وحدت عالم انساني

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

وحدت عالم انساني

پستتوسط Sardabir » جمعه 21 مهر 1385, 5:42 pm

اصلي ترين تعليم از تعاليم دوازده گانه بهائي وحدت عالم انساني است.
گفتگو پيرامون آن را در اين تاپيك آغاز مي كنيم. اصل اختصار را مجددا گوشزد مي كنم .سر دبير

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » یک شنبه 23 مهر 1385, 6:54 pm

اصلي بودن اين تعليم در بهائيت اين سوالات را پيش مي آورد:
1_سعدي بيش از 770 سال قبل گفته "بني آدم اعضاي يكديگرند..." سعدي ار بهاءاله گرفته يا بهاءاله ار سعدي؟!
2_سعدي و متفكراني چون او صد ها تعليم چون اين تعليم دارند آيا آنها هم پيامبرند؟!
3_رهبران بهائي چرا خود به اين تعليم عمل نكردند واختلافات خود را با برادر ان و خواهرانشان بر طرف نكردند؟!
4_بهائيت چرا اختلافات دروني اش را نتوانسته بر طرف كند : بابي و ازلي و ريمي و سمائي و غير بيت العدلي ها و...
5_بر اين اساس "طرد" چه معني دارد ؟وقتي بهائيت نمي تواند اين افراد را تحمل كند از ديگران چه انتظاري دارد؟!

milyarder
پست: 14
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 شهریور 1385, 6:07 pm

پستتوسط milyarder » یک شنبه 23 مهر 1385, 11:37 pm

ادامه این بحث خیلی دلنشین خواهد بود.
دوستان شما هم سئوالات خود را بپرسید تا کامل بشه بعد جواب بدیم.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » دو شنبه 24 مهر 1385, 5:29 am

بحث وحدت عالم انسانی در بهائیت از آن بحث هایی است که متاسفانه بسیاری از خود بهائیان از واقعیت این بحث بی خبر یا کم خبرند. من هم به زودی آن چه را که در کتب امری در باره ی این تعلیم (که اساس و ریشه ی بهائیت است) آمده است، تقدیم حضور جویندگان حق خواهم کرد. این کار را می کنیم تا ببینیم شعار گوش نواز: «همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار» در عمل چگونه جلوه گری کرده است و نوای دل انگیز: « عاشروا مع الأدیان بالروح و الریحان» تا چه اندازه از حقیقت برخوردار بوده است.

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » جمعه 28 مهر 1385, 4:48 pm

مطلب زیر را در یک وبلاگ دیدم که مرتبط با موضوع این تاپیک بود یعنی بحث طرد در بهائیت و ارتباطش با داعیه وحدت عالم انسانی. عینا آن را نقل می کنم.تحلیل آن باشد برای بعد:


طرد

در جوامع ابتدایی و توسعه نیافته، یکی از زجر آورترین روش های تنبیه

افرادخاطی، طرد آن ها از چنین جوامعی بوده است. نفی بلد که در زمان های گذشته ازرایج

ترین مجازات ها بوده است، نمونه ای از اشکال مختلف طرد است
.

در این جوامع که می توان از عنوان توده وار نیز برای چنین جوامعی استفاده نمود، به دلیل

وابستگی شدید افراد به بنیاد های قبیله ای، زندگی بدون این وابستگی ها، زجر آورو درد آور

بوده است.

اساسا در چنین جوامعی، فرد بدون این وابستگی ها فاقد هویت می باشد.

وابستگی یک فرد به جامعه ای خاص مهم ترین عنصر هویت ساز بوده است.

مثلا در دوران جاهلیت، وابستگی فرد به عشیره ای هم چون بنی تمیم، مهمترین عنصرسازنده

هویت او می باشد.

به همین دلیل است که در دوران پیشا مدرن وابستگی آدمی به قبیله و عشیره و یا شهر و

دیارش، همیشه جزئی از نام او بوده است و فرد به نام قبیله و عشیره و یا تیره و طایفه اش

شناخته می شده است.

بر خورد با این نام هادر تاریخ تمامی اقوام، بازگو کننده اهمیت این وابستگی است.

این وابستگی که درانتهای نام افراد می آمده در تاریخ ایران نیزمشهود است و حتی هنوز نام

خانوادگی و یا فامیل بسیاری از افرادبرگرفته از نام شهر و دیار و یا ایل وعشیره آن هاست.

عناوینی چون عیسای ناصری ( منسوب به روستای ناصره)، ملا مهدی سبزواری( منسوب به

شهر سبزوار)، فتح علی شاه قاجار( منسوب به ایل قاجار)، جابرابن عبدالله انصاری( منسوب

به جماعت انصار) نمایان گر اهمیت این وابستگی هاست.

ساز و کار مجازات طرد، اساسا مبتنی بر نفی این وابستگی ها می باشد.

در واقع شخصی را که طرد می کنند، هویتش را از او می گیرند.

حال شخصی که از جامعه ای که هویتش را می سازد، طرد می شود وارد جامعه ای دیگر با

عناصر هویت ساز دیگری می گردد که بنا به ساختار های جوامع پیشا مدرن، فرد جدید را نه

درک می کند و نه اورا می پذیرد.

فردی که وارد جامعه ای جدید، با مختصاتی جدید می شود، به عنوان عضوی از اعضای

تشکیل دهنده جامعه جدید پدیرفته نمی گردد و طبیعی است که زندگیش همراه با رنج و

عذاب است چرا که در جوامع ابتدایی، تنها کسانی که هویتشان مبتنی بر عناصر آن جامعه

باشد حق حیات و استفاده از امکانات آن جامعه را دارندو فرد تازه وارد،برای همیشه بیگانه و

سربار جامعه انگاشته می شود.

در چنین جوامعی، اقلیت های قومی و مذهبی، چون هویتی یکسره جدا از جامعه دارند،سخت

محتاج وابستگی های درون گروهی خود می باشند. آن ها تنها با حفظ روابط بین خود قادر به

ادامه حیات اجتماعی هستند و در جامعه ابتدایی نیز با نام مذهب و یا قوم خویش شناخته

می شوند.

نام هایی چون ابواسحاق صابی( منجم مشهور قرن پنجم که صابی مذهب بوده است) یا

ابوالبرکات بغدادی کلیمی ( فیلسوف قرن پنجم و ششم که یهودی مذهب بوده است) نمونه

هایی از اهمیت وابستگی به گروه های اقلیت می باشند.

گروه های اقلیت در جامعه ابتدایی همیشه به نام اقلیت خود معروفند و هویتشان باوابستگی

شان به این گروه های اقلیت تعریف می شود. بنابراین وقتی به عنوان مجازات از این جامعه

اقلیت نیز طرد و حذف می شوند،دچار عذابی مضاعف می گردند.

ایشان سرگشته و بی پناه در جامعه ای که از هیچ سوی پذیرایشان نیست رها می شوندو

حیاتی سراسر مشقت و رنج را می گذرانند.اما در جوامع جدید به دلیل ساختار های جدید

این جوامع نسبت های قومی و حتی ملی کمرنگ و کمرنگ تر می شوند و ساز و کار حیات

اجتماعی بنا بر ارزش های دیگری شکل می گیرد. سیل عظیم مهاجرت ها که در دنیای جدید

شکل گرفته است، بیانگر کم رنگ شدن اهمیت این وابستگی هاست.

فرد از کشور خود مهاجرت می کند و در جامعه ی دیگربا حفظ دین و سنت های خود زندگی

می کند. بدون این که جامعه جدید او را سربارخود بداند.

نمونه بارز چنین جامعه ای، کشوری چون امریکا و یا استرالیا و یانیوزلند است که افراد تشکیل

دهنده آن تماما مهاجرند.

اساسا هر چه جامعه ای باارزش های جامعه مدرن همخوانی بیشتری داشته باشد، زندگی

مهاجران در آن آسان تر وراحت تر است.

در جوامع مدرن تکثر گرایی قومی و مذهبی و فرهنگی، کاملا به چشم می آید و هر فردی با

هر پیشینه تاریخی و قومی، به راحتی در این جوامع زندگی می کند. به همین دلیل است

که امروزه مجازات تبعید تنها در کشور های توسعه نیافته اعمال می گردد، چرا که در جوامع

مدرن تبعید و نفی بلد، اساسا مجازات تلقی نمی شوند.

وجود مجازاتی ذاتا پیشا مدرن، چون طرد روحانی در آیین بهایی که خود را دین دوران جدید

می خواند، از ناسازه ای بنیادین در این آیین حکایت می کند.

آیین بهایی از یک طرف خود را دینی جهانی می داند، خود را دینی جدید متناسب با ارزش

های دنیای جدید معرفی می کند، منادی وحدت عالم انسانی است و مبلغ وحدت ادیان وتکثر

مذهبی می باشد، اما از طرفی دیگر طردی روحانی دارد که مجازاتی کاملا بدوی و پیشا

مدرن است و اساسا مغایر با تکثر گرایی مذهبی است.

آیین بهایی مدعی دموکراسی و خرد جمعی در نهاد دین است. مدعی است که شورای بیت

العدل بر اساس اصول دموکراسی از محافل ملی بهایی انتخاب می شوند، اما هنوز نمی داند

که نقد تشکیلات از اساسی ترین اصول دموکراسی و فعالیت گروهی و جمعی است.

نقد تشکیلات و تصمیماتی که سران تشکیلات می گیرند ، از طرف اعضای ساده گروه، از

بدیهی ترین اصول دموکراسی در هر تشکیلاتی است که تمامی عالمان علوم اجتماعی بر آن

اتفاق نظر دارند، اما در جامعه بهایی هر که انتقادی نسبت به تصمیمات بیت العدل داشته

باشد، دچار مجازاتی چون طرد می شود که خود مجازاتی بدوی است.

بنابر این در چنین تشکیلاتی، علی رغم ادعاهای پر دامنه، نه تنها اصول مدرن کار تشکیلاتی

مراعات نمی شود، بلکه متخطیان دچار مجازاتی ذاتا ابتدایی و غیر مدرن چون طرد روحانی

می شوند.

چنین مجازات هایی یاد آور ساز و کار تشکیلات غیر مدرنی چون سازمان های مخوف

کمونیستی و یا سایه ها و کاریکاتور های چنین سازمان هایی چون سازمان مجاهدین خلق

ایران می باشد. این تشکیلات که هدفشان کسب قدرت، آن هم به شیوه ای غیر مدرن و

غیر مدنی می باشد، به محض بر خورد با عضوی که تصمیمات تشکیلات را بر نمی تابد، به

سرعت ساز و کار حذف و طرد را در پیش می گیرند.

اما تشکیلات بهایی که خود را مدرن می داند و اساسا هدف کسب قدرت نیز ندارد، پیرو ساز

و کار تشکیلات فوق الذکر است. این خود ناسازه ای دیگر است که ادعای عدم دخالت در

قدرت سیاسی تشکیلات بهایی را به یک شوخی شبیه می کند.

حذف و طرد مجازات تشکیلاتی است که اعضای آن تشکیلات سودای قدرت دارند و نه هوای

دیانت. این ناسازه ها همگی حکایت از نا همگونی درونی تشکیلات و آیین بهایی دارند که

بزرگان بهایی را به چالش می کشند. موضوعاتی که ادعاهای پر طمطراق آیین بهایی را با

علامت های بزرگ سوال مواجه می کند. آیا بزرگان تشکیلات بهایی قادربه حذف ویا عبور از

این علامت بزرگ می باشند؟
!

rramtini
پست: 0
تاریخ عضویت: شنبه 29 مهر 1385, 11:24 am

پستتوسط rramtini » شنبه 29 مهر 1385, 12:31 pm

تأملاتي پيرامون تعليم وحدت عالم انساني

******
يكي ديگر از تعاليم دوازده گانه بهاييان وحدت عالم انساني است.

جهت تحليل درست و نقد صحيح اين تعليم ابتدا بايد بدانيم وحدت عالم انساني يعني چه؟

لذا ضروري است دوستان بهايي نسبت به پاسخ روشن سئوالات زير توجه ويژه مبذول فرمايند

1- اصولا وحدت در چيست؟ يعني حول چه محوري است؟

به عنوان مثال مي گويند وحدت بين شيعه و سني حول محور قرآن است.

2- آيا شعار وحدت عالم انساني از بدايع آئين بهايي است يا اين مفهوم در اديان گذشته هم وجود

داشته است.

3- آيا اين اعتقاد و مفهوم آن در گفته ها و نوشته هاي ساير متفكرين و مصلحين بشري بوده و يا

اينكه اول بار توسط جناب بهاء الله عنوان گرديده؟

4- بهاييان در كتابهايشان مدعي شده اند كه ويلسون رئيس جمهوري وقت آمريكا طرح جامع ملل

را با الهام از آثار بهايي و مطالعه آثار بهاءالله عنوان كرده اگر اين مطلب صحيح است لطفا مدرك آن

را اعلام فرماييد.

5 - مسلما تحقق شعار وحدت عالم انساني نياز به يكسري پيش شرط دارد كه تا تحقق آنها

وحدت عالم انساني بي معني خواهد بود لطفا بفرماييد اين پيش شرطها

چيست؟ و چرا تاكنون محقق نشده؟


6 – فكر مي كنيد شعار وحدت عالم انساني علي القاعده در زمان ظهور پيامبر

جديد (به قول بهاييان) كه مستظهر به تاييدات مستقيم الهي است امكان تحقق بيشتري دارد و

يا در آينده اي كه هيچكدام از مظاهر مقدس الهي حضور ندارند؟


7- يكي از مشكلات فعلي سازمان ملل عدم ضمانت اجرايي مصوبات آن است كه به همين دليل

عملا تحت نفوذ قدرتهاي بزرگ قرار گرفته لذا سئوال اين است كه آيا تحقق وحدت عالم انساني

از طريق يك پارلمان بين المللي كه كل جهان را يكپارچه نمايد به جز از طريق يك

قوه قاهره كه همه قدرتها را تحت نفوذ خود درآورد امكان پذير است؟


8- بنابراين سئوال بسيار مهم اين است كه مكانيزم هاي تحقق وحدت عالم انساني چيست؟

9- چه ضمانت اجرايي وجود دارد كه اين مجمع جهاني به فساد كشيد نشود چون اين فساد ديگر

فساد در يك كشور يا منطقه نخواهد بود بلكه جهاني است.

10- اگر مراد از وحدت عالم انساني اين است كه سوءظن و حسادت و نفرت و تجاوز و تعصبات

فردي و غيره را بايد كنار بگذاريم و در يك جمله سعي كنيم همگي انسان هاي خوبي باشيم كه

موضوع تازه اي نيست همه اديان الهي اين را گفته اند و حتي اعتقاد به موعودي دارند كه به

نصرت و قدرت الهي عدالت را در سراسر گيتي برقرار مي كند، همچنين افرادي همچون

افلاطون، سر توماس مور ، فارابي و … به اين مهم بطور مفصل پرداخته اند.

در انتها از كليه دوستان بهايي و مسلمان خواهشمندم پاسخ هاي خود را به صورت مشخص و

حتي الامكان خلاصه به هر رديف عنوان فرمايند تا امكان پيگيري موضوعات راحت ترصورت پذيرد.

Yaaqub
پست: 14
تاریخ عضویت: یک شنبه 12 شهریور 1385, 8:09 pm

پستتوسط Yaaqub » شنبه 29 مهر 1385, 10:46 pm

یکی ار افتخارات ما مسلمانان ایرانی اینستکه سعدی (رحمت الله علیه ) شاعر حقیقت گوی شیرازی این اشعار نغز را با اتکا به تعالیم قرآن بیان نموده و این اشعار در سر در سازمان ملل متحد نقش بسته است که :
بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
این اشعار در واقع تر جمان آیات قرآن و تعالیم پیامبر اکرم (ص) می باشد و بهائیان بیخود آنرا جزو افتخارات خود محسوب نکنند .
از همه مهمتر اینستکه نگاهی به زندگی و عملکرد این رهبران بهائی مدعی وحدت عالم
انسانی نشان میدهد که آنان به تنهائی خود از جمله ناقضین این شعار بوده اند و بر سر حکومت و رهبری جامعه بهائی به فحاشی و بد و بیراه گفتن نسبت به یکدیگر و وارد نمودن انواع اتهامات زشت و ناپسند نسبت به یکدیگر پرداخته اند تا بدانجا که آقای میرزا حسینعلی برادرش میرزایحیی را " گرگ زاده " معرفی میکند .
اختلافات عبای آفندی و محمد علی آفندی ( پسران بها الله ) بر سر جانشینی پدر ؛خودمبحثی طولانی را میطلبد .
اختالافات میان ایادیان امرالله (نخبگان بهائی ) بر سر جانشینی شوقی و علم نمودن چماقی تحت عنوان " ناقضین پیمان " برای کوبیدن بر سر هر منتقد تشکیلات بهائی از جمله این شاهکارهای مدعیان وحدت عالم انسانی است .

rramtini
پست: 0
تاریخ عضویت: شنبه 29 مهر 1385, 11:24 am

پستتوسط rramtini » یک شنبه 30 مهر 1385, 11:04 am

دوستان عزیز سایت بهایی پژوهی:
باسلام
لازم می دانم جهت جلوگیری از بعضی سوء تفاهمات در رابطه با بند 7 نوشته هایم توضیحات تکمیلی عرض کنم. بنده به هیچ وجه نمی خواهم سازمان ملل فعلی را زیر سئوال ببرم بلکه به استحضار می رسانم ارزیابی کلی کارشناسان فن در مورد عملکرد این سازمان از زمان تشکیل تاکنون علی رغم انتقاداتی که به آن می شود مثبت می باشد انشاالله در آینده اگر متناسب با بحث وحدت عالم انسانی نیاز بود مطالب بیشتری در این خصوص بیان می گردد.
مراد من از از عدم ضمانت اجرایی بدون توسل به تهدید و زور است بدیهی است اگر موضوعی در شورای امنیت علیه کشوری به تصویب برسد مکانیزمهای تنبیهی مانند تحریم و حتی حمله نظامی را به دنبال خواهد داشت ولی اگر کشوری نسبت به یک مصوبه بی توجهی کرد و به توصیه های شخص دبیر کل و مجمع عمومی و سایر نهادهای ارشادي سازمان ملل توجه نکرد بدون اعمال فشار و زور امکان متقاعد کردن آن کشور منتفی است در هر صورت می خواهم بگویم این قیاس بهاییان یک امر کاملا دینی و الهی را (به زعم خودشان) با یک سازمان کاملا بشری که براساس ضرورتها و نیازهای انسان امروز جهت جلوگیری از جنگ و خونریزی و ظلم و جنایت و تبیعض تشکیل گردیده، و نظام فکری حاکم بر آن سکولاریزم و خرد جمعی انسانی است درست نمی باشد.
"خلاصه هدف از این نوشته این است که بدانیم بهاییان براساس نصوص بزرگان دین خود وحدت عالم انسانی را چگونه تبیین می کنند تا پس از آن به نقد و بررسی بپردازیم"
منتظر دریافت دیدگاههای دوستان بهایی می باشم.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » سه شنبه 9 آبان 1385, 9:56 am

تعلیم وحدت عالم انسانی را از منظرهای گوناگون می شود نگریست. یکی از آن منظرها، دیدگاه نژادپرستانه ی بهائیت است که برخلاف شعار فریبنده ی و ادعای دروغین وحدت عالم انسانی، حکایت از وجود این منظر پلید و غیر انسانی در عقاید بهائیت دارد. می دانید که قرآن به صراحت اعلام می دارد که:

يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما ‏رِجالاً كَثيراً وَ نِساء

هان ای مردم! از خداوندی که شما را از یک نفس آفرید و از آن نفس، همسرش را خلق کرد و از آن دو، زنان و مردان را در زمین بپراکند، بترسید.

در این آیه ی شریفه، آشکارا آمده است که همه ی مردم از یک نسل اند و نژادپرستی عقیده ای شیطانی است. در آیه دیگر چنین می خوانیم:

يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ ‏أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ

هان ای مردم! ما شما را از یک زن و مرد آفریدیم و شما را شعبه ها و قبیله ها قرار دادیم تا یک دیگر را بشناسید. همانا گرامی ترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست.

پیامبر خدا هم در ماجرای فتح مکه چنین فرمود:

ُ إِنَّ اللَّهَ أَذْهَبَ نَخْوَةَ الْعَرَبِ وَ تَكَبُّرَهَا بِآبَائِهَا وَ كُلُّكُمْ مِنْ آدَمَ وَ آدَمُ مِنْ تُرَابٍ وَ أَكْرَمُكُمْ ‏عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ‏

همانا خداوند نخوت عرب و تکبر او را نسبت به پدرانش از میان برد و همگی شما از آدم اید و آدم هم از خاک است.

به این ترتیب اسلام در آن روزگار که نژادپرستی در جوامع بشری غوغا می کرد و حتی در یک جامعه، میان افراد تفاوت فاحش بود (چنان که در ماجرای ان کفشگر آمده است که حاضر شد مخارج جنگ انوشیروان عادل را بدهد تا اجازه دهند که فرزندش درس بخواند، معروف است.)
خط بطلان بر افکار نژادپرستانه کشید. اما در اوائل قرن بیستم، جناب عبدالبهاء در سخنرانی اش خود، برای خودشیرینی یا هر هدف دیگری که داشته، در مقام تعریف و تمجید از سیاهان آمریکایی و مقایسه ی آنان با سیاهان آفریقایی، چنین افاضه می کند:

مثلا چه فرق است ميان سياهان افريك و سياهان امريك اينها خلق الله البقر علي صورة البشرند ‏آنان متمدن و با هوش و فرهنگ و حتي در اين سفر در مجامع و مدارس و كنائس سياهان در ‏واشنگتن صحبت هاي مفصل شد، مانند هوشمندان اروپ به تمام نكته ها پي مي برند. ‏
‏(خطابات بزرگ ، ص 119) . ‏

سخن در آن نیست که سیاهان افریقایی نیازمند تعلیم و تربیت اند. در این که حرفی نیست. سخن در ان است که آنان را گاوهایی در صورت انسان نامیده است. این است وحدت عالم انسانی؟ جناب عبدالبهاء دست مریزاد!

ایمان
پست: 0
تاریخ عضویت: شنبه 15 مهر 1385, 8:35 pm

پستتوسط ایمان » سه شنبه 23 آبان 1385, 7:13 am

از ادعا تا عمل :نگاهي به تاريخ يكصد وشصت ساله بهائيت نشان ميدهد اين آيين برپايه نفرت عقيدتي از اسلام و بويژه كينه نسبت به روحانيت شيعه پايه گذاري شده است .برخلاف ادعاي ظاهري آنان مبني بر احترام به اديان قبل بويژه احترام ظاهري به پيامبر اكرم (ص) و اينكه قرآن را قبول داريم ؛ مشاهده مي شود كه سرتاسر استدلالات آنان برا اثبات ادعاهاي باطلشان بر پايه نفي آيات مسلم قرآن و احاديث منقول از پيامبر و ائمه معصومين و يا تعبير و تفسير به نفع خودشان است .بطوريكه يك نفر بهائي تلقي اش از اسلام به عنوان يك دين با تناقضات متعدد در آيات قرآن خواهد شد . نگاهي به كتب استدلاليه اي نظير كتاب ميرزا نعيم بهائي و اشراق خاوري و ابوافضل گلپايگاني و ..... مبين اين ادعا است . بطور كلي استدلالات مبلغان بهائي نسخه تكراري شبهات يهوديان ومسيحيان و ملحدان عليه اسلام در طول تاريخ 1400ساله اسلام است و مطلب جديدي ندارد .
شورشهائي كه بابيان در دوران قاجار در شهرهاي نيريز و زنجان و قلعه طبرسي و....به را انداختند تا ترور مجتهد عاليقدر پدر شوهر و عموي قره العين بابي وتا طرح ترور ناصر الدينشاه و اعمال نا شايسته اي كه بابيها در بغداد و كربلا بعداز تبعيد به خاك عثماني مرتكب شدند و طرحهاي ترور توسط بابيها و ازليها عليه طرفداران بها اله و اقدامات بهائيها عليه ازليها كه اسناد و مدارك اين اعمال نه تنها در تحقيقات مورخيني چون كنت دو گوبينوي فرانسوي و ادوارد براون انگليسي و... موجود است بلكه جلوه هاي اين رفتار هاي شنيع در كتب خود بهائيان هم متجلي شده است .
حال چگونه است كه اينان دم از وحدت عالم انساني ميزنند ؟ آيا وحدت عالم انساني آنان به معناي انقياد همه انسانها به بيت العدل مستقر در قلب اسرائيل است ؟
مثل اينكه بهائيان به علت تبليغات بيش از حد دچار كيش شخصيت شده اند و جز خود و تشكيلات چيز ديگري را نمي بينند .بهر حال اين قصه سر دراز دارد .........؟

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » پنج شنبه 23 آذر 1385, 6:31 pm

دوستان بهایی
مطلبی را که جویا به نقل از عبد البها در مورد سیاهان آفریقا برای نخستین بار در این سایت و در این تا پیک اظهار نمود انعکاس گسترده ای نزد پژوهشگران و بعضی سایت ها پیدا نمود.بعضی جوانان بهایی بر آشفتند و منکر صدور چنین سخنی از عبدالبها شدند و آن را ساخته ردیه نویسان دانستند. اما وقتی اسکن کتاب و مدرک متن مربو طه را دیدند با نا باوری لب فرو بستند و صحنه را اندوهگینانه ترک نمودندوهر چند مبلغان تلاش کردند گاو بودن سیاهان آفریقا از نظر دومین رهبر بهایی را تو جیه های خنک نمایند موثر واقع نشد و آن جوانان قانع نشده به صحنه باز نگشتند.
عزیزان به همه مقدسات سوگند که هیچکس در این سایت با شما دشمنی ندارد بلکه دوستتان دارد و می خواهد یافته های پژوهشی خود را در متواضعانه و رایگان در اختیار شما قرار دهد و در این راه فقط خدا را در نظر داردو قصد اهانت به هیچکس را ندارد. امید است ما را باور کنید چنانکه بعضی از شما عزیزان باور نموده از طریق میل مورد لطف قرار داده اند.ما نمی گوئیم بهائیان چنین اند بلکه می گوئیم درمتون درجه یک تشکیلات بهایی چنین مطالبی از سوی رهبران بهایی گفته شده اگر چه اعتقاد جوان بهایی این نیست.اما جوان بهایی باید تکلیف خود را با این اعتقاد روشن نماید اگر تشکیلات با چنین سوالاتی او را طرد نکند... پرسشگری شیوه جوانان امروزی است که تا قله حقیقت آنها را صعود خواهد داد...

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » چهار شنبه 13 دی 1385, 11:29 am

هنگام مطالعه آثار بهایی مطالب جالب و مفرحی پیدا می شود که برای پژوهشگران مغتنم

است. پیش گوئی هایی که رهبران بهایی کرده بودند و تحقق نیافته

وغلط از آب در آمده یکی از این مقوله هاست . از جمله پیشگوئی ها این بوده که گفته اندبه

میمنت ظهور بهائیت شرق و غرب جهان مثل دو عاشق شیفته یکدیگر شده دست در آغوش هم

نهاده باهم مهربانی خواهند نمود...!


دیگر تفاوت و امتیازی میان ترک و تاجیک

وفرانس و بلجیک و آسیا و آفریک و فرس و امریک

(آمریکا) نیست و به مبارکی همه اختلافات از میان رفت... !

فکر می کنم نقل عین عبارات عباس افندی (عبدالبها) کافی باشد و نتیجه به خوانندگان سپرده

شود بهتر است.

اوضاع کنونی جهان ،جنگ ها و خونریزی ها در خاور میانه ، دسته گلی که

امریکا و اروپا در عراق آفریدند ، قلدری های آمریکا در جهان ،جنایات و دد منشی ها و نسل

کشی های اسرائیل ،اشغال نظامی کشور ها(افغانستان و عراق و سومالی و...)بهره کشی و

برده داری نوین از انسانها و...از برکات بهائیت است...!


"چون نیر آفاق اشراق بر شرق و غرب نمود تفاوت و امتیاز ترک و تاجیک و

رانس و بلجیک و فرس و آمریک و آسیا و آفریک از میان رفت.

شلیک وحدت عالم انسانی بر خاست {؟!}

این است که مشاهده می نمایی که شرق دست در آغوش غرب نموده و خاور و باختر مانند دو

دلبر شیفته یکدیگر شده (ع ع ) {امضای عباس عبدالبها} "

مکاتیب ، جلد2 ،ص 288


البته ایشان یادشان رفته که سیاهان آفریقا را در جای دیگر ،گاو نامیده است !

لابد آن هم بر اثر "شلیک وحدت عالم انسانی "است...!!

فاعتبرو یا اولی الابصار.

Iran
پست: 20
تاریخ عضویت: سه شنبه 18 مهر 1385, 2:12 am
تماس:

پستتوسط Iran » دو شنبه 25 دی 1385, 5:04 am

"بحث وحدت عالم انسانی در بهائیت از آن بحث هایی است که متاسفانه بسیاری از خود بهائیان از واقعیت این بحث بی خبر یا کم خبرند. من هم به زودی آن چه را که در کتب امری در باره ی این تعلیم (که اساس و ریشه ی بهائیت است) آمده است، تقدیم حضور جویندگان حق خواهم کرد. این کار را می کنیم تا ببینیم شعار گوش نواز: «همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار» در عمل چگونه جلوه گری کرده است و نوای دل انگیز: « عاشروا مع الأدیان
بالروح و الریحان» تا چه اندازه از حقیقت برخوردار بوده است.

1- اهانت به سیاهان آفریقا

تعلیم وحدت عالم انسانی را از منظرهای گوناگون می شود نگریست. یکی از آن منظرها، دیدگاه نژادپرستانه ی بهائیت است که برخلاف شعار فریبنده ی و ادعای دروغین وحدت عالم انسانی، حکایت از وجود این منظر پلید و غیر انسانی در عقاید بهائیت دارد. می دانید که قرآن به صراحت اعلام می دارد که:

یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما ‏رِجالاً کَثیراً وَ نِساء

هان ای مردم! از خداوندی که شما را از یک نفس آفرید و از آن نفس، همسرش را خلق کرد و از آن دو، زنان و مردان را در زمین بپراکند، بترسید.

در این آیه ی شریفه، آشکارا آمده است که همه ی مردم از یک نسل اند و نژادپرستی عقیده ای شیطانی است. در آیه دیگر چنین می خوانیم:

یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ ‏أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ

هان ای مردم! ما شما را از یک زن و مرد آفریدیم و شما را شعبه ها و قبیله ها قرار دادیم تا یک دیگر را بشناسید. همانا گرامی ترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست.

پیامبر خدا هم در ماجرای فتح مکه چنین فرمود:

ُ إِنَّ اللَّهَ أَذْهَبَ نَخْوَةَ الْعَرَبِ وَ تَکَبُّرَهَا بِآبَائِهَا وَ کُلُّکُمْ مِنْ آدَمَ وَ آدَمُ مِنْ تُرَابٍ وَ أَکْرَمُکُمْ ‏عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ‏

همانا خداوند نخوت عرب و تکبر او را نسبت به پدرانش از میان برد و همگی شما از آدم اید و آدم هم از خاک است.

به این ترتیب اسلام در آن روزگار که نژادپرستی در جوامع بشری غوغا می کرد و حتی در یک جامعه، میان افراد تفاوت فاحش بود (چنان که در ماجرای ان کفشگر آمده است که حاضر شد مخارج جنگ انوشیروان عادل را بدهد تا اجازه دهند که فرزندش درس بخواند، معروف است.)
خط بطلان بر افکار نژادپرستانه کشید. اما در اوائل قرن بیستم، جناب عباس افندي در سخنرانی اش خود، برای خودشیرینی یا هر هدف دیگری که داشته، در مقام تعریف و تمجید از سیاهان آمریکایی و مقایسه ی آنان با سیاهان آفریقایی، چنین افاضه می کند:

مثلا چه فرق است میان سیاهان افریک و سیاهان امریک اینها خلق الله البقر علی صورة البشرند ‏آنان متمدن و با هوش و فرهنگ و حتی در این سفر در مجامع و مدارس و کنائس سیاهان در ‏واشنگتن صحبت های مفصل شد، مانند هوشمندان اروپ به تمام نکته ها پی می برند. ‏
‏(خطابات بزرگ ، ص 119) . ‏
سخن در آن نیست که سیاهان افریقایی نیازمند تعلیم و تربیت اند. در این که حرفی نیست. سخن در ان است که آنان را گاوهایی در صورت انسان نامیده است. این است وحدت عالم انسانی؟ جناب عبدالبهاء دست مریزاد!

چون سايت مزبور مدعي پژوهش علمي وبي طرفي است(!!) ، اولأ از ايشان تقاضا دارد فهرست آيات قران مجيد درباره ي غير مسلمانان وكفار و مشركين واعراب وخلاصه ساير دگر انديشان را براي بنده فهرست نمايند، تا با سه آيه اي كه در فوق آورده اند مقايسه كنيم ، وثانيأ چون به آثار بهايي دست رسي داريد لطفأ ساير بيانات حضرت بهاءالله وعبدالبهاءرا درباره ي سياه پوستان آفريقا بياوريد تا پس از ان بنده بتوانم قضاوت كنم وپاسخ ان پژوهشگران وسيع النظر را تقديم نمايم!! منتظرم!

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » دو شنبه 25 دی 1385, 11:19 am

جناب iran
اگرچه با تاخیر به این مباحثه پیوستید خوشحال شدم. خوب است بدانید در این سایت پژوهش ها در زمینه بهائیت است نه اسلام.هزاران سایت در مورد اسلام هستند که به دفاع از آموزه های اسلامی مشغولند که می توانید به آنها مراجعه نموده و توضیح بخواهید ولی اینجا اختصاص به بهائیت دارد و کارش چنانکه از نامش پیداست بهایی پژوهی است نه اسلام پژوهی. جنابعالی بهتر است لطف فرموده در مورد سیاهان آفریقائی توضیح بدهید و به مطالب اینجانب و دوستان دیگر از جمله rramtin پاسخ بفرمائید.بی صبرانه منتظریم!

Iran
پست: 20
تاریخ عضویت: سه شنبه 18 مهر 1385, 2:12 am
تماس:

پستتوسط Iran » سه شنبه 26 دی 1385, 5:35 am

دوستان عزيزيكسونگرسايت بهايي پژوهي

سايت شما سايتي پژوهشي نيست!!بلكه ضدبهايي است. يك نگاه متقيانه وازروي خشية الله به سايت بياندازيد؛ مطلب روشن خواهد شد.اگراين طورنيست،پس چرارسالت خودرافراموش كرده، ذوق زده شده خبرمنع رسميت آيين بهايي رادرمصر مي دهيد؟!اين همه آماررشد وتوسعهء بهايي وجود دارد، چرايكسويه برخوردمي كنيد.بي حكمتي كرديدكه دست خودتان را رو كرديد.شواهدزيادي ازاين مواردازشمادارم كه ان شاءالله بموقع تقديم خواهم كرد!!بنده مطلبي مفصل برايتان در قسمت پيشنهادات گذاشتم نشان نداديد!!!پژوهشگران با مخاطبينشان مستبدانه وبسته برخوردنمي كنند!!نوشته ايد،"هزاران سايت درمورد اسلام هستند كه به دفاع از آموزه هاي اسلامي مشغولند مي توانيد به آنها مراجعه نموده وتوضيح بخواهيد".بسيارخوب ازاين جنبه كه مي گريزيد،ولي بنده علاوه بر مطالبي ازاسلام عزيز،مطالبي نيز ازآثار بهايي ازشما خواسته بودم!شما كه اين ادعا راداريد پس بياناتي راكه خواسته بودم درسايت بگذاريد؛الحمدلله منابع كه زياد داريد.يا ممكن است شماهمان طور كه تاحال نشان داده ايد به شكل گزينشي فقط آثاري رامي آوريد كه به زعمتان ايجادشبهه مي كند!!!اما وصد اما طبق سفارش شما محققين عزيز ،به كدامين ازاين هزاران سايت اسلامي بروم؟!! "اسلام پژوهي"،يا "اسلام ستيزي"؟!!تلويزيون جمهوري اسلامي چندي پيش،حدودابان 84، مي گفت ده هزار سايت ضداسلام وجوددارد!!!روزنامهءجمهوري اسلامي هم مورخ شنبه 12 اذر 1384، شمارهء7647،نوشت 5000 عنوان كتاب درمخالفت با مذهب شيعه با ارائهء8000 شبهه تاكنون چاپ شده كه 75 درصدآن مربوط به 28 سال اخير است و25 درصدمربوط به 14 قرن گذشته است. شريف يحيي الامين هم كه شنيده ام درتحقيقي كه كرده فرق اسلام را 480 فرقه شمرده كه زير ده درصد ان شيعه هستند!!! حالا بفرماييد به كدام سايت بروم وكدام يك از5000 رديه را بخوانم، وازكدام از480 فرقه گمگشتهء خودبجويم وتوضيح پرسش هاي اسلاميم راازكداميك بجويم؟!! اينها راجواب بدهيد تا ازسياهان افريقا برايتان بگويم!!!به خدايي كه به علي بن ابي طالب آموخت تا خطبهء همّام را دروصف متقين صادر فرمايد تافارق متقي از غير متقي باشد،قسم كه شما ازترس اين كه ايرانيان عزيز خطابه هاي حضرت عبدالبهاءرا بخوانند،چنين رويه اي پيش گرفته ايد ومن ايقان دارم كه اگر هموطنان عزيزم خود به چشم خود همهء ان خطابه هاي مباركه را بخوانند برحال وروز شما آگاه گردند،واين چيزي است كه شما نمي خواهيد!!!اماازآنچه نوشته شد گمان نبريد كه شما رادوست ندارم بلكه به نام همان عبدالبهاء دوستتان دارم ومطمئنم كه درآينده حتي از خودشما نيز ازارادتمندان اوخواهيد شد.وليس هذا علي الله بعزيز.سالهاي سال است كه دردوران پهلوي واينك با شمادرتماس بوده ام ومطالب كليشه اي شما راازبر هستم، وعلت اينكه سعي غير عادي در محدود كردن وگزينشي كردن بحث ها راداريد مي دانم وبرايتان دعا مي كنم. به همكارانتان درسايت خسته نباشيد مي گويم. با تشكر

moon
پست: 0
تاریخ عضویت: چهار شنبه 19 مهر 1385, 7:10 am

پستتوسط moon » سه شنبه 26 دی 1385, 2:26 pm

ايران عزيز

شما يك بهايي هستيد و همه چير در را در آيين خود زيبا مي بينيد مانند مادري

كه هرگز به ايرادات فرزند خود اعتنايي ندارد و يا سخت قبول ميكند كه فرزندش

دچار مشكل است.

اصولا مي گويند محبت، انسان را كر و كور ميكند اما آنچه كه در حال گفتگو مي

باشد اينست كه اينگونه بيانات در مورد سياهان آفريقايي از نظر عبدالبها باآن

مقاماتي كه شما براي او قائل هستيد بعيد است و بايد از سياهان آفريقايي

عذر خواهي شود تازه اين سخنان زشت و توهين آميز از يك شخص عادي هم

پسنديده نيست تا برسد به مدعيان آسماني بودن !

جا دارد به مقاله اي كه فرهاد در اين سايت نوشته استناد نمايم كه شوق رباني

سومين رهبر شما تمامي افراد خانواده خود يعني پدرو مادر و دو خواهر و دو

برادرخود را مورد سنگين ترين مجازات هادردين خودتان _يعني طرد روحاني_ قرار داد .

شوقي سه خاله و چندين پسرخاله و دختر خاله و شوهر خاله كه تمامي خاندان

عبدالبها ميباشند را به مجازات طرد روحاني مزين نمود يعني تمامي فرزندان

عبدالبهاو دامادهاي او و نوه هايش بدست شوقي افندي همچون بيماري جذام

جراحي شدند.

آيا از خود سوال كرده ايد كه چه چيز عامل اين اقدام گسترده شوقي شده است؟!

وقتي وحدت در داخل خانواده قابل حصول نيست چگونه در جامعه بيروني قابل

پياده شدن است ؟

در يك جامعه مدعي وحدت شرط اول دوست داشتن مردم است همانگونه كه

شما در آخر صحبت خود براي ياس دعا كرده ايد ولي سوال من اينست آيا جرات

ميكنيد يكفرد طرد شده را دوست داشته باشيد؟!

يقينا جرات آنرا نداريد چون شما هم جذامي ميشويد و شلاق طرد بر تن شما

فروخواهد نشست.

دوست عزيز جناب ايران لطفا رابطه عبدابها با خانواده بهاالله را در برگهاي تاريخ

خودتان ورق بزنيد تا ببينيد كه الگوي شوقي در طرد افراد خانواده عبدالبها ،خود

عباس افندی است چون گسترده تر از شوقي نسبت به خانواده بهالله اقدام به

طرد روحاني عموها و عمه ها وساير خانواده ايشان نمود و از طرفي باز از لابلاي

تاريخ خودتان به نزاعهاي بسيار گسترده بهالله و برادرش صبح ازل نگاهي بيندازيد

تا معني وحدت راملاحظه نماييد و از سوي ديگر مراجعه اي به نوشته ها وگفتار

هاي همان كسانيكه دچار اين مجازاتها شده اند خود بازگو كننده حقايقي است كه

نشان از نبود امنيت و آرامش در داخل خانواده بهالله تا به شوقي بوده كه درنتيجه

به اين مي انجامد كه وحدت را براي ديگران گفته اند نه براي خود و همين كفايت

ميكند بر توخالي بودن شعار وحدت عالم انساني در جامعه بهايي. چون از لوازم

اين شعار اول پياده كردن آن در داخل خود خانواده و بعد در بيرون است.


با تشكر و خسته نباشيد

yas
فعّال
پست: 216
تاریخ عضویت: دو شنبه 23 مرداد 1385, 10:34 am

پستتوسط yas » سه شنبه 26 دی 1385, 6:01 pm

بازهم جناب ایران !
با سلام
عصبانیت شما از جمله عبدالبهاء در مورد "گاو خواندن سیاهان آفریقا"_که

برای نخستین باردر این سایت توسط جویا افشا شد_ کاملا قابل درک است.

بعضی از جوانان بهایی وقتی آن را شنیدند ابتدا به شدت منکر شدند و شروع

کردند به فحاشی به محققین این سایت و آن را دروغ پردازی ردیه ها خواندند و

حتی مسخره کردند که خطابات شما لابد خیلی بزرگ است زیرا ما کتاب خطابات

را گشتیم و آن جمله را پیدا نکردیم !

یکی از سایت های شما که دید بزودی اسکن صفحه مورد نظر در سایت قرار

خواهد گرفت و آبروریزی خواهد شد با عجله شروع کرد به توجیه کردن "گاو

های آفریقایی " و ننگ شوئی از جملات مزبور که البته ننگ با رنگ پاک نشد.

شما هم که برای فرار از بحث شرط اسلام ستیزی از طریق مطالب کفار و

مشرکین در قران را گذاشتید و خواستید توپ را به زمین حریف روانه کنید ناکام

ماندیدو نتوانستید و تیرتان به سنگ خورد.

لاجرم باب اسلام ستیزی را گشودید که: هزاران سایت اسلام ستیز و فرق

گوناگون اسلامی است به کدامیک مراجعه کنم؟!

سربسته می گویم به سایت ریمی ها و ازلی ها و سایت همجنس گرایان بهایی

مراجعه کنید شاید چیزی در مورد گاو نبودن سیاهان آفریقائی پیدا کنید که در

سایت های هواداران بیت العدل بدلی (به قول حبیب که طرفدار ریمی و مارانجلا

ست) وجود ندارد.اگرچه آنها را طرد کرده اند و سلام و کلام و گفت و شنود با آنها

برای شما جایز نیست و حرام است همینطور مراجعه به سایت آنهازیرا منشور

وحدت عالم انسانی بهائیت با طرد کامل شده تا دعواهای خانگی فرزندان و نواده

های میرزا عباس نوری در زمان ما و در آستانه هزاره سوم با این فرمان تئوریزه

گردد و شاهد دیگری بر ادعاهای پر طمطراق ولی خالی از واقعیت باشد. شما

که هنوز مسئله تنی و نا تنی را در فرزندان یک خانه نتوانسته اید حل کنید و حرف

های عزیه خواهر با هوش و ادیب بهاءاله را در نقد و ارزیابی رفتار و دعاوی اوبه

جرم آنکه ناتنی است نمی شنوید و نمی خوانید چطور ادعای وحدت عالم انسانی

دارید؟!!

باور کنید بی صبرانه منتظرم تحری حقیقت کنید و تکلیف خودتان را با اینهمه

تناقض ،شجاعانه روشن کنید.برایتان آرزوی عاقبت خوش دارم.

Iran
پست: 20
تاریخ عضویت: سه شنبه 18 مهر 1385, 2:12 am
تماس:

پستتوسط Iran » پنج شنبه 28 دی 1385, 4:11 am

[b]دوستانِ مأ يوسم ! ازكجا فهميديد بنده عصباني شده ام!!! آيا بهايي پژوهان علمغيب هم دارند؟ كدام جملهء مطلب بنده حاكي از عصبانيت بود؟!ا اما بنده ا زرذيف كردنچندين شبهه درمطلبتان متوجه شدم كه عصباني شده ايد وفرا فكني مي فرماييد!!! دوستانعزيز بنده نسبت به شما ومطالب تكراري وروشتان كاملأ آشنا هستم (بيش از سي سالاست !!!) حتي مي دانم ايراذات ديگرتان ،مثلأ از كتاب " خطابات"، چيست كه احتمالأبعدها آن را مطرح خواهيد كرد!!! اگر مطلب اول مرا كه در قسمت پيشنهادات سايتتانگذاشتم نشان مي داديد ومي خوانديد ،متو جه مي شويد كه چه مي گويم!!! ياس وديگردوستانتان نيز ان را مي خواندند تا متوجه شوند ما هم خطابات خوانده ايم وهم ديگرآثار را !!باز هم قضاوت غلط كرديد !پاسخ مربوط به سياهان آفريقا حي وحاضر است ،وليشك دراين است كه آنكه مي خواند به كمترين قانون همهء اديان اسماني آگاه است يا نه! "آنچه بر خود نمي پسندي بر ديگران مپسند"! اين پيام آسماني ملاك وشاخص "انصاف" و"تقوي" است، وطبق سفارش قران مجيد وانجيل جليل به غير منصفين نبايد پاسخ داد، چهكه آذانشان ممهور است! اما درسايت هاي منصفي كه دنبال حقيقت ومصداق آن قانون الهيهستند، توضيحش را داده ايم. ضمنأ بنده توپ را به زمين حريف نيانداخته ام ، چونشمارا نه حريف بلكه دوست ونيز خادمان غير مستقيم حضرت بهاءالله كه جان بهاييانفدايش باد، مي بينم،وپاسخ همهء اعتراضاتي رانيز كه به اسلام عزيز كه، جان بهاييانفذاي رسول اكرمش باد، وارد شده دارم، وآياتي را نيز كه خواسته بودم مي دانم ، فقطمي خواستم كمي متوجه شويد واز روش "استبدادي " سايتتان دست برداريد.چرا اينقدر خودرا به ايرادات وروش هاي كليشه اي باقي مانده اززمان پهلوي محدود كرده ايد؟! آيا نميبينيد كه همه چيز تغيير كرده ؟! باري بگذريم تا آن چيزهايي را كه از شما خواستهام ارائه نفرماييد، از آن پاسخ هاي حيّ وحاضر خبري نيست! مي دانم كه شما هلاك اينهستيد كه هيچ كاربري را از دست ندهيد وبازار گرمي كنيد، اما من بازهم به سايتتانخواهم آمد وروش استبدادتان رادر بحث زير سؤال خواهم برد،آنهم نه براي مقابله بلكهبراي اينكه منصفين با شما آشنا شوند. پاسخ همهء مواردي كه نوشته ايد موجود است، اماچون سايت شما را از اول تأسيسش چك كرده ام وسفسطه و بي انصا فيتان رادرپاسخ بهبهاييان ديگر ديده ام ،فعلأ لزومي به ارائهء انها نمي بينم، تا خدا چه خواهد!!! اگرمسلمان واقعي هستيد، پيشنهاد بهتري برايتان دارم ، وآن اين كه بياييد همه براي همدعا كنيم تا خداوند هيچيك از ما را به حال خود نگذارد. بنده درحسرت آنم كه به رشحياز نصايح حضرت بهاءالله وحضرت محمد عليهما ابدع التحيات فائز شوم وبه بيانات عميقحضرت امير در خطبهء "همّام" در نهج البلاغه درحد توان بشري مرين شوم. زيرا با پناهبردن به اين قبيل حقايق مي توان منصف بود وبا هم تحقيق وتتبع كرد وحقيقت را يافتوجهان را به صلح ووحدت رساند.ملت عزيز ايران اينك دارند درميابند كه دين بهايي آنچيزي نيست كه 163 سال است غير منصفين ان را برايشان تصوير كرده اند، وبه تدريجمشغول تحقيقند كه اين آيين اسماني حقيقتأ چيست! براي همين است كه امثال شما وسايتبهاييزم ايران ورهپويان وصال ورديه نويساني چون شهبازي وجاعلين كتب مهناز رئوفيوصدا وسيماي جمهوري اسلامي ايران وديگران به يك سايت ودو سايت ويك كتاب ودوكتاب ويكبرنامه دو برنامه بسنده نكرده ايد !!! آري اين درخت به قدري بار دارد كه جز به آنسنگ نتوان زد. سنگ هاي شما را چون هميشه به جان خريداريم ! اي كاش به جاي به ميانآوردن ذكرازلي ها وريمي امثال ايشان به ساير موارد بسيار مهم مطالبم اشاره مي كرديد ! دوباره آنرا بخوانيد متوجه خواهيد شد. باقي بماند تاخدا چه خواهد.

خير خواهتان
[/b]

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » پنج شنبه 28 دی 1385, 11:13 am

شعار ،کافی است.همین که مطالب بی ربط و شعار گونه شما سه نوبت درج شد

نشان تسامح و آزاد اندیشی این سایت است(چنانکه امکان ارسال فوری سه نوبت

مطالب ، برای ما در هیچیک از سایت های رسمی شما نیست).

اگر برای مطلب" گاو بودن سیاهان آفریقا"جوابی داشتید نوشته بودید به نظر می

رسد دستتان خالی باشد...نوبت بعداگر همچنان شعاری نوشتید اجازه دهیدمزاحمت

شما برای پژوهشگران کم شود.

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » جمعه 29 دی 1385, 10:24 pm

مدت های مدیدی بود که توفیق رفیق نشده بود تا به سایت بهایی پژوهی بیایم و عرض ادب ‏و ارادتی خدمت دوستان سایت داشته باشم. اینک پس از گذشت حدود دو ماه، بار دیگر ‏سعادت یار شد و فرصتی دست داد تا دیداری از سایت داشته باشم و از قضای روزگار با ‏نوشته ی دوست بهایی عزیزی که گویا تازه به جمع کاربران سایت پیوسته است، برخورد ‏کردم و راستش چون از بیانات پایانی سردبیر محترم کمی دلگیر شدم، به نظرم رسید که ضمن ‏عرض انتقاد به محضر مبارک ایشان چند نکته را یادآورد شوم:‏

‏1-‏پیش از این هم بارها و بارها گفته ام که یکی از رایج ترین و بی تعارف تکراری ‏ترین روش دوستان بهایی از دیرباز، روش اثرگذار « مظلوم نمایی» است. از این ‏رو از سردبیر محترم تقاضا می کنم هر چه زودتر پیشنهاد ایران عزیز را در معرض ‏دید همگان قرار دهند تا این موضوع پیراهن عثمان نشود و علم و کتل شعار ‏استبداد سایت و بهایی ستیز بودن آن به راه نیفتد. ‏

‏2-باز هم پیشتر گفته ام: از آن جا که دوستان بهایی مدعی اند که اسلام را قبول ‏دارند و تا زمانی که مسلمان نشده باشند بهایی بودنشان بی معنا و غیرقانونی ‏است، بحث بر سر اسلام و اثبات حقانیت آن بی تردید روشی کهنه و قدیمی از ‏سوی بهائیان به ویژه مبلغان آن هاست تا به این ترتیب از حوزه و دایره ی ‏مباحث امری بگریزند. دوست عزیز جناب ایران! با آن که دوران دگرگونه شده ‏است ولی هنوز شما از همان روش های کهنه و حربه های زنگ زده استفاده می ‏کنید. ‏

‏3-به نظر حقیر، باید ابتدا دانست که منظور بهائیت از تعلیم وحدت عالم انسانی که ‏بسیار به آن می بالد، چیست؟ اگر منظور آن است که همه ی ما فرزندان آدم و ‏حوا هستیم و خداوند آفریده ی ماست و به همه ی ما انسان ها- چه مؤمن و چه ‏کافر- روزی می دهد و دوست دارد که تمامی انسان ها رو به خدا بیاورند و او ‏را بپرستند و از بدی ها دوری کنند و قدر و قیمت انسانی خویش را بازشناسند، ‏سخن جدید و حرف نوی نیست که بهائیت بخواهد به آن ببالد. این، آموزه ی ‏تمامی ادیان الاهی است. چنان که عبدالبهاء اعتراف می کند: ‏
اساسي كه جميع پيغمبران گذاشتند آن اساس بهاء الله است و آن اساس وحدت عالم انساني است. آن ‏اساس محبت عمومي است ، آن اساس صلح عمومي بين دول است. ‏
‏(خطابات، ج 2، ص 286)‏
امروز هركسي به وحدت بشر خدمت كند در درگاه احديت مقبول است؛ زيرا جميع انبياي الهي در وحدت ‏عالم انساني كوشيدند و خدمت به عالم انساني كردند، زيرا اساس تعاليم الهي وحدت عالم انساني است. ‏حضرت موسي خدمت به وحدت انساني نمود، حضرت مسيح وحدت عالم انساني را تأسيس كرد ، ‏حضرت محمد اعلان وحدت انساني نمود . انجيل و تورات و قرآن اساس وحدت انساني تأسيس نمودند. ‏شريعت الله يكي است و دين الله يكي و آن الفت و محبت است. حضرت بهاء‌الله تجديد تعاليم انبياء فرمود. ‏‏(خطابات ، ج 1، ص 18 و 19)‏
از قضا سخنان جناب عبدالبهاء بسیار راه گشاست و پاسخ گوی آن چیزی است که جناب ایران در پی آن ‏است. دوست عزیز توجه داشته باشید که جناب عبدالبهاء از پیامبران سخن می گوید از تعالیم الهی حرف ‏می زند، از موسی و مسیح و محمد و انجیل و تورات و قرآن دلیل می آورد. بنابراین تکلیف کافران و ‏مشرکان و بت پرستان روشن است. تکلیف دشمنان خدا و پیامبران و مخالفان ادیان الهی و آسمانی روشن ‏است. لابد نمی فرمایید که باید کافران را هم همانند مؤمنان دوست بداریم. البته برای هدایت آنان دعا و ‏کوشش می کنیم؛ اما اگر با کسانی رو به رو شدیم که به هیچ روی حاضر نشدند حرف حق را بشنوند و ‏علاوه بر آن، به دشمنی و سرکوب یکتاپرستان برخاستند و بدتر از آن به نوامیس و اموال تجاوز کردند، چه ‏باید بکنیم؟ باز هم باید بگوییم: همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار؟ به هر صورت نخست از شما ‏دوست عزیز خواهش می کنم منظور از وحدت عالم انسانی را روشن بفرمایید. ‏
بد نیست در پایان این گفتار این مطلب را هم بیفزایم که جناب عبدالبهاء در بیان وحدت عالم انسانی دچار ‏تناقض گویی عجیبی شده است. چون در یک جا دیگر می گوید: ‏
از جمله اين تعاليم وحدت عالم انساني است، اين در كدام كتاب است ؟، نشان بدهيد و صلح عمومي ‏است، اين در كدام كتاب است؟ و دين بايد سبب محبت و الفت باشد، اگر نباشد عدم دين بهتر است، اين ‏در كدام كتاب است؟ (خطابات بزرگ ص 191)‏
البته از این تناقض گویی شگفت انگیزتر آن است که دوستان عزیز همانند جناب ایران به جای پاسخ گویی ‏به این گونه تناقض گویی ها، سایت و نویسندگانش را به بهایی ستیزی متهم می کنند و یا اثبات اسلام را ‏درخواست می کنند. به هر صورت مجددا از دوست گرامی که خوشبختانه آشنایی سی ساله با این گونه ‏مباحث دارد، خواهش می کنم به طور روشن و واضح بفرمایند منظور از تعلیم وحدت عالم انسانی چیست ‏و سخنان جناب عبدالبهاء در این رابطه چه معنایی دارد. با تشکر و آرزوی بهروزی و شادکامی. ‏


بازگشت به “دست آورد ها و تعالیم”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 2 مهمان