تطابق دین با علم وعقل

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پاسخ: لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط pajohesh » پنج شنبه 19 دی 1387, 4:33 pm

سونیای عزیز گفتید تحری حقیقت کردید، بفرمائید ابزار این تحری چه بوده است؟

با عقل تحری کردید یا با چیز دیگر؟!

اگر با عقل تحری کردید بفرمائید کور شو وکر شو یعنی چه؟!

یعنی در تحری حقیقت به عقلتان گفتید کور و کر شو تا حقانیت بهائیت برایتان ثابت

شود؟!

بگذارید مثال بزنم:

عقل تان را کنار گذاشتید که پذیرفتید میرزا خدای زندانی است؟! یا دستور محبت به

دشمن می دهد و خودش با برادر و خواهرش مرافعه و جنگ و دشنام گوئی دارد یا

دستور به قتل مخالفانش در بغداد می دهد و دستور می دهد هر کس یک آپارتمانی را

آتش زد زنده زنده او را بسوزانند یا ...؟!

پس بیائید نحوه تحری حقیقت تان را بگوئید تا ببینیم چگونه تحری حقیقت نموده اید؟!

sonia
فعّال
پست: 100
تاریخ عضویت: جمعه 3 خرداد 1387, 9:26 pm

پاسخ: لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط sonia » پنج شنبه 19 دی 1387, 5:07 pm

مریم جون من اصلا عصبانی نشدم.حالا جوابتون البته اگه فکر نکنید عصبیم.شما مگه به سمت کجا نماز می خونید؟ قبلتون کجاس؟در زمان حبات هم هر جا حضرت بهاالله تشریف داشتند قبله بوده و اما نماز دزدیده شده:این نماز را حضرت بهاالله به راحتی می تونستن دوباره نازل کنن اما فرمودند حکمتی داره.

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پاسخ: لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط pajohesh » پنج شنبه 19 دی 1387, 5:37 pm

مثال های دیگر برای سونیا بزنم تا معلوم شود با چه ابزاری تحری حقیقت نمودند:

بهائیان در زمان حیات میرزا چگونه تشخیص می دادند میرزا در کجاست تا به سمت او

نماز بخوانند؟!

چه قطب نمائی به کار می بردند تا بفهمند او در کجاست تا به سوی او نماز بخوانند؟!

دزدیده شدن نماز و صادر نشدن نماز دیگری به جای آن را که می گوئید حکمتی داشته

با عقل باید فهمید یا با کور شدن و کر شدن؟!!

دفاع از اسرائیل جنایتکار و غاصب توسط رهبران بهائی را با عقل باید فهمید یا با کور

شدن و کر شدن؟!

پرداخت طلا به بیت العدل به عنوان جریمه زنا توسط زانی و زانیه را باید با عقل پی برد یا

با کور شدن و کر شدن؟!

باز هم نمونه های دیگر را برای شما خواهم گفت تا بگوئید چگونه تحری حقیقت کرده اید

و به حقانیت بهائیت پی برده اید!

Maryam
پست: 14
تاریخ عضویت: دو شنبه 22 مهر 1387, 2:40 pm

پاسخ: لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط Maryam » پنج شنبه 19 دی 1387, 7:39 pm

سونياي عزيزم، ديدي اصلاً تحري حقيقت نكردي! چون ساده ترين مسئله در اسلام را نمي داني. ما مسلمانان به سمت كعبه در مكه نماز مي خوانيم و خدا را نيايش مي كنيم. در اين صورت پيامبر ما هر كجا بود نيازي نبود كه دنبالش بگرديم كه كجاست تا به همان سو قامت ببنديم. اما واقعاً چه حكمتي مي تونه داشته باشه كه نماز كه ركن اصلي يك دين هست گم بشه و ديگه تكرار نشه. با اين حساب يا خدا مشكل داره يا پيامبرش كه بايد يك حكم اونم حكم اصليو چند بار تكرار كنه.

حالا شما به سمت پيامبرتان نماز مي خوانيد، در زمان حيات اگر ايشون جايي براي قضاي حاجت بودند! آن وقت چه مي گرديد بايد صبر مي كرديد تا ايشان بيايند بيرون؟؟ اگه اون آدم همون موقع دلش خواسته بود كه با خداش!!!! راز و نياز كنه چيكار بايد مي كرد؟؟

در ضمن از اينكه فكر كردم عصباني شدي متاسفم.

hami
پست: 91
تاریخ عضویت: پنج شنبه 10 مرداد 1387, 12:12 am
محل اقامت: ورکان

پاسخ: لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط hami » پنج شنبه 19 دی 1387, 8:09 pm

سلام بنده را پذیرا باشید دوستان
از خانم مریم که نسبت به بنده لطف دارند بینهایت سپاسگزارم.
موضوع بسیار جالبیه و نحوه تحری حقیقت خانم سونیا جذابیت بحث را دو چندان می کنه.
پژوهش هم که داره طوفانی جلو میره.
امیدوارم هر دو طرف در جوی دوستانه به نتیجه خوبی برسند.
بحثتان را تا فردا شب که فرصت دارم دنبال می کنم.
آرزوی موفقیت برای همه دارم

Naeim
پست: 16
تاریخ عضویت: شنبه 16 آذر 1387, 9:25 pm

لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط Naeim » جمعه 20 دی 1387, 9:25 am

الله ابهي. نعيم هستم. خوانندگان عزيزي كه به دنبال تحرّي حقيقت هستيد، ببينيد كه اين كاربر پژوهش چگونه ديانت مقدّس بهايي را به سُخره گرفته و بيانات مقدّسه‌ي حضرت بهاءالله ارواح العالمين لتربته الفداء را مايه‌ي خنده‌ي خود كرده. گفته كه حضرت بهاءالله اين‌گونه به بهاييان دستور داده‌اند كه «كور شو تا جمالم بيني و كر شو تا لحن و صوت مليحم را شنوي و جاهل شو تا از علمم نصيب بري» بيان مبارك را تا همين‌جا نوشته و بعد اسب وقاحت را در ميدان جهالت رانده و گفته كه ببينيد چه مي‌گويند كور شو تا جمالم بيني؛ آيا كسي كه كور بشود، ديگر مي‌تواند جائي را ببيند و اگر كسي كر بشود، مي‌تواند چيزي را بشنود و .... و با اين شرايط چگونه مي‌تواند تحرّي حقيقت كند. پژوهش عبارت اوّل ذكر كرده و بقيّه را نياورده و مانند داستان معروفست كه گفته‌اند:
كلو و اشربوا را در گوش كرد ***** و لا تسرفوا را فراموش كرد
در كلمات مكنونه به طور كامل اين‌گونه است: «كور شو تا جمالم بيني و كر شو تا لحن و صوت مليحم را شنوي و جاهل شو تا از علمم نصيب بري و فقير شو تا از بحر غناي لايَزالم قسمت بي‌زوال برداري. كور شو يعني از مشاهده‌ي غير جمال من و كر شو يعني از استماع كلام غير من و جاهل شو يعني از سِواي علم من تا با چشم پاك و دل طيّب و گوش لطيف به ساحت قدسم درآئي» و مقصود آن‌ كه انسان تا چشم و گوش و ذهن و روح را از نقوش اوهام و ظنون پاك نكند، هرگز به عرفان حق و حقيقت فائز نشود؛ مولوي مي‌فرمايد:
هست مطلق كارساز نيستي است ***** كارگاه هست كن جز نيست چيست
بر نوشته هيچ بنويسد كسي؟ ***** يا نهالي كار داند مفرسي؟
كاغذي جويد كه آن بنوشته نيست ***** تخم كارد موضعي كه كشته نيست
اي برادر موضع ناكشته باش ***** كاغذ اسپيد نابنوشته باش
تا مشرّف گردي از نون و القلم ***** تا بكارد در تو تخم آن ذوالكرم (دفتر پنجم)
ببينيد كه عناد و بغض و حسد چه مي‌كند. الآن نظر شما متحريّان حقيقت نسبت به كسي كه نصف عبارتي را مي‌آورد و بر طبق نظر خودش تفسير مي‌كند، چيست؟ آيا وي را قابل اعتنا و اطمينان مي‌دانيد؟
كار ايشان مانند اين است كه بگوييم در سوره‌ي مائده آيه‌اي هست كه مي‌فرمايد: «لا يؤاخذكم الله باللغو في ايمنكم» يعني اگر بر خلاف سوگندي كه خورده‌ايد، رفتار كنيد، خدا از شما مؤاخذه نمي‌كند. حال اگر فقط همين قسمت آيه را بگيريم، بايد بگوييم كه خدا كسياني را كه برخلاف سوگند خود رفتار كنند مؤاخذه نمي‌كند و اين حكم بازار دروغ‌گويي را رواج مي‌دهد و نتيجه مي‌گيريم كه ديانت اسلام چه‌قدر بد مردم را تربيت مي‌كند. درحالي‌كه كلّ آيه اين‌چنين است: «لا يؤاخذكم الله باللغو في ايمنكم ولكن يؤاخذكم بما عقَّدتُّمُ الأيمن فكفرته اطعام عشره مسكين من اوسط ما تطعمون أهليكم أو كسوتهم أو تحرير رقبه فمن لَّم يجد فصيام ثلثه أيّام ذلك كفره أيمنكم إذا حلفتم و احفظوا أيمنكم كذلك يبيّن الله لكم ءايته لعلّكم تشكرون» (سوره‌ي المائده، آيه‌ي 89)
و يا مثل اين است كه فردي بگويد خداوند فرموده «فويل للمصلّين» يعني واي بر حال كسي كه نماز بخواند و دنباله‌ي آيه را كه فرموده «الّذين هم عن صلاتهم ساهون» را ذكر نكند؛ يعني نماز كسي كه در حين اداي نماز حواسش به جاي ديگر باشد و حضور قلب نداشته باشد، مقبول درگاه الهي نيست؛ زيرا شرط اوّل قبول صلات حضور قلب نمازگذار است.
دوستان عزيزِ متحرّي حقيقت، ببينيد كه پژوهش بحث «لزوم تطابق دين با علم و عقل» را كه بنده در فرستاده‌هاي قبلي‌ام، آن را شرح و بسط داده بودم، چگونه چرخانده (به قول امروزي‌ها پيچانده) و به بحث تحرّي حقيقت كه يكي ديگر از تعاليم مباركه‌ي ديانت مقدّس بهايي است، كشانده است.
كار بنده با پژوهش كاملاً خاتمه يافته؛ چون دريافتم كه ايشان در پي تحرّي حقيقت نيست و كارش از روي غرض‌ورزيِ شخصي‌ست و بحث بيش‌تر با او مجادله است كه به فرموده‌ي حضرت بهاءالله: «به راستي مي‌گويم غافل‌ترين عباد كسي است كه در قول مجادله نمايد»
امّا مريم نفر دوّمي‌ست كه از بحث اين تاپيك يعني «لزوم تطابق دين با علم و عقل» خارج شده و به جزئيّات و احكام شريعت بهايي پرداخته كه چگونه با عقل جور درمي‌آيد كه قبله‌ي شما جسد يك انسان است. حال ببينيد كه بحث زيباي اين تاپيك را گذاشته، به چه جزئيّاتي پرداخته؛ من از شما سؤال مي‌كنم كه آيا كعبه چيزي جز چند سنگِ روي‌هم‌چيده‌شده است؟ آيا درست است كه بگوييم چرا مسلمانان به خانه‌اي سنگي سجده مي‌كنند؟ مگر مسلمانان بت‌پرست هستند كه به خانه‌اي ساخته‌شده‌ازسنگ سجده مي‌كنند؟ و اگر مسلمانان بگويند، اين خانه‌ي خداست و ما به سمت خدا نماز مي‌خوانيم؛ مي‌گويند مگر شما نمي‌گوييد الله اكبر و مگر خداوند را مي‌توان به صورت ظاهري در خانه‌اي جاي و سكني داد؟ پس مي‌بينيم كه به ظاهر مسلمانان به سمت يك خانه‌اي از سنگ سجده مي‌كنند؛ نتيجه مي‌گيريم كه مقصدْ ظاهرِ امر نيست؛ بلكه باطن قضيّه مهم است.
در اين ديانت عظيم و شريف نيز قبله‌ي بهاييان رَمْسِ مطهّر حضرت بهاءالله است كه تمام بهاييان عالم به سمت آن نماز مي‌خوانند و حضرت بهاءالله را نماينده و جانشين خداوند در عالم امر و خلق مي‌دانند. حال عدّه‌اي بي‌فكران بدون اطّلاع از احكام ديانت و قبله‌ي خود، به بهاييان ايراد مي‌گيرند كه چگونه شما به جنازه‌ي يك انسان سجده مي‌كنيد و شما او را تا مقام خدايي بالا برده‌ايد؛ درحالي‌كه از قبل نتيجه گرفتيم كه ظاهر مهم نيست؛ بلكه باطنِ معنوي مهم و قابل توجّه است.
امّا در ظاهرِ ظاهر هم بهاييان به جسد يك انسان بسيار مقدّس يعني مظهر ظهور سجده مي‌كنند و مسلمانان به خانه‌اي سنگي؛ اگر مي‌خواستيم از لحاظ ظاهري قضيّه را بررسي كنيم، فكر مي‌كنم كه خوانندگان محترم بتوانند قضاوت كنند. امّا همان‌طور كه قبلاً هم گفته شد، ظاهر قضيّه به هيچ‌وجه قابل اعتنا نيست.
حال كه دو نمونه از بحث‌هاي مطرح‌شده از كاربران را آوردم و ديديم كه چه‌قدر از بحث اين تاپيك دور افتاده‌ايم، توجّه شما را به فرستاده‌هاي قبليِ خودم در اين تاپيك جلب مي‌كنم و از همه‌ي متحريّان حقيقت مي‌خواهم كه بدون حاشيه رفتن به موضوع اصليِ اين تاپيك كه «لزوم تطابق دين با علم و عقل» است، بپردازند. اميدوارم خواندن فرستاده‌هاي قبلي‌ام، حقيقت را براي شما نمايان سازد.

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پاسخ: لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط pajohesh » جمعه 20 دی 1387, 12:46 pm

دوستان عزیز

آهنگ گریز از وجنات نعیم عزیز هویدا گردید چه که تیر استدلال بر هدف نشست و لاجرم

عقل و علم بر کوری و کری فائق گشت!

آنچه از کلمات مکنونه آورد موید همان بود که عرض شد :به فرموده میرزا باید کور شد تا

اورا دید و کر شد تا پیامش شنید و جاهل ماند تا در حلقه مریدان او در آمد.آن تفسیری

که در دنباله آورد (از خود میرزا یا بعدی هابرای تاویل سخن نابجا) موید سخن ما بود.

تمثل به آیه قرآن برای آنکه بگوید من گزینشی سخن میرزا را آورده ام هم او را سودی

نبخشید چون وقتی تتمه را آورد همه دانستند دنباله سخن هم همان سخن کور و کر

شدن بر همه مطالب غیر است تا فقط به میرزا کولی دهی !

خلاصه باید کفش علم و عقل را در آستانه منزل میرزا از پا در آورد و کور و کر شد تا اگر

میرزا گفت در حیات من رو به من نماز کنید کسی نپرسد :

عالیجناب اولا چرا رو به شما مگر شما خدائید ؟!

ثانیا وقتی زنده اید از کجا بدانیم کجائید تا بسویتان نماز کنیم؟!

ثالثا نماز تان که توسط ناقضین (فرزندش محمد علی که قرار بود پس از عباس او

جانشین پدر شود)دزدیده شده چگونه نمازکنیم؟!

رابعا وقتی در توالت بودید رو به توالت نماز کنیم؟!

خامسا کدام دیانت گفته رو به انسان مردنی نماز کنید و از او استمدادکنید؟!

سادسا اینهمه بهائیان بسوی قبر او در اسرائیل نماز خواندند چرا نتوانستند از بروز

اختلاف بین خود بکاهند و ارتدکسی ها امانشان را بریده اند؟!

سابعا بعد از یکصد و شصت سال در مهد امرالله که وعده داده بودند همه بهائی

خواهند شد چه توفیقی بدست آورده اندو چرا در جذب هفتاد ملیون مسلمان بی

توفیق مانده اند ؟!

ثامنا چرا این جناب خدا نسلش پس از شوقی کور گردید و بیت العدل رابی ولی امر

گذاشت و بیست و چهار ولی امر که وعده داده بود پوچ شد؟!

تاسعا پس از ادیان توحیدی این چه بت پرستی نوینی است که خدای لاشریک را رها

کرده رو به قبر انسان میتی نماز کنند؟!

عاشرا چرا این قبله اهل بها نتوانست خواهرش را که در همه جا همراه او بود جذب کند

و او همزبان با سایر بابیان دیگر در حق او خواند:

اگر حسینعلی مظهر حسین علی است *هزار رحمت حق بر روان پاک یزید ؟!...

*****

نعیم عزیز هیچ پیچش و چرخشی در کار نیست فارجع البصر کرتین ،کسی اینجا

دشمنی با کسی ندارد.بحث علمی است و اگر پاسخی در خور محققان داری بیار ورنه

بدنبال بهانه گریز مباش! مرا نه باتو دشمنی است_ که نمی شناسمت _و نه با هیچ

بهائی دیگر.اما چون ایرانی هستیم و ایرانی به گزین است شایسته تو ندیدم کور و کر

مانی و عقل فرو نهی تا هر مدعی بتواند بر دوش تو سوار و عمری را بارکشی کند.عزیز

فارغ از مسلمانی یا هر دین توحیدی در قرن بیست و یکم اگر مدعی بگوید جزای آتش

زدن آپارتمانی ،سوزاندن فرد است تو می پذیری ؟!جزای زنا ،دادن طلا از سوی زانی و

زانیه به بیت العدل در اسرائیل است تو می پذیری؟! جزای دزد انگ زدن بر پیشانی

اوست تو می پذیری؟! دفن مردگان در بلور را تو می پذیری؟! ما که عقل و علم را به

کناری ننهاده ایم نمی پذیریم.اگر تو به گفته میرزا علم و عقل به کناری نهاده ای و کور

شده ای تا جمالش بینی و کر شده ای تاصوت دل انگیزش(؟) شنوی نوش جانت.

رگ رگ است این آب شیرین واب شور*بر خلایق می رود تا نفخ صور...

در شگفتم از مقایسه ای که نمودی بین شرک روشن (نماز بر قبر یک انسان مرده )با

قبله کعبه خانه توحید که این مقایسه از بس مبتذل بود از آن می گذرم و پاسخ نمی

دهم و فقط می گویم خواهر میرزا که محرم اسرار او بود و عبدالبها اورا عمه با فطانت

و هوشمند خوانده می گفت میرزا تا آخر عمر از بیماری رعشه دست و باد فتق رنج می

برد و علاجی نیافت .حال متوسلان به او چگونه حاجت روامی شوند خدای داند و بس!

***********

راستی جواب زیارتنامه را هم که ندادی مثل سایر بحث ها که بی پاسخ گزاردی!

به صرف اینکه مرا مغرض بخوانی و از بحث بگریزی نهادت آرام می شود و از عذاب وجدان

می رهی؟!

آنان که این سطور را می خوانند و می بینند بر عقل سرپوش نهاده ای نمی گویند او

دریچه قلب و عقل و بصیرت را به فرمان جناب بها بسته است و فقط جمال او را می بیند

و هرچه او گفته می پذیرداگر چه خلاف علم و عقل و بصیرت باشد...هنوز امیدوارم

دریچه عقل را اندکی بگشائی تا راه را بیابی...

Maryam
پست: 14
تاریخ عضویت: دو شنبه 22 مهر 1387, 2:40 pm

پاسخ: لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط Maryam » جمعه 20 دی 1387, 12:50 pm

سلام
بايد خدمتان عرض كنم كه به اطلاعاتان اضافه!!! شود. كعبه از زمان حضرت ابراهيم بدستور خداوند بنا نهاده شد تا مركزي باشد براي يكتا پرستان. حضرت ختمي مرتبت رسول اسلام هم از دين جدش ابراهيم خليل پيروي كردند و بر خلاف مردم آن زمان يكتا پرستي را بجاي بت پرستي اتخاب كرد. و لازم است اين را بدانيد در زمان موسي مردم فرعون زمان خود را خدا مي دانستند. و در آن زمان روي به يك انسان راز و نياز مي كردند. كه خداوند منان جناب موسي را به سمت آن قوم فرستاد و فرمود به آن قوم بگو كه چطور انساني كه مثل شما مي خورد و مي آشامد و طعم مرگ را مي چشد به خدائي قبول مي كنيد؟ بد نيست شما هم اين سوال را از خودتان بپرسد.
كعبه يك سمبل است براي انسانهاي يكتا پرست. و نيز سمبل ديگري است براي انسانها كه به حول آن وحدت داشته باشند. هيچ يك از پيامبران گذشته چنين دستوري نداشتند كه به سمت قبر من نماز بخوانيد. چون سوال ديگري پيش مي آيد خود آن فرد به كدام سمت نماز مي خوانده؟؟؟شايد اصلاً نماز نمي خوانده.
در ضمن تمامي انسانها به نوبه خود نمايندگان خداوند هستند بر روي زمين با اين حساب بايد تك به تك بيايند و ادعاي خدائي كنند و بگويند كه ما جانشين خدا در عالم خلق هستيم و بايد به سمت من نماز بخوانيد و مرا پرستش كنيد؟؟؟!!!!!
در ضمن اين بحث كاملاً در محور خود به پيش مي رود. چون همانطوري كه به خانم سونيا عرض كردم به شما هم مي گويم كه هيچ عقل سليمي نمي تواند قبول كند كه به سمت قبر يك انسان نماز خواند. همچنين هيچ دل بيداري پذيراي اين نيست كه نماز كه ركن اصلي يك دين است گم شود و پيامبر آن دين به دليل حكمت!!!!!!!!!!!! آن دستور را به پيروان خود ندهد و آنها را از خواندن نماز اصلي دينشان محرم كند.
اين دقيقاً همان لزوم تطابق عقل و دين است كه عقل بايد آن را بپذيرد اما اين احكام و بسيار مانند آن در ديانت شما وجود دارد كه با ترازوي عقل قابل پاسخ نيست.ظاهر و باطن يك امر بايد يكديگر را كامل كنند پس توجه به هر دو امر مهم است.
در ضمن جناب آقاي نعيم بهتر است كه لحن گفتار خود را عوض كنيد چون آن كساني كه شما بي فكر و بي اطلاع از ديانت و قبله خود خوانديد كاملاً آگاه به امور ديني خود هستند و تا اين لحظه به شما و هم كيشانتان توهيني نكرده اند. هر چند در ديانتي كه برادر به برادر بدترين توهين ها را مي كند بيش از اين نمي توان انتظار داشت پرورش يافته هر مكتبي خود نماينده آن مكتب است.
در پناه حق

sonia
فعّال
پست: 100
تاریخ عضویت: جمعه 3 خرداد 1387, 9:26 pm

پاسخ: لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط sonia » جمعه 20 دی 1387, 1:11 pm

سلام دوستان.مریم خانم من کی گفتم نمی دونم مسلمونا به کدوم سمت نماز می خونن؟من خواستم از زبون خودتون بشنوم.من فکر می کنم در زمان حیات حضرت بهاالله قبله ی ما مانند قبله ی مسلمانان بوده اما این را حتما پرس و جو می کنم و به اطلاعتون می رسونم.به نظر من یکی از حکمت های گم شدن نماز امتحانات الهی است.تا مومنین واقعی از مومنین غیر واقعی و ظاهر بین جدا شود مانند امتحاناتی که برای تمام ادیان وجود دارد.مثلا خدا به حضرت نوح چندین بار وعده داد که عذاب نازل می شه اما نشد و مردم از دور او پراکنده شدند و این گونه خدا مومنین حقیق را انتخاب کرد.

Maryam
پست: 14
تاریخ عضویت: دو شنبه 22 مهر 1387, 2:40 pm

پاسخ: لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط Maryam » جمعه 20 دی 1387, 1:32 pm

چقدر جالب شما از طرفي ادعا مي كنيد كه همان قومي هستيد كه خداوند گفته وقتي ظهور كردند تمام علوم را مي دانند اما در درك اينكه چرا نماز خودشان گم شده عاجز هستند. در ضمن جناب رهبران ديانت شما فرموده بودند كه تمام مقبره ها و تمام كتب اديان قبل از ايشان بايد خراب و سوزانده شود آن وقت چگونه خودشان به سمت كعبه ما نماز مي خوانده؟؟ از نظر رهبران شما كه دين اسلام منسوخ شده. فكر نمي كني كه توجه به قبله دين منسوخ شده شك بر انگيز است؟

Maryam
پست: 14
تاریخ عضویت: دو شنبه 22 مهر 1387, 2:40 pm

پاسخ: لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط Maryam » جمعه 20 دی 1387, 1:34 pm

بعدش چه جوري يه پيامبر خودش يه طرف نماز مي خونه پيروانش يه طرف ديگه؟ چه لزومي داره؟ مگه چند تا خدا وجود داره كه پيامبر رو به سوي اون نماز به خونه بقيه به سمت يكي ديگه؟؟

sonia
فعّال
پست: 100
تاریخ عضویت: جمعه 3 خرداد 1387, 9:26 pm

پاسخ: لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط sonia » جمعه 20 دی 1387, 1:45 pm

راستی می خواستم از دوستان تقاضایی کنم.این بحث نزدیک است به یک میدان جنگ و جدال تبدیل شود.مریم جون و جناب پژوهش مگر نگفتید با عصبانیت هیچ کاری به پیش نمی رود؟پس خواهش می کنم کمی ملابم تر صحبت کنید.

Maryam
پست: 14
تاریخ عضویت: دو شنبه 22 مهر 1387, 2:40 pm

پاسخ: لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط Maryam » جمعه 20 دی 1387, 1:52 pm

سونيا جون شما هم مثل من كه راجع به شما اشتباه برداشت كردم كه ناراحت شده بودين، دارين اشتباه مي كنيد چون من اصلاً عصباني نشدم فقط سوالاتم را از شما به عنوان يك بهائي پرسيدم. به نظرتون اشتباه هست؟

یاقوت
پست: 15
تاریخ عضویت: جمعه 10 آبان 1387, 7:22 pm

پاسخ: لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط یاقوت » جمعه 20 دی 1387, 6:34 pm

سونیا خانم ناراحت نشو!
این مسأله اشتباه گرفتن "سایت و گفتگو" با "میدان جنگ" یه مسأله جدید نیست!
قبلا هم با حامی و دیگر دوستان از این مشکلات داشتیم!
امید وارم مسلمون ها تغییر قبله شون رو شنیده باشد که تا چند سال بعد از بعثت حضرت محمد به سمت قبله یهود بوده.
(مریم خانم(!؟) هم بهتره یه اسم مردونه انتخاب کنه، اگه اشتباه نکرده باشم نوع نگارشش کاملاً مردونست!)

Maryam
پست: 14
تاریخ عضویت: دو شنبه 22 مهر 1387, 2:40 pm

پاسخ: لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط Maryam » جمعه 20 دی 1387, 6:47 pm

جناب ياقوت عليك سلام،
بنده هيچ احتياجي به نام مردانه ندارم چون شما در مورد نگارش كاملاً اشتباه كرده ايد ممكن است نوع نگارش مردانه باشد (كه البته بنده فرق اين دو نگارش را نمي دانم) اما من مرد نيستم.
در ضمن تغيير قبله را هم بخوبي مي دانيم كه قبله ما اول كجا بود و بعد به كعبه شد. علتش را هم مي دانيم شما اگر نمي دانيد برويد تحري كنيد. اما باز هم در آن اول هم به سمت قبر يك آدم (هر چند مقدس!!!! نبود) بوده است.
ما به همان سمتي نماز مي خوانيم كه پيامبرمان نماز خواندند.

یاقوت
پست: 15
تاریخ عضویت: جمعه 10 آبان 1387, 7:22 pm

پاسخ: لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط یاقوت » جمعه 20 دی 1387, 7:03 pm

سلام مریم خانم
همان اول هم گفتم اگر اشتباه نکنم نگارشتون مردونست. به هر حال عذر خواهی می کنم.
گفته بودین: " نماز که رکن اصلی یک دین است چطور ممکن است که گم بشه و تکرار نشه "
من میگم شما عینک تعصب رو بردارید یعنی همین: چه کسی این پیش فرض رو گفته که در دیانت بهائی اون عبادت گم شده رکن اصلی بوده؟
آیا این قیاس از اینجا نشأت نگرفته که تمام ادیان را مانند اسلام فرض کرده اید؟
به عبارت عینک تعصب دقت کنید! اگر کسی عینک سبز به چشمش بزنه همه چیزو سبز می بینه، ایضاً عینک بدبینی و تعصب باعث کوری دله!
شما که باید خوب بدونید: حبک لشیئ یعمی و یصم
برای "بهایی پژوهی"! احتیاج به یک نگاه برون دینی داریم تا بتونیم "تحری حقیقت" کنیم.
مطلب دیگه اینکه از اونجایی که چند وقتی نیست که با دیانت بهایی آشنا شدم هنوز اونقدر با اسلام بیگانه نیستم که همه چیز یادم رفته باشه:
به نظر شما چند درصد معارف خالص اسلامی و شیعی به دست ما رسیده؟
چند درصد از آن از بین رفته؟ چند درصد مطالب قطعی و بدون تحریف است؟ امثال معاویه به واسطه عمالی مانند کعب الاحبار و ... چقدر از دین اسلام را از بین بردند و بلکه از چنته خود بدان افزودند؟
چقدر از احادیث بصورت اسرار در سینه ها ماند تا از بین رفت؟
بله اینهاست که نیاز به دین جدید را نشان می دهد!
فاعتبروا ....

Maryam
پست: 14
تاریخ عضویت: دو شنبه 22 مهر 1387, 2:40 pm

پاسخ: لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط Maryam » جمعه 20 دی 1387, 7:18 pm

جناب ياقوت،
تمام ادياني كه از پي يكديگر آمده اند تكميل كننده و تاييد كننده يكديگر بوده اند. نماز از آن جهت در همه اديان ركن اصلي دين است كه توجه و تذكر به يگانگي ذات خداوند دارد. همچنين بقيه اصول و اركان. در اسلام هر مسئله اي كه باشد. در اصول اصلي و احكام اصلي آن اين چنين مسائل روشن و بيني وجود ندارد. نمونه آن نماز اين ديانت جديد. چگونه مي شود نمازي گم شود؟ اصلاً مگر نماز گم شدني است؟ اگر يك پيامبر يكبار آن نماز را خوانده باشد ديگر گم نخواهد شد مگر آنكه دچار فراموشي شود كه چنين اتفاقي براي يك پيامبر محال است. و بعد براي توجيح آن گفته شود كه حمكتي هست كه دوباره آنرا نازل نمي كنيم.
پيروان هر دين و آييني از رهبر خود سرمشق مي گيرند پيامبر اين دين جديد در زمان حيات به كدام جهت نماز مي گزاردند؟ در زمان حيات مردمي كه از او دور بودند چه مي كردند؟ اگر در دستشوئي بودن چه بايد مي كردند؟ چرا پيروانش به همان جانب كه ايشان نماز به پا مي داشتند، نمي ايستند؟
ياقوت عزيز از اين گونه چراها بسيار است. من آدم متعصبي نيستم كه نتوانم حقيقت را قبول كنم. من نيز بسيار زماني است كه با اين ديانت سر و كار دارم و مثل خيلي از انسانها دلم نيم خواست در صورت حضور پيامبري در دورانم او را درك نكنم، اما اين فرد را پيامبر نيافتم. در نتيجه كسي كه با اين ديد جلو برود براحتي حقيقت را خواهد يافت.
بر عكس تمام بهائيان كه سلام و كلام را با مطرودين حرام مي دانند، من با خيلي از آنها هم كلام شدم و براستي بسيار از آنها آموختم. همين مسئله طرد هم خود بسيار جاي بحث و گفتگو دارد.
در پناه حق
يا علي

یاقوت
پست: 15
تاریخ عضویت: جمعه 10 آبان 1387, 7:22 pm

پاسخ: لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط یاقوت » جمعه 20 دی 1387, 7:23 pm

مریم خانم جواب منو ندادی، چون حرفمو متوجه نشدی!
خواهش می کنم یه بار دیگه بخون!
موضوع صحبتمون هم معلومه بحث های دیگه (طرد و ...) رو قاطی نکن بجای از این شاخه به اون شاخه پریدن تعمق کن!

یاقوت
پست: 15
تاریخ عضویت: جمعه 10 آبان 1387, 7:22 pm

پاسخ: لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط یاقوت » جمعه 20 دی 1387, 7:48 pm

دوباره خوندی؟
ممنون!
من می گم اون قسمت بسیار زیاد از معارف اسلام که از بین رفته یا با ارزش بوده یا نه؟
اگر بگی نه که فاتحه اسلامو خوندی!
اگر هم بگی بله (که منم باهات موافقم ) میگم چرا دوباره بیان نشدن؟ آیا از فراموشی ائمه بوده؟ آیا از جهل بوده؟ (ببین عین همون سؤال ها که پرسیدی اینجا هم مطرحه هر چی بگی جواب خودتم هست!)
ولی من نمیگم از جهل یا فراموشیه، با ادب و بدون اهانت میگم در اسلام هم این مسأله بوده و به جهت حکمت هایی دوباره بدست مردم نرسیده.

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پاسخ: لزوم تطابق دين با علم و عقل

پستتوسط Sardabir » شنبه 21 دی 1387, 5:42 am

سرکارخانم مریم و جناب یاقوت

بحث های بریده شما در تاپیک ها راه به جائی نمی برد همچنین تعارفات و بعد معذرت

خواهی هایتان و گاهی نصیحت کردنتان همدیگر را.

شیوه بهائی پژوهی گفتمان مستدل و مستند است.لطفا در تاپیک علم و عقل از مبانی

تطابق یا عدم تطابق بهائیت با علم و عقل سخن گوئیدو به بحث های دیگران هم توجه

کنید و بحث فقط دوطرفه نباشد و کاربران دیگر را هم در نظر بگیرید.مثلا در این تاپیک به

بحث فیمابین مناظران اصلی توجه فرمائید بعد اگر مطلبی دارید که به جریان بحث اصلی

کمک می کندبیان نمائید نه اینکه یک نکته فرعی را مطرح نمائید و موجب وقفه در بحث

اصلی شوید.خلاصه بدانید سخنان شما در منظر پژوهشگران است و سنگین و

مستدل و مربوط و ناظر به بحث های اصلی و چند جانبه -نه دوطرفه _بحث فرمائید.

از همه شما برای رعایت این نکات سپاسگزارم.


بازگشت به “دست آورد ها و تعالیم”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان