شیطان در امر

taksavar7
پست: 6
تاریخ عضویت: دو شنبه 6 اسفند 1386, 12:55 am

پستتوسط taksavar7 » پنج شنبه 13 تیر 1387, 2:31 pm

به نام خدا

تا اینجای بحث متوجه شدیم که "شیطان دشمن آشکار انسان است و هیچ شکی در آن نیست."

جدایی از اینکه وقتی رابطه ای به نام دشمنی تعریف می شود خود به صورت ضمنی بیانگر نزاع و جدل است کمی راجع به کیفیت جنگیدن با شیطان صحبت کنیم.
ما در احادیث داریم که : نگاه به نامحرم تیریست از ناحیه شیطان، و در جای دیگر داریم که زمانی که دو مومن باهم دست می دهند و همدیگر را در آغوش می گیرند شیطان از شدت ناراحتی فریاد می زند.
آیا جز این است که نزاع با شیطان همان پیروی کردن از دستورات الهی و گوش نکردن به وسوسه های شیطان است؟
اگر با این تعریف بخواهیم با شیطان نزاع نکنیم یعنی چه کار باید بکنم؟
از آنجایی که تمام ادیان الهی یکدیگر را تایید می کرده اند و از آنجایی که خداوند حکیم است چه دلیلی داشته در تمام ادیان غیر از بهاییت این همه تاکید بر دشمن آشکار بودن شیطان شود؟

اگر در این سلسه بحثها ضعفی مشاهده شود، ضعف آن نوع تفکر تلقی می شود پس باید دقت کرد چون وجدانهای بیدار خود قضاوت خواهند کرد.

shahab
پست: 97
تاریخ عضویت: جمعه 10 اسفند 1386, 1:20 pm

پستتوسط shahab » پنج شنبه 13 تیر 1387, 3:42 pm

عرض ادب خدمت خانوم سونيا كه انصافا نشان داده اند ميتوان در كمال ادب و احترام و بدون پيشآمد هيچ اتفاق ناخوشايتدي ، با هم گفتگويي علمي داشت.

اما بعد،
من وشما هم عقيده ايم بر اينكه اين درسنامه قرآن و درسنامه جناب عبدالبهاء از ماجراي هبوط حضرت آدم، با هم متناقض است.همانطور كه شما اشاره كرديد "من هم قبول دارم که این دو متناقض است".

منتها اختلافمان در اين است كه به عقيده من اين دو درسنامه قابل جمع نيست ولي شما توجيهي را ارائه فرموده ايد كه اين تناقض را برطرف كند، فرموديد:
" حضرت آدم ابتدا با شیطان جنگیده ولی در نهایت پذیرش سخنان شیطان باعث شده به جهنم برود."

(با صرف نظر از اينكه احتمالا منظور شما از عبارت" جهنم رفتن"، " هبوط به زمين است"،) شما تئوري اي را ارائه ميفرماييد كه به نظر ميرسد با عبارت جناب عبدالبهاء به هيچ وجه سازگاري ندارد.

لازم است خدمت شما گرامي، يادآوري كنم عبارت ايشان چنين بود:

"ملاحظه کنيد که حضرت آدم و سائرين در جنّت بودند بمجرّد آنکه در جنّت عدن در ميان حضرت آدم و شيطان نزاعی حاصل گشت جميع از جنّت خارج شدند تا آنکه نوع انسان عبرت گيرد و آگاه شود که نزاع و جدال سبب حرمان است حتّی با شيطان"

دقت كنيد در اين فرمايش نوبت به پذيرش سخن شيطان به عنوان علت حرمان نميرسد و با فرض صحيح گرفتن اين جمله، اصلا علت هبوط نميتواند پذيرش سخن شيطان باشد.

خواهشمندم از اين دو درسنامه متضاد به گونه اي رفع تناقض بفرماييد كه با هر دو درسنامه قابل جمع باشد.
شيوه اي كه شما رفع تناقض كرده ايد در حقيقت كنار گذاشتن درسنامه حضرت عبد البهاء است.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » پنج شنبه 13 تیر 1387, 7:26 pm

با عرض پوزش از جناب شهاب که وارد بحث بسیار مهم شان می شوم. اما از آن جا که من هم همانند شما خانم سونیا را خانمی منطقی و اهل بحث و گفت و گو یافته ام، با اجازه ی شما نکته ی دیگری را هم در باره ی فرمایشی که از جناب عبد البهاء نقل کردید، خدمت شما و خانم سونیا و دیگر خوانندگان عزیز عرض کنیم.
پیش از آن، این را هم بگویم که حقیر با تجربه ای که از مطالعه ی آثار امری ( بخوانید بهایی ) داشته ام، چنان یافته ام که اگر در همان بیانات آقایان دقت شود، در اصل مطالب هم خدشه وارد می شود. خانم سونیا، باور بفرمایید قصد جسارت ندارم ولی حاضرم در بیانات جناب بهاء الله و عبدالبهاء موارد فراوانی را نشان دهم که اصل مطلب غلط است. مثلاً همین سخنی که جناب شهاب از ایشان نقل کرده اند، غلط است و جناب عبدالبهاء به پدر بزرگوار من و شما و پیامبر برگزیده ی خداوند، تهمت زده است! چرا و چطور؟ اگر داستان حضرت آدم را خوانده باشید، او کاری با شیطان نداشت. نزاعی هم میان آنان درنگرفت. شیطان به خاطر دشمنی و کینه ای که با آدم داشت، او و همسرش را اغوا کرد و موجب شد تا از بهشت رانده شوند. این که جناب عبدالبهاء فرموده است: چون آدم وشیطان با هم نزاع کردند از بهشت رانده شدند تا دیگران عبرت بگیرند که نزاع سبب حرمان می شود، هم تهمت به آدم است هم تهمت به خداوند. راستش این استدلال ایشان در راستای دفاع از شیطان است!

sonia
فعّال
پست: 100
تاریخ عضویت: جمعه 3 خرداد 1387, 9:26 pm

پستتوسط sonia » شنبه 15 تیر 1387, 11:22 am

حضرت عبدالبها این مثال را زده اند تا اهل بها بفهمند نزاع و جدال تا چه اندازه ناپسنداست و من فکر می کنم این همه به جزویات توجه کردن فایده ای ندارد.

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پستتوسط habibollah » یک شنبه 16 تیر 1387, 6:01 am

سونیا خانم
آیا شما جناب عبدالبها را یک فرد معمولی می دانید که توجه کردن به جزئیات سخنان ایشان بی فایده است؟ آیا ایشان مانند افراد معمول هستند که یک چیز کلی می خواستند بگویند و دیگر با هر لفظی که امکانش بود، چه اشتباه و چه درست، سخن خود را می گویند؟!

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » یک شنبه 16 تیر 1387, 9:11 am

راستش من به خاطر آن که خانم سونیا را انسانی صاف و ساده و صادق یافته ام، مایل ام بحث با ایشان را پی بگیرم. به این ترتیب ایشان می فرمایند به جزئیات بیانات کسی که سخنانش از جانب بهائیان به قول ما مسلمان ها حجیت شرعی دارد، نباید توجه کرد. من از خانم سونیا خواهش می کنم هر موضوعی که به نظر ایشان از اصول و کلیات و امهات بیانات حضرت عبدالبهاست ، مواردی را برشمارند تا به بررسی آن ها بپردازیم. به سخنی دیگر هر موضوعی که ایشان به عنوان اصل از بیانات حضرت بهاء الله و حضرت عبدالبهاء مطرح کنند، بنده حاضرم در آن موضوع بر اساس متون اصلی امری، گفت و گو کنم.
نکته ی دیگری را که باید خدمت خانم سونیا عرض کنم آن است که اگر شماره ی این به قول شما جزئیات، آن قدر فراوان شد که سیل جاری کرد و بنیاد فکری معتقدان به بهائیت را متزلزل کرد، چه کنیم. البته شما در جایی دیگر فرموده اید با این حرف ها ایمان شما متزلزل نمی شود. خوب، البته این خوب است، ولی یادتان باشد باید هم چنان تحری حقیقت کنید. از این که گاهی قلم توسنی می کند، پوزش می طلبم.

Darya
پست: 14
تاریخ عضویت: چهار شنبه 25 اردیبهشت 1387, 2:03 pm

پستتوسط Darya » شنبه 29 تیر 1387, 12:40 am

الله ابهی،
" اساس اديان الهيّه يکی است و مقصد امم و مذاهب عالم مقصد واحد . زيرا جميع معتقد به وحدانيّت الهی هستند و واسطه‌ها را بين خلق و خالق لازم می د‌انند . نهايت اينست که اسرائيليان آخر واسطه را حضرت موسی می‌گويند و مسيحيان حضرت عيسی و مسلمانان حضرت محمّد رسول اللّه و فارسيان حضرت زردشت . ولی اختلافشان بر سر اسم است . اگر اسم را از ميان برداری جميع می‌بينند که مقصدشان مقصد واحد بوده و هر شريعتی در عصر و زمان خود کامل و تجدّد آئين يزدان و ظهور مظهر فيوضات رحمان در هر کوری لازم و واجب . اين است که اهل حقيقت و معنی پی به اسرار الهی بردند و از رموز کتاب واقف شدند و حقّ را مختار و فيوضات او را غير محدود و ابواب رحمتش را غير مسدود دانستند . به جميع انبياء مؤمن شدند و " لانفرّق بين احد من رسله(1) " گفتند . اما اهل صورت و مجاز به تقاليد تمسّک جستند و به اوهام افتادند . متشابهات آيات را وسيله انکار امر ربّ البيّنات نمودند .

دیده های کوته نظرتان را باز کنید.

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پستتوسط habibollah » شنبه 29 تیر 1387, 7:31 pm

درود بر خانم دریا

همان طور که می فرمایید اساس ادیان الهی همه یکی است. و این حرفی کاملاً صحیح می باشد. اما سؤال در این است که آیا آیین بهایی هم جزو ادیان الهی است؟ چطور چنین چیزی ثابت می شود؟ اگر این آیین یک دین الهی است، پس چرا پیشوای آنان آخرین پیامبر را پیامبر اسلام می داند؟

shahab
پست: 97
تاریخ عضویت: جمعه 10 اسفند 1386, 1:20 pm

پستتوسط shahab » یک شنبه 30 تیر 1387, 9:15 am

با سلام خدمت همه دوستان
جناب دريا از شما در خواست ميكنم پاسخ سوالي را كه جناب سونيا ندادند بدهيد.
گزاره اي كه شما بدون نام - به نظر ميآيد از يكي از بزرگان آيين بهايي- نقل كرده ايد در حقيقت يكي از مستندات ما در مقدمه اين مبحث ميتواند باشد.
اگر به سير كلام ما در اين تاپيك رجوع بفرماييد به خوبي در خواهيد يافت كه ما هم چون قائل به اين هستيم كه مصدر اديان الاهي يكتاست، قائليم نميتواند بين آموزه هاي اديان الاهي تناقض باشد.
هم آيين شما،جناب سونيا با ما در اين نكته همراه بودند و حتي تناقض را هم بين اين دو آموزه تاييد كردند اما بر خلاف توقعي كه از ايشان داشتيم هنگامي كه نتوانستند رفع تناقض كنند گفتند اين مطلب جزيي است و به جزييات نبايستي توجه كرد!
شما را به خدا ،آيا ميتوان يك تناقض گويي غير قابل رفع- هر چند كه جزيي باشد- براي خداوند حكيم قايل شد؟
به راستي براي ما اين مطلب كه خدا حتي يك جمله جزيي متناقض گفته باشد امر بزرگ و غير قابل باوري است و به هيچ وجه به راحتي از كنار آن نميگذريم،
لذاست كه در چنين مساله اي ترجيح ميدهيم در صحت انتساب حرف جناب عبدالبها به خدا شك كنيم تا به همين سادگي در حكمت پروردگار عالميان!
در عين حال چنانكه پيشتر به خانم سونيا نيز گفتم ( و البته ايشان چنين نكردند)به شما و ساير عزيزان بهايي عرض ميكنم : من به آنچه كه نوشته ام معتقدم و اگر حقيقتا احساس ميكنيد كه اشتباه ميكنم مطلب درست را بيان بفرماييد تاعقيده ام را اصلاح كنم .
منتظر ارسالهاي بعدي شما هستم.

Darya
پست: 14
تاریخ عضویت: چهار شنبه 25 اردیبهشت 1387, 2:03 pm

پستتوسط Darya » یک شنبه 30 تیر 1387, 10:53 pm

الله ابهی
نمی دانم این پژوهشگران! چرا این قدر خودشان را بالا می برند که در مورد حکمت پروردگار قضاوت می کنند!
به قول خودتون : دیده بگشایید ای خردمندان!
شما از خدا چی می دونی که این قدر محکم در مورد حکمتش نظر می دی؟ اینکه شما متوجه حرف خدا نمی شی که دلیل بر تناقض حرف خدا نیست!
من از قرآن تناقض های فراوون نشونتون می دم، آیا این دلیل بر باطل بودن قرآنه؟
این حرف ها معنی داره، باید در جای خودش و معنای خودش گفته بشه نه اینکه شما یه جمله ورداری و هر چی خواستی نظر بدی!!!!!

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » دو شنبه 31 تیر 1387, 8:38 pm

سلام بر دریا!

عزیز دریای گرامی که تازه با شما توفیق آشنائی پیدا کرده ایم و امیدواریم ادامه بدهید.

پیش از شما سونیای بهائی مدعی تناقض در قرآن شد که در دوم تیرماه به او گفتیم در

قران بر خلاف متون بهائی هیچ تناقضی وجود ندارد و حاضریم با او

در این زمینه مناظره کنیم که یک ماه است از او خبری نیست.متن عرض بنده به او این

بود:

" سرکار خانم سونیا

به تاپیک شیطان مراجعه نمودیم و جوابی از شما ندیدیم.لطفا ما را سر کار نگذارید!

1-گفتیم وجود تناقضات بیشمار در متون امری دلیل غیر الهی بودن آن است مگر اینکه

شما منکر تناقضات شوید که نشدید.

پس به عقل سلیم هر پژوهشگری مجموعه متناقض را باطل می شمارد.

2-گفتی در اسلام هم تناقضات هست .گفتیم در اسلام تناقضی وجود ندارد حاضریم در

هر زمان و مکانی با شما در این زمینه مناظره کنیم.شما زمان و مکان آن را مشخص

نمائید و به سایت اعلام کنید.

3-گفتی:"بهایی هستم،قرآن و تمامی ادیان قبل را نیز قبول دارم اما این دلیل نمی شود

که چشم خود را بر روی حقایق ببندم و بگویم:در اسلام و سایر ادیان الهی هیچ تناقضی

وجود ندارد"

عرض می کنم اگر واقعا قرآن را قبول داری می دانی که در آن تناقض نیست و خود قرآن

که شما می گوئی قبولش داری می گوید در من تناقض نیست.حال شما که می فرمائید

قرآن را قبول دارید چرا با آن مخالفت می کنید و بر خلاف نص آن نسبت تناقض به آن

میدهید؟!

4-اینطور از حرف های شما فهمیدم که معتقدید همه ادیان تناقض داشته اند!

اگر اینطور است چطور می شود به آنها اعتماد کرد؟!چون هرچه بگویند نقیض آن را هم

می گویند آنوقت سنگ روی سنگ بند نمی شود و هیچ چیز ثابتی باقی نمی ماند و هیچ

عقل سلیمی به این مجموعه تناقض دل نمی بندد.شما خودتان به یک راهنمای سفر یا

یک پزشک یا یک معمارکه دائما نظرش را عوض می کند و متناقض سخن می گوید جان

و مال خود را می سپارید؟!

حتما نمی سپارید.آنوقت به یک مدعی دین بودن که مدعی است همه امورتان از دنیوی

و اخروی را به من بسپارید ولی در مطالبش موج تناقض را مشاهده می کنید چطور

اعتماد می کنید و سرنوشتتان را به او می سپارید؟!

خواهش می کنم از صمیم دل به این عرض من فکر کنید و تصمیم بگیرید.

مخلص.یاس"



حال اگر شما حاضرید در این میدان وارد شویم همین سخن را به شما می گویم و منتظر پاسخ شما هستم.یاس

sepid
پست: 6
تاریخ عضویت: سه شنبه 1 مرداد 1387, 9:14 pm

پستتوسط sepid » پنج شنبه 3 مرداد 1387, 12:03 am

سلام
امیدوارم زودتر تکلیف این شیطان رو مشخص کنید. بالاخره کی چی کار کرد و کجا چی شد؟

یار
پست: 1
تاریخ عضویت: جمعه 25 مرداد 1387, 5:01 pm

پستتوسط یار » جمعه 25 مرداد 1387, 6:07 pm

سلام بر شهاب عزیز
این تاپیک را در روز عضویتم در سایت خواندم گو اینکه عزیزان بهایی دیگر پاسخی ندارند و فقط به تناقض های قرآن اشاره می کنند (که البته هیچ کدامشان حاضر به اثبات ادعایشان هم نیستند) خوشحال می شوم مطالب تازه تری را در این خصوص (شیطان در امر) از شما بخوانم

نوزدهساله
پست: 22
تاریخ عضویت: پنج شنبه 24 خرداد 1386, 10:22 am

پستتوسط نوزدهساله » شنبه 26 مرداد 1387, 10:22 pm

ما اشك هايمان را نگه خواهيم داشت
پس از مدتها گفتم به مناسب ميلاد ميمون آغا امام تايمري زمان به سايتتان سري بزنم ببينم چه حال و خبر است آيا به راه راست هدايت شده آيد و يا هنوز از قران اين كتاب شيطاني براي مردمان جاهل و درگير در خرافه و گاو پرستان زمان آيه و حديث دروغين مي آوريد ؟

سردبیر: مطالب توهین آمیز شما آرشیو شد.

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پستتوسط habibollah » یک شنبه 27 مرداد 1387, 12:11 pm

جناب نوزدهساله

افسوس که نشان داده اید که نه اهل منطق هستید و نه اهل فکر هستید و نه حتی اندک ادبی دارید. و گرنه برای پاسخ به آن ها وقت می گذاشتم.

مطالب زشت شما را قبل از این که سردبیر آن ها را حذف کند، دیدم. همین مقداری که باقی مانده است به خوبی نشان می دهد که چقدر از فهم به دور هستید و ادب و سواد خود را در معرض نمایش قرار داده اید.

امیدوارم خداوند متعال شما را به راه راست هدایت فرماید.

pedal
پست: 36
تاریخ عضویت: سه شنبه 29 مرداد 1387, 10:40 pm

پستتوسط pedal » سه شنبه 29 مرداد 1387, 10:43 pm

با سلام خدمت دوستان
من pedal هستم و از عضو شدن در این سایت خوشحالم

Jazireh
فعّال
پست: 131
تاریخ عضویت: یک شنبه 21 بهمن 1386, 12:55 pm

پستتوسط Jazireh » چهار شنبه 6 شهریور 1387, 4:47 pm

درود به همه دوستان،
به پدال عزیز هم خیر مقدم عرض می کنم.
عزیز نوزده ساله هم هنوز در یافتن حقیقت و معنای آن دست و پا می زند و آشفته می بافد. بنده نیز قبل از حذف نگاشته هایتان توسط سردبیر آن ها را خوانده بودم، اما چون نه اهل گفتگوی درست هستید و نه شیوه ابراز اندیشه می دانید، گفتگوی با شما نتیجه نخواهد داشت.
با این همه، خوشحال می شوم تا در نگاشته های دوستانه و محققانه، تبادل افکار کنیم.
یا حق

نوزدهساله
پست: 22
تاریخ عضویت: پنج شنبه 24 خرداد 1386, 10:22 am

پستتوسط نوزدهساله » جمعه 8 شهریور 1387, 10:33 pm

رويايي در سر دارم
كجاست خاتم كه پيروانش را ببيند ايشان در برابر جهان و جهانيان ايستاده اند اما ايشان درس از تاريخ نگرفته اند
آري امروز جهان در كنار و ما در برابر شما ايستاده ايم چشم در چشم و رو در رو ؛
ما عقب نخواهيم نشست ، ما اجازه نخواهيم داد كه خون هزاران ايراني كه به نا حق ريخته شد هدر رود بيست هزار ايراني در دوره قاجاريه و در خفقان مذهبي آن زمان به روحانيت جعلي شما نه گفتند چشم در چشم و براي ايجاد آزادي مذهبي در ميهنشان جان دادند ، بيست هزار ايراني بار ديگر در خفقان مذهبي جديد به روحانيت شما جعلي براي هزارمين برا نه
نه اي به تكرار هزاران هزار بار به تعداد جانهاي از دست رفته
نه اي به تعداد خونهاي ريخته و زنان بيوه شده كودكان يتيم شده مردمان آواره شده اموال غار گشته آنان به شما و مذهب شما و خرافه پرستي و گاو پرستي شما گفتند نه چشم در چشم
امروز همه از ما دفاع مي كنند و بر بيگناهي ما و دروغ بودن ماهيت مذهب شيعه صحه مي گذارند بر جعلي بودن داستان هاي مذهبي شما و مقدسات شما ، مرجعيت جعلي شما و جمكران جعلي شما و توضيح المسايل هاي جعلي شما ، احكام جعلي شما ، فقه جعلي شما ، شرع و قانون مدني جعلي شما ، حقوق زن جعلي شما ، اقتصاد اسلامي جعلي شما ، مملكت داري اسلامي جعلي شما ، بانكداري اسلامي جعلي شما ، فرهنگ و سنت اسلامي جعلي شما ، هنر و موسيقي اسلامي جعلي شما ، سياست بازي هاي اسلامي جعلي شما ، بمب اتمي اسلامي جعلي شما بر شما و ماهيت اسلامي جعلي شما و ... همه جهان آزاد صحه مي گذارد
جهان آزاد ايستاد و مقاومت نمود ؛
در هنگامي كه روميان ايشان را شكنجه مي كردند بهاييان مسيحي ايستادند و به امپريالسم مادي گراي رم نه گفتند
در قلعه شيخ طبرسي بهاييان بابي به حكومتيان آدم كش و به ديكتاتوري و توتاليتاريسم نه گفتند
در هند بهاييان هندو با جان خود به استعمار و نظام چپاول نه گفتند
در هنگامي كه نازي ها در كوره هاي آدم سوزي بهايي هاي يهودي را مي سوزاندند با خاكستر خود به نازيسم نه گفتند
در ايتاليا بهاييان به فاشيسم و آدم كشي نه گفتند
در هنگام جنگ شش روزه با خون خود به اعراب مهاجم و پانعربيسم نه گفتند
در 1963 بهاييان سياه پوست به نظام آپارتايد نه گفتند
در اردوگاه هاي كار اجباري در سيبري بهاييان آزاد انديش به جباران روس و كمونيسم نه گفتند
ما به امپريالسم ، توتاليتاريسم ، استعمار ، نازيسم ، فاشيسم ، پانعربيسم ، آپارتايد و كمونيسم نه گفتيم
ما بهاييان با خون خود بر ديوان برلين نوشتيم آزادي نه خون ما به هدر رفت و نه ديگر آن ديوار امروز پابرجاست .
از تاريخ درس بگيريد آزادي نابود شدني نيست .
و اينك ايستاده ايم و به فاشيسم اسلامي نه مي گوييم نه اي به طول همه تاريخ آزادي
نه اي به قدرتي فوق قدرت قائمي جعلي كه منتظر آنيد به كمكتان آيد آري براي شما دجال مي آيد نه قائم او مي آيد و روايات جعلي شما را تحقق مي بخشد او مي آيد شايد اين جمعه نيايد ولي سرانجام خواهد آمد در روزي سراسر خون بار در روز تسويه حساب نهايي او مي آيد او منتظرانش را نوميد نخواهد كرد در برخوردي تعيين كنده سرنوشت جهان را شكل خواهد گرفت
او مي آيد آري او تبلور شيطان است او دجال است و براي قدرت گيري مذهب فاسد و منسوخ شيعه قيام خواهد كرد آري او مي آيد او از چاه ظلمت جم كران مي آيد و بر دست مرجعيت دروغين شما بوسه مي زند تا حكم تاييدش را بگيرد او مي آيد
تا احيا كند جنايت را
تا احيا كند سنگسار را پرتاب از كوه را جنايت را
تا احيا كند اعدام زنان و كودكان زير هيجده سال را
تا احيا كند تجاوز و تحقير را
تا احيا كند صلوات و ورد و جادو و خرافه را
تا احيا كند تسلط اسلاميون بر جهان آزاد را
تا احيا كند ظلمت را سياهي را و جنايت را
تا احيا كند زندگي زير بار جزيه و باج و خراج به شما اسلاميون را
تا احيا كند قطع دست و گردن زدن و بهايي كشي را
تا احيا كند سنت هاي اسلام را
تا احيا كند جنايت را
اما روياي ما روياي شما را نقش بر آب خواهد كرد
ما و دوستان آزاد انديش ما در سراسر جهان رويايي در سر داريم
به شما می‌گویم امروز که ‌ای دوستان من، درست است که ما را امروز و فردا مشکلاتی است اما من نیز رویایی دارم. من رویایی دارم که عمیقاً ریشه در رویای ايراني دربند و آواره دارد. من رویایی دارم که در آن روزی این ملت به پا می‌ایستد و زندگی را با معنای حقیقی این اصل اعتقادی‌اش آغاز می‌کند: ما این حقیقت را بدیهی می‌شماریم که همه انسان‌ها برابر خلق شده‌اند
من رویایی دارم که در آن روزی بر تپه‌های آباده فارس، فرزندان بهاييان ، می‌توانند در کنار بنيادگرايان مسلمان پیشین دور یک میز که میز برادری است بنشینند. من رویایی دارم که در آن روزی شيراز که اینک در آتش بی‌عدالتی و سرکوب شعله‌ور است به بهشت آزادی و عدالت تبدیل می‌شود. من رویایی دارم که در آن روزی چهار فرزند من، در کشوری خواهند زیست که در آن نه برمبنای مذهبشان که براساس منش و شخصیت شان داوری خواهند شد.
من امروز رویایی دارم.
من رویایی دارم که در آن ، روزی در آن پایین در شيراز با آن مذهبيون شریرش، با آن رهبران اسلامي و وعاظ وقيهي که واژه‌هایی چون آشتی و الغای تبعیض به سختی از زبانشان شنیده می‌شود، آری آنجا در شيراز در یک روز واقعی، پسران و دختران کوچک بهايي می‌توانند دستان کوچک همسالان سفید خود را بگیرند و آنها را همچون دستان خواهران و برادران خود بفشارند.
من امروز رویایی دارم.
من رویایی دارم که در آن روزی هر مغاکی بلندی می‌گیرد، هر کپه انباشته‌ای کوتاه می‌شود، زمین‌های ناهموار صاف می‌شوند، راه‌های کج راست می‌شوند، عظمت پروردگار آشکار می‌شود و همه انسان‌ها او را در کنار خود می‌یابند.
این امید ما است، با این ایمان است که ما خواهیم توانست از دل کوه نومیدی و یاس جواهر امید را برون آوریم. با این ایمان است که ما قادر خواهیم شد نا همخواني‌هاي ملال آور ملت خود را به همخونی دل انگیز برادری تبدیل کنیم. با این ایمان است که ما می‌توانیم با يكديگر کار کنیم، به همراه هم دعا کنیم، به اتفاق هم مبارزه کنیم، با هم به زندان برویم، در کنار هم از آزادی دفاع کنیم و بدانیم که روزی آزاد خواهیم شد. و آن روز، روزی است که در آن همه فرزندان خدا، قادر خواهند بود این آواز را با معنایی جدید بخوانند:
تراست کشور من ؛
خدایا می خوانم این سرود را ؛
تراست این سرزمین محبوب ؛
این دیار آزادی ؛
خاکی که در آن آرمیدند پدرانمان و رافراز شدند زائران؛
بگذار که در آن از هر کوهی طنین دراندازد صدای آزادی و اگر ايران می‌خواهد کشوری بزرگ باشد باید این امر در آن تحقق یابد. پس بگذار که از تپه‌های عظیم خراسان ، از کوه‌های بيستون كرمانشاه و از ارتفاعات بلند كردستان ، صدای آزادی طنین دراندازد. بگذار که از صخره‌های برف گرفته سبلان و از شیب‌های چشم‌نواز سهند صدای آزادی به گوش آید. نه فقط از آنها که بگذار صدای آزادی از کوه البرز در تهران و کوه هاي ماكو در آذربايجان به گوش رسد.
بگذار که از هر تپه و کپه خاکی در بوشهر و از خليج فارس این فرياد به گوش رسد. بگذار که صدای آزادی از دامنه هر کوهی شنیده شود. و زمانی که این اتفاق افتاد، زمانی که ما گذاشتیم تا آزادی طنین دراندازد، زمانی که ما مجاز شمردیم تا از هر آبادی و روستایی و از هر استان و شهری صدای آزادی شنیده شود آنگاه ما روزی را محقق کرده‌ایم که در آن همه فرزندان خدا، اعم از بهايي و مسلمان ، یهودی و مسیحی، پروتستان و کاتولیک و بي دين و با دين خواهند توانست دستها را به یکدیگر گره زنند و آن آواز قدیمی و مذهبی سیاهان بهايي آمريكايي را سردهند که: اینک آزاد! اینک آزاد! خدایا سپاس ای قادر متعادل ما عاقبت آزادیم
پيروزي با ماست چون آزادي بر حق و آزادي حق ماست است

pedal
پست: 36
تاریخ عضویت: سه شنبه 29 مرداد 1387, 10:40 pm

پستتوسط pedal » جمعه 8 شهریور 1387, 11:55 pm

جناب نوزدهساله

به نظر میرسد که شما از نگاشتن چنین مقاله ی رویایی بسیار شاد هستید که آن را در همه تاپیک ها قرار داده اید .
شاید هم به خاطر نداشتن جواب های مستدل و منطقی می خواهید بحث را از محور خود خارج کنید .
همانطور که در تاپیک خاتم پیامبران عرض کردم لطفا اگر بحث علمی ای مربوط به موضوعات مورد بحث تاپیک های مختلف دارید ارائه دهید تا بعد از اینکه دلایل مستدل شما رادیدیم ، اگر فرصتی بود رویاهای شما را مورد بررسی قرار دهیم .

راستی یادت رفت مقالتو تو تاپیک (بیت العدل همچنان در چالش )بذاری

shahab
پست: 97
تاریخ عضویت: جمعه 10 اسفند 1386, 1:20 pm

پستتوسط shahab » شنبه 9 شهریور 1387, 1:12 am

سلام به همه
از آخرين ارسال من بيش از يك ماه ميگذرد.
راستش مدتي منتظر بودم ببينم كه كسي در راستاي مفهوم تاپيك نكته اي جديد مطرح ميكند يا خير.
بعد از اين مدت كه آمده ام ميبينم نوزدهساله مطالبي را نگاشته است...
هر چند كه نگاشته هاي او چندان محتوايي ندارد ولي بدم نيامد به اين جوان پر شور نكته اي را تذكر بدهم:
دوست عزيز

اين تاپيك براي بررسي اين جمله جناب عبدالبهاء باز شد:
"ملاحظه کنيد که حضرت آدم و سائرين در جنّت بودند بمجرّد آنکه در جنّت عدن در ميان حضرت آدم و شيطان نزاعی حاصل گشت جميع از جنّت خارج شدند تا آنکه نوع انسان عبرت گيرد و آگاه شود که نزاع و جدال سبب حرمان است حتّی با شيطان"

اگر به نظرت اين جمله درست ميآد كه سعي كن يك بهايي معتقد باشي و ديگه از اين متنها نگذاري چون متنهاي شما دقيقا بر مبناي نزاع و جداله!
و اگر خدايي نكرده به نظرت اين جمله غلط ميآد كه...!

ايشالا به زودي ادامه سخن را تكميل خواهم كرد...


بازگشت به “دست آورد ها و تعالیم”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 2 مهمان