چه خبر؟!

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » سه شنبه 1 آذر 1390, 12:47 am

نقض آزادی های مذهبی در جمهوری آذربایجان

از ۵۱۰ تشكل ديني ثبت شده توسط كميته امور ديني جمهوري‌آذربايجان براي فعاليت در اين كشور ۴۹۳ انجمن اسلامي، ۹ انجمن مسيحي، شش انجمن يهودي، يك انجمن كريشنايي و يك انجمن بهايي می باشد.


شرق: مبارزه با اديان يادگار دوران استالينيسم بر اتحاد جماهير شوروي سابق است كه گويا در جمهوري‌آذربايجان هنوز به عنوان اصلي قانوني پا برجا مانده است. محدوديت‌هايي كه عليه اديان در جمهوري آذربايجان پياده مي‌شود، تنها منحصر به اقليت‌هاي ديني نيست. گستره اين مبارزه به دين اسلام هم برمي‌گردد. به‌تازگي نيز اين كشور در جهت محدود كردن بيشتر اديان، قوانيني تصويب كرده كه با واكنش منفي مردم جمهوري‌آذربايجان و روشنفكران ديني روبه‌رو شده است. پارلمان جمهوري‌آذربايجان قانوني تصويب كرده كه بر اساس آن، اصلاحاتي بر قانون آزادي‌هاي ديني در اين كشور انجام پذيرفته است. يكي از مفاد اصلاحات صورت‌گرفته، تحصيل آموزش‌هاي ديني در كشورهاي خارجي براي اتباع جمهوري‌آذربايجان است كه بدون هماهنگي با ارگان‌هاي مربوطه دولت جمهوري‌آذربايجان ممنوع اعلام شده است. همچنين مبادله چهره‌هاي ديني، اجراي مراسم مذهبي و شعاير دين اسلام توسط شهرونداني كه در خارج از كشور آموزش ديني ديده‌اند، فروش آموزه‌ها، مقالات و ساير منابع اطلاعاتي در مراكز فروش بدون مجوز ممنوع اعلام شده است. از سوي ديگر، تبليغات ديني از سوي افرادي كه اتباع كشورهاي خارجي هستند در كشور جمهوري‌آذربايجان ممنوع است. اين قانون زماني در دستور كار قرار گرفت كه دولت جمهوري‌آذربايجان نگراني‌هايي در رابطه با طلبه‌هايي كه براي ادامه تحصيل در خارج از كشور به سرمي بردند، پيدا كرد. برخي از كارشناسان با انتقاد از تصويب اين قانون تازه در جمهوري‌آذربايجان آن را گامي تازه براي محدود كردن بيشتر فعاليت‌هاي ديني مي‌دانند. به‌تازگي گزارشي از سوي اتحاديه مسيحيان جهان منتشر شده كه از برخورد خشونت‌آميز و تبعيض‌آميز دولت جمهوري‌آذربايجان به شدت انتقاد كرده است. در اين گزارش آمده كه دولت جمهوري‌آذربايجان نه‌تنها به اصل آزادي اديان پايبند نيست، بلكه با رهبران مسيحي در اين كشور نيز برخوردهايي داشته است. انجمن مسيحيان جهان، اتحاديه‌اي است كه از سال 1609 تاسيس شده و يكي از مهم‌ترين بحث‌هاي اين گروه، آزادي اديان است. همچنين شيعيان هم كه در اين كشور در اكثريت قرار دارند، براي اجراي مراسم مذهبي خود با محدوديت‌هاي بسياري روبه‌رو هستند. «فاميل جعفراف» رييس تشكل شيعيان آذري مسكو سخناني به فشارهاي دولت جمهوري‌آذربايجان بر شيعيان اين كشور اشاره كرد و گفت: «در سال ۲۰۰۷ دولت باكو فشار بر مومنان را در اين كشور تشديد كرد. پخش اذان از مساجد را ممنوع كرد، به تخريب برخي از مساجد پرداخت و عملا حجاب را در كشور غيرقانوني دانست و اين روند تاكنون تداوم داشته و با برخورد شديد با فعالان و رهبران مسلمان جمهوري‌آذربايجان و زنداني كردن آنان، فضا براي شيعيان معتقد و مومن در اين كشور به‌شدت تنگ شده است.» پيش از اين، دادگاه جرايم سنگين جمهوري‌آذربايجان در مهرماه سال‌جاري چند عضو حزب «اسلام» آذربايجان را به جرم «سازمان‌دهي ترور، تشكيل تيم سازمان‌يافته جنايي، نگهداري و استفاده غيرقانوني از سلاح، تهيه، واگذاري، فروش، نگهداري و حمل غيرقانوني اسلحه گرم و قطعات و مهمات» مجموعا به ۵۴ سال حبس محكوم كرد. به گفته هدايت اوروج‌اف، رييس كميته امور ديني جمهوري‌آذربايجان، در سال‌هاي ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۱ توسط كميته امور ديني جمهوري‌آذربايجان ۷۲۵۰ نوع كتاب ديني را مورد بررسي قرار داده و از اين ميان فقط براي ورود ۶۲۸۰ نوع كتاب به كشور اجازه داده است. در اين مدت براي ورود بيش از يك ميليون جلد كتاب به كشور اجازه صادر نشده است.
اين در حالي است كه محدوديت‌ها در مورد جذب شهرونداني كه در خارج آموزه‌هاي ديني فرا مي‌گيرند، فقط منحصر به جمهوري‌آذربايجان نيست. روز سه‌شنبه دوازدهمين اجلاس وزراي امنيت ملي كشورهاي تازه استقلال‌يافته عضو شوروي سابق در شهر دوشنبه، پايتخت تاجيكستان، برگزار شد و يكي از موضوعات برجسته مورد مذاكره، معضل جذب شهروندان اين كشور‌ها كه براي فراگيري آموزه‌هاي ديني به خارج سفر مي‌كنند از طرف ارگان‌هاي اطلاعاتي كشورهاي ميزبان بود. طبق اصلاحيه قانون آزادي‌هاي ديني جمهوري‌آذربايجان، افرادي كه از اين قانون تخطي كنند از ۶۵۰۰ تا نه‌هزار دلار جريمه خواهند شد يا دو تا پنج سال به زندان محكوم خواهند شد. گفتني است تا به ‌حال ۵۱۰ تشكل ديني توسط كميته امور ديني جمهوري‌آذربايجان براي فعاليت در اين كشور به ثبت رسمي رسيده‌اند. از اين ميان ۴۹۳ انجمن اسلامي، ۹ انجمن مسيحي، شش انجمن يهودي، يك انجمن كريشنايي، يك انجمن بهايي و همچنين ۱۷ تشكل غيراسلامي ديگر به ثبت رسيده‌اند. ارايه سرويس‌هاي تحصيل آموزه‌هاي ديني اسلامي در جمهوري‌آذربايجان نيز برعهده دانشگاه اسلامي قفقاز است.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » سه شنبه 8 آذر 1390, 2:57 am

مقاله ای در سایت نگاه (ارگان بهائیان)دیدم که بد نیست مورد گفتگو واقع شود.

یک شروع خوب

نوشته شده توسط Farzan
۲۴ آبان ۱۳۹۰

میزگردهای مذهبی تلویزیون اندیشه که این روزها به دیالوگی بین نمایندگان ادیان اسلام و بهائی اختصاص پیدا کرده از زوایای زیادی قابل بررسیست. قبل از هرچیز از آقای فرامرز فروزنده که امکان چنین گفتگویی را فراهم کرده و با مدیریتِ خوبِ بحث بازدهی آن را بالا برده باید تشکر کرد.
andisheh1
با اینکه تلاش آقای فروزنده در زمینه سازی برای باردهیِ حداکثریِ این میزگردها جالب توجه است، نکته ای ظریف ظرفیتِ ثمربخشی و قابلیت روشنگریِ این سلسله بحث ها را محدود می کند. این نکته به انتخاب نمایندگان ادیان مربوط می شود. از آنجا که دیانت بهائی آیینیست که در چارچوبِ نظامی واحد قرار دارد، نمایندگانشان، بجز آنچه بعنوان نظر شخصی بیان می کنند، تعابیر و تصاویرِ عموما مشابهی از آموزه های این دیانت ارائه می دهند. بنابراین انتخابِ کسی که آیین بهائی را در میزگردهای اینچنینی نمایندگی کند میتواند صرفا بر اساس سطح معلومات و میزان تالیفاتِ اشخاص انجام شود. در مورد اسلام قضیه متفاوت است. وجودِ فِرَق و شعَبِ بیشمار انتخابِ نماینده ای مناسب برای این دیانت را مشکل می کند.
شکی نیست که میزان آگاهی و تسلط بر متون و آموزه های اسلامی شرطی اساسیست، ولی اشتراکِ دیدگاه ها با دیگر مسلمانان هم نکته ای مهم است. کسی که با کمالِ دانشِ علومِ اسلامی اعتقادات و تعبیراتی منحصر بفرد از اسلام دارد نماینده مناسبی برای آیین اسلام نیست. باید توجه داشت که این رای بهیچ وجه ناقضِ اصلِ آزادی بیان نیست چرا که مقصودِ نگارنده تحدید چنین شخصی از بیان عقایدش نیست و تنها او را نماینده ای نامناسب برای دیانت اسلام می داند. علتش هم واضح است. آنچه مردم از اسلام می شناسند تنها متون و تعالیمِ مسطور بر کاغذ نیست بلکه انعکاسیست که این مفاهیم در وادی عمل یافته و تاثیریست که بر زندگی مسلمانان و غیر مسلمان داشته است. مخاطبِ چنین میزگرد هایی به دنبال آنست که دلیل و توجیهِ اعمالی که-خوب یا بد-به نام اسلام انجام می شود را بداند وگرنه تعبیراتی که از دنیای ذهنیِ گوینده آن فراتر نمی رود به چه درد مخاطب می خورد.
علیرغم اصطکاک هایی که آقایِ دکتر میرزا آقاسی با نمایندگان آیین بهائی در برنامه داشته تقریبا همه متفق القولند که ایشان یکی از شریفترین اشخاصیست که به نمایندگی از طرف دیانت اسلام در رسانه های عمومی ظاهر شده است. با این حال نمی توان فراموش کرد که کسی که عید قربان، چند همسری، روحانیت و حتی پدیده امام زمان را قبول ندارد و خوانشی حقیقتا منحصر بفرد از اسلام ارائه می دهد نمی تواند مسلمانانی که اکثرِ باورهای مذهبیشان با او متفاوت است را نمایندگی کند. شخصا اعتقاد دارم که در تاریخ معاصر هیچ پدیده ای به اندازه مسئله امام زمان بر زندگی ایرانیان مؤثر نبوده است، پس چگونه ممکن است کسی که به این پدیده معتقد نیست سخنگوی اسلامی باشد که ما می شناسیم؟‌ مسئولیت دفاع از اسلام را باید بر عهده کسانی نهاد که خوانش شان از اسلام- چه صحیح باشد چه غلط- بیشترین تاثیر را بر زندگی مسلمانان و غیر مسلمانان گذاشته و حداقل به بنیان های اعتقادیِ شیعه که سرنوشت ایرانیان به آنها گره خورده مربوط باشد. نمی توان انتظار داشت که از دل گفتگو با جناب میرزا آقاسی فایده ای عملی حاصل شود وقتی روایت ایشان از اسلام و قرآن در هیچ کجای تاریخ اسلام انعکاس عملی نداشته است.
کسی که درک یا تعبیراتِ مشکل زا از آموزه های اسلام را یکسره رد می کند براحتی خود را از قبول مسئولیت در قبال عوارضِ آنها نیز می رهاند، بنابراین از بحث با او نتیجه ای که بیننده ایرانیِ محروم از تحصیل، زندانی عقیده یا دردمند از نقضِ حقوقِ بشر به دنبال آنست عاید نخواهد شد چرا که آقای میرزا آقاسی در نهایت از اسلامی دفاع می کند که فقط در ذهن خودش تبلور یافته و وجود خارجی ندارد. فکر می کنم برای تامین هدفِ این میزگرد باید کسانی به نمایندگی مسلمانان دعوت شوند که سابقه و تالیفاتشان امکان مخاطب قرار گرفتنشان درمورد مهمترین مسائل مبتلا به جهان اسلام را فراهم کند. از مسیر چنین بحثی می توان نتیجه ای گرفت که به زندگی روزمره و واقعی هر ایرانی مربوط شود و پاسخی درخور به کسانی که به بهانه آموزه های اسلامی مورد بی عدالتی و تبعیض قرار گرفتند فراهم آید. همزمان، معتقدانِ راستین به این آموزه ها نیز می توانند بعینه شاهد باشند که آیا باورهایشان از بوته آزمایش سربلند بیرون خواهند آمد یا خیر.
قطع نظر از تمام محدودیت های خواسته یا ناخواسته، نمی توان منکر این واقعیت شد که میزگردهای این چنینی فتح بابی خواند بود برای بحث های مهمتر در آینده که به تنویر افکار عمومی مردم ایران بسیار کمک خواهند کرد.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » دو شنبه 14 آذر 1390, 5:43 am

نمونه زنده طرد به جرم آزاد اندیشی

نامه تهدید آمیز محفل ملی بهائیان انگلیس :



از : مرکز بهائیان انگلیس خطاب به آقای جورج فلمینگ (18/10/2002)

جناب آقای جورج فلیمینگ دوست عزیز بهائی ، محفل ملی بهائیان انگلستان از

تمایل شما به دفاع از نام نیک دیانت محبوبمان قدردانی کرده و از کاوش و تحقیق

شما در این رابطه سپاسگزار است هرچند که گرفتاری اخیر شما در خصوص

تماس با گروههای بحث مناظره اینترنتی ناخودآگاه به اهداف افرادی کمک کرده

است که قصد مقابله با مذهب بهائی را دارند و این موضوع موجب نگرانی محفل

ملی بریتانیا شده است . از این رو این محفل ملی اکیدا به شما توصیه می کند

تا هرچه سریعتر از ادامه تماس با این گروهها دست کشیده و اینگونه رفتارها را

نیز متوقف نمایید و سریعا از لیست افراد گروه ARDوSCI و TRBدر اینترنت خارج

شده و از هرگونه بحث و مناظره غیر متعارف اینترنتی جدا پرهیز نمایید .همچنین

توصیه می شود سریعا تماس خود را با افرادی همچون پت کولی (PAT.KOHLI)

و سوزان مانک (SUSAN MANECK) ومحفل ملی بهائیان آمریکا قطع نمائید و از

طرح هرگونه شکایت به هر فردی خودداری کرده و صرفا مجاز به تماس با محفل

ملی بریتانیا می باشید .

محفل ملی انگلستان همچنین مصرا درخواست میکند تا از طرح موضوع این

نامه در مجامع مختلف خودداری و تنها با آقای شهریوری مشاور محفل و یا صرفا

با اعضای محفل ملی و منشی ومشاوران ایشان (دنیس کول وآن سولیوان )

تماس داشته باشید .

این محفل امیدوار است شما به این درخواستها عمل نمائید ضمنا چنانچه از

مورد فوق تخطی نمائید برای محفل ملی چاره ای جز اقدامات بعدی نخواهد

ماند .

با تقدیم بهترین سلامهای بهائی – معاون محفل ملی روحانی – کیشان مانوکا



استعفانامه از بهائیت :



از جورج فلیمینگ ---- بلفاست ایرلند شمالی

اعضای محترم محفل ملی روحانی بعد از مطالعه نامه مورخ 18/10/2002 آن

جنابان که در آن دستور داده بودید تا از عضویت در گروههای مناظره و بحث

اینترنتی SCI-TRB-ARB و دیگر گروههای اینترنتی خارج گردم یادآور می شوم

که تنها در گروه SCI بیش از 42760 نفر عضویت دارند که بسیاری از آنها بهائی

هم نیستند بنابراین اعتقاد کامل دارم که این دستور العمل کلا با آزادی انسان

و حقوق بشر منافات داشته و راهی جز استعفا از این دیانت برای من باقی

نگذاشته است از اینرو من :جورج فلیمینگ در تاریخ 21/10/2002 بطور رسمی

اعلام میدارم که از دیانت بهائی استعفا داده و از این آئین خارج میشوم (با شماره

عضویت ....
امضا – جورج فلیمینگ
(ضمنا به پیوست کارت عضویت بهائی خود را نیز عودت می دهم ....)
http://saeed8410.blogfa.com/post-71.aspx

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » چهار شنبه 23 آذر 1390, 1:56 am

در آغوش اسلام با عنایت سالار شهیدان


فاطمه احمدیان‌فرد زن 60 ساله‌ای است که بعد از شفا یافتن فرزند کوچکش که او را در اختیار اجرا کنندگان تعزیه سیدالشهداء (ع) قرار داده بود، از بهائیت جدا شده و به دین مبین اسلام گروید.

وی ماجرای گرایش خود به اسلام را اینگونه شرح می‌دهد:
یکی از همسایگان ما در آن سال‌ها هر سال تعذیه اباعبدالله الحسین (ع) را اجرا می‌کردند و در آن سال از من خواستند پسر کوچکم را که در آن موقع بیمار بود برای نقش حضرت علی اصغر(ع) در اختیار آنها قرار دهم و من موافقت کردم.

احمدیان‌فرد از امید به شفای فرزندش گفت و افزود:

وقتی پسرم را برای اجرای تعزیه دادم، امید زیادی به شفای او داشتم و در دل از امام حسین(ع) خواستم تا او را شفا دهد که بعد از مدتی کم‌کم علائم بهبودی در فرزندم مشاهده شد و بعد از مدتی حال او بهبود یافت.

وی در حال حاضر در یکی از مناطق دورافتاده و محروم خرمشهر به همراه فرزندانش زندگی می‌کند .

او همچنین از همراهی ها و کمک‌های مالی و معنوی افراد خیر در خرمشهر قدردانی کرد و گفت:

در طول این سال‌ها بدون کمک این افراد معلوم نبود چه بر سر من و فرزندانم می‌آمد و دعای خیر من همواره بدرقه این افراد که همگی مانند خواهران و برادران من هستند، خواهد بود.

احمدیان‌فرد در مورد اعتقادات بهائیت می‌گوید:

آنها به خداحقیقی و معاد جسمانی اعتقادی ندارند و عقایدشان در حد خرافه پرستی و اعتقاد به نیروهای شیطانی است و حتی معدود اعمالی هم که انجام می‌دهند هیچ پایه و اساس دینی و الاهی ندارد و از نظر تأثیرات معنوی به هیچ عنوان با عقاید مسلمانان قابل قیاس نیست.

وی ادامه می‌دهد: آنها ادعا می‌کنند که احکامشان جدیدتر و برتر از اسلام است و به آئین خودشان که یک فرقه کاملا سیاسی است رنگ و بوی معنوی می‌دهند درحالیکه اینها یک گروه کاملا سیاسی هستند که با فریب پیر و جوان، سعی در مخدوش نشان دادن چهره دین مبین اسلام و جایگزین کردن اعتقادات خود دارند بنابراین برای همه آشکار است که چنین اعتقاداتی پایه و اساس نداشته و به هیچ وجه نمی‌تواند برای افراد خیر و صلاحی در پی داشته باشد.

احمدیان‌فرد که از زمان اسلام آوردن در تمام مناسبت‌های مذهبی شهرستان خرمشهر مشارکتی فعال دارد دین اسلام را بهترین دین می‌داند و معتقد است که در سایه اسلام توانستم به همه چیز برسم و حتی محرومیت مالی هم از زمانی که مسلمان هستم برای من مسئله مهمی نیست و چون به خدا ایمان دارم همه کارها را به او سپرده‌ام.

وی در پایان گفت: هیچ دینی نمی‌تواند احکام و اعتقاداتی همچون احکام دین اسلام را به پیروان خود ارائه دهد، زیرا کامل‌ترین و مفیدترین دستورات دینی، دستورات دین اسلام هستند که فرد با اعتقاد و پایبندی به آنها خود را در جایگاهی می‌یابد که ابرار و صالحین هستند.

منبع:http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900922000376

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » پنج شنبه 8 دی 1390, 5:24 am

سلام بر دوستان گرامی

بنده در پانزدهم خرداد 88 تقاضا کردم تاپیکی به نام "حقوق شهروندی در

بهائیت"
گشوده شود که موافقت گردید و این تاپیک باز شد و بنده مطالبی را در

آنجا ارائه نمودم.

جامعه بهائی بعد از دوسال و نیم ،به یک بخش از مطالب حقیر در سایت بهائی پژوهی

عکس العمل نشان داد و پاسخی بر آن در سایت "ولوله در شهر "نگاشت!

ضمن ابراز مسرت از رویکرد علمی دوستان بهائی (که البته بهتر بود به جای تحریم

سایت بهائی پژوهی آن را برای خود سایت می فرستادند تا در همان تاپیک بحث می

کردیم اما در عین حال )مغتنم شمرده و پاسخی بر آن خواهم نگاشت.

البته اگر این پاسخ را به همان تاپیک ببریم بهتر نیست؟

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » پنج شنبه 15 دی 1390, 8:27 am

امروز در سایت " ویکی پدیا"که بطور جانبدارانه ای نوشته های بهائیان را می آورد و اجازه ویرایش هم نمی دهد
مطلب جالبی را در مورد ممیزی وسانسور آثار نویسندگان بهائی توسط "بیت العدل " دیدم که از وجودش در
ویکی پدیا تعجب کردم .دیدم خوب است دوستان دیگر هم ببینند.چون ممکن است بعدا توسط دوستان بهائی
ویرایش و حذف شود!


بازبینی آثار بهائیت قبل از انتشار
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

بررسی بهائی اشاره می‌کند که افراد بهائی باید قبل از انتشار هر مطلبی درباره این آیین از موسسات بهائی اجازه بگیرند. آنها این بررسی را برای محافظت از تعالیم دیانت بهائی به خصوص با توجه به آزار بهائیان در ایران و سایر نقاط جهان لازم می‌دانند. برخی این اجبار را نوعی سانسور می‌دانند خصوصا که متخلفین مجازات می‌شوند.[۱][منبع دست اول]

انتقادات

دنیس مک‌ایون می‌گوید همه نویسندگان بهائی اعم از آکادمیک و غیر آن باید برای تنبیه نشدن هر نگاشته‌ای را - ولو قرار باشد در مجله‌ای آکادمیک به طبع رسد - پیش از انتشار برای تایید به کمیته‌های رسمی بازبینی بهائی بسپارند.[۲] خوان کول معتقد است آیین بهائی درست به مانند سانسوری از آغاز صنعت چاپ در دولت‌های خاورمیانه اعمال شده، فرایندی از خودسانسوری را به همه بهائیان تحمیل می‌کند. او می‌نویسد این الزام منجر به مناقشاتی بین نویسندگان و نهادهای بهائی در طول سالهای درازی شده‌است و اگر چه تشکیلات بهائی این الزام را موقتی می‌نامند اما برای چیزی نزدیک یک قرن به طول انجامیده و به نظر می‌رسد بیت العدل در پی آن است که برای زمانی بسیار طولانی ادامه داشته باشد. به نظر او سانسور قبل از انتشار یکی از مهمترین آموزه‌هایی است که نویسندگان بهائی را از نوشتن درباره مجادلات تاریخ معاصر بهائیت باز می‌دارد. شایان ذکر است که هرگز در باره تاریخ این جامعه از حدود سال ۱۹۵۰ مطلب مفصلی نگاشته نشده‌است. تاریخ معاصر بهائیت از آنجا که به مشروعیت گردانندگان فعلی بیت العدل مربوط است به عنوان منطقه ممنوعه بوده‌است. با این که گفته می‌شود این بازبینی ادبی محدودیتی برای انتشار یافته‌های تحقیقی ایجاد نمی‌کند در سال ۱۹۸۸ اعضای بیت العدل مقاله‌ای آکادمیک که از توانایی عضویت زنان در بیت العدل حمایت می‌کرد را سرکوب کردند. [۳] نویسندگان آن مقاله از انتشار آن به هر نحوی از وجوه منع شدند.[۴]

1 ↑ http://en.wikipedia.org/wiki/Bahá'í_review
2↑ The crisis in Babi and Baha'i studies: part of a wider crisis in academic freedom?, British Journal of Middle Eastern Studies, Volume 17, Issue 1 1990 , page ۵۷
3 ↑ The Baha’i Faith in America as Panopticon
4↑ Editor's Note

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » سه شنبه 11 بهمن 1390, 5:03 am

در یکی از سایت های خبری مطلبی در مورد پیشنهاد کمک دولت آذربایجان به بهائیان آمده است که بدنیست جهت اطلاع بیاید:

بولتن نیوز :

http://khabarfarsi.com/ext/1897826

هفته گذشته رسانه های جمهوری آذربایجان در حالی از کمک دولت به جامعه بهائیان آذربایجان پرده برداشتند که "روشن عباس اف" رییس جامعه بهاییان جمهوری آذربایجان با بیان اینکه این تشکل نیازی به دریافت کمک مالی از دولت جمهوری آذربایجان ندارد، به تمکن مالی و امکاناتی این فرقه ضاله در این کشور صحه گذاشت.

...اما کمک مالی به جامعه بهائیان آذربایجان در حالی است که چند هفته پیش و در آستانه اخراج منافقین از عراق، دولت آذربایجان به جهت افزایش فشار بر ایران در اقدامی عجیب داوطلب پذیرش اعضای گروهک تروریستی منافقین در داخل کشورش شد. علاوه بر این شبکه تلويزيوني "آينس" که گفته مي‌شود به وزارت امنيت ملي جمهوري آذربايجان نزديک است، بهمن ماه سال گذشته تعدادي از اعضاي گروهک تروريستي منافقين که با کمک دوستان آذري خود، به ترتيب 9 سال و دو سال و نيم در جمهوري آذربايجان زندگي مي‌کردند، مصاحبه کرد. این در حالی است که گروهک تروريستي منافقين حتي از سوي بسياري از کشورهاي غربي نيز يک سازمان تروريستي شناخته شده و در ترور بسياري از مقامات ايراني و نيز بمب‌گذاري‌ها که بر اثر آن‌ها صدها نفر از شهروندان ايران در سه دهه اخير جان خود را از دست داده‌اند يا مجروح شدند، عامل جنایت بوده است.به تارگی نیز پس از قلع و قمع گروهک تروریستی پژاک توسط سپاه پاسداران،عناصر پژاک که از سوی نیروهای فرامنطقه‌ای حمایت و هدایت می‌شوند، در شهر گنجه از شهرهای مذهبی جمهوری آذربایجان اسکان یافته‌اند.

این قبیل اقدامات دولت آذربایجان مسبوق به سابقه است. در مهرماه سال جاری دولت باکو، چند تن از اسلامگراهای این کشور را تنها به جهت مخالفت با قانون منع حجاب به 66 سال حبس محکوم کرد. در دادگاه باکو این افراد که متهم به ارتباط با ایران بودند، به جرم اقدام علیه امنیت ملی و تلاش برای تغییر رژیم محکوم شدند. هر چند که این نتیجه این دادگاه فرمایشی با اعتراضات گسترده مردمی و تشکلهای حقوق بشری همراه شد، ولیکن در حکم محکومیت این افراد، تغییری حاصل نشد.

تلاش برای تخریب مسجد حضرت فاطمه زهرا(س)، دعوت از رئیس جمهور رژیم صهیونیستی، بستن مساجد با هدف ريشه كن كردن تروريسم، عدم محاکمه توهین کنندگان به اسلام، ترمینال تروریستها( دیدار جمالی فشی عامل ترور شهید علیمحمدی با عوامل موساد در باکو)، تلاش برای تحریک هموطنان نرک زبان و ایجاد کشور آذربایجان بزرگ، کمک به سرویس های جاسوسی موساد در جمع آوری اطلاعات علیه ایران و.... از دیگر اقدامات شرارت طلبانه دولت لائیک آذربایجان در طول یکسال گذشته است.
نوع ارتباط دولت باکو با گروهکهای تروریستی همچون منافقین، پژاک و پ.ک.ک و همکاری با سرویسهای اطلاعاتی همچون موساد و سیا که دستشان به خون دانشمندان و مردم ایرانی آلوده است، آذربایجان را به نوعی نماد محور شرارت در منطقه تبدیل کرده است.


...

تلاش برای تخریب مسجد حضرت فاطمه زهرا(س)، دعوت از رئیس جمهور رژیم صهیونیستی، بستن مساجد با هدف ريشه كن كردن تروريسم، عدم محاکمه توهین کنندگان به اسلام، ترمینال تروریستها( دیدار جمالی فشی عامل ترور شهید علیمحمدی با عوامل موساد در باکو)، تلاش برای تحریک هموطنان نرک زبان و ایجاد کشور آذربایجان بزرگ، کمک به سرویس های جاسوسی موساد در جمع آوری اطلاعات علیه ایران و.... از دیگر اقدامات شرارت طلبانه دولت لائیک آذربایجان در طول یکسال گذشته است.شکل نیازی به دریافت کمک مالی از دولت جمهوری آذربایجان ندارد، به تمکن مالی و امکاناتی این فرقه ضاله در این کشور صحه گذاشت.
...

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » سه شنبه 25 بهمن 1390, 3:52 pm

[b]یک دستاورد تازه!

دوستان بهائی از دیرباز با مسئله خاتمیت پیامبر اکرم مسئله داشته اند.زیرا اگر حضرت محمد(ص) خاتم پیامبران باشند که هستند و در قرآن به این صفت نامیده شده اند،دیگر آمدن پیمبران جدید منتفی است و بابیت و بهائیت با چالش روبرو می شود.

لذا از دیرباز تلاش کرده اند تا به نوعی از زیر فشار خاتمیت بیرون روند و به توجیهات و تاویلاتی برای خاتمیت روی آورده اند تا آن را از کاربری "پایان پذیر بودن "خارج نموده و "خاتم" را بر خلاف معنای عرفی در زبان عربی که از ریشه ختمیت و ختام و مختومه و است...خارج نموده و به معنای "مهر تایید" و ...معنی کنند!

از آن جمله است نمونه زیر که جالب است بهائی پژوهان بدانند:

در یکی از سایت های بهائی کتابی را در مورد خاتمیت قرار داده اند به نام "محمد خاتم الانبیا" از یک شخصیت فرضی به نام "دکتر محمد ابراهیم خان"(؟!)در 163 صفحه تا اثبات نماید که منظور از صفت"خاتم الانبیا" ، پایان بخش بودن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر سلسله انبیا نیست و منظور "تصویب و تایید کننده انبیا" می باشد!

نویسنده که سعی دارد با استشهاد به آیات قرآنی خود را دانای تفسیر قرآن نشان دهد با ذکر آیه شریفه مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ للهَِّ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ
می گوید منظور از خاتم النبیین بودن پیامبر اکرم ،آخرین بودن نیست بلکه نقش او ابلاغ پيام الھی به مردم و گذاشتن مھر تأييد و تصويب بر انبيايی است که پيام الھی را پيش از او آورده اند!
ضمنابا زحمت زیاد تلاش کرده است که بگوید بین رسول و نبی فرق است و چون خاتم النبیین گفته اند و خاتم الرسل نگفته اند پس باب رسالت بسته نیست و رسول جدبد می تواند بیاید!


این زحمت 163 صفحه ای جناب دکتر ابراهیم خان فرضی(!) وقتی بر باد می رود که نگاهی انداخته شود به متون بهائی که صریحا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را حتی بدون استفاده از لفظ خاتم النبیین ،پایان بخش انبیا و رسولان نام برده اند و با لفظ "انتها" یاد کرده اند تا مجال هیچ تاویلی برای امثال دکتر ابراهیم خان باقی نماند!

حتما می دانید از کدام مطلب سخن می گویم .بله همان سخن بهاءالله در کتاب اشراقات که مکرر در این سایت از آن یاد شده است:

الصلوه و السلام علی سید العالم و مربی الامم الذی به انتهت الرساله و النبوه...
یعنی درود و سلام بر آقای جهان و مربی امت ها که بوجودش هم رسالت و هم نبوت پایان یافت!

راستی را چه می شد اگر امثال دکتر ابراهیم خان به جای روی آوردن به چنین مطالب و اظهار نظر های غیر کارشناسی در مورد اصطلاحات اسلامی ،کمی به متون خود می پرداختند و از محتوای کتب خود مطلع می شدند که به چنین لغزش های سهمگینی مبتلا نمی شدند؟!

این چه کاری است که 160 صفحه کتاب بنویسند که بگویند خاتمیت پیامبر اکرم به معنی آخر بودن ایشان نیست درر حالیکه رهبرشان جناب بهاءالله ،آنحضرت را پایان انبیا نام نهاده اند؟!

آیا این تلاش های ناشی از بی اطلاعی از متون اصلی بهائیت نتیجه عکس نخواهد داشت و کم مایگی علمی تشکیلات تبلیغیی بهائیت را در سطح وسیع مانیتور نخواهد کرد؟

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط pajohesh » پنج شنبه 11 اسفند 1390, 2:49 am

سلام بر دوستان بهائیی پژوه

خبری را در یکی از سایت های بهائی دیدم که نقل آن در اینجا را مناسب دیدم.

ابتدا توضیح دهم که چرا این خبر برای من جالب بود.حتما در جریان هستید که وقتی با دوستان بهائی در باره تعالیم غیر متعارف جناب باب مثل کشتن همه غیر بابیان و دگر اندیشان و تخریب همه بقاع و معابد و مراکز غیر بابی و مصادره اموال دگر اندیشان و...صحبت می کنیم بلا فاصله می گویند شریعت باب توسط جناب بهاءالله نسخ شده است !

می گوئیم پس چرا از این شریعت منسوخ اینقدر خرف می زنید و تبلیغ می کنید و به زیارت زادگاهش در شیراز و قبرش در اسرائیل می روید؟!

جوابی نمی گیریم و...

اما خبر:
در یکی از سایت های اصلی بهائیان که از بیت العدل اداره می شود به بهائیان اطلاع رسانی شده است که تعالیم جناب باب و مطالبی در باره او به صورت سی دی جدیدی آن هم برای کودکان و نوجوانان تهیه شده که می توانند آن را دانلود نموده و برای فرزندان خود استفاده نمایند!

یعنی باب را با همه آن تفاصیل باید برای کودکان و نوجوانان تقدیس نمایند و آموزش دهند.ببینید:

------------------
دوستان و همراهان عزیز،

مجموعه سی دی با عنوان «حضرت باب» در ارتباط با تاریخ و زندگی حضرت باب برای اطفال و نوجوانان تهیه شده است. این مجموعه تصویری و صوتی به صورت یک سی دی با فرمت ISO در سایت قرار گرفته است.
می توانید این سی دی را از لینک زیر دانلود نمائید:

پس از دانلود فایل باید آن را با برنامه UltraISO و یا برنامه هایی که قابلیت رایت فرمت ISO را دارند بر روی سی دی رایت کرده تا بتوانید آن را مشاهده کنید. استفاده از روش های دیگر ممکن است پاسخگوی شما نباشد.

سایز فایل: 715 مگابایت

با آرزوی شادی و سرزندگی برای شما،
زنجیره توسعه دهندگان بهائی
سایت پروژه های بهائی"

_______________________

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط pajohesh » چهار شنبه 17 اسفند 1390, 1:35 pm

وحدت لسان و خط

یکی از تعالیم دوازده گانه بهائی که سال ها روی آن سرمایه گذاری شد "وحدت لسان و خط "است.

این تعلیم را نشانی از روز آمدی بهائیت با جهان معاصر می گفتند و برای یادگیری زبانی به نام "اسپرانتو" تبلیغ نموده و آموزش برقرار کرده بودند.

اهل فن می گفتند وحدت لسان و وحدت خط نه امکان پذیر است و نه مفید زیرا زبان و خط ریشه در فر هنگ هر ملتی دارد و اننقال همه فرهنگ به یک لسان اختراعی مقدور نیست.


گذشته از این مباحث نظری ،پیشرفت تکنولوژی نیز این نظریه وحدت لسان و خط را منسوخ نمود.

شما می توانید با یک زبان با گوشی موبایل خود سخنی بگوئید که مخاطب شما آن سخن را به زبان خود بشنود!



به خبر زیر توجه فرمائید:

يادگيري زبان خارجي به پايان عمر خود نزديک مي شود

تا سال 2015 موبايل ها امکان ترجمه همزمان را پيدا خواهند کرد يعني شما با يک
فرد آلماني اگر صحبت کني آن طرف خط طرف آلماني شنيده و شما اينطرف فارسي، در
حقيقت دهکده جهاني روز به روز به واقعيت نزديکتر مي شود.
سايتي را که مي بينيد ضمن ترجمه متن شما به زبانهاي مختلف از جمله فارسي متن
ترجمه شده را نيز با لهجه هاي مختلف مرد و زن مانند يک مجري براي شما اعلام و
صحبت مي کند. تست آن براي يک بار هم شده بد نيست

http://www.oddcast.com/home/demos/tts/t ... xample.php

آنوقت تکلیف این تعلیم بهائیت یعنی تلاش در وحدت لسان و خط چه یمی شود؟

آیا باید آن را منسوخ دانست؟!

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط pajohesh » جمعه 26 اسفند 1390, 2:45 am

تبریک جامعه بهائی به ملکه الیزابت
:
"در مراسم آغاز جشنهای شصتمین سالگرد سلطنت ملکه ا
در خبرهای سایت های خبری تشکیلات بهائی آمده بود که ليزابت با حضور او در ضيافت بین‌الادیان
March 4th, 2012– نمایندگان جامعۀ بهائیان بریتانیا در یک نشست ویژه سالگرد سلطنت علیاحضرت ملکه الیزابت دوم،
را به ایشان تبریک گفته و دربارۀ باورهای خود با ملکه و عالیجناب دوک ادینبورگ گفتگو کردند و اشياء گرانقدری از بهائیت
را به آنها نشان دادند.

همچنین در همان منابع خبری آمده است:
ملاقات هیئت نمایندگان بهائیان بریتانیا با علیا حضرت ملکه الیزابت دوم در یک نشست ویژه بین‌الادیان به مناسبت شصتمین
سالگرد سلطنت او. در پاسخ به دعوتی برای نمايش اشياء گرانقدر دينی، جامعۀ بهائی یک ردای حضرت عبدالبهاء و یک قاب
خطاطی شده از متن اوّلین سخنرانی عمومی او در لندن در سال ۱۹۱۱ را به نمايش گذاشت.

جامعۀ بهائی که همزمان در جريان برگزاری یادوارۀ صدمین سال سفرهای حضرت عبدالبهاء به مصر و غرب است، ردایی را که
ايشان در آن زمان میپوشید به نمایش گذاشت. نمایندۀ بهائیان، شیرین فوزدار فرودی، ردای ساده را یادآور روح حضرت عبدالبهاء
خواند که زندگی سرشار از خدمتش الگویی برای همگان است
یک قاب خطاطی شده از سخنان حضرت عبدالبهاء در اوّلین سخنرانی عمومی او که در ۹ سپتامبر ۱۹۱۱ در سیتی تمپل لندن
ارائه شد نیز به نمایش گذاشته شد: « عنايت خداوند اين روز فيروز را محقق فرمود. عنقريب وحدت عالم انسانی در قطب آفاق
موج زند. جدال و نزاع نماند. صلح اکبر بدرخشد. جهان جهان تازه شود
ملکه با دقت به سخنرانی دکتر فوزدار فرودی گوش میداد و متن نوشتۂ آن را دنبال میکرد
در هیئت نمایندگان بهائی پاتریک اومارا – منشی محفل روحانی ملّی بهائیان بریتانیا، نسرین اوکین از ایرلند شمالی و لیام
استیونز از جزیرۀ اسکای نيز حضور داشتند
دکتر فوزدار فرودی گفت: «ملکه با ما از این که جامعۀ بهائی چقدر گسترده به نظر میرسد، سخن گفت.» او اضافه کرد:
«ما نیز از فرصت استفاده کردیم تا از او و دوک ادینبورگ به خاطر خدماتی که طیّ شصت سال گذشته در ترویج اصول اتّحاد،
برابری و عدالت در میان مردم متنوع کشورهای مشترک المنافع کرده اند، تشکر کنیم.»

تفسیر این خبر را به خود پژوهشگران وامی نهیم.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » دو شنبه 7 فروردین 1391, 3:14 pm

یک خبر خواندم در منابع بهائی از سفر جناب عبدالبها به امریکا و سخنرانی هایش در مورد وحدت عالم انسانی و تساوی زن و مرد و ...
در عین حال در همان سفر در مورد ناقضین رفتار دوگانه داشته و کسی را که زمانی به آنها گرایش داشته تا دو بار وادار به توبه و انزجار از آنها نکرده به حضور نپذیرفته است:

"...بزرگترین ضیافتی که به افتخار حضور عبدالبهاء در امریکا برگزار شد، "جشن میثاق" در شهر نیویورک بود که با حضور سیصد نفر در یک هتل به صرف شام و بسیار مفصل صورت پذیرفت. جشن میثاق یک نوآوری بود که به منظور محکم تر ساختن پیوند بهائیان امریکا با عبدالبهاء پایه گذاری شد. در حقیقت جشن میثاق برای بزرگداشت پیوند بهائیان با عبدالبهاء بود و از این رو، تاکیدی بر جدایی و فاصله گرفتن آنها از مخالفان عبدالبهاء.

عبدالبهاء "مرکز میثاق" بود و کسانی که از وی پیروی نمی کردند، "ناقضین" خوانده می شدند. عبدالبهاء که بشدت از "خیرالله بی خیر"(46) گله مند بود، او و پیروانش را در ردیف "ناقضین" قرار داد.

یکی از بهائیان فعال و برجسته امریکایی بنام دکتر مکنات (Dr. McNutt) به دستور عبدالبهاء مجبور شد که در حضور جمع به رابطه با خیرالله اعتراف و از کرده ی خویش در حضور جمع بهائیان توبه کند. عبدالبهاء "فرمودند علاج تذکر صمیمی است و اعلان بیزاری از اهل نقض در محافل عمومی. آن بود که آن شب در مجلس احبا مستر مکنات ایستاد و حکایت سفر خود بیشکاغو و ملاقات با خیراله نمود ولی بعضی از احبا گفتند مبهم حرف زد نه صریح. لهذا مرتبه ثانی او را واداشتند که واضحا اظهار برائت از اهل نقض نماید تا قلوب احبا مطمئن شود و این اوساخ (= گرد وخاک) از او دور گردد. چون مرتبه ثانی واضح تر اظهار ثبوت و اجتناب از اهل فتور نمود آنگاه هیکل اقدس از طبقه بالا بپائین در مجمع احبا تشریف فرما شدند و اظهار سرور از نطق مستر هریس و انابه مستر مکنات فرمودند."(47)

46– کتاب بدایع الاثار، ص 244
47 – همانجا، ص 381

به نقل از سایت اخبار روز

ملاحظه می فرمائید که جنابشان که کوس وحدت می زنند با برادر شان و اتباعش که اهل نقض نام گذاشتند چگونه فاصله گرفتند و تفرق نمودند.جرم برادرش این بود که می گفت طبق وصیت پدر بعد از عبدالبها او باید زعامت بهائیان را داشته باشد!

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط Sardabir » شنبه 19 فروردین 1391, 1:58 am

این نامه را یکی از بهائیان برای سایت ارسال نموده است.
ظاهرا نامه جمعی از بهائیان است که در نقد اقدام بیت العدل در مورد پر کردن فورم های کنکور توسط جوانان بهائی و ذکر نام اسلام در ستون دین برخلاف رویه های گذشته که الزام نموده بود دین خود را بهائی بنویسند ،نوشته اند و بین بهائیان توزیع شده است.
ازز آنجا که اطلاع از آن را برای بهائی پژوهان مفید دیدم متن اصلی را که برای سایت ارسال شده در اینجا می آورم:

ملاحظاتی پیرامون مکتوب مورخ پانزدهم دسامبر دارالانشاء


اخیرا پیامی از سوی بیت العدل اعظم الهی منتشر شد مبنی بر صدور مجوز شرکت در

کنکور دانشگاه های ایران و قبول شرط اعتقاد به اسلام و انتخاب فراگیری وآزمون دروس

« فرهنگ و معارف اسلامی » در دانشگاه هرچند قالب و نحوه انتشار غیر رسمی این

پیام یعنی ترجمه پاسخ یک صفحه ای دارالانشاء به نقل قول از بیت العدل اعظم الهی در

پاسخ به سوال یکی از نفوس احبای مقیم آمریکا در مورد « فرم ثبت نام برای کنکور

سراسری در کشور ایران » و شرکت دانشجویان ایرانی در آن آزمون ظاهرا می تواند

نشان از فقدان اهمیتی درخور یا حتی احتمال عدم صحت و اصالت چنین نامه ای باشد

اما به لحاظ ملاحظاتی چند، بررسی ابعاد و جوانب این پیام و تامل در مفاد آن ضروری به

نظر می رسد.


این نامه در حالی منتشر شده است که طی چندین دهه گذشته، معهد اعلی طی

رهنمود های متعدد بر اساس الواح وآثار و نصوص مقدسه بهایی همواره احبا را از کتمان

عقیده منع نموده و به صراحت در اعلام شجاعانه اعتقاد راسخ خود به امر مقدس

حضرت بهاءالله تحریض و تاکید نموده اند، این امر نه تنها شامل شرایط شرکت در کنکور

دانشگاه ها بلکه حتی به مواردی مانند دریافت گذرنامه (در زمانی که اعلام اعتقاد دینی

از شرایط دریافت آن بود) و نیز ورود به مشاغل دولتی و عمومی و حتی در مواردی

مشاغل صنفی را نیز شامل می شد و احبای ایران نشان دادند که در اطاعت از اوامر

بیت العدل اعظم الهی با پایمردی و شجاعت مثال زدنی و تاریخی علیرغم محرومیت از

امکانات مادی و معنوی بسیار و از دست دادن موقعیت های فراوان در موطن خود

ایستادگی نمودند و از کتمان عقیده خودداری کردند و متوسل به توجیه و تاویل و

دستاویز « تقیه »نشدند.

البته این امر تنها به مهد مقدس امرالله منحصر نبوده است بلکه به طور نمونه اخیرا احبای

کشور مصر نیز در راه اطاعت از اوامر جمال مبارک و حضرت مولی الوری و حضرت ولی امر

الله و نیز بیت العدل اعظم الهی ، علیرغم عدم صدور کارت شناسایی دولتی وبروز

مشکلات عدیده حاصله از آن طریق پر مشقت پایداری را برگزیده و هرگز به کتمان عقیده

و یا هر اقدامی که تداعی کننده کوچکترین انحرافی از ابراز و اعلام شجاعانه اعتقاد به

دیانت مقدس بهایی باشد تن نداده و با دادخواهی و عرض مظلومیت در محضر دادگاه

عالی آن کشور و دفاع صادقانه و جانانه از اعتقادات خود به موفقیت های قابل ملاحظه

ای نیز دست یافتند.

اکنون با انتشار چنین نامه ای آیا این سوال برای هزاران نفر از احبای ایران و دیگر نقاط

جهان که طی سالیان دراز از امکانات و تسهیلات و حقوق گوناگون محروم مانده بودند،

پیش نمی آید که آن تاکید ها بر عدم جواز کتمان عقیده و تحریم تقیه و نهی ازاظهار

خلاف واقع و حرمت دروغ گویی درست بود یا این مجوز برای کتمان عقیده وتقیه و

مسلمان نمایی؟

آیا اگر چنین امری مشروع و مجاز بوده است، از چه روی این مجوز سالیانی پیش صادر

نشد که آن همه گرفتاری و محرومیت برای هزاران بهایی مظلوم به بار نیاید؟

آیا همین سوال عینا برای مجامع و ناظران دلسوز بین المللی که چندین دهه پیگیر حقوق

از دست رفته احبای ایران بوده اند مطرح نخواهد شد که اگر به همین سادگی وفقط با

یک صفحه نامه نه چندان با اهمیت وبا توجیهی ساده میشد جامعه بهائیان ایران را به

مسلمان نمایی راهنمایی نموده و راه ورود به دانشگاه را برای جوانان محروم از تحصیل

باز کرد، پس اینهمه جنجال در مجامع بین المللی برای عدم امکان تحصیلات عالیه

بهاییان ایران برای چه بود؟ هیاهو برای هیچ؟

آیا مترجمین محترم حاضر در مرکز جهانی در ترجمه و فهم جملات و کلمات فارسی

مشکل دارند که پذیرش شرط اعتقاد به یکی از چهار دیانت رسمی در قانون اساسی

ایران (توجه بفرمایید اعتقاد به یکی از چهار دین) را و سپس پذیرش آموزش دروس دینی

را به معنای مسلمان بودن و پیروی از آن دیانت نمی دانند؟:

معنا و مفهومی که هر ایرانی فارسی زبان و از جمله کلیه بهاییان ایرانی به روشنی می

فهمند و در طول سی و چند سال گذشته نیز همین معنا را فهمیده اند و همه مجامع

بین المللی مدافع حقوق بشر نیز همین معنا را فهمیده اند و به همین دلیل روشن بوده

است که بهائیان ایران ندای دادخواهی و تظلم بلند نموده و مراجع جهانی نیز با همین

برهان حکومت ایران را محکوم و از حقوق پایمال شده جوانان بهایی ایرانی به دفاع

برخاسته اند. ظاهرا تا کنون هیچ مرجع و مقامی جز صادر کننده نامه مذکور شکی در این

مورد نداشته و قرائتی غیر از آن ننموده است.

اگر منظور از ذکر اعتقاد به ادیان مذکور و پذیرش این بند از شرایط، قبول الهی بودن آنها

می بود، از چه رو سازمان سنجش ذکر چهار دین را نموده است بکله فقط کافی بود از

دیدگاه خود تنها ذکر اعتقاد به ادیان الهی را بنماید و یا فقط دیانت یهود را ذکر کند که

احترام به آن دیانت و الهی بودن آن مورد پذیرش عموم مسیحیان و مسلمانان نیز می

باشد و یا دیانت حضرت زرتشت که مسلمانان ایرانی نیز آن دیانت را الهی می دانند.

اگر پذیرش شرط اعتقاد به یکی از چهار دیانت رسمی در کشور ایران، تنها به معنای قبول

الهی بودن آن است، چرا در نامه مذکور فقط مجوز علامت زدن دروس دیانت اسلام صادر

شده است و اجازه تحصیل دروس دینی دیگر ادیان لاقل برای بهاییان زرتشتی تبار و یا

یهودی تبار و یا مسیحی تبار داده نشده است؟!

اگر قرار باشد آموزه هایی چنین مبرهن و مستند به آیات و الواح و آثار مقدسه بهایی

توسط تهیه کننده نامه مذکور نادیده گرفته شود آیا نباید انتظار داشت که به زودی شاهد

صدور مجوز دخالت احبا در سیاست، صدور مجوز تعدد زوجات، مجوز ازدواج با عقد غیر

امری و احیانا صدور مجوز همجنس گرایی نیز باشیم؟!

در شرایطی که در سال های گذشته شاهد طرد و تحریم تعدادی از احبای ایران از سوی

بیت العدل اعظم به جرم کتمان عقیده بودیم اکنون چگونه با صدور یک نامه به ظاهر کم

اهمیت ناظر توصیه همان مرجع به بهاییان ایرانی در امر دروغ گویی و کتمان عقیده

باشیم؟

آیا این عمل موجب تردید و تساهل و کم توجهی احبای ایران علی الخصوص نسل جوان

به آموزه های قدسی دیانت خود که طی نسل ها با فدای جان و مال و بلکه تمام

هستی خود به حفظ آن قیام کرده اند نخواهد شد؟

آیا اشکالی داشت که بیت العدل اعظم چنین مجوزی را چند سال زودتر صادر می نمودند

تا شهدای نازنینی همچون مونا محمودنژاد و ده ها شهید مجید با یک کتمان عقیده

ساده و توجیه و تقیه و ذکر ظاهری اعتقاد به اسلام از بوسه زدن بر طناب اعدام معاف

می شدند و سینه بی کینه شان آماج تیر های بلا نمی شد؟!

نکته غریب اینکه موضوع مبتلابه دانشجویان ایرانی که سالیان طولنی درگیر آن بوده اند

در پاسخ به سوال "یکی از احبای ساکن ایالات متحده" مطرح می گردد.گویا در تمام این

سال ها هیچ یک از احبای ایرانی مقیم ایران چنین معضلی نداشته و به ساحت معهد

اعلی منعکس ننموده و یا خدای ناکرده اصولا بیت العدل اعظم الهی گوش شنوایی برای

شنیدن ندای مظلومیت احبای ایران نداشته اند و تنها زمانی به این موضوع توجه نموده

اندکه « یکی از احبای ساکن آمریکا » در این مورد سوال نمودند.

شاید نیز نویسنده محترم نامه مذکور گوشه چشمی به این بیت ملای رومی داشته اند

که:خوشتر آن باشد که سر دلبران

گفته آید در حدیث دیگران

البته اولیای امور ممکن است شرایط فوق را با ملاحظه توجیهات و توضیحات مندرج در متن

نامه به نحوی تعبیر کنند که از ورود جوانان بهایی به دانشگاه های کشور ممانعت به

عمل آید. وبا این پیش بینی منطقی این احساس نگران کننده این سوال ذهن خواننده

نامه را می آزارد که آیا منظور از انتشار چنین نامه و مجوزی حل معضل جوانان بهایی ایران

است و یا باز کردن جبهه ای جدید برای جنگ روانی علیه حکومت ایران ؟

و اگر این، برداشتی مقرون به صحت باشد ، آیا چنین حرکتی درخور سیاست پیشگان و

سیاست بازان خواهد بود یاشایسته مقامی منیع ، روحانی و معنوی همچون بیت العدل

اعظم الهی ؟

آیا از متن این نامه که اعلان عمومی شده است مقامات ایران بی اطلع خواهند ماند و آیا

بعد از ذکر اسلام در فرم کنکور تبلیغات و موج جدید اتهامات علیه احبای مظلوم ایران با

استناد به همین نامه مبنی بر دروغ گویی و نفاق شروع نخواهد شد و گره کوری

بر گره های قبلی زندگی بهاییان ایران افزوده نخواهد شد؟

و آیا عمر احبای جوان ایران آن قدر بی ارزش است که پس از طی مراحل و مشکلت

طاقت فرسای کنکور وارد دانشگاه بشوند و سپس با مشخص شدن اعتقادشان با انگ

دروغ و نفاق اخراج شوند و احبای ایران نیز در این مورد کامل خلع سلاح گشته ودر هیچ

دادگاه یا مجمع بی طرف جهانی هم عذری نداشته باشند که چرا با دروغ گویی در فرم

ثبت نام کنکور به دانشگاه وارد شده اند چه پاسخ منطقی ومتینی خواهند داشت؟



_____________________________

در پایان به جبران وقت ارزشمند احبای عزیز، که صرف ملاحظه این نوشتار نمودند و به

عنوان فصل الخطاب و مسک الختام ،بخشی از فرمایشات منصوص گوهر یکتای مخزن

میثاق، حضرت ولی امرالله، شوقی ربانی به نقل از کتاب گنجینه حدود واحکام تقدیم

می گردد:
ص ۴۵۶
باب هفتاد و دوّم
( در نهی از تقیه و کتمان عقيده حضرت ولی امرالله جلّ سلطانه ميفرمايند قوله الاحلی:

(استخراج از لوح مبارک مورّخه ٩ نومبر ١٩٢٧

"چندی قبل تلغرافی از ارض اقدس بعنوان آن محفل نورانی ارسال گرديد و در آن تأکيد

گرديدکه راجع بسجلّ احوال و قيد مذهب و آئين احبای الهی در تمام نقاط امریه در آن

سرزمين اگر چنانچه مجبور و مکلف بر تعيين و قيد مذهب گردند البته کتمان ننمايند و

بتظاهر و تصنع متشبث نشوند عقيده خويش را در کمال جرأت و وضوح اظهار نمايند و از

عواقب و نتايج بيان حقيقت و ابراز ما فی الضمير خائف و نگران نشوند. البته بعموم ياران

تأکيد و توصيه نمايند.
. . . . .
ص ۴۵٨
و نيز ميفرمايند:

"عقيده کتمان ننمايند و از تقیه اجتناب بنمايند از پس پرده خفا برون آيند و قدم بميدان

خدمت گذارند مضطرب و هراسان نباشند و بجانفشانی قيام نمايند هر امری را فدای

اين مقصد اصلی کنند و در سبيل اين مبدأ جليل و امر قويم از هر منصب و مقامی چشم

پوشند و مصالح شخصیه و ملحظات نفسیه را فدای مصالح عمومیه امریه فرمايند.

حکمت و تقیه در گذشته ایام کافل صون و حمايت مظلومان آنسامان بود و يگانه وسيله

حفظ و حراست آئين حضرت يزدان ولی در اين ایام چون اعدای امر الهی و دشمنان آئين

آسمانی برقع ستر و خفا را ازوجه حقايق امریه برانداخته اند و معتقدات اساسیه اهل

بهاء را کاملّ مکشوف و مشتهر ساخته اند وباثبات استقلال شرع حضرت بهاءالله

پرداخته اند و باين سبب نبأ عظيم را در اقطار و اکناف عالم معروف و مشهور نموده اند

تقیه و کتمان عقيده علت توهين و تحقير است ودر انظار اهل فراست بيمورد و مضرّ.

مخالفين و معاندين اين رویه را حمل بر جبن و خوف نمايند و از تأثيرات سستی عقيده

شمرند استحلفکم يا احباء الله ببذل الجهد الجهيد
. . . . . .

و در لوح جناب ثابت شرقی مورّخ ١۵ شهر الجلل ٩١ مطابق ٢٣ اپريل ١٩٣۴ ميفرمايند

قوله الاحلی:

"سؤال ثالث در خصوص کتمان عقيده در نقاطی که بهائی غير موجود معروض داشته

بوديد .جواب فرمودند کتمان عقيده حتی در اينمورد مذموم و مخالف مبادی اين امر

است."

الواح الهیه در اين خصوص بسيار و کمتر لوحی توان يافت که در اين خصوص شامل

اشاره يا صراحتی نباشد. برای مزيد اطلاع بنصوص مبارکه مراجعه شود.
. . . . . .
صفحه ١٧٧

٢٣ دسامبر ١٩٣۵ که باعزاز محفل مقدّس روحانی ملی بهائيان ايران شید الله ارکانه =

و در لوح مبارک مورّخ ١٢ شهر المسائل ٩٢

نازل شده ميفرمايند قوله العزّ الاحلی:

"راجع بسؤال اوّل و ثانی فرمودند بنويس تجاوز از يک زوجه و کتمان عقيده با وجود تحذير

و تأکيد و نصيحت امنای محفل روحانی نتيجه اش در اين ایام محرومیت از حقّ انتخاب در

جامعه و ازعضویت محافل روحانیه است. . . . .

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » جمعه 25 فروردین 1391, 12:03 am

یک آگهی استخدام جالب

در وبلاگی مربوط به شبکه "من و تو" یک آگهی استخدام مجری را دیدم که جالب بود .بد نیست شما هم ببینید:(آدرس عکس)

http://www.yjc.ir/image/image_gallery?u ... 4216611314

آنچه نقل می شود به نقل از رجائی نیوز است:

به گزارش باشگاه خبر نگاران، رها اعتمادي ( بهايي زاده و از خانواده خدمتكاران دربار پهلوی است) در سال 2010 با همكاري رسمي دربار انگليس و چند نفر از عوامل ديگر شبكه من و تو را كه از همان ابتدا لقب خواهرخوانده بي بي سي فارسي را يدك مي كشيد راه اندازي كرد تا اين شبكه از همان ابتدا با تفكري بهايي و ضد ايراني پا به عرصه وجود بگذارد.

اعتمادي در جديدترين آگهي استخدام اين شبكه كه در وبلاگش منتشر كرده سه شرط اصلي را براي پذيرفته شدن به عنوان مجري در اين شبكه را اعتقاد راسخ به بهائيت ، مخالفت با جمهوري اسلامي ايران و آمادگي داشتن براي عريان شدن عنوان مي كند. رها اعتمادي از چند سال پيش با پشتيباني همه جانبه و البته غير علني عوامل بي بي سي گروهي به نام "جوانان بدون مرز" را براي ضديت با جمهوري اسلامي ايران راه اندازي كرد و تمامي عناصر همسو با بهائيت و ضد جمهوري اسلامي ايران را شناسايي و هسته اوليه من و تو را با آنها شكل داد.

البته پيش از اين هم نقل قول هاي بسياري در خصوص پشت پرده بهايي عوامل و مجريان اين شبكه مطرح بود كه اكنون با فرو افتادن پرده های اين شبكه به ظاهر فرهنگي – اجتماعي علني شد.

اگرچه كه دو شبكه سلطنتي بي بي سي فارسي و من و تو جدا از هم فعاليت مي كنند اما منبع تغذيه نيرو و مجريان آنها يكي است و عوامل اين دو شبكه در هم تنيده و پشتيبان استراتژيك اهداف ضد ايراني يكديگر هستند.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » سه شنبه 5 اردیبهشت 1391, 4:12 am

در خواست اعانه برای ساخت مشرق الاذکار!

بیت العدل در تازه ترین پیامش به بهائیان به مناسبت عید رضوان 2012 (169بدیع)

برای ساخت چند معبد بهائی در شهرهای غیر معروف کشورهای کامبوج و هندوستان

و کنیا و کلمبیا و وانواتو (؟) از بهائیان در خواست اعانه کرده است!

بیت العدل اشاره ای به علت گزینش این مراکز برای ساخت معبد بهائی ننموده اما ظاهرا

اشتیاق هندی ها و آفریقائی ها و کامبوجی ها را برای گروش به بهائیت مناسب دیده است!

بیت العدل همچنین اشاره ای به منابع وسیع مالی خویش از دریافت نوزده درصد مالیات بهائی

از در آمد بهائیان و در آمد های کلان موقوفات بهائی ننموده است.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » یک شنبه 24 اردیبهشت 1391, 5:22 am

در این زمینه سرویس خبری بهائی از حیفا نیز اطلاعاتی ارائه نموده است.توجه فرمائید:


اعلام برنامۀ ساخت مشرق الاذکارهای تازه

حیفا، اسرائیل –

با آغاز کار بنای آخرین معبد بهائی قارّه ای در شیلی، برنامۀ
ساختن دو مورد اوّل از معبدهای بهائی ملّی، در جمهوری دموکراتیک کنگو و پاپوآ گینۀ
نو، اعلام شده است.
این اعلان تاریخی در پیام سالانۀ بیت العدل اعظم به مناسبت اوّلین روز رضوان،
مقدّس ترین جشن سال بهائی، عنوان گردید.
مشرق الأذکارهای بهائی ساختمان های ویژه ای هستند که به روی همگان بازند و
دیدارکنندگان می توانند در آنجا به سادگی در فضایی آرامش بخش به دعا و تفکّر پردازند و یا
به متون مقدّس ادیان جهان که خوانده می شود،گوش فرا دهند. هر مشرق الأذکار یک مرکز
روحانی است که پیرامون آن نهادهائی برای ارائۂ خدمات اجتماعی، بشردوستانه و آموزشی
به مردم محل تأسیس می شود.
طبق پیام بیت العدل اعظم این مؤسّسه دوجنبۀ اساسی و
تفکيک ناپذیر حيات بهائی یعنی عبادت و خدمت را به هم ». می پيوندد
علاوه بر دو معبد ملّی تازه، مشورت ها به منظور ایجاد
مشرق الأذکارهای محلّی در پنج ناحیه از جهان نیز آغاز خواهد شد. این مکان ها عبارتند از:
باتامبانگ ) Battambang ( در کامبوج، بیهار شریف ) Bihar Sharif ( در هندوستان،
ماتوندا سوی ) Matunda Soy ( در کنیا، نورت دل کائوکا ) Norte del Cauca ( در
کلمبیا و تانا ) Tanna ( در وانواتو.


نقل ازسایت سرویس خبری جامعه جهانی بهائی مورخ 3 اردیبهشت ماه 1391

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » شنبه 13 خرداد 1391, 12:20 am

بهائیت و ساواک

اين محقق تاريخ (استاد تفرشی) با اشاره به اينكه عدم پرسش از بهايي‌بودن ثابتي جزو نقص‌هاي اين كتاب است، آن بخش از «در دامگه حادثه» را كه به گفته‌ وي دربرگيرنده «انشاي غراي ثابتي درباره دين و مذهب» است، زايد دانست و آن را موضوعي بي‌ربط به دستاوردهاي حرفه‌اي ثابتي عنوان كرد. او دراين‌باره گفت: كاش اين مبحث در كتاب نمي‌آمد زيرا قابل اعتنا نيست و اظهارنامه شخصي ثابتي است....


با حضور تفرشي، رسولي‌پور، فقيه حقاني و قانعي‌‌فرد برگزار شد :

نقد و بررسي كتاب «در دامگه حادثه»



روزنامه شرق- گروه كتاب:
كتاب منتشرنشده «در دامگه حادثه» دربرگيرنده متن بيش از 160 ساعت گفت‌وگوي عرفان قانعي‌فرد با پرويز ثابتي رييس دايره امنيت داخلي ساواك، با حضور مجيد تفرشي، مرتضي رسولي‌پور، موسي فقيه‌حقاني و عرفان قانعي‌فرد در موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران نقد و بررسي شد.
مرتضي رسولي‌پور كار‌شناس تاريخ شفاهي موسسه مطالعات تاريخ معاصر، كتاب «در دامگه حادثه» را به دو دليل كتابي مهم دانست: نخست اينكه پرويز ثابتي از صاحب‌منصبان درجه‌يك ساواك بوده و دوم اينكه اطلاعاتي كه او از ساواك مي‌دهد اطلاعاتي درجه‌يك است.
او كتاب يادشده را صرف‌نظر از كاستي‌هاي آن، به دليل جلب اعتماد ثابتي و اينكه او از معدود صاحب‌منصبان جان‌به‌دربرده‌ ساواك است حايزاهميت دانست و گفت: اهميت اين گفت‌وگو وقتي مضاعف مي‌شود كه مقام‌هاي ارشد ساواك مثل حسن پاكروان، نعمت‌الله نصيري و ناصر مقدم – بدون اينكه حرف‌هاي آنها ضبط و ثبت شده باشد - اعدام شدند.
رسولي‌پور گفت: اطلاعاتي كه ما از سازمان امنيت داريم بيشتر حاصل نگاه منتقدانه از بيرون و محدود است به شكنجه و داغ و درفش اما در اين‌باره كه نقش ساواك چه بوده است، جز خاطرات فردوست اطلاعات دقيق‌تري نداريم.
او اين كتاب را از دو منظر اظهارات ثابتي و نحوه تنظيم مطالب كتاب توسط قانعي‌فرد قابل بررسي دانست و با ارايه خلاصه‌اي از زندگينامه ثابتي كه بيانگر اهميت مقام و ميزان ارتباطات وي در دستگاه ساواك و حكومت پهلوي بوده است، گفت: ثابتي در نحوه اداره كشور صاحب‌نظر بود و برخلاف نصيري، آلت فعل چشم و گوش بسته‌ نبود و نظر داشت. خلاصه حرف ثابتي در اين گفت‌وگو اين است كه وقتي نظام سياسي از مشروعيت مي‌افتد نيروي سركوبش مي‌تواند به بقاي حكومت او كمك كند.
رسولي‌پور، ادامه داد: رژيم شاه از نظر ثابتي تمام ابزار سركوب را در اختيار داشت اما از اراده لازم بي‌بهره بود. ثابتي در آذر 1355 به شاه گزارش مي‌دهد و اعلام مي‌كند بايد ايستادگي شود. نظرش اين بود كه نهضت آزادي و جبهه ملي قدرت تغيير نداشتند و گروه‌هاي چريكي نظير مجاهدين و سازمان چريك‌ها و گروه مذهبي‌ها قابل كنترل بوده و نمي‌توانستند كاري كنند اما شاه اراده نداشت.
به گفته رسولي‌پور، از نظر ثابتي دولت‌هاي آموزگار و شريف‌امامي در مقابل مخالفان زبوني نشان دادند حال آنكه مي‌شد بعد از تثبيت اوضاع، آزادي را در جامعه گسترش داد.
رسولي‌پور همچنين از اظهارنظر ثابتي درباره مقام‌هاي امنيتي و كشوري زمان پهلوي دوم همچون باهري، آزمون و مقدم ياد كرد و گفت: به اعتقاد ثابتي مسوولان وقت كشور سعي مي‌كردند مسووليت هر نوع كاري را بر عهده شاه بگذارند و شاه هم قادر به اداره كشور نبود.
در ادامه نشست يادشده مجيد تفرشي پژوهشگر تاريخ و دانش‌آموخته دانشگاه لندن نيز نفس مصاحبه با شخصي مانند ثابتي را دستاورد مهمي دانست و با اظهار اينكه نبايد سختي‌هاي چنين كاري را از خاطر برد، گفت: ثابتي 33 سال سكوت كرده و چندهزار صفحه خاطره دارد اما تنها به اين بهانه كه مورد سوءاستفاده حكومت فعلي ايران قرار نگيرد از انتشار آنها ابا كرده است. به اعتقاد تفرشي اين موضوع بيانگر اين مطلب است كه ثابتي نمي‌تواند بدون پيش‌فرض عمل كند زيرا نگران فاش‌گويي است و همين امر موضع او را نشان مي‌دهد.
او افزود: بعد از مطالعه كتاب با اين تصوير از ثابتي مواجه مي‌شويد كه يكي از برجسته‌ترين رجال تاريخ ايران است كه خود را صاحب‌ بهترين نظر و راه‌حل‌هايي مي‌دانسته كه اگر پهلوي به آن عمل مي‌كرد حكومت خود را برقرار نگه مي‌داشت.
تفرشي گفت: به نظر من ثابتي براي گمراه كردن افكار عمومي تلاش كرده چون حكومت پهلوي – به‌خصوص در سال‌هاي 56 و 57 – قابل نجات‌دادن بود.
تفرشي با اشاره به نوع يادكرد ثابتي از مخالفان حكومت پهلوي كه وي همه آنها را مزدور و مريض يا‌ داراي ناراحتي جنسي قلمداد مي‌كند، اظهار كرد: هيچ نقطه‌اي در كتاب نيست كه ثابتي در آن يك اپوزيسيون سالم را معرفي كند كه بله براي اين مخالفت حق داشته است. بعد از خواندن اين كتاب مي‌بينيد كه همه يك گرفتاري داشته‌اند.
تفرشي همچنين درباره تدوين كتاب گفت: به نظر من كار قانعي‌فرد از جهت‌ گردآوري منابع براي تكميل گفت‌وگوها خوب است اما يك جاهايي توضيح كم دارد و جاهايي هم پاورقي‌هايي دارد كه در يك كتاب تخصصي احتياجي به آنها نيست. اين محقق تاريخ با اشاره به اينكه عدم پرسش از بهايي‌بودن ثابتي جزو نقص‌هاي اين كتاب است، آن بخش از «در دامگه حادثه» را كه به گفته‌ وي دربرگيرنده «انشاي غراي ثابتي درباره دين و مذهب» است، زايد دانست و آن را موضوعي بي‌ربط به دستاوردهاي حرفه‌اي ثابتي عنوان كرد. او دراين‌باره گفت: كاش اين مبحث در كتاب نمي‌آمد زيرا قابل اعتنا نيست و اظهارنامه شخصي ثابتي است.
تفرشي در بخش ديگري از سخنان خود انتشار كتاب گفت‌وگو با پرويز ثابتي را زداينده توهمي دانست كه عدم ذكر خاطرات دولتمردان رژيم قبلي را به دليل نگراني از آب‌به آسياب حكومت فعلي ريختن در پي داشته است و گفت: اين مساله موج جديدي براي خاطره‌نويسي ايجاد كرده كه اميدواريم ميزان عصبيت در آن كمتر شده و عميق‌تر مورد توجه قرار بگيرد. وي با تاكيد بر اينكه در حوزه پژوهش درباره ساواك راه ناپيموده بسيار است، تحقيقات موسسه مطالعات تاريخ معاصر و مركز بررسي اسناد وزارت اطلاعات را كارهايي ارزشمند اما ناقص توصيف كرد و انتشار كتاب‌هايي مانند در دامگه حادثه را جبران‌كننده نقص‌هاي اين پژوهش‌ها دانست. تفرشي دراين‌باره اظهار كرد: انتشار گزينشي بدون استاندارد، آسيب اين‌گونه كارهاست و تا زماني كه دسترسي كامل به پرونده‌هاي ساواك مقدور نباشد بايد به تحقيقات ارايه‌شده با نگراني نگاه كرد زيرا خط گلچين‌كننده بسيار مهم است. براي مثال اگر از ميان اسناد مربوط به 30 روز بازجويي يك‌فرد تنها سند روز سي‌ام را منتشر كنيم و حق دسترسي به منابع مربوط به 29 روز ديگر را نداشته باشيم، نتيجه كار چيزي خواهد بود كه براساس مصلحت‌انديشي‌هاي سياسي انتخاب شده و نمي‌تواند بدون دغدغه مورد بررسي قرار بگيرد.
عرفان قانعي‌فرد – مصاحبه‌كننده و تدوين‌گر كتاب در «دامگه حادثه» – نيز كه از حاضران اين نشست بود در ابتدا به سختي‌هاي تدوين كتاب و روش تدريجي خود در جلب اعتماد ثابتي براي گفت‌وگو اشاره كرد و گفت: ثابتي اولين شخصيتي بود كه از او درس‌ها آموختم اما دليل نمي‌شود نوع نگاه من هم مانند او باشد.
اين محقق تاريخ افزود: آنچه در جريان گفت‌وگو با ثابتي متوجه شدم اين است كه حكومت‌هاي اهل انحطاط با استفاده از ايجاد خوف از طريق دستگاه‌هاي امنيتي نمي‌توانند مقابل اراده جامعه دوام بياورند.
قانعي‌فرد از مصدق و بختيار به عنوان كساني ياد كرد كه ثابتي تندترين نقد‌ها را متوجه آنها كرده است و گفت: ما چون به منابع دسترسي نداريم فكر مي‌كنيم ثابتي قصد توهين داشته اما وي مي‌گويد بسياري از افراد حكومتي در جريان تغييرات سياسي رنگ عوض كرده و مطامع حزبي را جايگزين مصالح كشور كردند.
موسي فقيه‌حقاني مدير موسسه مطالعات تاريخ معاصر به عنوان سخنران ديگر اين نشست سخنان خود را با اظهار خوشحالي از شنيدن خبر چاپ خاطرات يك مقام امنيتي مانند ثابتي كه 34 سال سكوت كرده است آغاز كرد و گفت: اما با ديدن كتاب خوشحالي‌ام به يأس مبدل شد.
حقاني كه به گفته خود تنها 160 صفحه از اين كتاب حجيم را خوانده بود، دلايل مايوس شدن خود را برشمرد و اظهار كرد: ما با يك اثر سياسي روز مواجهيم نه با يك كتاب تاريخي. عنوان فرعي كتاب «بررسي علل و عوامل فروپاشي حكومت شاهنشاهي» است اما هيچ جاي كتاب اين عوامل را نمي‌بينيم. وي كتاب يادشده را «يك اثر سياسي روز» خواند و افزود: ذوق‌زدگي مصاحبه‌كننده و موضع‌گيري وي ما را متوجه اين نكته مي‌كند كه خيلي هم بحث خاطرات ثابتي مطرح نيست بلكه با يك كتاب روز مواجهيم.
وي با انتقاد از حرف‌هاي ثابتي كه در گفت‌وگوهاي خود تنها به مبارزه با كمونيست‌ها و تروريست‌ها اشاره كرده است، تصريح كرد: انتقاد من به دو بخش است؛ اول به روش قانعي‌فرد و دوم به مطالب كتاب. آقاي قانعي‌فرد اثر خود را چالشي مي‌دانند اما تا جايي كه من خواندم چالشي نديدم.
حقاني با ذكر اين نكته كه «فكر مي‌كنم ثابتي كتاب را مديريت كرده» به پانوشت‌هاي قانعي‌فرد ايراد وارد كرد كه در برخي موارد ربط به موضوع ندارد و در مواردي هم كه بايد پاورقي مي‌آمد از ذكر آن خودداري شده است.
وي در ‌اين‌باره گفت: كاش جاي اينكه قانعي‌فرد وقتش را صرف پاورقي‌هاي زايد كند به اين اختصاص مي‌داد كه از مديريت ثابتي در كار گفت‌وگو خلاص شويم. براي مثال ثابتي، شاه و رضاشاه را دو فرد خادم ايران تعريف مي‌كند كه دوست داشتم قانعي‌فرد در اينجا پاورقي مي‌زد.
وي همچنين گفت: ثابتي ادعاهاي بزرگي مانند اينكه آمريكا و انگليس عامل سقوط پهلوي بوده‌اند مطرح مي‌كند. اين موضوع بايد ثابت شود. اين دو هيچ‌وقت نمي‌خواستند پهلوي سقوط كند بلكه دنبال استقرار آن بودند. پهلوي به مردم ايران تكيه نداشت و انقلاب حاصل عجز در مقابل اين حركت مردمي بود.
اين تاريخ‌پژوه ثابتي را «مانند بقيه سلطنت‌طلب‌ها» دچار تئوري توطئه خواند و مقدمه كتاب را نيز «جانبدارانه» دانست. در بخش دوم نشست نقد و بررسي كتاب در دامگه حادثه، رسولي به تفاوت اصول خاطره‌نويسي و تاريخ شفاهي اشاره كرد و با تاييد اين بخش از سخنان حقاني كه در كتاب چالشي بين‌ مصاحبه‌كننده و مصاحبه‌شونده شكل نگرفته است، اظهار كرد: در بخش مربوط به گفت‌وگوهاي اين كتاب اشكالاتي وجود دارد مانند اينكه 87 صفحه از كتاب متضمن هيچ پرسشي نيست بلكه 87 صفحه مطلب است كه از سوي ثابتي نوشته شده.
مجيد تفرشي در اين‌باره گفت: مصاحبه با افراد صاحب خاطرات معضلاتي دارد كه كار را پيچيده مي‌كند به‌خصوص فردي كه مورد مصاحبه قرار گرفته خودش اهل بازجويي بوده است. اما اين به اين معنا نيست كه مصاحبه‌كننده بنشيند و چيزي نگويد. يكي از موارد مهمي كه در اين كتاب بايد توضيح داده مي‌شد تهمت‌هايي‌ است كه ثابتي زده و قابل پيگيري است، مانند آنچه درباره آيت‌الله صادق لواساني گفته كه تهمت محض است. يا حادثه تيرباران جزني و همراهان او در تپه‌هاي اوين كه ثابتي به كل آن را انكار مي‌كند.
تفرشي اشكال بزرگ كتاب را در فقدان فهرست اعلام دانست و نمونه‌هايي از اشتباهات سهوي در ثبت تاريخ‌ برخي وقايع را نيز برشمرد.
حقاني در بخش دوم اين نشست نيز به ايرادهايي كه متوجه اين كتاب مي‌دانست، پرداخت و با اظهار اينكه خود نيز از منتقدان دكتر مصدق است، گفت: اين كتاب پر از توهين و سمت‌و‌سو‌گيري سياسي است. من هم منتقد دكتر مصدق هستم اما ثابتي مي‌گويد شاه ذاتا دموكرات بوده است!
قانعي‌فرد نيز در پاسخ به اين ايرادها با بيان اينكه من مرده و مجسمه نيستم كه اشتباه نكنم، گفت: اين كتاب دو نقص عمده دارد؛ يكي اينكه من مقدمه ندارم كه در چاپ ايران خواهد آمد و دوم نبود فهرست اعلام و نمايه است كه اين به دليل عدم توان ناشر آمريكايي بود. وي تصريح كرد: جناب آقاي ثابتي مقام نابغه و رده‌بالاي يك دستگاه امنيتي بوده است و اين انتظار عاميانه كه بشود او را گول زد و خام كرد و از او حرف كشيد، توقع و انتظار بيهوده‌اي است و مجالست و كشتي گرفتن با او سر مسايل هم فكر كنم كار كمي نيست.
قانعي‌فرد با اشاره به اينكه دوهزار صفحه از خاطرات ثابتي نزد اوست، اظهار كرد: از آنجايي كه ثابتي خواسته تا زماني كه در قيد حيات است اين خاطرات منتشر نشود، بنابراين انتشار آنها را كاري اخلاقي نمي‌دانم اما بايد به نظر وي – هرچه هست – حرمت نهاد. قانعي‌فرد همچنين با طرح اين پرسش كه آيا بهتر بود اين كتاب به همين شكل كه الان فراهم شده است، منتشر شود يا اينكه لازم نيست چنين كتابي منتشر شود، تاكيد كرد كتاب، آنچه را كه در توان او بوده است، نشان مي‌دهد و هركسي كه توانايي انجام بهتر اين گفت‌وگو را دارد، مي‌تواند برود و اين كار را انجام دهد و از آقاي ثابتي سوال كند. وي با اعلام اينكه نشر علم به‌زودي با حذفياتي چندصفحه‌اي شايد، كتاب را در ايران منتشر خواهد كرد، افزود در نسخه چاپ ايران، مقدمه‌اي از خود وي نيز منتشر مي‌شود و حدود ۶۰ صفحه بخش نمايه و اعلام و برخي اسناد ديدني به كتاب اضافه خواهد شد.
وي همچنين در پاسخ به فقيه‌حقاني كه قانعي‌فرد را عاشق احمد قوام و احمد كسروي ناميد، گفت: من معتقدم كارنامه احمد قوام در تاريخ معاصر ايران، بسيار غني‌تر از مصدق‌السلطنه است، به قوام احترام دارم و به کسروی نیز.
قانعي‌فرد افزود: شايد از ديد آقاي ثابتي درباره شخص اول مملكت اين‌گونه بوده كه «حاكم متوهم كه اهل مشورت نباشد و خودراي و خودمطلق‌بين باشد، سرنوشتي جز سقوط در ذلت ندارد!» يا چنان كه در اين كتاب گفته «فعالان يا اسما روشنفكر‌ها، در برخي از تغييرات جو سياسي، گروهي اهل ريا با استفاده از فرصت نو، چهره ارغواني مي‌كنند.» اينها را نمي‌شود جدي گرفت.
وي افزود: معتقدم بعد از خواندن اين كتاب درخواهيم يافت كه دستگاه امنيت حكومت‌هاي اهل انحطاط با استفاده از ابزار اعمال قدرت و خشونت و توهم، در برابر عقلانيت و اراده رشد جامعه، نمي‌تواند مقاومت كند و لاجرم تسليم مي‌شود. و اينجا داستان انقلاب را روايت كرده و اينكه در دستگاه امنيت، مخالفان را وابسته و مزدور ناميده‌اند به من مربوط نيست و همچنين اينكه آقاي ثابتي چه روايتي از شكنجه دارند به بنده ربطي ندارد. به گزارش «شرق» در اين نشست شماري از استادان تاريخ، خبرنگاران، نمايندگاني از موسسات مطالعاتي و افرادي همچون عزت‌الله مطهري معروف به عزت‌شاهي و مهدي طالقاني فرزند آيت‌الله طالقاني حضور داشتند.
يادآور مي‌شود« نشر علم» به‌زودي كتاب در« دامگه حادثه» را در ايران منتشر خواهد كرد.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » پنج شنبه 15 تیر 1391, 5:33 am

ضمن تبریک عید سعید میلاد حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در این روز مبارک یعنی نیمه شعبان به همه دوستان و کاربران و پژوهشگران
و آرزوی تعجیل در فرج آن بزرگوار برای تحقق عدالت فراگیر در جهان و استقرار نظم الاهی در گستره زمین ،برای همگان آرزوی حسن عاقبت دارم.

در جهت اطلا ع رسانی در سایت بهائی پژوهی مطالبی معروض شده و می شود .ازجمله به سایت مختصری برخوردم به نام" یار جوان " که چند مطلب داشت .یکی از آنها به نظرم جالب رسید که دیدم بد نیست دوستان بهایی پژوهی هم ببینند. موضوعی بود با عکسی از انیشتین دانشمند معروف.
موضوع هم از این قرار بود که بهائیت چون داعیه تطابق دین با علم و عقل را دارد و می گوید:
"دیگر آن که دین باید مطابق با عقل باشد،مطابق با علم باشد.زیرا اگر مطابق با علم و عقل نباشد اوهام است))(خطابات2صفحه219)
اما از سوئی می گوید:
((الیوم اگر کل من فی السماوات و الارض به تمام علوم ارض ظاهر شوند و در امر بدیع توقف نمایند از جهلاء عند الله مذکور))(بدیع صفحه138)!!
حال نمی دانیم تکلیف انیشتین چیست!
از نظر بهائیت بالاخره عالم است یا جاهل؟!

این هم مطلب یار جوان:

انیشتین، نابغه ی جاهل قرن

نوشته شده توسط امیر علی کامرانی


ارج نهادن به علم و دانش پژوهی، کماکان از ابتدایی ترین دوران زندگی بشر مورد توجه این موجود توانمند بوده است. نگاهی اجمالی به دست آورد های کنونی و پیشرفت های چشم گیر دانش و استفاده از آن، حقیقت قدرت درک و فهم انسان را آشکار می سازد. انسان هایی که توانستند به عالی ترین نحو ممکن ازعقل، این ودیعه ی ارزشمند الهی بهره ببرند در طول تاریخ مورد تقدیر و تشکر سایر همنوعان خویش بوده اند.خدمات بی نظیری که برخی از این نوابغ به انسان های زمان خود عرضه کرده اند، زبان هر ستایشگری را از تمجید و تکریم عاجز کرده است. ادیان الهی نیزهمواره مردم را به کسب علم ترغیب کرده و دانشمندان علمی را می ستایند.
مخالفت با علم و عدم استفاده مناسب از عقل و شعور، همیشه از مهمترین ویژگی های مکاتب جعلی و تحریف شده در ادوار گوناگون زندگی بشری بوده است. به عنوان مثال در زمانی که دانشمندان مسلمان، یکی پس از دیگری پله های رشد و ترقی را در عرصه اکتشافات و اختراعات بی نظیر طی می کردند، مذاهب مسیحیت در کشورهای اروپایی، دانش پژوهان خود را به عنوان خارج شدگان از دین به زندان افکنده و حتی درصدد قتل برخی از ایشان برمی آمدند. جست و جوی صفحات کتب معتبر بهائیان نیز نتایجی جالب و شگفت را برای محققان حقیقت به ارمغان می آورد. یکی از مهمترین پایه ها و ریشه های مسلک نو ظهور بهائیت، تطابق دین با علم و عقل است که رکنی از ارکان تعالیم دوازده گانه بهائیان را تشکیل می دهد.((دیگر آن که دین باید مطابق با عقل باشد،مطابق با علم باشد.زیرا اگر مطابق با علم و عقل نباشد اوهام است))(خطابات2صفحه219) این گفته جناب عبدالبهاء بر اهمیت این موضوع در مرام نوظهور بهائیت می افزاید .شعار های جذاب و دل نشین مبلغان بهائی مانند پرده ای تیره رنگ، حقیقتی ناگوار را در اعماق خود پنهان می سازد. آن جا که جناب بهاءالله، عنوان عالم را برازنده هیچ یک از دانشمندان و نوابغ نمی داند مگر آنان که به مرام بهائیت ایمان داشته باشند.((الیوم اطلاق اسم عالم بر احدی نخواهد شد مگر آن نفوسی که به قمیص ایمان امر بدیع مزین شده اند))(بدیع صفحه138).این همان تشکر و قدردانی رهبر یک مرام نوظهور از خدمات و تلاش های شبانه روزی دانشمندان و مخترعان است که ادعای الهی بودن مرامش، زمزمه گاه و بی گاه مبلغان بهائی است. ایشان در گفته های بعدی خود نه تنها زبان به عذر خواهی و کتمان مطالب یاد شده نپرداخته بلکه در گفته ای عجیب ایمان نیاورندگان به مرام خویش را در زمره جاهلان و نادانان دنیا به حساب می آورد. ((الیوم اگر کل من فی السماوات و الارض به تمام علوم ارض ظاهر شوند و در امر بدیع توقف نمایند از جهلاء عند الله مذکور))(بدیع صفحه138)
به راستی تصور صورت برافروخته ی انیشتین و سایر نابغه های علوم مختلف دنیا در مواجهه با این فرموده جناب بهاءالله که زحمات ایشان را با نادان خواندنشان پاسخ می گوید، غیر قابل توصیف و ناراحت کننده خواهد بود. راستی چرا بهائیت، دانشمندان و انسان هایی را که به خوبی می توانند از قدرت تفکر و تعقل خویش در تجزیه و تحلیل قضایا و موارد پیش رو استفاده کنند، نا چیز شمرده و از بیم پی بردن ایشان به حقیقت پوشیده ی مسلک خویش، آنان را نادان می خواند.آیا این همان مذهب الهی بعد از اسلام است که برای هدایت مردمان فرو فرستاده شده؟

http://www.yarejavan.com/index.php/hash ... nwise-wise

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » یک شنبه 18 تیر 1391, 5:41 pm

مطلع شدم یکی دیگر از نشست های اتاق تحری حقیقت بمناسبت نیمه شعبان برگزار می گردد.
آنونس تبلیغی آنان که برای کاربران ارسال شده است به قرار ذیل است:

دومین ویژه برنامه‌ی نیمه‌ی شعبان اتاق تحرّی حقیقت
جلسه‌ی گفتگوی آنلاین، همراه با پرسش و پاسخ
با موضوع بررسی اصل راستین ظهور منجی و اعتقاد مهدویّت؛
تحلیل و نقد سخنرانی اخیر دکتر مسعود انصاری در پالتاک با موضوع تئوری مهدویّت و بررسی نظرات دیگر مهدی ناباوران
با شرکت مهمانان ارجمند

نام اتاق در پالتاک: Taharri Haghighat
چهارشنبه بیست و یکم تیر هزار سیصد و نود و یک
ساعت برنامه: ۲۲:۰۰ الی ۰۰:۳۰ به وقت ایران

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: چه خبر؟!

پستتوسط irani » چهار شنبه 18 مرداد 1391, 2:26 pm

م.م. ک:

سلسله گزارش های تكراری در مورد آزادی های مذهبی در ایران به روایت وزارت خارجه آمریكا

منبع:گروه تحقیق و تفسیر خبر ایرنا


http://khabarfarsi.com/ext/3098150


وزارت امور خارجه آمریكا به تازگی گزارشی در خصوص عقبگرد جهان در زمینه گسترش آزادی های مذهبی منتشر كرده است كه بر مبنای معیارهای گزینشی آن، شمار قابل توجهی از كشورها به نقض حقوق و آزادی های مذهبی متهم شده اند.


گزارش های حقوق بشری آمریكا چنان جهت دار و كلیشه ای شده كه جذابیت خود را حتی برای محافل سیاسی همسو با غرب نیز از دست داده است. تمركز بر موضوعات موردعلاقه آمریكا و نادیده گرفتن مسائلی كه خارج از دایره منافع كلان ایالات متحده تعریف می شود به ترجیع بند گزارش های دولت و نهادهای آمریكایی تبدیل شده است.

به گزارش خبرگزاری 'بی. بی. سی'، در 31 جولای (10 مرداد ماه جاری) 'هیلادی كلینتون' وزیر امور خارجه آمریكا در جریان سخنرانی خود در بنیاد 'كارنگی' از گزارش جدید وزارت امور خارجه كشورش در خصوص وضعیت جهانی آزادی های مذهبی در سال گذشته میلادی پرده برداری و اعلام كرد كه جهان در این خصوص با عقب گرد جدی روبرو بوده است.


**گزارش اخیر آمریكا در باره آزادی های مذهبی

-----------------------------------------------------

در گزارش جدید وزارت امور خارجه آمریكا به بیش از یك میلیارد انسان اشاره شده كه زیر سلطه دولت های سركوبگر و محدود كننده آزادی های مذهبی زندگی می كنند! در این پیوند دولت های چین، عربستان سعودی، كره شمالی و اریتره در كنار جمهوری اسلامی ایران در زمره كشورهایی معرفی شده اند كه به صورت نظام مند نسبت به نقض آزادی های مذهبی اقدام كرده و متهمان اصلی پرونده گزارش آمریكایی به شمار می روند.

در ادامه كشورهایی نظیر سودان، برمه و ازبكستان كه به زعم آمریكایی ها دارای شرایط نگران كننده ای در خصوص آزادی های مذهبی هستند، به عنوان متهمان درجه دوم پرونده مذكور شناسایی شده اند. همچنین گسترش قوانین مربوط به توهین به مقدسات مذهبی در پاكستان، عربستان سعودی و اندونزی ازجمله عوامل برانگیزاننده نگرانی های آمریكایی ها مورد اشاره قرار گرفته است.

در بخشی از این گزارش آمده است كه شماری از دولت ها در برخورد با گروه های افراطی و خشونت طلب به گونه ای عمل كرده اند كه موجب نقض آزادی های دینی و اصل مدارای اجتماعی شده و از این رو كارنامه این دولت ها در زمینه احترام به حقوق دینی شهروندانشان كارنامه ای مخدوش به شمار می رود. گفتنی است كه روسیه، عراق، نیجریه و در نهایت بحرین در این گروه جای گرفته اند.

در گزارش وزارت خارجه آمریكا از دولت افغانستان نیز به واسطه نا كارآمدی در دفاع از گروه های اقلیت مذهبی و نیز كوتاهی در حمایت از آزادی های افراد انتقاده شده است.

در ادامه از نمونه های نقض آزادی های مذهبی در افغانستان، به تفسیر آزادانه دادگاه ها از شریعت در مواردی چون ارتداد یا توهین به مقدسات اشاره شده و آمده این تفسیرها در مواردی تعهدات بین المللی افغانستان به قطعنامه جهانی حقوق بشر و پیمان نامه حقوق سیاسی و مدنی را نقض می كند.

در گزارش مذكور پیرامون وضعیت جمهوری اسلامی ایران در سال 2011 میلادی، علاوه بر متهم كردن كشورمان به نقض سیستماتیك حقوق و آزادی های اقلیت ها دو مولفه به شكل مشخص برجسته نشان داده شده است: احكام شرعی و قضایی مربوط به ارتداد و همچنین برخورد با فرقه بهاییت كه مقر آن در سرزمین های اشغالی فلسطین واقع شده است!

در ادامه و در بخشی از جمع بندی گزارش سالانه وزارت امور خارجه آمریكا آمده است كه قانون اساسی، قوانین اجرایی و سیاست های جاری حكومتی در ایران آزادی های مذهبی را به شدت محدود كرده و وضعیت احترام به حقوق و آزادی های مذهبی و پشتیبانی از آن توسط دولت ایران طی سال 2011 رو به وخامت بوده است. علاوه بر این در طول سال میلادی گذشته، انتشار گزارش ها از حبس، آزار و اذیت، تهدید و تبعیض بخاطر اعتقادات دینی توسط دولت جمهوری اسلامی ادامه داشته است.

گزارش وزارت امور خارجه آمریكا تا حدی خطر پایمال شدن آزادی ها و حقوق مذهبی شهروندان ایرانی را جدی دانسته كه اعلام كرده دولت ایران برای تمام گروه های مذهبی غیر شیعه در كشور شرایطی تهدید آمیز ایجاد می كند و حتی شیعیانی كه نگاه رسمی دولت به مذهب را نمی پذیرند با ارعاب و آزار روبرو هستند!

در گزارش مزبور به واسطه خالی نبودن عریضه، اشاره هایی اجمالی به كارنامه دولت های اروپایی همچون فرانسه و بلژیك شده و تصویب قوانین مربوط به منع پوشش كامل اسلامی به عنوان نمودهایی از نقض حقوق و آزادی های مذهبی قلمداد شده است. علاوه بر این دو كشور در دیگر كشورهای اروپایی، آمریكایی ها شاهد تغییر تركیب های جمعیتی و افزایش بیگانه هراسی، اسلام ستیزی و یهودستیزی! بوده اند.

و اما نخستین نكته جالبی كه در گزارش وزارت امور خارجه آمریكا در زمینه وضعیت آزادی های در سال 2011 میلادی به چشم می خورد خالی بودن جای رژیم اشغالگر قدس در فهرست كانون های دغدغه زا برای ناظران آمریكایی است.

این در حالی است كه آمریكایی ها سعی كرده اند تا با گنجاندن نام متحدانی چون بحرین و عربستان و میانمار در لیست ناقضان آزادی های مذهبی از یكطرفه و جهت دار نمود یافتن گزارش خود جلوگیری كنند.


**قاب محدود نگاه حقوق بشری آمریكایی

----------------------------------------------

نكته جالب توجه در گزارش های پرشمار آمریكایی ها در سال های اخیر، محوری بودن نقش جمهوری اسلامی ایران در تمامی تحولات و كنشگری هایی است كه نقض حقوق انسانی و شهروندی، آزادی های سیاسی و اجتماعی، امنیت منطقه ای و جهانی و... را در بر خواهد داشت.

هنگامی كه در فاصله كوتاهی از گزارش مزبور آمریكایی ها اعلام می كنند؛ 'جمهوری اسلامی ایران در كنار گروه تروریستی القاعده مهمترین پشتیبان انجام عملیات تروریستی در جهان بوده است'، نمی توان جز این انتظار داشت كه تهران از سوی ناظران آمریكایی به عنوان یكی از مهمترین كانون های نقض آزادی های مذهبی معرفی شود.

اشاره به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یكی از مهمترین مولفه های بنیادین نقض تجاوز به آزادی های دینی در حالی صورت می گیرد كه در مقایسه با دیگر قوانین اساسی كشورهای جهان، قانون اساسی ایران در بردارنده مترقی ترین اصول ضامن و حامی حقوق دینی شهروندان است.

گفتنی است كه در اصول 12 تا 14 قانون اساسی جمهوری اسلامی، حقوق تمامی مذاهب شناخته شده اسلامی و ادیان الهی به رسمیت شناخته شده و مورد احترام و ضمانت قانونی قرار گرفته است. همچنین اصل 23 قانون اساسی به صراحت اعلام داشته است كه تفتیش عقاید ممنوع بوده و كسی را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد. اصل 26 قانون اساسی نیز دیگر اصلی است كه بر حقوق اقلیت ها تاكید داشته است.

گزارش وزارت امور خارجه آمریكا در شرایطی اعلام حكم قضایی زندان برای هفت بهایی ایرانی در سال 2011 را به عنوان سندی مهم برای استدلالات خود بر شمرده كه اتهام اصلی آنان جاسوسی بوده است. همچنین دفاع از حقوق بهاییان در حالی مطمح نظر ناظران آمریكایی قرار گرفته كه بهاییت به عنوان فرقه ای انحرافی، غیراسلامی و متشكل از اغراض سیاسی مبتنی بر منافع بیكانگان و به خصوص صهیونیست ها در جهان اسلام شناخته می شود.

در وضعیتی كه در بسیاری از كشورهای اسلامی با توجه به ساختار تمدنی-فرهنگی جامعه، احكام شریعت و قضایی مربوط به ارتداد به شكل مشخص و قابل اجرا پذیرفته شده، تنها صدور یك مورد حكم ارتداد كه به اجرا در نیامده به عنوان سندی از نقض 'هولناك' حقوق انسانی و مذهبی توسط ایران قلمداد می شود!

آنچه مشخص است این كه فرهنگ و تمدن نوپای آمریكایی كه به اصطلاح 'دیگی هفت جوش' از فرهنگ ها و مذاهب مختلف نامیده شده، در طول كمتر از 300 سال از عمر خود ویژگی ای همچون كثرت گرایی مذهبی را به ناچار پذیرفته و مقایسه معیارهای آن با جامعه ای چون ایران با تاریخی چند هزار ساله خطایی فاحش به شمار می رود.

از این رو با توجه به معیارهای ناهمخوان با فرهنگ مذهبی كه یكی از مهمترین عوامل قوام ملی ایران بوده، برخی از احكام قضایی-شرعی زیر تیغ تیز انتقادات آمریكایی ها قرار گرفته و به عنوان نمودهایی از نقض آزادی های مذهبی قلمداد می شود.

البته نگاه خصومت ورزانه آمریكایی ها در گزارش مذكور تنها محدود به ایران نبوده است تا جایی كه رقبای جهانی واشنگتن مانند چین و روسیه نیز به عنوان متهمان اصلی پرونده جعلی بررسی وضعیت آزادی مذهبی توسط ناظران آمریكایی معرفی شده اند.


**ویژگی ها و وضعیت آزادی های مذهبی در آمریكا

--------------------------------------------------------

در شرایطی كه سعی می شود وضعیت شهروندان آمریكایی در خصوص آزادی های مذهبی، وضعیتی مطلوب نمایانده شود، باید گفت كه این كشور ید طولایی در زیر پانهادن حقوق دینی آمریكایی ها داشته است. هر چند آزادی مذهبی یكی از اصول ضمانت شده در قانون اساسی آمریكا به شمار می آید، اما مفهوم آزادی مذهبی در این كشور همپیوندی ویژه ای با اصل جدایی دین از سیاست دارد و از این رو برداشت محدودی از دین باوری شهروندان این كشور را پذیرفته و آزادی در آن را مورد ضمانت قرار می دهد.

رسوخ اندیشه هایی این چنینی در پایه گذاری جامعه آمریكایی و انتقال ارزش های 'انگلوساكسونی' از سوی اشغالگران انگلیسی خاك آمریكا، در ادامه موجب شد تا فرهنگ آمریكایی خود به خود به سمت نوعی بی عدالتی مذهبی سوق یابد. به عنوان مثال اندیشه های ضد كاتولیكی تا جایی در آمریكا عرصه بروز و ظهور یافت كه در دهه 30 میلادی، كاتولیك ها در آمریكا همانند سیاهان و كمونیست ها هدف گروه های افراطی موسوم به 'كو. كلوكس. كلان' قرار می گرفتند. با گذشت سال ها و به رغم اینكه كاتولیك ها در جامعه كنونی آمریكا از جمله مهمترین گروه های مذهبی مسیحیان به شمار می روند، باز هم در جامعه طبقاتی آمریكا به چشم شهروندانی درجه دوم نگریسته می شوند و در لایه های پنهان اجتماعی مورد بی عدالتی مذهبی قرار می گیرند. یكی از نمودهای این مساله را بایستی در شمار روسای جمهور كاتولیك آمریكا در طول تاریخ این كشور جستجو كرد. در این پیوند به رغم اینكه كاتولیك ها با نزدیك به 77 میلیون نفر بر اساس آخرین آمار بزرگترین جمعیت مذهبی آمریكا بوده اند، اما تنها یك نفر از آنان – جان اف كندی- توانست به كاخ سفید راه یابد كه البته ترور شد.

گذشته از بی عدالتی هایی كه سرخپوستان، كاتولیك ها و دیگر گروه های مذهبی در طول تاریخ آمریكا متحمل شده اند، مسلمانان این كشور با بیشترین فشارها روبرو بوده اند. این فشارها كه پس از حوادث 11 سپتامبر به اوج خود رسید، موجب شد تا حتی قوانینی در مجالس مركزی و ایالتی آمریكا به تصویب برسد كه بازرسی بدون مجوز، تجسس، نظارت بر مراكز مذهبی و سكونتگاه ها و بازداشت مسلمانان را قانونی سازد.

علاوه بر این، حمایت مستقیم و گسترده آمریكا از اسراییل به عنوان یك رژیم نژادپرست و عامل اصلی كشتار و نقض حقوق اولیه مسلمانان مناطق اشغالی این سوال را به ذهن متبادر می سازد كه آمریكا و شریك صهیونیستش در رده بندی كشورهای نقض كننده آزادی های مذهبی در كدامین جایگاه می توانند قرار گیرند؟


**سوالات بی جواب گزارش!

-------------------------------

با توجه به نگرانی های آمریكایی ها در خصوص وضعیت آزادی های مذهبی در كشورهای جهان و به ویژه در خصوص ایران سوالاتی مطرح است كه مهمترین آنها عبارتند از:

1-به رغم برخی اشارات موردی به نقض آزادی های مذهبی در كشورهای جهان، چرا تخریب سكونت گاه ها و مراكز مذهبی مسلمانان فلسطینی و كشتار آنها كه نمود عینی و بارز نقض حقوق مذهبی به شمار می رود در گزارش مذكور به هیچ وجه قید نشده است؟

2-درحالیكه نوع عملكرد دولتی همچون میانمار در سال های اخیر منجر به نقض آشكار حقوق مذهبی شهروندان مسلمان این كشور شده، چرا نگرانی های واشنگتن از وضعیت این كشور كمرنگ نشان داده شده و روابط واشنگتن با حاكمان نظامی میانمار در جریان كشتار مسلمانان این كشور گسترش یافته است؟

3-با توجه به كشتار، شكنجه، بازداشت و فشار مضاعف بر شماری از شیعیان كشورهای بحرین و عربستان در سال گذشته میلادی باید پرسید كه در ایران چند نفر به جرم عقاید مذهبیشان كشته شده و مورد آزار و شكنجه قرار گرفته اند؟ و آیا جمهوری اسلامی ایران و متحدان خاورمیانه ای آمریكا از لحاظ نقض آزادی های مذهبی در یك سطح قرار داشته اند؟ با این وجود چرا انگشت اتهامات آمریكا در این زمینه بیشتر ایران را هدف گرفته است؟

4- از میان زندانیان بازداشتگاه 'گوانتانامو' كه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی آمریكا به این زندان مخوف منتقل شده اند، چه تعداد مسلمان و چند نفر غیر مسلمان بوده اند؟ در این زمینه چرا اقدام كشورهایی مانند روسیه و عراق در برخورد با گروه های افراطی تهدید كننده امنیت ملی كشور به عنوان نقض حقوق و آزادی های مذهبی قلمداد شده است؟

وجود سوالاتی از این دست بیش از پیش ابهامات موجود در گزارش اخیر وزارت امور خارجه آمریكا در خصوص وضعیت آزادی های دینی را هویدا می سازد. به نظر می رسد این گزارش مبهم در حالی بر عقبگرد جهان در زمینه احترام و حمایت از حقوق و آزادی های مذهبی صحه می گذارد كه نشانی از پیشرفت وضعیت آمریكایی ها و شركای راهبردیش هم در این زمینه به چشم نمی خورد. در این پیوند، معیارهایی متناقض و مبهم توسط تنظیم كنندگان گزارش مزبور به كار گرفته شده تا نگاه سیاسی و تكسونگرانه حاكمان كاخ سفید را در برآورد موجود از شرایط جهانی حقوق و آزادی های دینی جاری سازد.

تحقیق**م.م.ك**


بازگشت به “شیوه های تبلیغی”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان