وحدت عالم انساني

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » سه شنبه 22 خرداد 1386, 5:42 am

جناب ایران !
تهمت ها و اهانت های شما را به خداشکایت می بریم. همین!

نوزدهساله
پست: 22
تاریخ عضویت: پنج شنبه 24 خرداد 1386, 10:22 am

پستتوسط نوزدهساله » پنج شنبه 24 خرداد 1386, 12:04 pm

الله ابهي خدمت همه شما دوستان عزيز عرض مي نمايم به همه شما اعم از آنان كه مي دانند و آنان كه نمي دانند !! نه آناني كه وا مي نمايانند كه نمي دانند ، آنان كه پول مي گيرند تا ندانند! آري آناني كه تحقيق مي نمايند و وامي نمايند كه مي دانند حال آنكه ، آن كه مي داند را ديگر چه نيازي به تحقيق است !! آنكه نمي داند و يا مي خواهد بيشتر بداند تحقيق مي كند نه آنكه همه چيز را مي داند!!! نه آنان كه عالمند و نه آناني كه ندانسته پاسخ مي دهند!! و چه سريع پاسخ مي دهند "پاسخی به مهرنامه ایران (قسمت اول و دوم )تنها پس از چند ساعت و نه هفتاد روز در همین جا گرفته بودی" نقل از ياس از ارادتمندان! سايت شما در سايت شما صرف ادعا مبني بر دليل است پس من هم ادعا مي نماييم كه شما نمي دانيد و شما بايد اثبات نماييد كه مي دانيد! گر چه كه اين امر از تحقيق به دور است اما اين روش شما ، در سايت تحقيقيتان است ، شما همواره پيش فرض داشته و داريد .شما مي گوييد بياييم تحقيق كنيم تا اثبات شود بهاييت بر حق نيست حال آنكه اين امر -بر حق نبودن بهاييت- پيش فرض شماست محقق نبايد خود ، پيش فرض داشته باشد .همه ما و شما بايد همواره در باب خودِ حقيقت تحقيق نماييم نه چيزي كه ابژه حقيقت است، شما لازم است پي جوي حقيقت باشيد تا در ذيل آن معلوم شود بهاييت و اصول آن در راستاي حقيقت قرار دارد يا نه "موضوعات تحقيق كه امور واقعي براي نوعي تحقيقند دسته هايي از رويداد ها يا شرايطي اند كه در ذيل نوعي توصيف اند ، توصيفات مورد نظر به وسيله گرايشي تعيين مي شود كه تصميمات مربوط به تحقيق را كنترل مي كند"1 اما شما آن هنگام كه حتي در مورد حقيقت هم تحقيق مي نماييد اين امر را به آنچه مي پنداريد بر حق است تقليل مي دهيد ، در واقع تفسير شما از حقيقت همان چيز هايي است كه در فرهنگ و دين و جامعه ما بر حق بودن آن ها پيش فرض است ، شما در باب حقيقت تحقيق نمي نماييد ، بلكه در باب مصداق هاي حقيقت مورد قبولتان قلم مي زنيد و اين پيش فرض ها مانع از درك بودن و يا نبودن امري –مثلاً اصول بهاييت و يا اصول اسلام -در راستاي حقيقت است. در واقع با داشتن پيش فرض خواسته و نا خواسته بر نتيجه تحقيق تاثير مي گذاريد. حقيقت فراي همه ماست نه قابل اثبات است و نه نيازي به اثبات آن وجود دارد .باز هم تاكيد مي نمايم شما لازم است پي جوي حقيقت باشيد تا در ذيل آن معلوم شود بهاييت و اصول آن در راستاي حقيقت قرار دارد يا نه ، نه در راه اثبات حقيقت. شايد اگر همه پيش فرض ها را اسلام نوع حكومتي2 آن در جامعه ما تعيين نكرده بود -همان قرائت از اسلامي كه شما بر حق بودن آن را به سادگي مي پذيريد- به اين سادگي ها قابل اثبات نباشد. اما اين بار برحسب خواست شما بر تحقيق به روش شما كه ادعاي علمي بودن هم براي آن داريد !!!! به تحقيق خود در راستاي بر حق بودن بهاييت و يا اسلام مورد تاويل شما مي پردازيم پرداخت فضلا علي الرجال و النساء ، در ضمن در همين ابتدا تكليف را روشن نمايم كه من به وجود تساوي حقوق زن و مرد در ديانت بهايي اعتقادي ندارم و از اين رو هم نام عباد را پيش از نساء آورده ام .ديگر نيازي به لينك هاي عجيب و غريب در سايت شما جهت اثبات نبود تساوي حقوق در ديانت بهايي نيست !! چه كه واضحاً داريم اعتراف مي نماييم كه به تساوي حقوق زن و مرد اعتقادي نداريم و در اين زمينه ادعايي نداريم ، ادعا جاي ديگري است كه به آن هم خواهيم پرداخت يعني اينكه تساوي در ديانت ما بيشتر از اسلام رعايت شده و هدف بلند مدت ما رسيدن به تساوي كامل است اعتقاد داريم كه بايد با تربيت، بشر به جايي برسد كه عدم تساوي را نادرست بداند و تا اين راه مسيري طولاني باقي مانده3 و بايد طي شود پس همان طور كه ادعا مي نماييد مساوي نبودن سهم ارث بين دختر و پسر متوفي در صورت نبود وصيت نامه ي او ، كاملاً دليل عدم وجود تساوي بين زن و مرد در ديانت بهايي است و در اين امر هيچ تفسير و تاويلي وجود ندارد. اما ادعا بر اعتقاد به وجود و رعايت اصل تساوي بيشتر از اسلام امر واضحي است كه در دين ما وجود دارد يعني بنده ادعا مي نمايم كه امروزه در قوانين ديانت بهايي حقوق بيشتري به خانم ها داده شده است و در مجموع رعايت قوانين بهايي براي جامعه بسيار بهتر از رعايت قوانين سركوب گر و بسته اسلام حكومتي ....

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » جمعه 25 خرداد 1386, 10:19 am

دوست جدید
ورود شما را خوشامد می گوئیم با اینکه با اعتراض و اهانت به "بهایی پژوهی آغاز کردید!
از خط قرمز سایت و قوانین پذیرفته (اگر چه نانوشته )آن که دوستان بهایی مثل اسپرینگ و میلی و بهایی و پدرو و پدرام و ایران و ...با آن آشنا بوده و هستند( و آن عدم ورود به مسائل سیاسی و نقد واهانت به حاکمیت است )عبور کردید که نا گزیر از حذف شدیم.صرفا به مسائی علمی در نقد بپردازید که سایت نشان داد تاب مطالب حتی بیش از52 صفحه ایران را دارد و آنها را بی کم و کاست می آورد و پاسخ فوری نه هفتاد روزه می دهد. جهت اطلاع کاربران عزیز عرض می کنم سخنان نوزده ساله(!!) تکرارحرف های ایران بود و فقط یک نکته متفاوت داشت و ان اینکه رسما گفته بودند به تحقق تساوی حقوق رجال و نسا در بهائیت و عدم دخالت در مسائل سیاسی اعتقاد ندارند!!!نمیدانم این جسارت را دارند که اسم و شماره تسجیل خود را شجاعانه به بیت العدل (بدلی به قول حبیب)اعلام کنند و با سربلندی حکم طرد را پذیرا باشندو مثل ازادگانی همچون صبحی به فطرت آزاده خود باز گردند یا الان که اسم مستعار است می گویند بهائیت به تساوی حقوق رجال و نسا از تعالیم دوازدهگانه ملتزم نیست و اعتقاد ندارد و آن را رعایت نکرده و...!!
در مورد "حقیقت جویی" و پژوهش قبلا پاسخ گفته ایم و با افتخار می گوئیم بزرگترین پایگاه بهایی پژوهی درجهان مجازی هستیم که بطور دو طرفه شبانه روز بی محابا در اختیار بهایی پژوهانیم کاری که تشکیلات بیت العدل با شعار تحری حقیقت در عصر ارتباطات هنوز جرات نکرده انجام دهد و یک سایت دوطرفه بنیاد گزاردوافرادی مثل شما و ایران از بی جایی به ما پناهنده می شوند تا آزادانه حرفی بزنند(!!) و تا پژوهشگران از این سخن روحیه ماکسول سوال کنند که چرا گفته" سرنوشت ما و اسرائیل همچون حلقه های یک زنجیر به یکدیکر گره خورده است" تا ایرانیان تکلیف خود را با بهائیت بدانند همانطور که با اسرائیل می دانند...
اگر افراد ایرانی بیت العدل جواب شما را نمی دهند به انگلیسی ایمیلی به بقیه نه نفر بیت العدل بزنید شاید پاسخی گرفتید.دعوت به مناظره سایت را هم که قبلا دوستان این سایت به انها داده بودند مجددا از طرف ما به انها عرض کنید شاید فرجی حاصل شد وپذیرفتند تا در یک فضای آزاد همه سوالات را که دارید و داریم پاسخ گرفتیم.آرزو بر جوانان عیب نیست!!

ali82
پست: 65
تاریخ عضویت: یک شنبه 13 اسفند 1385, 3:45 pm

پستتوسط ali82 » جمعه 25 خرداد 1386, 4:50 pm

جناب نوزدهساله

بنده كه هرچه متن شما را خواندم اول و آخرش را پيدا نكردم. ظاهرا در نوشتن اين متن خواسته ايد همچون رهبرانتان به نوعي مهمل گويي كنيد و بي ربط و نامربوط صحبت كنيد كه هيچكس درست نفهمد كه در واقع اصلا چيزي براي ارائه نداريد و فقط جملاتي را به هم چسبانده ايد تا اظهار وجود كنيد. ( دقيقا همان كاري كه رهبرانتان در كتابهايشان انجام داده اند.)
شايد هم به خاطر كم سن و ساليتان است كه درست نمي توانيد منظور و مقصود خود را بيان كنيد!!

به هر حال اين تاپيك مربوط به بحث وحدت عالم انساني است كه در مطالب شما اصلا اشاره اي به آن نشده است.

در ضمن در اينجا ما به دنبال عقيده ي شخصي شما نيستيم كه شما اعلام كرده ايد من خودم تساوي حقوق زن و مرد را قبول ندارم بلكه به دنبال مطالبي هستيم كه رهبرانتان در اين مباحث عنوان كرده اند و آن را ملاك قرار مي دهيم و روي آن صحبت مي كنيم. ( اين طور كه شما فرموديد ظاهرا در دين شما هركي هرچي خودش دوست داشته باشه رو به عنوان عقيده قبول مي كنه و به تعاليم بهااله و عبدالبها كاري نداره بعدش هم ميگه دين من بهتره چون اين تساوي حقوق زن و مرد در آن بيشتر رعايت شده!!!)

به شما پيشنهاد مي كنم بجاي اينكه اينقدر دنبال اثبات عدم حقانيت دوستان اين سايت باشيد كمي هم در جهت اثبات حقانيت بهاييت تلاش كنيد.

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » یک شنبه 27 خرداد 1386, 3:21 pm

جناب نوزدهساله
متاسفیم که ملاحظه مصالح سایت را نمی کنید و با عبور از خط قرمز های سایت ،ما را مجبور به حذف می کنید تا سایت دچار تعطیلی نشود.صبح امروز باز مطلب مفصلی مثل قبلی بلکه تند تر و اهانت آمیز ترو آکنده تر از فحش و مالامال از اسلام ستیزی و...فرستادید که حذف شد. ما هزاران صفحه در تالار های گفتگو مطلب از بهایی و غیر بهایی داریم که مودبانه مطرح شده اند و حذف نشده اند .اصرار شما بر این روش معنای خاصی دارد و ما برای حفظ سایت عکس العمل نشان می دهیم.از دید پژوهشگران هم محکومید که بجای بحث علمی خود را در حد نوکر فحاش پایین می آورید .
امیدوارم شان علمی بایسته پژوهش را شیوه خود نمائید نه قلم به مزدی یاجهل مداری.
خرين ويرايش توسط 1 on Sardabir, ويرايش شده در 0.

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » یک شنبه 27 خرداد 1386, 3:22 pm

چرا آشفتگی ؟!

نوزده ساله باز هم اشتباه قبلی را تکرار نمود ومتنی سرشار از کینه و اهانت و فحاشی و بی حرمتی به اسلام که مصداق کامل اسلام ستیزی بود ارسال نمود با این قصد که وقتی عبور او از این خط قرمز منجر به حذف شد داد سانسور بزند چنانکه زد.این حربه زنگ زده را قبلا میلی یا ادمین فعلی ساغر سانسور چی و یکبار شکسته (!) بکار برد ورسوا گردید حالا نوزدهساله می خواهد بکار برد ولی ناشیانه!زیرا فحاشی های یک ترسو ی با نام مستعار به حاکمیت با نشان جعلی برای او مشکل ایجاد نمیکند بلکه منجر به ایجاد مشکل برای سایت می شود و تعطیلی سایت، بیت العدل را خرسند می سازد که بزرگترین سایت پژوهشی در جهان مجازی به زبان فارسی تعطیل می شود که آنروز روز جشن نوزدهساله هاست که ناخرسندند از :

افشاشدن تناقضات بهائیت
و پیوند نا گسستنی اش با اسرائیل (که بقول روحیه ماکسول همچون حلقات یک زنجیر بهم متصلند)
و نواخته شدن کوس رسوائی بیت العدل جعلی بقول بهائیان ارتدکس
وترور های بهاءاله و دعواهای پسرانش بر سر قدرت
و اغلاط ایقان و ترهات بیان در کتابسوزی کتب غیر بیان
و اهرمن را فرشته شمردن و گرگان خونخوار را غزالان ختن دیدن
و سیاهان افریقا را گاو دانستن
و دختر را کنیز شمردن و بعنوان پاچه خواری برای ازل فرستادن
و رسوائی مجازات قرون وسطایی طرد برای مخالفان و آزاد اندیشان
و روبرو شدن با موج فزاینده خروج از سیطره بیت العدل ایکس بهایی ها
و تشرف امثال مهناز رئوفی ها به اسلام
و رو شدن جوسازی های دروغین و افشای حیله قدیمی مظلوم نمائی ها و خودزنی ها وسامان دادن بزرگترین تشکیلات برای شبهه پراکنی و اسلام ستیزی بطور مخفیانه
و جاسوسی برای اسرائیل در هندو...
و همراهی با بی بی سی نماد بریتانیای کبیر
و...

از روی عجز رضایت داده که ادعای تساوی رجال و نساءدر بهائیت دروغی بیش نیست !!

نفهمیده که با این اعتراف خودش را به قعر چاه انداخته است زیراچاره ای نیست این تشریع دردیانت جدید باید با یک دین جدید دیگری نسخ شود و این بار دینی بیاید که واقعا تساوی بر قرار کند!
زیرا اولا تغییر احکام اقدس که ممکن نیست وثانیا ولی امر هم که عقیم بود و ثالثا بیت العدل هم که اجازه تغییر احکام اقدس را ندارد پس این دین ناقص که نوزدهساله تساویش را قبول ندارد طبیعتا باید به موزه آپارتاید برود تا با این عدم تساوی ها و تبعیض نژادی ها(گاو خواندن سیاهان افریقائی)از صفحه تاریخ محو شود!

همچنین از روی عجز پذیرفته است عدم دخالت در سیاست تعلیم نادرستی است !!
و باید در سیاست دخالت کرد و نباید گرگان خونخوار را مانند عبدالبها غزالان ختن شمرد و اهرمن را ملائکه محسوب کرد(!) و نباید به همه محبت نمود بلکه باید به ایرانی ها که لاطائلات آنها را که بعد از 160 سال تبلیغ نمی پذیرند فحاشی نمودو از اینکه ایران که مهد امرالله می نامیدند که ظرف یکقرن همه بهایی شوند و نشدند به زمین وزمان دشنام دادو قبل از همه از اسلام ،انتقام گرفت که تعالیم جاودانه اش دل 70 ملیون ایرانی را به خود جذب نموده و حاضر نیستند علیرغم همه ترفند های استعماری و تبلیغی بیت العدل انرا رها کنند و به بچگی امثال نوزدهساله مامور از جانب حلقه های یک زنجیر(اسرائیل و بیت العدل) پوزخند زنند!
ونفهمیده اگر شعار فوق ازتعالیم دوازدهگانه شان حذف شود بزرگترین استراتژی برای نفوذ در کشورها ی جهان و راه ورودمزورانه در حاکمیت ها مثل زمان شاه را از دست می دهند...

یکبار هم به ایران گفته شد فحاشی جهد العاجز است.حرف علمی داشته باشند در چهل تاپیک علمی مودبانه مطرح می کنند و مثل هزاران صفحه گفتگو ی تالارهای سایت در مظان نظر پژوهشگران قرار می دهند چنانکه ملجا همه پژوهشگران شده است و بر آن می بالد.

وقتی نقشه های کسی نقش بر آب می شود دیوانه وار فحاشی می کند .
نه عضو بیت العدل که نوزدهساله نماینده و نشان آنهاست مگر نقشه های خود را نقش بر آب دیده اند که اینگونه پریشان و آشفته شده اند!!

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » دو شنبه 28 خرداد 1386, 5:27 pm

نامه سوم

نامه سوم نوزدهساله به همان سبک ،حاوی اهانت و فحاشی به سایت و حاکمیت بود!
آیا این آقا یا خانم کوشا نمی تواند بیاموزد در یک سایت علمی بدون تعرض به مسائل سیاسی حرف مستند به کتابهای بهایی بزند و اگر حرفی دارد علمی بیان کند؟!
مثلا در این تاپیک که وحدت عالم انسانی است تناقضات موجود در کتب بهایی را پاسخ دهد که چرا عبدالبها در جایی گفته به همه محبت کنید حتی گرگان خونخوار و اهرمنان و در جای دیگر گفته حماقت است اگر به همه محبت کنیم!
بجای پرداختن به این مطالب مستند و علمی ،اهانت به سایت و دیگران (که حتی اسکناس کشور هم از این فحش ها بهره مند می شود!) راهگشاست؟!
آیاتروریست خواندن مسلمین مشکلی از بهائیت حل می کند در حالیکه محققان این سایت شواهد تروریست بودن بهاءاله را مستندا از کتاب خواهر او نشان داده اند؟!

در آخر هم جناب نوزدهساله ،سایت "بهایی پژوهی" را تهدید کرده اند هک کنند! تهدیدی که ماهها قبل میلی عاجز از جواب علمی ادعایش را کرده بود اما جز ناتوانی چیزی نصیبش نشده ورسواشده بود!
همان آواز بر آمده از طبل توخالی!
به فرض که این سایت راهم هک کنید بهائیت ثابت می شود؟!

عصر بیداری آغاز شده است.حرف علمی نداشته باشید تا ده سال دیگر تعدادتان از هزارنفرمزد بگیران بیت العدل فراتر نخواهد بود که شما به نوکریش دوبار اعتراف کرده اید و بر نوکران حرجی نیست!!
مطمئن باشید در عصر بیداری بذر "بهایی پژوهی"هزاران جوانه زده که شکوفه هایش گل اگاهی را همه جای دنیا خواهد پراکند که در فضای اینترنت دهها نمونه آن را توسط جوانان این مرز و بوم هم اکنون شاهد هستید و روز به روز رو به تزاید است .

تهدید کنید ، اگر توانستید هک کنید ،ببندید، فرض کنید با اسرائیل متحد بیت العدل( بنا به گفته روحیه ماکسول همسر شوقی افندی رهبر سوم بهایی) بتوانید ایران را مثل مغول هااشغال نظامی کنید،مطمئن باشید ایرانی جز با منطق حرفی را نخواهد پذیرفت .اگر مغول ها با اشغال ایران توانستند فرهنگشان را در ایران جایگزین کنند اسرائیل و متحدانش (بفرض محال پس از اشغال نظامی) خواهند توانست فرهنگ خاصی (!) را در ایران جایگزین کنند.
هیهات!!

Iran
پست: 20
تاریخ عضویت: سه شنبه 18 مهر 1385, 2:12 am
تماس:

پستتوسط Iran » سه شنبه 29 خرداد 1386, 3:17 am

سردبیرگرامی ویاس گرامی وسایردست اندرکاران باندگ"دات آی آر" راازصمیم جان قربان می روم! به یاد"شیّبتنی الایتان" حضرت محمد روحی وقلبی وجسمی فداه افتادم.راستی آیا ایشان ازشماراضی هستند؟!! قسمتان می دهم به خون آزادهءکربلا که دراین پرسش تعمق کنید! پا سخش را هم نمی خواهم.فقط برای این که مثل همیشه متوجهتان نمایم که نجات شما ازچنین گرداب بی انصافی وریاکاری ودروغ گویی, فقط بستگی به این دارد, تکرارمی کنم. چندنکته راعرض می کنم.1_ معنی توهین وفحاشی راازلغت نامه درسایت بگذارید.2_ آقای سردبیر چرابه اعضای باندتان تذکرنمی دهیدازموضوع بحث خارج نشوند؟!! البته اگرچک کنید درهمین تاپیک به بهائیان تذکرداده ومی دهید.3_ نترسیدونامهء اول ومطلب ماقبل آخرمرا نیزعیناً درسایت گذارید!!!4_ متعجبم که مدعی هستیدسریع جواب می دهید!!! چه حسنی ازسرعت اقلام مبارکهء جویا ویاس و...حاصل شده؟!! دوستان عزیز! متفکران عالم_ازجمله متفکران عزیزمسلمانی که شبیه شمانیستند_ عکس نظرشمارادارند! آنها معتقدندکه بایدباتفکرنوشت ونه طوطی وارحرفای تکراری حجتی ها وامثال ایشان را بیان کرد! دقیقاً به همین علت است که آنچه ازقلم وهم وکذب وگمانتان طراوش نموده,حقیقتاً حاکی ازدرون کوزه است!!! 5_ آمارحقیقی ازرشددیانت مقدس بهائی, عکس آمارشماست!!! سایت شما پناه بنده نیست! والا دراین اواخربیشترسرمی زدم! کارهای مهم تری دارم! مشغول استقبال از"جمع مستانم که اندک اندک ازسراسردنیادررهند"!!!اگرازدنیا بی اطلاعید, لااقل حتماً ازاحکام صادرهء جمهوری اسلامی عزیزدراین مورددربارهءبهائیان ایران مطلعید!!! عکس آمارشماست!!!6_ چقدرخوشحالم که ادامهء این تاپیک باعث شدکه دست شما کاملاً روشود. عزیزان بنده فکرمی کردم امورمربوط به مهنازرئوفی به امثال سایت"بهائیزم ایران" واگذارشده وسطح سایت شما باآن همه ادعاهایش بسی برترووالاترازاین حرف هاست, چه که بالاخره شما نسبت به دوستان نامهربان پس ازانقلاب اسلامی ایران, چندپیراهن ِ"حجتیه" و"عبادصالح" وغیره بیشترپاره کرده ایدوکارکشته تریدودست گل به آب نمی دهید!!! حال آنکه مشخص شده چنین نبوده ونیست!!! صحبت ازمحیط طباطبائی وصبحی وامثال آنانکه محبوب سایت شماشده اند_ ومعلوم نیست ارواحشان درعالم بالا ازاین امرخوشنوداست یانه؟!!_ مثل سایرتاپیک هایتان تکراری وازکارافتاده است! چنانکه اکاذیب صهیونیستیتان نیزچنین است! عزیزان من امروزه دیگرحتی غیربهائیان نیزدربارهء دروغ بودن اتهامات شما مطلب می نویسند! کی بیدارخواهیدشد؟!! پرداختنتان به اموروتهمت های سیاسی قدیم وربط آن به امورسیاسی روز, خودحاکی ازاین است که درادامهء مباحث کهنه وکلیشه ای ده های 20 به بعدشمسی تاحال, که اساس اولیهء سایتتان را تشکیل می دهد, دچارمشکل شده اید! 7_ ازترستان ازبسته شدن سایتتان توسط حکومت به خاطرمسائل سیاسی نوشته اید!!! سبحان الله ثمّ الف سبحان الله!!! "دات آی آر" وترس؟!! آه که وقت نیست دوباره آیات واحادیثی را که درتماس های قبلی برایتان نوشته ام تکرارکنم ! آه که چقدردروصف شماست!!!8_ عزیزانم ساغروبی بی سی ونیونگاه ونوزده ساله وپدرام و...رابه رخ این عبدنکشید. اینجا بنده ازشماچیزهائی خواسته ام که ازآن طفره رفته اید.راجع به مناظره هم خارج ازحدودشأنتان نوشته اید.فعلاً قاچ زین این مباحثه رابگیرید, سواری پیشکشتان! بنده تاپای چوبهء داربرای مناظره حاضرم!!! قبلاً هم نوشته ام!!! آن رادرسایت نگذاشتید!!!9_ مجدداً پیشنهاد می کنم تمام مطالب بنده راازاول تاحال بلا استثناء درکتابی منتشرفرمائید!!! سریع!!! منتظرم!!!نترسید!!! ازجمهوری اسلامی نترسید!!! مانندبهائیان شجاع باشید!!! می توانید مثل ایشان بدون درگیری درمشاجرات حزبی حرفتان رابزنید!!! اگرمثل بهائیان کشته شدیدویازندانی شدیدویاازکاروتحصیل اخراج شدیدنیزنترسید!!! مگرادعا نکردیدسربازان امام زمان هستید؟!! بسم الله!!! محک قران برای صحت قول وخلوص, طلب مرگ است!!! عجّلوا ولا تخافوا!!10_ مطمئن باشیددوست حقیقیتان منم! ترکتان نخواهم کرد! ولی به عللی که ان شاءالله روزی خواهم گفت, فعلاً بیش ازاین نمی توانم برایتان بنویسم. پاسخ همهء تاپیک های سایتتان درآثاربهائی موجوداست. محققین دل پاک وبی ریا وخالص وصادق ازاین آثارمشغول دریافت حقایقند. امیدوارم شما نیزتغییرروش دهیدوازخواب گران بیدارشویدوخدای ناکرده آنقدردرلجبازیتان باقی نمانیدکه مجبورشویدطبق پیشبینی های حضرت بهاءالله ارواح البهائیین له الفدا ,درآینده علیه دین بهائی بامخالفین دیانت بهائی ازدیگرادیان ومذاهب وفرق مذهبی وسیاسی ائتلافاتی کنیدکه مخالف رضای حضرت رسول ص باشدوآبرویتان تمام وکمال برود! نصیحت این دوست حقیرتان رابشنوید.آیاتی راکه قبلاً نوشتم ونیزخطبهء "همّام" و" منافقین" رابخوانید. من اصلاً برای همین واردمباحث شما شده ام که بگویم روش تحقیقتان غلط است؛ نه آکادمیک است ونه الهی!11_ عشق است وداواول برنقدجان توان زد!!! قربانتان.

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » سه شنبه 29 خرداد 1386, 10:13 am

کاربران بزرگوار
ایران عزیز
ویروس اهانت و دشنام و اتهام کالای رایج بهائیان شده است.ایران نیز چون نوزدهساله (!) چنانکه می بینید نامه ای با این مضامین ارسال کرده است.با اینکه از خط قرمز گذشته و باز پای مسائل سیاسی را به میان آورده (که ورودش برای او طبق تعلیم "عدم دخالت در سیاست" حرام است) و ما را نصیحت فرموده که نترسیم و چون ایشان شجاع باشیم! اما مطلبش را آوردیم تا بار دیگر شما ببینید ظاهرا هرچه داشته در آن 52 صفحه و نامه تفصیلی دوم که در این تاپیک آمده گفته است و دیگر چیزی برایش جز محض دشنام نمانده و لذا آنها را به سوی ما سرازیر کرده است و از ما می خواهد واژه اهانت را از لغتنامه ها درج کنیم!

آیا عبارات "گرداب بی انصافی وریاکاری ودروغ گویی" و "قلم وهم وکذب وگمانتان " و "لجبازیتان" وده ها اهانت دیگر در نامه های مفصلشان اهانت نیست؟! آیا به جای این اهانت ها بهتر نبود پاسخ علمی اعتراضات را می دادند و نکته تازه ای اگر داشتند می نمایاندند؟!

آیا توانسته اند جواب گاو بودن سیاهان افریقائی در کلام عبدالبها و پیوند ناگسستنی دیانتشان با اسرائیل جنایتکاردر کلام روحیه ماکسول و تناقضات وحدت عالم انسانی در کلام رهبرانشان که به تفصیل در این تاپیک آمده و هزاران مطلب تحقیقی دیگر را بدهند؟!

در هر نامه شان به جای جواب به مطالب علمی ،دشنام داده اند و انگ چسبانده اندو ما را نصیحت فرموده اند که سوره منافقین را بخوانیم تا بدانیم که منافقیم !
آنوقت خود را نماینده وحدت عالم انسانی گفته اندو در مظلومیت خود و محکومیت ما طومار پرداخته اند...
جناب ایران این ها جواب نیست.برگردید ومطالب کاربران را با دیده پژوهش بخوانید و تعصب را کنار بگذاریدو به ندای وجدانتان گوش دهید خواهید دید خیر خواهتانیم .

تنها نکته قابل ذکر این بود که برای مناظره اعلام آمادگی کرده و گفته اند:

"بنده تاپای چوبهء داربرای مناظره حاضرم!!! قبلاً هم نوشته ام!!!".

مثل اینکه مطلب خیلی برایش عجیب بوده که با شش علامت تعجب مشخص نموده است!
هیچ چوبه داری در کار نیست.کسی را برای بحث علمی مستند دار نمی زنند.نترسند واگر در این مطلب صادق هستند زمان و تاریخ آن مناظره را بی جنجال و سریع معین کنند بی تابیم ایشان را ملاقات کنیم تا یخ ها آب شود و مجبور نباشند اینقدر به ما اهانت کنند.

در فرصتی دیگر هم ترتیب مناظره پژوهشگران سایت را با اعضا ی ایرانی بیت العدل بدهند ممنون می شویم.به هرحال از یکجا باید شروع کرد.لطفا باب مناظره با پژوهشگران سایت را بدون هیچ هراس (که گفتند نمی ترسندو شجاعند) و بی هیچ پیش شرطی باز فرمایند که مطمئناضرر نخواهند کرد. شاید جمع مستانشان افزونتر شد!!
متشکریم!
خرين ويرايش توسط 1 on Sardabir, ويرايش شده در 0.

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » سه شنبه 29 خرداد 1386, 1:57 pm

سردبیر گرامی

بنده که از این خبر در پوست نمی گنجم!

از هم اکنون اعلام آمادگی می کنم وقتی روز مناظره تعیین شد در خدمت باشم.
مناظره حضوری با ایران بعد از ده ها صفحه گفتگو و مباحثه با ایشان در "بهایی پژوهی" مغتنم است بویژه اگر مطالب ضبط و پیاده شود و بعدا به اطلاع کاربران گرامی هم برسد.
خبر خوبی بود.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » سه شنبه 29 خرداد 1386, 5:17 pm

پیش از آغاز هر سخنی حضور محترم کاربران سایت بهایی پژوهی سلام عرض می کنم.‏
چند نکته را عرض می کنم:‏

‏1- از آن جا که نام این آقا یا خانم ممکن است موجب برخی اشتباهات شود و نام مقدس ایران با برخی مطالب که در ‏باره ی ایشان گفته می شود، آمیخته گردد، پیشنهاد می کنم نام ایشان را پس از این در این سایت « بنده ی بیت ‏العدل » بگذاریم. این نام را از آن رو پشنهاد می کنم که اولا ایشان خود، خویشتن را چنین نامیده است و به این ‏نام بسی افتخار می کند، ثانیا وقتی مثلا من می گویم: ایران دوستت دارم، این جناب به خودش نگیرد و نگوید من ‏دروغ می گویم. ‏

‏2-‏ اینک روی سخنم نه با « بنده ی بیت العدل » که با کاربران گرامی سایت بهایی پژوهی است:‏
اگر به نوشته های این جناب مراجعه فرمایید، خواهید دید که بیانات ایشان آمیخته به توهین و بی ادبی و بیان مطالب ‏تکراری بی فایده و روضه خوانی و پند و اندرز حاکی از کم آوردن در استدلال و منطق است. همین نوشته ی اخیر را ‏بخوانید و داوری فرمایید. کسی که حرفی برای گفتن داشته باشد و مستدل سخن بگوید، نیازی ندارد از مقدسات عالم مدد ‏بجوید و خطبه ی شریفه ی همام را به رخ بکشد و کاربران و فعالان سایت را بی انصاف و دروغ گو و ریاکار بخواند. ‏
هر چند ایشان هر بار جان ناقابل خود را فدای ما می کند و مرتب قربان ما می رود، اما شعله های خشم و کینه از سخنان ‏به ظاهر دل سوزانه ی ایشان زبانه می کشد.‏

‏3-‏ دیدم اگر من نیز بخواهم مقابله به مثل کنم و آیات و روایات فراوانی را که می توان در وصف امثال این بنده ی ‏زمین خورده ی بیت العدل آورد، بیاورم، کار به مراء می کشد که در آیین ما حرام است. فقط به عنوان نمونه یک ‏آیه می آورم تا این جناب بداند که استشهاد به آیات مبارکات قرآنی برای ما مسلمانان راحت تر و شایسته تر ‏است: ‏

أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‏ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى‏ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى‏

بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ ‏يَهْديهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ‏

آیا دیدی کسی را که هوای نفس خویش را معبود خود بر گرفته است؟ و خداوند او را با وجود علم گمراه کرده است و بر ‏گوش و دلش مهر نهاده و بر دیدگانش پرده افکنده است. پس چه کسی به جز خداوند می تواند او را به راه آورد. آیا به ‏خود نمی آیید؟

‏4-‏ خوانندگان گرامی به مباحث مطروحه در این سایت مراجعه می کنند و خود داوری می فرمایند که چه کسی از ‏بحث خارج می شود. در همین تاپیک بحث وحدت عالم انسانی بنگرید که چه مغلطه ی ناجوانمردانه ای توسط ‏جناب « بنده ی بیت العدل » صورت گرفته است؟: بهائیت مدعی شده است که تمامی انسان ها اعم از یهودی و ‏مسیحی و مسلمان و نیز بابی و ازلی و بهایی و ثابتی و ناقضی و بیت العدلی و پیروان ریمی و کافر و پرستندگان ‏گاو و آتش و شیطان و ... همه و همه و حتی دشمنان خون خوار بهائیان و همه و همه، همین که نام انسان بر خود ‏دارند، همگی دوست داشتنی و مامانی اند! همه را باید دوست داشت و چنان که جناب « بنده ی بیت العدل » ‏مرتب چنین می کند، باید جان ناقابل را فدای ایشان کرد. آنان مدعی اند که: سرا پرده ی یگانگی برافراشته شده ‏است و همه ی انسان ها بار یک دارند و برگ یک شاخسار؛ اما وقتی که گفته شد با وجود این ادعای گزاف، چرا ‏
جناب بهاء الله با میرزا یحیی صبح ازل آن کرده است که قلم از بیانش شرم می کند و چرا جناب عبدالبهاء بدترین ناسزاها ‏را به برادرش نثار کرده است و چرا جناب شوقی افندی قانون طرد روحانی و اداری را در بهائیت بنیاد نهاد است و چرا ‏جناب بهاء الله غیر بهائیان را چهار پا و زنا زاده نامیده است، و ده ها چرای دیگر، فریاد بنده ی بی نوای بیت العدل بلند شد ‏که خطبه ی همام را بخوانید و از گرداب بی انصافی بیرون بیایید و ... و مغلطه ی دیگر آن بود که ایشان مطالب مفصل ‏نامربوطی نوشت که اسلام هم گفته است مثلا اولئک کالانعام بل هم اضل. بی آن که بگوید اسلام مگر ادعای وحدت عالم ‏انسانی کرده است؟ اسلام مگر گفته است گرگان خون خواره را هم مانند غزالان ختن بدانید؟ اسلام مگر مدعی شده است ‏دشمن را هم دوست شمارید؟ اسلام مگر گفته است کافران سیاه دل مانند مؤمنان روشن دل اند؟ با وجود آن که پاسخ بیانیه ‏ی 52 صفحه ای ایشان توسط یاس گرامی داده شد، باز هم ناجوانمردانه مدعی است که پاسخ دریافت نکرده است.‏

‏5-‏ جناب ب . ب [ = بنده ی بیت العدل ] از پاسخ سریع سایت بهایی پژوهی به نوشته های خویش شکایت کرده ‏است. یاللعجب! مگر مطالبی که به راستی تکراری است، از چنان عمق علمی برخوردار است که نیاز به زمان ‏طولانی برای پاسخ داشته باشد؟ بزرگ ترین حسنی از مطالب سایت بهایی پژوهی حاصل شده است، آتشی است ‏که به جان بهائیت افتاده است و کیان این دین پوشالی را دارد می سوزاند. جناب ب . ب بداند که گیرم تمام دنیا ‏هم بهایی شوند، پاسخ مطالب علمی و منطقی و استدلالی سایت بهایی پژوهی داده نشده است و تازه آن جاست که ‏می گوییم: ‏

وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ ‏

اگر از اکثر افراد کره ی زمین اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می کنند. جز آن نیست که آنان از گمان پیروی می ‏کنند و جز آن نیست که آنان دروغ می گویند.‏
از آن جا که من مانند جناب ب . ب پرنویسی را در سایت نمی پسندم و نیز به خاطر گرفتاری که دارم، در فرصتی ‏دیگر حضور محترم کاربران و خوانندگام سایت، مطالب دیگری را تقدیم خواهم کرد. ‏

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » چهار شنبه 30 خرداد 1386, 12:48 am

خدمت خوانندگان و کاربران محترم سایت بهایی پژوهی سلام مجدد عرض می کنم. هم چنان روی سخنم با شما ‏عزیزان است. دنباله ی نکاتی را که می خواستم به عرض برسانم، تقدیم حضورتان می کنم:‏
‏6- جناب ب . ب [ = بنده ی بیت العدل ] در پی پرگویی هایش، پس از آن که از عهده ی پاسخ های علمی و منطقی ‏به اشکالات اساسی و زیربنایی که بنیاد بهائیت را بر می افکند، بر نیامد، آورده است که بهائیت در جهان رو به ‏گسترش است. چنان که پیشتر هم عرض کردم، گیرم تمام دنیا هم بهایی شوند، هنوز پاسخ به پرسش های بنیاد بر ‏افکن بهائیت داده نشده است. از سوی دیگر، کثرت و قلت دلیل بر بطلان و حقانیت نیست. بهائیت هر چه هم ‏پیشرفت کند هرگز به تعداد گاوپرستان هند نخواهد رسید. در ضمن جناب ب . ب بداند تا زمانی که سایت هایی ‏همانند سایت بهایی پژوهی وجود داشته باشند، بهائیت باز هم هرگز، جایی برای عرض اندام نخواهد داشت.‏

‏7-‏ نمی دانم امثال صبحی و محیط طباطبایی و خانم مهناز رئوفی با بهائیت چه کرده اند که جناب ب . ب و نوع ‏بهائیان از شنیدن نام آنان لرزه به اندامشان می افتد و دست و پایشان می لرزد. صبحی یک بهایی زاده بود که با ‏دیدن اعمال زشت و ننگین شوقی افندی و اطلاع از ماجراهای پشت پرده، دست از بهائیت کشید و جرمش آن ‏است که با نوشتن کتاب خاطراتش، پنهانی ها و اسرار مگو را آشکار کرد و محیط طباطبایی هم محقق معروف و ‏دانشمند وارسته ای بود که با مقالات متین و علمیش بهائیت را به نقد علمی کشید. هم خاطرات صبحی و هم ‏مقالات محیط در سایت بهایی پژوهی موجود است. امثال جناب ب . ب اگر مرد میدان علم و منطق اند، منطقی و ‏مستدل مطالب را نقد کنند، نه آن که با ناسزاگویی و جوسازی، حقائق را منکر شوند. خانم مهناز رئوفی هم یک ‏بهایی زاده بود که از بهائیت برگشت و با نوشتن کتابی، آن چه که از درون بهائیت نباید می گفت، گفت و اسرار ‏هویدا کرد. بهائیانی امثال ب .ب به جای پاسخ گویی به مطالب صبحی یا محیط یا خانم رئوفی، به ناسزاگویی ‏اکتفا می کنند. اصلا پای استدلال ندارند که چوبین باشد و بی تمکین یا محکم و متین. سعدی چه نیکو سروده ‏است که: دلائل قوی باید و معنوی نه رگ های گردن به حجت قوی ما از جناب ب . ب به جز رگ های ورم ‏کرده ی گردن که نوعا با علامت های !!!! خود را می نمایاند، چیزی ندیده ایم. ‏

‏8- اینک که جناب ب . ب از عدم وابستگی بهائیت به کشورهای استعمارگر روسیه و سپس انگلیس و پس از آن ‏آمریکا و اسرائیل، دم زده است و این حقائق مسلم تاریخی را منکر شده است، ممکن است اگر خداوند توفیق دهد ‏و فرصتی پیش آید، به افتخار حق جویان و متحریان واقعی حقیقت، یک تاپیک مستقل در اثبات این مطلب مبتنی ‏بر آثار و نوشته های بهایی، بگشایم. اما همین اندازه بگویم که بهائیت چه بخواهد و چه نخواهد همان گونه که ‏حضرت امة الله سر کار خانم روحیه ماکسول همسر آمریکایی و اهل نیویورکِ جناب شوقی افندی، فرموده است، ‏بهائیت و صهونیزم، حلقه های یک زنجیرند که چنان که عرض کردم، شاید به زودی این حلقه ها را باز شناسیم و ‏ببینیم این زنجیر که حلقه هایش را بهائیت و صهونیزم تشکیل می دهند، در دست چه قدرت هایی قرار دارد. شاید ‏به زودی زنگار از این زنجیر زدوده شود و معلوم گردد که ماهیت سیاسی و استعماری بهائیت به راستی چگونه ‏است. فانتظروا إنی معکم من المنتظرین. ‏

‏9- یا للعجب! جناب ب . ب شهامت به خرج داده و برای مناظره اعلام آمادگی کرده است! به راستی جای بسی ‏شگفتی است که چنین جرأتی به خرج داده است. البته با بیان این نکته ی انحرافی که تا پای چوبه ی دار آماده ‏مناظره است، مظلوم نمایی کرده است. من با کمال میل این پشنهاد را می پذیرم و همین جا اعلام می کنم که هر ‏کجا و هر زمان که جناب ب . ب تعیین کند، برای مناظره آماده ام و ایشان هم خوب می داند که چوبه ی داری ‏هم در میان نیست. از کاربران و خوانندگان سایت هم هر کس که مایل است می تواند در این مناظره شرکت کند. ‏بی صبرانه منتظر تعیین زمان و مکان مناظره هستم. ‏
‏10-‏ تمامی نوشته های جناب ب . ب در همین سایت موجود است. ایشان می تواند تمامی آن نوشته ها را اگر ‏ندارد، کپی کند و خودش به چاپ آن ها اقدام نماید. اما فراموش نکند که در تمامی آن نوشته های طولانی و بی ‏فایده و خارج از موضوع، به هیچ روی به مباحث اصلی نپرداخته و اشکالات وارده بر بهائیت را پاسخ نداده است. ‏روضه خوانی های بی سر و ته و توصیه به خواندن خطبه ی همام و خطبه ی منافقین، پاسخ به نکات برجسته و ‏مهم و اساسی مطرح شده توسط سایت بهایی پژوهی، نیست؛ مطالبی مانند: ‏
• اعتراف صریح و روشن بهاء الله به خاتمیت پیامبر اسلام
• اعتراف صریح و روشن باب به وجود مقدس حضرت حجت بن الحسن امام زمان علیه السلام
• ماجرای شنیدنی توبه ی باب و دست کشیدن از تمامی ادعاها
• خلاف گویی بهاء الله درباره ی احادیث اسلامی و آیات قرآن
• ماجراهای شرم آور میان صبح ازل و بهاء الله و مغایرت آن ماجراها با ادعای وحدت عالم انسانی‏
• ناسزاگویی ها و آشکار کردن ویژگی های خانوادگی توسط عبد البهاء و به قول بهائیان، ناقض اکبر
• خلاف گویی صریح در باره ی ادعای وحدت عالم انسانی و مثلا گاو خواندن سیاهان افریقایی
• دروغ گویی شرم آور در باره ی ادعای وحدت عالم انسانی و چهار پا و زنا زاده دانستن غیر بهائیان
• دروغ گویی آشکار در باره ی ادعای تساوی حقوق رجال و نساء‏
• دروغ گویی آشکار در باره ی ادعای تحری حقیقت
• خلاف گویی شرم آور در باره ی ادعای تطابق دین با علم و عقل
• غیرقانونی بودن بیت العدل کنونی و عدم وجود ولی امر در رأس آن به عنوان عضو ممتاز‏
• علت حرمت تبلیغ و اقامت در اسرائیل و ده ها موضوع مهم و جالب دیگر.‏

‏11-‏ منتظریم صداقت و شجاعت جناب ب . ب را محک بزنیم. اگر ایشان پیشنهادی را که خود داده است، به ‏انجام رساند و زمان و مکان مناظره را تعیین و در همین سایت اعلام کند، پیداست که بهایی صادق و شجاعی ‏است و اگر نه ... شما داوری خواهید کرد. بی صبرانه منتظر پاسخ روشن و کوتاه ایشان هستم. ‏
‏12-‏ خوانندگان و کاربران گرامی شاهدند که تا به حال به هیچ روی به مطالب سایت بر اساس آثار بهایی ‏پاسخ داده نشده است. اگر هم مطالبی از آثار بهایی نقل شده است، متناقض بودن آن مطالب را آشکارتر ساخته ‏است. به زودی شاهد خواهیم بود که جناب ب . ب مبتنی بر آثار امری چه پاسخی به مواردی که برشمردیم، ‏خواهد داد!

نوزدهساله
پست: 22
تاریخ عضویت: پنج شنبه 24 خرداد 1386, 10:22 am

پستتوسط نوزدهساله » چهار شنبه 30 خرداد 1386, 9:49 am

اين مدعيان در طلبش بي خبرانند آن را كه خبر شد ، خبري باز نيامد
از همه شما دوستان حقيقت پژوه متشكر و سپاسگزام به حقيقت آفرين و صد آفرين ، حالا كه ديگر حتي بي دليل متن هاي اينجانب را نيست و نابود مي نماييد ، ديگر دليلي براي ارسال متن جديد به اين سايت واقعاً بيطرف!!! نمي بينم . هر وقت چهار نامه بنده ا در سايت گذاشتيد وپاسخ آنها را داديد ، متن پنجم بنده برايتان ارسال مي شود . حالا برويد و با ايران خودتان مناظره كرده و به نتيجه مطلوبتان برسيد.
خيلي زياد برايتان و نوع برخوردتان متاسفم.
Doctor June 20, 2007

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » چهار شنبه 30 خرداد 1386, 11:31 am

جناب نوزدهساله
لطفا کار با سایت را در فضای گفتگوی علمی،نه شعارسیاسی و اهانت و دشنام ،بیاموزید بعد به ارشاد ما و کاربران اقدام فرمائید ! یازده ماه است انواع مخالفان را تجربه کرده ایم و آنها ما را.نمونه اش هم ایران که شاهد هستید.اگر شما طرح نو دارید که با اهانت و سیاسی بازی(که طبق آئینتان برای شما حرام است) بهائیت را ثابت کنیدجایش را در سایت های خودتان پیدا کنید.امیدواریم با روش نوئی که برگزینید در خدمت شما باشیم اگر هم دوست نداشتید دعاگو خواهیم بود.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » یک شنبه 3 تیر 1386, 5:24 am

حضور محترم کاربران و خوانندگان سایت سلام عرض می کنم.‏
‏ ‏
اولا نمی دانم این جناب نوزده ساله فقط نامش نوزده ساله است، یا خودش هم به راستی نوزده ساله است. اگر سنش هم مانند ‏نامش است، حرجی بر او نیست که جوان است و حال و هوای جوانی اقتضائاتی دارد. من مقاله ی نخست ایشان را دو بار ‏خواندم تا بفهمم چه می خواهد بگوید و اجمالا دانستم. از نوشته ی آخرش هم فهمیدم که گویا نوشته های بعدی ایشان روی سایت ‏نیامده است. علتش را از توضیح سردبیر دانستم. از عبارات پر پیچ و خم نخست ایشان چنان بر می آید که پنداشته است ما با هیچ ‏گونه اطلاعی از بهائیت به تحقیق پرداخته ایم و از همان اول بهائیت را باطل دانسته و به بررسی آن همت گماشته ایم. ایشان به ‏گمانم با این کشف بزرگ خواسته است دست سایت بهایی پژوهی را رو کند. باید خدمتشان چند نکته را عرض کنم:‏
عزیزم، اولا خواهش می کنم از پرداختن به مسائل سیاسی بپرهیز. چون هم در دیانت شما حرام است هم از سیاست این سایت به ‏دور است. اگر چنین کنید ممکن است مسئولان سایت به این خاطر کامنت شما را حذف کنند آن گاه این سوء برداشت پیش می آید ‏که به خاطر مطالب شما کامنتتان حذف شد. البته من از سردبیر محترم خواهش می کنم کامنت را حذف نکنند یا اگر خلاف قانون ‏سایت عمل شده، بخش سیاسی آن را سانسور کنند‏‎! ‎

ثانیا: عزیز من، به نظر می رسد شما یا بهایی نیستید و یا اگر هستید به خاطر جوانی از آثار امری بی اطلاع یا کم اطلاع اید. ‏شما چطور به سادگی می گویید من تساوی حقوق رجال و نساء را در بهائیت قبول ندارم؟ اگر این را گفتید یعنی من بهاء الله را ‏قبول ندارم، یعنی من عبد البهاء را قبول ندارم، یعنی تعالیم دوازده گانه باد هواست. یعنی در بهائیت تناقض هست و وجود ‏تناقض در هر مکتی یعنی بطلان آن مکتب. منظور شما را هم از مطالبی که فرموده اید نمی دانم، شما بفرمایید ما اگر به راستی ‏بخواهیم به دنبال حقیقت باشیم، چه باید بکنیم؟ ما خواندن کتاب های بهایی را ولو با نگاهی مغرضانه، بهترین راه حل آشنایی با ‏این گروه می دانیم. شما اگر راه بهتری سراغ دارید، بفرمایید. البته جناب بهاء الله در کتاب ایقان راه دیگری را پیشنهاد فرموده ‏است که چون آبروریزی می شود، از نقل آن فعلا خودداری می کنم و ممکن است در تاپیکی مستقل به آن پرداخته شود. ‏

ثالثا به شما جناب نوزده ساله پیشنهاد می کنم به صورت روشن موضوعی از موضوعات مربوط به بهائیت را انتخاب کنید و ‏بفرمایید چگونه باید در باره اش تحقیق کرد. از این که از شما روش تحقیق بیاموزیم، باکی نداریم و متشکر هم می شویم. به ‏شرطی که روش دشنام گویی را که از همان ابتدا در پیش گرفته اید، وانهید و نیز وارد مقوله ای که برای شما هم حرام است، ‏اعنی سیاست، نشوید. متشکرم و منتظر افاضات سرکار هستم.‏

mhrain
پست: 4
تاریخ عضویت: چهار شنبه 5 اردیبهشت 1386, 5:36 pm
محل اقامت: تهران

خودگویم وخودخندم، عجب....

پستتوسط mhrain » یک شنبه 3 تیر 1386, 6:07 pm

اصولا"اول بایدچرایی عمل رابدانیم!بعداینکه چگونه انجام دادن آنراوبعدمشخص شودکه اصولا"اینکارشدنی است.
خب برفرض همه مرزها برداشته شد.چه اتفاقی می افتد؟آیا تبعیض نژادی،ظلم وتعدی وفسادبا این عمل برچیده خواهدشد.مگراشکالی داردکه کشورهای مختلف وجودداشته باشد.آیا با ازمیان برداشتن مرزها ترک وفارس وبلوچ وغربی وشرقی ازیادمیرود.مطمئنا" نه.مگرخداونددرقرآن نفرموده اندکه ماشماراقوم ها ونژادهای مختلف قراردادیم تا...
بعداینکه بهاالله چه روش عملی رابرای وحدت عالم انسانی ارائه داده اند.به گفتن باشه هرکسی می تونه بگه!گفته اندکه فقط با تمسک به آئین بهائی می توان دردجهان رامعالجه کرد وبه وحدت عالم انسانی رسید.درجهان اقوام وادیان وفرقه های مختلفی هستندکه برامرخوداستوارهستند.دردنیا بیش ازیک میلیاردمسلمان زندگی می کنندچرا ما بهائی بشویم منصفانه آن است که آن شش میلیون بهائی(که البته شش میلیون هم نیستند)مسلمان شونداین قابل دستیاب تراست.
وبعداینکه بهائیان معتقدهستندکه جهان نیازبه تجدیدمظاهرظهوری مطابق با زمان خوددارد.ظهورجدیددرخشیدن گرفت وگفت که وحدت عالم انسانی درزمان کنونی به صلاح نیست .چیکارکنیم؟دوباره بزنیم توسروکله هم که اینجا قبلا"مال من بودو...
تااینجا وحدت عالم انسانی بودبرای وحدت عالم روحانی چه تجویزمی فرمایند؟
استادی داشتم که تکنیک های مدیریت راعالی طرح میکردوتدریس.اما پای عمل که شدبدجورخراب کرد.بعدهم گفت من تئوری بلدم نبایدواردفازاجرایی میشدم.

Iran
پست: 20
تاریخ عضویت: سه شنبه 18 مهر 1385, 2:12 am
تماس:

پستتوسط Iran » دو شنبه 4 تیر 1386, 8:02 pm

الحمدلله كه حال وباطن "بهائي ستيزي ِ بهائي پژوهي" برهمه روشن گرديده است. كافي است ادعاهاي اوليهء سايت با جملاتي همچون جملهءزيرمقايسه شودتامشخص گرددكه حضرت اميردرخطبه هاي همّام ومنافقين دروصف ايشان چه مي فرمايند. نوشته ايد:" بزرگ ترین حسنی از مطالب سایت بهایی پژوهی حاصل شده است، آتشی است ‏که به جان بهائیت افتاده است و کیان این دین پوشالی را دارد می سوزاند" . ظاهراً اين "چوبهءدار"نيست!!!راستي مصداق آيه اي كه نوشته ايد
( "أفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‏ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى‏ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى‏

بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ ‏يَهْديهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ") كيست؟!! آيا نه آنهائي كه چنان دچارتضاد شخصيتي وتناقض مطالب هستند كه "چوبهء دار" 164 ساله رانمي بينند وقلب وسمعشان بسته است و باپنبه مي خواهندسرببرندتا"يخ ها آب شود"؟!! براي همين است كه صفت "رياكار" مناسب است؟!! چون شما برخلاف علمائي كه آشكارا حكم تكفيروكشتاروزندان وتبعيدومحروميت هاي اجتماعي بهائيان را دراين 164 سال داده ومي دهند،
ظاهرتان خلاف باطنتان است!!!(رجوع شودبه خطبهء همّام). البته الحمدلله باطنتان نيزبراهلش آشكارشد! آتش ِ كينه وستيزي كه به شهادت خودتان روشن كرده ايد سبب آشكاري حقيقت خودشماشده است، چه كه در"گات هاي" حضرت زرتشت است كه آتش به خاطرنورش سبب ديده شدن سياه كاراني است كه درشب ظلماني به فسادمشغول بوده اندوفكرمي كرده اند كسي آنها رانمي بيند، حال آنكه چنين نيست. دوستان عزيزاين آتش 164 سال است كه روشن شده ونه تنها كيان دين مقدس وپرباربهائي را نسوزانده بلكه به شهادت خوددشمنان آئين فراگيرجهاني بهائي، سبب شعله ورشدن آتش الهي آن شده است، به طوري كه شاخه هاي متنوع ولي تكراري "دات آي آر" سراپا وسراسيمه مشغول رديه نويسي ومقاومت بيهوده همچون شما شده اند!!! خودتان رازيادخسته نكنيد! آن باطل است كه خود"زهوق" است! نه ديانت حقهء بهائي. ادامهء آيهء شريفهء" وان تطع اكثر...الخ" راننوشته بوديد!!! مي فرمايد: " انّ ربّك هواعلم من يضلّ عن سبيله وهواعلم بالمهتدين"(انعام،117؛ همانا پروردگارتوداناتراست به كسي گمراه مي شود واوداناتربه هدايت يافتگان است). باري، دوستان عزيزم اين كه تصديق فرموده ايد بنده، بنده ی بیت العدل اعظم الهي هستم وباخوش ذوقي لقب" ب ب" رابه اين عبدعنايت فرموديد،براي بنده درحقيقت همين است آن آتش شادي و سروري كه به قلب وجانم افكنده ايد. قربانتان. راستي شمادرچه آتشي هستيد؟!! تفكرساعة افضل من عبادة سبعين سنة!!! تفكروا!!! باري! چرا مي ترسيد!!! چرا هنوزهم عين بعضي مطالبم رادرسايت نمي گذاريد؟!! آيا ازفتواهاي آيات عظام كه درچندمطلب قبل ذكرشده نيز مي ترسيد؟!! مگرآنها سياسي است؟!! البته بنده قبول دارم كه آن فتاوي " خط قرمز" هاي عجيب وغريبي است كه شما راترسانده!!! بااين كارتان، به القاب " دروغگوورياكار" كه باالهام ازآيات قران مجيدونهج البلاغه اخذشده،بايد" محرِّف " رانيزافزود!!! هرهوشياري از"حذفيات وسانسورهائي" كه درمطالب بنده اعمال كرده ايد، مي فهمدكه ازچه حقايقي مي ترسيد!!! بزرگ كردن مطالب كوچك، وكوچك جلوه دادن حقايق بزرگ، مسكوت گذاشتن مواردي مشخص، همه وهمه گوياي حال وروزشماست! اين چنين خودرا" لوداده ومي دهيد"!!! بازدم ازتوهين نزنيد!!! به جاي آن همان طوركه ازشما خواسته بودم معني "توهين" رادرسايت بگذاريد. اين كه ديگرترس ندارد وخط قرمز نيست؟!! بسم الله!!! مناظره راهم كه شماخواسته بوديد!!! بنده درپاسخ شما نوشتم آنچه نوشتم. درسال 2000ميلادي كنفرانس سران اديان درنيويورك برگزارشد. مسلمانان عزيزنيزدرآنجا حاضربودند. همهء حاضرين ، برخلاف شما بهائي ستيزان كه به زعم باطل وكودكانه تان " آتش به جان بهائيت وكيان آن" انداخته ايد،خواستارايفاي نقش اديان دررفع تعصبات وكمك به صلح جهاني بودند. چنين مناظره اي بايد دربرابرديدهء همهء جهانيان باشد! براي شروع مناسب است كه همهءمباحثي راكه بابنده داشته ايددركتابي چاپ كنيد. پس ازآن راجع به كم وكيف مناظره صحبت خواهيم كردوانشاءالله "دات آي آر" تسهيلاتش رافراهم خواهدساخت!!! راجع به مطالبي كه به نام " نوزده ساله" شروع كرده ايد، حقايقي دارم كه به موقع خودان شاءالله خواهم نوشت!!! فاعلموا انّ الله عليم بذات الصدور!!! قربان شما

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » دو شنبه 4 تیر 1386, 11:05 pm

دوستان عزیز !

ظاهرا بیهوده خوشحال شدیم!
طرف جازد!
ب.ب(بنده بیت العدل) از مناظره پشیمان شد!

آخرچرا؟:
(این گزینه ها متصور است) :

1-ارباب بیت العدل ،به ب.ب(بنده بیت العدل)اجازه مناظره نداده است!
2-خود ب.ب از رسوائی پس از شکست در مناظره ترسیده است!
3-هویتش در مناظره معلوم می شود و جسارت این کار را ندارد!
4-فحاشی و اهانت ناشناسانه را بر بحث علمی تر جیح می دهد!
5-بر پیروزی حریف و حقانیت او و بطلان خود در مناظره یقین دارد!
6-...

آقائی که مدعی بود تا پای دار حاضر به مناظره است ،وقتی دید مطلب جدی شده و طرف مقابل از مناظره استقبال کرده و می گوید "بیار آنچه داری ز مردی و زور" کاملا دستپاچه شد و جازد و برای فرار از مناظره دنبال راه چاره گشت و پس از چهار پنج روز فکر و مشورت با بزرگان (!) برای حفظ آبرو تنها راه چاره را تعیین پیش شرط دیدآن هم پیش شرطی خنده دار که موجب مضحکه خواهدشد:
"چنين مناظره اي بايد دربرابرديدهء همهء جهانيان باشد! براي شروع مناسب است كه همهءمباحثي راكه بابنده داشته ايددركتابي چاپ كنيد."!!
عموجان! جناب ب.ب:
ما که 52 صفحه لاطائلات شما را در صفحات این سایت در منظر ده ها هزار بیننده قرار دادیم.این یعنی هزار برابر چاپ!!مگر تیراژیک کتاب چقدر است؟!
در حالیکه شما چنین جراتی نداشتی که جوابیه ما به لاطائلاتت را در یکی از سایت های بهایی بگذاری و از همان وقت جا زدی!! حالا پیش شرط می گذاری؟!

این همه که به ما اهانت کردی و میکنی و ما در سایت منعکس می کنیم طاقت داری ما را به یکی از سایت هایتان(منظور سایت های ارباب ساکن اسرائیل است) راه دهی تا مودبانه (نه مثل تو فحاش) سوالاتمان را در باره تناقضات دینت مطرح کنیم ؟!

نا امیدمان کردی !
تازه از خبر مناظره با شما خوشحال شده بودیم که ...
ای آئین 164 ساله !
هنوز یک نفر نداری بفرستی مناظره کند
و همه تان مثل این ب.ب طبل توخالی اند؟!

صدای خرد شدن استخوان های باطل رادر "قطع وتین علمی" او می شود شنید...

نوزدهساله
پست: 22
تاریخ عضویت: پنج شنبه 24 خرداد 1386, 10:22 am

پستتوسط نوزدهساله » سه شنبه 5 تیر 1386, 1:20 pm

ننگ ابدي با هيچ چيز پاك شدني نيست!!!
بسيار گرفتار كار و درس و مطالعه و مشغله دنيويه بودم .سري به سايت وزينتان زدم ديدم بر مطالبِ نيست و نابود شده ي بنده نقدي از جويا آوردي شده بود !!!!.در پاسخ به اين كاربر واقعن محترم!!! :
فرمودي "اولا نمی دانم این جناب نوزده ساله فقط نامش نوزده ساله است، یا خودش هم به راستی نوزده ساله است" قبلن هم توضيح دادم كه هر چند شما رسواي سه عالميد !!! نام و نشان و اطلاعات شخصي خود را در سايت وزينتان معين مشخص و معين نماييد تا بنده هم نام و نشان و اطلاعات شخصيم را بگويم .
فرمودي " اگر سنش هم مانند ‏نامش است، حرجی بر او نیست که جوان است و حال و هوای جوانی اقتضائاتی دارد" آري سردبير گرامي ، -كه از اين به بعد نامش را چون سر سانسور چي است با س.س از او ياد مي نمايم- در اينجا توهين نمي بينند؟ ، اگر بنده چون نوزدهساله ام حرجی بر من نيست بر شما كه 1500 سال است ، حرجي نيست ، برادر!! فضل الله المجاهدين علي القائدين اجراً عظيما . چرا متن ايشان را به دليل توهين سانسور نمي كنيد ؟ شما كه فوق تخصص در سانسور داريد!!
فرمودي "من مقاله ی نخست ایشان را دو بار ‏خواندم تا بفهمم چه می خواهد بگوید و اجمالا دانستم" من هم دانستم كه ندانستي ، كه توان فهم آن را نداري چگونه مقاله اي را 18 صفحه آن بريده شده بود و تنها 2 صفحه مقدمه آن آورده شده بود فهميدي ؟ آيا تو هم مانند اسلاف خود علم غيب داري و يا هر شب بعد از خواندن نماز شب خواب نما مي شوي؟
فرمودي " از نوشته ی آخرش هم فهمیدم که گویا نوشته های بعدی ایشان روی سایت ‏نیامده است" خوشحالم كه با اين هوش فراوان و سرشار موفق به فهم اين مطلب گرديدي!!!!
فرمودي " علتش را از توضیح سردبیر دانستم. از عبارات پر پیچ و خم نخست ایشان چنان بر می آید که پنداشته است ما با هیچ ‏گونه اطلاعی از بهائیت به تحقیق پرداخته ایم و از همان اول بهائیت را باطل دانسته . "آري نكته همين جاست . وقتي چه درست مدعي مي شوم كه شما هماناني هستيد كه تحقيق مي نمايند و وامي نماييد كه مي دانيد حال آنكه ، آن كه مي داند را ديگر چه نيازي به تحقيق است !! آنكه نمي داند و يا مي خواهد بيشتر بداند تحقيق مي كند نه آنكه همه چيز را مي داند!!! نه آنان كه عالمند و نه آناني كه ندانسته پاسخ مي دهند!! ره به خطا نرفته ام. خود اين را اثبات نموده و مي نماييد. آخر تكليف را روشن نماييد شما از ابتدا همه چيز را مي دانيد و يا مي خواهيد از ابتدا تحقيق كنيد تا همه چيز را بدانيد؟ مگر در نامه نخستم نگفته ام كه محقق بر نتيجه تحقيق تاثير مي گذارد؟ اين را كه همه آناني كه عقل سليم دارند قبول دارند ، مگر تكذيب كنندگان!!! خيال ما را راحت كنيد. بگوييد : ما به اين حقيقت رسيده ايم كه بهاييت بر حق نيست و اين سايت ضد بهايي را به راه انداخته ايم تا به همگان نيز اين امر را اثبات نماييم . ادعاي تحقيقتان ديگر چيست كه همه را كشته ؟!!!!
فرمودي "عزیزم، اولا خواهش می کنم از پرداختن به مسائل سیاسی بپرهیز . " چرا نمي گوييد كدام مسايل سياسي ؟ وقتي اسلام سياسي شد ، وقتي روي ده توماني بي ارزش حكومت اسلامي ، جمله بي ارزش تر ديانت ما عين سياست ماست و سياست ما عين ديانت ماست نقش بست چگونه مي توان از اسلام سياسي گفت و در سياست دخالت نكرد؟ چگونه مي توان اسلام سياسي را با ديانت مقدس بهايي مقايسه نمود و در ساست دخالت ننمود؟ بدان آب خوردن مردم ايران هم امروز تعبير سياسي دارد!!! و اين خاصيت رژيم هاي تماميت خواه است كه در تحت حكومت آنان همه چيز و همه اعمال و همه سخنان تعابير سياسي به خود مي گيرند .اشكال از حكومت مذهبي است نه از متون بنده.
فرمودي "چون هم در دیانت شما حرام است هم از سیاست این سایت به ‏دور است. " در كدام دين ؟ بهاييت كه به گفته شما دين نيست !! پس لزومي به رعايت پيش فرض هاي آن هم احساس نمي شود!!! اصلن بهايي بودن و يا نبودن من مگر تاثيري در حق و يا باطل بودن ديانت بهايي دارد؟ كم آوردي س.س!!!! اگر اين سايت سياست و پيش فرض معيني در روش تحقيق دارد تا بر اساس اين سياست به نتيجه مطلوب خود برسد ، پس درج هر گونه مطلب در اين سايت دخالت در نوع خاصي سياست است ، و اگر دخالت در سياست كار خوبي نيست ، پس اين سايت خود بالنفسه دچار تناقض اساسي است !!! س.س گرامي بجاي بررسي تناقضات ديانت مقدس بهايي بهتر است بروي تناقضات ساختاري سايتir خودت را رفع نمايي .البته اگر به جز سانسور كردن كار ديگري هم بلدي !!!!
فرمودي "البته من از سردبیر محترم خواهش می کنم کامنت را حذف نکنند یا اگر خلاف قانون ‏سایت عمل شده، بخش سیاسی آن را سانسور کنند‏‎!‎ "نمي دانم كه چه بگويم از اين حديث بي شرمي ؟ برادر جويا از س.س مي خواهد كه رسمن مطالب ديگران را بنا بر تشخيص خود سانسور نمايد ؟ اولن شما با اين سطح سواد چگونه به خود اجازه مي دهيد كه فهم خودتان را ملاك تشخيص قرار داده و هر كجا كه به نظر شخصي شما نا مربوط است سانسور نماييد؟ ثانين شما نگران نباش همكارتان س.س كارش را خوب بلد است!!! ثالثن سالهاست كه خود را قيم مردم مي دانيد برادر فهم مردم پس چه مي شود؟ اگر مطالب بنده خلاف واقع ، فحاشي ، اسلام ستيز ، نامربوط و ... است پس چرا نگراني ؟ آنها را در سايت وزين خود قرار ده .مگر تنها تويي كه خلاف واقع بودن ، فحاشي بودن ، اسلام ستيز بودن ، نامربوط بودن و ... اين متون را مي فهمي ؟ به شعور خوانندگان احترام بگذار و بگذار خود در مقايسه تشخيص دهند كه چه چيزي نامربوط و خلاف واقع است. چه كسي از شما خواسته به جاي مردم تحقيق نماييد ؟ سانسور كنيد؟ نان به هم قرض داده و سر انجام توهمي كه نام آن را حقيقت گذارده تشخيص داده و اثبات نماييد؟
‏شما چطور به سادگی می گویید من تساوی حقوق رجال و نساء را در بهائیت قبول ندارم؟ .اگر مدعي هستم كه مي دانم كه نمي داني ، مي دانم كه توان فهم نامه مرا نداري اشتباه نكرده ام تو همان دو صفحه را هم كه از زير سانسور س.س در رفته و رسوايتان كرده ، را هم نفهميدي !!!! جواب اين امر را در همان نامه اول و در نامه هاي دوم و سوم و چهارم و پنجم و .. داده ام هنگامي كه پيش س.س مي روي از او اين نامه هاي سانسور شده و حذف شده را گرفته به جاي دو بار صد و دو بار بخوان تا بفهمي تفاوت تساوي مطلق و تساوي نسبي چيست . اين تئوري تساوي نسبي كه بنده مدعي آنم ، داستان تساوي زن و مرد در ديانت بهايي را حل كرده و شما را به هراس انداخته كه ديگر دروغ هايتان را كسي باور نمي كند ، از اين رو تنها راه سانسور و جلوگيري از افشاگري است ، راهي كه آن را پيش گرفته آيد.
فرمودي "تعالیم دوازده گانه باد هواست. " آيا اين جمله فحاشي به ديانت بهايي نيست ؟ اگر بگويم اصول دين در اسلام باد هواست فورن مي گوييد اسلام ستيزي و فحاشي شده !!! واسلاما و وارهبرا و وا... اين رفتار دوگانه سر انجام خوبي ندارد براي سومين بار رسمن اخطار مي كنم دست از اين رفتار برداريد و الا پشيمان خواهيد شد.
فرمودي " یعنی در بهائیت تناقض هست و وجود ‏تناقض در هر مکتبي یعنی بطلان آن مکتب" اين داستان را هم در نامه هايم پاسخ داده ام ، به تناقض در عقيده كه برداشت ما از مذهب است و با خود مذهب تفاوت دارد و قص علي هذا ... يك نكته جديد هم بگويم كه چون دين در قالب كلام بشري براي بشر فرستاده مي شود نمي تواند عين حقيقت باشد چون در كلام بشري نقص است و اين نقصِ زماني و مكانيِ زبان و كلام لاجرم به دين احاله مي شود. پس چيز مطلقي نداريم كه با ظهور تناقض وا بپاشد .برادر بايد ديد كدام دين در زمان و مكان معين از تناقض كمتري برخوردار بوده و بهتر است. بنده براحتي مي گويم آنچه به نام مسيحيت پسر انسان در دوهزار سال پيش در ناصره به مردم زمان خود اعلام كرد بهتر از اعلام و اجراي ديانت بهايي در آن زمان و مكان بوده .گرچه هر دو قابل اجرا بوده و هستند ولي ديانت مسيحي در دوهزار سال پيش از ديانت بهايي كامل تر بوده و امروز ديانت بهايي از ديانت مسيحي كامل تر است و ملاك كامل بودن هيچگاه نداشتن تناقض نبوده و نيست ، ملاك كمتر بودن تناقض است و اين يعني بهتر بودن يك دين. حيف كه اين حرف ها را نمي فهميد و دوباره مي آييد و مي گوييد تو تساوي زن و مرد را قبول نداري و بهايي نيستي !!!! چه راست در قران آمده كه آناني كه نمي خواهند حقيقت را بفهمند هرگز توان فهم آن را نخواهند داشت . آناني كه به هوي نفس خود مشغول شدند خداوند از علمشان (جهلشان) پرده هايي بر ديدگانشان (فهمشان) مي كشد و آنان را به حال خود وا مي گذارد تا در عذابي سخت فرو روند.
فرمودي "ما خواندن کتاب های بهایی را ولو با نگاهی مغرضانه، بهترین راه حل آشنایی با ‏این گروه می دانیم. "اين هم يك جمله شاهكار و پر معني ديگر از شما!!!!!
فرمودي "البته جناب بهاء الله در کتاب ایقان راه دیگری را پیشنهاد فرموده ‏است که چون آبروریزی می شود، از نقل آن فعلا خودداری می کنم" آيا اين مصداق تمسخر و توهين نيست؟
فرمودي "متشكرم و منتظر افاضات سرکار هستم" منتظر باش كه اين انتظار ، انتظار دروغيني است ، هم چون انتظاري كه براي ظهور امام زمان مي كشيديد و چون ظهور كرد كمر به قتل او بسته او را به شهادت رسانديد ‏.
خالي از انصاف نيست كه از اين نكته بگذرم كه در اين سايت هنگامي كه آدم نظر مي دهد همه اعم از بهايي و غير بهايي روي سر آدم آوار نمي شوند .نمي دانم چون مطالبم كلن سانسور شده اين طور است و يا اگر همه متون آن آورده مي شد هم وضعيت همينطور بود؟ علي ايها حال تاپيك هاي خوبي داريد حيف كه ناجوانمردانه و با سانسور شديد كار مي كنيد و مطلب را به دور از بحث آزاد روي آن لوث مي كنيد . اگر اين طور نبود بنده شايد چند تاپيك جنجالي در باره ي هم اسلام حكومتي و هم ديانت بهايي به شما پيشنهاد مي دادم ، كه شهر را چنان بر هم مي ريخت كه بيا و ببين!!! چون هم توده بهاييان و هم توده مسلمان در بسياري از موارد دچار اعوجاجات مفهومي فراواني حتي در ساده ترين مسايلند. و با طرح چند سوال ساده از مفاهيم جزيي دچار تناقضات حل نشدني ذهني مي شوند مي دانيد چرا ؟ چون به اين تعليم بهاءالله اين بزرگ مرد ايران توجه نمي نمايند كه بايد با ذهن خود فكر نمايند نه دنباله رو ذهن ديگري باشند و اين يعني نفي تقليد در ديانت مقدس بهايي. امري كه در نبود تفكر خود به خود در همه افراد حتي بهاييان ايجاد مي شود. گاه مي شوند تكرار كننده حرف هايي كه معني آن را يا درست و كامل نمي دانند و يا در توضيح آن در مي مانند چون فكر مي كرده اند معني آن را مي دانند .س.س گرامي آنوقت ،تفكر اين بهاييان بر سر بنده آوار مي شود ، آنوقت اين بهاييان هم بنده را به ياد آناني مي اندازد كه در سايت شما در دفاع از اسلام حكومتي و بر ضد مفاهيم ديانت بهايي نظر مي دهند .به قول شاعر روزگار غريبي است .پنج نامه بنده را درج نماييد تا نامه ششم را كه درباره وحدت عالم انساني و نقش ديانت بهايي در آن است برايتان ارسال نمايم لازمه وحدت تساهل است تساهل را بررسي خواهيم نمود. به اميد آزادي
با تشكر از شما ،
Doctor June 26, 2007

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » چهار شنبه 6 تیر 1386, 5:30 am

بالاخره نوزدهساله کمی خودش را تطبیق داداگرچه می بینید این نامه نیز سرشار از اهانت وتهمت است اما به نسبت قبلی ها تفییر کلی کرده و ملایم تر شده است!!
به عنوان تشویق او برای راه اعتدال حذف نکردیم اگرجه برای بعضی اهانت هایش قابل گذشت نیست...


بازگشت به “دست آورد ها و تعالیم”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان