وحدت عالم انساني

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » چهار شنبه 6 تیر 1386, 5:31 am

بالاخره نوزدهساله کمی خودش را تطبیق داداگرچه می بینید این نامه نیز سرشار از اهانت وتهمت است اما به نسبت قبلی ها تغییر کلی کرده و ملایم تر شده است!!
به عنوان تشویق او برای راه اعتدال حذف نکردیم اگرجه بعضی اهانت هایش قابل گذشت نیست...

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » چهار شنبه 6 تیر 1386, 6:17 am

نسبیت در احکام!
پدیده نوزدهساله به عنوان عنصری هتاک و کم مایه و پر مدعاو سیاست باف و جاهل به متون،نوبری است جدید که هردم از این باغ ،بری می رسد! کم کم یقینی همه شده که از تربیت در کلاسهای اخلاق و روحی جز کاشتن تخم نفرت نسبت به اسلام از کودکی در جامعه بهائی چیزی بهتر از این بر نمی آید.از کوزه همان برون تراود که در اوست.عقده و کینه نسبت به اسلام و ایران گوئی در آنها ،نهادینه شده است...
تکرا مکررات در نوشته او که پیش تر پاسخ هایش در این سایت داده شده زیاد است و به آنها نمی پردازم .تنها چیزی که کشف ایشان است طرح نسبیت در احکام است !!
می فرمایند :
قبول دارم که تساوی کامل بین رجال و نسا در بهائیت نیست اما به نسبت ادیان سابق بیشتر رعایت شده و با فراهم شدن زمینه به سمت تساوی کامل خواهیم رفت!
در باره این کشف مشعشع،به این سوالات ما پاسخ دهند تا ما بیشتر توجیه شویم:

1-دین بعدی که باید تساوی کامل را برقرار کند کدام دین است؟!
2-بیت العدل بدون ولی امر حق نسخ احکام و تقنین جدید ندارد تغییر دهنده کیست؟
3-با هر مدعی جدیدی که بگوید بطور نسبی از قبلی ها بهترم چه باید کرد؟
4-با فرمول نسبیت لطفا راه حلی برای این مشکلات هم ارائه فرمایند:
ا. تناقض های بسیار در متونی همچون ایقان و...
ب.تحریف کتاب هائی مثل نظر اجمالی احمد یزدانی
ج.عدم مشروعیت بیت العدل بدون ولی امر
د.عمل نکردن خود رهبران بهائی به دستورات خود
ه.معلوم نبودن مقام باب و بها(قائم،رسول،نبی یا خدا)
و.پیوند بهائیت و اسرائیل همچون حلقه های یک زنجیر(سخن روحیه ماکسول)
ز. ترور های بهاءاله در بغداد به شهادت خواهر
ح.ارسال دختر خود به عنوان کنیز توسط بها برای ازل

اگر نسبیت ایشان این سوالات را حل نمود سوالات دیگر را برای حل شدن تقدیم خواهم نمود.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » چهار شنبه 6 تیر 1386, 11:45 am

از نامه ی مفصل و بسیار خشن این آقای نوزده ساله ( چون خانم ها این قدر خشن نیستند ) صرف نظر ‏
از ناسزاها و تهمت ها، نکاتی مستفاد است که آن ها را إن شاء الله به زودی بررسی خواهیم کرد اما
از آن جا که اصلی ترین اعتراض این جوان نوزده ساله به حذف مطالبش توسط سردبیر است، اجازه ‏دهید نخست تکلیف این بحث را روشن کنیم و بدانیم که چرا سر دبیر محترم چنین کرده است.‏
دخالت در سیاست توسط بهائیان به هر صورت، حرام است. نخست به مطالبی در این باره توجه کنید:‏
جناب بهاء الله در کتاب اقدس می گوید: ‏
‏« لَیسَ لأحَدٍ أن یَعتَرِضَ عَلی الَّذین یَحکُمُونَ عَلَی العِبادِ. دَعوا لَهُم ما عِندَهُم وَ تَوَجَّهُوا إلَی القلوب
بر هیچ کس جایز نیست که بر کسانی که حکومت می کنند اعتراض کنند. آن چه را که نزد آنان است به ‏خودشان واگذارید و به دل ها توجه کنید.‏

جناب عبدالبهاء هم گفته است: ‏
‏« نفسی از احبا اگر بخواهد در امور سیاسیه در منزل خویش یا محفل دیگران مذاکره بکند، اول بهتر ‏است که نسبت خود را از این امر قطع نماید و جمیع بدانند که تعلق به این امر ندارد، خود می داند.»‏

دوست عزیز طبق این حکم، حضرت عالی اگر بخواهی در هر محفلی از جمله در سایت بهایی پژوهی ‏سخن سیاسی بگویی، اول باید بهایی بودن خود را کنار بگذاری سپس وارد میدان گفت و گو شوی. به ‏این سخن دیگر جناب مرکز میثاق ( جناب عبد البهاء ) توجه کن تا تکلیف شرعی خود را بدانی هر چند ‏من آن را برایت بیان کنم:‏

میزان بهایی بودن و نبودن این است که هر کسی در امور سیاسیه مداخله کند و خارج از وظیفه ی ‏خویش حرف زند یا حرکتی نماید، به همین برهان کافی است که بهایی نیست و دلیل دیگر نمی خواهد. ‏
از این گونه منهیات بسیار شدید در بهائیت فراوان است که من به همین مقدار اکتفا کردم. ‏
‏ بنا بر آن چه که در این حکم آمده است جناب س. س یعنی به قول شما سر سانسورچی در حق شما ‏خدمت شایانی کرده است که مطالب خلاف شرع شما را حذف کرده است. شما مطمئن باشید اگر آن ‏مطالب را می گذاشت، بهائیت شما را طرد اداری و در صورت تکرار، طرد روحانی می کرد. از این رو ‏من پیش از ادامه ی هر بحث دیگری نخست از شما می خواهم تکلیف این بحث را روشن کنید تا ندای ‏مظلومیت سر ندهید که چرا نامه های شما حذف شده است و اگر می خواهید به راستی مضامین غیر ‏سیاسی آن نامه ها بررسی شوند و به قول خودتان شهر را به هم بریزد ( البته شهر عکا و حیفا را ) لطفا ‏دوباره آن نامه ها را بدون مضامین سیاسی اش روی سایت بگذارید تا ببینیم چه افاضاتی فرموده اید.‏
بررسی بقیه ی مطالبتان پس از روشن شدن تکلیف این بحث، خواهد آمد.‏

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » چهار شنبه 6 تیر 1386, 12:05 pm

و اما افاضات جناب ب. ب.
ایشان، چنان که خوانندگان گرامی توجه دارند، از پیشنهاد نخست مناظره، به هر دلیل سر باز زده است. کسی که حاضر بود تا پای چوبه ی دار بایستد و مناظره کند، انیک برای مناظره اش پیش شرط های کودکانه می گذارد. رجز خوانی های پیشین ایشان اینک در لا به لای علائم نگارشی ؟؟؟ و !!! گم شده است. زهی بی تقوایی!

أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ

آیا مردم را به نیکی فرمان می دهید و خویشتن خویش را فراموش می کنید در حالی که شما کتاب هم می خوانید؟ ایا نمی اندیشید؟

از این جناب ب . ب ( برده ی بیت العدل ) می خواهم که مرد و مردانه پای پیش نهد و از پیشنهادی که خود کرده است، سرباز نزند. به راستی برای بهائیت آبروریزی است که یکی از بردگان بیت العدلش جرات و جوانمردی مناظره ی رو در رو را نداشته باشد. به راستی سایت بهایی پژوهی آتش به جان بهائیت افکنده است، منتهی نه آتش روشنایی بخش و گرما ده، بلکه آتش سوزاننده و خانمان برانداز. خردمندان دیده بگشایید!

Iran
پست: 20
تاریخ عضویت: سه شنبه 18 مهر 1385, 2:12 am
تماس:

پستتوسط Iran » پنج شنبه 7 تیر 1386, 5:00 pm

چرا مي ترسيد؟!! ازكتب لغت بنويسيد: توهين=؟؟؟...

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » پنج شنبه 7 تیر 1386, 6:04 pm

خوانندگان گرامی و کاربران عزیز ضمن عرض سلام و ارادت خواهش می کنم بنگرید که این جناب ب . ‏ب ( برده ی بیت العدل ) که پیش از این بسی رجز خوانی می کرد و هل من مبارز می طلبید و خودش ‏پیشهاد مناظره داد، به چه روزی افتاده است. او که از پیشنهاد مناظره بیمناک و پشیمان شده، اینک در پی ‏دانستن معنای لغت توهین است! به راستی مشکل ایشان دانستن معنای لغت توهین است؟ به راستی ‏معضل بهائیت این است؟ ایشان می خواهد ثابت کند که مثلا به او توهین شده است؟ یا او به کسی توهین ‏نکرده است؟ خوب گیرم که چنین باشد، آیا این موضوع اصل مسأله را - که وجود صدها شبهه و پرسش ‏اساسی و زیربنایی در باره ی کیان بهائیت است- حل می کند؟ خوانندگان گرامی! به نوشته های این ‏جناب ب . ب مراجعه کنید تا خود داوری فرمایید که چه کسی بیشترین توهین را کرده است. ارجاع ‏مرتب به خطبه ی شریفه ی همام و سفارش پیوسته به داشتن تقوا که مطلوب و محبوب ماست، اما این ‏کار از کسی شایسته و بایسته است که به راستی به قرآن و نهج البلاغه ایمان داشته باشد. مبادا کسانی ‏چنین سخنانی بگویند که مصداق این سخن خدا باشند؟

إِنَّ الَّذينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُريدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ

نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ ‏ يُريدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبيلاً * أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرينَ

عَذاباً مُهيناً

زیاده عرضی نیست، از این جناب ب . ب می خواهم مردانه پای سخن خویش بایستد و برای مناظره ‏پای پیش نهد و اگر نمی تواند پای پس بکشد و میدان را به کسی که مرد این میدان است، واگذارد و ‏بیش از این آبروی بهائیت را نریزد.‏

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » جمعه 8 تیر 1386, 6:08 pm

نوزدهساله متن دیگری فرستاد پر از فحاشی و اهانت و عبور از خط قرمز های سایت در مسائل سیاسی... بخاطر حفظ این تریبون بی نظیر که با حمایت شما کاربران به بزرگترین پایگاه بهایی پژوهی در جهان مجازی تبدیل شده است آن را حذف کردیم.غیر از اهانت های بسیار در همه زمینه ها باز ما را تهدید کرده است!!
یکبار دیگر به او و امثال او عرض می کنیم اگر مقصودش ایجاد مشکلات فنی برای سایت است بدانند به فرض که موفق شوند آگاهی مثل هوای پاک از هزاران منفذ دیگر بیرون خواهد زد تا مشام آگاهی جویان را بنوازد...
به جای تهدید ما که جز متاع آگاهی و پژوهش در مورد متون اصلی بهائیت (که خود نوزدهساله هم گفته از بسیاری از آنها مثل نظر اجمالی احمد یزدانی و تناقضات در ایقان خبر ندارد و موضوعاتی مثل عدم مشروعیت بیت العدل بدون ولی امر و حق تقنین نداشتن او را مطالعه خواهد کردو ترور های بهاءاله و ارسال کنیز توسط او برای ازل و...) در این سایت چیزی نداریم بپردازند به سوال و جواب های علمی تا "تحری حقیقت " کرده باشند...

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » جمعه 8 تیر 1386, 8:46 pm

صرفنظر از اهانت ها و فحاشی های و سیاست بافی هاو...نکاتی که از نامه نوزدهساله

می شد در پاسخ به سوالات من در بالا استخراج نمود اینهاست:

1-سیاهان افریقا گاونداما ایرانی ها نیستند(خوب شد تخفیف داد وگرنه دامن خودش و بهائیان

ایران را هم می گرفت)!

2-بر خلاف نظر بها و عبدالبها ،دخالت در سیاست وظیفه خطیر بهاییان در روزگار کنونی است!

زیرا در ایران دین و سیاست یکی است پس ما وقتی داریم در سیاست دخالت می کنیم داریم

بحث دینی می کنیم!! لذا لازم است آن دو (بها و عبدالبها )را از قبر در آورند و واژه سیاست

آموزند آن هم به سبک نسبیت(!) و از این ترهات که در کتاب افلاطون آموخته اند آنها را بهره

ای نصیب کنند!! تا نگویند:"َ...لیسَ لأحَدٍ أن یَعتَرِضَ عَلی الَّذین یَحکُمُونَ عَلَی العِبادِ..."

3-بحث نسبیت در ایده است.در احکام نیست !مفاهیم انتزاعی چون تساوی تنها قابلیت

طرح نسبی را دارند...! در طول این عصر تا عصر ذهبی ما به این مفاهیم غیر مطلق و قرار

دادی نزدیک تر می شویم !(نمی داند که این دور در بهائیت پانصد هزار سال است و بحث هم

در مورد احکام مربوط به زنان و جهات تساوی یا عدم تساوی حقوق انها که متجلی در احکام

است بودوتا پانصد هزار سال قرار نیست هیچ دینی بیاید و هیچ تغییری ایجاد شود!!)

4-درباره بیت العدل به مطالعه بیشتری نیاز دارم (یعنی فعلا از جواب عاجزم!)

5-از تناقضات ایقان خبر ندارم اگر موردی هست ذکر شود(موارد را در 25 مقاله این سایت در

مورد ایقان ببینند)

6-احمد یزدانی را نمی شناسم و کتابش را هم نخوانده ام و نظری در این باره ندارم. (مقاله

تحریف کتاب نظر اجمالی را در دوقسمت در این سایت ببینند)

7-در موضوع عدم مشروعیت بیت العدل بدون ولی امر ،در این مورد خاص همان طور که گفتم

درباره بیت العدل به مطالعه بیشتری نیاز دارم (مطالب متعدد در این زمینه در سایت هست

ببینید.به سایت های بهائیان ارتدکس هم می توانید مراجعه کنند)

8-عمل نکردن خود رهبران بهایی به دستورات خود...(تلویحا پذیرفته است!)

9-در مورد معلوم نبودن مقام باب و بها(قائم، رسول، نبی یا خدا) .جوابی نداده است و گفته:

"در سایت های آب دوغ خیاری بهایی جوابش پیدا می شود"!!

10-در مورد پیوند بهاییت و اسرائیل همچون حلقه های یک زنجیر گفته :"رهبران آدم با

اسراییل به فرض پیوند داشته باشند بهتر است ...تا باشد از این پیوند ها باشد!"

11- در مورد"ترور های بهاءالله در بغداد به شهادت خواهر " تلویحا پذیرفته است...

12-در مورد "ارسال دختر خود به عنوان کنیز توسط بها برای ازل "

کاملا سکوت کرده و هیچ نگفته گوئی اصلا ندیده است!

13-در آخر هم گفته:"اخطار چهارم خودم را هم به شما می دهم که پشیمانی در راه

است!"(باید از این اخطار او که از روی وحدت عالم انسانی و رافت و محبت است بترسیم؟!)

نوزدهساله
پست: 22
تاریخ عضویت: پنج شنبه 24 خرداد 1386, 10:22 am

پستتوسط نوزدهساله » یک شنبه 10 تیر 1386, 8:09 pm

نامه آخر

خداوندا اين لكه ننگ ابدي را پاك گران ،
گرچه كه تا واپسين گاه به طول انجامد .
گاه واپسين ، كه دادار ماندگار وعده داده تا در آن گاه در كنار هم با آسودگي قرار گيريم ، كه از قرار گرفتن ما زمين و آسمان در مكان خود قرار گرفته و مستقر خواهد شد .

ياس عزيز سلامن عليكم
از آنجايي كه به مقصود رسيدم و داستان بنده در اين سايت به اتمام رسيد بسيار خرسندم .فوالله الذي رفع سموات و الارض بسيار بسيار خرسندم و از سايت شما مطالب زيادي ياد گرفتم كه ممنونم و سهم ارثي هم براي شما مي گذارم . هر چند از مال و منال دنيا هيچ ندارم جز از بدبختي و فلاكت !!!

در باره كتاب مستطاب ايقان
مطالب شما را در مورد ايقان خواندم بسيار ابتدايي و سخيف , ناشيانه است . باباجان به شما پيشنهاد مي كنم برويد همان چند كتابي را كه بنده گفتم بخوانيد كمي وقت بگذاريد ، نترسيد اگر شش ماه فلسفه بخوانيد در اين شش ماه بهاييان اسلام را منقرض نمي كنند !!! آنوقت لااقل چند تا سوال اساسي و شبه جدي مطرح خواهيد نمود . اين سوالات و شبهات كه طرح كرديد به درد همان بهاييان دوزاري مي خورد ( البته از نظر اطلاعات امري) كه تنها كتب امري خوانده شده توسط ايشان در طول مدت عمر خود همان چند كتاب روحي بوده كه به هر صورت خوانده اند شايد پاي اين عزيزان را بلغزاند البته شايد .و الا اين داستانها كه شما مي گوييد تنها بر روي لبان فردي مثل بنده كه دو سال است روي ايقان هر هفته در مدت زمان معيني مداقه كرده ام و ديانت بهايي هم به دليل اين دو سال وقت گذاشتن بنده منقرض نشده و اكنون به ده صفحه پاياني ايقان رسيده ام لبخند مي آورد .ياس عزيز پرت و در آفسايد حرف مي زنيد و ايراد مي گيريد اصلاً ايقان را نفهميده آيد" اصلا شما در این مدت دین را نفهمیده بودید " و نخواهيد فهميد الا هنگامي كه لحظه اي چشمانتان را ببنديد و روح القدس در آن لحظه شما را به آنچه كه بايد رهنمون سازد راهنمايي نمايد مرا ، بهاييان را همه چيز را فراموش نماييد تا آن كه بايد در قلبتان تجلي يابد.
درباره علما هم بسيار جالب نظر داديد ، نمي دانيد علم بشري ، تكنولوژي ، دانش ، علم الهي و تجربه گرايي پوزيتيويستي به عنوان جريان اصلي و حاكم كنوني علم بشري چه تفاوتهايي دارد .اصلا داستان تطابق علم و دين اين نيست كه در سايت شما آمده هرچند دوباره نظر بدهم مي گوييد اين بهايي تطابق را قبول ندارد و نظرات شخصي ات چه ربطي به ديانت بهايي دارد و جوابهايم كه همه فحاشي است در مجموع برداشت هاي جديد من از ديانت بهايي زياد به مذاق شما سازگار نيست. برادر از سر كار كه آمدم غلط هاي ايقان را در حال خستگي خواندم به اعظمتر به معناي به قول شما بزرگتر تر است كه رسيدم خنده ام گرفت و خستگي ام دررفت ، عالي جنابان آيا واقعا به آنچه مي گوييد اعتقاد داريد؟ (جواب اين سوال را به خود بدهيد نه به من)
مطالب احمد جان يزداني روحي له الفدا را خواندم و سانسور ها را ديدم ...
(ویرایش سردبیر : بارها تذکر دادیم مطالب سیاسی را عنوان نکنید)
درباره آزادي بيان هم كه مطالبي در مورد محفل امريكا و ترد و نبود آزادي بيان گفته بوديد جاي تعجب است . آيا بهاءالله بزرگ ادعاي ايجاد آزادي بيان داشته ؟ آيا اصلاً هيچ ديني مي تواند ادعاي وجود آزادي بيان را داشته باشد ؟ در دين يك نفر آزادي بيان داشت ، پيامبر ، آمد همه چيز را گفت و رفت .آزادي مال ليبرال هاست .مال بلاد كفر است به ما چه ربطي دارد . به دين چه ربطي دارد . به قول استادي "آزادي بيان يعني آزادي همين الان" ، دين از آزادگي مي گويد حال آنكه تا دربند نباشي نمي تواني آزاده باشي وقتي پيامبر ايده را گفت من و تو ديگر دنباله رو ايده ايم و آزاد نيستيم هم ايده را برگردانيم و هم خود را معتقد به آن دين بدانيم.
درباره نسبي گرايي در ايده هم كه ديگر نمي دانم چه بگويم چون اصلاً شما نمي خواهيد معني آن را بفهميد باز مي گوييد فلان چيز را بنده به طور ضمني و تلويحي قبول كرده ام !!! اصلاً بنده كه ادعاي بهايي بودن ندارم اگر هم بهايي باشم با مسلمان شدم آيا ديانت بهايي رد ميشود. اصلاً رد و اثبات ايده چه ربطي به ما دارد ؟ اصلاً اگر حقيقت شعاع ساطع از تصادم افكار است آيا همواره شعاع ساطع از تصادم افكار هم حقيقت است ؟ آيا در بحث من با شما حقيقتي نهفته است ؟ اگر بهاييت چرت باشد آيا اسلام حكومتي بر حق است ؟ و پرسش اساسي آيا اصلاً حقيقتي در بيرون از ذهن وجود دارد ؟ درباره اين پرسش خودم هم دارم تحقيق مي كنم .هل من پاسخ يا ايها المدعي .
به اميد آزادي تا در ايراني آزاد (منظورم آزادي حقيقي است و نه سياسي)،تا با هر كس كه دستش به خود ديگران آلوده نيست ، در كنار هم زندگي نماييم در صلح و وحدت .
يك نامه براي آقاي سردبير گرامي جسارتاً به شكل خصوصي دارم تا حقايقي را در آن بيان نمايم چگونه مي توانم آن را ارسال نمايم تا به دست شخص شما برسد و در سايت در معرض سايرين قرار نگيرد. نامه ام درباره مطلبي خصوصي است و ربطي به اثبات ديانت بهايي دخالت در سياست ، فحاشي به اسلام و ... ندارد منتظر پاسخم. آقاي سردبير
Doctor July 1, 2007

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » یک شنبه 10 تیر 1386, 8:47 pm

جناب نوزدهساله.دوست داریم در باره آن چیز ها که گفتید تحقیق می کنید واقعا تحقیق کنید .
به نظر من ذهن شما از یک نفرت خاص پر شده که اجازه نمی دهد مستقل از حکومت مطلبی را بررسی کنید.مثلا از تحریف یک کتاب دینی سخن می رود به سیاست مربوطش می کنید و می گوئید چون دیگران سانسور یا تحریف می کنند پس تحریف بیت العدل هم ،مجاز و مشروع می شود !
از تناقضات و اغلاط کتابی مثل ایقان صحبت می شود به حکومت ربطش می دهید وتازه ادعای خواندن افلاطون و ...هم می کنید!
فرض کن دو نفر در سوئد یا ...دارند از تحریف و سانسور در کتب بهایی و اغلاط و تناقضات ایقان و ... صحبت می کنند باز به حکومت مربوطش می نمائی و از زیر جواب شانه خالی می کنی؟!
مطالب فلسفی ذهنت را آشفته کرده و نتوانستی راه خروج در مورد عالم ذهن و عین را پیدا کنی بویژه در بحث شیرین شناخت .کاش می شد در سایت مطالبی را برایت مطرح کنم تا ببینی خیلی بیش از آن چند کتابی که گفتی خوانده ایم و نوشته ایم...
به امید دیدار در فضای گفتگوی سالم و به دور از نفرت و پیش فرض ها...
از طریق ارسال متن یا میل سایت منتظر نامه خصوصی _که گفتی_ هستم.با احترام و عرض ادب.سردبیر
خرين ويرايش توسط 1 on Sardabir, ويرايش شده در 0.

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پستتوسط habibollah » دو شنبه 11 تیر 1386, 12:47 pm

آقای نوزدهساله، (چون با این که به شما گفته شده بود آقا مخالفتی نکردید، نوشتم آقا)
من به تازگی با این سایت آشنا شده ام. نامه های شما (که در این جا بود) و جواب هایی که به شما داده شده بود را خواندم. به قسمت های سانسور شده کاری ندارم، چه که پاسخ به قسمت های سانسور نشده روشن می نمود که به جای پاسخ به سؤالات، مطالب دیگری را مطرح نموده بودید!
به راستی جواب های شما فکر می کنید جواب آن سؤال ها بود؟ اگر یک بهایی این سؤالات را از شما بپرسد، با این پاسخ ها اشکالاتش حل می شود؟ بالاخره با گاو خواندن سیاهان آفریقایی، فحش دادن رهبران بهاییت به هم (با آن که نسبت فامیلی هم داشته اند)، ملجأ دادن خائنان، و بسیاری از اشکالات دیگر چه باید کرد؟ آیا یک پیغمبر الهی این چنین می‌گوید و این چنین رفتار می کند؟
آیا در پاسخ به اشکالات بهاییت باید گفت دین اسلام هم ایراد دارد؟! مگر دین اسلام را قبول ندارید؟ اگر شما قبول ندارید باید بدانید که دین بهاییت دین اسلام را قبول داشته و هیچ کدام از رهبران بهاییت تا آن جا که من دیده ام رد اسلام نکرده و تنها نسخ اسلام نموده است. درست است؟ فکر کنم بتوانید این را از استادتان بپرسید. آن گاه اگر از اسلام سؤالی داشتید هم از همو بپرسید. حتی اگر او هم این را قبول نداشت می توانید این سؤال را از دوستان دیگر بهایی (البته اگر بهایی دوزاری (اصطلاح خودتان) نیستند!) بپرسید.

نوزدهساله
پست: 22
تاریخ عضویت: پنج شنبه 24 خرداد 1386, 10:22 am

پستتوسط نوزدهساله » دو شنبه 11 تیر 1386, 5:06 pm

نامه بعد از آخر !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلامن عليكم
پاك نشدن ننگ را كه خودتان مي دانيد و ديگر تاكيدي ندارم .
از كار به خانه برگشتم دو ساعتي در خانه ام تا كار دوباره شروع شود و بنده براي خدمت به مسلمين عزيز از خانه دوباره خارج شوم. اولاً بنده با اسلام و مسلمين مشكلي ندارم . لحنم هم خيلي خوب و مودبانه و كتابي است (از بس كتاب زياد خوانده ام) اما برادر ، حاج آقا سردبير و يا س.س و يا هر چي .نمي دانم چه بگويم آقاي رئيس ، وقتي مي گويي "به نظر من ذهن شما از یک نفرت خاص پر شده که اجازه نمی دهد مستقل از حکومت مطلبی را بررسی کنی" صرف نظر از اشتباه بزرگي كه مي كني ، ذهن ساير مخاطبان را هم به اشتباه مي اندازي . برادر گرچه در نامه خصوصي ام به نكاتي چند از قوت و ضعف سايت شما خواهم پرداخت. اما يكي از بارز ترين آن نكات اين است جواب ياس به بنده نوعي آگاهانه از تحريف واقعيات است كه توسط شما تاييد و تشويق مي شود. نمي خواهم وارد ريز داستان شوم تنها به يك نكته اكتفا مي كنم . وقتي به نقل قول از نامه سانسور شده بنده مي گويد"در مورد پیوند بهاییت و اسرائیل همچون حلقه های یک زنجیر گفته :"رهبران آدم با اسراییل به فرض پیوند داشته باشند بهتر است ...تا باشد از این پیوند ها باشد!"" و شما هم اين تحريف آشكار از متن و جواب مرا در سايت آورده و مي گويي "فرض کن دو نفر در سوئد یا ...دارند از تحریف و سانسور در کتب بهایی و اغلاط و تناقضات ایقان و ... صحبت می کنند باز به حکومت مربوطش می نمائی و از زیر جواب شانه خالی می کنی؟! " آخر برادر انصاف ، انصاف ، انصاف. بنده شما را به حكومت وصل مي كنم و يا شما به جاي درج جواب بنده را به اسراييل وصل مي كنيد؟ كمي منطق بخوانيد از ارسطو ياد بگيريد !!! بابا يك جوري حرف بزنيد كه كمي فرض و گزاره نتيجه تان به هم ربط داشته باشند. در سوئد آيا اين گونه متون را با معيار هاي دوگانه سانسور مي كنند؟ بنده مي گويم يك دين در زمان و مكان خاص مي تواند براي يك شخص خاص به طور نسبي بهتر از دين ديگري باشد. من در باره زمان حال و كشور ايران و خودم و شما مقايسه اسلام حكومتي و ديانت بهايي مي گويم . شما موضعت را روشن كن شما در سوئدي و دغدغه تناقض در دين بهايي داري ؟ در اسراييلي و مشكل تبليغ كردن داري؟ در تهراني و از پمپ بنزين حفاظت مي كني ؟ سوالي كه مطرح مي كني به سوئدي ها چه ربطي دارد شما سوال خودت را بگو تا بنده در مقايسه بهتر را روشن سازم ؟ بحث نسبي گرايي است ، اين نسبت در سوئد شايد چيز ديگري باشد .مگر يك گزاره مطلقاً درست در همه زمان ها و مكان ها داريم؟ اصل بحث را در نامه خصوصي ام مي گويم كه آن اصلاً نفي بحث است. آنكه بهاءالله بزرگ فرمود تا متعرض ديگري نشويم و به جدل نپردازيم.

آقاي habibollah وقتي مي گويد "به قسمت های سانسور شده کاری ندارم، چه که پاسخ به قسمت های سانسور نشده روشن می نمود که به جای پاسخ به سؤالات، مطالب دیگری را مطرح نموده بودید!" يعني در آغاز تكليف را روشن كرده اي !!!! قسمت هاي سانسور شده شامل كلمه17347 از 21274 كلمه اي است كه بنده در اين سايت نوشته ام يعني 82% از متون بنده. وقتي تو تنها نكات كليدي و اصلي و فراز هاي نوشته و نكاتي كه منتقد مسلمان حكومتي از ديانت بهايي را له مي كند نمي خواني ، وقتي شستشوي ذهني شده اي كه حقيقت در ذهن توست و چون در ذهن توست در ذهن ديگري دگر انديش جاي ندارد نتيجه اش مي شود همين خفقان و سانسور.(در نامه اول ادعاي بي سوادي و بلد نبودن اعداد را كردم حالا مي توانيد مدعي شويد كه بنده هم مانند رهبران بهاييت تناقض در نوشته هايم موج مي زند همان طور كه مدعي هستيد مانند آنان مهمل مي گويم و اين عبارت را حمل بر فحاشي به مقدس ترين متون مذهبي يك دين نمي دانيد چون فحاشي به اسلام حكومتي خط قرمز دارد ولي فحاشي به ديانت بهايي نتنها خط قرمز ندارد بلكه تشويق و اضافه كاري و پاداش هم دارد....(حذف بدلیل توهین)

از برادران عزيز مي خواهم جواب بنده را در سايت ندهند ...(حذف به دلیل توهین )... چون بنده كه ديگر جواب نمي دهم و يك طرفه حرف زدن عدالت را بيش از پيش توسط شما مخدوش مي گردد اگر عدالتي در بيرون از ذهن ما اصلاً وجود داشته باشد.
Doctor July 2, 2007

نوزدهساله
پست: 22
تاریخ عضویت: پنج شنبه 24 خرداد 1386, 10:22 am

پستتوسط نوزدهساله » دو شنبه 11 تیر 1386, 5:20 pm

جناب سردبير عزيز عنايت بفرمايد
لطفا يك آدرس ايميل براي بنده در همين قسمت درج نماييد تا يك فايل ورد را بتوانم براي شما ارسال نمايم فكر مي كنم نامه ي بنده نامه مهمي است و حقيقت را چون روز روشن مي نمايد.
هر چه خواستيد در اين مدت گفتيد و در پايان فرمودي با احترام و عرض ادب.سردبیر!!!!
(حذف به دلیل اهانت)
با عرض ادب و احترام مضاعف Doctor

نوزدهساله
پست: 22
تاریخ عضویت: پنج شنبه 24 خرداد 1386, 10:22 am

پستتوسط نوزدهساله » دو شنبه 11 تیر 1386, 7:57 pm

جناب سردبير عزيز عنايت بفرماييد:
1 آدرس ايميل جهت ارسال فايل ورد را در اين مكان لطفاً قرار دهيد.
2 تكذيبيه جهت مطالبي كه به نام توهين و اهانت حذف شده بنده كه معني توهين را بالاخره نفهميدم!

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » دو شنبه 11 تیر 1386, 8:27 pm

در مورد نامه آخر

1-الحمدلله بر اعصاب خود مسلطیم و وجود امثال نوزدهساله ما را از مسیر خود بسوی عکس العمل متقابل و مشابه اونمی کشاند چون یقین داریم وقتی بیست ساله بشود جور دیگری خواهد شد! نامه آخرش راهم درج کردیم البته با چند مورد حذف ضروری توهین ها و فحاشی ها.چنانکه می بینید او مدعی است کتاب زیاد خوانده است وکاملا مودب است{که از علامت تعجب ها یش در اول نامه و اهانت ها و املای سلامن (!) این مطلب هویداست}
2-گفتیم نفرت در وجود او همه مسائل علمی را در ذهنش سیاست زده کرده و ایجاد تشویش فکری نموده که خود شاهدید. کسی هم او را به اسرائیل وصل نکرد بلکه عین سخن او را کپی کرد که ارتباط با اسرائیل را بر ارتباط با کشورهای مسلمان ترجیح داده است.
3-فرضیه "نسبیتش "هم که کشف بین المللی اوست مزید بر علت است!
گفته است:"بنده مي گويم يك دين در زمان و مكان خاص مي تواند براي يك شخص خاص به طور نسبي بهتر از دين ديگري باشد."! فکر کرده دین الهی کالا یا الگو یا ساختاری است که بشود در زمانها و مکان هاو برای آدم های متفاوت هزاره سوم مختلف و نسبی باشد(!) و خداوند چند دین را در عرض هم در یک قرن قرار داده تا هرکس متناسب با شرایط نسبی خود یکی را برگزیند وچند سال بعد هم عوض کند!
(در این وسط مصادره به مطلوب هم کرده وقبل از اثبات بهائیت ،آن را لای ادیان الهی جازده است!) شرط زمان راهم در این نسبیت قرار داده و عامل تغییر دین شمرده نمی داند که بهائیت مدعی است دوره او حداقل 500000سال و حداکثر 365000000 سال دوام داردو احکامش عوض نمی شود!!پیدا کنید تغییر مقتضیات و نسبیت را !
4-از سانسور گفته که حقیقتا هر چه گشتیم جز همین کشف نسبیت مطلب دیگری جز اهانت های زننده و فحاشی و نفرت چیزی در نامه هایش نیافتیم.اگر مطلبی داشت در این نامه آخر می گفت یا اگر دارد بگوید.سایت بهائی پژوهی نشان داد قدرت تحمل و پاسخگوئی 52 صفحه مطالب امثال ایران را دارد (تازه ایران فکر کرده نوزدهساله ساخته ماست و لابدشعبده بازی است برای گرم کردن سایت!) شما و امثال شما مطمئن باشید ما برای شنیدن مطالب علمی و مستند کاملا سعه صدر لازم را داریم...
5-چنانکه عرض شدایمیل سایت آماده در یافت متن شماست:
info@bahairesearch.org
دعاگوئیم.

sattarali
پست: 3
تاریخ عضویت: شنبه 30 دی 1385, 3:32 am

پستتوسط sattarali » چهار شنبه 13 تیر 1386, 6:36 pm

جناب سردبیر:
چرا نوشته های نوزدهساله را برمی دارید؟ شب می خوانیم و صبح همه را برداشته اید. اگر نوشته ای را بر می دارید پس باید انتقادات در پی آن نوشته را هم اجازه ندهید. اصل مطلب را که نوشته نوزدهساله است برداشته اید اما پاسخها و انتقادات دیکران را گذاشته اید. این باعث گیجی خواننده می شود.

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » چهار شنبه 13 تیر 1386, 10:27 pm

ستارعلی عزیز
نامه هائی از او که به جهت عبور از خط قرمز مشکلی ایجاد نمی کرد درج شد.چند نامه هم با عنوان نامه آخر (!)نوشت که آوردیم با اینکه هردفعه می گفت این دیگر آخر است!امروز هم بعد از آخر چیزهای تکراری و حاوی همان سبک ارسال نمودکه بهمان ادله و اینکه سایت را ارگان مطالب خود نداندکنار گذاشتیم تا در یک موقعیت مناسب به عنوان نمودار تربیت بهائیانی امثال نوزدهساله و بی مایگی علمی آنها ارائه کنیم.پاسخ ها هم جز در یک مورد همراه اصل نامه است.شما اگر بحثی مورد نظرتان است مطرح بفرمائید.

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » پنج شنبه 14 تیر 1386, 2:34 pm

جناب نوزدهساله ،"وحدت عالم انسانی "بهائیت را پی بگیرید که موضوع این تاپیک است.
مسائل سیاسی و بی ربط به تاپیک ارسال نکنید.تهدید هایتان را هم عملی کنیدکه دلیل محکمی بر مظلومیت سایت است که بهائیانی چون شما بجای بحث علمی از بستن سایت دم می زنند و تهدید می کنند!مطلبتان چون ربطی به موضوع تاپیک و بحث علمی در وحدت عالم انسانی نداشت بایگانی شد.اگر مدافع بهائیت اید تیغ برهان از نیام دانش بر کشید و تناقضات وحدت در بهائیت را به سلاح بیان نه از نوع نسبی افلاطونی که قطعی بیت العدلی گردن زنید تا در بر پاشنه یقین چرخد و مدعی برنامه 365 ملیون ساله برای بشریت از فقر اندیشگی برون آیدو از دریچه پژوهش منظری مقبول یابد!

نوزدهساله
پست: 22
تاریخ عضویت: پنج شنبه 24 خرداد 1386, 10:22 am

پستتوسط نوزدهساله » پنج شنبه 14 تیر 1386, 4:35 pm

سردبير گرامي شما را به خداوند بزرگ مي سپارم . انشاءالله موفق و مويد باشيد .
به اميد روزي كه در سايه وحدت در كثرت همه بتوانند حرفشان را بدون سانسور شدن توسط ديگران بزنند.
برادران تكبير بلند بفرستند ..... تكبير !

sattarali
پست: 3
تاریخ عضویت: شنبه 30 دی 1385, 3:32 am

پستتوسط sattarali » پنج شنبه 14 تیر 1386, 5:34 pm

جناب نوزدهساله:

قبل از قطع ارتباط با سایت، مایل هستم خصوصی با شما تماس بگیرم. آیا راهی هست که بتوان باشما از طریق ایمیل تماس گرفت؟.
با تشکر


بازگشت به “دست آورد ها و تعالیم”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان