چه خبر؟!

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » چهار شنبه 22 شهریور 1391, 7:38 am

برنامه‌ی چهل و دوم چهار‌شنبه‌های اتاق تحرّی حقیقت:

هشتمین جلسه‌ی گفتگوی آنلاین، همراه با پرسش و پاسخ در زمینه‌‌ی تعالیم دوازده گانه‌ی آیین بهایی

با موضوع تعلیم وحدت اساس ادیان؛

با شرکت مهمانان ارجمند



نام اتاق در پالتاک: Taharri Haghighat

بیست و دوم شهریور هزار سیصد و نود و یک

ساعت برنامه: ۲۲:۳۰ الی ۰۰ به وقت ایران

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » سه شنبه 9 آبان 1391, 11:43 pm

چهل و هشتمين نشست اتاق تحري حقيقت در پالتاك برگزار شد.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني تحري حقيقت (taharrihaghighat.org)برنامه‌ی چهل و هشتم از سري برنامه چهار‌شنبه‌های اتاق تحرّی حقیقت گفتگوی آنلاین، همراه با پرسش و پاسخ در زمینه‌‌ی تعالیم دوازده گانه‌ی آیین بهایی

با موضوع تعلیم وحدت اساس ادیان؛

با شرکت مهمانان ارجمند

( به همراه پخش سخنرانی تحلیل شخصیت طاهره قره العین )



 نام اتاق در پالتاک: Taharri Haghighat

سوم آبان هزار سیصد و نود و یک

 ساعت برنامه: ۲۲:۰۰ الی ۰۰:۳۰ به وقت ایران

 برگزار شد. علاقمندان مي توانند براي حضور در اين نشست ها به پايگاه اينترنتي اين گروه مراجعه فرمايند.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » پنج شنبه 18 آبان 1391, 11:14 pm

استعفای دو عضو بیت العدل - دکتر ارباب و دکتر بارنز


قبول استعفاي دكتر ارباب و كيسر بارنز از عضويت در بيت العدل به علت خستگي و مسوليت سنگين.البته ايندو تا كانونشن بين المللي بعدي در ارديبهشت 1392 (رضوان ٢٠١٣) در بيت فعاليت خواهند داشت.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » جمعه 17 آذر 1391, 1:40 pm

اين هم متن ابلاغيه بيت العدل به همه محافل كشورهاي مختلف مبني بر انفكاك اين دو نفر از بيت العدل:
( راستي كنار گذاشتن اين دو نفر( حدود يك چهارم اعضاى رهبري بهائيت مشكوك به نظر نمى رسد؟
بخصوص كه فرزام ارباب يك عضو كليدي بيت العدل محسوب مي شد. چه كسى بر بيت العدل حاكم است؟!)


متن به شكل عكسي است نتوانستم بگذارم . به ايميل سايت فرستادم ادمين گرامي لطف فرموده آن را روي سايت بگذارند.

Admin
Site Admin
پست: 98
تاریخ عضویت: یک شنبه 28 خرداد 1385, 12:08 pm
تماس:

پستتوسط Admin » جمعه 17 آذر 1391, 8:05 pm

جناب ایرانی عزیز؛


با سلام و تشکّر از ایمیل شما، فایل ارسالی ابلاغیّه‌ی بیت العدل به همه محافل كشورهای مختلف مبنی بر قبول استعفای دكتر ارباب و كيسر بارنز از عضويّت در بيت العدل و انفكاك اين دو نفر از اعضای رهبری بهائیّت بر روی سایت قرار گرفت.




برای دریافت فایل پی دی اف این ابلاغیّه‌، بر روی لینک زیر کلیک نمایید:

http://bahairesearch.org/html/images/forum/Announcement.pdf


برای دریافت تصویر این ابلاغیّه‌، بر روی لینک ذیل کلیک نمایید:

http://bahairesearch.org/html/images/forum/Announcement.png

Kavesh
پست: 4
تاریخ عضویت: سه شنبه 22 اردیبهشت 1388, 6:47 am

پستتوسط Kavesh » چهار شنبه 6 دی 1391, 1:28 am

با سلام به دوستان عزیز بهایی‌پژوهی؛


به تازگی ایمیل ویژه برنامه‌ جدید گروه اینترنتی تحرّی حقیقت به دستم رسیده است؛ متن آن را برای اطّلاع عموم دوستان در این جا قرار می‌‌دهم:





ویژه برنامه‌ی نقد سخنان جناب آقای دکتر عباس امانت اتاق تحرّی حقیقت:


http://www.taharrihaghighat.org



جلسه‌ی گفتگوی آنلاین، همراه با پرسش و پاسخ در زمینه‌‌ی نقد سخنان جناب آقای دکتر عباس امانت


با موضوع: بابیه نهضت اعتراضی علیه خشک اندیشی شریعتمداران؛


با شرکت مهمانان ارجمند


(به همراه پخش سخنرانی تحلیل شخصیت طاهره قرة العین)




نام اتاق در پالتاک: Taharri Haghighat


ششم دی هزار سیصد و نود و یک


ساعت برنامه: ۲۲:۰۰ الی ۰۰:۳۰ به وقت ایران



فایل کامل دعوت‌نامه را از اینجا دانلود کنید:



http://taharrihaghighat.org/?p=743


منتظر حضور گرم شما در این برنامه هستیم

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » دو شنبه 11 دی 1391, 12:09 pm

طرح انتقال یهودیان به شمال عراق

یک نویسنده آمریکایی از توطئه 'موساد' در کردستان عراق با همکاری 'واشنگتن' برای تحقق بخشی از رویای اسرائیل بزرگ پرده برداشت.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از اسلامیک مدیا به نقل از خبرگزاری " النخیل " عراق، یک روزنامه‌نگار آمریکایی در گزارشی، از طرح رژیم صهیونیستی برای افزایش حضور در عراق و سلطه بر بخش‌هایی از عراق برای تحقق رویای اسرائیل بزرگ با حمایت آمریکا خبر داد.
"وین مادسن" از طرح انتقال یهودیان از فلسطین اشغالی به شهر "موصل" و استان " نینوا " در شمال عراق با پوشش سفرهای زیارتی و دینی سخن گفت.

وی در ادامه افزود: یهودیان از زمان حمله آمریکا به عراق در سال 2003، به خرید زمین‌هایی که آنها را ویژه قوم یهود می‌دانند، اقدام کردند.
"مادسن" همچنین یادآور شد: صهیونیستها‌ همچنین به آرامگاه پیامبرانی مانند " ناحوم"، "یونس" و "دانیال" و سایر بزرگان یهود در عراق توجه ویژه‌ای دارند و رژیم صهیونیستی این مکانها را بخشی از سرزمینهای اشغالی همانند کرانه باختری و قدس، می‌داند.
این نویسنده آمریکایی تاکید کرد: طرح صهیونیست‌ها شامل اسکان دادن یهودیان به جای کلدانی‌ها و آشوری‌ها است و آمریکا نیز بر اجرای این طرح نظارت دارد. همچنین افسران بلندپایه موساد با اطلاع رهبران حزب دموکرات کردستان به ریاست "مسعود بارزانی" این طرح را پیگیری می نمایند.
بنابراین گزارش، رژیم صهیونیستی در ابعاد سیاسی، تجاری و امنیتی به عراق نفوذ کرده است، به طوری که "فواد بنیامین بن الیعازر" وزیر جنگ پیشین رژیم صهیونیستی و وزیر زیرساخت‌های کنونی این رژیم که متولد استان "بصره" عراق می باشد، ناظر بر عملکرد شرکت‌های انتقال هئیت های دینی یهودی صهیونیستی به عراق است.
نظر:گفته می شود بهائیان نیز که بعضی از نقاظ عراق (مثل بغداد و سلیمانیه) که محل تبعید و هجرت بهاءالله بوده را اماکن متبرک و زیارتی و حتی قسمتی از حج خود می دانند در این اقدام با اسرائیل همراهند و حتی به خرید زمین هم پرداخته اند.
کد خبر: ۱۱۶۵۰۰ تاریخ: ۰۳ دی ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۸

روشنفکر
پست: 33
تاریخ عضویت: یک شنبه 23 بهمن 1390, 8:45 am

پستتوسط روشنفکر » چهار شنبه 27 دی 1391, 11:19 am

دعوتنامه حضور در اتاق گفتگوی پالتاک را در اینجا اطلاع رسانی نموده اند:

برنامه‌ی پنجاه‌ و ششم چهار‌شنبه‌های اتاق تحرّی حقیقت:

دومین جلسه‌ی گفتگوی آنلاین، همراه با پرسش و پاسخ

با موضوع تناقضات کتاب ایقان؛

با شرکت مهمانان ارجمند

( به همراه پخش سخنرانی تحلیل شخصیت طاهره قره العین )


نام اتاق در پالتاک: Taharri Haghighat
بیست و هفتم دی هزار سیصد و نود و یک

ساعت برنامه: ۲۲:۰۰ الی ۰۰:۳۰ به وقت ایران



فایل کامل دعوت‌نامه را از (http://taharrihaghighat.org/?p=970) دانلود کنید.

منتظر حضور گرم شما در این برنامه هستیم

روشنفکر
پست: 33
تاریخ عضویت: یک شنبه 23 بهمن 1390, 8:45 am

پستتوسط روشنفکر » یک شنبه 22 بهمن 1391, 11:17 am

یک نکته جالب عرض کنم:
در تمامی قطعنامه های سازمان ملل علیه ایران،رد پای بهائیت را می توان ملاحظه نمود.
این به چه معناست؟
صرفنظر از ماهیت قطعنامه ها و جوّ سیاسی حاکم بر سازمان ملل و نقش قدرت های بزرگ و معاند،سوال می کنم:
آیا این رفتارها با ادعای عدم دخالت در سیاست بهائیت ناسازگار نیست؟
وجود نمایندگانی از بهائیت در سازمان ملل که آنطور که شنیده ام حدود چهل نفرند یک کار سیاسی و لشکر کشی سیاسی علیه منتقدان و مخالفان نیست؟
بهائیت به عنوان یک آئین چگونه توانسته است به این موقعیت دست یابد ؟
بهائیت از این موقعیت چگونه علیه منتقدانش بهره می برد؟
قضاوت را به عهده خوانندگان می گذارم.

برای نمونه به یکی از این قطعنامه های سازمان ملل علیه ایران که نماینده بهائیان در سازمان ملل در آن نقش داشته است توجه فرمایید:

UN decries Iran's "serious ongoing and recurring" human rights violations
http://news.bahai.org/story/935


UNITED NATIONS, 20 December 2012, (BWNS) – The UN General Assembly today expressed "deep concern" over Iran's "serious ongoing and recurring" human rights violations, decrying abuses that include torture, an increase in executions, widespread restrictions on freedom of expression, and discrimination against minorities, including members of the Baha'i Faith.

By a vote of 86 to 32 with 65 abstentions, the General Assembly called upon Iran to stop such violations, to release prisoners of conscience, and to open its doors to international human rights monitors.

"This vote signals loud and clear the international community's refusal to accept Iran's ongoing and intensifying repression of its own people – or the government's claims that such violations do not take place," said Bani Dugal, the principal representative of the Baha'i International Community to the United Nations.

"The list of abuses outlined in this resolution is long and cruel. Overall, the picture it paints is of a government that is so afraid of its own people that it cannot tolerate anyone who holds a viewpoint that is different from its own repressive ideology."

"For the Baha'is, there has been persistent and worsening persecution at the hands of the government and its agents," she observed.

The text of the resolution – which was put forward by Canada and co-sponsored by 44 other countries – calls on Iran to better cooperate with UN human rights monitors, particularly by allowing them to make visits to Iran, and asks the UN Secretary General to report back next year on Iran's progress at fulfilling its human rights obligations.

The resolution was the 25th such on human rights violations in Iran by the General Assembly since 1985.

روشنفکر
پست: 33
تاریخ عضویت: یک شنبه 23 بهمن 1390, 8:45 am

پستتوسط روشنفکر » سه شنبه 20 فروردین 1392, 4:54 pm

انتخابات محافل و بیت العدل ،نمایش یا واقعیت؟!

یکی از افتخاراتی که بهائیت برای خود بر می شمرد فرایند انتخابات در گزینش افراد در محافل محلی و ملی و اعضای بیت العدل است.این که این انتخابات چقدر جدّی است و میزان مشارکت بهائیان در آن چقدر و چند درصد است و نقش عصبه انتخابی بیشتر است یا عصبه انتصابی(کسانی که بیت العدل برای رسیدگی های مختلف مالی و تبلیغی و مشاوران و معاونین و ...منصوب می کندکه همگی انتصابی هستند و عملا همه کار های اصلی در بهائیت ،بدست عصبه انتصابی است که از سوی بیت العدل تعیین می گردند)و بازخورد انتخابات بین بهائیان چگونه است از بحث های جالبی است که تحقیقش نکات مهمی را روشن خواهد ساخت...
جدّیت قضیه به حدّی است که یکی از بهائیان به نام خانم دوستدار در وبلاگش متعرض آن شده و نوشته است:
" تنها گروه بسیار کوچکی از بهائیان" برای عضویت و خدمت در محافل و مدیریت موسسات امری، بصورت مکرّر ، انتخاب می شوند. اینکار معمولاً باعث شده که عضویت افراد در محافل ومناصب بالا، مادام العمر بنظر برسد..."!

به مقاله او توجه فرمایید:
"چگونه می توانیم انتخابات بهتری داشته باشیم؟
معمولاً بیت العدل اعظم جهانی در آستانه هر کانونشن و انتخابات پیامی میدهد و سعی می کند نشان دهد جوش و خروش و تحولی در پیش است:
از میان افراد واجد شرایطی که انتخاب کننده مناسب تشخیص داده و لیست آنها را گرد آورده، و آنها را شایسته خدمت دانسته، با لحاظ کردن فاکتورهای دیگری چون تنوع سنّی ، جنسیتی، و اقلیمی، افراد مناسب را گزینش نمایید".ولی در پایان هر انتخابات می بینیم که کارها همچون موارد گذشته ، ساده و بدون تغییر صورت می گیرد. می توان گفت که نظم اداری دچار تصلّب شده و از این بابت باید با معهد اعلی همدردی کرد.در همه جوامع بهائی ، کوچک و بزرگ، کشور پیشرفته و جهان سوّمی با فرهنگ و ملیتهای مختلف، " تنها گروه بسیار کوچکی از بهائیان" برای عضویت و خدمت در محافل و مدیریت موسسات امری، بصورت مکرّر ، انتخاب می شوند. اینکار معمولاً باعث شده که عضویت افراد در محافل ومناصب بالا، مادام العمر بنظر برسد.
بدین ترتیب عملاً جلوی ورود ایده های جدید گرفته شده، و یا در مواردی، همچون محفل ایتالیا، فساد و رسوایی هم بروز می کند.تاریخچه سالهای عضویت اعضای بیت العدل جهانی، و نیز "پا س کاری "که بین بیت العدل و دارالتبلیغ جهانی گشوده شده، موید این شیوة ناموفق است.
لذا می توان اندوه و یاس مستمر در پیام ها را دریافت. باید کاری کرد، نباید به این شیوه ادامه داد. حضرت ولی امراله دربارة نحوة انتخابات می گوید: "... من فکر نمی کنم که ایجاد محدودیت در آزادی انتخاب احبّاء ، کسانیکه از نژاد، ملیت، و روحیات مختلفی باشند و واجد شرایط اساسی عضویت در موسسات اداری باشند؛ با روح دیانت بهائی سازگار باشد. آنها باید صرفنظر از اسم و رسم، توجه خود را به کیفیت و مقتضیات نوع خدمت، بدون تعصب و جانبداری، معطوف نمایند. اعضای محفل باید نمایندة و نمایانگر عوامل و عناصر در هر جامعة بهائی باشند".
نامه ولی امراله به یکی از احبّاء 11 اوت 1933
این البته با آنچه که بیت العدل اخیراً بیان داشته کمی تفاوت دارد.ما می¬دانیم که امر بهائی برای اقلیتها احترام خاصی قائل است.
" اگر قرار است تبعیضی باشد، باید این تبعیض به نفع، و نه بر علیه اقلیت¬ها چه نژادی یا...، باشد... بنابراین این نکته مهم و حیاتی است که در چنین شرایطی، اگر در انتخابات تعداد آراء بین اعضای نژادها، ادیان، و ملیت های مختلف در درون جامعه بهائی، مساوی باشد؛ در اینصورت اولویت بدون هیچ تردیدی باید به فرد نمایندة اقلیت داده شود و این قابل نقض نیست...." ( شوقی افندی- ظهور عدل الهی، ص 34)
بنابر آنچه که شوقی ربانی بیان می دارد پروسه انتخابات بهائی باید با هدف انتخابات بهترین فرد برای آن منصب خاص باشد. و اگر احیاناً درموردی با آرای مساوی مواجه شویم، باید فرد نماینده گروه اقلیت را انتخاب کنیم. و این البته متفاوت از آن چیزی است که بیت العدل جهانی می گوید، یعنی لحاظ کردن ملاحظات و تنوع سنّی ، جنسیتی و نژادی!
بهرصورت فکر می¬کنم احبّای عزیز باید درباره بهبود روش و روند انتخابات بهائی شور و مشورت نمایند. منهم مایلم پیشنهاداتی ارائه کنم. اخیراً در ایالات متحده، جناب ویلیام دیویس،‌پس از 21 سال خدمت مداوم در محفل ملّی ، به علت مسائل خانوادگی و سلامتی استعفاء داد؛ و این زمینه¬ای را فراهم کرد تا ضرورتاً و بالاجبار تغییری در اعضای محفل ملّی امریکا پدیدار شود!
اینکه تغییر اعضای محافل، در تمامی جوامع بهائی، عموماً اضطراری و ناچاراً صورت می¬گیرد، تقریباً در همه کشورها و جوامع قطعی و غیر قابل تردید است. در حقیقت، تغییرات اجباری و از روی اضطرار نه تنها موضوعی سراسری ، بلکه در کلیه سطوح عصبة انتخابی ( محفل محلی، محفل ملّی ، و بیت العدل جهانی) قابل مشاهده و اثبات است. چرا وضع اینگونه است؟ شاید بررسی و مطالعه وضع فعلی، راهنمای ما بسوی راه حلی برای برون رفت از مخمصه باشد.
چند علّت برای انسداد و تصلّب در مناصب جوامع بهائی قابل ذکر است. ساده¬ترین دلیل آنست که عضویت در هر کدام از این موسسات، خود نوعی کاندیداتوری و کسب شهرت است. اعضای کنونی محافل، در سطح جامعه بهائی بیشتر از دیگران "دیده" می شوند. رفت و آمدها ، بازدیدها، جلسات و مذاکرات....حضور آنها در تصمیم گیریهای فردی-جمعی، به نوعی آنها را در ویترین و معرض دید احباء قرار می دهد، که این فرصت برای دیگران وجود ندارد. این دینامیسم در همه سطوح انتخابی فعال است.
حتی امروزه در انتخابات محفل محلی شهرها و حوزه ها، در امریکای شمالی، نام اعضای محفل محلّی را بعنوان لیست " افراد واجد شرایط" در محل رای گیری، در معرض دید قرار می دهند. اینکه چرا اینکار انجام می شود، خیلی روشن نیست؛ ولی نتیجه غیر قابل تردید آنست که احتمال انتخاب مجدّد آنها بیش از سایرین است.
بنظر می رسد ماهیت انتخابات بهائی، دلیل مهمتری باشد. زیرا هیچگونه فعالیت و رقابت انتخاباتی وجود ندارد ( اگرچه مسافرت و سرکشی اعضای محفل ملّی به شهرها، و بررسی وضعیت شهرها ،قبل از برگزاری کانونشن ملّی را شاید نوعی سفر تبلیغاتی ارزیابی کرد.) و از آنجا که بطور رسمی فعالیت و رقابت انتخاباتی وجود ندارد، لذا نمی توان فرصت مشابه ومساوی به دیگران داد که به صحنه بیایند و خود را در همان وسعت، در معرض دید و شناخت جامعة بهائی قرار دهند.
ممکن است گفته شود افرادی که به کارهای تبلیغی و خدماتی فردی و اجتماعی هم می پردازند به نوعی شناخته می شوند.ولی باید توضیح داد که در انتخابات بهائی شما نمی¬توانید برعلیه کسی رای بدهید. به عبارت دیگر، افرادی ممکن است در سطوح پائین و محدود شناخته و مشهور باشند؛ ولی عملاً رای به نفع اینگونه افراد آنقدر پراکنده و متشتّت است که با آرای به نفع افراد " مشهور در معرض دید" عموم جامعه قابل مقایسه نیست. بنابراین همچنان افراد قبلی و پیشین انتخاب خواهند شد، منتهی با آرای کمتر. و از آنجا که در سیستم انتخاباتی امر، هیچگاه حداقل آرای قابل قبول در انتخابات ذکر نشده؛ لذا آن 9 نفر ولو با درصد بسیار اندکی از مجموع آرا، دوباره انتخاب خواهند شد.
این تئوری و نظریه نیست. این چیزی است که عملاً در سالهای اخیر، مکرراً آنرا مشاهده کرده ایم. برای مثال ، می¬توان انتخابات اخیر محفل محلی یکی از بزرگترین جوامع بهائی در امریکای شمالی را ذکر کرد. در آنجا 1430 نفر فرد -- وجود داشت، که عملاً 385 نفر رای خود را دادند. تعداد آرای فردی که بالاترین رای را آورد 205 عدد بود، و 3 نفر آخر پذیرفته شده، کمتر از 85 رای کسب کردند.
مشکل اول، تعداد اندک افرادی است که در رای دادن مشارکت می کنند، یعنی کمتر از 30% در این جامعه. ولی آیا این علت قضیه است و یا خود معلول مباحث دیگری است؟ آیا دلیل عدم مشارکت مردم آن نیست که فکر می کنند آرای آنها نقشی نخواهد داشت و صدای آنها شنیده نخواهد شد؟ یا صرفاً نوعی بی-علاقگی به امور جامعه است؟ آیا باید احباء را سرزنش کنیم یا روش سازماندهی و برگزاری انتخابات را؟
بنظر می رسد راهی که می تواند به بهبود انتخابات بهائی کمک کند به نوعی با آمارها و درصدهای ارائه شده در مثال بالا مرتبط است.بنظرم باید با شور و مشورت، بدنبال پیشنهادات و تغییراتی بود که بتواند دیگر نامزدها را نیز روی صحنه نشان دهد."

به نقل از:"فریده دوستدار" در وبلاگ" انوار هدایت"

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » یک شنبه 8 اردیبهشت 1392, 3:04 pm

پيشگوئي انتخابات بيت العدل

جناب روشنفكر


مطلب شما و خانم فریده دوستدار را خواندم. در تایید فرمایش شما عرض می کنم مطلبی را هم در نامه یک بهائی که برای دوستانش و من فرستاده خواندم که در مورد دوعضو جدید بیت العدل پیشگوئی نموده است . توضیح اینکه منتقدانى از بهائیان ، انتخابات بیت العدل را نه اصلا انتخابات بلکه نوعى نمایش انتخابات دانسته بلکه به قرینه سابقه امر پیش بینی می کنند که چه کسانى انتخاب خواهند شد!
توضیح اینکه قرار است انتخابات بیت العدل (UHJ) برای جایگزینی دو عضو مستعفی بیت العدل آقایان فرزام ارباب وکیسون بارنز در فستیوال رضوان که از فردا تا پنجشنبه(٢٩ آوریل تا دوم مى٢٠١٣) در اسرائیل برگزار می گردد، انجام شود. با توجه به اینکه در بیست سال گذشته همه اعضاى جدید بیت العدل از اعضای دارالتبلیغ بین المللى (ITC)بوده اند که خود منصوب بیت العدلند خیلی ها پیش بینى می کنند جایگزین آن دو و دو عضو جدید بیت العدل آقایان ایمن روحانى و جان مورا و با احتمال کمتر دکتر دانش باشند و بقیه اعضای بیت العدل هم ثابت می مانند: ( Ayman Rohani, and Juan Mora, or - with a less probablity - Dr.Danesh)
بعضی ها به طنز نوشتند همان سوسماری که نتایج جام جهانى فوتبال را پیشگوئی نمود نتایج انتخابات بیت العدل را هم پیشگوئی نموده است! ... به هرحال باید تا آخر هفته منتظر بود تا نتیجه پیشگوئی دوستان بهائی معلوم شود
و اینکه چه کسانی نامشان از صندوق بیرون می آید!  


 

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » چهار شنبه 11 اردیبهشت 1392, 3:46 am

دیروز (سه شنبه30 آوریل)نتایج انتخابات بیت العدل از طریق خبرگزاریهای بهائی اعلام و معلوم شد قسمت اعظم پیشگوئی های بعضی دوستان بهائی که روز (شنبه27آوریل)در مورد نمایشی بودن انتخابات اعضای بیت العدل در بهائی پژوهی آمد،درست از کار در آمده است:اعضای دوره جدید برای 5 سال از اینقرار از صندوق خارج شد:(ایمن روحانی ،پل لمپل،فریدون جواهری،پیمان مهاجر،گوستاو کُرّیا،شهریار رضوی، استیفن برکلند،استیفن هال،چونگو مالیتونگا،)

اما تحلیل:اولا اسم ایمن روحانی که پیش بینی شده بود از صندوق در آمد. ثانیا هر دو عضو جدید چنانکه پیش بینی شده بود از اعضای دار التبلیغ بین المللی بودند فقط به جای خوان مورا، اسم چونگو مالیتونگا به عنوان عضو جدید در آمد که وی دو سال قبل از سوی خود بیت العدل به عضویت دار التبلیغ بین المللی منصوب شده بود.ثالثا دو عضو امریکائی و استرالیائی امریکائی تبار منصوب بیت العدل (استفان هال و استفان بیرکلند)در سال 2010 در پی کنار گذاشتن مشکوک پترخان و هوپر دانبار از صندوق بیرون آمدند.رابعا پیش بینی شده بود بقیه اعضا ی قبلی تغییر نمی کنند و ثابت می مانند که همینطور هم شد! خامسا مثل همیشه هیچ اطلاعی از تعداد کاندیداها و میزان آرای هریک از آنها داده نشد تا کسی از ماهیت فرآیند انتصخابات(!) اطلاعی پیدا نکند...
و خلاصه معلوم شد سوسمار غیب گوی بازیهای جام جهانی ،تا حدود نود درصد وقایع انتصابات(بخوانید انتخابات)بیت العدل را درست پیشگوئی کرده بود!


:The current members of the Universal House of Justice are
) Firaydoun Javaheri (2003)
• Paul Lample (2005)
• Payman Mohajer (2005)
• Gustavo Correa (2008)
• Shahriar Razavi (2008)
• Stephen Birkland (2010)
• Stephen Hall (2010)
• Chuungu Malitonga (2013)
• Ayman Rouhani (2013)
^ "Universal House of Justice Elected". Bahá’í World News Service. Retrieved 2013-04-30


Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » چهار شنبه 11 اردیبهشت 1392, 5:30 pm

دوستى با نام " مهتاش " مقاله زير را براي سايت ارسال نموده كه عينا جهت اطلاع بهائي پژوهان گرامي قرار مي دهيم. مقاله اى است پر مغز در مورد انتخابات بيت العدل و مكانيزم هاى آن.

پيش بيني نتيجه انتخابات بهائي كار مشكلي نبود

هر پنج سال يكبار درارديبهشت ماه اعضاي محافل ملي دنيا در نقطه اي دور هم جمع شده وبا تشكيل كانونشن بين المللي بهائي نسبت به انتخاب 9 نفر از اعضاي كادر مركزي رهبري بهائي معروف به بيت العدل اقدام مينمايند. به اين صورت كه هريك از اعضاي محافل به 9 نفراز بهائيان دنيا راي مي دهد ودر مجموع بالاترين آراء به عنوان عضو بيت العدل انتخاب مي گردند.

در 29 اپريل امسال اين نشست در حيفاي اسرائيل با حضور بيش از 1000 نماينده از 157 كشور تشكيل وافراد زيربه عنوان اعضاي بيت العدل براي پنج سال آينده انتخاب شدند :

آقايان پل لمپل – فريدون جواهري – پيمان مهاجر – گوستاو كوريا – شهريار رضوي – چونگو ماليتونگا - استيفان بيركلند – استيفان هال – ايمان روحاني (فرد پيش بيني شده توسط سايت بهائي پژوهي)

چون انتخابات بهائي امسال در اسرائيل برگزار ميشد به مصلحت بهائيت نبود كه برخي از اعضاي محفل ملي علي الخصوص محافل ملي كشور هاي عربي به اسرائيل سفر نمايند . لذا حدود 400 نماينده ديگر آراء خود را از طريق پست براي كانونشن ارسال نمودند.

در محل كانونشن ودر روي صندلي هاي اعضاي محفل ملي ايران كه در حال حاضر در زندان بسر مي برند دسته هايي از گل سرخ به عنوان ياد بود قرارداده بودند.هرچند كه اين اعضاء در صورت آزاد بودن هم بايد راي خود را با پست ارسال ميكردند و مسافرت رسمي آنها به اسرائيل ميسر نبود.

نكته مهم اينكه در انتخابات بهائي معرفي كانديدا وتبليغات مطلقا" ممنوع است وهريك از اعضاي محافل ملي بايد براساس شناخت قبلي خود افراد ذيصلاح را انتخاب نمايند، واين شناخت با توجه به گستردگي بهائيت در دنيا ونبود تبليغات ومعرفي افراد (كانديد شدن) عملا" براي همه  ممكن نيست لذا اعضاي بيت العدل در هردوره قبل از شروع انتخابات ويا درحاشيه ي جلسات كانونشن، به صورت غير رسمي افراد مورد نظر خود راكه قبلا" تعيين نموده ودر دارالتبليغ بين المللي بهائي تعليم داده اند ، به اعضا معرفي مينمايند در نتيجه از داخل صندوق ها نام هایی بيرون مي آيد كه مورد نظر و دلخواه كادر رهبری بهائيت است . به تعبير بهتر اگر انتخابات بهائي ومراحل اجرائي آنرا صحيح فرض نمائيم،معرفي غير رسمي كانديدا ها به اعضاء وقراردادن آنها در ويترين دارالتبليغ  وتبليغ تلويحي آنان را نمي توان نديده گرفت.

با توضيحات ياد شده  به نظر مي رسد كه براي انتخاب اعضاي بيت العدل  نياز به انجام مراحل اداري وهزينه هاي سنگين نيست ، فقط كافي است تا افراد مورد نظر را به دارالتبليغ بين المللي وارد نمایند و به مرور زمان با فوت ويا استعفاي يكي از اعضاء فرد مورد نظر به بيت العدل راه يابد .در اين حالت فقط كافي است تا افراد مورد توجه وسوگلي  بيت العدل در دارالتبليغ شناسائي وبه عنوان عضوجديد پيش بيني گردد .به همين دليل اختاپوس سايت توانست نتيجه انتخاب وحضور آقاي ايمن روحاني را پيش
بيني نمايد. جالب است بدانيد:

1- در انتخابات بهائي ، برگزاركننده انتخابات - ناظر براجراي صحيح آن وانتخاب شوندگان همه ذينفع هستند و کلیه كار ها توسط يك موسسه صورت ميگيرد.

2- در طول 11دوره انتخابات اعضاي بيت العدل ، اعضاي آن تغيير خاصي نكرده است وفقط با مرگ يا استعفاي يك يا چند عضو نسبت به جايگزيني فرد جديد اقدام شده است. وجود افراد ثابت براي 11دوره 5 ساله انتخابات(در طول55سال) دمكراتيك بودن آنرا زير سئوال مي برد.

3- وقتي بيت العدل در میان دوره افرادي به عنوان جايگزين به جاي فرد فوت شده منصوب میکند، درحقيقت  به معرفي كانديدا براي انتخابات نهائي اقدام نموده است

 4 - با اينكه حسب ادعا بهائيت  بيش از دو مليون پيرو در هندوستان دارد ، ولي تا كنون بهائيان هندي موفق به انتخاب حتی يك عضوهندي در بيت العدل نشدند واعضاي بيت العدل نوعا" ايراني –امريكائي واروپائي هستند.

5- با اينكه بهائيت ادعاي تساوي حقوق زن ومرد دارد وآن را يكي از تعاليم برجسته ي خود ميداند ولي تاكنون با وجود انتقادات گسترده ، خانم ها نتوانسته اند به بيت العدل راه يابند


irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » چهار شنبه 18 اردیبهشت 1392, 4:53 pm

دوشتى كه به نمايشگاه كتاب رفته بود قرار شد كتاب هاى جديد را در موضوع سايت معرفى كند.
امروز اين معرفى را فرستاد:

* واکاوی در لجنه (نقش بهائیان در پیدایش و استمرار رژیم پهلوی)
چهل و نهمین جلد از مجموعه کتاب‌های «نیمه پنهان» با عنوان «واکاوی در لجنه» (نقش بهائیان در پیدایش و استمرار رژیم پهلوی) نوشته خانم مریم صادقی همزمان با برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، منتشر شد.
نویسنده در مقدمه کتاب می‌نویسد:
«داستان از آنجا شروع شد که یکی از دوستانم در مترو با خانمی مواجه شده بود که سی‌دی مستندی را با موضوع بهائیت به وی داده بودند.
سرتاسر آن تعریف و تمجید ناروا و به دروغ از بهاء و عبدالبها از قول کسانی مانند «ادوارد براون» انگلیسی همراه با شعارهای حقوق بشری جماعت بهایی بود.
دیدن این سی‌دی موجب شد من به این فکر بیفتم که درباره بهائیت و ادعاهایی که در آن سی‌دی مطرح شده بود تحقیق کنم تا برای جوانان و مخاطبانی که با این موضوع آشنا نیستند و ممکن است تحت تاثیر این مطالب دروغ فریب بخورند کتابی پیرامون این مسئله پدید آید.»

در این کتاب روشنگر ابتدا تاریخچه مختصر بهائیت مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد و بعد به تفاوت فرقه بهائیت و بابی‌ها پرداخته می‌شود و اینکه چگونه عبدالبها وصیت «بهاالله» در مورد برگزیدن جانشین خودش را زیر پا می‌گذارد.
دیگر عناوین کتاب به قرار زیر است:
نگاهی به بیت‌العدل اعظم- شبکه بهائیت و سیاست- نفوذ بهائیان در جریان نهضت مشروطه- فعالیت‌های تروریستی بهائیان- کمیته مجازات- نفوذ بهائیان در نهضت جنگل- بهائیت در عصر پهلوی اول- بهائیت در عصر پهلوی دوم.
نفوذ بهائیان در عرصه مناصب دولتی و نفوذ بهائیان در ارتش و فعالیت بهائیان در عرصه فرهنگ: مدارس و دانشگاه‌ها- فرخ‌رو پارسای- لیلی آهی- محمد باهری- هوشنگ سیحون- احسان یارشاطر- عباس امانت- قاسم اشراقی- رادیو و تلویزیون و مطبوعات...
بهائیان و فعالیت در عرصه اقتصاد: امین امین- حبیب ثابت‌پاسال- هژبر یزدانی- کمپانی نفت- فواد روحانی- مهری آهی- علی‌اکبر فروتن- ذبیح‌الله قربان
بخش اسناد و تصاویر نیز در پایان کتاب آمده است.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » پنج شنبه 26 اردیبهشت 1392, 3:03 am

بيت العدل، پيامى خطاب به بهائيان ايران در تاريخ ٢٠ ارديبهشت ٩٢ (شش روز قبل صادر نموده و ضمن سخنان روتين و معمولى هميشگى ، از يك نگرانى خود پرده برداشته است :
نگرانى تشكيلات بهائي اين است كه بعضى از بهائيان:
"... با دشمنان دیرینۀ امر الله هم‌دست می‌شوند تا به زعم باطل خود با کاشتن بذر شک و شبهه در قلوب احبّا، در جامعه ایجاد اختلاف و نفاق نمایند..."

شايد نظر بيت العدل ، به گفتمان هائي باشد كه بهائيان در وبلاگها و صفحات فيس بوك خود در اعتراض به حكم ممنوعيت ورود زنان به بيت العدل كه انتخاباتش به تازگى انجام شد، باشد كه صراحتا از بيت العدل خواسته اند اين حكم را تغيير دهد زيرا با ساير شعارهاى بهائيت مثل تساوى حقوق رجال و نساء نمى خواند... بعضي هم در پاسخ اين بهائيان معترض گفته اند: اين حكم در كتاب اقدس آمده و تغيير پذير نيست . عده اى ديگر گفته اند بايد بيت العدل تفسير جديدى از رجال بدهد كه نساء را هم در بر بگيرد و در آينده اين حكم را عوض نموده ورود زنان به بيت العدل را ممكن سازد.

بيت العدل در اين پيام مي خواهد اين گونه معترضان داخلى را با اين عبارات خشن ، ساكت نمايد:

"به تحریف حقایق و کژنمایی واقعیّات می‌پردازند و به تلاشی مذبوحانه برای انتشار شایعات دروغ و مباحث سفسطه‌آمیز دست می‌زنند تا چون ایّام گذشته‌ با پیش‌ کشیدن مسائل خشک مذهبی، گفتگوهای مفید و صمیمانه را با مجادلۀ لفظی جای‌گزین ‌کنند..."

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » جمعه 3 خرداد 1392, 12:46 pm

جناب ايرانى
با سلام و تشكر از اطلاع رسانى جنابعالى، سوال من اين است كه:
منظورشان از شايعات دروغ و مباحث سفسطه آميز در اين پيام چيست و اشاره به چه كسانى دارد؟

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » دو شنبه 10 تیر 1392, 4:19 pm

بحران سازی به بهانه "تخریب خانه بهاءالله در بغداد"

چند روز قبل یکباره یک خبر روی سایت های متعدد تشکیلات بهائی و رسانه های هوادار آنان مثل رادیو فردا ورادیو فرانسه وسایت سلطنت طلبان،

رادیو بی بی سی و...قرار گرفت با این عنوان:

"خانه موسس آیین بهائیت در بغداد تخريب شده است" و سپس به نقل از خانم دوگال نمايندۀ ارشد جامعۀ جهانی بهائیان در سازمان ملل آورده است که ("بيت اعظم" برای مدت زيادی محل سکونت

بهاءاللّه در دوران تبعيد او از ايران به بغداد بود و جزئيات تخریب این خانه در نزدیکی رودخانه دجله، هنوز مشخص نيست) و گفته است:( تخریب این خانه،

موسوم به "بیت اعظم" که مکانی بسیار مقدس برای بهائیان بوده است، نه تنها پیروان این آئین، که مردم جهان را از بخش پرارزشی از میراث معنوی‌

محروم می کند).

جالب اینکه بی بی سی بلافاصله به سراغ عرفان ثابتی رفته و از قول او نوشته است:

(این خانه از سال ۱۹۲۳ میلادی دیگر در اختیار جامعه بهاییان نبوده است....گفته می شود از این مکان که در شمال بغداد در نزدیکی
حرم امام موسی کاظم در کاظمین واقع شده، سال‌ها به عنوان اقامتگاه زائران شیعه استفاده می شده است.

هنوز جزئیاتی از علت تخریب و یا صدماتی که به ساختمان این زیارتگاه وارد شده، اطلاعی در دست نیست.)


حال سوالهای ما این است:

1.اگر جزئیات این خبر چنانکه می گویند هنوز معلوم نیست چه معنی دارد چنین جوسازیهای رسانه ای و بین المللی انجام دهتد؟

2.خانه ای که 90 سال است در اختیار زائران امام کاظم است و متعلق به جامعه شیعیان می باشد چرا تشکیلات بهائی ادعای مالکیت و یا تصرف آن را دارد؟

3.این خانه به اذعان مورخانی مثل خانم عزیه خواهر بهاءالله در کتاب تنبیه النائمین محل توطئه بهاءالله علیه مخالفانش بوده که نقشه ترور و ضرب و شتم ازلیان

را از آنجا ترتیب می داده است و بحدی جنایت در آنجا شده که عزیه خانم از قول شاهدان و بابیان این شعر را نقل می کند که:

اگر حسینعلی مظهر حسین علی است
هزار رحمت حق بر روان پاک یزید!

حال این خانه که محل ترور و جنابت بوده جزو میراث معنوی بهائیان بلکه جامعه بشری شده است بطوری که خانم دوگال بگوید:مکانی بسیار مقدس برای بهائیان بوده
است، نه تنها پیروان این آئین، که مردم جهان را از بخش پرارزشی از میراث معنوی‌ محروم می کند).؟!

4.این بحران سازی ها به بهانه تخریب یک خانه قدیمی در شرایطی است که روزانه صدها نفر عراقی بر اثر توطئه های استکباری به خاک و خون می غلطند و بیت العدل
و جامعه بهائیان در بربر این جنایات ساکتند اما برای یک خانه ترور و قدیمی اینچنین بحران سازی و اشک افشانی می کنند این دوگانگی از مدعیان وحدت عالم انسانی عجیب نیست؟!

فاعتبروا یا اولی الابصار!

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » دو شنبه 10 تیر 1392, 4:20 pm

بحران سازی به بهانه "تخریب خانه بهاءالله در بغداد"

چند روز قبل یکباره یک خبر روی سایت های متعدد تشکیلات بهائی و رسانه های هوادار آنان مثل رادیو فردا ورادیو فرانسه ، سایت سلطنت طلبان، رادیو بی بی سی و...قرار گرفت با این عنوان:

"خانه موسس آیین بهائیت در بغداد تخريب شده است"....
 و سپس به نقل از خانم بانى دوگال نمايندۀ ارشد جامعۀ جهانی بهائیان در سازمان ملل آورده است که: 

("بيت اعظم" برای مدت زيادی محل سکونت بهاءاللّه در دوران تبعيد او از ايران به بغداد بود و جزئيات تخریب این خانه در نزدیکی رودخانه دجله، هنوز مشخص نيست)
 و گفته است:
( تخریب این خانه، موسوم به "بیت اعظم" که مکانی بسیار مقدس برای بهائیان بوده است، نه تنها پیروان این آئین، که مردم جهان را از بخش پرارزشی از میراث معنوی‌ محروم می کند).

جالب اینکه بی بی سی بلافاصله به سراغ عرفان ثابتی رفته و از قول او نوشته است:

(این خانه از سال ۱۹۲۳ میلادی دیگر در اختیار جامعه بهاییان نبوده است....گفته می شود از این مکان که در شمال بغداد در نزدیکی حرم امام موسی کاظم در کاظمین واقع شده، سال‌ها به عنوان اقامتگاه زائران شیعه استفاده می شده است.هنوز جزئیاتی از علت تخریب و یا صدماتی که به ساختمان این زیارتگاه وارد شده، اطلاعی در دست نیست.)


حال سوالهای ما این است:

1.اگر جزئیات این خبر چنانکه می گویند هنوز معلوم نیست چه معنی دارد چنین جوسازیهای رسانه ای و بین المللی انجام دهتد؟ اين محل در سال هاي اخير كاملا مخروبه بوده و ساختمانى نداشته كه كسي تخريب نموده باشد.

2.خانه ای که خودشان مي گويند 90 سال است در تملك آنان نبوده بلكه متعلق به جامعه شیعیان بوده و در دوره هائي از آن به عنوان پذيرائي زائران حرم كاظمين عليهماالسلام  و حسينيه استفاده مي شده چرا تشکیلات بهائی ادعای مالکیت و یا تصرف آن را دارد؟

3.آيا اين بحران آفريني و جوسازي و ادعاى واهى تخريب ، يك نقشه حساب شده از سوي خود تشكيلات براى تملك زمينى كه متعلق به آنان نيست و نود سال است مالك ديگرى داشته ، نيست ؟

4.هرگونه تخريب اماكن مذهبى مربوط به هركسي باشد از نظر ما مردود و محكوم است اما تشكيلات بهائي چرا وقتى كه اماكن مذهبى شيعه در سامرا و كاظمين را تخريب كردند هيچگونه عكس العملي نشان نداد و بيت العدل از دادن حتى يك بيانيه خشك و خالى هم امتناع نمود؟!

5.بدون آنكه بخواهيم ربطي بين اين ماجرا و عملكرد بهائيان برقرار نمائيم علاقمنديم براى افكار عمومى جهانيان كمى از تاريخچه اين خانه كه خانم بانى دوگال آن را ميراث معنوي بهائيان بلكه جهانيان خوانده ، ارائه نموده و سابقه اى ذكر نمائيم. 

اصلا علت تبعيد جناب ميرزا حسينعلى بهاءالله به بغداد و اقامت در اين خانه چه بوده است. بد نيست براى افكارعمومى جهان توضيح داده شود كه ايشان از متهمين اصلى ترور شاه بودند كه دستگير شده و به زندان افتادند و قرار بود بخاطر اين اتهام به قتل برسند اما با وساطت سفير روس از زندان رهائي و به بغداد تبعيد و در اين خانه سكونت گزيدند. آيا محل اقامت يك متهم به ترور و قتل، يك مكان معنوي براي بهائيان كه مدعى صلح و وحدت انسانها هستند قرار مي گيرد و مقدس مي شود؟!( پيوست1)

6.این خانه به اذعان مورخانی مثل خانم عزیه خواهر بهاءالله در کتاب تنبیه النائمین محل توطئه بهاءالله علیه مخالفانش بوده که نقشه ترور و ضرب و شتم ازلیان را از آنجا ترتیب می داده است و بحدی جنایت در آنجا شده که عزیه خانم از قول شاهدان و بابیان این شعر را نقل می کند که:

اگر حسینعلی مظهر حسین علی ست
هزار رحمت حق  بر روان  پاک  یزید!

حال این خانه که محل ترور و جنابت بوده جزو میراث معنوی بهائیان بلکه جامعه بشری شده است بطوری که خانم دوگال بگوید:مکانی بسیار مقدس برای بهائیان بوده است، نه تنها پیروان این آئین، که مردم جهان را از بخش پرارزشی از میراث معنوی‌ محروم می کند).؟!( پيوست ٢)


7.این بحران سازی ها به بهانه تخریب یک خانه قدیمی در شرایطی است که روزانه صدها نفر عراقی بر اثر توطئه های استکباری به خاک و خون می غلطند و بیت العدل و جامعه بهائیان در بربر این جنایات ساکتند اما برای یک خانه ترور و قدیمی اینچنین بحران سازی و اشک افشانی می کنند ...
این دوگانگی از مدعیان وحدت عالم انسانی عجیب نیست؟!

فاعتبروا یا اولی الابصار!

***************************************
پيوست ها:

پيوست١:

در وقایع سالیان نخستین پیدایش بابیه غیر از بلواوآشوب و جنگ در چند نقطه کشور توسط بابیان ،اقدام برای ترور شاه نیز در کارنامه آنان آمده است.در شوال 1268 سوءقصد بابیان به جان ناصر الدین شاه با تیر اندازی دو تن از آنان پیش آمد ولی نا کام ماند و به دنبال آن دستگیری عوامل این سوءقصد توسط حکومت مرکزی با جدیت پیگیری شد وتحقیقات حکومتی بر اساس قرائن و شواهد نشان داد که میرزا حسینعلی نوری (بهاءاله) در طراحی و انجام این سوءقصد نقش محوری داشته لذا برای دستگیری او اقدام شد.اگرچه میرزا و منابع بهائی منکر شدند ولی قرائن بسیار موید این نقش بوده و منابع بابی از جمله عزیه خانم نوری خواهر میرزا در" تنبیه النائمین " این نسبت را تایید کرده اند.عز یه خانم به تفصیل چگونگی برنامه ریزی و انجام این سوءقصد را با ذکر مباشران وکارگزارانش بیان نموده و از ایده این ترور توسط برادر -به خیال رسیدن به حکومت- و بعدانتخاب مجری و سپس در اختیار گذاشتن لوازم برای مجری پرده بر می دارد:میرزاابتدا کریم خان مافی از بابیان مشهور را انتخاب نموده ، پنجاه تومان نقد و اسب و شمشیر به همراه پیشدوخود در اختیار او گذاشته مامور انجام این کار مینماید و ظاهرا وعده صدارت و سپهسالاری هم به او میدهد...اما او پول و اسب را گرفته و به اسلامبول می گریزد ! سپس میرزا ،جوان بابی پر شوری به نام محمد صادق تبریزی را به این کار می گمارد و به قول عزیه به قربانگاه می فرستد. پس از عدم توفیق میرزا در نقشه ترور حدود هشتاد تن از بابیه کشته و کثیری بی خانمان و فراری می گردند و بعد هم جناب بها منکر اصل کار توسط خودمی شود . عزیه در نتیجه گیری از این موضوع خطاب به عبدالبها می گوید: "این اول بذر نفاق و فتنه بود که جناب ابوی کاشتند و پس از اشتعال نائره فساد،حاشا کرده به گردن دیگران گذاشتند.
مورخ و پژوهشگر گرانمايه محیط طباطبایی به استناد گزارشهای تاریخی و برخی قرائن دیگر اظهار کرده که رهبری بابیها که بعد از علي محمد بابیها را به منظور اجراینقشه قتل ناصرالدین شاه قاجار 
به تهران فراخواند(گوهر، سال 6، ش 3، ص 178-183، ش 4ص 271-277) 
نقش فعال میرزا حسینعلی در اقدامات بابیان و تصمیم جدی امیرکبیر برای 
فرونشاندن قیامها و شورش های آنان موحب شد که وی از میرزا حسینعلی 
بخواهد ایران را به قصد کربلا ترک کند،و او در شعبان 1267 به کربلا رفت (نبیل 
زرندی، ص 580، 584-585)؛ اما چند ماه بعد، پس از برکناری و قتل امیر کبیر،در 
ربیع الاول 1268 ،‌و صدارت یافتن میرزاآقاخان نوری ،‌به دعوت و توصیه شخص اخیر 
به تهران بازگشت. در شوال 1268، حادثه تیراندازی دو تن از بابیان به ناصرالدین شاه پیش آمد و بار 
دیگر به دستگیری و اعدام بابیها انجامید (همان، ص 590-592).
از نظر حکومت مرکزی ، قرائن و شواهدی برای نقش میرزا حسینعلی نوری در 
طراحی این سوء‌قصد وجود داشت و به دستگیری او اقدام شد (زعیم الدوله 
تبریزی ، ص 195).میرزا یحیی نیز که عموم بابیان او را جانشین بلامنازع باب 
می دانستند و در هنگام تیراندازی به شاه در نور به سر می برد، توانسته بود با لباس 
درویشی و عصا و کشکول ،‌ مخفیانه به بغداد برود (میرزا آقاخان کرمانی و روحی 
، ص 301؛ حاجی میرزاجانی کاشانی ‌،‌مقدمه براون ،‌ص لح – لط ؛ قس نبیل زرندی ،‌ص 613) . 
او چهار ماه زودتر از بهاءالله به بغداد رسید.


پيوست ٢:
الف:ترور رقبا 

پس از تبعید میرزا حسینعلی به بغداد، این شهر و شهرهای کربلا و نجف مرکز 
ثقل فعالیتهای بابیان شد و روز به روز بر جمعیت ایشان افزوده می شد. 
شماری از سران بابیه با توجه به ناتوانی میرزا یحیی در اداره امور ،‌و به انگیزه های دیگر،خود را «موعود بیان» خواندند. 
به نوشته میرزا آقا خان کرمانی و شیخ احمد روحی (ص 303) «کار به جایی رسید 
که هر کس بامدادان از خواب پیشین بر می خاست ،تن را به لباس این دعوی می آراست » و به نوشته شوقی افندی ، ‌سومین رهبر بهائیان، فقط در بغداد بیست و پنج نفر این مقام را ادعا کردند (نیز عزیه خانم نوری، ص 42-43) .بیشتر این مدعیان با طراحی میرزا حسینعلی و همکاری میرزا یحیی یا کشته 
شدند و یا از ادعای خود دست برداشتند 

ب- ترور همشهريان و زوار با نظارت پيشوايان : 

حضور بابیان در عراق‌به ویژه در کربلا و نجف، مشکلات دیگری نیز آفرید، به نوشته 
برخی منابع بهائی (شوقی افندی، قرن بدیع، ج 2 ، ص 106-107) در عراق 
شیوه بابیان این بود که شبهای تار، به دزدیدن ملبوس و نقدینه و کفش و کلاه 
زوار اماکن مقدسه بپردازند، و به تعبیر میرزا حسینعلی «در اموال ناس من غیر 
اذن تصرف می نمودند و نهب و غارت و سفک دماء را از اعمال حسنه می شمردند» (اشراق خاوری، 1327ش، ج 7، ص 130) .علاوه بر آن ،‌در میان خود 
بابیها نیز بازار آدمکشی رونق داشت و برخی منابع بابی از دخالت 
میرزا حسینعلی در این فجایع خبر داده اند ( عزیه خانم نوری، ص 15-16؛ برای 
فهرست کتابهای پیروان باب از گزارش کارهای میرزا حسینعلی در عراق ،‌عزیه 
خانم نوری، مقدمه ناشر، ص 2-4).
   

روشنفکر
پست: 33
تاریخ عضویت: یک شنبه 23 بهمن 1390, 8:45 am

پستتوسط روشنفکر » چهار شنبه 12 تیر 1392, 6:13 am

ضمن تشکر از جناب پژوهش برای اطلاع رسانی و تحلیل،
بنده نیز نکته ای به نظرم می رسد که عرض می کنم.

عرفان ثابتی در مصاحبه با بی بی سی اذعان می کند که این ملک 90 سال است به جامعه بهائی تعلق ندارد و مالک یا مالکین دیگری داشته و دارد که ما نمی دانیم کیستند.عرض می کنم اگر ملک حدود یک قرن مال دیگری بوده است جامعه بهائی برای چه جوسازی می کند که بداد برسید تخریب شده یا می شود؟!
مثل این است که مثلا ایران ادعا کند چون یک روزی ترکمنستان جزو ایران بوده الان باید به من برگردد و مردمش حق ندارند خانه های قدیمی را تغییر کاربری دهند!
به نظر می رسد نقشه ای پشت این جنجال آفرینی باشد که باید دید نقشه چیست؟

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » جمعه 21 تیر 1392, 2:37 pm

پژوهش در چه خبر نوشته است:
در خبرها خواندیم مخملباف و پسرش ، فیلمی در محل باغ هاى بهائی در اسرائیل به مثابه یک آنونس تبلیغى براى بهائیت به نام باغبان ساخته اند که در آن ادعا شده است که مدل بهائیت برای حل معضلات فعلى بشریت مناسب است و بهتر است این مدل در مورد مناقشه اعراب و اسرائیل و سایر مناقشات جهانى مورد عمل واقع شود!
به نظرم رسید چند نکته به این کارگردان و پسر جوانش و سپس به دوستان بهائی عرض کنم.
١. دوستان بهائی خیلی از فیلم مخملباف خوشحال نباشند زیرا ممکن است چند مدت دیگر فیلمی علیه آنها بسازد و مدل بهائیت را مدل منسوخ و مخرب برای بشریت معرفی کند. چون این فرد شخصیت متغیر و مذبذبی دارد که روزی در قامت یک معتقد فیلم توبه نصوح و استعاذه وعروسی خوبان می سازد و روز دیگر فیلم هاى ضدّ ان. روزی مدافع می شود و روز مخالف . روزی قرمز و روزی سبز و روزی بیرنگ...(چنانکه در همین فیلم هم گفته به چیزی اعتقاد ندارد)و بعدا باید براى فیلم مخالفش جوابگو باشند!
٢.فیلمش به اذعان کارشناسان داراى اشکالات و اغلاط متعدد تاریخى است که جاى ذکرش در اینجا نیست و ازضعف مفرط علمی برخوردار است. نامبرده نمی داند که خود رهبران بهائی در یک خانواده نتوانستند وحدت را ایجاد کنند و بهاءالله با برادرشو پسران بهاءالله با هم و شوقى با بعضی از اعضاى خانواده اش اختلافات فاحش داشته و فحش هاى رکیک به هم حواله کرده و عزیه خانم خواهر بهاءالله در کتاب تاریخى تنبیه النائمین او را منشأ ترور و قتل و کشتار معرفى نموده و از قول بابیان خطاب به او نوشته است : اگر حسینعلى مظهر حسن على است/ هزار رحمت حق بر روان پاک یزید! حال این مدل چگونه می تواند در جهان صلح ایجاد کند؟!
٣.مخملباف و پسر جوانش نمى دانند که تشکیلات بهائی ، تبلیغ در اسرائیل را حرام اعلام نموده و صهیونیست ها حق بهائی شدن ندارند و مدل بهائیت( به فرض مفید بودن) براى حل مناقشه اعراب و اسرائیل، کارامدی ندارد!
٤.فیلم با یک دوربین پورتال و داراى مشکلات فنى به سفارش بهائیان انجام شده و آنقدر تبلیغى است که حتى بی بی سی و صداى امریکا و رسانه هاى مدافع بهائیت حاضر به پخش آن نشدند و آنرا یک آنونس تبلیغى شمردند. کاری مثل فیلمهاى تبلیغى کالاهاى مصرفى که نه ارزش فنى دارد و نه علمى و به نظر من دوستان بهائی بهتر است به دلایلی که ذکر شد و نیز شخصیت متغیر مخملباف و تبعات آن، آن را فراموش کنند!
٥.جشنواره ها كه نوعا سياسي عمل مى كنند به خاطر نام و برند و هويت كارگردان جوايزي نثاركنند ولى خود كارگردان و اهل فن مى دانند كه فيلم نه ارزش فنى دارد و نه علمى و اغلاط فاحش آن توسط منتقدان فاش خواهد شد...


بازگشت به “شیوه های تبلیغی”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان