به دنبال اشتراکات

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

به دنبال اشتراکات

پستتوسط Sardabir » شنبه 8 بهمن 1390, 4:01 am

در دو سه روز گذشته بین دو کاربر سایت لاکی من و پژوهش در تریبون گفتگوئی در گرفت و بحثی آغاز شد پژوهش پیشنهاد گشودن تاپیکی با عنوان "به دنبال اشتراکات "نمود.

این تاپیک را گشوده و بحث های آنها را به اینجا منتقل می نمائیم تا از این پس به جای گفتگو در "صمیمانه" یا "شما و سردبیر" ،بحث را در اینجا ادامه دهند.

luckyman

ارسال شده: پنجشنبه، ۰۶ بهمن ۱۳۹۰

موضوع تعدد زوجات

سلام بر بهار و هدي و حبيب و پ‍ژوهش و ...
خيلي مناظره خوبي در مورد تعدد زوجات بود و بسيار جالب كه هدي خيلي خوب دقت ميكرد
من ميخواستم يكم طرفداري كنم از بهار هرچند كه تمام مطالب مورد اشاره از سوي هدي رو قبول دارم چون به نظرم حوب قضاوت كردند در مورد هر دو فرد
اما ميخوام ببينم آيا چه تشابهاتي ميان بهايي و اسلام ميبينيد ؟
بسيار جالبه كه آقاي پژوهش بسيار مطلع اند به آثار و بيانات و همين رو از خانوم بهار ميخوام
آيا بهتر نيست پس از اين مباحثه طولاني يك كمي هم به اشتراكات بينديشيم ... ميدونم قطعا و بسيار بيشتر آقاي پژوهش بيش از بهار خانوم استنادات دارند و بايد اعتراف كنم ايشان با سواد ترند و اين نظر شخصي ام هست و اميدوارم بهار ناراحت نشه
دوم اينكه چه اشتراكاتي ميان ظهور اسلام در زمان مسيحيت و ظهور بهائيت در زمان اسلام ميبينيد
سوم اسلام در زمان مسيحيت چه چيز تازه اي براي جامعه مسيح و ايران باستان داشت
چهارم آيا اين ايراداتي كه شما از بهائيت در اين زمان ميگيريد آيا همين ايرادات توسط زرتشتيان و مسيحيان بر اسلام گرفته نشده است ؟
پنجم آيا ميتوانيد علت اختلافات ميان مسلمانان و فرقه هاي ايجاد شده را بگوييد ....
من فكر ميكنم بهار هم با اين سولات موافق باشه ... اصلا كي گفته بايد بهائيت را اثبات كرد ؟چرا اسلام را اثبات نميكنيد و نظر زرتشتيان و يهوديان و ارامنه ومسيحيان را نميگيريد و...؟مطمئن باشيد ايراداتي كه به بهائيت از سوي مسلمانان گرفته ميشود دقيقا ايراداتي كه از سوي اديان قبلي بر اسلام گرفته ميشود
با بهترينها

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

pajohesh

ارسال شده: پنجشنبه، ۰۶ بهمن .۱۳۹

دوست عزیز لاکی من luckyman

سلام گرم مرا پذیرا باشید.

از اظهار لطف شما به حقیر سپاسگزارم که فرمودید:

"بسيار جالبه كه آقاي پژوهش بسيار مطلع اند به آثار و بيانات و همين رو از خانوم بهار

ميخوام آيا بهتر نيست پس از اين مباحثه طولاني يك كمي هم به اشتراكات بينديشيم

... ميدونم قطعا و بسيار بيشتر آقاي پژوهش بيش از بهار خانوم استنادات دارند و بايد

اعتراف كنم ايشان با سواد ترند و اين نظر شخصي ام هست و اميدوارم بهار ناراحت

نشه ..."

بنده با کمال میل آماده بحث پیرامون موضوعاتی که شما می خواهید هستم ...چه

دوستمان بهار هم به بحث بپیوندند و چه نپیوندند.البته دوست دارم بیایند.

و به سهم خود به سوالات شما پاسخ خواهم داد.هدی و حبیب هم چنانچه مایل

باشند دعوت شما را اجابت کنند خوب خواهد بود.

ابتدا یک پاسخ کوتاه عرض خواهم نمود و بعد یک پاسخ بلند هم خواهم داشت که

پیشنهاد می کنم در تاپیک مستقلی چنانچه سردبیر محترم صلاح بدانند به نام "به

دنبال اشتراکات" آورده شود.

اما پاسخ های کوتاه:

سوال 1 :آيا بهتر نيست پس از اين مباحثه طولاني يك كمي هم به

اشتراكات بينديشيم؟

جواب:پرداختن به اشتراکات مربوط به وقتی است که در کلیات توافق

حاصل شده باشد.

ما هنوز در اصل اثبات بهائیت حرف داریم و دوستان بهائی نتوانسته اند به اقناع

پژوهشگران بپردازند.اگر این امر را تدارک نمودند به اشتراکات خواهیم پرداخت.

سوال2:چه اشتراكاتي ميان ظهور اسلام در زمان مسيحيت و ظهور

بهائيت در زمان اسلام مي بينيد؟

جواب : ظهور اسلام در منابع مسیحیت نوید داده شده بود اما چون

اسلام دین خاتم و آخرین است نویدی برای آمدن دین جدید وجود ندارد.

لذا به دنبال اشتراکات نمی توانیم باشیم چون به اصطلاح منطقیین ،منتفی به انتفاع

موضوع است .

سوال3:اسلام در زمان مسيحيت چه چيز تازه اي براي جامعه مسيح

و ايران باستان داشت ؟

جواب:می دانید مسیحیت فاقد احکام تشریعی برای ابعاد زندگی

انسانی در سیاست و اقتصاد و امور اجتماعی و مناسبات فردی و بین المللی است

چنانچه در مباحث اعتقادی مثل توحید و نبوت و معاد هم گرفتار اجمال و ابهام

است(متون فعلی را می گویم) .

ایران باستان نیز در عصر ظهور اسلام گرفتاری های دیگری داشت که می

توانید در کتب تاریخی ببینید ازجمله استبداد حاکمان و دین طبقاتی مورد ترویج آنها و

ضعف بنیاد های معرفتی و فقدان تعالیم الهی و...خداوند با دین اسلام، هم معارف

مبدئی و معادی و هم احکام فراگیر فردی و اجتماعی را تکمیل و جاودانه ساخت تا

انسانها در پناه وحی به سعادت دنیوی و اخروی نائل شوند.

سوال 4:آيا اين ايراداتي كه شما از بهائيت در اين زمان ميگيريد آيا همين ايرادات

توسط زرتشتيان و مسيحيان بر اسلام گرفته نشده است ؟

جواب:در پاسخ سوال یکم عرض کردم مقایسه بهائیت با ادیان آسمانی ،

قیاس مع الفارق است.دین اسلام به شهادت خود رهبران بهائی ،دین پایانی است و

ظهور دین دیگری متصوّر نیست.جناب بهاءالله در ص 298 کتاب اشراقات،پیامبر اکرم

(ص) را آخرین پیامبر می شمارند که رسالت و نبوت به وجود مبارکش خاتمه یافته

است.پس به فرض وجود ایراداتی از اصحاب ادیان آسمانی به اسلام ، شباهتی برای

بهائیت ثابت نمی شودچراکه قرار نبوده دینی بعد از اسلام بیاید که بهائیت ادعای

شباهت بین خود و آنها نماید!


سوال 5:آيا ميتوانيد علت اختلافات ميان مسلمانان و فرقه هاي ايجاد شده را

بگوييد؟

جواب:علت اختلافات همین بحث های اصولی است: همچون اختلاف بهائیت با

مسلمانان که ناشی از این است که مثلا بهائیت خود را دین جدید معرفی نماید و از

عهده اثباتش بر نیاید که موجب اختلاف خودش با جامعه اکثریت مسلمان می شود و

این اختلاف ادامه پیدا می کند تا وقتی که بهائیت به بحث آزاد اصولی تن دهد و موضوع

حل شود.

سوال 6: اصلا كي گفته بايد بهائيت را اثبات كرد ؟چرا اسلام را اثبات نميكنيد و

نظر زرتشتيان و يهوديان و ارامنه ومسيحيان را نميگيريد و...؟مطمئن باشيد ايراداتي كه

به بهائيت از سوي مسلمانان گرفته ميشود دقيقا ايراداتي كه از سوي اديان قبلي بر

اسلام گرفته مي شود .

جواب:بهائیت را باید اثبات کرد چون اسلام به گواهی مدرکی که از

بهاءالله در اشراقات ذکر نمودم دین آخرین است. اما صاحبان ادیان آسمانی قبل حق

دارند مطالبه دلیل بر اثبات اسلام نمایند که علمای مسلمان به آن پرداخته اند که می

توانید به کتاب های کلامی مراجعه کنید.آنها همه منتظر دین بعدی بودند اما خاتمیت

اسلام ،پذیرش دین دیگری را منتفی نموده است. لذا همانطور که عرض شد قیاس

بهائیت با ادیان قبل ،قیاس مع الفرق است و از نظر منطق و فلسفه غلط است.

امیدوارم این توضیحات اجمالی برای شما مفید بوده باشد.

با آرزوی توفیق

پژوهش

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

luckyman

ارسال شده: پنجشنبه، ۰۶ بهمن ۱۳۹۰

دوست خوب و محققم مرسي از پاسخ هاي شما
در ابتدا بايد تشكر كنم از اطلاعات بسيار حوب شما و بعد بايد متشكر شوم از اينكه به اين سرعت پاسخ ميديد و باورم نميشد كه به اين سرعت پاسخ بگيرم و سوم اينكه بايد روي جوابهاتون تعمق كنم لذا در اين موضوع فقط خواستم به علت تسريع جواب هاتون بسيار تشكر كنم
و اميدوارم دوستان بهايي ما نيز شركت كنند تا يكطرفه حركت نكنيم
با بهترينها


----------------------------------------------------------------------------------------------------------

luckyman

ارسال شده: پنجشنبه، ۰۶ بهمن ۱۳۹۰

در جواب 1 آيا بدون تعصب و با تمام دلائلي كه داريد و فرضا هم بهائيت اثيات نشده و نشود آيا واقعا هيچ اشتراكي بين اسلام و بهائيت نيست؟قطعا هست...لطفا اشاره بفرماييد...
در جواب 2 نيز به اختلاف اشاره نموديد لطفا به اشتراك اشاره كنيد
در جواب 3-آيا مسيحيان و زرتشتيان جواب شما را ميپذيرند؟و اگر نپذيرند چه؟...همچنين آيا در مورد حاكمان عصر حاضر و زمان ظهور بهاءالله چنين نظري نداريد ؟آيا استبداد حاكمان حاضر كمتر از آن زمان است؟بهتر نيست به كشورهاي عربي مصر،يمن،بحرين،قطر،عربستان و... بنگريد و مقايسه نماييد ... ؟
در جواب 4-آيا قرار بوده كه ديني بيايد يا نيايد بشر تصميم ميگيرد يا خداي بشر ؟از حديثي از امام جعفر شنيدم كه ميفرمودند به محض ظهور مهدي گويي ديني جديد ظهور ميكن و همه آن را انكار مينمايند و... حال بماند با فرض اينكه اصلا شما درست ميگوييد و در قرآن در سوره احزاب آيه 40 خاتميت مطرح شده اما آيا اين نظر و برداشت شما از اين آيه معني دارد يا اينكه احتمالا پيامبري بيايدو بگويد آن گونه اي ديگر معني دارد ... اصلا اگر حود حضرت مهدي ظهور كند و بگويد معني اين آيه چيز ديگري است نبايد قبول كرد ...البته و صد البته اگر مهدي را قبول كني تمام دستورات او را و تبيينات او را خواهي پذيرفت حتي اگه معني قرآن را شما طوري ديگر بر خود تعبير كني و...
در جواب 5-آيا اكثريت به مفر است؟محمد امين ميفرمايند قيام كنيد اگر حتي 1 نفر هستيد ...آيا واقعا كلمه اكثريت مسلمان معني دارد؟آيا واقعا چند نفر ر در اين گيتي مسلمان ميدانيد؟آيا هر كس شهادتين دهد مسلمان است؟آيا طالبان و برخي گروهها همچون ريگي كه شيعه ها را سر ميبرند مسلمانند؟آيا كساني كه حكم قتل انسانها را ميدهند مسلمانند؟آيا حركتهاي تروريساي را نميبينيد ؟آيا اينها مسلمانند؟آيا كدام مقدس اند بي ديناني كه در زندگي اجتماعي به حقوق انساني احترام ميگذارند يا مسلماناني كه انسانها را ميكشند ؟و شايد بگوييد آنها مسلمان نيستند ولي بايد بگويم آنها با نام الله و محمد امين ميكشند و اين را شما در فيلم ها مي بينيد و...و آيا نفرمودند اگر 313 مسلمان در دنيا باشد مهدي ظهور ميكند و چگونه دم از اكثريت مسلمان مي زنيد ...اجازه دهيد تا ايرادي كه بر بها گرفتيد در مورد بهائم بر رويش فكر كنيم اجازه دهيد تا مسلمان نماهاي تروريست را جزو انسانها ندانيم ...اجازه دهيد تا قاتلان همنوعانمان را پست تر از حيوان بدانيم و بر بها در اين خصوص ارزش دهيم و...
در جواب 6-آيا وافعا علماي اسلام به اثبات اسلام براي اديان قبلي (زرتشتيان و مسيحيان و..)پرداخته اند ؟ولي اگر چنين باشد آيا جمعيت كثير اين اديان چرا به اسلام نگرويدند؟آيا ايشان نميتوانند اثبات نماسند و يا اينكه مطيعان اديان قبلي لجاجت و اصرار بر دين نياكان خود دارند ؟!!...
دوست من بسيار دوستت دارم چون بسيار با سواد هستي و اميدوارم بدون تعصب و بدون حاشيه مثل هميشه پاسخم رو بدي ...چقدر حوشحال ميشم مسئول سايت از دوستان قبلي بخوان تا تو اين مورد نظرات رو بدن
بسيار مسرور و خرسندم كه چنين محيطي براي تنوير افكار و به اشتراك گذاشتن اون فراهم شده
اجازه بديد از مخترع برق ، سازنده كامپيوتر،راه اندازان سايت و... كه از دينشون خبري ندارم تشكر بسيار بكنم و بگم ممنون ا زانسانهاي آزادي كه خالصانه تلاش شبانه روزي شون را براي پيشرفت بشري در اختيار گذاشتند
دوستون دارم
و با بهترينها

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

pajohesh

ارسال شده: جمعه، ۰۷ بهمن ۱۳۹۰

دوست گرامی لاکی من

باز هم از اظهار لطفتان به حقیر ممنونم.خوشحالم که بهائی پژوهی را پسندیده اید و

می گوئید:

"بسيار مسرور و خرسندم كه چنين محيطي براي تنوير افكار و به اشتراك گذاشتن اون

فراهم شده "

فقط از شما تقاضا دارم به پاسخ ها خوب بیندیشید چون در کامنت آخر علیرغم پاسخ

بنده باز همان سخنان را تکرار نموده اید.

1-وقتی دین بودن بهائیت اثبات نشده دلیلی ندارد دنبال اشتراکات باشیم.مگر شما

دنبال اشتراکات فکر خودت با میلیونها اندیشه و فکر درست یا غلط که در جهان گذشته

و معاصر هست می روید؟

اصلا چه ضرورتی در این کار هست و چه فایده ای دارد؟ آیا وقت تلف کردن نیست دنبال

اشتراکات با آئینی باشی که توان اثبات خود به عنوان یک دین را ندارد؟

شما یا اصل دین را قبول داری یا نه.اگر اصل دین را نمی پذیری که برایت اسلام و

مسیحیت و...فرقی نمی کند و همه باطلند و اگر به دین معتقدی باید برایت اثبات شود

که این دین الهی است تا به دستوراتش گردن نهی.

هر مدعی که از راه برسد و بگوید من دین هستم و بیا مشترکات پیدا کنیم که دنبالش

نمی روی بلکه می گوئی به چه دلیل دین هستی؟اول دین بودن خودت را اثبات کن بعد

حرف های دیگر را پیش می کشیم.

2-تا دین بودن بهائبت اثبات نشود بحث اشتراکات غیر عاقلانه است.

3-ما منطق خود را گفتیم اگر مسیحیان یا زرتشتیان بر آن نقد داشته باشند کاملا آماده

هستیم تا دلیل نقض آن را بفرمایند تا بحث علمی کنیم. شما اگر بر دلائل ما ایرادی

منطقی می بینید بفرمائید پاسخ دهیم.

4-در مورد خاتمیت اسلام ،بنده از قزآن دلیل نیاوردم تا بفرمائید ممکن است معنای

خاتمیت چیز دیگری باشد. بلکه از بهاءالله سند ذکر کردم که حضرت رسول اکرم را

آخرین پیامبر و آخرین رسول شمرده است.اگر بهائیت به حرف رهبرش اعتقاد داشته

باشد حتما باید بپذیرد که اسلام خاتم ادیان است و آمدن دین دیگری معنا ندارد.

5-در علم و معرفت اکثریت ملاک حقانیت نیست اما در نظامات اجتماعی و دموکراسی

اصطلاحی و عملی امروز رای اکثریت را ملاک تعیین حاکمیت می گیرند اقلیت باید به

حاکمیت اکثریت تن دهد.اقلیت صدهزار نفری بهائیت در ایران باید به اسلام هفتاد

میلیون مسلمان احترام گزارد نه آنکه آن ر ا منسوخ و تاریخ مصرف گذشته بشمرد و

شیعه را در کلمات رهبرانش حزب مشرک بخواند.تروریست ها و آدمکش ها ربطی به

دین خاصی ندارند حتی اگر ادعا کنندو در هر گروه و دسته ای هم پیدا می شوند.مگر

نرون و هیتلر و موسولینی و هزاران آدمکش دلیل نقض ادیان هستند؟!

6-علمای اسلام منطق خود را در طول تاریخ عرضه کرده اند و وجود دو میلیارد مسلمان

در جهان معاصر از همه ملیت ها و طوائف و کشورها دلیل پذیرش منطق اسلام از سوی

این انسانهاست.هیچ اجباری هم در کار نیست. گرایش روز افزون غربی ها به اسلام

بویژه فرهیختگان انکار ناپذیر است.در عین حال حقانیت با تسلیم متفاوت است.

پزشکانی که سیگار می کشند می دانند سیگار مضر است ولی تسلیم علمشان نمی

شوند.بسیار کسان به حقانیت اسلام پی برده اند ولی به دلائلی ممکن است تن

ندهند.

ما هم از تلاشگرانی که خالصانه برای خدمت به بشریت زحمت کشیده اند و می کشند

ممنونیم .خداوند هم فرموده "فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره".

اما بحث حقانیت و اعتقاد بر ملاک عقل و تعقل را نباید تعطیل نمود.

ممنونم از توجه و همراهی شما

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: به دنبال اشتراکات

پستتوسط irani » یک شنبه 9 بهمن 1390, 4:11 am

درود بر جناب lukyman

مطالب شما و اظهارات جناب پژوهش را خواندم.موضوعات جالبی است.
به نظرم شاید بشود از نقطه نظر شما هم به موضوع فکر کرد و بحث نمود و به موضوع اشتراکات بین اسلام و بهائیت پرداخت.
از شما سوال می کنم اشتراکات بین آندو چه چیزهائی است ؟
بنده عرض می کنم مطابق اظهارات بهائیان ،آنها به خدا و پیامبران و نبوت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) و قرآن و امامان دوازدهگانه اعتقاد دارند بنابراین در اینها با شیعیان مشترکند.پس در چه چیز اختلاف دارند؟
اختلاف در این است که می گویند امام دوازدهم حضرت مهدی محمد بن الحسن العسکری علیه السلام که مسلمین منتظر ظهورش هستند ،نیست بلکه قائم شخص علیمحمد شیرازی فرزند میرزا رضا ملقب به "باب "است که در سال 1260 در شیراز ادعا نمود و چند سال بعد هم اعدام شد و اکنون قبرش در اسرائیل زیارتگاه بهائیان است.

خوب از جناب لاکی من سوال می کنم اشتراکات مشخص و اختلاف هم مشخص است.چه باید کرد؟!
بهائی مدعی است اسلام را قبول دارم ولی قائم ظهور کرده و کشته شده است.
بهتر نیست این جناب مدعی برای اثبات مدعایش زحمت بکشد و قاطبه مسلمانان را مجاب کند؟!
او برخلاف اجماع و اکثریت ادعائی را مطرح نموده که موجب اختلاف شده و موجب تحمیل سه جنگ داخلی در کشور شده است .مسلمانان حق ندارند بپرسند:

1-به چه دلیل علیمحمد باب همان قائم موعود اسلام است؟
2-کدامیک از علامات مهدی عدالت گستر در باب موجود بوده است؟
3-اگر او همان مهدی است چرا خودش را باب مهدی لقب داده است؟
4-توالی امامان دوازدهگانه چگونه هزار سال بعد به نسل میرزا رضا رسیده است؟
5-مهدی علیه السلام قرار بود زمین را از عدل و داد پرکند او چکار توانست بکند؟
6-او قائم اسلام بوده یا آورنده شریعت جدیدی به نام بابیت؟
7-چرا بعد از دستگیری از همه ادعاهایش توبه نموده است؟
8-کتاب بیان او که حاوی دستور قتل همه غیر بابیان است چرا توسط بهائیان چاپ و نشر نمی شود؟
9-او چگونه قائم عدالت گستری بوده که هم توبه کرده و هم اعدام شده است؟
10-فایده این قائم برای جهان اسلام و مسلمانان چه بوده است؟

اگر صلاح می دانید از دوستان بهائی بخواهیم به این سوالات پاسخ دهند شاید موضوع قائمیت هم به مشترکاتمان افزوده شود!

روشنفکر
پست: 33
تاریخ عضویت: یک شنبه 23 بهمن 1390, 8:45 am

پاسخ: به دنبال اشتراکات

پستتوسط روشنفکر » سه شنبه 2 اسفند 1390, 4:18 am

درود بر دوستان لاکی من و ایرانی

مباحثه جالب شما را خواندم و استفاده کردم.

موضوع اشتراکات ،موضوع جالبی است و من در این زمینه نظری دارم.

وقتی پژوهشگر می خواهد مشترکاتی بین بهائیت با ادیان پیدا کند به متون اصلی بهائیت باید مراجعه نماید.

در وهله اول او به نکات مشترک متعددی برمی خورد که بین آنها وجود دارد اما وقتی مطالعات و پژوهش های

خود را ادامه می دهد با کمال شگفتی می بیند دوگانگی و تناقضاتی نسبت به مطالب مورد نظر در آن آثار دیده

می شود.به عبارت دیگر مطالب متعددی تناقض وجود دارد که نمی توان بطور قاطع گفت نظر بهائیت در فلان

موضوع چیست. مثلا در جائی گفته اند همه انسانها برابرند و در جائی گفته سیاهان آفریقائی مخلوقات گاوی

هستند یا شیعیان ،مشرکند یا ناقضین حیوانند یا ترک ها بی شعورند یا غیر بهائیان زنازاده اندو...

مثال دیگر :در جائی می گویند دین باید با علم و عقل تطبیق کند و در جائی می گویند علم و عقلت را کنار بگذار

تا به حقانیت ما پی ببری (کورشو تا جمالم بینی و کر شو تا صوت دل انگیزم شنوی!)

مثال دیگر :در جائی از تساوی حقوق رجال و نساء سخن می گویند و در جای دیگر بین زن و مرد در ارث و حج و

عضویت در بیت العدل فرق می گذارند و زن را محروم می سازند حتی بین زنان هم فرق می گذارند و مهریه زن

شهری را طلا و مهریه زن روستائی را نقره تعیین می کنند!

ده ها مثال دیگر هست که ذکر نمی کنم و نتیجه می گیرم که رسیدن به مشترکات در بهائیت بسیار دشوار و

بلکه نشدنی است زیرا آنقدر در متون بهائی تناقض وجود دارد که در هر موضوعی که دست می گذارید می بینید

دوگانه گوئی و گاهی چندگانه گوئی هست و یک سخن واحد وجود ندارد تا به تطبیق آن با دیگران بپردازید.

این نظر من در مورد مشترکات است.

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پاسخ: به دنبال اشتراکات

پستتوسط yas » سه شنبه 16 اسفند 1390, 9:37 am

سلام بر دوستان!

در این روزهای آخر سال برای همه دوستان و پژوهشگران آرزوی شادکامی و سلامت دارم.

از اینکه بحث های جدید و متنوعی هماره اتاق های گفتگوی سایت را شاداب می دارد خوشحالم

و بر بی توفیقی خود برای حضور در همه آنها تاسف می خورم.امیدوارم مشغله ها کمتر شود تا

توفیق قدیم را باز یابم.

در مورد این بحث مشترکات ، بحث جناب روشنفکر دوست جدید را بیشتر پسندیدم.به نظر می

رسد اگر دوستان بهائی در مورد تناقضات موجود در آثار اصلی بهائی تحلیل قانع کننده ای ارائه

دهند می توان اشتراکات را بر اساس مطالب بدون تناقض ،بیرون کشید و مورد بحث قرار داد.

دوستدار همگی تان

یاس

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پاسخ: به دنبال اشتراکات

پستتوسط pajohesh » یک شنبه 6 فروردین 1391, 1:59 am

ضمن تشکر از دوستان لاکی من ، روشنفکر و یاس و تبریک سال نو به ایشان .

بحث خوبی بود. از دوست بهائی مان جناب لاکی من که بحث به خاطر ایشان گشوده شد ،خبری نشد.

امیدوارم بیایند و نظر شان را اعلام نمایند تا در مشترکات تفاهم حاصل شود.

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پاسخ: به دنبال اشتراکات

پستتوسط Sardabir » جمعه 18 فروردین 1391, 6:42 am

به نظر می رسد این بحث قابلیت آن را دارد که در یک همایش علمی مورد بررسی قرار گیرد با عناوینی چون:

"بررسی تطبیقی آموزه های ادیان و ادیان ابراهیمی"

یا

"پژوهش در اشتراکات یا عدم اشتراکات بهائیت با ادیان"

یا

"عقاید بهائیت در میزان عقائد اسلامی"

و در این همایش می توان اشتراکات یا عدم اشتراکات را در عمده ترین آموزه های بهائی بطور جداگانه با مبانی اسلام یا دیگر ادیان

تحقیق و ارائه نمود.

بسیار نیازمندیم چنین همایش هائی در نقاط مختلف جهان تشکیل شود و محققان نتایج تحقیقات خود را در این موضوع ارائه دهند.

به عنوان سردبیر این پایگاه تحقیقی ،پیشنهاد برگزاری چنین نشست هائی را به دانشگاههائی که رشته ادیان یا تاریخ دارند را دارم.

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پاسخ: به دنبال اشتراکات

پستتوسط Sardabir » سه شنبه 5 اردیبهشت 1391, 1:32 am

چون دوست بهایی lukyman بحث را ادامه ندادند و قطع کردند.این قسمت را پایان داده و بصورت مناظرات جمع بندی و مستقلا در بخش مربوطه قرار گرفت.

ayaha
پست: 0
تاریخ عضویت: شنبه 13 دی 1393, 6:41 am

Re: به دنبال اشتراکات

پستتوسط ayaha » شنبه 13 دی 1393, 6:54 am

.
به نظرم شاید بشود از نقطه نظر شما هم به موضوع فکر کرد و بحث نمود و به موضوع اشتراکات بین اسلام و بهائیت پرداخت.
از شما سوال می کنم اشتراکات بین آندو چه چیزهائی است ؟
بنده عرض می کنم مطابق اظهارات بهائیان ،آنها به خدا و پیامبران و نبوت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) و قرآن و امامان دوازدهگانه اعتقاد دارند بنابراین در اینها با شیعیان مشترکند.پس در چه چیز اختلاف دارند؟
اختلاف در این است که می گویند امام دوازدهم حضرت مهدی محمد بن الحسن العسکری علیه السلام که مسلمین منتظر ظهورش هستند ،نیست بلکه قائم شخص علیمحمد شیرازی فرزند میرزا رضا ملقب به "باب "است که در سال 1260 در شیراز ادعا نمود و چند سال بعد هم اعدام شد و اکنون قبرش در اسرائیل زیارتگاه بهائیان اس

ayaha
پست: 0
تاریخ عضویت: شنبه 13 دی 1393, 6:41 am

Re: به دنبال اشتراکات

پستتوسط ayaha » شنبه 13 دی 1393, 6:55 am

.
به نظرم شاید بشود از نقطه نظر شما هم به موضوع فکر کرد و بحث نمود و به موضوع اشتراکات بین اسلام و بهائیت پرداخت.
از شما سوال می کنم اشتراکات بین آندو چه چیزهائی است ؟
بنده عرض می کنم مطابق اظهارات بهائیان ،آنها به خدا و پیامبران و نبوت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) و قرآن [url=http://www.tesking.biz/]tesking.biz[/url]
و امامان دوازدهگانه اعتقاد دارند بنابراین در اینها با شیعیان مشترکند.پس در چه چیز اختلاف دارند؟
اختلاف در این است که می گویند امام دوازدهم حضرت مهدی محمد بن الحسن العسکری علیه السلام که مسلمین منتظر ظهورش هستند ،نیست بلکه قائم شخص علیمحمد شیرازی فرزند میرزا رضا ملقب به "باب "است که در سال 1260 در شیراز ادعا نمود و چند سال بعد هم اعدام شد و اکنون قبرش در اسرائیل زیارتگاه بهائیان اس

maria14
پست: 0
تاریخ عضویت: دو شنبه 27 بهمن 1393, 9:59 am

Re: به دنبال اشتراکات

پستتوسط maria14 » دو شنبه 27 بهمن 1393, 11:11 am

به یاد جناب جویا می اندازم قولی را که در اینجا دادند تا از انگیزه های جنگ های بابیان در ابتدای امر بابیت در ایران سخن بگویند.اگر لطفی بفرمایند ومستندا بحث را ادامه دهند
استفاده خواهیم کرد.

حسن ارشاد
پست: 0
تاریخ عضویت: پنج شنبه 16 بهمن 1393, 10:55 am

Re: به دنبال اشتراکات

پستتوسط حسن ارشاد » سه شنبه 28 بهمن 1393, 6:57 am

انگيره بابيان از جنگ هاي اوليه دقيقا تحت تاثير آموزه هاي موجود در تفسير سوره يوسف بود يعني مديريت سياسي و كسب قدرت سلطنت قاجار و براي رسيدن به اين هدف استفاده از اسلحه مجاز شناخته شد


بازگشت به “شیوه های تبلیغی”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان