیم و نه در پایگاه اشرف زندگی می‌کنیم. نه از اسرائیل و عربستان پول می‌گیریم و نه آمریکا برای ما امکانات فراهم کرده است."
با این که معلوم نبود چه کسانی بودند ولی رک و روراست قسمتی از هدفشان را گفته بودند: "هدف شکستن تابوی تقدس دروغین دین اسلام است با زبان طنز."
کارشان را شروع کرده بودند. دهن کجی و توهین های زننده ای که خشم هر انسان دیندار و یا آزاده ای را بر می انگیخت. خودشان هم نوشته بودند: "این صفحه به مبارزه با خرافه پرستی در ایران اختصاص دارد. اگر شما شیعه ی متعصب هستید ممکن است مطالب این صفحه شما را آزار دهد."
عصاره ی بسیاری از شبهاتی که در زمینه ی اسلام به گوش هر مسلمانی خورده بود را در طنزهایشان آوردند. جسارت کردند و با تمسخر نوشتند: " قال امام نقی: هیچ کس و هیچ چیز آنقدر مقدس نیست که نتوان با آن شوخی کرد."
این هتاکی ها همچنان ادامه دارد...
در ابتدا شاید این اقدام به "شیطنت یک مشت آدم ضد مذهب" تعبیر شود ولی با عمیق شدن و دقت در موضوع به یک طراحی هوشمندانه و زیرکانه می رسیم که در بستر خاصی از زمان اهداف فراوانی را پی گرفته است.
در ذیل، ضمن پاسخ به چند سوال این اهداف را مورد بررسی قرار می دهیم.
۱- چرا باید به اعتقادات و مقدسات مسلمانان توهین شود؟
پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و به دنبال شکست تفکر مارکسیسم، قطب ایدئولوژیک دیگری با نام اسلام ناب محمدی در مقابل لیبرالیسم غرب سر برآورد. پس از به وجود آمدن این دوقطبی ایدئولوژیک، دنیای غرب (غرب ایدئولوژیک و نه غرب جغرافیایی) با شیوه های بسیار گوناگون به تقابل با تفکر اسلام راستین پرداخت تا مگر بتواند این ایدئولوژی را منزوی ساخته و از صحنه ی رقابت خارج کند و مانند دهه های پیش با کمترین مزاحمت به استعمار، ظلم و زیاده خواهی خود در سطح جهان ادامه دهد. اما به لطف خداوند روز به روز به طرفداران اندیشه ی اسلام راستین افزوده شد و اکنون می بینیم که این تفکر تقریبا بر تمام جهان اسلام حاکم شده است و مسلمانان در کشورهای مختلف اسلامی علیه ظلم و ستم، قیام کرده اند. هم اکنون دنیای غرب که سقوط یک به یک پایگاههایش را در کشورهای اسلامی مشاهده می کند، خود را قربانی و زخم خورده ی این مکتب دانسته و تهاجم خود به این اعتقاد و اندیشه را گسترده تر از پیش ادامه می دهد. دستگاه گسترده ی ناتوی فرهنگی که روزی کاریکاتورهای موهن پیامبر اکرم (ص) را در دانمارک کشید، اکنون کاری کم خرج تر و پر درآمدتر را پیش گرفته است و برای این دستگاه چه چیز بهتر از این که مسلمان ها! با ادبیات دینی خودشان، به اعتقادات خود توهین کرده و ارزش های آن را زیر سوال ببرند؟ وبه راستی اگر کتاب آیات شیطانی نوشته ی فردی غیر مسلمان بود آیا از حیز انتفاع ساقط نمی شد؟!
دشمن در این قسمت از برنامه اش تضعیف اعتقاداتی که منجر به استقامت ملت های مسلمان شده است را دنبال می کند.
جهان استکبار با تجربه به این نتیجه رسیده است که به عنوان راه حلّ مساله ی اسلام، باید به هر طریق که شده "ربناالله" و "استقاموا" را از هم جدا کند! چرا که اگر این دو با هم جمع شدند، دیگر نمی توان انسان را ترساند و به زیر یوغ ستم کشید.
«إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»(۱)
از منظر دنیای غرب، مسلمانانی که اهل استقامت نیستند - مثلا سران شیخ نشین های خاورمیانه- موجوداتی به شدت دوست داشتنی هستند! و از طرف دیگر کسانی که از ایدئولوژی اسلام بی بهره اند ولی استقامت می ورزند – مثلا ژاپنی های جنگ جهانی دوم – اگر چه گاهی شیطنت می کنند ولی باز قابل تحمل هستند و می توان تادیبشان کرد! ولی مسلمان معتقد، به خصوص شیعه و ایرانی جماعت را باید کشت تا آدم شود، تازه کشته های اینها هم خطرهای خاص خودشان را دارند...
۲- از میان مسلمانان چرا باید به مقدسات شیعیان توهین شود؟
لااقل به ۲ دلیل شیعیان مقدمند:
۱- با رجوع به فقه اهل سنّت می بینیم که فقهای‌ اهل‌ ‌ سنّت، جهاد ابتدایی‌ را در صورت‌ وجود مصلحت‌ اسلام‌ و مسلمانان‌ در آن‌ ــ كه‌ حاكم‌، چه‌ عادل‌ چه‌ فاسق‌، آن‌ را تشخیص‌ می‌دهد ــ واجب‌ دانسته‌اند.(۲) پر واضح است که اهل تسنن ستم دیده؛ بر خلاف مبانی فقهی مزبور، علیه حاکمان فاسق خود - که جایگاه دادن حکم جهاد را داشته اند - قیام کرده اند. این مساله همراه با تجربه ی موفق انقلاب اسلامی ایران، زمینه را برای تاسی اهل سنت به یک حاکم اسلامی و وحدت ایشان حول محور شخصیتی کاریزما، سیاستمدار و همسو با انقلاب ها فراهم آورده است. این از عمده مسائلی است که جهان سلطه از به فرجام رسیدن آن به شدت بیم دارد.
(اهانت در صفحه ی این کمپین به رهبر معظم انقلاب، شخصیت های انقلابی و معتقد، و ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی و همچنین به تمسخر گرفتن بیداری اسلامی در صفحه ی این کمپین با نام بیداری نقوی؛ در این راستا تفسیر می شوند)
۲- اعتقاد به مهدویت و ظهور منجی به صورت تمام عیار در میان شیعیان وجود دارد و پس از انقلاب اسلامی به شدت رشد کرده است. این عقیده که بین تمام مسلمانان و دیگر ادیان الهی مشترک است نه تنها می تواند تمام انقلاب های اخیر را به هم متصل کند و به زیر یک پرچم ببرد؛ بلکه چه بسا جنبش فتح وال استریت را هم ...
آری دنیای غرب به این نتیجه رسیده است که :
الف: اعتقاد به ظهور منجی کلید اتصال انقلاب ها و خیزش مردم ستمدیده ی دنیاست که در یک شب می تواند جهان استکبار را به زیر بکشد.(۳)
بر این ب: ایران به عنوان یک ابرقدرت سیاسی و ایدئولوژیک، تنها کشوری است که قابلیت صدور این اندیشه را دارد.
(توهین به امام زمان (عج)، به زیر سوال بردن وجود ایشان و به تمسخر گرفتن غیبت و ظهور حضرت، با کنایه هایی نظیر "نقی موعود آمد" و "ظهور نقی"؛ در این راستا تفسیر می شود. در ضمن توهین اخیر خواننده ی رپ (شاهین نجفی) به امام هادی (ع) و همچنین امام زمان (عج) نیز بر این تحلیل صحه می گذارد.(۴))
• آهنگ موهن نقی به خوانندگی شاهین نجفی مرتد، همزمان با سالروز ایجاد این کمپین خوانده شده است و هم اکنون عکسی از این فرد در بالای صفحه ی این کمپین قرار گرفته، که پیوستگی نجفی با کمپین مزبور را نشان داده و مشخص می کند که این پروژه ی صهیونیستی قرار است در قالب های گوناگون ادامه داشته باشد.
۳- به چه قشری از جامعه ی ما امید بسته اند؟
خودشان در مرامنامه ی کمپین گفته اند: " ما اعضاي كمپين به نقش بسيار مهم روشنفكران و دانشگاهيان در پيشبرد آرمان‌هاي خود معتقديم و نقش اصلي اين روند را بر دوش دانشگاهيان مي‌دانيم"
به راستی آیا جا ندارد از خودمان بپرسیم "در دانشگاه های ما چه خبر است که دشمن اینگونه به دانشگاهیان ما امید بسته است؟"
در مجموع آنچه اظهر من الشمس است، تمرکز ویژه ی دشمن بر روی جوانان ما است.
۴- چرا امام هادی (ع) را انتخاب کرده اند؟
الف: برای راه اندازی یک سلسله توهین، ابتدا باید کمترین حساسیت را بر انگیخت تا بتوان فرصتی برای تنفس گرفت، فضا را سنجید و کار را ادامه داد. حالا اگر نعوذ بالله من و شما بخواهیم از میان امامان معصوم یکی را برای این موضوع انتخاب کنیم، کدام یک را بر می گزینیم؟
یکی از اعضای این کمپین با زبان طنز، نادانسته از گوشه ای از دلایل این انتخاب هوشمندانه رمزگشایی کرده است. " آخه خدا وکیلی این امام نقی چه گناهی کرده ؟ نه باباش امام رضا بوده؛ نه پسرش امام زمان هست ... مونده اون وسط هیچ کس هم ازش یاد نمیکنه! "
ب: برای تامین هدف تضعیف اعتقاد شیعیان به مهدویت باید درمیان ائمه، امامی را انتخاب کرد که از لحاظ تاریخی کمترین میزان اطلاع از او در دسترس باشد و به زمان حیات امام زمان (عج) نزدیک باشد تا از این طریق بتوان به مخاطب اینگونه القا کرد که وقتی وجود و اهمیت این امام، زیر سوال است آیا اعتقاد به امامی که بیش از هزار سال سن دارد و قرار است بیاید و جهان را پر از عدل و داد کند زیر سوال نیست؟!
ج: دلیل دیگری که محتمل است!
بحث در مورد این دلیل را با گفتار و مثالی پندآموز، از عارف واصل، حاج میرزا اسماعیل دولابی آغاز می کنیم.
"زنی که شوهرش مرده بود و از او پسربچه ای داشت، دیگر ازدواج نکرد؛ به این امید که پسرش بزرگ می شود و حامی او خواهد بود. اما متوجه شد که آن پسربچه بسیار نحیف و ضعیف است و از بچه های کم سن و سال تر از خودش در کوچه زمین می خورد. فهمید که بچه های دیگر پدر را بالای سرشان می بینند و به اتکای او احساس قدرت می کنند و این بچه چون پدری بالای سرش نمی بیند، اینگونه رنجور و نحیف مانده است. برای حل مشکل نزد نقاشی رفت و به او گفت تصویر یک پهلوان قدرتمند را بکشد و بازوبند پهلوانی را روی بازویش ترسیم کند. تابلو را گرفت و در اتاق نصب کرد و پرده ای روی آن کشید و پسرش را صدا زد و گفت: می خواهی پدرت را ببینی؟ پسر با اشتیاق گفت: بلی. مادر کم کم پرده را از روی آن شمایل کنار زد و به تعریف زور بازو و قدرت پهلوانی پدر مشغول شد. هر چه عکس آن پهلوان بیشتر نمودار می شد، استخوان های درهم فرورفته ی پسر از هم باز می شد و در خود احساس قدرت می کرد. وقتی تصویر کاملا از پشت پرده بیرون آمد، بچه چنان نیرویی گرفت که از آن پس، بچه های بزرگتر از خود را هم به راحتی به زمین می زد. شیعه هم در دوران غیبت مثل آن بچه است که پدر را بالای سر خود نمی بیند. اگر کسی پیدا شود که بتواند در توصیف امام حق مطلب را ادا کند، شیعه چنان زنده می شود و قدرت می گیرد که هیچ کس در عالم نمی تواند در برابر او بایستد."
باید گفت همانگونه که خطبه های توحیدی امام علی (ع) در قله ی معارف توحیدی است، بی شک می توان زیارت جامعه ی کبیره که از امام هادی (ع) نقل شده است را در قله ی معارف ولایی به شمار آورد که ائمه ی معصومین علیهم السلام تبیین نموده اند.
امام هادی (ع) در زیارت جامعه ی کبیره با تبیین جایگاه والا و همچنین عظمت و شکوه بی کرانه ی ائمه ی معصومین علیهم السلام؛ به زیباترین صورت به توصیف ائمه ی معصومین علیهم السلام پرداخته اند. توجه به این معارف می تواند قدرت عظیم و استقامت بی نهایتی را در شیعیان جهان به وجود بیاورد و احتمالا همین موضوع است که دشمنان را متوجه این امام همام کرده است.
اکنون در سه قسمت به فرازهایی از این زیارت اشاره می کنیم و تامل در تاثیر این فرازها بر شیعیان را به شما خواننده ی محترم وا می گذاریم:
اوصاف امام هادی(ع) در مورد جایگاه والای ائمه ی معصومین (ع):
- وَخُزّانَ الْعِلْمِ، وگنجینه داران دانش
- وَ قادَهَ الاُْمَمِ، و پیشوایان ملّتها
- وَ کَهْفِ الْوَرى، و پناهگاه مردمان
- وَرَضِیَکُمْ خُلَفآءَ فى اَرْضِهِ، (خداوند) شما را براى جانشینى در زمینش پسندید.
- وَاسْتَرْعاکُمْ اَمْرَ خَلْقِهِ، (خداوند) سرپرستى کار خلق خود را به شما واگذارده.
- وَبِمُوالاتِکُمْ ...وَائْتَلَفَتِ الْفُرْقَهُ، و بوسیله شما جدایى و اختلاف مبدّل به الفت و اتحاد گردید.
- وَالْحَقُّ مَعَکُمْ وَ فیکُمْ وَ مِنْکُمْ وَاِلَیْکُمْ، وَاَنْتُمْ اَهْلُهُ وَ مَعْدِنُهُ، و حق همراه شما و در میان شما خاندان و از جانب شماست و بسوى شما بازگردد و شمایید اهل حق ومعدن آن.
- اِنْ ذُکِرَ الْخَیْرُ کُنْتُمْ اَوَّلَهُ، وَاَصْلَهُ وَفَرْعَهُ، وَمَعْدِنَهُ وَمَاْویهُ وَمُنْتَهاهُ، اگر از خیر و خوبى ذکرى به میان آید آغاز و ریشه و شاخه و مرکز و جایگاه و پایانش شمایید.
- مَنْ والاکُمْ فَقَدْ والَى اللهَ، وَ مَنْ عاداکُمْ فَقَدْ عادَ اللهَ، وَ مَنْ اَحَبَّکُمْ فَقَدْ اَحَبَّ اللهَ، وَمَنْ اَبْغَضَکُمْ فَقَدْ اَبْغَضَ اللهَ، وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِکُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللهِ، هر که شما را دوست دارد خداى را دوست داشته و هر که شما را دشمن دارد، خداى را دشمن داشته و هرکس به شما محبّت داشته باشد به خدا محبّت داشته و هرکس با شما کینه توزد با خدا کینه توزى کرده و هرکه به شما چنگ زند به خدا چنگ زده.
- وَبِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ، وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّمآءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الاَْرْضِ اِلاَّ بِاِذْنِهِ، و بخاطر شما باران را فرو ریزد و بخاطر شماست که نگه دارد آسمان را از این که بر زمین افتد مگر به اذن او.
- وَاَشْرَقَتِ الاَْرْضُ بِنُورِکُمْ، و زمین به پرتو نور شما روشن شد.
- آتاکُمُ اللهُ ما لَمْ یُؤْتِ اَحَداً مِنَ الْعالَمینَ، به شما داده است خداوند آنچه را به هیچ یک از مردم جهانیان نداده.
آنچه شیعیان و محبین اهل بیت علیهم السلام در این زیارت می گویند:
- مُؤْمِنٌ بِاِیابِکُمْ، به بازگشتتان ایمان دارم.
- مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِکُمْ، و رجعت شما را تصدیق دارم.
- وَ قَلْبى لَکُمْ مُسَلِّمٌ، وَ رَاْیى لَکُمْ تَبَعٌ، و دلم نیز تسلیم شماست و رأى من نیز تابع (راى) شماست.
- فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لامَعَ غَیْرِکُمْ پس با شما باشم با شما نه با غیر شما.
- آرزو و دعای شیعیان و محبین اهل بیت علیهم السلام در این زیارت:
- وَ جَعَلَنى مِمَّنْ یَقْتَصُّ آثارَکُمْ، وَ یَسْلُکُ سَبیلَکُمْ، وَیَهْتَدى بِهُدیکُمْ، وَ یُحْشَرُ فى زُمْرَتِکُمْ، وَ یُکَرُّ فى رَجْعَتِکُمْ، وَیُمَلَّکُ فى دَوْلَتِکُمْ، وَیُشَرَّفُ فى عافِیَتِکُمْ، وَ یُمَکَّنُ فى اَیّامِکُمْ، و (خداوند) بگرداند مرا از کسانى که پیروى کند از آثار شما و مى رود به راه شما و راهنمایى جوید به راهنمایى شما و محشور گردد در گروه شما و بازگردد در دوران رجعت و بازگشت شما و به فرمانروایى رسد در دوران حکومت شما و مفتخر گردد به عافیت (و حسن عاقبت) از شما و مقتدر گردد در روزهاى (حکومت) شما.
البته گفتیم این دلیل محتمل است و امیدواریم که دشمنان ما اینقدر فهیم نباشند!!!

۵- چرا زبان طنز را برگزیده اند؟
در فضایی که عقلانیت و منطق حاکم باشد بی شک حق و حقیقت آشکار می شود. حال اگر صاحبان یک ایدئولوژی ببینند که در حال مقهور شدن در مقابل یک ایدئولوژی برتر هستند، باید برای تن ندادن به این شکست؛ فضای رقابت را از عقلانیت و منطق تهی کنند. مثل تماشاگران طرفدار یک تیم فوتبال که وقتی می بینند تیمشان ده تا گل خورده است و گلی نزده است، در دقایق پایانی بازی از نرده های ورزشگاه بالا می روند و می ریزند داخل زمین بازی و یک فصل مفصل داور و بازیکنان تیم پیروز را کتک می زنند!!! این دقیقا کاری است که صاحبان ایدئولوژی لیبرالیسم در مقابل ایدئولوژی اسلام راستین می کنند.
البته ناگفته نماند که آثار طنز سخیف و ضد ارزشی که به صورت مداوم و روزانه در کشور تولید می شوند و در عرصه ی مجازی و موبایل ها و ... دست به دست می چرخند؛ به فرماندهان کاردان ناتوی فرهنگی که بر خلاف مسئولین فرهنگی ما، اوضاع فرهنگی کشورمان را به بهترین وجه رصد می کنند، این پیام را ارسال کرده است: بیایید در عرصه ی طنز سرمایه گزاری کنید! هم با آن می توان تمام ارزش هایی که موجب مقاومت این ملت در مقابل فرهنگ استکبار شده است را به سخره گرفت و تضعیف کرد و هم الی ماشاء الله مشتریش زیاد است!
بهره گیری از تاکتیک طنز و تمسخر، امری با قدمت زیاد است:
«يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون» (۵)
• (شاید ابتدا ی امر، این آیه در ذهن ما گروهی را مجسم کند که کنار خیابان ایستاده اند و برای تفریح و سرگرمی به پیامبران متلک می اندازند و قاه قاه می خندند؛ ولی اگر در مقابل پیامبران، دشمنان حق و حقیقت را در نظر داشته باشیم؛ متوجه خواهیم شد که موضوع تمسخر، هرگز بی حساب و کتاب نبوده است و بی شک قسمت مهمی از برنامه ی مقابله با پیامبران الهی بوده است تا از گرایش مردم به ایشان جلوگیری شده و منافع طاغوتیان حفظ شود)
۶- در مجموع دشمن به دنبال چه اهدافی بوده است؟
- هدف کوتاه مدت: ایجاد اپوزیسیون خط شکن ضد مذهب در داخل کشور، که با بی پروایی اعتقادات و مقدسات مردم را مورد هجمه قرار دهد. این هدف را می توان در لابلای سطرهایی از مرامنامه که شباهت زیادی به آموزش انقلاب های مخملی دارند یافت: "تشكيل حلقه‌هاي روشنفكري در دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي مي‌تواند پيشرفت اين روند را بسيار سرعت ببخشد." "ما معتقديم كه وظيفه‌ي دانشگاه‌‌ها و مراكز روشنفكري، در درجه‌ي اول، مبارزه با خرافات، ناداني و تعصب است."
"ما اعضاي كمپين بر نقش تبليغات در پيشبرد هدف خود بسيار تأكيد داريم. اين تبليغات بايد هم در دنياي مجازي و هم در دنياي واقعي و با تكيه بر اخلاق عقل‌محور و گفتمان انجام شود."
"معتقديم كه هر چه تعداد اعضاي كمپين بيشتر شود، تأثيرگذاري آن نيز افزايش خواهد يافت و هر عضو جديد مي‌تواند نماينده‌ي كمپين در ميان افراد پيرامون خود باشد"
- هدف بلند مدت: تضعیف اعتقادات اسلامی عموم مردم به خصوص آن دسته از اعتقادات که سبب پایداری ایشان در مقابل نظام جهانی سلطه شده است. (تمرکز دشمنان بر توهین به ساحت والای اباعبدا... الحسین علیه السلام و عزاداری ایشان، همچنین به تمسخر گرفتن مستمر فرهنگ ایثار و شهادت و موضوعات حیا، حجاب و عفاف از این دست اعتقادات هستند که تضعیف آنها در اولویت کاری دشمن در این کمپین قرار گرفته است)
این هدف - تضعیف اعتقادات اسلامی عموم مردم - به وضوح در مرامنامه ی این کمپین مورد اشاره قرار گرفته است که غرض براندازانه ی آنها را نیز مورد تایید قرار می دهد: " ما اعضاي اين كمپين قوياً اعتقاد داريم كه مبارزات مردم ايران! با حكومت فعلي خود تا زماني كه تحولي اساسي در نگرش‌ها و باورهاي مذهبي آنها روي ندهد، بي‌فايده خواهد بود و حتي اگر حاكميت فعلي ايران سقوط كند، حاكميتي همانند آن جايگزين خواهد شد كه شايد حتي هزينه‌هاي بسيار بيشتري بر مردم و اين سرزمين تحميل كند"
• (شاید تصور شود که به دلیل دسترسی نداشتن عموم مردم به فیس بوک این هدف محقق نخواهد شد ولی باید بدانیم که متاسفانه، هم اکنون یک سری از مطالب این صفحه به صورت پیامک وارد عرصه ی رسانه ای مردم شده است و در آنها صحبت های نامربوطی به امام هادی (ع) منتسب شده است و از طرف دیگر توفیق دشمن در هدف کوتاه مدت که قرین با تاثیرات اجتماعی خواهد بود، راه را برای نیل به این مقصود هموار خواهد کرد)
۷- چه کسانی این کمپین را ایجاد کرده اند و چه کسانی عضو آن هستند؟
به عقیده ی بنده پایه ریز این طرح یک اتاق فکر خبره در خارج از کشور بوده است که با فراخواندن افراد گوناگون به خصوص گروهک های مخالف جمهوری اسلامی؛ ایشان را اجیر ساخته و یک تیم حرفه ای از طنزنویسان، گرافیست ها و... را تشکیل داده است و با دادن خوراک فکری به آنها، از این جماعت قلم به مزد کار می کشد.
«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَري لَهْوَ الْحَديثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ» (۶)
در این میان رد پای بهاییت خبیث و حمایت اربابان اسرائیلیش، بیش از گروه های دیگر مشهود است.

(تصویر بالا عکس پروفایل یکی از اعضای کمپین است که گویا نتوانسته است عشقش را پنهان کند!)
و اما در مورد این که چه کسانی عضو این کمپین هستند باید گفت: با رجوع به وبلاگ های این جماعت متوجه می شویم که تعداد زیادی از این اعضا، متعلق به گروهک های مخالف جمهوری اسلامی هستند که پس از شکست مفتضحانه ی فتنه ی ۸۸ فرصتی برای عقده گشایی یافته اند.

(تصاویربالا عکس پروفایل چهار تن از اعضای این کمپین است)
البته مابقی اعضای این جنبش، جوانان این مرز و بوم هستند که بیشتر مورد بحث ما قرار خواهند گرفت.
اگر هنوز کسی...
• با این توصیفات اگر هنوز کسی این اقدام را "شیطنت یک مشت آدم ضد مذهب" می داند، باید لااقل به این سوال پاسخ بدهد که: آیا می شود این حجم انبوه کارهای گرافیکی، نوشته های حرفه ای طنز و کلیپ تصویری که در این صفحه به کار رفته است و مستمر و مداوم به روز می شود، به صورت خلق الساعه و بی هیچ حمایت و سرمایه گزاری به وجود آمده باشد؟
• اگر هنوز کسی اهداف تشکیل این کمپین و البته انجام دیگر کارهای مشابه را آنقدرها بلند نمی داند که ربطی به بیداری اسلامی و مشکلات فراروی جهان سلطه داشته باشد، به این قسمت از مرامنامه ی این گروه توجه کند: " ما اعضاي كمپين خواهان گسترش مأموريت اين كمپين به تمام مناطق جهان و ايجاد همگرايي بين‌المللي هستيم. اگر چه اين كمپين به زبان پارسي است و به موضوعات مطرح در ايران مي‌پردازد، اما يقينا قابليت آن را دارد تا با جنبش‌هاي بين‌المللي همگرايي و اتحاد پيدا كند"
آری به نظر می رسد، این برنامه از ایران به عنوان "قلب تپنده ی نهضت جهانی ضد سلطه" آغاز شده است و اهداف بلندی را در سرتاسر جهان دنبال خواهد کرد.

۸- چه اموری باعث شده که تعدادی از جوانان میهنمان با پیوستن به این کمپین، به هتاکی های بی شرمانه علیه مقدسات اسلام بپردازند؟
بحث را با مطرح کردن این سوال آغاز می کنیم: چرا هیچ یک از همین جوانان، راضی نمی شود پدر و یا مادر خود را حتی پس از مرگشان به تمسخر گرفته، مورد توهین قرار دهد؟ پاسخ روشن است. زیرا همه به تاثیر و جایگاه والدین، زحمات و دلسوزی هایشان و حقی که بر گردنشان دارند، آگاه هستند.
به عقیده ی بنده اساس این توهین ها بر این موضوع استوار است که این جوانان نتوانسته اند به این سوال پاسخ بدهند: امام هادی (ع) به چه درد زندگی ما می خورد و بود و یا نبود اعتقاد به ایشان در زندگی ما چه تاثیری دارد؟ همین نتوانستن باعث شده به قضاوت بنشینند و اساس مسئله را به تمسخر بگیرند.
در اینجا لااقل دو ایراد به ما وارد است: ۱- تبیین نکردن مباحث ریشه ای در زمینه ی امامت به خصوص؛ نقش، اهمیت و جایگاه امام معصوم در زندگی مردم: به راستی زمانی که چیزی جز حوادث تاریخی و حکایات زندگی ائمه علیهم السلام به دانش آموز و دانشجویمان یاد نداده ایم چه توقعی است که او بتواند از پس این سوال بر بیاید؟
۲- نیاموختن نحوه ی اندیشیدن و تنها روخوانی کردن اندیشه ها برای فرزندان این مرز و بوم: طیف تقریبا گسترده ای از جوانان ما تنها میراثبر اندیشه ها بوده اند و اگر اندیشه ای را هم پذیرفته اند با تعقل همراه نبوده است. با این اوصاف باید حق داد که جوانی که پشتوانه ی استوار عقلی برای اعتقاداتش نمی بیند؛ در مقابل سیل عظیم شبهه افکنی دشمنان تسلیم شود و اعتقاداتش را دو دستی به شیاطین تحویل دهد. متاسفانه ما نتوانسته ایم حتی ایشان را از "لاشیء" به "لا ادری" برسانیم. (۷) اینجاست که آدم منظور سخنان اندیشمندانه ی رهبر معظم انقلاب در مورد موضوع آموزش فلسفه به کودکان را در می یابد.(۸)
چند تقصیر دیگر که در این قضیه دخیل بوده است را به صورت گذرا مورد بررسی قرار می دهیم:
- ما نتوانسته ایم به جوانانمان بفهمانیم که نباید مشکلات و ایرادهایی که در میهن عزیزمان وجود دارد را به پای اسلام بگذارند.
- ما راه را برای ابراز انتقادات این قشر نسبت به مسائل پیرامونشان هموار نکرده ایم و نحوه ی صحیح انتقاد و امر به معروف و نهی از منکر را به آنها آموزش نداده ایم. به راستی آیا آموزش امر به معروف و نهی از منکر در آموزش و پرورش و آموزش عالی ما جایگاهی دارد؟ اگر کسی از دوستان و آشنایان ما در مقابل ما لطیفه ای بگوید که در آن ارزش ها و مقدساتمان به تمسخر گرفته شوند ما باید چه کار کنیم؟
- غفلت از ترویج طنز اخلاق مدار در جامعه: تبیین این موضوع مجال بیشتری می طلبد ولی در اینجا خوب است برای پی بردن به گوشه ای از برکات و فواید طنز به پاسخ رهبر معظم انقلاب (حفظه الله تعالی) به نامه‌ى مرحوم كيومرث صابرى، مدير مسئول مجله‌ى گل‌آقا؛ اشاره کنیم که ایشان با اشاره به خلأ فرهنگى و هنرى در زمینه ی طنز می فرمایند:
"طنز صادق و دلسوزانه بايد همه‌ى نقاط معيوب، بخصوص آنها را كه كمتر به چشم مى‌آيند و آنها كه بيشتر به علم و اطلاع همگان از آن نياز هست، هنرمندانه ببيند و بنماياند. امروز جامعه و نظام انقلابى ما با دشمنانى روبه‌روست كه همه‌ى ابزارهاى محسوس و نامحسوس را براى ضربه زدن و جريحه‌دار كردن مردم و نظام و انقلاب به كار مى‌برند. براى آگاه كردن ذهن مردم از خدعه‌ى دشمن، چه وسيله‌اى از طنز هنرمندانه و شيرين و زيركانه، بهتر و كارى‌تر؟"(نامه به تاریخ ۱۳۷۰/۰۴/۲۷)
شاید بد نباشد مسئولینی که هنوز به ظرفیت ها و قابلیت های فراوان طنز پی نبرده اند و باز قرار است تمام همّ خود را مصروف ساخت "خنده بازار"ها کنند؛ اندکی در این چند سطر از مرامنامه ی کمپین تامل کنند: "روش خاصي كه كمپين در پيش گرفته، استفاده از زبان طنز (طنز جدي، طنز تلخ) است. به نظر ما زبان طنز بهترین شیوه برای بیان حقایق است. در واقع، اين كمپين به قصد خنده و تفريح صرف و به قصد هزل و تمسخر بي‌محتوا تشكيل نشده است. شايد اصلي‌ترين ويژگي اين كمپين در “جديت” آن باشد، چرا كه اين مبارزه و تلاش، رويكردي كاملاً جدي و راسخ را مي‌طلبد"
- تبیین و ترویج نکردن اخلاق و عرفان اسلامی در جامعه: وقتی جامعه (لااقل جامعه ی فضای مجازی) به بد اخلاقی مفرط مبتلا شد؛ وقوع اینگونه مسائل نباید برای ما آنچنان غیرمترقبه باشد. وقتی گروه زیادی از جوانان ما به سمت کتاب ها و رسانه های مبلغ عرفان های کاذب و انحرافی کشیده می شوند تا مگر فطرت خداجوی خود را تسکین دهند، آیا خیلی عجیب خواهد بود که جوان در خود نیازی به ائمه علیهم السلام احساس نکند؟
به راستی چرا ما در میهن اسلامیمان تقریبا چیزی به عنوان فقه انحرافی نداریم ولی از آن طرف تا دلتان بخواهد مکاتب اخلاقی منحرف و عرفان های نوظهور و انحرافی داریم؟
آیا حوزه های علمیه و دیگر مراکز دینی ما، حق اخلاق و عرفان اسلامی را آنگونه که باید ادا کرده اند؟
حوزه های علمیه که لبریزند از متخصصین طراز اول فقه، چه کارنامه ای در زمینه ی تربیت معلمین و متخصصین اخلاق و عرفان دارند؟
• (باید حواسمان باشد که: "دین اسلام منظومه و سیستمی است که نپرداختن و بی توجهی به یک بخش آن می تواند منطق بخش های دیگر آن را زیر سوال ببرد.")
- بهره نبردن از لعن و تبری دشمنان اهل بیت (ع): هرچند به نظر می آید هر دو اصل تولی و تبری آنگونه که باید در جامعه ی ما مورد توجه قرار نگرفته اند ولی باید گفت آنچه که بیشتر مورد غفلت قرار گرفته است، اهمیت و جایگاه فوق العاده ی لعن و تبری دشمنان اهل بیت (ع) در خودسازی و تزکیه ی نفس است.
متاسفانه امروزه گروهی تحت عنوان تکثر گرایی، تساهل و تسامح و یا عرفان مآبی و تصوف گرایی، به نفی لعن و تبری و دعوت به صلح کل بودن پرداخته اند که نتیجه ی طبیعی آن چیزی جزغیرت گریزی دینی در جوانان ما نبوده است و بی شک این موضوع سبب شده است تا دشمن عرصه را باز دیده و در اهانت به مقدسات ما جری تر گردد.
- تنی و ناتنی کردن ائمه (ع): به راستی آیا در تبیین شخصیت والای ائمه تبعیض قائل نشده ایم؟ کودک و پیر و جوان ما چقدر از نقش والا و بزرگواری های امام هادی (ع) با خبرند؟(۹)
- مسخره شدن روزمره ی نام ائمه علیهم السلام در جامعه: باب شدن اسم ها و ترکیباتی مانند جواد، غضنفر، حسن کچل، علی چپ و ... که به فراوانی در گفتار روزمره و رسانه های ما وجود دارند، بی شک در ایجاد این مساله موثر بوده است.
- شیوع بی دردی مزمن در مردم: واقعیت این است که ما از بس در قبال مشکلات فرهنگی اطراف خود – چه برسد به فضای مجازی- سکوت کرده ایم که عرصه برای هرگونه بی مبالاتی و هنجارشکنی فراهم آمده است. این ماجرا در طنز تلخ روزگار کار را به جایی کشانده که قشر مذهبی به عنوان اکثریت مردم، از جایگاه مدعی به جایگاه متهم تنزل یافته است. به عنوان مثال وقتی در جایگاه مدعی نپرسیدیم چرا برخی مردان جامعه، ناموس خود را وقف عام کرده اند تا هر کس از خلق ا... که اراده کرد از دیدار چهره و اندامشان محضوض گشته، حالَش را ببرد، آنگاه دیدیم که در جایگاه متهم محکوم شدیم و همین جماعت برای ناموس چادریمان شعر گفتند، حجابش را به تمسخر گرفتند، او را کلاغ، خاله سوسکه، نجمه آر پی جی و فاطی کماندو خطاب کردند.
ما هم نشستیم و تماشا کردیم و ای کاش لااقل نفس لوامه ای بود که گاهی از درون به ما بگوید: ای مردان بکوشید یا جامه ی زنان بپوشید! (۱۰)
نشستیم و گفتیم باید با اینها به روش احسن مجادله کنیم در حالی که این جماعت ظلم کرده بودند و طبق آیه ی قرآن مشمول جدال احسن نمی شدند. (۱۱)
و حالا هم نشسته ایم، فرصت ها را یک به یک از دست می دهیم و حواسمان نیست که: اگر گل نزنی، گل می خوری!!!
خلاصه ی کلام این که:
ما مردم، گمشده ای داریم که به چند نام خوانده می شود: خشم انقلابی، غیرت دینی، بغض فی الله
(هر کس گمشده ی ما را یافت آن را تحویل داده، مژدگانی دریافت نماید!!!)

نوبت به راه حل رسید.
۹- حال چه باید کرد؟
در این مساله شکی نیست که ما از یک طرف باید ضمن برطرف نمودن ایرادهای مطرح شده، این هتاکی ها را به بهترین شیوه پاسخ بدهیم و عرصه را بر هتاکان تنگ نماییم. ولی از طرف دیگر دلیلی وجود ندارد که برای مقابله با این جریان حتما در میدانی بازی بکنیم که دشمن آن را طراحی کرده و خودش هم برای آن قانون نوشته؛ (۱۲) بلکه می توان با تشکیل منبرهای الکترونیک و بهره جستن از ابزارهای اطلاعاتی (مانند کاری که سایت هتاکین در برملا کردن تدریجی نام و اطلاعات شخصی اعضای این کمپین انجام داده است) به هدایت، ارشاد و پراکنده ساختن این جمع پرداخت و در عوض با خروج از این رویکرد منفعلانه در عرصه ی فرهنگ - که هرگز با شرایط بدر و خیبر ما همخوانی ندارد - مدام جبهه های فرهنگی جدیدی را پیشاروی دشمن گشود و با این جریان به مبارزه برخاست. درتوضیح منبر الکترونیک به این توضیح بسنده می کنم که: روحانیت محترم وقتی می بیند این قشر از جوانان نه به مسجد می آیند که پای منبرش بنشینند و نه صدا و سیمای مملکت را قبول دارند تا از آن طریق بشنوند، باید دست به کار شوند، بسم الله گفته، ادبیات این قشر را فرا بگیرند (۱۳) و به صورت حرفه ای وارد رسانه های مورد استفاده و وثوق این قشر شده و به پاسخگویی شبهات و مسائل این جوانان بپردازند. آری زمانی که امیرالمومنین علی علیه السلام دید مردم به درِ خانه اش نیامدند، چهل شب همراه با بانوی پهلوشکسته به در خانه ی مردم رفت، تا آنان را به هدایت و رحمت الهی بکشاند و نجاتشان دهد.
(البته نباید زحمات روحانیت گرانقدر به خصوص در سامانه های پاسخگویی به سوالات و شبهات دینی را از یاد برد که اگر پای صحبت این بزرگواران هم بنشینیم دلی پر درد دارند)
سخن آخر
در عرصه ی مجازی به حرکت جهادی نیاز داریم. باید به خود آمده و دست به کار شویم. چرا که در عدالت حضرتش تردید است، اگر فردای قیامت تنها از آنچه کرده ایم بپرسد و نپرسد از آنچه می توانستیم و نکردیم.
یقین کنیم که اگر تمام روزها عاشورا و تمام زمین کربلاست بی شک هر روز این صدا در تمام زمین می پیچد که:
هَلْ مِنْ ذابٍّ يَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللّه
هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ يَخافُ اللّه فينا،
هَلْ مِنْ مُغِيثٍ يَرْجُو اللّهَ فِى اِغاثَتِنا
هَلْ مِنْ مُعِينٍ يَرْجُو ما عِنْدَاللّه فِى اِعانَتِنا

«آيا مدافعی هست كه از حريم رسول خدا دفاع كند؟ آيا يكتاپرستي هست كه از خدا بترسد و ما را ياري دهد؟ آيا فريادرسي هست كه به خاطر خدا ما را ياري رساند؟ آيا كسي هست كه به خاطر روضه و رضوان الهي به نصرت ما بشتابد؟»
«والسلام»
حسین مروتی شریف آبادی
پا ورقی ها
۱- "به راستي آنان كه گفتند پروردگار ما الله است و در پاي اين گفته خود استقامت ورزيدند؛ نه ترسي دارند و نه اندوهگين مي‏شوند"
سوره ی احقاف آیه ی ۱۳
۲- رجوع کنید به جصاص‌، ج‌ ۳، ص‌ ۱۵۴؛ شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، ۱۹۷۱، ج‌ ۱، ص‌ ۱۵۶ـ ۱۵۷؛ ابن‌قدامه‌، ج‌۱۰، ص‌ ۳۷۱؛ شوكانی‌، ج‌ ۷، ص‌ ۲۴۲ـ ۲۴۳
(این اختلاف بارز تئوری و عمل ، خود دلیلی روشن بر الگو گرفتن جهان اسلام از انقلاب اسلامی ایران می باشد)
۳- رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «المهدي منّا اهل‌البيت يصلح الله له امره في ليلة»؛ "مهدي از ما اهل‌بيت است و خداوند امرش را در يك شب درست مي‌كند" (كمال الدين و تمام النعمة، ج۱، ص۱۸۴، باب۶، ح۴)
۴- در آهنگ اخیر شاهین نجفی، این قسمت از شعر به صورت ترجیع بند تکرار می شود:
آی نقی حالا که مهدی خوابه ما تو رو صدا میزنیم آی نقی
تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی
۵- "دریغا بر بندگان! که هیچ فرستاده ای بر آنها نمی آمد مگر این که پیوسته او را استهزاء می کردند" سوره ی یاسین آیه ی ۳۰
۶- "و از مردم کسانی هستند که سخنان لهو و بیهوده را می خرند تا جاهلانه ( مردم را ) از راه خداوند گمراه سازند و آن را به مسخره گیرند آنها عذابی خوارکننده خواهند داشت" سوره ی لقمان آیه ی ۶
۷- نقل شده است که فردی از مادیون ملحد نزد امام صادق (ع) آمد و به ایشان گفت: من به وجود خدا ایمان ندارم و معتقدم که این سخنان واقعی نیست.
امام (ع) از او پرسیدند: چرا به وجود خدا ایمان نداری؟
آن شخص گفت: چون او را مانند بت ها ندیده ام. لمس نکرده ام و هیچ جا هم او را مشاهده نکرده ام.
امام (ع) با بردباری و تبسم فرمودند: شما خوب همه جا را گشته اید؟ شاید خداوند در زیر زمین و یا یکی از غارهای بزرگ کوه ها باشد. شاید در روی ماه یا یکی از ستاره ها باشد!
آن شخص که از این سخن غافلگیر شده بود، گفت: خب همه جا را که نگشته ام.
امام (ع) فرمودند: پس از کجا می دانی که نیست؟ تو باید بگویی نمی دانم هست یا نیست. نه این که بگویی نیست.
آن شخص گفت: خب دقیقا یقین ندارم.
امام (ع) فرمودند:حال که از "لا شیء" به "لا ادری" رسیدی بیا و بنشین تا برای تو ثابت کنم که خداوند وجود دارد.
۸- "امروز در دنيا به زبان كودكى به كودكان فلسفه مى‏آموزند؛ يعنى چيزى كه از نظر بعضى از طراحان كشور ما بى‏معنى است؛ فكر مى‏كنند فلسفه مخصوص آدمهاى ريش و سبيل‏دار و كسانى است كه يك سنى از آنها گذشته باشد. نگاه مدرن به مسائل حيات، امروز پيشروان علمى دنيا را به اينجا رسانده كه بايد فلسفه را از دوره‏ى دبستان به كودكان تعليم داد؛ البته با زبان كودكى" ۱۲/۲/۱۳۸۵
۹- یکی از کارمندان دانشکده ی مهندسی هسته ای دانشگاه شهید بهشتی در مورد شهید گرانقدر استاد مجید شهریاری نقل کرده است: "حساس بود در ولادت همه ی ائمه شیرینی پخش کنند. اگر نمی کردند ناراحت می شد. می گفت: مگر امام تنی و ناتنی داریم که برای ولادت امام علی (ع) از دو روز قبل شیرینی می گذارید ولی برای ولادت امام هادی (ع) ... اگر نگرفته بودند خودش شیرینی می گرفت و در دانشکده پخش می کرد" (کتاب دانشمند عاشورایی صفحه ی ۱۵)
۱۰- "آورده‌اند که سپاه دشمن بسیار بود و اینان اندک جماعتی. آهنگ گریز کردند. پسر نعره زد و گفت: ای مردان بکوشید یا جامه زنان بپوشید! سواران را به گفتن او تهور زیادت گشت و به یک بار حمله آوردند. شنیدم که هم در آن روز بر دشمن ظفر یافتند. ملک سر و چشمش ببوسید و در کنار گرفت و هر روز نظر بیش کرد تا ولیعهد خویش کرد
"گلستان سعدی، باب اول در سیرت پادشاهان، حکایت شمارهٔ ۳
۱۱- «وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ ...»
"و شما مسلمانان با اهل کتاب جز به نیکوترین طریق بحث و مجادله مکنید مگر با ستمکاران از آنها" (سوره عنكبوت آيه ۴۶)
۱۲- جالب این که مدیران این صفحه به شدت نوشته ها را گزینش می کنند و فضای سانسور شدیدی در این صفحه حاکم است چنان که یکی از فعالین کمپین در این صفحه چنین می نویسد: "دوستان این آخرین پست من در این کمپین خواهد بود چون متاسفانه به دلایلی که ذکر میکنم دیگر تاب حضور در این کمپین را ندارم:

۱. عدم استقبال از کمپین به دلیل انحراف از هدف اصلی و ترویج فرهنگ تمسخر به جای نقد منصفانه
۲. سانسور گسترده ادمین و برخورد تبعیض آمیز وی در انتخاب راویان برای استتوس ها"

۱۳- لازم به ذکر است جماعتی که در این کمپین به تمسخر ارزش ها می پردازند سبک بیان احادیث و روایات را با مهارت تقلید می کنند و به خوبی به ادبیات فقهی و حتی در مواردی به ادبیات عرب و تاریخ زمان ائمه علیهم السلام واقف هستند.
حال اگر دشمن برای کارش لازم دیده ادبیات دینی ما را یاد بگیرد، آیا روحانیت محترم نباید به منظور هدایت مستضعفین فریب خورده در فضای مجازی، ادبیات این جماعت را فرا بگیرد؟

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » پنج شنبه 19 مرداد 1391, 7:05 pm

این هم مقاله ای دیگر در همان منبع:

پشت پرده توهين به امام علي النقي ارواحنا فداه

محمد خويی،

منبع:http://alef.ir/vdcgtn9qzak9nt4.rpra.html?155440



بسم الله الرحمن الرحیم
مى‏ خواهند نور خدا را با دهانهايشان خاموش كنند وحال آنكه خدا نور خود را كامل خواهد گردانيد گر چه كافران را ناخوش افتد...سوره مباركه صف آيه ۸

امام علی النقی علیه السلام:
ألْحِكْمَةُ لاتَنْجَعُ فِى‏الطِّباعِ الْفاسِدَةِ؛
حكمت در سرشت‏هاى فاسد تأثيرى ندارد
(بحارالأنوار، ج ۷۸ ص ۳۷۰)

تمسخر و وهن پیام ادیان و دیانت مردمان کهنه ترین و هرزترین ابزار دین ستیزانی است که کاری جز این در برابر هیمنه ادیان از آنها بر نمی آید. پشت صحنه البته , همیشه عروسک گردانانی هستند که دین ستیز های لوده را می آرایند و به میدان میفرستند و به تماشا می نشینند تا شاید از آزار و اذیت و تمسخر مومنان بهره ای هرچند کوتاه ببرند .
دین ستیزان مطلع تر می دانند که این روش یک رویه ارتجاعی است که از هزارها سال پیش به قدمت پیام ادیان مورد استفاده ایشان بوده و البته کمترین تاثیرگذاری را هم در تقابل با ادیان دارد . اما عده ای از همراهان آنها هستند که جز لودگی و تمسخر کاری از انها برنمی آید و از قضا قربانی کردن انها مفید تر از حضور آنها است !
کمتر پیش می آید که این دو با هم یکجا دیده شوند .اما در مصاحبه هاي ( بخوانید مدافعه ها ) اخیر بی بی سی فارسی با "شاهین نجفی " این پدیده قابل رویت بود . شاهین نجفی خواننده ای است که چندی پیش در هجو انتظار و ظهور ترانه ای بنام "مهدی" خواند . اما شهوت شهرت وی از بازخوردهای این ترانه توهین آمیز سیراب نشد و اقدام به خواندن ترانه ای دیگر به نام "نقی " نمود که در آن از هیچ تلاشی برای پاشیدن خاک به آفتاب دریغ نکرده است . وبرای اینکه اطمینان یابد بازخودرهای این توهین ها به اندازه کافی شديد خواهد بود پوستر این ترانه را هم وهن گنبد طلایی ائمه با نصب پرچم همجنسگرایان بالای گنبد و پرواز کلاغها بجای کبوترها و تشبیهی که ادب قلم مانع توصیف آن است قرارداده است .
شاهین نجفی قبل از هرچیز یک قربانی است .قربانی سیاست های دین ستیزی و اسلام هراسی دشمنان مردم است که سالهاست در فضای مجازی و رسانه ای غربی به زبانهای مختلف تدارک دیده شده است . شاهین نجفی یک قربانی رقت انگیز است . تراوشات ذهنی وی که برخی نام هنر بر آن می نهند ناشی از عدم درک و هضم روابط و معلول ها میان پنداشته هاي ذهن مجازی اش با گذاره های واقعی در دنیای حقیقی است . در پس سطور و تصویرسازی توهین آمیز و تاریکی نفرت وی از مردمش گره های ذهنی رقت انگیزی نمایان است . ذهنی که نتوانسته با مردم و دیانت مردمان دیار خویش کنار بیاید . و به زعم خود به جنگ آنها رفته است .
در این میان همانها ( همان عروسک گردان ها ) که سالهاست اتش تهیه اسلام هراسی و اشاعه شبهه و تردید بر ایمان جوانان ریخته اند آش را شورتر از آنچه باید یافته اند و تقلا می کنند که این زیاده روی را چاره ای جویند . بی بی سی فارسی که در غایله قران سوزی تری جونز هم به دفاع از وی گریبان دریده بود , بلافاصله تلاش کرد شاهین نجفی را از ننگ اهانت به ائمه تبرئه کند . در این مصاحبه اینترنتی مجری بی بی سی فارسی تلاش می کند ادعای عدم توهین به ائمه علیهم السلام را در دهان شاهین نجفی بکارد اما وی انقدر باهوش نیست که درک کند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. گردانندگان بی بی سی فارسی که از وی نا امید می شوند روی مولفه دیگر خبر یعنی صحت و سقم فتوای صادر شده متمرکز می شوند .
همکاران بی بی سی فارسی در صدای آمریکا و رادیو اروپای آزاد گویا بعد از توجیه شاهین نجفی در مصاحبه با وی نقش تکمیلی را ایفا می کنند تا جایی که در ادعای مضحکی , وی به توصیه دوستانش اتها م توهین به ائمه علیهم السلام را رد می کند اما در موضعی کودکانه و لجوجانه باز بر همان توهین ها اصرار می ورزد و اين بار جامعه ایرانی معترض را نیز از توهین های خود بی نصیب نمی گذارد و آنها را دگم و نادان نسبت به هنر می داند . وی هنوز متوجه نشده است ادامه این رویه و اصرار بر توهین و تمسخر اعتقادات مردم میتواند نقطه پایانی رقت انگیز بر فعالیت به اصطلاح هنری اش باشد .
فهم چرایی این عملکرد چندان سخت نیست . دین ستیزان مطلع تر نقش تندروی ها و توهین های اینچنینی در اتحاد و یکپارچگی جامعه مذهبی را می دانند و روش استحاله تدریجی پای آهنگ های رپ اباحه سرا یا رپ های پرسر و صدای جنبش سبز یا دستنوشته های شیک لائیک و سکولار را موثرتر می پندارند.
بر خلاف جو سازی های رسانه های دروغین ضد اسلامی هنوز هیچ فتوای اختصاصی در مورد این هتاک صادر نشده است و همه آنچه در شبکه های اجتماعی یا رسانه های ضد اسلامی منتشر شده پاسخ به سوالهای عمومی مراجعه کنندگان است
اما موج حماسه ساز برخاسته از جوشش مردمی و غیرت ایرانیان از هر طیفی که توهین و تمسخر آیینشان را برنمی تابند چندان بلند است که که عروسک گردانان را به تلاش برای تصحیح این توهین و تندروی واداشته است . آنان از این بیم دارند که موج این اعتراضات بیش از این به بدنه مذهبی جامعه سرایت کرده و منجر به عکس العمل های جدی جامعه مذهبی ایران و مراجع عظام گردد . پافشاری این رسانه ها بر انتساب دروغین این اعتراضات به نیروهای دولتی و حزب اللهی در این راستا ارزیابی می شود . آنان امیدوارند با مهار و مدیریت این عکس العمل ها زمینه گام های بعدی را فراهم آورند .
آنچه از مجازات این هتاک مهمتر است عدم غفلت از وقایع منطقه و درک ضرورت های این برهه حساس تاریخی است . از زمانی که پای استعمار غربی به این منطقه باز شده است مهمترین دست آویز استمرار سیطره و تسلط آنها بر منطقه تشدید اختلافات مذهبی و قومی و عقیدتی بوده است . گفتگو و توازن و تعادل میان طیف های مختلف فکری و مذهبی در این منطقه به هیچ وجه به نفع آنها نبوده تا جاییکه پیوسته اقدامات آنها در ایجاد کلنی های اختلاف در منطقه و ایران قابل رصد است .
کنار رفتن نقاب همراهی با دین غیر سیاسی سکولاریسم انگلیسی و تشدید دین ستیزی های توهین آمیز و همزمانی آن با رسوایی آشکار وهابیت سعودی و نمونه ترکی در پیشبرد سیاستهای غرب در مقابله با جبهه مقاومت و تلاش آنها برای نجات صهیونیستها در این برهه حساس تاریخی باید ما را از هر طیف فکری با اندک تعلق خاطری به اسلام نبوی (ص) به اتحاد و انسجام بیشتر وادارد .
بر خلاف فاصله های موجود میان ما از گرایشهای مختلف و عناوین و برچسب هایی که ما عادت داریم میان یکدیگر رد و بدل کنیم آنها همه ما مذهبی ها را تا زمانی که اندک تعلق و رنگ و بویی از اسلام داشته باشیم به یک چشم می نگرند . پرده تزویر مسلمان خوب و مسلمان بد یا اسلام سیاسی و اسلام غیر سیاسی در صحنه بین الملل مدتهاست که برافتاده است اما متاسفانه داخل ایران این فرآیند به خوبی تبیین و تشریح نشده است . در جریان اخیر رسانه های فارسی زبان وابسته به اردوگاه غرب تلاش می کنند که مولفه سازی و سپس نهاد سازی رسانه ای کنند . از مولفه های مورد تاکید آنها که هر مسلمان خوبی از دید آنها باید دارا باشد بی تفاوتی مقابل همین توهین هاست به این معنی که هر کس هرگونه خواست می تواند ارزش ها و اعتقادات دیگران را دست آویز و بازیچه سرگرمی و هنر نمایی خود کند و معتقدان به آن ارزشها نیز در جامعه متمدن امروزی نباید متعرض وی شوند وگرنه بلافاصله برچسب های اسلام سیاسی و حزب الهی و دولتی خواهند خورد . این فرایند تا آنجایی پیش می رود که در گزارش یکی از موسسات پژوهشی آمریکایی از میان چند گزینه ای که برای تشخیص اسلام مطلوب از اسلام نا مطلوب به زعم آنها پیشنهاد می شود شاخص برسمیت شناختن حقوق همجنسگرایان است . به این معنی که هر مسلمانی که بتواند بر خلاف نصوص صریح قرآن حقوق همجنسگرایان را برسمیت بشناسد مسلمان مطلوب و در غیر این صورت مسلمان نامطلوب است .
فراتر از نهاد سازی رسانه های بیگانه جامعه ایرانی از مسلمان و غیر مسلمان از مذهبی حزب اللهی و غیر حزب الهی ... متدین دولتی و سنتی ... و حتی غیر مذهبی رپ خوان نیز نسبت به این نوع توهین ها واکنش نشان می دهد و نشانی از هنر و ادب و تمدن در آن نمیابد . در این میان حتی غیرت ورزی دینی کسانی که چندی است میان آنها و نظام فاصله افتاده نباید مستمسک ملامت قرار گیرد بلکه شایسته است دست آویزی برای درخواست همیشگی مردم در جهت تعیین پررنگ تر مرزها با دین ستیزان غریبه با اسلام و انقلاب تلقی گردد.
اگر وهابی "دین مدار" سعودی و رسانه های "دین ستیز" انگلیسی در تخریب گنبد سامرا و وهن تصویری آن به اشتراک می رسند ضروری است ما نیز از هر گرایش و سلیقه ای بدور از هرگونه انفعال و پراکندگی پاسخی مناسب این سناریو تدارک بببینیم . در این راه ضرورتی ندارد اختلاف سلیقه ها و گرایش ها را فراموش کنیم بلکه یک اقدام هماهنگ و در خور جامعه ایران می تواند هزینه این اقدامات را برای هتاکان بسیار بالا ببرد و اجرای مکرر این سناریوی تکراری را ناکام گذارد .

abolhol
پست: 2
تاریخ عضویت: شنبه 21 مرداد 1391, 3:52 am

پستتوسط abolhol » شنبه 21 مرداد 1391, 4:21 am

با سلام
میشه لطفا دقیق بفرمایید که آیا در تعلیمات بهائیت چیزی در مورد احترام به دیگر عقاید بیان شده یا خیر
آیا در مورد شیعیان به طور خاص مطلبی آورده شده یا خیر
لطفا با ذکر سند از کتب بهائیت بفرمایید
با تشکر


بازگشت به “شیوه های تبلیغی”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان