توحید

میهمان

توحید

پستتوسط میهمان » دو شنبه 16 مرداد 1385, 12:53 pm

مهمترین اصل ادیان الهی یگانگی خداوند وتوحید است.

نظام بهائی در باره خداشناسی چه می گوید؟

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » پنج شنبه 2 شهریور 1385, 5:59 pm

فعلا به عنوان دست گرمی عرض می کنم: بهاء الله می گوید: کل الألوه من رشح امری تألهت و کل الربوب من طفح حکمی تربتی: همه ی معبودهای از ترشح امر من معبود شده اند و همه خدایان از ظرف لبریز و پر خدایی من به خدایی رسیده اند. یا در جای دیگر هنگامی که در زندان عکا گرفتار بود گفت: لا إله إلا أنا المسجون الفرید: هیچ معبودی به جز منِ زندانی تنها نیست. اگر اجازه بدهید چون فعلا حضور ذهن ندارم مدرک این بیانات را بعدا عرض می کنم.

Bahai
پست: 40
تاریخ عضویت: یک شنبه 29 مرداد 1385, 7:33 am
تماس:

پستتوسط Bahai » پنج شنبه 2 شهریور 1385, 6:36 pm

با سلام خدمت شما دوست عزیز

دیانت بهائی نیز مانند سایر ادیان الهی به خداوند یکتا و توحید ذات اقدس الهی معتقد است و این اصل از اصول اساسی دیانت بهائی می باشد.

شناخت ذات خدا برای ما که مخلوق اراده اش هستیم محال است. تنها راهی که وجود دارد شناخت صفات خداوند است البته ان هم نه به طور کامل . از انجا که مظاهر الهی و فرستادگان خداوند مظهر صفات خداوند بر روی زمین هستند شناخت خداوند ( به صورت نسبی نه مطلق) از طریق شناخت این مظاهر الهی امکان پذیر است.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » پنج شنبه 2 شهریور 1385, 8:45 pm

افسوس اینک که در خدمت شما هستم دست رسی به کتاب های حضرت بهاء الله ندارم تا عرض کنم که آیا ایشان خود را مظهر خدا می داند یا خود خدا. دوست عزیز از کدام پیامبر شنیده اید که خود را آن گونه معرفی کند که حضرت بهاء الله معرفی کرده است؟ من عرض می کنم که ایشان فرموده است: لا إله إلا أنا المسجون الفرید. هیچ خدایی نیست به جر من زندانی تنها. عزیزم کمی بیندیشید و این سخن را با این سخن رسول گرامی اسلام مقایسه فرمایید که فرمود: قولوا لا إله إلا الله تفلحوا. این سخن کجا و آن ادعای جناب بهاء الله کجا؟ راستی هنوز نفرموده اید که به چه دلیل حضرت بهاء الله مظهر الاهی است. یادتان باشد پیشتر فرموده بودید ایشان نبی یا رسول نیست و اینک می فرمایید مظاهر الاهی و فرستادگان خدا مظهر صفات خداوندی اند. حضرت بهاء الله فرستاده الاهی نیست. این را خودتان فرمودید. چون فرستاده همان فارسی رسول است که شما آن را در باره ی بهاء الله منتفی داتسته اید. باز هم عاجزانه درخواست می کنم حضرت بهاء الله دارای هر مقامی که هستند، مستدل و روشن اثبات فرمایید. خیلی خوب نیست که من این طور اصرار و التماس کنم و شما هنوز پاسخی نفرموده باشید.

Bahai
پست: 40
تاریخ عضویت: یک شنبه 29 مرداد 1385, 7:33 am
تماس:

پستتوسط Bahai » پنج شنبه 2 شهریور 1385, 11:20 pm

با سلام

قرآن که کلام الله است چگونه بر زبان بشر جاری شده است؟ آیا چون حضرت محمد کلام الله را گفته خداوند است؟
آنچیزی که بر زبان پیامبران جاری می شود کلام الهی است. وقتی کسی نماینده و مظهر الهی است هر سخنی را که براند همان سخن خداست. پس با مقام مظهریت حضرت بهاالله می توان این بیان ایشان را که می فرمایند :لا إله إلا أنا المسجون الفرید را درک نمود.

هر کدام از پیامبران دارای مقامی هستند که مختص به خودشان است(مقام تفرید پیامبران) ضمن اینکه در نگاهی دیگر همه آنها از مربیان آسمانی هستند که برای تربیت خلق می ایند ( مقام توحید پیامبران الهی). مثلا حضرت موسی کلیم الله بودند حضرت مسیح روح الله بودند حضرت محمد رسول الله بودند و حضرت بهالله مظهر الله هستند.

مظهریت واپه است که مختص به عرفان بهائی است و با عرفان این مقام درک بسیاری از بیانات حضرت بهاالله آسان می گردد.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » جمعه 3 شهریور 1385, 4:00 am

با سلام مجدد به حضور شما دوست بهایی که هم چنان در یک موضوع اثبات نشده استقامت می ورزید. اصلا شاید یکی از دلائل دندان شکن حقانیت بهائیت همین تکرار و تکرار و تکرار ادعا بدون ارائه ی دلیل باشد. خودش روشی است شاید کارساز بیفتند. بالاخره این همه اصرار و ابرام و پافشاری بی دلیل که نیست. حتماً حقیقتی در پس این همه اصرار نهفته است. دوست عزیز اصرارهای مکرر جناب عالی هنوز مرا قانع نکرده است. چون صرف اصرار و استقامت در ادعا و نکرار را دلیل نمی دانم. اولا شما هنوز به جز تکرار ادعای پیشین هیچ دلیل دیگری در این که حضرت بهاء الله مظهر خدا هستند، ارائه نکرده اید. ثانیاً وقتی می گویند: موسی کلام الله است معنایش آن است که موسی با خداوند هم سخن بوده است و هنگامی که می گویند عیسی روح است یعنی آن که خداوند از روحی که اختصاصاً آفریده ی خودش بوده به او دمیده است یعنی آن که عیسی پدر نداشته است. و آن گاه که می گویند محمد رسول الله است یعنی آن که آخرین فرستاده ی خداوند است. حال بگویید وقتی می فرمایید حضرت بهاء الله مظهر الله است یعنی چه؟ یعنی خداوند زندانی بوده و در زندان بر زبانش جاری شده است که خدایی به جز من زندانی تنها نیست؟ به این می گویید عرفان بهایی؟ مظهریت وایه است را نفهمیدم یعنی چه؟ ممکن است خیلی چیزها برای یک بهایی بی هیچ دلیلی آسان باشد. اما خواهش می کنم به روشنی منظور خود را البته مستدل بیان کنید. ممکن است بفرمایید تا بهایی نشوی این حرف ها را نمی فهمی بسیار خوب بفرمایید چگونه بهایی بشوم؟ اصرار و تکرار را به عنوان استدلال نمی پذیرم. چنان که شما هم من هر چه اصرار کنم و در سخنم استقامت بورزم و مرتب هم تکرار کنم که والله بالله بهائیت دین نیست ساخته ی دست استعمار است، شما نمی پذیرید و از من دلیل می خواهید. در ضمن من نمی دانم سن و سال شما چه قدر است اما گویا دچار سوء حافظه ( نه هاضمه) هستید. فراموش کرده اید که پیش از این فرموده اید حضرت بهاء الله نبی و رسول نیست. اما این جا می فرمایید: هر یک از پیامبران دارای مقامی هستند که مختص به خودشان است. بسیار خوب به حضرت بهاء الله ربطی ندارد. ایشان که پیامبر نیست. خودتان این را فرموده اید در همین سایت مراجعه بفرمایید. یک در ضمن دیگر: یادتان می آید که خدمتتان عرض کردم استدلال های شما از باب دانی کف دست از چه بی موست؟ زیرا کف پا مو ندارد است. از این که در خدمتتان هستم و مزاح می کنم مرا ببخشایید. ولی هنوز که هنوز است دلیلی بر اثبات مقام حضرت بهاء الله ارائه نفرموده اید. هر مقامی که داشته باشند. البته به جز مقام نبوت و رسالت چون خود حضرت بهاء الله آن را پایان یافته اعلام فرموده اند

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » شنبه 4 شهریور 1385, 2:43 pm

من خیال jooya و دوست بهائی را راحت کنم واز منا بع بهائی سند بیاورم که علت

پیدایش بهائیت چیز دیگری است.نه مقتضیات زمان است نه تعالیم نو ونه تمام شدن

دوره اسلام.تنها دلیل آمدن بهائیت اعتراضات مردم بوده است وگرنه اصلا اقدام به

نسخ اسلام نمی نمودند و اجازه می فرمودند تعالیم اسلام باقی بماند.

تعجب می کنید؟ حق دارید . ولی من مستند حرف می زنم.

به این مدرک از کتاب بدیع اثر بهاءاله صفحه 162 توجه ودقت فرمائید:

" اگر اعتراضات اهل فرقان نمی بود شریعت فرقان را نسخ نمی نمودم."

یعنی به خاطر لجبازی با مسلمان ها که به من اعتراض کردند دین اسلام را

نسخ نمودم و شریعت جدید آوردم!!

حالا متوجه علت غائی آمدن بهائیت از زبان رهبرانش شدید؟!

Bahai
پست: 40
تاریخ عضویت: یک شنبه 29 مرداد 1385, 7:33 am
تماس:

پستتوسط Bahai » شنبه 4 شهریور 1385, 9:21 pm

دوستان عزیز جویاو یاس

مثل اینکه شما شمشیر را از رو بسته اید. فراموش نکنید که ادب و احترام نسبت به اعتقادات و تفکر دیگران اولین شرط گفتگوست.

اینکه شما سخنان بنده را سوء تعبیر می کنید اصل اعتقاد بنده را زیر سوال نمی برد.

بنده از ادامه بحث با شما معذورم زیرا شما شرط ادب و احترام را رعایت نمی فرمائید ولی به بیان اعتقادات بهائی با دلایل و استدلالات خود خواهم پرداخت چه شما آن از به سخره بگیرید یا آن که از آن تمجید نمائید.

واسلام علی من اتبع الحق بالحق

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » یک شنبه 5 شهریور 1385, 10:48 am

خوشحال می شویم دلایل واستدلالات شما را بشنویم.

ارائه بفرمائید منتظریم.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » یک شنبه 5 شهریور 1385, 10:54 pm

با عرض ادب و احترام کامل خدمت دوست بهایی عزیز. اولا بفرمایید بنده چه جسارتی به ساحت حضرت عالی روا داشتم. انصاف دهید آیا تحلیل و تجزیه ی بیانات جناب عالی سوء تعبیر از فرمایشات شماست؟ آیا حقیر چیز عجیب و غریبی از شما خواسته ام؟ دوست عزیز به مباحثاتی که تا به حال داشته ایم مراجعه بفرمایید. مگر شما نفرمودید که جضرت بهاء الله نبی و رسول نیست؟ مگر نفرمودید که ایشان مظهر کلی الاهی است؟ مگر بنده از شما تقاضا نکردم که نخست توضیح دهید که مظهر کلی الاهی دقیقا یعنی چه و سپس این مقام مورد ادعا را برای حضرت بهاء الله ثابت فرمایید. شما لزومی ندارد به بحث با بنده ادامه دهید. خود می دانید. اما همان گونه که خود فرموده اید اعتقادات خود را با دلائل و استدلال اثبات کنید. توجه داشته باشید بار دیگر عرض می کنم تنها بیان کردن و گفتن اعتقاد دلیل بر اثبات درستی و حقانیت آن نیست. خواهش می کنم به این مطلب بسیار ساده بار دیگر توجه کنید! عزیز من این که هزار بار بفرمایید که حضرت بهاء الله من یظهر ه الله است، دلیل بر حقانیت نیست. مثل این که حضرت روزی هزار مرتبه بگویید: آسپرین، آسپرین، آسپرین، . . . سرما خوردگی شما خوب نخواهد شد. باید آسپرین را میل کنید تا خوب شوید. تا قیامت گر کسی می می کند * تا ننوشد باده مستی کی کند؟ قربانت بروم تکرار ادعا دلیل بر درستی ادعا نیست. این روش مقبول عقلا واقع نه! بنده هیچ گاه شما را به سخره نخواهم گرفت. عقایدتان هم اگر منطقی و مستدل باشد خود جای خود را باز می کند هر چند دیگران آن را به سخره بگیرند یا نگیرند.

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » دو شنبه 13 شهریور 1385, 12:39 pm

دوست عزیز Bahai

چون در تاریخ یکشنبه 29/5/85 قول دادید اعتقادات بهایی بویژه توحید را همراه دلایل در اینجا

ارائه فرمائید یاد آوری می کنم از آن تاریخ 15روز گذ شته است .

چون باید برای هر تاپیکی زمان یا حدی تعیین کنیم تا از هر بحثی یک جمع بندی ارائه شود

خواهشمندیم آمادگی یا عدم آمادگی خود را برای ادامه بحث اعلام فرمائید.

متشکر.سردبیر

roozbeh
پست: 49
تاریخ عضویت: جمعه 10 شهریور 1385, 6:32 pm

پستتوسط roozbeh » چهار شنبه 15 شهریور 1385, 4:14 am

جناب سردبیر بهائیان در یکی از بخش ها به این سئوال شما جواب داده اند. من آن را خوانده ام. گفته اند: چون نمی شود خدا را شناخت باید مظاهر خدا را شناخت. پیامبران مظاهر خدایند. از این روست که آنان اگر فرضا بگویند( چنان که بهاء الله در زندان عکا گفته است و آقایان منکر نشده و عجیب است که مدرک هم نخواسته اند): لا إله إلا أنا المسجون الفرید: معبودی به جز من زندانی تنها نیست، طوری نیست. چون این مظهر خداست و مظهر خدا می تواند چنین ادعایی بکند. من هم می گویم:
* اولا شما هنوز ثابت نکرده اید که میرزا حسین علی نوری مازندارانی مظهر خداست.
* ثانیا کدام یک از مظاهر دیگر پیشین چنین ادعایی کرده اند؟
* ثالثا بر خلاف فرمایش شما خداوند به شدت چنین عقیده ای را در باره ی پیامبران نفی کرده است. جویا قبلا آیاتش را اورده است، مراجعه کنید.
* رابعا میرزا حسین علی ادعای بالاتری دارد. او می گوید: کل الالوه من رشح امری ترشحت و کل الربوب من طفح حکمی تربتی!!! یعنی من خدای خدایانم یعنی همه خداها از من ترشح کرده اند! یعنی همه ی رب ها را من تربیت کرده ام. آقا جان کجای کارید؟ مطلب بالاتر از این است. هنوز پیامبری میرزا حسین علی اثبات نشده، او ادعا می کند که خدای خدایان است. لطفا جواب دهید.

Bahai
پست: 40
تاریخ عضویت: یک شنبه 29 مرداد 1385, 7:33 am
تماس:

پستتوسط Bahai » پنج شنبه 16 شهریور 1385, 10:10 pm

جناب سر دبیر

در مورد توحید و نگرش دیانت بهائی در این مورد اصل مطلب ذکر گردیده است.
ذات الهی مقدس از درک جمیع کائنات بوده و خواهد بود.
شناسایی حق( شناسایی نسبی صفات خداوند) به طریق فرستادگان الهی و از طریق آیات و آثاری است که از آنها ظاهر می گردد.
و اگر در بیانات و آیاتی مشاهد می شود این هیاکل قدسیه از زبان خدا سخن می گویند این دلیل بر این نیست که خود را خداوند دانسته اند بلکه به این مفهوم است که این هیاکل قدسی از زبان خداوند سخن می گویند و در واقع مظهر صفات الiیه در این عالم هستند.
کتاب مظهریت و الوهیت جناب دکتر علی مراد داوودی ،شبهاتی را که در این مورد وجود دارد تشریح می کند در صورت علاقه می توانید به آن کتاب توجه فرمائید.

این کتاب در قسمتی از کتابخانه بهائی در آثار سایر مولفین موجود است.www.reference.bahai.org

roozbeh
پست: 49
تاریخ عضویت: جمعه 10 شهریور 1385, 6:32 pm

پستتوسط roozbeh » پنج شنبه 16 شهریور 1385, 10:47 pm

من فکر می کردم این دوست بهایی از ما قهر کرده است. چون در جایی دیگر گفته بود که جز برای تبیلیغ بهائیت در این سایت شرکت نمی کند. خوب خوشبختانه مثل آن که آشتی کرده و دو باره در سایت حضور یافته است. به او خوش آمد می گویم و عرض می کنم: جناب بهایی لطفا به مطالبی که می فرمایید دقت کنید. شما می گویید: هیاکل مقدسه از زبان خدا سخن می گویند. یادتان باشد که چه گفته اید. بعدا آن را تغییر ندهید. من از شما می پرسم: وقتی حضرت بهاء الله در زندان عکا می گوید: لا إله إلا أنا المسجون الفرید: معبودی به جز من زندانی تنها نیست. آیا از زبان خدا این را می گوید؟ یعنی می فرمایید خدا زندانی بوده یا حضرت بهاء الله؟ این را چگونه توجیه می کنید؟ خواهش می کنم به صورت روشن پاسخ دهید. خودتان لطف کنید کتاب آقای داوودی را مطالعه کنید و پاسخ دهید.
ثانیا: جناب عالی گویا اصلا مطالب نوشته شده را نمی خوانید و یا آن که می خوانید و همان حرف های تکراری خودتان را می زنید. آقا جان شما یک پیامبر را نشان دهید که مثل باب و بهاء ادعای خدایی کرده باشد. مگر هیاکل قدسیه با هم فرق دارند؟ چرا در قرآن به مسیحیان و یهودیان به خاطر آن که عیسی و عزیر را پسر خدا می دانستند، به شدت حمله شده است؟ چرا خداوند از حضرت مسیح می پرسد: آیا تو به این مردم گفته ای که تو و مادرت را اله بشمارند؟ خواهش می کنم مطالب قبلی را درست مطالعه کنید. آیاتش را جویا قبلا آورده است.

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » سه شنبه 28 شهریور 1385, 4:26 pm

دوست عزیز بهایی گفتند "هیاکل قدسیه از زبان خدا سخن می گویند" یعنی اگر بهاءالله خود را" خدای زندانی" خوانده یا "آفریننده همه خدایان " گفته در حقیقت از زبان خدا حرف زده است .لطفا توضیح فرمایند ذات منیع لا یدرک خدا ،کی وچه زمانی ودر کجا زندانی بوده که میرزا حسینعلی از زبان او خودرا خدای زندانی نامیده است؟
ومطلب بعد اینکه خدای لا شریک له ،چه تعداد خدا آفریده که لقب خدا آفرین به او داده شده وبهاءاله از جانب او خود را "خدا آفرین" نامیده است؟
از لطفط که در ارائه پاسخ می فرمائید متشکرم.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » پنج شنبه 30 شهریور 1385, 1:37 am

یاس عزیز منظور ذات پروردگار نیست که زندانی است بلکه جلوه از حقانیت او جلوه ای از قدرت او زندانی شده و در واقع خداوند از زبان حضرت بهاالله میخواستن با این حرف نشون بدن که هر کس ایشون رو زندانی کرده یعنی جلوه ای از ذات خداوندی را محبوس کرده و یعنی با خدا در محاربه است. (همیشه معانی ظاهری مطرح نیست دوست عزیز) در زیر موارد کلی را اشاره میکنم و اگر کافی نبود بگویید دقیقا در همین رابطه بحث کنیم که البته فکر میکنم همین مطالب کافی باشد:

در زیر هم در همین رابطه از کتاب " اصول ديانت بهائى" اثر داريوش و گريس شاهرخ مطالبی را قرار میدهم که چند مورد دیگر نیز در آن وجود دارد:

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

و در کتاب"نفحات ظهور حضرت بهاءالله" از آثار جناب اديب طاهر زاده چنین آمده است:

تصویر

تصویر

تصویر

شرمنده گفتم تا فرصت هست و نام کاربریم مجددا بسته نشده یه مقدار دیگه هم جواب بدم که دیگه نگین جواب نداریم :wink:

Saman
پست: 9
تاریخ عضویت: چهار شنبه 1 شهریور 1385, 9:23 pm

پستتوسط Saman » پنج شنبه 30 شهریور 1385, 3:03 am

جناب میلیاردر

شاید رویه این سایت با روش جنابعالی در ورود به بحث متفاوت باشد لطفا گونه ای عمل نمایید که برداشت منفی در اذهان ایجاد نشود
سامان

roozbeh
پست: 49
تاریخ عضویت: جمعه 10 شهریور 1385, 6:32 pm

پستتوسط roozbeh » پنج شنبه 30 شهریور 1385, 4:38 am

دوستان سایت توجه داشته باشند که اگر دیگر بهائیان مانند این میلیاردر، (که معلوم است جیبش کاملا خالی است و فقط اسمش را از میلیونر به میلیاردر و حتما بعدا به تریلیاردر تغییر می دهد) بی سواد ولی خوش روحیه باشند، واویلاست. اولا چه معنا دارد که ایشان هر بار کلی فضای سایت را اشغال می کند و مطالب بیهوده و یاوه در سایت قرار می دهد. می تواند خلاصه ی مطالب را نقل کند و آدرس بدهد. من از مدیر سایت می خواهم اگر این رویه را ادامه دهد حقش است که حتما او را از سایت حذف کنند. ثانیا در بی سوادی این آدمی زاد همین بس که نمی داند اصلا تأویل و تفسیر در بهائیت حرام است و او و نوشته ای که نقل کرده است دست به تفسیر و تأویل حرفهای بهاء زده است. ثالثا بهآء الله خود را بالاتر از این حرف هایی می داند که این ها زده اند. او می گوید همه ی خداها از ترشح امر من خدا شده اند. از همه ی این ها گذشته معلوم است این آقا حرف های قبلی را نخوانده است . به تفصیل و بر اساس آیات قرآن آمده است که خداوند خطاب به حضرت عیسی می فرماید: ایا تو به این مردم گفته ای که تو و مادرت مریم را به خدایی برگیرند و حضرت عیسی این حرف را به شدت نفی می کند. رابعا شما ندانسته اصرار قبلی جویا را که مرتب می پرسید بهاء الله چه کاره است جواب داده اید بالاخره معلوم شد که آن گونه که در این جا گفته ای بهاء الله پیامبر است. حال آن که خودش گفته است رسالت و نبوت به وجود مقدس پیامبر اسلام انتها پذیرفته است. متاسفانه خودت هم گفته ای سواد نداری و ادبیاتت هم ضعیف است چون اگر می دانستی نبوت و رسالت مصدرند دیگر حرف ای دور و کور نمی زدی چنان که جرأت هم نکردی وارد بحث دور و کور بشوی چون آن گاه صدای قاه قاه خنده ی خوانندگان سایت را می شنیدی

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » پنج شنبه 30 شهریور 1385, 9:47 am

Saman, جان چه برداشتی میشود؟؟مگر در این سایت نباید با دلیل و مدرک گفت من دقیقا مدارک را قرار میدهم تا مشکلی نباشد و خواندن 4 صفحه فکر نکنم اینقدرها هم سخت باشد.

roozbeh, جان اولا فضای سایت اشغال نمیشود چون عکسها در سایتهای دیگر آپلود میشود.
ثانیا رسما به نویسندگان و برجشتگان من با کله یاوه توهین کردی.
ثالثا ما خلاصه قرار دادیم اما قبول نکردید در ضمن خواندن 4 صفحه مطلب سخت است؟
دوست گرامی مگه چه مشکلی ایجاد کردم که باید از سایت حذف شوم؟؟کلام حق شنیدنش سخت است؟؟
رابعا اگر به نوشته های قبلی که داده بودم مراجعه میگردید دقیقا به این نکته اشاره شده بود که تاویل و تفسیر در مورد مسائل کاملا صریح حرام است نه در مورد مسائل دیگر (حتما کتابها را بخوانید این بار دیگر به خاطر شما خلاصه مطلب را عرض کردم این بیان هم دقیقا از حضرت بهاالله است)
من نمیدانم چرا شما هنوز به رسالت و نبوت گیر داده اید دوست گرامی اگر بخواهید مته به خشخاش بگزارید این سایت را از حالت پژوهشی بودن خارج میکنید حال آنکه بنده تنها چند بار سئوالی از شما کردم که سردبیر و شما عزیزان ناراحت شدید که همان مسائل قبل را تکرار میکنم و حرفی ندارم ولی من میخواستم یک ذره مثل خود شما برخورد کنم که البته همه اینهارا در جایی و بیشتر توضیح داده بودم که همه حذف شدند اما شما در همه قسمتها همان سئوالات را عنوان میکنید و با اینکه جواب گرفته اید قبول نمیکنید و دقیقا حرفهای دکتر داوودی در مورد شما عزیزان صدق میکند. پس لطفا رویه خود را عوض کنید تا بتوانیم راحت به پژوهش خود ادامه دهیم.
دوست گرامی شما که به ادبیات و انشاء من خرده میگیرد یکی از آداب اسلام تمسخر نکردن دیگران است که شما بارها این کار را کرده اید اما به کل نوشته های من قبل و بعد از بسته شدن نگاه کنید چنین چیزی میبینید؟؟
دوست گرامی بنده الان شدیدا احساس شادمانی میکنم و حاظرم با شما در هر بحثی وارد شوم چون به نظر از مطالب بر حق من ناراحت شده و نتوانسته اید خود را کنترل کنید.
موفق باشید دوستان گرامی.

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » پنج شنبه 30 شهریور 1385, 10:01 am

راستی یادم رفت در مورد میلیونر بودن در زمانش حتما معلوم میشود جیبم خالی است یا نه اما شما که با این سنت مرا جوان خوانده ای خوب نیست اینگونه حرفی بزنید چون مهم نیست جیب خالی باشد مهم عقل است.((به کلیات توجه کنید دوست عزیز چون با اینکار وجهه خود را در سایت خراب میکنید))
تا بعد


بازگشت به “دست آورد ها و تعالیم”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان