شیطان در امر

sepehr
پست: 15
تاریخ عضویت: پنج شنبه 30 خرداد 1387, 12:29 pm

پستتوسط sepehr » دو شنبه 3 تیر 1387, 12:01 pm

سلام دوستان.
من تازه به سايت متصل شده ام. اطلاعاتم هم كم هستند اما آنگونه كه من فهميده ام{ سونيا} هر دفعه يك حرف را ميزند.
يك دفعه گفته است:
دليل حرمان پذيرش سخنان بوده.
يك دفعه گفته است:
نزاع و جدال سببش بوده است.

پس بالاخره دليلش چه بوده است؟
ميخواستم درخواست بكنم ادامه صحبت را كه وعده داده بوده ايد ، انجام بدهيد و با افرادي كه خودشان نميفهمند چه ميگويند وقت را تلف نكنيد.
در آخر بايد بگويم جزيره جان من هنوز منتظر بحث سياستم.
ممنونم

shahab
پست: 97
تاریخ عضویت: جمعه 10 اسفند 1386, 1:20 pm

پستتوسط shahab » دو شنبه 3 تیر 1387, 12:13 pm

سلام جناب سپهر.

خدمت شما خير مقدم عرض ميكنم.
به نظر ميآيد كه كمي عجله داريد!
هر چند كه من هم معتقدم جناب سونيا هنوز جواب قانع كننده اي نداده اند اما منتظر ميمانيم شايد ايشان بتوانند با توضيحات مبسوطي كه ارائه ميكنند رفع تناقض نمايند.
(البته عمدتا در اينگونه موارد ايشان با بيان اين جمله كه تناقضي وجود ندارد رفع تناقض ميفرمايند!)
ان شاء الله بخش دوم را به زودي خواهم فرستاد.شما هم كمي صبور باشيد!

sonia
فعّال
پست: 100
تاریخ عضویت: جمعه 3 خرداد 1387, 9:26 pm

پستتوسط sonia » دو شنبه 3 تیر 1387, 1:13 pm

با توجه به این همه توهیناتی که به من کرده اید منتظرید که پاسخ هم بگویم؟من نیز می توانم با توهین کردن به شما،بحث را ادامه دهم.منتظر پاسخ های مستند من تا چند روز آینده باشید.(البته اگر قول دهید که دیگر توهین نکنید.)

shahab
پست: 97
تاریخ عضویت: جمعه 10 اسفند 1386, 1:20 pm

پستتوسط shahab » دو شنبه 3 تیر 1387, 3:10 pm

خانم سونيا
سلام مرا پذيرا باشيد.
غرض از حضور ما در سايت، پ‍وهش است.
ميخواهيم با كمك يكديگر مطالبي را كه در مورد آيين بهايي گفته ميشود بررسي كنيم.
قطعا با يكديگر خصومتي شخصي نداريم و تنها اميدواريم كه بتوانيم در يك فضاي محترمانه و علمي به نتايجي علمي دست پيدا كنيم.
به ارسالهاي قبلي خود رجوع بفرماييد.
شما چنانكه اين دوست تازه واردمان به آن اشاره كرده اند متناقض سخن گفته ايد.

خواهش شخصي من از شما اين است كه وقتي مطلبي را مينگاريد تنها در پي آن نباشيد كه پاسخي را ارسال كرده باشيد.
همه آزادانديشان جهان به پژ‍وهشگري كه جواب مساله اي را نميداند و با جسارت اين ندانستنش را اعلام ميكند، احترام ميگذارند.
اگر مايل هستيد كه درباره مبحث مطالعه كنيد سپس نظر شريفتان را بفرماييد، پيشتر اعلام كنيد. قطعا ما منتظر ميمانيم و در دل اين پيگيري و تحقيق علمي شما را مي ستاييم...

براي شما صميمانه آرزوي موفقيت ميكنم.

shahab
پست: 97
تاریخ عضویت: جمعه 10 اسفند 1386, 1:20 pm

پستتوسط shahab » دو شنبه 3 تیر 1387, 3:13 pm

اصلاح ميكنم غرض ما از حضور در سايت پژوهش است نه پوهش!

(‌:

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » چهار شنبه 5 تیر 1387, 7:37 am

سونیا خانم

چه کسی به شما اهانت نمود.اگر جواب علمی اسمش شده اهانت،ما دیگر بحث علمی با

شما نکنیم چون خواهید گفت به من اهانت کردید.

خواهشمندم از شیوه های منسوخ مثل مظلوم نمائی در مواقع کم آوردن دوری شود تا مثل

دوست و پژوهشگر پرده از نقاب مطالب علمی بر داریم و به کشف حقیقت نائل آئیم.منتظر

مطالب شما در همه جا هستیم.

shahab
پست: 97
تاریخ عضویت: جمعه 10 اسفند 1386, 1:20 pm

پستتوسط shahab » چهار شنبه 5 تیر 1387, 7:27 pm

با عرض ادب به همه عزيزان.

آنچه در مورد مبحث شيطان تا كنون گذشت بدين قرار بود:

ابتدا سه مقدمه ي:

1-شارع ادیان الاهی یکتاست.
2-ادیان الاهی مصدق یکدیگرند.
3-اديان الاهي نميتوانند در اصول با يكديگر تناقض داشته باشند .

مطرح شد و متون ثابت كننده آن نيز ارائه شدند.

سپس گزاره جناب عبدالبها نقل گرديد، اين كلام به 2 نكته اشاره داشت.
نكته اول ماجرايي بود كه در بهشت رخ داده است و آن را تحت اين عنوان بررسي كرديم :

ماجراي هبوط حضرت آدم(ع) چه بود؟ ، درسنامه قرآن يا درسنامه عبدالبهاء؟

در ذيل اين عنوان نشان داديم حضرت عبدالبهاء ماجرايي را كه نقل ميكنند در تعارض جدي با ماجرايي است كه قرآن نقل ميكند.
(البته هنوز هم مشتاق شنيدن توضيحاتي هستيم كه بتواند اين تناقض را به راستي رفع نمايد)

در بخش دوم سخن فارغ از ماجرايي كه در بهشت رخ داده است، به اين مبحث خواهيم پرداخت كه اين آموزه ( حرمت جدال و نزاع با شيطان در آيين بهايي) چه ميزان قابل پذيرش است.
به اين منظور اين مبحث را كه تحت عنوان "آتش بس با شيطان" پي خواهيم گرفت، در دو مرحله بررسي خواهيم كرد:
ابتدا ميزان سازگاري آن را با متون اسلامي و تعاليم قرآن خواهيم سنجيد و در انتها آن را با ساير متون بهاييان مقايسه خواهيم كرد.

از اظهار نظر دوستان كه قطعا منجر به پژ‍وهشي عميقتر ميشود پيشاپيش سپاسگزارم...

shahab
پست: 97
تاریخ عضویت: جمعه 10 اسفند 1386, 1:20 pm

پستتوسط shahab » پنج شنبه 6 تیر 1387, 12:45 am

2- آتش بس با شيطان؟

مناسب ميدانم پيش از اين كه بحث مبسوط خود را در مورد شيطان در بخش دوم ادامه دهيم كمي شيطان را از زبان امير مومنان ع بشتاسيم تا بدانيم بحث ما در مورد حرمت جدال با چه كسي است،
حضرت علي عليه السلام در خطبه 192 نهج البلاغه (معروف به خطبه قاصعه) ميفرمايند...:

پس، از دشمن خدا (شيطان) بترسيد، كه، مبادا شما را به درد خود گرفتار سازد و با ندايش شما را نگران كند و با لشكريان سواره و پياده خويش اطرافتان را فرا گيرد، به جان خودم سوگند كه تير شرّش را براى جان شما به چلّه كمان نهاده و آن را به جانب شما سخت كشيده و از نزديك شما را هدف قرار داده و گفته است: «قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ» او، بى‏انديشه از آينده دور غيبگويى كرده، و با پندارى غير واقع سنگ انداخته است و فرزندان نخوت و برادران عصبيت، و سواران گردنكش و جاهليت او را تصديق كردند، تا اين كه سركشهاى شما از او پيروى كردند، و حرص و طمع او، در شما پا بر جا شد، پس راز نهان آشكار شد و تسلط او بر شما قوت يافت و سپاه خود را به سوى شما نزديك آورد و لشكريان وى شما را در غارهاى ذلت و خوارى جا دادند و در گودالهاى مرگ انداختند، و با زخمهاى سنگين كه از نيزه زدن در چشمها و بريدن گلوها و كوبيدن بينيها و انداختنتان در قتلگاهها، در شما ايجاد كردند پايمالتان ساختند، چرا كه اراده داشتند شما را با حلقه‏هاى مهار قهر و خشم كه در بينى مى‏نهند به سوى آتشى كه برايتان آماده شده است بكشانند.
بنا بر اين شيطان براى زخم زدن در دين شما بزرگتر و به علت آتش افروختن در دنياى شما افروزنده‏تر از كسانى است كه شما آشكارا با آنها دشمنيد و بر آنان حمله مى‏كنيد، پس شدت خود را عليه او، و سعى و كوششتان را به منظور دفع او به كار بريد، به خدا سوگند كه او بر اصل و ريشه شما فخر و مباهات كرد و در قدر و منزلت شما نكوهش وارد ساخت، و بر نسب شما ايراد گرفت و سواران خود را براى حمله بر شما گسيل كرد و با پيادگان خود، راه شما را بست. آنان در هر جا شما را شكار كرده و به دام مى‏اندازند و سر انگشتانتان را مى‏زنند، و با هيچ چاره‏جويى نمى‏توانيد سر، باز زنيد و با هيچ اراده‏اى نمى‏توانيد شرّشان را از خود دفع كنيد، در حالى كه شما در انبوه بيچارگى و خوارى و تنگاتنگ مرگ و جولانگاه بلا و سختى گرفتاريد...

shahab
پست: 97
تاریخ عضویت: جمعه 10 اسفند 1386, 1:20 pm

پستتوسط shahab » شنبه 8 تیر 1387, 6:17 am

2- آتش بس با شيطان؟

اما آنچه خداوند به ما در قرآن مي آموزد:

در قرآن مكررا خطابهاي گوناگوني را مي يابيم كه گروه هاي مختلف جامعه بشري را در مورد دشمني شيطان و لزوم پرهيز از او خبر ميدهد:

اى مردم، از آنچه در زمين است حلال و پاكيزه را بخوريد، و از گامهاى شيطان پيروى مكنيد كه او دشمن آشكار شماست. بقره (168)


اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، همگى به اطاعت [خدا] درآييد، و گامهاى شيطان را دنبال مكنيد كه او براى شما دشمنى آشكار است. بقره (208)


و [نيز] از دامها، حيوانات باركش و حيوانات كرك و پشم دهنده را [پديد آورد]. از آنچه خدا روزيتان كرده است بخوريد، و از پى گامهاى شيطان مرويد كه او براى شما دشمنى آشكار است. انعام (142)


[يعقوب‏] گفت: «اى پسرك من، خوابت را براى برادرانت حكايت مكن كه براى تو نيرنگى مى‏انديشند، زيرا شيطان براى آدمى دشمنى آشكار است. يوسف (5)


(موسى)گفت: «اين كار شيطان است، چرا كه او دشمنى گمراه‏كننده [و] آشكار است.» قصص (15)


و اگر تو را تكذيب كنند، قطعاً پيش از تو [هم‏] فرستادگانى تكذيب شدند. و [همه‏] كارها به سوى خدا بازگردانيده مى‏شود. *اى مردم، همانا وعده خدا حقّ است. زنهار تا اين زندگى دنيا شما را فريب ندهد، و زنهار تا [شيطانِ‏] فريبنده شما را در باره خدا نفريبد. *در حقيقت، شيطان دشمن شماست، شما [نيز] او را دشمن گيريد. [او] فقط دار و دسته خود را مى‏خوانَد تا آنها از ياران آتش باشند. * كسانى كه كفر ورزيده‏اند، عذابى سخت خواهند داشت. و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند، براى آنان آمرزش و پاداشى بزرگ است. * فاطر 4-7



و در صور دميده خواهد شد، پس بناگاه از گورهاى خود شتابان به سوىِ پروردگار خويش مى‏آيند* مى‏گويند: «اى واى بر ما، چه كسى ما را از آرامگاهمان برانگيخت؟ اين است همان وعده خداى رحمان، و پيامبران راست مى‏گفتند.» * [باز هم‏] يك فرياد است و بس و بناگاه همه در پيشگاه ما حاضر آيند. * امروز بر كسى هيچ ستم نمى‏رود، جز در برابر آنچه كرده‏ايد پاداشى نخواهيد يافت. *در اين روز، اهل بهشت كار و بارى خوش در پيش دارند. * آنها با همسرانشان در زير سايه‏ها بر تختها تكيه مى‏زنند. * در آنجا براى آنها [هر گونه‏] ميوه است و هر چه دلشان بخواهد. * از جانب پروردگار [ى‏] مهربان [به آنان‏] سلام گفته مى‏شود. * و اى گناهكاران، امروز [از بى‏گناهان‏] جدا شويد. * اى فرزندان آدم، مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را مپرستيد، زيرا وى دشمن آشكار شماست ؟*و اينكه مرا بپرستيد اين است راه راست! يس 51-61


و هنگامى كه [در مورد] پسر مريم مثالى آورده شد، بناگاه قوم تو از آن [سخن‏] هلهله درانداختند [و اعراض كردند]، * و گفتند: «آيا معبودان ما بهترند يا او؟» آن [مثال‏] را جز از راه جدل براى تو نزدند، بلكه آنان مردمى جدل‏پيشه‏اند. * [عيسى‏] جز بنده‏اى كه بر وى منّت نهاده و او را براى فرزندان اسرائيل سرمشق [و آيتى‏] گردانيده‏ايم نيست. * و اگر بخواهيم قطعاً به جاى شما فرشتگانى كه در [روى‏] زمين جانشين [شما] گردند قرار دهيم. * و همانا آن، نشانه‏اى براى [فهم‏] رستاخيز است، پس زنهار در آن ترديد مكن، و از من پيروى كنيد اين است راه راست! * و مبادا شيطان شما را از راه به در بَرد، زيرا او براى شما دشمنى آشكار است. *‌‌ و چون عيسى دلايل آشكار آورد، گفت: «به راستى براى شما حكمت آوردم، و تا در باره بعضى از آنچه در آن اختلاف مى‏كرديد برايتان توضيح دهم. پس، از خدا بترسيد و فرمانم ببريد.» * در حقيقت، خداست كه خود پروردگار من و پروردگار شماست. پس او را بپرستيد اين است راه راست. زخرف 57- 64

و [ياد كن‏] هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم: «آدم را سجده كنيد،» پس [همه‏]- جز ابليس- سجده كردند، كه از [گروه‏] جن بود و از فرمان پروردگارش سرپيچيد. آيا [با اين حال،] او و نسلش را به جاى من دوستان خود مى‏گيريد، و حال آنكه آنها دشمن شمايند ؟ و چه بد جانشينانى براى ستمگرانند. كهف(50)



بنا بر نمونه هايي كه ذكر شد، ميتوان به يقين گفت كه از آغاز خلقت، خداوند متعال دشمني شيطان را گوشزد كرده است و از او پرهيز داده است فَقُلْنا يا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِكَ

پس از آدم(ع) به فرزندان او نيز اين تذكر را داده است، يا بَني‏ آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ

اين واقعيت در اعصار بعدي نيز يادآوري ميشود:

در عهد حضرت موسي(ع) قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبينٌ

در عهد حضرت يوسف(ع) إِنَّ الشَّيْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبينٌ

در عهد حضرت مسيح(ع) وَ لا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطانُ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ

در ديانت حضرت محمد مصطفي(صلي الله عليه و آله) يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ

لذا در همه اديان الاهي اين تعليم قطعي بوده است كه شيطان دشمن بني آدم است و خدا از او پرهيز داده است و البته اين حقيقت تا قيامت نيز ادامه پيدا ميكند( و منقطع نميشود چرا كه)در روز قيامت، خداوند متعال به مجرمين عتاب ميكند كه" مگر من با شما عهد نكرده بودم كه شيطان دشمن شماست؟ " و به اين گفتار، تاثير مستقيم بي توجهي به دشمني شيطان در هلاك و شقاوت مجرمين را نشان ميدهد.

sonia
فعّال
پست: 100
تاریخ عضویت: جمعه 3 خرداد 1387, 9:26 pm

پستتوسط sonia » شنبه 8 تیر 1387, 7:17 pm

جناب شهاب واقعا که فیض بردم.شما خود،جواب خودتان را می دهید.شما فرمودید که در قرآن و سایر کتاب های آسمانی شیطان را دشمن آشکار نامیده اند اما جایی گفته نشده که با شیطان بجنگید پس فرمایش حضرت بهاالله که فرموده اند در این دور نزاع و جدال حتی با شیطان... نقضی بر سایر کتب آسمانی نیست.
شما نوشته اید
3-اديان الاهي نميتوانند در اصول با يكديگر تناقض داشته باشند

اما شیطان جزو اصول دین نیست تا آن جا که من اطلاع دارم اصول دین اسلام،توحید،عدل،نبوت،امامت و معاد روز قیامت است که در آن سخنی از شیطان به میان نیامده است پس اگر در ادیان، نقض نیز در این باره وجود داشته باشد،دلیل بر غیر الهی بودن آن ها نیست.

taksavar7
پست: 6
تاریخ عضویت: دو شنبه 6 اسفند 1386, 12:55 am

پستتوسط taksavar7 » یک شنبه 9 تیر 1387, 12:09 am

به نام خدا

باعرض پوزش -> داخل پرانتز در بین بحث دوستان:

در علوم استراتژیک بین خودی و دشمن 5 مرحله وجود دارد 1- خودی 2-شریک 3-رقیب 4- حریف 5- دشمن آنچه که بین خودی و دشمن اتقاق می افتد نبرد یا تصادم است، اگر لازم است برای موارد دیگر هم توصیح دهم؟ من نمی دانم آنچه بین خودی و دشمن هست ، چیست که ما نمی دانیم؟ آیا چیزی غیر از بر خورد است؟

این یک بحث عقلانیست لازم نیست انقدر پیچیده شود! فقط کافیست به توصیه حضرت بها یک قاتل فراری را یک شب مهمان کنید تا نتیجه اش را ببینید! پارچه سیاه بر در آن دوست!!!

shahab
پست: 97
تاریخ عضویت: جمعه 10 اسفند 1386, 1:20 pm

پستتوسط shahab » یک شنبه 9 تیر 1387, 1:30 am

خدمت خانم سونيا عرض ادب دارم.

شما فرموده ايد:

شیطان جزو اصول دین نیست تا آن جا که من اطلاع دارم اصول دین اسلام،توحید،عدل،نبوت،امامت و معاد روز قیامت است که در آن سخنی از شیطان به میان نیامده است پس اگر در ادیان، نقض نیز در این باره وجود داشته باشد،دلیل بر غیر الهی بودن آن ها نیست.

اولا ما مقدمات بحث را بر اساس متون بهايي استوار كرده ايم اگر در اين نتيجه گيري(يعني اين كه اديان الاهي نميتوانند در اصول با يكديگر تناقض داشته باشند) كوچكترين نقدي داريد آن را ابتدا بيان بفرماييد تا به تفاهم برسيم بعد وارد اين مصداق،(جمله حضرت بهاء الله)بشويم.

ثانيا اگر منظورتان اين است كه اديان در اصول(به معني اصطلاحي) تناقض ندارند و شيطان جزء اصول نيست من كلام شما را ميپذيرم كه شيطان جزء اصول اصطلاحي نيست اما بدانيد كه در مقدمه مذكور(اديان الاهي نميتوانند در اصول با يكديگر تناقض داشته باشند) منظور از كلمه "اصول" معناي لغوي آن است و نه معناي اصطلاحي آن. اندك توجهي در منابعي كه از آنها چنين نتيجه اي گرفته شده است اين معنا را برايتان روشن ميكند.از شما پژ‍وهشگر گرامي انتظار چنين بي توجهي اي را نداشتم...

ثالثا اگر شما تنها قائل به معناي اصطلاحي آن هستيد بايستي بدانيد كه اين اعتقاد اعتقادي فوق العاده است. با تمام احترامي كه براي شما قائلم بايستي خدمتتان عرض كنم معتقد به چنين كلامي مطمئنا يا از فحواي اصول اسلام آگاهي ندارد يا از كنه تعاليم بهاييت يا از هر دو!
يعني اصول اسلام(اصول به معناي اصطلاحي) شامل توحيد و نبوت و امامت و عدل و قيامت با تعاليم آيين بهايي با هم تناقضي ندارد؟!!!! دريا دريا اختلاف و تناقض در هركدام از اين اصول با تعاليم بهاييت وجود دارد.

رابعا من منتظر توضيحات شما در مورد ماجراي بهشت بودم كه بنا بود پاسخ بدهيد.
گويي شما نميخواهيد ما از بياناتتان استفاده كنيم. هيچ يك از ما ادعاي كمال نداريم و همگي با ابزار فهم خود تلاش ميكنيم راستي يا ناراستي گفتارهايي را كه با آن مواجه ميشويم را بسنجيم.من همچنان در مورد نقل ماجراي بهشت آن چنانكه نوشته ام مي انديشم.
اگر حقيقتا احساس ميكنيد در مطلبي اشتباه ميكنم لطف بفرماييد و آن را اصلاح كنيد.
اعتقاد من اين است كه اعتراف به اشتباه براي يك پژوهشگر هنگامي كه مطلب براي او روشن ميشود نه تنها عار نيست كه بسيار افتخار هم دارد. اميدوارم من و شما در اين عقيده مشترك باشيم.
لطفا ابتدا آن سوال را(ماجراي هبوط حضرت آدم چه بود؟) تعيين تكليف بفرماييد تا در ادامه در مورد مبحث دوم(آتش بس با شيطان؟) به گفتمان بپردازيم.

با تشكر فراوان از همراهي شما.

sonia
فعّال
پست: 100
تاریخ عضویت: جمعه 3 خرداد 1387, 9:26 pm

پستتوسط sonia » سه شنبه 11 تیر 1387, 12:06 pm

من که از سخنان تکسوار چیزی نفهمیدم شما آن را توضیح دهید تا من جواب دهم.

taksavar7
پست: 6
تاریخ عضویت: دو شنبه 6 اسفند 1386, 12:55 am

پستتوسط taksavar7 » سه شنبه 11 تیر 1387, 3:18 pm

به نام خدا

جالب است که دوستمان به جای پاسخ دادن به این همه سوال که مطرح شده است به دوخط نوشته که داخل پرانتز نوشته شده توجه کرده و از پاسخ به سوالات سر باز زدند.

فکر می کنم خودی و شریک واضح باشد ولی رقیب کسی است که همسوی ما در یک طرف میدان می باشد و سعی دارد خود را زود تر از ما به مقصد برساند.
حریف کسی است سوی او با ما متفاوت است و برای مبارزه با آن باید قوانینی را رعایت کرد مثل برخورد یک پلیس با یک دزد، زمانی که دزد در حال فرار است یک پلیس حق ندارد او را از پشت نشانه رود و باید ابتدا اعلام ایست کند و سایر مسائل ولی در زمانی که با دشمن رو به رو هستیم هر دو در دو طرف میدان هستیم و رو در روی هم و را بطه بین دشمن با ما مخاصمه مطلق است یعنی با هر روشی قصد ضربه زدن به ما را دارد و هر لحظه باید آماده رویارویی و مقابله با او باشیم.

و این بحث هایی که قرآن راجع به دشمن آشکار می کند بحث دشمن شناسی است که تکلیف انسان را در مورد چگونگی برخورد با شیطان روشن می کند.

حال اگر بخواهیم از جدال با شیطان دوری کنیم یعنی آن را از مرحله دشمن به یکی از مراحل قبل آورده باشیم ؛ ببینیم چگونه می شود :

شیطان حریف ما نیست چون از هر نوع وسوسه ای برای گمراهی ما استفاده می کند.
شطان رقیب ما هم نیست چون سوی ما به سمت کمال است ولی سوی او به سمت گمراهی در مورد شریک و خودی نیز فکر کنم موضوع بدیهی باشد.

حال تکلیف ما با فرمایش حضرت بهاالله که فرموده اند در این دور نزاع و جدال حتی با شیطان... چه می شود؟

shahab
پست: 97
تاریخ عضویت: جمعه 10 اسفند 1386, 1:20 pm

پستتوسط shahab » چهار شنبه 12 تیر 1387, 1:13 am

من فكر ميكردم خانم سونيا حقيقتا دوست دارند در فضايي علمي با هم سخن بگوييم اما ظاهرا ايشان هيچ علاقه اي به سخن گفتن با ادبياتي علمي ندارند.

خانم سونيا...
كلام من با شما يك مقدمه داشت. آن را مبسوط توضيح دادم و در آخرين ارسالم گفتم:

ما مقدمات بحث را بر اساس متون بهايي استوار كرده ايم اگر در اين نتيجه گيري(يعني اين كه اديان الاهي نميتوانند در اصول با يكديگر تناقض داشته باشند) كوچكترين نقدي داريد آن را ابتدا بيان بفرماييد تا به تفاهم برسيم بعد وارد اين مصداق،(جمله حضرت بهاء الله)بشويم.
ولي شما جوابي نداديد

سوالات قسمت اول سخنانم كه بر اساس مقدمه هاي فوق بود (و شما هم پيشتر وعده داده بوديد كه در آن مورد پاسخ مرا ميدهيد- بحث ماجراي هبوط-) را هم هيچ پاسخي نداديد
از شما در ارسال آخرم خواهش كردم:

لطفا ابتدا آن سوال را(ماجراي هبوط حضرت آدم چه بود؟) تعيين تكليف بفرماييد تا در ادامه در مورد مبحث دوم(آتش بس با شيطان؟) به گفتمان بپردازيم

انصاف دهيد!
شما در جواب اين خواهش من نه تنها به وعده خود عمل نكرديد و پاسخ نداديد، بلكه به جاي آن از من در ارسال شگفتي آفرينتان خواسته ايد توضيح دهم فرمايش جناب تكسوار كه مربوط به مبحث دوم صحبت ميشود چه معنايي دارد؟!!! گويا شما اصلا حرف طرف مقابل را نميخوانيد و صد البته در مقابل كسي كه براي نظر شما ارزش قائلست اين رفتار خلاف ادب است.

آخر اين چه روشي است كه شما پيش گرفته ايد؟ تصور كنيد يك ناظر بيطرف چنين پاسخهايي از شما را در مقابل اين همه سوالات بي جواب ببيند...
همچنان منتظر توضيحات شما هستم

sepehr
پست: 15
تاریخ عضویت: پنج شنبه 30 خرداد 1387, 12:29 pm

پستتوسط sepehr » چهار شنبه 12 تیر 1387, 10:48 am

سلام عليك{شهاب}.

گفته بوديد: *من عجله دارم*. گفته بوديد صبر ميكنيد{سونيا} *توضيحات مبسوط* بده.بعد چند روز كه آمده ام اينجا ميبينم : بالاخره ديده ايد او جوابي ندارد تا آن جوابش را بگذارد.

اگر جوابي داشت حتما جواب ميداد.
چرا مثلا هيچ توجهي به آن حرفهاي در مورد {اصول} نكرده است؟مثل اين كه اصلا نگفته باشيدش.
ببخشيد ولي شما الكي خودتان را معطلش كرده ايد
باز هم در آخر بايد بگويم جزيره جان من هنوز منتظر سياستم.

خدافظ

sonia
فعّال
پست: 100
تاریخ عضویت: جمعه 3 خرداد 1387, 9:26 pm

پستتوسط sonia » چهار شنبه 12 تیر 1387, 12:37 pm

جناب تکسوار من سخنان شما را فهمیدم فقط قسمت آخر<<پارچه سیاه بر در آن دوست>>را متوجه نشدم که شما نیز توضیح ندادید.اگر هم به بقیه ی سوالات پاسخ ندادم به این دلیل بود که می خواستم از کتب بهایی جواب دهم.تکلیف شما با فرمایش جناب عبدالبهاء روشن است :در این دور نزاع و جدال حتی با شیطان ممنوع است .نمی دانم مشکل شما با این فرمایش چیست؟
جناب شهاب من در ارسال های قبل اشاره کرده ام که نتیجه گیری شما (ادیان الهی نمی توانند در اصول با یکدیگر تناقض داشته باشند)درست است اما همان گونه که در ادامه گفتم شیطان جزو اصول نیست.در ضمن اگر می شود سوال دومتان را که در ارتباط با بخش اول این تاپیک است،دقیق توضیح دهید تا پاسخ گویم.
من نمی دانم چرا جناب سپهر این قدر عجله دارند؟بحث علمی است و عجله در آن جایز نه.

taksavar7
پست: 6
تاریخ عضویت: دو شنبه 6 اسفند 1386, 12:55 am

پستتوسط taksavar7 » چهار شنبه 12 تیر 1387, 2:45 pm

به نام خدا

ظاهرا شیطان قسم خود را مبنی بر گمراهی انسان تا روز قیامت پس گرفته است که ما دیگر نباید با او نزاع داشته باشیم؟؟؟؟

اصلا هم تکلیفمان با شیطان مشخص نیست! چون اگر بااو نزاع نداشته باشیم دیگر دشمن ما نیست! اگر می گویید مشخص است پس لطفا به بنده بفرمایید که با توجه به فرمایش عبدالبها شیطان در کدام دسته قرار دارد؟ 1- خودی 2- شریک 3-رقیب 4-حریف 5-دشمن

با توجه به توضیحات قبلی:
اگر دشمن است که جدال ما پا برجاست
اگر حریف است که از هر وسوسه ای برای گمراهی استفاده می کند پس حریف هم نیست
اگر رقیب است که ما اصلا در یک جهت حرکت نمی کنیم
اگر شریک است که همه ما به جهنم می رویم
اگر خودی باشد که تناقض بزرگی اتفاق می افتد

قسمت آخر هم که متوجه نشده بودید ربط زیادی به این بحث نداشت.

shahab
پست: 97
تاریخ عضویت: جمعه 10 اسفند 1386, 1:20 pm

پستتوسط shahab » چهار شنبه 12 تیر 1387, 5:19 pm

عرض ادب خدمت خانم سونيا

من و شما قبول داريم كه" اديان الاهي نميتوانند در اصول تناقض داشته باشند."
آنچه من از اين عبارت ميفهمم اين است كه معنا ندارد كه يك خداي واحد دو شريعت را فرستاده باشد و سخناني كه در آن دو گفته است، به گونه اي باشد كه قابل جمع نباشد.
منظورم از مفهوم قابل جمع بودن يا نبودن را با چند مثال توضيح ميدهم:

فرض كنيد خدا در يك شريعت ميگويد از اين طرف نماز بخوانيد در شريعت ديگر ميگويد از‌ آن طرف. در يك شريعت مي گويد اينگونه روزه بگيريد در شريعت ديگر ميگويد آنگونه. در يك شريعت ميگويد ارث اينقدر است در شريعت ديگر ميگويد آن مقدار و ... اينها همه مثالهايي از اختلافاتي هستند كه قابل جمعند. چرا كه خدا احكام دين خود را ميتواند در آيين بعدي تغيير بدهد.
اما اگر در يك شريعت خدا بگويد خدا يكي است و بت پرستان تاريخ در اشتباهند در شريعت بعدي بگويد خدا متعدد است و موحدين تاريخ در اشتباهند! اگر در يك شريعت بگويد فلان شخص پيامبر است در شريعت بعدي بگويد او از ابتدا نه تنها پيامبر نبود كه يك شياد حرفه اي بوده است! اگر در يك شريعت بگويد بر قوم فلان پيامبر عذاب فرستاديم در شريعت ديگر بگويد؛نه! اصلا هيچ عذابي نفرستاديم. اگر در يك شريعت بگويد بهشت و جهنمي به پا خواهد شد و عقاب و جزايي پس از مرگ هست و در شريعت ديگر بگويد به پا نخواهد شد و با مرگ تمام خواهيد شد... جدا از اينكه كدام يك از حرفها درستند،نميتوان پذيرفت اين دو شريعت از طرف يك خداي حكيم آمده است.
(متوني كه در مقدمه آورده ام را مجددا بخوانيد)
خلاصه كلام اين كه هر جا بين دو شريعت اختلاف غير قابل جمعي وجود داشت،ميتوان حكم كرد كه آن دو شريعت از طرف يك خدايي حكيم نيآمده اند.

برگردم به مصداق؛
مشكلي كه در دو قسمت فرمايش جناب عبدالبهاء با آن مواجه هستيم چنين مشكلي است،

در تنيجه پذيرش بخش اول سخن ايشان:
خدايي را بايد پذيرفت كه در يك شريعت گفته است، در بهشت به علت پذيرش حرف شيطان آن حرمان صورت گرفت و در شريعت ديگر ميگويد به علت جدال با شيطان حرمان صورت گرفت.
چگونه ميتوان حقانيت هر دو آيين را بپذيريم؟ بالاخره كدام درسنامه صحيح است؟

(بخش دوم هم از همين قسم است، آن را هم اگر عمري باشد بيان خواهم كرد. فعلا نميخواهم بحثمان شاخه شاخه شود. در اين قسمت اگر فرمايشي داريد بفرماييد تا به سراغ آن هم برويم.)
خواهش ميكنم هر نكته اي كه مد نظرتان است را مبسوط بيان بفرماييد

sonia
فعّال
پست: 100
تاریخ عضویت: جمعه 3 خرداد 1387, 9:26 pm

پستتوسط sonia » پنج شنبه 13 تیر 1387, 1:03 pm

جناب تکسوار چرا این قدر با نیش و کنایه صحبت می کنید ما که با هم دشمن نیستیم .بله شیطان دشمن آشکار انسان است و هیچ شکی در آن نیست.اما در این آیین جدید نزاع و جدال با دشمن که شیطان نیز جزو آن است ناپسند شمرده شده پس با شیطان نیز نباید جنگید بلکه نباید سخنانش را پذیرفت.
درباره ی سخنانی که در دو شریعت بیان شده توضیح مختصری می دهم:حضرت آدم با شیطان نزاع کرده است که این سخن در یک شریعت بیان شده و حضرت آدم سخن شیطان را پذیرفته که این سخن در شریعت دیگر بیان شده.
من هم قبول دارم که این دو متناقض است اما باید بگویم قسمتی از این داستان در شریعت اول و قسمت بعدی در شریعت دوم بیان شده است .یعنی حضرت آدم ابتدا با شیطان جنگیده ولی در نهایت پذیرش سخنان شیطان باعث شده به جهنم برود.امیدوارم توضیح مبسوطی باشد.


بازگشت به “دست آورد ها و تعالیم”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان