بهائيت و مدرنيته

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

بهائيت و مدرنيته

پستتوسط Sardabir » چهار شنبه 21 فروردین 1392, 2:17 pm

روشنفكر در تريبون نوشته است:

"سردبیر گرامی

به دفعات در آثار بهائی و گفتگوهای بهائیان دیده شده که آئین بهائی را آئینی نو برای این عصر و منطبق بر خواست های جهان مدرن معرفی کرده اند و از "وجود مفاهیم مدرن سیاسی و اجتماعی در آموزه های بهائیان چون تساوی حقوقی، آموزش و پرورش عمومی، رواداری اعتقادی و... بمثابه سیاست و فرهنگ مدرنیته" سخن گفته اند.

امثال این اظهارات در سایت های بهائی مثل نگاه و نقطه نظر و...کم نیست:


"تجدید و تغییر در اساس ادیان الهی، بمنزله روح حقیقی مدرنیته محسوب میشود و بدون شک بمثابه سراجی عالم ظلمانی را مهتدی است و مانند نوشدارو جهت امراض عالم بشریت محسوب میگردد.

این مضمون فرمایش حضرت عبدالبهاء به درک این عبد است. تغییر و تبدیل از لوازم اشیا است و عضو لا ینفک عالم طبیعت است.

مانند حرارت که لازمه آتش است و یا رطوبت که لازمه آب است و انفکاکشان چیز دیگری تولید مینماید که دیگر نامش را آب و آتش نمی توان گذاشت؛ بهمین منوال تغییر و تبدیل لازمه لا ینفک موجودات است و بهمین جهت است که انسان در عالم چیزی را نیافته که در حال تغییر و تبدیل نباشد... مدنیتی که بواسطه تعالیم هر یک از مظاهر الهیه
(پیامبران) بعد ظهورشان استقرار یافته غیر قابل انکار است..."

به نظر بنده این بحث خوب است در یک تاپیک مثلا با عنوان"بهائیت و مدرنیته"مطرح شود و زوایای آن شکافته شود که آیا این آئین با مجموعه دیدگاهها و احکامش بامدرنیته و روزگار کنونی سازگار است یا خیر؟

تا نظر شما و دوستان چه باشد؟"



من هم عرض كردم:

جناب روشنفکر

پیشنهاد خوبی است و تا به حال به شکل مستقل مطرح نشده است.اگر همت فرمائید تاپیکش را می گشائیم.دوستان دیگر هم ورود کنند.
خرين ويرايش توسط 2 on Sardabir, ويرايش شده در 0..

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پاسخ: بهائيت و مدرنيته

پستتوسط pajohesh » جمعه 23 فروردین 1392, 1:44 am

دوست عزيز جناب روشنفكر

بحث خوبى را پيشنهاد و شروع فرموديد، ما در بحث" طرد " در اين سايت قبلا بحث كرديم كه مجازات طرد با هيچيك از مظاهر مدرنيته سازگارى ندارد. محور مدرنيسم - صرفنظر از ادلّه طيف موافقان يا مخالفان آن- بر آزادي انسان ، و تاكيد برتجدد و تنوع و تكثر با ابزار علم و تجربه و تكنولوژي در جهت تسهیل زندگی و تامین حقوق بشر، تقسیم كار و تخصصی شدن روش‏ها و نهادهای اجتماعی بمنظور حل مشكلات زندگی و پیشرفت مدنی و اقتصادی است و مجازاتهائي مانند "طرد" اصولا با اين معنا از مدرنيته سازگار نيست زيرا بخاط نوع فكر ، انسانى را از ارتباط با همسر و فرزند و دوست و همكيش و نظامات اداري كه ساليان متوالى با آنها زيسته است اجباراً محروم مي نمايد.

از همين قبيل است دستور نتراشيدن موي سر، بلند نكردن مو ، انگزدن به پيشانى دزد، سوزندان فردي كه خانه اي را آتش زده ، ايجاد جريمه نقدي طلا براى زانى، عدم سفر به اسرائيل بدون اجازه بيت العدل، اجبار بر تبليغ تهاجمى در يكجا و منعش در جاى ديگر،و دهها حكم ديگر تشكيلات بهائي كه هيچكدام منطبق بر مدرنيته نيست.

در دنياى مدرن ، اصلا پذيرفته نيست كه كسي ، در امور شخصي يا اجتماعى افراد( به هر دليلي خواه درست يا غلط توسط دين يا غير دين) دخالت كند و آزادي هاى آنها را محدود نمايد. اين است كه دستورات بهائيت با جهان مدرن امروزي با ويژگى هائي كه دارد اصلا سازگار نيست.

بهائيت حتي با ادبيات جهان امروز هم سازگاري ندارد. نحوه نثر كتابهاى بهائي ، زبان مغلق و تصنعى فارسي در كتابهاى فارسي آنها - صرفنظر از كتاب هاي عربي- كه عذر بدتري دارد- منطبق با زبان جهان مدرن نيست يعنى اصلا زبان امروزي نيست و اين باصطلاح دين نه ادبياتش نه احكامش با جهان امروز منطبق نمي باشد.

بنده نكاتى در اين بحث دارم كه عرض خواهم نمود...


روشنفکر
پست: 33
تاریخ عضویت: یک شنبه 23 بهمن 1390, 8:45 am

پاسخ: بهائيت و مدرنيته

پستتوسط روشنفکر » شنبه 24 فروردین 1392, 5:58 am

محقق گرانمایه جناب پژوهش

از مشارکت جنابعالی در بحث سپاسگزارم.امید که تا پایان بحث از مطالب خوب شما بهره مند باشیم.

از همین نکته آخر شما شروع می کنم و نمونه ای می آورم و رد می شوم و مبحث اصلی می پردازم و آن ادبیات و زبان امروزی است.

متون اصلی بهائیت زبانش ، زبان امروزی نیست .آئینی که مدعی است برای جهان مدرن امروزی آمده است باید متون اصلیش به زبان مردم امروزی باشد.

برای نمونه من متنی را از جناب عبدالبها در رساله مدنیه که اتفاقا می خواهد بگوید برای هر دوره زمانی باید حرف های جدیدتر آورده شود ببینید با چه

ادبیات و زبانی حرف زده است.خود قضاوت کنید جوان امروزی ما با این زبان و ادبیات ، ارتباط پیدا می کند و این ادبیات با دوره فعلی منطبق است یا نیست:

عبدالبهاء ، رساله مدنیه صفحه 18-20 (به نقل از سایت نقطه نظر):


"جزئيّات اين کيفيّات تمدّنيّه در ممالک سائره مراراً و کراراً تجربه گشته و فوائدش درجهء وضوح يافته که هر اعمای غبيّ ادراک نموده . حال چشم اعتساف را بسته بنظر عدل و انصاف بايد ملاحظه نمود که کدام يک از اين اساس محکم متين و بنيان حصين رزين مباين مقتضيات حسنهء حاليّه و منافی لوازم خيريّهء سياسيّهء ايران و مخالف صوالح مستحسنه و منافع عموميّهء جمهور است ؟ آيا توسيع دائرهء معارف و تشييد ارکان فنون و علوم نافعه و ترويج صنايع کامله از امور مضرّه است زيرا که افراد هيئت اجتماعيّه را از حيّز اسفل جهل باعلی افق دانش و فضل متصاعد ميفرمايد ؟ و يا خود تأسيس قوانين عادله موافق احکام الهيّه که کافل سعادت بشريّه است و حقوق هيئت عموميّه را در تحت صيانت قويّه محفوظ داشته اين حرّيّت حقوق عموميّهء افراد اهالی مباين و مغاير فلاح و نجاح است ؟ و يا خود بعقل دوربين از قرائن احوال حاليّه و نتايج افکار عموميّهء عالم وقوعات ازمنهء استقباليّه را که در حيّز قوّه است بالفعل ادراک نموده در امنيّت حال استقبال بذل جهد و سعی نمودن منافی اطوار حکيمانه است ؟ و يا خود تشبّث بوسائل اتّحاد با امم مجاوره و عقد معاهدات قويّه با دول عظيمه و محافظهء علاقات وداديّه با دول متحاربه و توسيع دائرهء تجارت با امم شرق و غرب و تکثير مدفوعات طبيعيّهء مملکت و تزييد ثروت امّت مخالف عاقبت انديشی و رأی مستقيم و منحرف از نهج قويمست ؟ و يا خود حکّام ولايات و نواحی مملکت را از حرّيّت مطلقهء سياسيّهء ( يتصرّف کيف يشاء ) بازداشته بقانون حقّانيّت مقيّد و اجراآت قصاصيّه چون قتل و حبس و امثالها منوط باستيذان از دربار معدلت مدار و در مجالس عدليّهء مقرّ سرير سلطنت بعد از تحقيق و تعيين درجات شقاوت و جنايت و قباحت جانی و اجراء ما يستحقّ مشروط بصدور فرمان عالی نمودن مخرّب اساس رعيّت پروری است ؟ و يا خود سدّ ابواب رشوت و بِرطيل که اليوم بتعبير مليح پيشکش و تعارف معبّر سبب تدمير بنيان معدلت است ؟ و يا خود هيئت عسکريّه را که فی الحقيقه فدائيان دولت و ملّتند و جانشان در کلّ احيان در معرض تلف از ذلّت کبری و مسکنت عظمی نجات داده در ترتيب مآکل و مشاربشان و تنظيم البسه و مساکنشان کوشيده و در تعليم فنون حربيّه بصاحبان مناصب عسکريّه و در تدارک اکمال مهمّات و آلات و ادوات ناريّه کمال سعی و اهتمامرا مبذول داشتن از افکار سقيمه است ؟ "

نمی خواهم در این مدار استدلالی داشته باشم.نقد ادبیات به تنهائی برای نقد یک مرام کافی نیست و ما در پی نقد دیدگاهها هستم اما می خواهم عرض کنم آئینی که خود را برای جهان مدرن معرفی میکند متونش از نظر زبانی با زبان و گفتمان های رایج امروزی سازگاری ندارد.

البته در این موضوع در سایت بمناسبت نقد کتاب ایقان و اغلاط ادبی آن صحبت هائی شده که قصد ورود به آن را ندارم و شما را به آنجا ارجاع می دهم.فقط خواستم در تایید سخن جناب پژوهش که فرمودند ادبیات و زبان این آئین با ادبیات و زبان جهان مدرن منطبق نیست نمونه ای ذکر کرده باشم صرفنظر از کتاب های اصلی بابیت و بهائیت که به زبان عربی است در حالیکه منشا بهائیت ایران بوده است...

روشنفکر
پست: 33
تاریخ عضویت: یک شنبه 23 بهمن 1390, 8:45 am

پاسخ: بهائيت و مدرنيته

پستتوسط روشنفکر » شنبه 24 فروردین 1392, 2:34 pm

اما بحث اصلی:

اجازه می خواهم چکیده ای که از بحث حقوق شهروندی در تاپیک مربوطه ارائه نمودم در اینجا بیاورم تا نگاه حقوقی به انسانهای بابی و بهائی و دگر اندیشان در این دو نظام تا اندازه ای روشن شود و سپس در مورد تطابق این حقوق با مدرنیته بحث کنیم:



شهروندان بابی و بهائی و شهروندان غیر بهائی در حاکمیت بابی و بهائی دارای این شرایط هستند و نگاه حقوقی به آنها اینگونه است::

(مستندات در متن تاپیک حقوق شهروندی آمده است)


در حاکمیت بابی:



1.جز کتاب بیان میرزا علیمحمد باب،کتاب دیگری نباید تدریس شود.

2.تمام کتاب های غیر بابی ، باید محو و نابود و سوزانده شود.

3.پادشاه دین بیان و حتی همه بابی ها، باید همه غیر بابی ها را قتل عام و نابود کنند.

4.مصرف هر نوع دارو حرام و غیر مجاز است.

5.خرید و فروش هر نوع دارو و مسکرات حرام و غیر مجاز است.

6.ازدواج با غیر بابی ممنوع است.

7.لزوم بچه دار شدن هر بابی حتی از طرق غیر معمول.

8.غیر بابیان حق هیچ مالکیتی را ندارند.

9.خرید و فروش عناصر اربعه و تنباکو و آنچه از خراسان حمل شود حرام است.

10.تمام عبادتگاه های غیر بابی باید تخریب شود.



در آئین بهائی:



1.همه غیر بهائیان ،از چهارپایان محسوب می شوند و انسان نیستند.

2.نباید به معرضین از بهائیت لقب انسان داد و برای آنها رتبه و مقامی قائل شد.

3.مخالفان بهاءالله و بهائیت، زنا زاده اند.

4.سیاهان آفریقائی ،گاوهائی در صورت بشرند.

5.هرکس در پذیرش بهائیت درنگ کند جاهل محسوب می شود.

6.مهریه زن شهری با زن روستائی متفاوت است .مهریه اولی طلا و دومی نقره است.

7.ارث زنان در مواردی از ارث مردان کمتر است مثلادختر از خانه پدری ارث نمی برد و...

8.زن بهائی نمیتواند عضو بیت العدل شود.

9.زن بهائی از بعضی عبادات مثل حج محروم است.

10.در دیدگاه بهائیت مردان نسبت به زنان مثل حیوانات، اقدم و اقوی هستند.

11.هرکس با بیت العدل مخالفت کندمشمول مجازات طرد می شودواز معاشرت باخانواده و حق رای محروم می شود.

12.سفر به اسرائیل بدون اخذ اجازه از بیت العدل ممنوع است.

13.تبلیغ تهاجمی وظیفه دینی است و کسی که این تبلیغ را انجام ندهد بهائی واقعی محسوب نمی شود.
به گفته عبدالبها ،هر بهائی باید سالانه حداقل یکنفر را بهائی کند.

14.دخالت در سیاست ، شرکت در احزاب و رای دادن برای بهائیان مجاز نیست.

15.اطاعت از هر حکومتی ولو ظالم و فاسق و خونخوار و گرگ صفت،واجب است.

16.تراشیدن موی سر و بلند کردن آن بیش از حد گوش حرام و ممنوع است.

17.بهائیان حق ملاقات و معاشرت با معرضین و مشرکین و منافقین را ندارند.

18.شیعیان هم مشرک محسوب می شوند و مشمول حکم مشرکین هستند.

19.وسائل خانه را باید هر نوزده سال تجدید نمود.

20 از عالمانی که با بهائیت مخالفند باید اعراض نمود.

21.به پیشانی دزدان باید انگ زد تا در جامعه شناخته شوند.

22.از زناکاران باید نه مثقال طلا بنفع بیت العدل دریافت نمود.این جریمه در هرنوبت تکرار، مضاعف می شود.

23.هر کس خانه ای را آتش بزند باید خودش را آتش زد.

24.هرکس ،فردی را محزون کند باید نوزده مثقال طلا بدهد.

25.بهائیان حق ندارند دعاوی را در محاکم ببرند و باید در داخل تشکیلات خودشان مطرح کنند.


فعلا در همین اندازه که از دو نظام ذکر شد بحث را شروع کنیم و از ابتدا قضاوت را به عهده خوانندگان محترم واگذار کنیم که آیا این نگاه حقوقی به انسان

(خواه بهائی یا دگر اندیش) با نظامات اجتماعی حاضر بویژه نظام مدرنیته (که بهائیت ادعای تطابق با این نظام مدرن را دارد)سازگار است یا خیر؟

روشنفکر
پست: 33
تاریخ عضویت: یک شنبه 23 بهمن 1390, 8:45 am

پاسخ: بهائيت و مدرنيته

پستتوسط روشنفکر » دو شنبه 26 فروردین 1392, 10:53 am

رابطه دین و مدرنیته

ازغفلت های مدعیان انطباق بهائیت با الزامات جهان مدرن و مدرنیته، غفلت از ماهیت مدرنیته و رابطه اش با دین است.

شناخت ابعاد مدرنیته نشان می دهد که اصولا ماهیتی که دائما خواستار تجدد است(یعنی مدرنیته)با ماهیتی که دارای اصول پایه لایتغیر است و ثوابتی دارد (یعنی دین) کاملا و صد در صد همخوانی ندارند و باهم سازگاری و انطباق نخواهند داشت.

یکی از نویسندگان در مورد رابطه دین و مدرنیته نوشته است:

"پيدايش مدرنيسم يا تجددگرايى درغرب را مى توان واكنشى برضد سنت و دين مسيحيت دانست. تكون تاريخى تجدد تكونى است. ذاتاً نافى غير. معناى اين سخن آن است كه تجدد، خود را از راه سلب غيرتعريف مى كند و اين غير، سنت مسيحى و دين مسيحى بوده است.
وقتى تجدد دامن گستر شد و از اروپا به بخشهاى ديگر جهان پاگذاشت اين ويژگى ضديت با «سنت» و «دين» را كما بيش در خود حفظ كرد. به اين اعتبار، مدرنيسم درهرجاى جهان در قبال «سنت» و «دين»، موضع مى گيرد و اين ويژگى مشترك نظامهاى برآمده از مدرنيسم است..."

او سپس هشت ویژگی برای مدرنیته ذکر می کند شامل :

انسان گرائی،
تجدد و پیشرفت و نگاه به جلو ،
مادیگری ،
عقل گرائی ،
تجربه گرائی ،
مساوات خواهی و هر نفر یک رآی،
فرد گرائی ،
احساس گرائی و لذت خواهی.

سپس نتیجه می گیرد این ویژگی ها هرگز نمی تواند بطور کامل بر دین منطبق شود:

"جهان نگرى كه اين ۸ ويژگى را داشته باشد چاره اى ندارد جز اينكه دست در آغوش علوم تجربى داشته باشد. روى آوردن به علوم تجربى نتيجه چنين جهان نگرى است. وقتى علوم تجربى رشد مى كند طبعاً تكنولوژى و فناورى هم رشد مى كند.به اين اعتبار مى توان گفت كه جهان نگرى مدرنيته، جامعه صنعتى و تكنولوژيك را به دنبال خواهد داشت و اين تكنولوژى كه در تمدن مدرن وجود دارد همه با چند واسطه متأثر از اين هشت ويژگى مدرنيسم هستند. اگر جامعه اى به اين ۸ ويژگى قائل باشد بايد علوم تجربى هم داشته باشد و بالمآل بايد اين علوم تجربى را به علم و صنعت تبديل كند چرا كه اگر مى خواهد تجسد اين علوم تجربى را ببيند چاره اى جز اين ندارد... به اين اعتبار هم فرد مى تواند به طور ذومراتب مدرن شود و هم جامعه مى تواند ذومراتب مدرن باشد. بنابراين وقتى مدرنيته ذومراتب شد طبيعتاً جمع بين «مدرنيته» و «دين» هم ذومراتب مى شود.
به اين اعتبار آیا مى توان انسان مدرنى داشت كه متدين هم باشد. با اين حال به عقيده من، تمام مدرنيته با تمام تدين قابل جمع نيست. به عبارت ديگر ناممكن به نظر مى رسد كه فرد يا جامعه اى با حفظ تمام ويژگى هاى مدرنيته، يك ديندار با تمام مشخصات و شاخص هاى تفكر دينى (منظورم اديان تاريخى نهادينه است ) باشد."(مصطفی ملکیان:ارزیابی مدرنیته،پایگاه خبری آفتاب)

و من اضافه می کنم :این طبیعی است زیرا دستورات وحی که از ناحیه خداوند صادر شده است و ناظر به مصالحی است که خالق انسان تشریع نموده است ،با روح بعضی از این ویژگی ها همخوانی ندارد....

حال چگونه بهائیت مدعی انطباق با مدرنیته است نشان غفلت از ویژگی های پدیده مدرنیسم است.

آیا انسان مدرن که همه تاکیدش بر آزادی انسان ، دوری از هر جبری در محیط و فرار از الزامات محیطی و حزبی و گریز از محدودیت هاست می پذیرد خودش را اسیر آئینی کند که برای تراشیدن موی سرش و تغییر لوازم خانه اش هم آداب و باید و نباید تعیین کرده است چه رسد به شرکت در احزاب و رای دادن و رابطه جنسی و سفر به کشور اسرائیل ومراجعه به دگر اندیشان و مخالفت با بیت العدل که منجر به"طرد" گردد؟!

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پاسخ: بهائيت و مدرنيته

پستتوسط pajohesh » یک شنبه 1 اردیبهشت 1392, 12:28 am

يكي از جهاتى كه بهائيت نمى تواند با مدرنيته همراه باشد ديدگاهش در مورد زنان است.

مي دانيم كه در بهائيت زنان از ورود به بيت العدل محروم هستند. يعنى زنان حق كانديداتورى براي انتخاب ٩ نفر عضو بيت العدل را ندارند و نتيجتا نمي توانند در جمع مديران اصلى اداره تشكيلات بهائي حاضر باشند.

چيزي كه اصلا با تعاريف و الزامات مدرنيته سازگار نيست و به هيچوجه زنان مدرن را قانع نمي كند. يعني در شرايطي كه در جهان مدرن مي بينند بعضي زنان به بالاترين پست هاي سياسي و اجتماعى مثل رياست بريتانيا (ملكه) و رياست جمهوري و نخست وزيري و وزارت و رياست صندق بين المللي پول و ... مي رسند و جائي نيست كه منع شوند، حالا يك تشكيلاتى به اسم دين بيايد و بگويد زنان صلاحيت ورود به بيت العدل را ندارند و نمي توانند جزو ٩ عضو مصون از خطا(!) باشند...

همين موضوع يعني نگاه تبعيض آميز به زن براي ديني كه معتقد است براي جهان مدرن فعلي آمده و قرار است تا حداقل هزارسال و حداكثر پانصد هزارسال(طبق نصوص بهائي) حاكميت داشته باشد اصلا با مدرنيته سازگارى ندارد.

هزارسال پيشكش همين الان هم اعتراضات زيادي از سوي زنان بهائي به اين تبعيض آشكار و فاحش در راستاى مدرنيته با لحن هاي تند و غىض آلود اظهار مي شود.

براي نمونه به مقاله يكي از زنان بهائي در همين موضوع توجه فرمائيد. قبلا از لحن تندش عذر خواهى مي كنم:

 مريم درويش:

چگونه وارد بيتالعدل شويد ( البته اگر تخمدان نداريد!)

 

​اگر من از كارتهايم خوب استفاده كرده بودم، ممكن بود تابحال دستيار و معاون پاپ ، عضويت در   بيتالعدل ميشدم.

بهائيان هيئت حاكمه عاليه خود را – بيتالعدل جهاني- انتخاب كردند و همانطور كه ابوياسمين در سال 2004 پيشبيني كرد، يكي از آنهايي كه ما ميشناختيمش ( در زمانيكه من كارت عضويت بهائيت را داشتم از من خواسته بود كه دستيارش بشوم) ، يعني شهريار رضوي ، از دارالتبليغ بينالمللي سُر خورد و وارد بيتالعدل شد.

​اگر شما در جامعه بهائي يك بيلزن باشي ميتواني به بالاترين سلسله مراتب برسي ( تنها مردان     ميتوانند وارد بيتالعدل بشوند) ؛ يعني :

​-چندين دفعه كتابهاي روحي را تدريس كني؛ با عضو محلي گروه معاونين دوست باشي ( عضويت در محفل محلي را فراموش كن ، چرا كه تو را از كارهاي ديگر مياندازد.)

​-بعنوان دستيار يكي از اعضاي گروه معاونين منصوب بشي، و بازهم دوره كلاسهاي روحي را تدريس كني. وقتي اعضاي گروه معاونين به رتبه بالاتري رفتند، مشاور قارهاي شدند، آنوقت تو را براي معاون شدن پيشنهاد ميكنند.

​-دقت كن كه همه كارها را مرتب انجام بدهي، حتي باز كردن درب پاكت نامه را! اينطوري اگر يك پست مشاور قارهاي خالي بشه، همه تو را بياد ميآورند.

​-پس از آنكه مشاور شدي، حالا بايد سعي كني تا خودت را به دارالتبليغ برساني. اگر مديريت پروژه است خوب باشد كه چه بهتر. اگر دست به قلم باشي و مطالب با مزّه بنويسي و مثل شوقي افندي خشك و رسمي ننويسي ، كه ديگر كارت تمام است!

​-چنانچه وارد ITC ( دارالتبليغ) شدي، ديگر راهت تا بيتالعدل روشن و هموار است. چرا كه فقط بايد صبر كني تا كسي بميرد و يا اعلام انصراف كند؛ چرا كه بيتالعدل يك جايگاه مادامالعمر . آپارتمان و اتومبيل و امكانات شيك و مرتب. فقط ولي بايد تو حيفا- اسرائيل – زندگي كني، كه آنهم خوشبختانه جاي زيبا و رومانتيكي است.

​خوب حالا اگر شما تخمدان داشته باشي، قضيه يك كمي سخت ميشد. البته ميشه تغيير جنسيت داد، ولي بايد آنرا پنهان نگهداري! زيرا اگر رأي دهندهها بفهمند كه تخمدانها را با بيضه عوض كردي، ممكنه يه جورهايي فكر كنند تو ديانت ما تبعيض جنسي وجود دارد! اي لعنت به اين چيزهاي كوچك بيارزش .مريم درويش

 


pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پاسخ: بهائيت و مدرنيته

پستتوسط pajohesh » شنبه 21 اردیبهشت 1392, 5:06 pm

شاهد صدق ديگرى از عدم انطباق تعاليم بهائي با جهان امروز در انتخابات اخير بيت العدل نقل زبان ها شد.
براى اولين بار بعضي از چهره هاى مشهور بهائي به ناهنجار بودن ممنوعيت ورود زنان به بيت العدل علنا معترض شده و خواستند كه بيت العدل در اين موضوع تجديد نظر كند و اين موضوع را مثل موضوع همجنسگرائي عوض كند تا بيش از اين موجب وهن بهائيت در جهان نشود...
بنده بزودى اخبار جالبى در اين موضوع باطلاع شما عزيزان خواهم رساند!

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » سه شنبه 24 اردیبهشت 1392, 4:41 pm

بله!
هر چه ما مى گفتيم كه تعليم "تساوي حقوق رجال و نساء " با ممنوعيت ورود نساء به بيت العدل سازگار نيست، گوشي شنوا وجود نداشت و بخاطر اين نقد ، متهم به بهائي ستيزى مي شديم !
اما خوشبختانه اخيرا بعضي از بهائيان سرشناس ، بعد از برگزاري انتخابات اخير بيت العدل لب به سخن گشوده و به اين تناقض اعتراف نموده و گفته اند متاسفانه اين موضوع بايد اصلاح شود و حتى اگر جناب بهاءالله در كتاب اقدس گفته باشند اعضاى بيت العدل بايد از رجال باشند ، بايد تفسير از رجال را تغيير داده و طوري تفسير كنيم كه زنان را هم شامل شود و آنها هم بتوانند وارد بيت العدل شوند!
علاوه بر تناقض اشاره شده، ممنوع كردن زنان از مشاركت در مديريت جامعه بهائي، با مدرنيته و تطابق با مقتضيات زمان ادعائي هم سازگار نيست. از ياد نبريم كه در تبليغات چقدر روي اين موضوع كه دين بايد با مقتضيات زمان سازگار باشد تاكيد مي نموده و مي نمايند و اين ممنوعيت حضور اصلا با آن ادعاها خوانش ندارد...
 

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » جمعه 21 تیر 1392, 6:21 am

اين موضوع نو و ابتكارى كه در اين تاپيك مطرح شد به مقاله تبديل و در بخش مقالات سايت قرار گرفت. اگر دوستان نكته ديگرى مربوط به اين موضوع دارند بفرمايند و بنگارند و اگرنه تاپيك جديدى جايگزين خواهد شد.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » سه شنبه 15 مرداد 1392, 6:08 am

يكي از بهائيان متنى را در صفحه خودش به اشتراك گذاشته و بطور ضمنى خودش و ديگران ، آن را خلاف مدرنيته و شرايط زمان دانسته و حداكثر چيزي كه گفته اند اين است كه اين ترفندي حكيمانه براى صيانت بوده است!
كه البته ابا ين تعليل و تفسير بايد جواب دهند كه اگر اين تاكتيك بوده پس كل " عدم دخالت در سياست " هم تاكتيك و فريب حاكمان براى حفظ حزبي بهائيت و نفوذ در اركان حاكميت است...


 



لزوم اطاعت از دولت حاکم بدون هیچ شرطی

" اصل اساسی که باید مورد توجّه ما قرار گیرد اطاعت از دولت حاکم است در کشوری که در آن زندگی می‌کنیم . ما نمی‌توانیم به صِرفِ اینکه شخصاً به حکومت استبدادی علاقه‌ای نداریم وقتی چنین حکومتی بر سر کار آمد از اطاعت آن سرپیچی کنیم و نیز مأذون نیستیم به نهضت‌های زیرزمینی - یعنی اقلّیّت‌هایی که بر علیه حکومت وقت ، شورش می‌کنند - بپیوندیم ... بنابراین مشاهده می‌کنیم که ما از انجام دو کار ناگزیریم : یکی اینکه از مسائل سیاسی چون طاعون ، دوری کنیم و دیگر اینکه در هر کجا ساکنیم مطیع دولت حاکم باشیم . ما نمی توانیم نحوۀ به قدرت رسیدن یک دولت معیّن را مورد قضاوت قرار دهیم و نتیجتاً این سؤال را مطرح نماییم که آیا از آن اطاعت کنیم یا نه . ثمرۀ فوری این کار ، گرفتار شدن در مهلکه‌های سیاسی است . ما باید در تمام موارد مطیع باشیم ؛ مگر آنکه نقض بعضی از اصول روحانی ، نظیر انکار أمر الهی مطرح باشد . برای حفظ این أصول روحانی باید آمادۀ جان باختن باشیم ...
بهائیان باید تمام قوای خود را در جهت پیشرفت أمر بهائی و تشکیلات اداری آن مصروف کنند . آنان در حال حاضر به هیچ طریق دیگری قادر به تغییر اوضاع جهان و ارائۀ کمکی به آن نمی‌باشند . اگر آنان در مسائلی درگیر شوند که دولت های جهان را به منازعه کشانده ، زائل خواهند شد ؛ ولی اگر به افراشتن بنای طرح الهی کمک کنند می‌توانند وقتی همۀ تمهیدات بشری با شکست مواجه شد آن را به عنوان آخرین راه علاج ، ارائه نمایند . "

حضرت ولیّ‌أمرالله – توقیع 21 دسامبر 1948


روشنفکر
پست: 33
تاریخ عضویت: یک شنبه 23 بهمن 1390, 8:45 am

پستتوسط روشنفکر » یک شنبه 20 مرداد 1392, 1:49 am

شنیده شده است که تدریس کتاب اقدس نیز برای جوانان منع شده است زیرا مطالبی دارد که با مدرنیته و شرایط فعلی جهان سازگار نیست و موجب اعتراض می شود و هر معلمی توان پاسخگوئی را ندارد.چنانچه عدم حضور زنان در بیت العدل بخصوص در انتخابات اخیر بیت العدل موجب اعتراضات گسترده اد در فضای مجازی گردید و عرفان ثابتد به نمایندگی این اعتراض مطالب زیادی در صفحه فیس بوکی خویش نوشت.
مطالبی از قبیل این مطالب در کتاب اقدس وجود دارد:

نماز اما رو به من!

نماز جماعت ممنوع!

خطا کار را بسوزانید !!

زنان شهروندان درجه دوم!

سر تراشی ممنوع!

داغ زدن بر پیشانی دزد!

پرداخت جریمه فحشاءبه بیت العدل !

تعویض وسائل خانه هر نوزده سال یکبار!

وجوب شستن پا !

دفن اموات در بلور!

طلا بدهید اگر غمگین بسازید!

تبعیض مضاعف نسبت به زنان !

اعتراض بر حاکمان جایز نیست!

تبعیض در ارث بین پسر و دختر

جواز چند همسری در بهائیت!

ازدواج با محارم و اقارب !

همه نجاسات جهان پاک شد!

حرام بودن مخالفت با زمامداران !

آزادی مشروط در پرسیدن!

تقویم جعلی نوزده ماهه !

پاک شدن آب نطفه (منی)!

و...

حسن ارشاد
پست: 0
تاریخ عضویت: پنج شنبه 16 بهمن 1393, 10:55 am

Re: بهائيت و مدرنيته

پستتوسط حسن ارشاد » پنج شنبه 16 بهمن 1393, 11:23 am

روشنفكر گرامي اينكه فرموديد :
.همه غیر بهائیان ،از چهارپایان محسوب می شوند و انسان نیستند.
اينگونه نيست بلكه كساني كه بر خلاف تعهداتشان در هنگام تسجيل و يا تعدشان هنگام قبول عضويت در جامعه امر عمل نمايند مجرم هستند و اين جمله شامل حال تمام بهائيان نمي شود البته بهائيان اينگونه مي گويند فكر مي كنيد پاسخ اين مطلب چيست


بازگشت به “دست آورد ها و تعالیم”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 2 مهمان