ندا به نساء بهائی

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

ندا به نساء بهائی

پستتوسط Sardabir » سه شنبه 27 شهریور 1386, 11:39 pm

دوست پژوهشگر ALI 82 در صمیمانه پیشنهاد نمودند:


با سلام خدمت سردبیر گرامی

مدتی است مقاله ای را با عنوان " ندا به نساء بهایی " تهیه کرده ام و برای سایتهای مختلف بهایی فرستاده ام ولی هیچکدام از آن سایتها مقاله من را نیاورده اند و حتی پاسخی هم ارسال نکرده اند لذا می خواستم بدانم آیا امکان ایجاد تاپیکی برای گفتگو در این مورد در سایت بهایی پژوهی وجود دارد؟
با تشکر
بنده نیز عرض کردم:

با پیشنهاد شما دوست محقق ali82 موافقت شد و تاپیک مورد نظر شما مفتوح گردید مطلب خود را ارسال دارید.
اکنون از ایشان می خواهم مقاله خود را ارسال فرمایند و از دوستان پژوهشگر نیز انتظار مشارکت در بحث را دارم.

ali82
پست: 65
تاریخ عضویت: یک شنبه 13 اسفند 1385, 3:45 pm

پاسخ: ندا به نساء بهائی

پستتوسط ali82 » چهار شنبه 28 شهریور 1386, 4:19 pm

با تشکر از سردبیر محترم به خاطر توجه به این حقیر و با توکل به خدا و با استمداد از حضرت صاحب الزمان بحث را آغاز می کنم:

نداء به نساء بهائی! رجال اقدمند و اقوی!

خانمهای بهائی!یکی از اصول دوازدهگانه آئین بهائی، اصل تساوی

حقوق رجال و نساء است. با این وجود تناقضات غیر قابل انکاری در کردار و گفتار رهبران بهائی در

رابطه با مسئله تساوی حقوق رجال و نساء وجود دارد که به اذعان جناب شوقی افندی توجیهی

برای آن نمی‌توان ارائه داد.(1)

برای تبیین مسئله و اثبات ادعای وجود نابرابری حقوق رجال و نساء در آئیین بهائی مطالبی چند

در این زمینه تقدیم می‌گردد:


1- هیچکدام از رهبران بهائی از نسوان نبوده و بنا به نصوص بهائی نسوان حق عضویت در بیت

العدل اعظم الهی را ندارند

این مسئله که علیرغم تأکید آموزه‌های بهائی بر تساوی حقوق رجال و نساء هیچکدام از رهبران

روحانی عالی‌رتبه این آئین از زنان نبوده است؛ بسیار بحث‌انگیز است. این مسئله از همان ابتدای

پیدایش آئین بهائی مطرح بوده و سؤالاتی را در ذهن پیروان این آئین بویژه پیروان مؤنث این آئین

مطرح کرده است به‌عنوان نمونه در کتاب گلزار تعالیم بهائی آمده است:

"سؤال خانمی بحضور مبارک عرض شد که گفته بود تا حال از جانب خدا زنی مبعوث نشده و همه

مظاهر الهيّه رجال بوده اند . فرمودند: " هر چند نساء با رجال در استعداد و قواء شريکند ولی

شبهه ای نيست که رجال اقدمند و اقوی حتّی در حيوانات مانند کبوتران و گنجشگان و طاووسان و

امثال آنان هم اين امتياز مشهود ".(2)


در اینجا مشاهده می‌شودکه به صراحت جناب میرزا حسینعلی نوری بیان می‌کند که رجال بطور

ذاتی نسبت به زنان برتری دارند چه که می‌فرمایند:"شبهه ای نيست که رجال اقدمند و اقوی " و

در توجیه این برتری ذاتی مثالی از عالم حیوانات ارائه می‌کنند که چون در عالم حیواناتی چون

کبوتران و گنجشگان و طاووسان و امثال آنان هم اين امتياز مشهود است لذا به همین دلیل

می‌توان نتیجه گرفت که در عالم انسانی نیز شرایط به همین نحو باید باشد.

خانمهای بهائی! وقتی رهبر شما رجال را بطور ذاتی اقدم و اقوی از

نساء می‌داند چگونه می‌توان پذیرفت که ایشان واقعاً به مسئله تساوی حقوق رجال و نساء

معتقد بوده‌اند؟ آیا اینکه ایشان می‌فرمایند:"شبهه ای نيست که رجال اقدمند و اقوی " مصداق

بارز تبعیض جنسی با دیدگاه مردانه نیست؟ آیا وقتی رهبری چنین دیدی نسبت به جنس مؤنث

دارد می‌توان توقع داشت که احکامی که وضع می‌کند براساس تساوی حقوق رجال و نساء باشد؟

از این دیدگاه تبعیض آمیز که بگذریم به دیدگاه تحقیرآمیز و توهین‌آمیز موجود در فرمایشات رهبران

بهائی نسبت به جنس مؤنث می‌رسیم. همانطور که در این فرمایش اخیر جناب میرزا حسینعلی

نوری مشاهده شد برای تبیین حقوق نساء مثالی از عالم حیوانات آورده شده بود. جناب عباس

افندی نیز برای تبیین حقوق نساء همچون پدر، به عالم حیوانات توجه دارند. آنجا که می‌فرمایند:

"همينطور در عالم حيوان نظر ميکنيم جميع ذکور و انثی است امتيازی در ميان نيست در جميع

مراتب مساويند و در جميع وظائف حيوانی شريکند ولی چون نظر در عالم انسان ميکنيم می

بينيم تفاوتست "(3)

مشخص است که رهبران بهائی برای تبیین حقوق نساء در آئین بهائی به عالم حیوانات رجوع

کرده‌اند اگرچه به جمعبندی واحدی در این زمینه نرسیده‌اند جناب میرزا در عالم حیوانات میان

جنس نر و ماده تفاوت و امتیاز مشاهده کرده است اما جناب عباس افندی تساوی در جمیع

مراتب. به هر حال، آنچه اهمیت دارد این است که رهبران آئین بهائی براساس مشاهدات خود از

عالم حیوانی سیع در تبیین حقوق نساء کرده‌اند. براین‌اساس مشخص می‌شود که جایگاه زن در

آئین بهائی چه جایگاهی است: جایگاهی همچون گنجشک، سگ، کوسه و امثال آن. بسیار

مایه‌ی تأسف است که کسانی که مدعی ارزش نهادن به مقام زن هستند تا این حد او را نازل

کرده‌اند که برای تبیین حقوقش آن را با حیوانات مقایسه می‌کنند.

علاوه بر اینکه در آئین بهائی هیچکدام از از نسوان نبوده‌اند شاهد آن هستیم که زنان حق انتخاب

شدن برای عضویت در بیت العدل اعظم الهی که عالیترین مرجع تصمیمگیری در شرایط فعلی

بهائیت است را ندارند. نکته جالب در این زمینه این است که مسئله تحریم عضویت زنان در بیت

العدل و تناقض آن با اصل تساوی حقوق رجال و نساء بگونه‌ای است که جناب شوقی افندی در

این باره اذعان داشته‌اند:

"از آنجا که جناب عباس افندی فرموده اند حکمت این موضوع در آینده ظاهر خواهد شد، ما با

اطمینان به صحت مطلب باید آن را قبول کنیم ولی نمی توانیم برای فرونشاندن اعتراضات حامیان

نهضت زنان توجیهی ارائه دهیم"(4)

مسئله تحریم عضویت زنان در بیت العدل اعظم الهی علیرغم اصل اساسی تساوی حقوق رجال

و نساء در آئین بهائی شاهد دیگری است بر اینکه این آئین به آن اصل اعتقاد نظری و عملی ندارد

و بوضوح وجود دیدگاه مردسالارانه را در آموزه‌های بهائی نشان می‌دهد مع الوصف رهبران بهائی

اصرار دارند:"نساء و رجال کلّ در حقوق مساوی بهيچوجه امتيازی در ميان نيست"(5)

خانمهای بهائی! این چه تساوی میان حقوق رجال و نساء است که

نساء حق عضویت در مهمترین مجمع روحانی بهائی را نداشته باشند لکن رجال چنین حقی را

داشته باشند؟ آیا داشتن حق عضویت و ممنوعیت عضویت در بیت العدل به معنی تساوی حقوق

رجال و نساء است؟ آیا این هم از مصادیق ممتاز بودن مردان در آئین بهائی نسبت به نسوان

نیست؟



پینوشتها:

1-15 جولای 1947
2- گلزار تعالیم بهائی، ص:288
3- خطبات حضرت عبدالبهاء جلد1، ص:163
4- 15 جولای 1947
5-گلزار تعالیم بهائی، ص:283

azarakhsh
پست: 23
تاریخ عضویت: یک شنبه 14 آبان 1385, 11:55 am

پاسخ: ندا به نساء بهائی

پستتوسط azarakhsh » چهار شنبه 4 مهر 1386, 12:13 am

از مطلب خوب علی 82 استفاده کردیم. این جمله میرزا حسینعلی جناب بهأاله بسیار مرا به فکر فرو برد شما را چطور؟!:

"هر چند نساء با رجال در استعداد و قواء شريکند ولی

شبهه ای نيست که رجال اقدمند و اقوی " !!

هر که این جمله مشعشع را فهمیده لطفا برای بنده توضیح دهد:

1- زن و مرد در استعداد شریکند یعنی چه؟

2- زن و مرد در قوا شریکند یعنی چه؟

3-اگر معنی شریک ، تساوی است پس چرا در عبارت بعد می گوید مردان قوی ترند؟!

4-رجال اقدمند یعنی چه؟!

اقدم = قدیمی تر ؟
اقدم = جلو تر ،مقدم در برابر موخر؟
اقدم = ؟

5- رجال اقوی هستند یعنی چه؟:

الف :مردان در جسم قوی تر از زنان اند؟
ب : مردان در اندیشه قوی تر از زنان اند؟
ج : مردان هم در جسم و هم در اندیشه قوی تر از زنان هستند؟!

لطفا کمک کنید تا از این مروارید علمی نقاب بر داشته شود!

alex-rah
پست: 20
تاریخ عضویت: شنبه 15 مهر 1385, 1:54 pm

پاسخ: ندا به نساء بهائی

پستتوسط alex-rah » چهار شنبه 4 مهر 1386, 1:50 pm

الله ابهی

قبل از هر چیز ضروری است به صراحت اعلام کنم آنچه مرا به پاسخگویی واداشته است وظیفه وجدانی من در دفاع از امر مبارک است. در میان احباء الهی این اجماع به وجود آمده است که به مطالب مغرضانه سایت به اصطلاح بهائی پژوهی پاسخ گفته نشود که مطالب این سایت اگر نگوییم تماماً، اکثراً در راستای تحری حقیقت نیست و ما از جدال و مجادله معذوریم. متأسفانه مدیران متعصب مرتجع سایت به اصطلاح بهائی پژوهی مجادله نکردن ما را به حساب آمدن قحط الرجال در جامعه بهائی معرفی می کنند و آن را به عنوان نشانه ضعف امر مبارک به خوانندگان خود معرفی می کنند. سکوت ما به خاطر این است که جواب ابلهان خاموشی است ولی مع الأسف مدیران متعصب سایت مذکور این علت حکیمانه را با آمدن قحط الرجال اشتباه گرفته اند.
حال که کار نویسندگان بی سواد به اصطلاح بهائی پژوهی به جایی رسیده که نساء بهائی را منادا قرار می دهند و قصد تشویش اذهان آنان را دارند؛ حال که این متعصبان اصول دوازده گانه دیانت بهائی را به تمسخر گرفته اند؛ حال که بی شرمی را به حد اعلای خود رسانده اند و می گویند در جامعه بهائی قحط الرجال آمده است؛ فقط و فقط برای برهم زدن خواب شیرنشان پاسخی به مقاله "نداء به نساء بهائی" خواهم داد تا از این خواب زمستانی برخیزند و بدانند در جامعه پویای بهائی هرگز قحط الرجال نخواهد آمد و خمودی در این جامعه هرگز رخ نخواهد داد و درخشش انوار حضرت بهاء الله هرگز افول نخواهد کرد.
اما پاسخ:
اساس مقاله "نداء به نساء بهائی! رجال اقدمند و اقوی!" این عبارت از حضرت بهاء الله است:
"سؤال خانمی بحضور مبارک عرض شد که گفته بود تا حال از جانب خدا زنی مبعوث نشده و همه مظاهر الهيّه رجال بوده اند . فرمودند: " هر چند نساء با رجال در استعداد و قواء شريکند ولی شبهه ای نيست که رجال اقدمند و اقوی حتّی در حيوانات مانند کبوتران و گنجشگان و طاووسان وامثال آنان هم اين امتياز مشهود "

ای کاش این نویسنده محترم چند صفحه قبل از این بیانات را هم در "گلزار تعالیم بهائی" مطالعه می کردند تا مقصود حضرت بهاء الله را از اینکه فرموده اند: "رجال اقدمند و اقوی" به طور صحیح درک می کردند. بیانات مورد نظر این است:
"مقام و وظائف اما الرحمن " حضرت بهاالله ميفرمايند: ١- " قلم اعلي فرق مابين عباد و اما را از ميان برداشته و كل را در صقع واحد بعنايت كامله و رحمت منبسطه مقر و مقام عطا فرمود " (ص ٥٢ ج ٨ مائده اسماني ط ١٢١ بديع ) ٢- " امروز هر يك از اما كه بعرفان مقصود عالميان فائز شد او در كتاب الهي از رجال محسوب " (ص ٢٣٢ پيام ملكوت ) ٣- "امروز اما الله از رجال محسوب طوبي لهن و نعيما لهن ". (ص ٢٣١ پيام ملكوت)
با توجه به این بیانت مشخص می شود آنجا که حضرت بهاء الله فرمودند: "رجال اقدمند و اقوی" مقصود اقدم بودن و اقوی بودن از لحاظ جسمی است نه روحی و این یک واقعیت علمی زیستی است. در این دور افخم هریک از نساء که راه عرفان و ایمان و ایقان را بپیماید از رجال محسوب می شود و مانعی بر سر راه تکامل روحانی ایشان وجود ندارد. اما نویسنده مغرض خواسته اند از یک واقعیت عینی زیسیتی که رجال اقدمند و اقوی چنین نتیجه گیری کنند که حضرت بهاء الله زنان را موجودات پستی می دانند. بنابر این اساس بحث ایشان مخدوش است و نیازی نیست که به سایر مطالب گفته شده بپردازیم چون بنیان بحثشان را باطل کردیم.

ali82
پست: 65
تاریخ عضویت: یک شنبه 13 اسفند 1385, 3:45 pm

پاسخ: ندا به نساء بهائی

پستتوسط ali82 » چهار شنبه 4 مهر 1386, 5:25 pm

با سلام

من هم قبل از هر چیز لازم میدانم به این بهائی سلحشور تبریک بگویم که شهامت این را داشتند که به وظیفه وجدانی خود علیرغم منع تشکیلات عمل کنند و در سایت واقعاً بهائی پژوهی به پاسخگویی بپردازند. ضمناً از ایشان کمال تشکر را دارم که ما را از خواب زمستانی بیدار کردند و به ما فهماندند که در جامعه بهائی قحط الرجال نیامده است.

فرمودید:
"ای کاش این نویسنده محترم چند صفحه قبل از این بیانات را هم در "گلزار تعالیم بهائی" مطالعه میکردند تا مقصود حضرت بهاء الله را از اینکه فرمودهاند: "رجال اقدمند و اقوی" به طور صحیح درک میکردند. بیانات مورد نظر این است:
"مقام و وظائف اما الرحمن " حضرت بهاالله ميفرمايند: ١- " قلم اعلي فرق مابين عباد و اما را از ميان برداشته و كل را در صقع واحد بعنايت كامله و رحمت منبسطه مقر و مقام عطا فرمود " (ص ٥٢ ج ٨ مائده اسماني ط ١٢١ بديع ) ٢- " امروز هر يك از اما كه بعرفان مقصود عالميان فائز شد او در كتاب الهي از رجال محسوب " (ص ٢٣٢ پيام ملكوت ) ٣- "امروز اما الله از رجال محسوب طوبي لهن و نعيما لهن ". (ص ٢٣١ پيام ملكوت)
با توجه به این بیانت مشخص میشود آنجا که حضرت بهاء الله فرمودند: "رجال اقدمند و اقوی" مقصود اقدم بودن و اقوی بودن از لحاظ جسمی است نه روحی و این یک واقعیت علمی زیستی است. در این دور افخم هریک از نساء که راه عرفان و ایمان و ایقان را بپیماید از رجال محسوب میشود و مانعی بر سر راه تکامل روحانی ایشان وجود ندارد. "

اگر شما معتقد هستید امر هدایت بشر یا همان پیامبری مربوط به قوای زیستی و زور بازو است؛ دیگر جای بحثی وجود ندارد چون ما گردن کلفتی را معیار پیامبری نمیدانیم. اگر نظر دیانت بهائی این است که گردن کلفتها محق هدایت بشرند خوش به حالشان؛ واقعاً دین بسیار لطیفی دارند.
شما میفرمایید حضرت بهاء الله به "یک واقعیت عینی زیستی" اشاره دارند. سؤال من این است که " اقدم بودن رجال نسبت به نساء" چه توجیه علمی دارد؟ وقتی حضرت بهاء الله میفرمایند رجال نسبت به نساء اقدم هستند یعنی از لحاظ رتبی بالاترند چون اقدم بودن مفهوم زیستی نیست؛ اقدم بودن یک مفهوم رتبی است.

اشاره داشتید که حضرت بهاء الله فرمودهاند:
" قلم اعلي فرق مابين عباد و اما را از ميان برداشته و كل را در صقع واحد بعنايت كامله و رحمت منبسطه مقر و مقام عطا فرمود " (ص ٥٢ ج ٨ مائده اسماني ط ١٢١ بديع ) "
اگر زحمتی برای حضرت عالی نیست توضیح دهید چرا اما الرحمن یا همان خانمهای بهائی هیچ مقر و مقامی در بیت العدل اعظم الهی ندارند؟

فرموده بودید: "ای کاش این نویسنده محترم چند صفحه قبل از این بیانات را هم در "گلزار تعالیم بهائی" مطالعه میکردند". واقعاً ای کاش آن بیاناتی که شما نقل کردید را هم مطالعه میکردم و در مقالهام به آنها هم اشاره میکردم تا بهتر ثابت کنم از لحاظ آنچه دیانت بهائی نامیده میشود مرد بودن چقدر مهم است، مرد بودن چه افتخار بزرگی است و مردان چقدر به زنان برتری دارند که اگر زنی راه عرفان و ایمان و ایقان را بپیماید میشود مرد و از افتخارات این دور افخم این است که زنان از رجال محسوب و به خاطر این طوبی لهن!!!

آیا زن بودن ننگ است؟ جنس مذکر چه برتری ذاتی نسبت به جنس مؤنث دارد؟ مذکر بودن چه افتخاری است که اگر یک مؤنث تلاش کند و راه عرفان را به درستی طی کند به آن نائل میتواند شود در حالی که یک مرد، بودن هیچ زحمتی در این نقطه عالی قرار دارد؟ آیا غایت یک زن بهائی رسیدن به رتبه مردانگی است که حضرت بهاء الله به این خاطر به ایشان تبریک میگویند؟

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پاسخ: ندا به نساء بهائی

پستتوسط jooya » پنج شنبه 5 مهر 1386, 5:35 am

بادرود بر دوستان
حقیر ضمن آن که از نوشته ی جناب ali82 استفاده کردم، دو نکته را عرض می کنم:
* از این دوست بهایی می خواهم :
از سران و تشکیلات بهایی- اگر جرأت می کند- درخواست کند، اینک که سایت بهایی پژوهی را تحریم کرده اند، اجازه دهند در سایت های بهایی امکان و اجازه ی حضور و گفت و گوی کاربران فراهم شود. حتما می دانید که سایت ساغر به تقلید از سایت بهایی پژوهی شهامت و شجاعت این را یافت که مدتی به این خواسته ی برحق تن دردهد. اما چون دید که به راستی حریف میدان بحث و گفت و گوی علمی و منطقی نیست، با زبونی تمام از میدان گریخت.

* پیش از این هم عرض کرده ام: مع الأسف بسیاری از بهائیان حاضر نیستند در باره ی تناقضات بسیار روشن و آشکاری که در کردار و گفتار سران بهایی وجود دارد، حتی برای یک لحظه بیندیشند.
دوست عزیز ،سئوال سئوال کننده در باره ی قدرت جسمانی زنان و مردان نبوده که پاسخ هم در اقوی و اقدم بودن زنان به آن مربوط باشد!
سئوال در این است که چرا زنان نمی توانند پیامبر باشند ؟
با توجه به ادعاهای جناب بهاء الله در باره ی تساوی کامل زن و مرد، این پرسش کامل منطقی است. بنا بر فرمایش ایشان، زنان باید بتوانند پیامبر باشند. بیچاره زنان بهایی که حتی نمی توانند عضو بیت العدل هم باشند.
حقیر از جناب ali82 تقاضا می کنم این بحث را هم چنان پی بگیرد. علی رغم تحریم سایت بهایی پژهی توسط تشکیلات امری، بی تردید بهائیان آزاد اندیش و خردمند فراوانی هستند که ولو یواشکی! به سایت بهایی پژوهی مراجعه کنند.

alex-rah
پست: 20
تاریخ عضویت: شنبه 15 مهر 1385, 1:54 pm

پستتوسط alex-rah » یک شنبه 8 مهر 1386, 7:33 pm

نویسندگان بهائی ستیز از یک نکته بسیار لطیف و عمیق در درک مبادی متون امری غافلند. اینان از آنجا که به قصد مجادله و تمسخر و ایراد گرفتن به امر مبارک متون امری را مطالعه می کنند لذا از درک مفاهیم و حقایق امری عاجزند. شما برای درک پیام حضرت بهاء الله اول باید به عظمت مقام ایشان ایمان و ایقان و عرفان داشته باشید تا ظرف وجودیتان مهیا و مستعد و قابل پذیرش پیام ایشان شود. اول باید غبارهای تعصب و کوتاه بینی و خودپسندی را از آیینه قلبتان بروبید تا آماده انعکاس درخشش انوار حضرت بهاء الله باشد.
ذات نایافته از هستی بخش
کی تواند که شود هستی بخش
در مورد مسئله مهم تساوی حقوق رجال و نساء هم چون با دیده ی غفلت و نه دیده عبرت به متون امری نگریسته اید دچار توهم شدید و می فرمایید حقوق رجال و نساء در امر بهائی مساوی نیست. قبل از شما بهائی ستیزان میلیون ها خانم بهائی در کتاب گلزار تعالیم بهائی به عبارت "رجال اقوی هستند و اقدم" برخورد کرده اند اما هیچکدام چنین برداشتی که شما از آن ارائه کردید؛ نداشتند. چون آنها در مقام ایمان و ایقان و عرفان و با دیده ی عبرت به متون نگریستند و شما در حال انکار و اعراض و ادبار و از دیده ی غفلت به متون امری روی کرده بودید. درک روح بیانات حضرت بهاء الله قلب صاف و ساده و بی غش می خواهد. شما به ظاهر توجه دارید حال آنکه باید به باطن متوجه بود.
ما درون را بنگریم و حال را
ظاهربین نباشید تا باطن کلام حضرت بهاء الله را دریابید و بدانید تا این معیارهای ظاهری را کنار نگذارید سعادت درک بیانات مبارکه را نخواهید یافت.

safa
پست: 68
تاریخ عضویت: پنج شنبه 2 فروردین 1386, 6:40 pm

پستتوسط safa » یک شنبه 8 مهر 1386, 9:23 pm

با این شگرد جناب الکس کاملا آشنایم!
وقتی بهائی بودیم به ما یاد داده بودند در بحث با مخالفان امر هر وقت کم آوردیم به طرف مقابل بگوئیم تو تعصب داری و با نگاه غفلت و اعراض به بهائیت می نگری وگرنه اگر با قلب صاف و بی غل وغش نگاه کنی حتما همه چیز را خوب و عالی خواهی دید!!
طرف برای اینکه خودش را بی شیله پیله نشان دهد ناگزیر است از مخالفت دست بر دارد و شما از شر مخالفت های او خلاص خواهید شد!!
درست مثل آن ضرب المثل معروف که شنیده اید و گمان می کنم در بحث های قبلی هم یکی از افراد بحث کننده آن را آورده بود و اگر هم شنیده یا خوانده اید تکرار و شنیدن دوباره اش به مناسبت حرف های این جناب الکس خالی از لطف نیست:

خیاط شیادی نزد پادشاه آمد و ادعا کرد لباس فوق العاده ای تهیه کرده که نمونه اش در روی زمین یافت نمی شود وفقط در خور اعلیحضرت است!ویژگی فوق العاده اش هم این است که آنرا فقط حلال زاده ها می توانند ببینند و لاغیر!!
پادشاه که می خواست چنین لباس بی نظیری از آن خودش باشد دستور داد خیاط آن لباس را بیاورد و به اندام او بپوشاند.خیاط حیله گر هم رفت و با پس از مدتی با دستان خالی باز آمد اما تظاهر می کرد در دستانش آن لباس هست .آمد و آمد تا به جلوی پادشاه رسید و با بازیگری همه لباس های پادشاه را در آورد و او را لخت نمود و بعد به دروغ یک لباس خیالی را به قامت پادشاه پوشاند!
شاه بیچاره و درباریان، شرط خیاط را به یاد آوردند که این لباس فوق العاده را فقط حلال زاده ها می بینند لذا از ترس آنکه متهم به حرام زادگی نشوند دم بر نمی آوردند بلکه برای خود شیرینی به تمجید و تعریف از این لباس زیبا می پرداختند و هر کس در باره یکی از محاسن این لباس موهوم سخن پردازی می کرد!!
خود پادشاه لخت و عریان هم که می دید همه در باریان لباس را می ببنند و از آن تعریف می کنند ژست خاصی گرفته و پاداش خوبی به آن خیاط شیاد موهبت نمود تا نگویند پادشاه حرامزاده است!!
حالا حکایت این جناب الکس است که در بحث عدم تساوی زن و مرد در بهائیت که شواهدش را مستندا از نصوص بهائی علی 82 ذکر کرده است و آورده و هیچ جوابی ندارد مثل همان خیاط می گوید چشمان عقل شما غل و غش دارد اگر می خواهید محاسن بهائیت را ببینید و بدانید که زن و مرد در بهائیت کاملا مساوی اند (!) باید بی غل و غش شوید و صاف ، آنوقت بهائیت را همه خوبی خواهید دید اگر حالا آن لباس زیبا را نمی بینید لابد...!!
این کلاس ها را دیده ایم جناب خیاط محترم لباس ...الکس عزیز !
اگر تر فند دیگری دارید بنمائید و گرنه پاسخ مطالب علی را که مستندا از کتاب های بهائی است بدهید .شب به خیر!

ali82
پست: 65
تاریخ عضویت: یک شنبه 13 اسفند 1385, 3:45 pm

پستتوسط ali82 » سه شنبه 10 مهر 1386, 1:00 am

با سلام

جناب الکس

فرموده اید: "اینان از آنجا که به قصد مجادله و تمسخر و ایراد گرفتن به امر مبارک متون امری را مطالعه می کنند لذا از درک مفاهیم و حقایق امری عاجزند."

من در بحثهایی که با برخی دوستان بهایی داشته ام و قتی آنها هم در موضعی مثل موضع شما قرار می گرفتند دقیقا همین برخورد را می کردند و به جای انجام بحث و گفتگوی منطقی و دوستانه شروع به تهمت و افترا می کنند و این مطلب دقیقا بیانات دوست عزیزم صفا را اثبات می کند و نشان می دهد سخنان جناب الکس یک سری جملات کلیشه ای است که از سوی تشکیلات به بهائیان آموزش داده می شود تا در مواردی که بی پاسخ می مانند از آنها استفاده کنند.

اما باید از جناب الکس پرسید :
اولا : شما از کجا فهمیدید که من به قصد مجادله و تمسخر متون بهایی زا مطالعه کرده ام ؟؟ آیا شما از علم غیب بهره مند هستید و به این واسطه از نیت انسانها با خبر میشوید؟
دوما : آیا اگر هرکسی متون بهایی را بخواند محکوم است که همان برداشت مکرد نظر شما و تشکیلات را داشته باشد و در غیر اینصورت محکوم به بهایی ستیزی می شوند؟
سوما : آیا این به معنی تعطیل کردن فکر و اندیشه نیست؟ بنا به گفته شما اول باید چشم و گوش بسته ایمان آورد وبعد هم باطن حقایق را آنطوری دید که بهائیت می گوید!!!!
چهارما:فرموده اید: "درک روح بیانات حضرت بهاء الله قلب صاف و ساده و بی غش می خواهد. شما به ظاهر توجه دارید حال آنکه باید به باطن متوجه بود."
جناب بها الله دقیقا خلاف فرمایشات جنابعالی را دارند در همان کتاب گلزار تعالیم بهایی ص 358 اینچنین گفته اند: " کلمه الهيّه را تأويل مکنيد و از ظاهر آن محجوب ممانيد چه
که احدی بر تأويل مطّلع نه الّا اللّه و نفوسی که از ظاهر کلمات غافلند و
مدعی عرفان معانی باطنيّه ، قسم باسم اعظم که آن نفوس کاذب بوده و
خواهند بود طوبی از برای نفوسی که ظاهر را عامل و باطن را آمل اند "
(ص ٣٤٠ گنجينه حدود و احکام و با دو تفاوت جزئی در ص ٤٥٣ ج ٣ امر و خلق )
ص 354
٤- " هر نفْسی اليوم مدّعی امری شود و يا ادّعای باطن نمايد
او شيطان فئه حقّه بوده چنانچه بعضی نفوس در ظاهر بکلمه ای ناطقند
و در باطن بکلمه اخری مخالف کلمه ظاهر . چنين نفْسی منافق و کذّاب
بوده و خواهد بود .اهل بهاء نفوسی هستند که هرچه را مخالف ظاهر
امراللّه ببنند او را باطل دانند . باطن و باطن طائف حول اين ظاهر
است طُوْبَی لِنَفْسٍ وَجَدَتْ عَرفَ الْبَيَانِ وَ کَانَتْ‌مِنَ
الرَّاسِخِيْنَ ". (ص ٩- ٤٤٨ ج ٣ امر و خلق )


بنابراین من کار درستی کرده ام که به ظاهر بیان توجه دارم و بر آن استدلال می کنم و شما کاملا اشتباه می کنید و طبق بیان بهاالله کذاب و شیطان هستید!

لطفا بفرمایید این میلیونها خانم بهایی که قبل از من این جمله ی " رجال اقدمند و اقوی" را خوانده اند از ظاهر آن چه فهمیده اند و این جمله چگونه با تساوی حقوق رجال و نسا جمع می شود؟

با تشکر

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » سه شنبه 10 مهر 1386, 8:43 am

با خواندن سخنان جناب آلکس به این سخن جناب بهاء الله افتادم که فرموده است:
کور شو تا جمالم بینی!
کر شو تا صوت ملیحم شنوی.

آری دوستان منطق بهائیت با وجود ادعای تحری حقیقت این است! باید کور و کر شد تا حقانیت بهائیت را دریافت. به سردبیر محترم سایت پیشنهاد می کنم یک تاپیک جداگانه در مبانی و مبادی تحری حقیقت در بهائیت بگشایند. حرف های جالبی در این زمینه هست که محل تامل است.

alex-rah
پست: 20
تاریخ عضویت: شنبه 15 مهر 1385, 1:54 pm

پستتوسط alex-rah » سه شنبه 10 مهر 1386, 8:25 pm

بحث درک معنی باطنی متون امری خارج از ظرفیت این تاپیک است و من از اول هم نباید وارد این موضوع می شدم اینگونه نیست که تأویل به باطن بکلی در دیانت بهائی حرام باشد چون خود حضرت بهاء الله تأویل به باطن می کردند(بعنوان نمونه به تأویلات ایشان درباره نشانه های ظهور قائم موعود در کتاب ایقان مراجعه کنید) و هم خود حضرت عبدالبهاء(بعنوان نمونه در بحث تعدد ازواج در کتاب اقدس ظاهر این است که تعدد ازواج در دیانت بهائی تا دو زوجه مجاز است اما با تفسیری که حضرت عبدالبهاء ارائه کردند کشف معنی از کلام حضرت بهاء الله شد که امر به محال کرده اند و منظور همان اختیار یک زوجه است). اینها را گفتم که فکر نکنید به سهولت می شود با متون امری برخورد کرد و بدون هیچ زمینه ای به تورق کتب امری پرداخت.
در باب تساوی حقوق رجال و نساء در امر مبارک بهائی حقیقت مسئله این است که ما با یک تقسیم کار میان رجال و نساء روبرو هستیم. بدین معنی که در عین مساوی بودن حقوق رجال و نساء وظایف هرکدام متفاوت با دیگری است. این تقسیم کار در دیانت بهائی بدین شکل است که اداره امور معنوی جامعه بهائی بعهده ی رجال است و بخاطر این است که عضویت در بیت العدل اعظم مخصوص رجال است و از طرف دیگر اداره امور سیاسی جامعه بهائی بعهده نساء است و در همین راستا به فرموده حضرت عبدالبها اگر مملکت داری به زنان واگذار شود ، جنگ ها نیز به وقوع نخواهند پیوست.
وظیفه به این مهمی به دوش خانمها در امر بهائی گذاشته شده است واقعاً نمی فهمم که شما به چه چیزی ایراد می خواهید بگیرید به این می خواهید ایراد بگیرید که چرا وظایف زن و مرد در دیانت بهائی مساوی نیست. در تمام جوامع تقسیم کار وجود دارد و تقسیم کار یکی از عوامل پیشرفت بشر در دوران اخیر بوده است. تفاوت وظایف رجال و نساء نه تنها خللی به اصل اساسی تساوی حقوق رجال و نساء وارد نمی کند بلکه آن را تقویت نیز می کند.
مشکل شما بهائی ستیزها این است که فکر می کنید چون کتابهای امری را مطالعه می کنید پس به امر الله وقوف پیدا کرده اید حال خیلی قبلتر از شما آیتی نامی بود که خیلی بیشتر از شما کتاب خوانده بود اما چون لیاقت بهائی بودن را نداشت همین مطالعاتش باعث شد از امر الله خارج شود. شما که تمام وجودتان یک صدم آیتی هم نمی شود. آیتی چه صدمه ای توانست به امر مبارک وارد کند که شماها بتوانید.
کار هرکس نیست خرمن کوفتن
گاو نر می خواهد و مرد کهن

safa
پست: 68
تاریخ عضویت: پنج شنبه 2 فروردین 1386, 6:40 pm

پستتوسط safa » سه شنبه 10 مهر 1386, 11:09 pm

خطای فاحش!
هرچه این جناب الکس بیشتر به میدان می آید بر خوشحالی ما ار درک شرایط احبا افزوده می شود!
از آخر شروع می کنیم:

الف:کوبیدن خرمن بهائی:
"همین مطالعاتش باعث شد آیتی (منظورش عبدالجسین آیتی مورخ مشهور بهائی مورد تایید شدید عبدالبهاست)از امر الله خارج شود. شما که تمام وجودتان یک صدم آیتی هم نمی شود. آیتی چه صدمه ای توانست به امر مبارک وارد کند که شماها بتوانید.
کار هرکس نیست خرمن کوفتن
گاو نر می خواهد و مرد کهن "!
از این مطلب ایشان نتیجه می گیریم:

1- مطالعه کامل کتب امری باعث می شود محققانی مثل آیتی از بهائیت خارج شوند!
2-اگر گاو نر و مرد کهن باشد می تواند خرمن بهائیت را بکوبد و آن را خرد و نابود کند!
3-بهائیت، صدمه پذیر و نفوذ پذیر است اما توسط افراد قوی و با تجربه !

ب:زنان ،متولی امور سیاسی:

اما در دیگر افاضه جناب الکس ،دقیق می شویم که فرمودند:

"اداره امور معنوی جامعه بهائی بعهده ی رجال است و بخاطر این است که عضویت در بیت العدل اعظم مخصوص رجال است و از طرف دیگر اداره امور سیاسی جامعه بهائی بعهده نساء است "!!

می گوئیم:
متون بهائی می گفتند که بهائی حق دخالت در سیاست را ندارد اما جناب الکس لو دادند که نه تنها بهائیان در سیاست دخالت می کنند بلکه متولی آن را هم نساء قرار داده اند!!
طبق فرموده ایشان:

1- اگر زن باشید می توانید در سیاست دخالت کنید !
2- مردان طبق تقسیم کار بهائی حق دخالت و تولی امور سیاسی را ندارند!
3-یک کلمه قصار از عبدالبهابه نقل الکس:"به فرموده حضرت عبدالبها اگر مملکت داری به زنان واگذار شود ، جنگ ها نیز به وقوع نخواهند پیوست"(!)
یعنی هیچ زن سیاستمداری باعث جنگ نشده و نمی شود !!
مورخان اینجا را نخوانندو جدی نگیرندو نمونه های فراوان تاریخی را شاهد نیاورند!!

ج: تاویل متون
جناب الکس فرموده هر بهائی مثل رهبرانش(بهاوعبدالبها) حق تاویل متون را دارد:
"اینگونه نیست که تأویل به باطن بکلی در دیانت بهائی حرام باشد چون خود حضرت بهاء الله تأویل به باطن می کردند...و هم خود حضرت عبدالبهاء..."

از این بیان ایشان نتیجه می گیریم:

1- هر بهائی مثل الکس می تواند متون را تاویل کندو از ظاهرش خارج نماید!
2-حرف بها و عبدالبها که تاویل کنندگان را کاذبین وشیاطین خوانده اند غلط و نامربوط است!
3-هر وقت بهائیان در هر بحثی مثل این بحث عدم تساوی رجال و نساءفرو ماندند به تاویل روی آورند و تفسیر های من عندی کنند تا ازآبروریزی امر جلو گیری نمایند!

سایر افاضات جناب الکس مثل تاویل مجاز بودن دو زوجه در کتاب اقدس توسط عبدالبها به تاویل محال بودنش در زمان های بعد(!) را به عهده خود خوانندگان می گذاریم و منتظر سایر افاضاتشان می مانیم!

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پستتوسط habibollah » چهار شنبه 11 مهر 1386, 1:24 am

درود بر جناب alex-rah عزیز
سؤالی دارم و آن این که شما خواستید که ثابت کنید که میان رجال و نساء تساوی برقرار است در حالی که وظایف آنها متفاوت است، این سخن حضرت عالی با سخن حضرت بهاءالله که فرمودند: "ممکن ‏نیست سعادت عالم انسانی کامل گردد مگر به مساوات کامله ی زنان و مردان" به نظر قابل جمع نیست. اگر مساوات کامله ی زنان و مردان در کار است، وظایف هم در نتیجه باید مساوی باشد. اگر وظایف متفاوت است معلوم است که این مساوات در کار نیست، چون اگر مساوات بود شاید یک زن واقعاً بهتر از مردان زمان خود بتواند این رهبری معنوی را انجام دهد.

در ضمن از شما می خواهم که واقعاً باب تفسیر و تأویل سخنان حضرت بهاءالله را باز نکنید زیرا که خلاف امر مبارک ایشان است که آقای ali82 هم اشاره کرده اند.

alex-rah
پست: 20
تاریخ عضویت: شنبه 15 مهر 1385, 1:54 pm

پستتوسط alex-rah » چهار شنبه 11 مهر 1386, 12:52 pm

می بینم که ره بیراهه زدید و به طنازی و تلخک بازی روی آورده اید علی الخصوص جناب صفا که نگارش علمی را با نگارش گل آقایی تعویض کرده اند. مسئله تساوی حقوق رجال و نساء و تقسیم وظایف هرکدام کاملاً واضح است. شاید لازم باشد به زبان ساده تر و با استفاده از یک مثال مطلب توضیح داده شود.
توجه بفرمایید وظایف رجال با وظایف نساء در امر تولید مثل باهم فرق می کند در عین حال هرکدام اهمیت خاص خود را دارند بطوری که اگر یک کدام از مسئله حذف شود دیگر تولید مثل صورت نمی گیرد. این مثال ساده ای است که به زیبایی تفاوت وظایف در عین تساوی اهمیت و حقوق را نشان می دهد.
آیا زنان حق دارند بگویند ما می خواهیم همان وظایف مردان را در امر تولید مثل بعهده بگیرم و دقیقاً مثل مردان شویم؟ اگر توقع داشته باشیم که تساوی حقوق رجال و نساء به تساوی وظایف منجر شود باید بگوییم که حرکت جامعه بشری متوقف خواهد شد. در دیانت مقدس بهائی این مسئله مورد توجه قرار گرفته است و برای جامعه بشری پدر و مادر قرار داده شده است تا جامعه بشری به پیشرفت خود ادامه دهد. پدر امور معنوی و مادر امور مدنی. این است نظم بدیع جهان آرای بهائی.

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پستتوسط habibollah » چهار شنبه 11 مهر 1386, 8:13 pm

جناب alex-rah
امیدوارم حال شما خوب باشد.
آن گونه که شما نوشته بودید، طبیعتاً آن گونه هم جواب داده می شد، فونت را بزرگ کرده و چیزهای عجیبی را فرموده بودید. به هر حال، اگر نتیجه گیری هایی را که جناب صفا گرفته بودند اشتباه است، بهتر است که به آن ها پاسخ دهید، نه آن که بنویسید که نگارش علمی را با نگارش گل آقایی اشتباه گرفته است.
بگذریم، من جواب سؤالم را نگرفتم، با این مثالی که در مورد تولید مثل زدید نشان دادید که شما هم گویا آن فرموده ی حضرت بهاءالله را قبول ندارید و تعجب ما را بیشتر نمودید. ایشان مساوات کامل را میان زنان و مردان برای تکمیل سعادت عالم انسانی فرموده اند. اگر در مورد تولید مثل وظیفه شان فرق دارد، نتیجه می شود که این مساواتی که ایشان فرموده اند سخن اشتباهی است. ایشان مساوات حقوق را که نفرموده اند، مساوات کامل را فرموده اند.
به نظر می رسد این نظم بدیع جهان آرای بهائی را خود حضرت جمال مبارک هم قبول ندارند!

safa
پست: 68
تاریخ عضویت: پنج شنبه 2 فروردین 1386, 6:40 pm

پستتوسط safa » چهار شنبه 11 مهر 1386, 9:04 pm

به به ! افاضات بعدی واصل شد:

"برای جامعه بشری پدر و مادر قرار داده شده است تا جامعه بشری به پیشرفت خود ادامه دهد. پدر امور معنوی و مادر امور مدنی. این است نظم بدیع جهان آرای بهائی"!!
قبلا هم که فرموده بودند:
"اداره امور معنوی جامعه بهائی بعهده ی رجال است و بخاطر این است که عضویت در بیت العدل اعظم مخصوص رجال است و از طرف دیگر اداره امور سیاسی جامعه بهائی بعهده نساء است"!!

بنابر این امور سیاسی و مدنی به عهده نساءو امور معنوی به عهده رجال است و این است "نظم بریع جهانی بهائیت!!
اگر دنیا بخواهد بهائی شود بایداین پست های سیاسی و مدنی در اختیار زنان باشد:
رئیس جمهور،نخست وزیر ،همه وزارتخانه ها،فرماندهان ارتش ،ریاست تشکل های سیاسی و مدنی،روسا و اعضای اتحادیه ها،انجمن ها،شورای شهرها،فدراسیون ها ،پست های امنیتی و ضد جاسوسی و خلاصه همه مدیریت های سیاسی و مدنی طبق سخن الکس...
در عوض امور معنوی از عضویت بیت العدل و ریاست محفل و مشاوران قاره ای تا امور کفن و دفن و...
در اختیار مردان!!
معنای نظم بدیع و تساوی حقوق رجال و نساءرا فهمیدید یا باز هم الکس بیشتر توضیح دهد؟!
مثل اینکه تعجب کردیدو خوب متوجه نشدید.الکس جان بیشتر توضیح بده!!

ali82
پست: 65
تاریخ عضویت: یک شنبه 13 اسفند 1385, 3:45 pm

پستتوسط ali82 » دو شنبه 16 مهر 1386, 6:45 am

با سلام

جناب الکس

دوستانم به تمامی مطالب شما پاسخ داده اند و ظاهرا شما در بحث گیر کرده اید و هر چه بیشتر پیش می روید مطالبی را بیان می کنید که کاملا مناسب تاپیک " صادق یا کاذب" سایت است زیراکه کم کم با بیانات شما تناقضات و اشتباهات و گاف های امر مبارک!! و رهبرانش بیش ار پیش هویدا می گردد یکی از دوستان باید زحمت بکشد و این تناقضات را به آن تاپیک هم منتقل کند.

فقط از لابلای سخنانتان به مطالبی که در مورد باطن متون بهایی گفتید می پردازم:

فرمودید:
" بحث درک معنی باطنی متون امری خارج از ظرفیت این تاپیک است و من از اول هم نباید وارد این موضوع می شدم اینگونه نیست که تأویل به باطن بکلی در دیانت بهائی حرام باشد چون خود حضرت بهاء الله تأویل به باطن می کردند(بعنوان نمونه به تأویلات ایشان درباره نشانه های ظهور قائم موعود در کتاب ایقان مراجعه کنید) و هم خود حضرت عبدالبهاء(بعنوان نمونه در بحث تعدد ازواج در کتاب اقدس ظاهر این است که تعدد ازواج در دیانت بهائی تا دو زوجه مجاز است اما با تفسیری که حضرت عبدالبهاء ارائه کردند کشف معنی از کلام حضرت بهاء الله شد که امر به محال کرده اند و منظور همان اختیار یک زوجه است). "

دوباره بیانات بهالله را در این مورد ذکر می کنم:

در کتاب گلزار تعالیم بهایی ص 358 اینچنین گفته اند: " کلمه الهيّه را تأويل مکنيد و از ظاهر آن محجوب ممانيد چه که احدی بر تأويل مطّلع نه الّا اللّه و نفوسی که از ظاهر کلمات غافلند و
مدعی عرفان معانی باطنيّه ، قسم باسم اعظم که آن نفوس کاذب بوده و خواهند بود طوبی از برای نفوسی که ظاهر را عامل و باطن را آمل اند "
(ص ٣٤٠ گنجينه حدود و احکام و با دو تفاوت جزئی در ص ٤٥٣ ج ٣ امر و خلق )

ص 354
٤- " هر نفْسی اليوم مدّعی امری شود و يا ادّعای باطن نمايد او شيطان فئه حقّه بوده چنانچه بعضی نفوس در ظاهر بکلمه ای ناطقند و در باطن بکلمه اخری مخالف کلمه ظاهر . چنين نفْسی منافق و کذّاب بوده و خواهد بود .اهل بهاء نفوسی هستند که هرچه را مخالف ظاهر
امراللّه ببنند او را باطل دانند . باطن و باطن طائف حول اين ظاهر است طُوْبَی لِنَفْسٍ وَجَدَتْ عَرفَ الْبَيَانِ وَ کَانَتْ‌مِنَ الرَّاسِخِيْنَ ". (ص ٩- ٤٤٨ ج ٣ امر و خلق )


1- شما گفته اید تاویل متون کاملا حرام نشده و خود بهاالله و عبدالبها هم به تاویل متون پرداخته اند و نمونه هایی را هم ذکر کرده اید که کاملا درست است و نشان می دهد این مساله در امر مبارک!! رخ داده است و دیگر نه شما و نه دیگر بهائیان نمی توانید منکر این شوید.

2- جناب بهاالله به صراحت گفته اند که" احدی جز الله به تاویل مطلع نیست " بنابراین این کلام شامل خود ایشان نیز می شود و نتیجه می گیریم که خود بهاالله و عبدالبها هم به تاویل متون آگاهی ندارند.

3- جناب بهالله خودشان قسم خورده اند که نفوسی که به تاویل بپردازند چه حال و چه در آینده کذاب خواهند بود بنابراین و با توجه به بند 2 خود ایشان و پسرشان عبدالبها هم کذاب هستند و باز طبق بیان دیگرشان همان شیطان فئه حقه می باشند.

4- این مطلب فقط به یک صورت درست می شود و آن اینکه فرض کنیم بهاالله و فرزند ارشدش همان خدا هستند که البته این مساله ادعای خدا بودن بهاالله را هم ثابت می کند.!!؟

5- در مساله تعدد زوجات فرموده اید که حضرت بهاالله امر به محال نموده اند که این هم دیگر خودش نبر است . چطور می شود پیامبری بیاید و دستوراتی را برای مردم بیاورد که اجرای آنها محال باشد؟این مساله نه با حکمت خداوند سازش دارد و نه با عقل هیچ بنی بشری جو ر است.

ali82
پست: 65
تاریخ عضویت: یک شنبه 13 اسفند 1385, 3:45 pm

پستتوسط ali82 » دو شنبه 16 مهر 1386, 6:58 am

و اما در مورد تساوی حقوق رجال و نسا فرموده اید که بین آنها تقسیم وطایف شده است . امور سیاسی به زنان!!! و امور معنوی به مردان داده شده است.

لطفا بفرمایید:
1- منظور از امور سیاسی و معنوی چیست و در کجا این تقسیم بندی صورت گرفته است؟
2-بنا بر نصوص بهایی که قبلا هم در همین سایت به آنها اشاره شده است دخالت در سیاست حرام است. حال سوال این است که چرا یک عمل حرام از وظایف زنان قرار گرفته و در عوض یک عمل عبادی و معنوی از وظایف مردان قرار گرفته است؟
3- دیگر مسائل و مشکلات بحث تساوی حقوق زنان و مردان را چگونه حل می کنید؟
که در زیر به موردی دیگر از آنها اشاره می کنم:
در آئین بهائی برخی احکام مربوط به نساء با احکام مربوط به رجال تفاوت دارد. به عنوان نمونه تحریم عضویت زنان در بیت العدل و تفاوت ارث ارشد اولاد ذکور با اولاد اناث و تفاوت ارث پدر و مادر و تفاوت ارث برادر نسبت به خواهر و موارد دیگر. این مسئله از این بابت با اصل اساسی تساوی حقوق رجال و نساء در تضاد است که وقتی ادعا می‌شود حقوق ایشان مساوی است لذا بدیهی است که تکالیف آنها و احکام مربوط به آنها نیز یکسان باشد. وقتی شارع بهائی دو حکم جداگانه درباره تکالیف رجال و نساء صادر می‌کند بطور مشخص اصل تساوی حقوق رجال و نساء را نقض کرده است. نکته جالب این است که جناب عباس افندی بیان می‌کنند:"يا اﻤﺔ اللّه انّ النّسآء عند البهآء حکمهنّ حکم الرّجال"(6) یعنی نزد بهاء حکم نساء همان حکم رجال است. منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء جلد 1، ص:77




خانمهای بهائی! به شما آموخته‌اند که حقوق رجال و نساء در آئین بهائی مساوی است اما با این اوصاف مقتضی است بپرسید چگونه مساوی است؟ شاید هم بهتر باشد که رهبران بهائی اصل تساوی حقوق رجال و نساء را اینگونه تصحیح کنند که " نساء و رجال کلّ در حقوق مساوی بهيچوجه امتيازی در ميان نيست اما رجال مساوی‌ترند چراکه شبهه ای نيست که رجال اقدمند و اقوی!"

alex-rah
پست: 20
تاریخ عضویت: شنبه 15 مهر 1385, 1:54 pm

Re: پاسخ: ندا به نساء بهائی

پستتوسط alex-rah » یک شنبه 22 مهر 1386, 9:13 pm

مدتی بود که به هندوستان رفته بودم و شما خیلی زود به قضاوت پرداختید که دیگر حرفی برای گفتن ندارم. همین که خیلی سریع قضاوت می کنید حکایت از روحیه ستیزه جویانه شما دارد که برای ظاهر سازی اسم پژوهشگر روی خود گذاشته اید.
نوع برداشت شما از متون و نصوص مبارکه مرا یاد داستان طوطی مثنوی می اندازد:

کار پاکان را قیاس از خود مگیر
گرچه در نبشتن ماند شیر شیر

بهائی ستیزان عزیز! اصل تساوی حقوق رجال و نساء در امر مبارک بهائی اصل اصیلی است و قابل خدشه نیست. شما هم بی جهت سعی نکنید با این مطالب خنده دار که هیچ ارتباطی با حقوق رجال و نساء ندارد اینگونه القاء کنید که حقوق رجال و نساء در دیانت بهائی مساوی نیست چون بهائی ها فریب القائات شیطانی شما را نمی خورند.

بهائی ستیزان ناکام! دقت کنید تا دیگر چرند و پرند ننویسید. مطالبی که در مورد تفاوت ارث زن و مرد در دیانت بهائی اشاره کردید احکام الزام آوری نیست. بدین معنی که فرد می تواند به این احکام عمل کند یا به نحوی که خود تمایل دارد وصیت کند پس این احکام غیر الزام آور خدشه ای به اصل تساوی رجال و نساء نمی زند. در مورد عضویت در بیت العدل که زنان حق عضویت در آن را ندارند هم اصلاً عضویت در بیت العدل مسئله مهمی نیست که حالا اگر کسی را از عضویت در آن محروم کنند به اصل تساوی رجال و نساء خدشه ای وارد شود. عضویت در بیت العدل یک مقام دنیایی بی ارزش است که برای خانمهای بهائی با آن مقامات روحانی و عرفانی رتبه بسیار نازلی است.

افسوس می خورم که با وجود قرآن مجید بازهم از عظمت امر بهائی بی اطلاع هستید. شما حتی حاضر نیستید قرآن را با دیده عبرت بخوانید در قرآن تدبر کنید تا به عظمت امر بهائی پی ببرید. آن امر مبارکی که در قرآن مجید گفته شده است اگر پیامبر آن را ابلاغ نمی کرد رسالتش را به پایان نرسانده بود امر حضرت بهاء الله است. در تمام ماه رمضان خداوند را به حضرت بهاء الله قسم می دادید( اللهم انی اسئلک ببهائک الذی...) ولی حاضر نیستید امر مبارک حضرت بهاء الله را بپذیرید از این همه نیایش بی حاصل چه سود؟

جانتان خوش

safa
پست: 68
تاریخ عضویت: پنج شنبه 2 فروردین 1386, 6:40 pm

پاسخ: Re: پاسخ: ندا به نساء بهائی

پستتوسط safa » دو شنبه 23 مهر 1386, 6:52 am

رسیدم بخیر جناب الکس!
به هندوستان هم برویداز دست سوالات و پژوهش های بهائی پژوهی خلاصی ندارید!
مگر جائی بروید که از اینتر نت خبری نباشد.امروز در جهان مجازی هر کجا واژه بهائی یا یکی از کلمات کلیدی بهائیت را بزنید سایت بهائی پژوهی در خدمت شماست تا پژوهش های خود را فراروی بهائی پژوهان قرار دهد.قبلا هم داشتیم دوستان شما را که هر وقت در بحث ها کم می آوردند می گفتند رفتیم مسافرت.به هر حال اگر هم هندوستان رفته بودید حالا که بر گشتید بایدجواب دهید با اینهمه شواهد عدم تساوی حقوق رجال و نسا در بهائیت که مدارکش بر شمرده شد دعوی تساوی حقوق رجال و نساء چه معنی دارد؟!
اگر جواب شما این است که عضویت در بیت العدل خیلی مهم نیست که زنان را محروم کرده اند باید بگویم خیلی شاهکار کردیدکه این حواب را پیدا کردیدیعنی صورت مساله را پاک کردید تا سوالی باقی نماند.عضویت در بالاترین مرکز بهائیت که اهمیتی ندارد(!)چند ریال ارث هم که مهم نیست تا موجب عدم تساوی شود(!)بقیه موارد عدم تساوی هم که انتخابی است!!
اگر همه جواب های شما از این ردیف است بر علم و عقل در بهائیت باید آفرین گفت!
مرد یا زن حسابی ،وقتی دلیل و برهان و جوابی نداری که ارائه کنی صاف و پوست کنده بگو جواب ندارم ! پائین آوردن مقام بیت العدل و غیر مهم بودن آن برای پوشاندن عدم تساوی هم شد جواب؟!

فحش بهائی ستیزی هم به سایت داده اید،حرف تازه ای نیست. با آن از گذشته آشنائیم.مواقع کم آوردن در بحث های علمی از سوی دوستان متعصب همیشه این واژه نثار و تکرار می شود!باکی نیست.
پژوهشگران بهائی و غیر بهائی خودقضاوت خواهندکرد که در بحث ها کدام طرف برهانش علیل و معیوب بود؟!
اما از همه جالب تر:

استناد به دعای سحر ماه مبارک برای اثبات بهائیت بخاطر واژه "بها "در آن،کلی موجب مزاح گردید!!
بهتر بود به زیارت عاشورا هم استناد می کردید که هم اسم حسین دارد و هم اسم علی که می شود حسینعلی اسم رهبر بهائیان و بدین دلیل ،بهائیت ثابت می شود!!
ضمنا برای اثبات علی محمد باب هم بروید در ادعیه و اسم علی و محمد را پیدا کنید تا اثبات بهائیت کنید!!
بعلاوه بروید در همه کتاب های لغت هر جا واژه باب و بها و شوقی و روحیه وماکسول و...بود برای اثبات بهائیت بکار گیریدو بگوئید نویسندگان ایت لغت نامه ها اشاره به بهائیت داشته اند!!

خدایا ببین قحط ادله بهائیان برای اثبات بهائیت به کجا رسیده که دنبال چه چیزهائی می روند؟!

برای اینکه مطلع باشید عرض می کنیم :
ما در ماه مبارک هر شب در دعای افتتاح (که حتما از عظمت آن بی خبری )همه اعتقادات خود را فریاد کرده ایم و شیدائی خود را برای تحقق حکومت عدل جهانی به دست آخرین سفیر آسمانی حضرت مهدی ارواحنا فداه بیان کردیم چیزی که اگر تعصب خود را کنار بنهی با هدایت فطرت خود به حقانیت آن پی خواهی برد.
دعا می کنم عاقبت بخیر باشی چنانکه خود من پس از تحقیق واقعی راه حق را یافتم!


بازگشت به “دست آورد ها و تعالیم”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 2 مهمان