غیر بهائی از دیدگاه بهائی

pedal
پست: 36
تاریخ عضویت: سه شنبه 29 مرداد 1387, 10:40 pm

پستتوسط pedal » یک شنبه 10 آذر 1387, 7:32 am

خانم سونیا

آنچه بنده می خواستم عرض نمایم جناب حامی فرمودند .

یاقوت
پست: 15
تاریخ عضویت: جمعه 10 آبان 1387, 7:22 pm

پستتوسط یاقوت » چهار شنبه 13 آذر 1387, 8:11 am

hami نوشته شده:سلام خانم سونیا
بله حرف شما درسته و ما نباید انتظار داشته باشیم که یک بهایی بیاد و بگه که پیامبرش اشتباه کرده. و البته به هیچ وجه هم چنین انتظاری نداریم.
اما مطلب اینه که دوستان بهایی هم واقعا جوابی برای ارائه ندارند وگرنه زودتر از اینها محبت می کردند و سری به ما می زدند.
و نکته مهمتر اینکه : در لوح وصایا و هر کتاب دیگری، هر اعتقادی در مورد غیر بهائی وجود داشته باشد ما قبول می کنیم. وحتی قبول داریم که جناب بهاءالله فرموده اند عاشروا مع الادیان کلها بالروح و الریحان
اما اشکال کار این است که اگر دیانت بهایی معتقد به احترام به همه انسانها با هر اعتقادی که دارند است ، پس چرا در مواردی که ذکر شده غیر بهائی را از دایره انسانیت خارج می کند؟
چرا غیر بهائی را مورد اهانت و حرف زشت و ناپسند قرار می دهد؟
وگرنه در مقالاتی که بیان شده همه به نگاه مهربانانه جناب عبدالبها به کل انسانهای عالم اشاره کرده اند و به این مساله اقرار شده اما:

اگر در جایی بحث احترام است ، چرا در جای دیگر بی احترامی است؟

شما محبت فرموده و این تناقض را توضیح دهید.
اگر شما الواح وصایا را به ما معرفی می کنید در واقع بر گره خوردن بیشتر کار اقدامی کرده اید چرا که تناقضات در دیانت بهایی بیشتر هویدا می گردد.
این فرمایش گرانمایه حضرت بهاء را دوستان بهایی باید با آب طلا بنویسند:
تناقض را در مظاهر الاهیه راه نبوده و نخواهد بود
دوستان عزیز بهایی بیایید و این تناقضات را پاسخ گویید تا مظهر الهیه شما ثابت شود. نه اینکه با بهانه های واهی گذشت از جان را دلیل بر حقانیت دیانت بهایی بگیرید چرا که این نمی تواند منطق منطقیین باشد.
من از شما متحری واقعی حقیقت تقاضا دارم تا تعصبات را کنار گذاشته و کمی منطقی تر به این مباحث بپردازید
با تشکر
شما فکر می کنید هر کس در جواب چیزی نگه یعنی هیچی نمی دونه؟
اینکه بهائیان به خاطر مغرض بودن شما (قصد اهانت ندارم، منظورم یکطرفانه بودن مباحث و سایته) به سایت سر نمی زنن معنیش این نیست که حرفی برای گفتن ندارند. علت این سر نزدن هم به اخلاق علمی (!!) خودتون بر می گرده!
می تونین به تاپیک شیوه های تبلیغی نوشته های الهام مراجعه کنین)
قطعاً آیین بهائی نکات مثبت بسیاری داره که شما تظاهر به ندونستن آن ها می کنین
ضمناً اینم بکم که من هنوز مسلمونم ولی به عنوان یه انسان به بهائیان و آیین بهائی احترام می ذارم و از مظبومیتشون رنج می برم.
به عنوان یه مسلمون می گم: اسلام هم که میگه "هل الدین الا الحب؟" جای دیگه بنا بر مصالحی می گه: "اقتلوهم حیث ثقفتموهم" ولی ما قطعاً معتقدیم که این تناقض نیست.
آیا تا بحال فکر کردید که نگاه مملکت شیعه به جامعه بهائیان متمدنانه تره یا نگاه بهائیان به غیر بهائیان؟

hami
پست: 91
تاریخ عضویت: پنج شنبه 10 مرداد 1387, 12:12 am
محل اقامت: ورکان

پستتوسط hami » چهار شنبه 13 آذر 1387, 1:49 pm

مجددا درود به یاقوت گرامی
ببین دوست عزیز، اگه دین کسی زیر سوال باشه دو حالت به وجود میاد.
یا اون شخص جوابی داره که بده یانداره.
اگه جوابی نداره ، که سکوت می کنه . و اگر خیلی منصف باشه اقرار می کنه اشتباه کرده.
اگه جوابی داشت و نداد پس اعتقادش به دین هم زیر سوال میره چون معتقد به یک حقیقت نمیتونه ببینه دیانتش در خطره و ساکت باشه (بالاخص اینکه در دینش تقیه هم حرام باشه)
این یک مطلب دوست عزیزم.
مطلب دوم اینکه اگه حرف شما درست باشه و ما مغرض باشیم (که البته نیستیم) بفرمایید در این سایت چه غرض ورزی وجود داره؟
من خواهش می کنم شما قشنگ مناظرات صورت گرفته در این سایت رو بخون تاببینی مغرض کیه.

مطلب دیگه اینکه ما بارهای بار گفتیم و اقرار کردیم که در دیانت بهایی نکات مثبت بسیاری هست و کسی در این شک نداره. اما مشکل کار اینجاست که اگه در جایی مطلبی مدح شده ، در جای دیگر قدح شده.
این تناقضاتِ فراوانه که دیانت بهایی رو از حق بودن دور می کنه و البته ناممکن.

تازه ما که گفتیم دوستان بهایی اول لطف بفرمایند و حقانیت خودشون رو ثابت کنن و بعد اگر مایل بودند ما می پردازیم به مباحث دیگر و مطالب مثبتشون رو هم بررسی می کنیم.

و نکته دیگه اینکه اگر سری به تاپیک بیت العدل همچنان در چالش می زدین به مقاله ای برمی خوردین به اسم بیت العدل عامل رسوایی بهائیت. در قسمتهای آخر این مقاله تصریح شده که بهائیان عزیز موظفند به قوانین هر حکومتی که تحت آن زندگی می کنند احترام بگذارند و به آن عمل کنند.
نه تنها در ایران بلکه در هر کشوری اگر یک شهروند خلاف مقررات آن کشور عمل کند مجرم شناخته شده و مجازات می شود.
حال اگر بهائیان در ایران مجازات می شوند (خیلی ببخشیدها ولی) چوب کارهای غیر مجازی است که در این کشور انجام می دهند.
ونکته دیگر اینکه خدمتتان عرض می کنم اینجا مجاز نیستیم از حقانیت اسلام حرف بزنیم و فقط یک محیط بهایی پژوهی است لذا اگر برای سوالتان جواب می خواهید بنده حاضرم در محیطی که شما بفرمایید در این باره خدمتتان توضیحاتی عرض کنم.
و مساله آخر:
نگاه اسلام به مسلمان و غیر مسلمان هرگز برابر نیست. مثلا هیچ جا گفته نشده با کافر همانطور رفتار کن که با برادرت رفتار می کنی.
اما در دیانت بهایی عبدالبها می گوید همه انسانها مانند یکدیگرند ولی پدر بزرگوارش بهاءالله می گوید غیر بهایی حرامزاده است .

farid
پست: 92
تاریخ عضویت: سه شنبه 17 مهر 1386, 1:29 am

پستتوسط farid » چهار شنبه 13 آذر 1387, 9:08 pm

یاقوت نوشته شده:شما فکر می کنید هر کس در جواب چیزی نگه یعنی هیچی نمی دونه؟
اینکه بهائیان به خاطر مغرض بودن شما (قصد اهانت ندارم، منظورم یکطرفانه بودن مباحث و سایته) به سایت سر نمی زنن معنیش این نیست که حرفی برای گفتن ندارند. علت این سر نزدن هم به اخلاق علمی (!!) خودتون بر می گرده!
می تونین به تاپیک شیوه های تبلیغی نوشته های الهام مراجعه کنین)
قطعاً آیین بهائی نکات مثبت بسیاری داره که شما تظاهر به ندونستن آن ها می کنین
ضمناً اینم بکم که من هنوز مسلمونم ولی به عنوان یه انسان به بهائیان و آیین بهائی احترام می ذارم و از مظبومیتشون رنج می برم.
به عنوان یه مسلمون می گم: اسلام هم که میگه "هل الدین الا الحب؟" جای دیگه بنا بر مصالحی می گه: "اقتلوهم حیث ثقفتموهم" ولی ما قطعاً معتقدیم که این تناقض نیست.


این که کسی در مواجهه با مطلبی جوابی نمی دهد ممکن است بخاطر این باشد که او - در عین داشتن مطالب معقول و شنیدنی – از آنجا که مجال را مناسب ندیده، از زدن حرف های خوبش صرف نظر کرده است. اما خیلی وقت ها هم علت چنین سکوتی این است که او واقعا مطلبی ندارد و یا دارد اما خودش از سستی مطالبش آگاهی پیدا کرده، و می داند که ارزیابی حرف هایش براحتی قیمت و اعتبار واقعی آنها را آشکار می کند. لذا ترجیح می دهد که سکوت کند و اصلا حرف نزند، تا لااقل بتواند این سکوت را نزد گروهی به حساب فضل و وقار و متانت خودش و غرض مندی و یک طرفه بودن و ... دیگران بگذارد.

برای این که متوجه بشویم سکوتی که می فرمایید واقعا به چه سببی است، کافیست که یک نگاه گذرا به مناظرات سایت بهایی پژوهی بیاندازیم. در مناظراتی از این دست، معلوم کردن این که کدام حرف ها مبتنی بر حقایق قابل قبول هستند، و کدام یک از جنس توجیهات نامعقول و حرف های بی پایه و اساس کار دشواری نیست. به خصوص که بهائیان از همان ابتدا نمی دانستند که نتیجه ی چنین مناظراتی به کجا منتهی می شود، و لذا با تمام قوا در مباحث شرکت می کردند. فکر نمی کنم که هیچ مسئله ی تعیین کننده ای وجود داشته باشد که در آن بتوانیم حرف های غیر بهائیان را سست یا غرض ورزانه بدانیم و حرف های بهائیان را مستدل و منطقی در نظر بگیریم - و نه برعکس. به هر حال شما اگر نمونه ی خاصی دیدید حتما مرا نیز آگاه فرمایید.

گذشته از این، بهایی پژوهی لااقل این صداقت را داشته تا برای همه – اعم از بهائیان و غیر بهائیان – امکان بحث و گفت و گو و ارائه ی نظرات را فراهم سازد. و البته این دور از انتظار نیست که اگر کسی صدق مطلبی را دریافته و بر ناراستی دیگری آگاهی پیدا کرده است، در بیان حرف هایش قدری دستخوش احساسات شود. بسیار خب. گیریم که بهایی پژوهی به آن صفاتی که فرمودید متصف است، و یک طرفه است و کاربران آن مغرضند. آیا سایت های بهایی به همین میزان صداقت داشته اند که مانند بهایی پژوهی مجال گفت و گو و سنجش و مقایسه ی حرف ها را فراهم کنند؟

می دانیم که نداشته اند دیگر. اگر هم وقتی خواسته اند مثل بهایی پژوهی باشند، بعد از مدتی عطای چنین کاری را به لقایش بخشیده اند. باز هم اگر شما موردی استثنایی را پیدا کردید و سایتی بهائی یافتید که اجازه می داد حرف ها و نظرات بقیه هم در کنار حرفهای بهائیان آزادانه عنوان شود، حتما به ما خبر دهید.

farid
پست: 92
تاریخ عضویت: سه شنبه 17 مهر 1386, 1:29 am

پستتوسط farid » چهار شنبه 13 آذر 1387, 9:15 pm

بهائیان ممکن است حرف های زیادی برای گفتن داشته باشند، اما معلوم نیست که این حرف های زیاد، بهره ی زیادی هم از حقیقت و درستی برده باشد. خیلی وقت ها مطالب جابجا می شود. خیلی وقت مطالب در جایی که نباید، بکار گرفته می شود. اگر چه با این روش، تناقضات مهمی که در آیین بهایی وجود دارد رفع نمی شود، اما شاید بتوان وانمود کرد که برخی از آن تناقضات – لااقل در حد آنچه به تعالیم و آموزه ها مربوط می شود – را می توان در اسلام هم جست و جو نمود. راستش حرف های آنها خیلی شبیه به همین تناقضی است که از اسلام بیان فرمودید (و البته تاکید کرده اید که تناقض نیست). لذا بد نیست من باب نمونه هم که شده آنرا بیشتر بررسی کنیم.

یکی از اشکالاتی که در آموزه های بهایی وجود دارد حرف هایی است که پیشوایان این آیین در رابطه با چگونگی مواجهه با غیربهائیان به طور خاص، و نیز نحوه ی معامله ی آدم های خوب با آدمهای بد به طور عام ایراد فرموده اند.

این واقعا از جنس صداقت نیست که بگوییم (وقتی می خواهیم نکات مثبت آیین بهائی را عنوان کنیم) "حضرت بهاء اللّه... تعاليم بديعی تأسيس فرمود و فضائل عالم انسانی تأسيس کرد ... ( ثانياً ) وحدت عالم انسانی يعنی جميع بشر کل مشمول الطاف جليل اکبرند بندگان يک خداوندند و پرورده حضرت ربوبيت رحمت شامل کل است و تاج انسانی زينت هر سری" (خطابات عبدالبهاء، ج1، ص 130 و 131)، حال آن که حضرت بهاء الله خودشان فرموده باشند: "الیوم هر نفسی بر احدی از معرضین من اعلاهم او من ادناهم ذکر انسانیت نماید از جمیع فیوضات رحمانی محروم است، تا چه رسد که بخواهد از برای آن نفوس اثبات رتبه و مقام نماید" (حضرت بهاءالله، کتاب بدیع، ص 140) ، و یا این که "نفوسی که از امر بدیع معرضند از رداء اسمیه و صفتیه محروم، و کل از بهائم بین یدی الله محشور و مذکور" (کتاب بدیع، ص 213).

نمی توان هم این را باور کرد که "حضرت بهاء اللّه مانند آفتاب از شرق ظاهر شد علم وحدت عالم انسانی بلند فرمود چنان اقوام مختلفه را الفت داد که اگر شخصی در مجامع آنها وارد شود نميداند کدام مسيحی کدام مسلمان کدام يهودی کدام زردشتی است" (خطابات عبدالبهاء، ج2، ص 66)، و هم توصیفات متمدنانه! حضرت بهاءالله را در مورد دیگران شنید، که تمام افرادی که ادعاهای ایشان را باور نکرده اند حرامزاده اند، و همه ی مسلمانان شیعه مشرکند. و بعد، آداب دوستی و الفت و مهربانی با مشرکین را این گونه از ایشان فراگرفت که "إعلم بأن الله حرّم على احباء الله لقاء المشركين و المنافقين، بدان که خدا بر احبایش دیدار با مشرکین و منافقین را حرام کرده است" (مائده آسمانی، ج4، ص 280).

نمی توان یک بار درباره ی اهریمنان و ظالمان و گرگان خونخوار این گونه حکم داد که "دشمن را دوست بينيد و اهرمن را ملائکه شماريد جفاکار را مانند وفادار بنهايت محبّت رفتار کنيد و گرگان خونخوار را مانند غزالان ختن و ختا مسک معطّر بمشام رسانيد" (مکاتيب، ج3، ص 160)، اما کمی آنطرف تر، خود بر اين همه دست و دلبازی خرده گرفت و آن را ظلم به موجودات بی گناه قلمداد کرد؛ "انسان اکثر گنه کارند و حيوان بی گناه البتّه بی‌گناهان را مرحمت بيشتر بايد کرد و مهربانی بيشتر بايد نمود مگر حيوانات مؤذيه را مثل گرگ خونخوار مثل مار گزنده و ساير حيوانات مؤذيه چه که رحم باينها ظلم بانسان و حيوانات ديگر است مثلاً اگر گرگی را رأفت و مهربانی نمائی اين ظلم بگوسفند است يک گله گوسفند را از ميان بردارد کلب عقور را اگر فرصت دهی هزار حيوان و انسان را سبب هلاک شود پس رأفت بحيوان درنده ظلم بحيوانات مظلومه است لهذا بايد چاره آنرا نمود ولکن بحيوانات مبارکه بايد بی نهايت مهربانی نمود هرچه بيشتر بهتر" (مکاتیب، ج3، ص 212 و 213).

farid
پست: 92
تاریخ عضویت: سه شنبه 17 مهر 1386, 1:29 am

پستتوسط farid » چهار شنبه 13 آذر 1387, 9:22 pm

مسلما اگر تمام این حرف ها و آموزه ها در یک آیین عرضه شده باشد، ما با یک ساختار واقعا متناقض روبرو هستیم. اگر قرار باشد به مجموعه ی این تعالیم به دیده ی ساختاری بشری هم نگریسته شود، وجود چنین تناقضاتی کافی است تا ساختار مورد بررسی معیوب و مردود تلقی گردد، چه رسد به این که حرف ها به عنوان تعالیمی از سوی پروردگار مطرح شوند. بی شک، اسلام هم معیوب و مطعون بود اگر یک جا دستور می داد تا با دشمنان نبرد کنید و در مقابل آنها بایستید، و جای دیگر توصیه می کرد تا همه را دوست بدارید، با همه مهربان باشید، و به همه محبت کنید، حتی به اهریمنان، حتی ستم پیشگان و جفاکاران و حتی کسانی که مثل گرگ خونخوارند.

" اسلام هم که میگه "هل الدین الا الحب؟"، اما آیا این را هم می گوید که در دوست داشتن خود هیچ حد و مرزی نشناسید و همه ی مردم بدکار و ظالم را در این حبّ خودتان سهیم کنید؟ واقعا چنین حبی که اساس دین به آن پیوند می خورد را باید نسبت به چه کسی روا داشت؟ آیا همگان – حتی اهریمنان و شیاطین– را بایستی طبق این سخن دوست بداریم، و یا این که این دوست داشتن، در قبال کسی است که براستی سزوار و شایسته ی دوست داشتن است؟
واقعیت این است که امام صادق حدیث مورد گفت و گوی ما را در وصف حب خداوند عنوان کرده اند: "عن أبي عبدالله عليه السلام قال: هل الدین الا الحب؟ إن الله عزّ وجلّ يقول «قل إن كنتم تحبّون الله فاتّبعوني يحببكم الله»" (امام فرمود: آیا دین به جز دوست داشتن است، و سپس این آیه را تلاوت نمود: بگو که اگر خدای را دوست می دارید، از من پیروی نمایید تا خدا دوستتان بدارد) (خصال، ص 21).

farid
پست: 92
تاریخ عضویت: سه شنبه 17 مهر 1386, 1:29 am

پستتوسط farid » چهار شنبه 13 آذر 1387, 9:31 pm

یاقوت نوشته شده: آیا تا بحال فکر کردید که نگاه مملکت شیعه به جامعه بهائیان متمدنانه تره یا نگاه بهائیان به غیر بهائیان؟


در مملکت شیعه آیا می توان از یک نگاه واحد نسبت به جامعه بهائیان سراغ پیدا کرد؟ خیلی معلوم نیست. در مملکت ما ممکن است هر کسی نگاه مخصوص خودش را به بهائیان داشته باشد. علتش هم آن است که چنین نگاهی بیشتر از آنکه به یک رویکرد عمومی و فراگیر مربوط باشد، بیشتر از تلقی ها و برداشت های شخصی افراد ناشی می شود. در هر صورت، فکر نکنم باشند مردمی که بهائیان را - جملگی - به آلودگی نسب متهم کنند، آنچنان که حضرت بهاءالله دیگران را سزاوار چنین نسبتی دانسته اند.

راستی صحبت از تمدن شد یاد سخنان حضرت باب افتادم. ایشان در راستای خدمت به فرهنگ و تمدن بشر فکر کرده بودند که بهتر است تمام میراث مکتوب بشری در آتش سوخته شود، تا انسان ها بمانند و مطالب والا و مترقی کتاب بیان (بیان فارسی، ص 198). از این متمدانه تر هم چیزی سراغ دارید؟ معلوم است که ندارید. هر کس هم که بگوید دارد، خب لابد مغرض است.

ali82
پست: 65
تاریخ عضویت: یک شنبه 13 اسفند 1385, 3:45 pm

پستتوسط ali82 » جمعه 29 آذر 1387, 6:08 pm

با سلام خدمت دوستان عزیز بهایی پژوه
 
مدتی بود که نصوصی را در موضوع این تاپیک دیده بودم ولی فرصت طرح آنها را در این مجال نمی یافتم، به لطف خدا دوباره توفیق یافتم تا همراه بهایی پژوهان عزیز در این سایت گرانقدر حضور یابم.
 
در کتاب مکاتیب جناب عبدالبها جلد 3 صفحه 378 آمده است:
 اما از جهت اديان سائره در نصوص بهاءاللّه و کتب احبّا مثل کتاب ميرزا ابوالفضل ذکرحضرت زردشت و حضرت بودا و برهما و کانفيوشس مصرّح است و همچنين در مکاتيب من در بدايت اساس حضرت زردشت و حضرت بودا بسيار موافق ولی بعد تحريف و تغيير يافت.

 
جالب است که جناب عبدالبها  اساس دیانت بودا و زردشت را موافق با خود می دانند درحالیکه    در مورد بودا مصرح و مسلم است که دین آسمانی نبوده است و این جای بسی تعجب است دینی که مدعی آسمانی بودن است اساس خود را با یک آیین غیر آسمانی یکی می داند! جالب تر اینکه هیچیک از پیامبران گذشته آیین بودا را تایید نکرده اند و باید این سوال را از جناب عبدالبها پرسید اگر به واقع اساس دین بودا موافق ادیان آسمانی بود، و بودا پیامبر الهی بوده است چرا انبیای سلف هیچیک او را تایید نکرده اند ؟ و سوال دیگر اینکه ایشان از کجا میدانسیتند که در ابتدا اساس این ادیان چه بوده که آن را موافق با خود می دانستند؟
 
 
ایشان در مورد بابیان  در مکاتیب جلد3 صفحه ١١٤ این چنین بیان کرده اند:
و فرقه‌ئی در ايران الآن عبارت از نفوس معدوده‌ئی هست که اينها را بابی ميگويند خود را نسبت بحضرت باب ميدهند ولی بکلّی از حضرت باب بيخرند تعاليم خفيّه دارند که بکلّی مخالف تعاليم بهاءاللّه است و در ايران مردم ميدانند ولی چون باروپ آيند تعاليم خويش را مخفی دارند تعاليم حضرت بهاءاللّه را بر لسان رانند زيرا ميدانند که تعاليم حضرت بهاءاللّه نافذ است لهذا اين تعاليم بهاءاللّه را باسم خود شهرت دهند امّا تعاليم خفيّه ايشان ميگويند مستفاد از کتاب بيانست و کتاب بيان از حضرت باب شما چون ترجمه کتاب بيان که در ايران شده بدست آريد بحقيقت پی ميبريد که تعاليم بهاءاللّه بکلّی مباين تعاليم اين فرقه است مبادا از اين نکته غفلت کنيد و اگر حقيقت را بيشتر تحرّی بخواهيد از ايران استفسار نمائيد.
 

 
نظرات جناب عبدالبها در مورد جناب باب و بابیان بسیار جالب توجه وخواندنی است:
1.  در ابتدا ایشان ادعا می کنند که افرادی که خود را بابی می دانند به کلی از جناب باب بی خبرند!
2.  می گوید آنها تعالیمی دارند که به کلی با تعالیم جناب بها مخالف است.
3.  تعالیم بابیان را مستفاد از کتاب بیان جناب باب می دانند.
4.  تعالیم جناب بها را به کلی مخالف و مباین با تعالیم جناب باب می دانند.
 

 
شاید بد نباشد به توصیه جناب بها گوش دهیم و ببینیم که جناب باب چه تعالیمی را مطرح کرده اند که به کلی با تعالیم جناب بها مخالف است در بخش بعد به این موضوع می پردازیم.
 

farhad.smart
پست: 5
تاریخ عضویت: دو شنبه 2 دی 1387, 10:30 am

پستتوسط farhad.smart » دو شنبه 2 دی 1387, 10:39 am

سلام
منم داشتم بهائی می شدم ولی کمی از عقل خودم کمک گرفتم فهمیدم این دین ساخته بشر اصلا با عقل جور در نمیاد و هیچ استدلالی برای حرفهای خود ندارند
خانم سونیا شما انسانی پاک نیت به نظر می رسید لطفا به دور از تعصب به این براهین فکر کنید و در آنها تفکر کنید
کمی به آیات قرآن و کمی به کتب خود دقت کنید اگر قرآن کتاب دست بشر بود و خرافات بود هیچ وقت انسانها را آنقدر زیاد دعوت به علم نمی کرد و بارها بیان کرده در آیات الهی فکر کنید ولی در کتب بهائی تا کسی بخواهد فکر کند او را طرد می کنند
همه ی انسان ها از سرشت هایی خدا پرست و حق طلب آفریده شده اند

sonia
فعّال
پست: 100
تاریخ عضویت: جمعه 3 خرداد 1387, 9:26 pm

پستتوسط sonia » یک شنبه 8 دی 1387, 4:07 pm

جناب فرهاد اسمارت ممنونم از تذکرتون.اما یه سوال داشتم:چه چیزی باعث شد شما بهایی نشید؟خواهش می کنم نگید کمک از عقل بگید چه آیه یا ...؟
راستی فکر کنم شما به خوبی تحقیق نکردیدوشما تعلیم تطابق دین و علم را خوندید؟اگه خوندید پس این حرفی که می زنید معنی نداره.
در ضمن اگه در قرآن خیلی به علم دعوت می کرد پس این همه مرجع تقلید چیه که مردم (البته توهین نشه ها)عقلشونا دادن دستشون و هر چی می گن بدون چون و چرا قبول می کنن؟

ali82
پست: 65
تاریخ عضویت: یک شنبه 13 اسفند 1385, 3:45 pm

پستتوسط ali82 » یک شنبه 8 دی 1387, 7:01 pm

سونیای گرامی

می شه بفرمایید از کجا متوجه شدید که جناب فرهاد به خوبی تعالیم بهایی را نخوانده اند؟ اگر هر کسی تعالیم بهایی را بخواند حتما باید به آنها ایمان بیاورد؟ نمی شه یکی پیدا بشه و آنها رو بخونه ولی ایمان نیاره؟!!! اگر اینطوری که شما می گید باشه دیگه نیازی به عقل و منطق نیست چون از نظر شما همه محکوم به قبول کردن می باشند پس نیازی نیست که روی آنها تفکر کنند.



اگه در قرآن خیلی به علم دعوت می کرد پس این همه مرجع تقلید چیه که مردم (البته توهین نشه ها)عقلشونا دادن دستشون و هر چی می گن بدون چون و چرا قبول می کنن؟



ظاهرا شما از اصول اولیه اسلامی اطلاع چندانی ندارید چون در دین مبین اسلام مهمترین ملاک عقل می باشد و دین اسلام هر چیزی را که مخالف با عقل فطری باشد نمی پذیرد و در اصول دین همه موظفند خود تحقیق کنند و با عقل و منطق آن را درک کنند و بعد بپذیرند و در اصول دین تقلید به هیچ وجه جایز نیست اما آنچه در آن تقلید جایز است احکام می باشد که در آن هم اگر فردی توانایی استخراج احکام از منابع دین را داشته باشد تقلید برایش جایز نیست و هرکسی می تواند با مطالعه و طی مراحلی به درجه ای برسد که خود احکام دین را از منبعش خارج کند و تقلید از مرجع تقلید رجوع به متخصص می باشد که هر انسان عاقلی آن را می پذیرد مثلا وقتی شما مریض می شوید کسی به شما نمی گویدکه عقلت را دست دکتر نده و به حرف او گوش نکن هر کاری دلت خواست انجام بده بلکه در این موارد هر انسانی رجوع به متخصص را یک عمل کاملا عقلانی می داند.

در ضمن اگر اینطور که شما می گویید باشد شما هم عقلتان را به دست کتهابهای احکامتان داده اید و هر آنچه را که آنها می گویند باید چشم و گوش بسته انجام دهید آیا اینطور نیست؟ آیا شما می توانید در مسائل دینتان هر کاری را که خواستید انجام دهید و اگر یکی از احکام با عقلتان جور در نیامد آن را انجام ندهید؟

با تشکر

farhad.smart
پست: 5
تاریخ عضویت: دو شنبه 2 دی 1387, 10:30 am

پستتوسط farhad.smart » دو شنبه 9 دی 1387, 12:05 pm

sonia نوشته شده:جناب فرهاد اسمارت ممنونم از تذکرتون.اما یه سوال داشتم:چه چیزی باعث شد شما بهایی نشید؟خواهش می کنم نگید کمک از عقل بگید چه آیه یا ...؟
راستی فکر کنم شما به خوبی تحقیق نکردیدوشما تعلیم تطابق دین و علم را خوندید؟اگه خوندید پس این حرفی که می زنید معنی نداره.
در ضمن اگه در قرآن خیلی به علم دعوت می کرد پس این همه مرجع تقلید چیه که مردم (البته توهین نشه ها)عقلشونا دادن دستشون و هر چی می گن بدون چون و چرا قبول می کنن؟

سلام
جواب دوست عزیز علی بسیار کامل بود

برای چی نگویم از عقل کمک گرفتم؟خودتان هم میدونید که تفکر در کتب بهائی انسان را از این گفتار دور می کند
از همان ابتدا فهمیدم باب چگونه ممکن است امام زمان باشد در حالیکه نه تنها ظلم و ستم را ریشه کن نکرد بلکه بیشتر هم کرد
شما بهائیان داعیه بر مظلومی دارید پس چگونه ممکن است منجی آمده باشد و نه تنها وضع شما بهتر شود بلکه بدتر هم شده باشد؟!
چطور ممکن است زمین 1000 سال از وجود حجت خدا خالی باشد
چگونه ممکن است قیام مهدی سودانی در غرب و شرق عالم بپیچد ولی داعیه شما مبنی بر اینکه باب در مکه گفته انا بقیه الله در هیچ کجای عالم نوشته نشده باشد مگر در آثار امری آن هم اینگونه که با این نمونه هر انسان پاک سرشتی با کمی تفکر متوجه می شود که از بدو کار موضوع غلط است
تاریخ نبیل زرندی
1 در صفحه 112 آمده است که ملا حسین بشری در شب 27 ماه رمضان 1260 نامهی برای باب فرستاد
2 در صفحه 115 آورده است که باب پس از وصول نامه ی ملا حسین عازم سفر حج شد
3 در صفحه 128 نوشته است که سفرباب به مکه تا مراجعت به بوشهر نه ماه قمری به طول انجامید
4 سپس ماجرای مربوط به شیراز در صفحه 142:
"باری حضرت باب در منزل خویش با عائله مبارکه خود بسر می بردند تا اولین عید نوروز بعد از اعلان امر حضرتش فرا رسید.روز نوروز مطابق بود با روز دهم ربیع الاول 1261 ه ق "
5 اگر سفر حج را از اول شوال 1260 محاسبه کنیم و نه ماه به آن بیافزاییم به آخر ماه جمادی الثانیه 1261 ه ق میرسیم از این جا ساختگی بودن داستان سفر کاملا مشخص می شود
من از شما می خواهیم بدون تعصب فقط در همین یک نمونه تفکر کنید

جواب اینکه شما در کتب امری تفکر نمی کنید این جواب نبود
ومن بازهم شما را دعوت به تفکر در کتب امری می کنم تفکر کنید و از طرد شدن هراسی نداشته باشید اگر کتب امری درست است که تفکر شما تاثیری ندارد ولی اگر این کتب غلط هستند شما به راه راست هدایت می کنید
به هر حال مرجع تقلید از خودش حرفی نمی زند به قرآن و احادیث رجوع می کند
در ثانی برای اعتقادات چیزی نمی گوید برای احکام می گوید
برای سهولت کار مردم عادی گفتند چون آنها تحقیق کردند شما می توانید از دسترنج آنها استفاده کنید در غیر این صورت هر کس می تواند با تفقه در دین به درجه ای برسد که خودش احکام دین را از آیات و احادیث استنباط کند
با تشکر از مدیریت این سایت که واقعا یقین من به دست ساز بودن این دین را صد چندان کرد

sonia
فعّال
پست: 100
تاریخ عضویت: جمعه 3 خرداد 1387, 9:26 pm

پستتوسط sonia » دو شنبه 9 دی 1387, 4:06 pm

جناب فرهاد اگه فکر می کنید امام زمان میاد و با یه شمشیر همه ی ظالمان را می کشه و یک شبه عدل و داد را بر پا می کنه،واقعا براتون متاسفم.پس منتظر باشید.
جناب علی من گفتم درست مطالعه نکردن چون اون تعلیم را نخوانده بودن.و از نظر من هر کسی بدون حب و بغض این کتب رت بخونه 100% که هیچی200% ایمان میاره.البته این نظر منه

sonia
فعّال
پست: 100
تاریخ عضویت: جمعه 3 خرداد 1387, 9:26 pm

پستتوسط sonia » دو شنبه 9 دی 1387, 4:08 pm

راستی پس چرا اگه یه بچه مسلمون بیاد یه دین دیگه را انتخاب کنه،حکمش سنگسارو... است؟منم از طرد شدن هیچ هراسی ندارم،اگه به این دلایل کسی می خواد من را طرد کنه،من اصلا نمی ترسم.اما عمرا که کسی منا طرد کنه!!!!!!!!!!!!

farhad.smart
پست: 5
تاریخ عضویت: دو شنبه 2 دی 1387, 10:30 am

پستتوسط farhad.smart » دو شنبه 9 دی 1387, 7:05 pm

sonia نوشته شده:جناب فرهاد اگه فکر می کنید امام زمان میاد و با یه شمشیر همه ی ظالمان را می کشه و یک شبه عدل و داد را بر پا می کنه،واقعا براتون متاسفم.پس منتظر باشید.
جناب علی من گفتم درست مطالعه نکردن چون اون تعلیم را نخوانده بودن.و از نظر من هر کسی بدون حب و بغض این کتب رت بخونه 100% که هیچی200% ایمان میاره.البته این نظر منه

اولا ما معتقد نیستیم حتما در یک شب اتفاق میافته ممکنه در یک شب اتفاق بیافته و این غیر عقلی هم نیست چون خدا قادر مطلق است شما در این شک دارید؟!!!
ثانیا شما توقع دارید چقدر طول بکشه
باب آمد و رفت اتفاقی نیافتد
10 سال 20 سال 100 سال 165 سال 1165 سال چقدر؟!
من نظر شما را در رابطه ادعایی که در حج کردند جویا هستم

sonia
فعّال
پست: 100
تاریخ عضویت: جمعه 3 خرداد 1387, 9:26 pm

پستتوسط sonia » سه شنبه 10 دی 1387, 2:16 pm

استغفرالله من کی گفتم که خدا قادر نیست؟من می گم کمی هم به باطن احادیث نگاه کنید!!!!!!!!!!!می شه دقیق بگید کدوم ادعا؟

farhad.smart
پست: 5
تاریخ عضویت: دو شنبه 2 دی 1387, 10:30 am

پستتوسط farhad.smart » سه شنبه 10 دی 1387, 6:38 pm

sonia نوشته شده:استغفرالله من کی گفتم که خدا قادر نیست؟من می گم کمی هم به باطن احادیث نگاه کنید!!!!!!!!!!!می شه دقیق بگید کدوم ادعا؟

شما از من خواستید که همچین فکری نکنم
پس اگر شما اعتقاد به قادر بودن خدا داشته باشید اصلاح شدن جهان در یک شب نباید برایتان عجیب باشد در ضمن ممکن است این اتفاق بیافتد طبق احادیث دولتی به وجود می آید و امام زمان علیه السلام حکومت می کند
راستی همین الان یک سوال دیگر در ذهنم جرقه زد
در کتب شیعه و سنی نوشته شده بعد از ظهور منجی حضرت عیسی علیه السلام به زمین می آید و پشت سر امام زمان نماز می خواند و مسیحیان به امام زمان ایمان می آورند
حتما الان حضرت عیسی هم بازگشته؟
ادعای بهائی ها هم در مورد سفر حج این است
تاریخ نبیل زرندی
1 در صفحه 112 آمده است که ملا حسین بشری در شب 27 ماه رمضان 1260 نامهی برای باب فرستاد
2 در صفحه 115 آورده است که باب پس از وصول نامه ی ملا حسین عازم سفر حج شد
3 در صفحه 128 نوشته است که سفرباب به مکه تا مراجعت به بوشهر نه ماه قمری به طول انجامید
4 سپس ماجرای مربوط به شیراز در صفحه 142:
"باری حضرت باب در منزل خویش با عائله مبارکه خود بسر می بردند تا اولین عید نوروز بعد از اعلان امر حضرتش فرا رسید.روز نوروز مطابق بود با روز دهم ربیع الاول 1261 ه ق "
5 اگر سفر حج را از اول شوال 1260 محاسبه کنیم و نه ماه به آن بیافزاییم به آخر ماه جمادی الثانیه 1261 ه ق میرسیم از این جا ساختگی بودن داستان سفر کاملا مشخص می شود
من از شما می خواهیم بدون تعصب فقط در همین یک نمونه تفکر کنید

sonia
فعّال
پست: 100
تاریخ عضویت: جمعه 3 خرداد 1387, 9:26 pm

پستتوسط sonia » چهار شنبه 11 دی 1387, 5:25 am

من اصلا منظورتونا از ساختگی بودن نمی فهمم!!!!!!!!می شه واضح تر توضیح بدید؟

hami
پست: 91
تاریخ عضویت: پنج شنبه 10 مرداد 1387, 12:12 am
محل اقامت: ورکان

پستتوسط hami » پنج شنبه 19 دی 1387, 8:18 pm

جسارتا چون خیلی وقت است این شبهه در این تاپیک بی جواب مانده ، لذا بنده نیز نظرم را در اینجا بیان می کنم تا انشاءالله از طرف دوستان دیانت بهایی مورد توجه قرار بگیرد.
خانم سونیا: از شما دوست ظریف، بعید بود که حساب به این سادگی را متوجه نشوید. منظور فرهاد اینه که طبق تاریخ نبیل، جناب باب باید تا آخر ماه جمادی الثانی در مکه تشریف داشته باشند. اما در این کتاب نوشته که جناب باب 2ماه قبل از ماه جمادی الثانی (و به عبارتی 3 ماه) یعنی در ربیع الاول در منزل خویش با عائله مبارکه خود بسر می بردند. در حالیکه ایشان باید در مکه بسر ببرند.
باز هم به تناقضی دیگر در آثار دیانت بهایی بر می خوریم.

حال با توجه به این تناقض جناب فرید مدعی هستند که داستان سفر مکه جناب باب ساختگی است.

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » شنبه 21 دی 1387, 7:32 am

جناب سونیا

توصیه می کنم اگر متحری حقیقت هستید که ان شاءالله هستید به حاشیه نپردازید و

پاسخ مناظران را بطور مستندبدهید:

1- در بحث با فرید به تناقضات "وحدت عالم انسانی"

2- در بحث با حامی به "تناقضات نبیل در مورد سفر حج باب" و ساختگی بودن این سفر

3-در بحث با علی در مورد تناقض تطابق دین با علم و عقل و عقلی نبودن مبانی امر با آن

4- در بحث با علی در موضوع تاپیک "غیر بهائی از نگاه بهائی"

تذکرات حقیر بخاطر سامان بخشیدن به مطالب علمی تاپیک هاست و این خواسته

پژوهشگران از مدیریت سایت است.


بازگشت به “دست آورد ها و تعالیم”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان