عبدالبهاء و سوسیالیسم

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

عبدالبهاء و سوسیالیسم

پستتوسط Sardabir » شنبه 25 آذر 1391, 6:36 am

ایرانی در "شما و سردبیر" نوشته است:

"سردبیر گرامی

ضمن سلام ،مقاله ای بدستم رسید به نام "سوسیالیسم تخیلی عبدالبهاء" که بد ندیدم در بهایی پژوهی بیاورم چنانچه موافقت نمایید تاپیکی با نام "عبدالبهاء و سوسیالیسم" گشوده شود تا مورد بحث قرار گیرد."





این تاپیک به پیشنهاد ایشان گشوده می شود تا مطالبشان را قرار دهند و دوستان هم در بحث مشارکت فرمایند.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: عبدالبهاء و سوسیالیسم

پستتوسط irani » شنبه 25 آذر 1391, 6:50 am

ضمن تشکر از سردبیر گرامی

به عرض می رسانم مقاله ای بدستم رسید که نکات جالبی در مورد نظامات مالی و اقتصادی بهائیت داشت که
هر خواننده ای را به فکر وامی دارد که بهائیت چه دیدگاهی را در حوزه اقتصاد و مثلا معدن و مالیات و میزان آن
دنبال می کند و نقش بیت العدل در این زمینه چیست که بد ندیدم دوستان بهایی پژوهی هم مطلع شوند و
نظرات خود را بیان نمایند.امیدوارم مفید واقع شود.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: عبدالبهاء و سوسیالیسم

پستتوسط irani » شنبه 25 آذر 1391, 6:59 am

عبدالبهاء و سوسیالیسم


به هنگام سفر به مونترال ، عبدالبهاء طی سخنانی در کلوپ سوسیالیستها ، در سال 1912 ، مطالبی بیان داشت که ترجمة آن در سال 1922 در نجم باختر به چاپ رسید . او در آنجا بعنوان راه حلی بر مشکلات اقتصادی جوامع بشری پیشنهاد می¬کند: .... همه آحاد و افراد جامعه بشری باید از حداکثر رفاه بهره مند شوند. برای حل این مشکل باید از کشاورزان شروع کرد؛ زیرا کشاورزان و رعایا بزرگترین گروه آماری شاغلان را تشکیل می دهند. در هر روستا باید یک مرکزیت ایجاد شود و درآمدهایی به شرح زیر برایش درنظر گرفت:
1- عشریه درآمد اعضاء
2- دریافتی از بابت حیوانات
3- سومین درآمد مربوط به معادن است ؛ فرضا 3/1 {یک سوم}درآمد هر معدن به این مرکزیت واریز می شود.
4- هرکس بمیرد و وارثی نداشته باشد، همة ماترک او به این مرکزیت وارد می شود.
5- هرگونه پول و گنجی روی زمین یافت شود ، به این مرکزیت واریز خواهد شد.
تمام درآمدهای فوق در این صندوق و مرکزیت متمرکز خواهد شد.
درمورد بند اول یا عشریه، ما وضع کشاورز یا رعیت ، و درآمد او را در نظر می¬گیریم. برای مثال مشخص می کنیم که درآمد سالانه و هزینه¬های سالانه او چقدر است. اگر درآمد و هزینه او یکسان باشد از او مالیاتی اخذ نخواهد شد. دیگری برای مثال 2000 دلار درآمد و 1000 دلار هزینه دارد. 10% مازاد درآمد او را می گیریم . البته اگر درآمد او 10.000 یا 20.000 دلار باشد ، ولی هزینه اش همان 1000 دلار ، دیگر از او نه 10% بلکه 25% مالیات می گیریم. اگر درآمدش 100.000 دلار و هزینه¬اش تا 5000 دلار باشد ، درآنصورت 3/1 مازاد درآمد او بعنوان مالیات اخذ خواهد شد. اگر درآمد کشاورز 200.000 دلار و هزینه اش تا 10.000 دلار باشد ، او باید نیمی از درآمدش را مالیات بپردازد؛ چرا که در این حالت ، هنوز 90.000 دلار درآمد مازاد دارد. جدول و ترتیبات فوق ، میزان مالیات پرداختی را مشخص می کند . همة مالیاتهای دریافتی به این صندوق واریز می شود.
حال موارد ضروری و فوریتی را هم در نظر بگیرید. فرضاً کشاورزی که درآمدش تنها 5000 دلار است و هزینه اش 10.000 دلار . او 5000 دلار از این صندوق دریافت می¬کند تا دیگر نیازمند نباشد.
تمام هزینه افراد یتیم و بی سرپرست هم مورد توجه قرار خواهد گرفت . تمام هزینه افراد معلول روستا هم پرداخت خواهد شد. هزینه-های ضروری افراد فقیر ساکن روستا هم پرداخت خواهد شد. همچنین باید به فکر رفاه و آسایش همه معلولان و نیازمندان ساکن روستا باشیم. دیگر هیچ فرد نیازمندی در روستا باقی نخواهد ماند . همه در رفاه و خوشبختی بسر می برند! دیگر هیچ شکافی باعث اختلال در هویت سیاسی آنجا نخواهد شد.
حال که هزینه و درآمد صندوق مشخص شد . هیئت امنایی از سوی مردم دهکده انتخاب می شوند تا بر عملکرد صندوق نظارت داشته باشند و در صورتیکه صندوق مازادی داشته باشد ، آن مازاد به " صندوق و خزانه ملی" واریز خواهد شد.
در این سیستم دیگر فرد نیازمندی در روستا باقی نمی ماند، همه کامیاب خواهند بود و زندگی آسوده ای را می گذرانند . برای شهرهای بزگ هم باید موضوع را در مقیاس بزرگتر مطرح کرد که اگر بخواهم آنرا توضیح بدهم بسیار طولانی خواهد شد.


ملاحظه می شود جناب عبدالبهاء خواسته اند به سوسیالیست ها بگویند ما بهتر از شما برای اقتصاد جهان برنامه داریم و بطور محوری ارزش همه اموال منقول و غیر منقول جهان را به صندوقی واریز و سپس با یک مدیریت مرکزی و نظم خاص به مصرف می رسانیم...

(ادامه دارد)

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پاسخ: عبدالبهاء و سوسیالیسم

پستتوسط irani » دو شنبه 27 آذر 1391, 7:47 am

اما اصل مقاله را ابتدا ببینید تا بعد از آن بحث را شروع نماییم:


سوسیالیسم تخیّلی عبدالبهاء

انوار هدایت

یکی از احباء مطلبی درباره سهم درآمد بیت العدل جهانی از معادن، و صرف آن برای مراقبت از فقرا و نیازمندان – که از جمله وظایف حاکمیتی است – نوشت و اضافه کرده ، بر این اساس " غیر منطقی نیست که حبیب طاهرزاده در ترجمه اش از لوح اشراقات بهائی بگوید : امور حکومتی باید به بیت العدل احاله شود". ( الواح بهاءاله، ص 27)
من قبلاً مطلبی درباره نواقص ترجمه الواح نوشته ام و در آنجا توضیح داده ام که اساساً در متن ، کلمه " دولت" یا " حکومت" وجود ندارد. لذا ترجمة علیقلی خان در " دیانت جهانی بهائی" چنین است ، " امور اداری تماماً به بیت العدل راجع است". و ترجمه عبارت مشابهی توسط شوقی ربّانی در لوح دنیا،" اداره مدبرانه" است و نه " امور حکومتی یا دولتی".
اما موضوع معادن چیست؟ استدلال آن دوست ما اینست که اگر اداره معادن ملّی در اختیار بیت العدل قرار گیرد ؛ این بدان معناست که بیت العدل وظیفه حکومتی هم خواهد داشت.
در قرن بدیع ، شوقی می گوید که " بهاءاله در کتاب اقدس نهاد بیت العدل را تأسیس کرده ، و شرح وظایف و منابع درآمدی آنرا بیان نموده است". ولی وقتی به کتاب اقدس مراجعه شود اثری از سهم درآمد از معادن و یا نحوة خرج آن نمی یابیم. آنچه که ملاحظه می شود و شوقی به آن تصریح کرده اینست که بهاءاله " هرگونه دست اندازی به حوزة حکومت آنها ( پادشاهان ) را نفی می کند". تصور می کنم این ممنوعیت ، معادن را هم در بر می گیرد. با این وجود وقتی به آثار نویسندگان بهائی مراجعه می کنیم در برخی از آنها گفته شده که 3/1 درآمد یا محصول معادن متعلق به بیت العدل است.
اگر به تاریخچه این موضوع برگردیم متوجه می شویم که اولین بار اورول هارپر در نجم باختر ( اکتبر 1924) در مقاله ای با نام " نگاهی به جهان در سال 2000" به این موضوع پرداخته و می گوید:" از شما می خواهم که چشمان خود را ببندید و بر بال خیال سوار شوید و دنیا را در سال 2000 تصور کنید.... " آنگاه او تصویری رویایی و بهشت گونه از دنیا در سال 2000 ارائه می کند. " ... دو ساختمان مشاهده می کنیم. یکی مدرسه عمومی است که همه در آن به بهترین وجه با همه تجهیزات و امکانات آموزش می بینند ، و دیگری ساختمان بیت-العدل است. گفته شده که این بیت العدل همچون یک انبار عمومی و یا بیت المال است که منافع آن به تک تک افراد جامعه باز می گردد....
در ادامه بخشهائی از نامه عبدالبهاء به خانم پارسونز ، مورخ 4/10/1912 آورده شده که رابطه مستقیمی به موضوع بیت العدل و یا شقوق آن ندارد، بلکه بیشتر درباره یک حکومت دمکراتیک محلّی ، و صندوق ( خزانه) روستایی صحبت می کند. ( بخشی از این لوح توسط جرج لاتیمر ترجمه و در نجم باختر سال 7، شماره 15، ص 146 آورده شده است .) اخیراً بخش دیگری از این متن ترجمه و در" انوار هدایت " نقل شده است. البته مطالب مشابهی از سوی حضرت عبدالبهاء در کلوپ سوسیالیستهای مونترال ایراد شده است.
این نامه یک متن معتبر است که نسخه اصلی آن ( با حذف بخشی از مقدمة آن ) در مائده آسمانی آمده؛ همچنین متن کامل سخنرانی جزء خطابات عبدالبهاء آمده است:
دوبلین – امة الله مسس پارسنز ، علیها بهاء الله الابهی
ای دختر ملکوتی،
من در راه آهن رو به سانفرانسیسکو می¬روم. بیاد خوبی تو افتادم و به یاد روی مستر جفری کوچک... امیدواروم که تو روی موضوع اقتصادی ، که موجب پیدایش تعالیم جدید شده و برای تو مشکلات فکری بوجود آورده تمرکز کنی . یک مثال می تواند روشنگرتر از هر توضحی باشد. بنابراین ، من ابعاد بحث را برای تو تشریح می-کنم تا بدانی که این موضوع اقتصادی ، جز بر مبنای این تعالیم حل نخواهد شد.


هیئت مدیره و بیت العدل
دوست من کاملاً در اشتباه بود: جدا از اینکه هیچگاه به تصدی حکومت مدنی توسط بیت العدل اشاره ندارد، این نامه مجدداً حکایت از جدائی دین و سیاست در تفکر اجتماعی عبدالبهاء دارد. او یک هیئت مدیره ( انجمن) را تعریف می کند که امور روستا را زیر نظر دارد. این انجمن بهیچ روی بیت¬العدل نیست، زیرا عبدالبهاء هرگز تمایلی به تعارض اختیارات نداشت، لذا هیچگاه تصور اینکه بیت العدل قدرت مدنی را به دست بگیرد ، پیدا نکرد. انجمن و خزانه محور دمکراتیک سیستم رفاه اجتماعی و حکومت محلّی در نظر گرفته شده است.
اولاً می دانیم که هیئت مدیره و بیت العدل 2 نهاد مختلف هستند ، زیرا اساساً 2 نام متفاوت دارند و هرگز نمی توان تصور کرد که عبدالبهاء در این نامه به خانم پارسنز ( و نیز در سخنرانی در کلوپ سوسیالیستهای مونترال) عبارت دیگری به کار برده ، ولی منظورش بیت العدل بوده باشد. او خزانه ای را توصیف می کند که در یک روستا، تحت اشراف و نظارت یک هیئت مدیره ، که از میان افراد بالغ آن روستا انتخاب شده اند ، و مسئولیت امور مدنی آنجا را بعهده دارد، بکار می پردازد. درحالیکه بیت العدل ، تنها از سوی بهائیان انتخاب شده، و اعضای آن همگی بهائی هستند و حیطه وظایف آن " هدایت فعالیتهای احباء ، صیانت از امراله ، و کنترل و نظارت بر امور جامعه بهائی ( بطور کلی) می باشد. ( شوقی ربانی ، نظم بهائی، ص 40)
درآمد خزانه ای که عبدالبهاء در اینجا بیان کرده، اساساً عبارتست از مالیات بر درآمد و تصاعدی ؛ بعلاوه 3/1 درآمد معادن ، مالیات بر حیوانات ( یا مالیات بر راه و جاده ) و مواردی از این دست. درآمدهای بیت العدل ، آنگونه که در کتاب اقدس مذکور شده شامل مالیات تصاعدی ، مالیات بر حیوانات ، درآمد معادن،... نیست. مثل روز روشن است که ایندو نهاد ، در ذهن عبدالبهاء ، از هم جدا و مستقل بوده اند.
البته درآمدهای ایندو نهاد در یک مورد مشترک است و آنهم " مال بلا وارث است" . اگر فرد بهائی بمیرد و وارثی نداشته باشد ( که عملاً محال است ، زیرا معلمان او هم جزو وراث او محسوب می شوند) دارائی او به بیت العدل منتقل می شود. یعنی اگر بعضی از طبقات وراث نباشد بخشی از دارائی به بیت العدل می رسد . به عبارت دیگر ، مادام که بیت العدل وجود دارد، نمی توان گفت که فرد بهائی وارث ندارد.
بند 42 کتاب اقدس مقرر می دارد:
عبدالبهاء در لوحی که درآمدهای یک صندوق محلی را برشمرده، ازجمله ماترک فرد بلا وارث را هم در آن حساب آورده؛ لذا بیت العدلی که در این متون به آن اشاره رفته ، همان صندوق ( خزانه) محلّی است که ارث بلا وارث به آن راجح است.
ولی در نظر داشته باشیم که این استدلال زمانی می تواند صحیح باشد که آن خزانه محلّی به بیت العدل پاسخگو باشد. اما همانطور که قبلاً ملاحظه شد این خزانه به یک نهاد مدنی، انجمن، یا هیئت مدیره روستا ، یا شورای روستا پاسخگو خواهد بود . بنابراین گفتار عبدالبهاء در این 2 موضوع با هم متفاوت است.

سوسیالیسم عبدالبهاء
خصوصیت اوّل سوسیالیسم عبدالبهاء آنست که این یک موضوع مدنی است و نه دینی . ثانیاً ، اگرچه روش تشکیل انجمن یا شورای ده تعیین نشده ، ولی بنظر می رسد که یک سوسیالیسم دمکراتیک مورد نظر او بوده باشد . عبدالبهاء در رسالة مدنیه می نویسد: در حال حاضر بنظرم می رسد که انتخاب اعضای غیر دائم شوراهای استانی براساس رضایت یا انتخاب مردم مرجّح است. زیرا فرد انتخاب شده در موضوعات عدالت و مساوات توجه بیشتری خواهد کرد ، در غیر آنصورت اعتبار خود را از دست داده، و از چشم مردم خواهد افتاد.
- ثالثاً این یک سیستم رفاه اجتماعی است و نه یک سیستم کمونیستی . او به تشریح یک اقتصاد آزاد، با روش اخذ مالیات تصاعدی می-پردازد تا انباشت ثروت و فقر کاسته شود؛ یا حداقل معیشت برای فقرا ، یتیمان و معلولان تضمین شود و صندوق عمومی بر ای آموزش و بهداشت عمومی تأمین گردد.
- رابعاً این یک موضوع و پیشنهاد محلّی است. زمانی ما در هلند چنین سیستمی داشتیم ، که در آن ، در سطح محلّی و نه ملّی ، تشکیلات اجرایی مسئولیت بودجه برای آموزش و بهداشت عمومی را داشتند. در طول زمان تشکیلات محلّی تضعیف شدند و حکومت ملّی تقویت شد. اکنون دیگر مسئولان محلّی قدرت مالی رسیدگی به این امور را بطور مستقل ندارند. در هلند ، تا همین اواخر ، تشکیلات اجرایی محلّی ضوابط دقیقی داشتند که چه کسی ، بنابر علایق و وابستگی هایش می-توانست خود را ساکن محلّ خاصی بداند. این مقررات ناعادلانه بود زیرا جلوی حرکت و جابجایی نه تنها افراد بیکار و معلول ، بلکه حتی محصلان و دانشجویان را می گرفت.... سرانجام دولت ملّی تصمیم گرفت سیاستگزار اصلی در این عرصه باشد و البته بار مالی عمده کار را هم تقبّل کرد. این موضوعی اجتناب ناپذیر بوده، در یک جامعه پویا ، سیستم رفاه اجتماعی محلّی و روستایی ، آنگونه که عبدالبهاء پیشنهاد کرده بود ، دیگر قابلیت اجرا نداشت.
- خامساً سیستم پیشنهادی عبدالبهاء مربوط به جامعه کشاورزی بود. دیگر کشاورزان اکثریت افراد جامعه نیستند و کالای کشاورزی با قیمتهای مناسبتری وارد می شود... پیشنهاد او برای کشورهای توسعه نیافته ای مثل هند و مصر می تواند در نظر گرفته شود که هنوز سیستم رفاه اجتماعی مناسبی ندارند، یعنی حداقل درآمد برای کشاورزان تضمین شود.... تا از این طریق مبانی اقتصاد تحکیم شود و از مهاجرت کشاورزان به شهرهای بزرگ پیشگیری بعمل آید.

گفتار عبدالبهاء خطاب به سوسیالیستها
به هنگام سفر به مونترال ، عبدالبهاء طی سخنانی در کلوپ سوسیالیستها ، در سال 1912 ، مطالبی بیان داشت که ترجمة آن در سال 1922 در نجم باختر به چاپ رسید . او در آنجا بعنوان راه حلی بر مشکلات اقتصادی جوامع بشری پیشنهاد می¬کند: .... همه آحاد و افراد جامعه بشری باید از حداکثر رفاه بهره مند شوند. برای حل این مشکل باید از کشاورزان شروع کرد؛ زیرا کشاورزان و رعایا بزرگترین گروه آماری شاغلان را تشکیل می دهند. در هر روستا باید یک مرکزیت ایجاد شود و درآمدهایی به شرح زیر برایش درنظر گرفت:

1- عشریه درآمد اعضاء

2- دریافتی از بابت حیوانات

3- سومین درآمد مربوط به معادن است ؛ فرضاً 3/1 درآمد هر معدن به این مرکزیت واریز می¬شود.
4- هرکس بمیرد و وارثی نداشته باشد، همة ماترک او به این مرکزیت وارد می شود.
5- هرگونه پول و گنجی روی زمین یافت شود ، به این مرکزیت واریز خواهد شد.
تمام درآمدهای فوق در این صندوق و مرکزیت متمرکز خواهد شد.
درمورد بند اول یا عشریه، ما وضع کشاورز یا رعیت ، و درآمد او را در نظر می گیریم. برای مثال مشخص می کنیم که درآمد سالانه و هزینه های سالانه او چقدر است. اگر درآمد و هزینه او یکسان باشد از او مالیاتی اخذ نخواهد شد. دیگری برای مثال 2000 دلار درآمد و 1000 دلار هزینه دارد. 10% مازاد درآمد او را می گیریم . البته اگر درآمد او 10.000 یا 20.000 دلار باشد ، ولی هزینه اش همان 1000 دلار ، دیگر از او نه 10% بلکه 25% مالیات می گیریم. اگر درآمدش 100.000 دلار و هزینه اش تا 5000 دلار باشد ، درآنصورت 3/1 مازاد درآمد او بعنوان مالیات اخذ خواهد شد. اگر درآمد کشاورز 200.000 دلار و هزینه اش تا 10.000 دلار باشد ، او باید نیمی از درآمدش را مالیات بپردازد؛ چرا که در این حالت ، هنوز 90.000 دلار درآمد مازاد دارد. جدول و ترتیبات فوق ، میزان مالیات پرداختی را مشخص می کند . همة مالیاتهای دریافتی به این صندوق واریز می شود.
حال موارد ضروری و فوریتی را هم در نظر بگیرید. فرضاً کشاورزی که درآمدش تنها 5000 دلار است و هزینه اش 10.000 دلار . او 5000 دلار از این صندوق دریافت می کند تا دیگر نیازمند نباشد.
تمام هزینه افراد یتیم و بی سرپرست هم مورد توجه قرار خواهد گرفت . تمام هزینه افراد معلول روستا هم پرداخت خواهد شد. هزینه-های ضروری افراد فقیر ساکن روستا هم پرداخت خواهد شد. همچنین باید به فکر رفاه و آسایش همه معلولان و نیازمندان ساکن روستا باشیم. دیگر هیچ فرد نیازمندی در روستا باقی نخواهد ماند . همه در رفاه و خوشبختی بسر می برند! دیگر هیچ شکافی باعث اختلال در هویت سیاسی آنجا نخواهد شد.
حال که هزینه و درآمد صندوق مشخص شد . هیئت امنایی از سوی مردم دهکده انتخاب می شوند تا بر عملکرد صندوق نظارت داشته باشند و در صورتیکه صندوق مازادی داشته باشد ، آن مازاد به " صندوق و خزانه ملی" واریز خواهد شد.
در این سیستم دیگر فرد نیازمندی در روستا باقی نمی ماند، همه کامیاب خواهند بود و زندگی آسوده ای را می گذرانند . برای شهرهای بزگ هم باید موضوع را در مقیاس بزرگتر مطرح کرد که اگر بخواهم آنرا توضیح بدهم بسیار طولانی خواهد شد.
در این سیستم همه مرفه خواهند بود و نیازی به یکدیگر نخواهند داشت. البته نیازها را باید اولویت بندی کرد . مردم هم باید به نوعی طبقه بندی شوند. هر روستا و شهری را می توان به ارتش تشبیه کرد که در آن ژنرال ، سرهنگ ، ستوان، گروهبان، و سرباز وجود دارد. همه باید باشند ؛ ولی همه هم باید در رفاه و سعادت باشند.... خداوند نیاز همه را فراهم کرده است. باران بر سر همه می بارد و خورشید به همه گرما می بخشد. محصول زمین برای همه است. لذا سعادت و آسایش و رفاه باید برای همه ابناء بشر باشد.... افراد مرفه نباید فقط به فکر خود باشند . بلکه باید به فکر تأمین نیاز فقرا و تهیدستان هم باشند.... اگر قرار باشد انسان تنها به فکر تأمین خواسته خود باشد از حیوانات هم پست تر است. زیرا حیوان فاقد قوه ادراک و عاقله انسانی است... انسان واقعی آنست که منافع خود را بخاطر دیگران فراموش کند... حتی جان خود را برای حفظ جان دیگران فدا کند....
بنگرید که چگونه مردان بزرگ جهان – از میان پیامبران یا فلاسفه – راحت و آسایش خود را در راه رفاه بشریت فدا کرده اند .... ثروت خود را در راه رفاه عمومی بذل کرده اند....
از خدا می خواهیم که نفوس انسانها را با عدالت عجین کند تا آنها طریق انصاف را بپیمایند، برای رفاه و خوشبختی بشریت تلاش کنند ، و برای رفاه و آسایش دیگران از جان خود بگذرند. آنگاه این کره خاکی، بهشت الهی خواهد شد... ما باید اندیشه خود را متمرکز کنیم تا چنین سعادتی برای جهان بشری تحقق یابد.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » پنج شنبه 30 آذر 1391, 6:44 am

پیش از آنکه به اصل مطلب در نجم باختر مراجعه نماییم به طرح جناب عبدالبهاء برای عدالت اقتصادی توجه می کنیم:

1- کشاورزان و رعایا بزرگترین گروه آماری شاغلان را تشکیل می دهند.

2- باید از کشاورزان مالیات های مختلفی گرفت.

3-مالیات کشاورزان بر اساس درآمد و هزینه شان متفاوت خواهد بود.

4-بر اساس مابه التفاوت هزینه و درآمد،میزان مالیات تصاعدی(از ده تا پنجاه در صد و بیشتر) خواهد بود.

5.مالیات بر حیوانات هم وجود دارد ولی میزان آن تعیین نشده است.

6- باید صندوقی برای واریز این مالیات ها در همان محل ایجاد کرد.

7- این صندوق هیات امنای انتخابی از همان محل خواهد داشت که زیر نظر آنها بودجه هزینه می شود.

8. یک سوم در آمد معادن به این صندوق واریز می شود.

9. هرگونه پول و گنجی روی زمین یافت شود ، به این مرکزیت واریز خواهد شد.

10.تمام اموال بلا وارث به این صندوق واریز می گردد.

11.مازاد صندوق پس از کسرهزینه های محلی به صندوق ملی واریز می شود.

12.این فرآیند زیر نظر بیت العدل و با مدیریت او انجام خواهد شد.

بنابر این مدیر تشکیلات بهایی،منبع همه درآمدهاست و با نظارت برآن فرآیند مالی را مدیریت خواهد کرد.

توجه بفرمایید که بیت العدل شریک همه معادن و مالک همه پول ها و گنج ها واموال بلا وارث و مالیات ها خواهد بود!

(ادامه دارد)

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » دو شنبه 11 دی 1391, 1:03 pm

طرح اقتصادی بهائیت


جناب عبدالبهاء در نامه به مسس پارسونز (به نقل از کتاب خطابات مبارکه حضرت عبدالبها در اروپا و امریکا صص 219-221)از طرح اقتصادی بهائیت که نجات دهنده اقتصاد جهان است (و تاکید می کنند که جز بوسیله این طرح ،اصلاح اقتصادی محال و ممتنع است )پرده برداری می نمایند دقت فرمایید:

"لهذا اساس مسئله را از برای شما بیان می کنم تا واضح و مبرهن شود که این مسئله اقتصادی جز بموجب این تعالیم حل تام نیابد بلکه ممتنع و محال.
و آن اینست که این مسئله اقتصاد را باید از دهقان ابتدا نمود تا منتهی باصناف دیگر گردد زیرا عدد دهقان بر جمیع اصناف،اضعاف مضاعف است(!)
لهذا سزاوار چنانست که از دهقان ابتدا شودو دهقان اول عامل است در هیات اجتماعیه.
باری در هر قریه ای بایدکه از عقلای آن قریه انجمنی تشکیل شود که قریه در زیر اداره آن انجمن باشد و همچنین یک مخزن عمومی تاسیس شود و کاتبی تعیین گردد و در وقت خرمن بمعرفت آن انجمن از حاصلات عموم مقادیری معین بجهت آن مخزن گرفته شود.این مخزن هفت واردات دارد:
واردات عشریه
رسوم حیوانات
مال بی وارث
لقطه یعنی چیزی که پیدا شود و صاحب نداشته باشد
دفینه اگر پیدا شود ثلثش راجع به این مخزن است
معدن ثلثش راجع ب این مخزن است
و تبرئات

*******************************

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » سه شنبه 12 دی 1391, 4:07 pm

 
پیش از ادامه متن ،این سوالات در مورد عبارات عبدالبهاء به ذهن متبادر می شود:
1-آیا "ممتنع و محال" است جز با این طرح وضع اقتصاد جهان خوب و اصلاح شود؟!
2-آیا اصلاح اقتصادی جهان امروز را باید از دهقان شروع کرد؟!
3- آیا مطابق سخن عبدالبهاء تعداد کشاورزان نسبت به سایر طبقات اضعاف
مضاعف(یعنی چندین برایر اقلا چهار یا هشت برابر) است که گفته:"عدد دهقان بر
جمیع اصناف،اضعاف مضاعف است(؟!)
4-انجمن "عقلای قریه" زیر نظر کدام ساختار کشوری است و رابطه آن با دولت مرکزی و
بودجه کشوری و...چیست؟
5-واردات عشریه همان مالیات کشوری است یا مالیات دینی؟
6- رسوم حیوانات چیست؟آیا همان مالیات بر احشام است؟
7- آیا همه معادن و دفائن در هر روستا متعلق به خود آنهاست که باید یک سوم آن را
به صندوق بدهند؟

ali786
پست: 2
تاریخ عضویت: شنبه 23 دی 1391, 11:16 pm
محل اقامت: مشهد

پستتوسط ali786 » یک شنبه 24 دی 1391, 1:19 am

ساده انگاری

قصد توهین ندارم ، اما خودتان قضاوت کنید !!!

من که رشته ام حقوق است و خیلی تخصصی در نظامات اقتصادی ندارم با این حال در ابتدای مطالعه طرح پیشنهادی ایشان به غیر معقول بودن این طرح و شاید بهتر است بگویم به استدلالات نه تنها سطحی بلکه فاقد معیار و شیرازه و حتی (با عرض پوزش) خنده دار حضرت ایشان پی بردم ، و به نظر من اصلا این طرح به این شکل قابلیت تحلیل و رفع نقص ندارد چون اصلا ساختار محکم و منطقیی ندارد مثلا نحوه افزایش مالیات که فاقد معیار صحیح است یا مثلا نقطه آغازش که بعد مدعی میشوند در شهر ها نیز یا میتوانم به این نکته اشاره کنم که قسمتهای مختلف طرح تعدیل دنیا نه تنها در تعامل با هم نیستند بلکه کلا فاقد ارتباط میباشند مثلا وجوب ایجاد سلسله مراتب نظامی یا شبه آن !!
واقعا بدون خب و بغض میگویم حتی اگر این نظریه متعلق به وابستگانم هم بود میگفتم که نه تنها قابلیت عملیاتی شدن ندارد که حتی قابلیت بررسی را نیز ندارد!! زمانی میتوان نقایص طرحی را رفع کرد که آن طرح بر مبنای ایده ایی با قابلیت اجرایی استوار شده باشد به عبارت ساده تر طرحی را میتوان کامل کرد یا عیوبش را مرتفع کرد که دارای اسکلت باشد .

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » شنبه 7 بهمن 1391, 3:10 pm

در کتاب خطابات مبارکه به دنبال این متن گشتم و در یکی از مجلدات ،"خطابات عبدالبها در اروپا و امریکا" به شکل دیگری آن را یافتم.در این کتاب صفحه219 مطالبی را در نامه خطاب به خانم پارسنز در حالیکه در راه آهن رو بسوی سانفراسیسکو می رفته نوشته است و در آخر نامه از او خواسته تا این طرح اقتصادی بهائیت را در یکی از جرائد نشر نماید تا دیگران این قانون را به نام خود اعلان نکنند!

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » جمعه 11 اسفند 1391, 3:45 pm

از تاخيرها در اين تاپيك ، بدليل سفرها عذر خواهى مي كنم.

در كامنت قبلى عرض شد كه در خطابات مباركه آمده است كه جناب عبدالبها از مسس پارسونز مي خواهد اين طرح اقتصادى بهائيت براى جهان معاصر را كه او پيشنهاد نموده در يكي از جرايد اروپائى نشر نمايد تا ديگران آن را به نام خود جا نزنند!

اكنون بنده نيز همين پيشنهاد جناب عبدالبهاء را دارم:

حال كه مسس پارسونز در قيد حيات نيستند كه اين كار را امروز انجام دهند و تشكيلات بيت العدل متولى امور بهائيت است ، اين تشكيلات يعني بيت العدل اقدام نمايد و اين طرح اقتصادي را از طريق نشريات اقتصادى اروپائي و رسانه هائي مثل بي بي سي و صداى امريكا كه روابط خوبي با بهائيان دارند و خود بهائيت نيز شبكه هاي اختصاصي راديو و تلويزيون و سايت و ... دارد اين طرح اقتصادى را به دولت هاى اروپايي و امريكائي ارائه دهند تا بلكه اين بحران اقتصادي كه چند سالي است دامن آنها را گرفته به مدد اين طرح حل و فصل شود و تظاهرات هرشبه در كشورهاي اروپايي و امريكايي و جنبش نود و نه درصد با اين نسخه پايان يابد !

ضمنا كشورهاى شرقى و غير شرقى نيز بر محور ماليات بر دهقانان بر اساس درآمدهاى احشام و زمين و معدن و...مشكل اقتصادى كشورهاى خود را رتق و فتق نمايند.

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پستتوسط habibollah » دو شنبه 14 اسفند 1391, 5:20 pm

جناب ایرانی، سلام
به جستجوی آدرسی که از کتاب خطابات عبدالبهاء در باره ی طرح اقتصادی و توصیه به ثبت آن داده بودید، گشتم. در نسخه ی دیجیتالی که من داشتم، در «قسمت سوم خطابات حضرت عبدالبهاء در سفر اروپا، امريکا و کانادا و مصر و ارض اقدس» ص 84 آن را یافتم.
نامه و طرح جالبی است. ای کاش اقتصاددانان و خصوصاً اگر بهائی هستند، آن را توضیح می دادند.

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » چهار شنبه 28 فروردین 1392, 4:47 pm

الان كه كامنت قبلى خود را خواندم (كه پيشنهاد دادم بيت العدل اين طرح اقتصادى را با كمك رسانه ها در همه جا تبليغ كند) به ياد پيام ١٢اسفند بيت العدل افتادم كه در أن گفته بود ما در حال يادگيرى هستيم تا متناسب با شرايط جديد جهان راه حل هائي پيدا كنيم و ارائه دهيم. به نظرم رسيد حتما بيت العدل اين طرح جناب عبدالبها را با دوره جديد مناسب نديدند كه دنبال طرح هاى ديگري براى جهان مى گردند و گرنه نياز به تحقيق و يادگيرى راه حل هاى ديگر نبود و همين طرح را تبليغ مى كردند.
حقيقت اين است كه با آن پيام ، بيت العدل خاستگاه دينى بهائيت را فراموش كرده و مثل يك حزب سياسى دنبال پروتكل هاي اقتصادى و اجتماعى است كه از طريق كارشناسان بشري پيدا كند و براى تحركات سياسي و اجتماعيش خرج كند!
شما از آن پيام برداشت ديگرى داريد؟!

irani
فعّال
پست: 339
تاریخ عضویت: جمعه 22 آذر 1387, 5:53 pm

پستتوسط irani » چهار شنبه 18 اردیبهشت 1392, 5:12 pm

از اوليويه 4/3/2011
انوارهدايت

پارادوكس جامعه برنامه ريزي شده و تماميت خواهي

برخي افراد آزاد انديش و يا لطيفه پرداز مي گويند زمانيكه ديكتاتورها به شما مي گويند دهانت را ببند و حرف نزن؛ در فضاي دمكراسي ، خرد جمعي به شما مي گويد" هنوز مي تواني حرف بزني"!.
در نظام اداري بهائي اصولاً بحثي درباره آزادي انديشه بهائيان وجود ندارد. يك طبقه حاكمه عالي يا " علما" هستند كه ظاهراً آنها به علم و مقرّرات الهي و تفسير و تعبير آن آگاهي دارند! در واقع يك نظام سلسله مراتب ديني وجود دارد كه فعاليت بهائيان و جوامع بهائي را برنامه ريزي مي كند تا به اهداف برنامه ها نائل شوند!
آيا هيچيك از افراد بهائي مجاز است درباره پذيرش يا عدم پذيرش آن برنامه ها صحبت، و يا درباره سودمندي آنها صحبت و اظهار عقيده كند؟ معمولاً با اين عنوان كه اين يك برنامه الهي است تشكيلات در هر جامعه بهائي مانع از اظهار نظر بهائيان و شهروندان مي شود.
چنين جامعه اي، در عالم سياست يك نام دارد و معمولاً ما دوست نداريم هيچ جامعه ديني با اين نام مرتبط گردد. ولي واقعيت اينست كه نام اين نظام و سيستم اجتماعي "توتاليتر" و "خودكامگي" است.
لودويك فون ميزر، همچون بسياري ديگر از آزادانديشان و فلاسفه ليبرال، بدرستي و دقيقاً نشان داده است كه چگونه مديريت و حاكميت برنامه ريزي شده اجتماعي، با استفاده از بوروكراسي و نظم اداري، و عرضه اراده و خواست يك گروه بر افراد، عملاً جامعه را بسمت يك نوع " تفكر خاص" سوق مي دهد. جامعه تك صدائي بدينگونه ساخته مي شود.
جامعه بهائي پيرو بيت العدل ساختاري اينگونه دارد. اگرچه آنها در باطن و قلبها متحد نيستند و در الواح و وصاياي عبدالبها هم چنين بيت العدلي پيش بيني نشده بود. آنها يك نظام ديني برنامه ريزي شده هستند كه مثل تمام سازمانهاي سياسي توتاليتر عمل مي كنند. آنها هرگز شبيه آنچه عبدالبهاء در ذهنش داشت نيستند. بلكه تركيبي از سازمان ديني زرتشتي ايران باستان، و تقليدي جدي از نظام حزبي سوسياليستي روسيه شوروي ميباشند. اگر واقعاً قصد داريم كه يك ديانت روحاني و معنوي داشته باشيم نبايد جامعه بهائي را همچون ساختار حزبي ببينيم. در جوامع دمكراتيك، همچون امريكا و اروپاي غربي، آزادي بيان از طريق قانون اساسي تضمين شده است، اگرچه اين آزادي موجب حفظ و بقاي تشكيلات فرقه ها و اقليتهائي همچون محفل ملّي و جامعه بهائي طرفدار بيت العدل هم شده است.
ترجمه :فريده دوستدار


Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » جمعه 21 تیر 1392, 6:17 am

مطالب اين بحث كه در نوع خود ، نو و جديد بود به مقاله تبديل و در بخش مقالات قرار گرفت. چنانچه مطلب ديگرى نباشد به جاى آن تاپيك جديدى افتتاح خواهد شد.

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » یک شنبه 6 مرداد 1392, 4:30 am

با این که بحث در این تاپیک تمام شده اعلام گردید اما مقاله ای در یکی از سایت های بهائی (پژوهشنامه)دیده شد که بدنیست بررسی و نقد شود:
اقتصاد يك جهان متّحد

نگارش: جان هادلستون، ترجمه حوريوش رحماني


در سوّم سپتامبر 1912 حضرت عبدالبهاء در مونترال براي يك گروه سوسياليست سخناني ايراد فرمودند كه آن مطالب يكي ازمنابع اصلي در باره اقتصاد بهائي ميباشد،(1)

از آنجائيكه بيشتر مساعي جامعه بهائي صرف مسائلي كه فوريّت دارند مانند پيشبرد امر, تعليم و تربيت فردي و پيشرفت وگسترش تشكيلات ميشود. ازاينرو مسئله اقتصاد و ساير امور مربوط به جامعه ي آينده بهائي كمتر مورد توجّه و بررسي قرار گرفته است. ولي لازم است گهگاه هدفهاي دراز مدّت مورد مطالعه قرار گيرد تا بتوان تصويري كلّي از جامعه بهائي در آينده ارائه داد و مساعي و تلاشهاي كنوني جامعه را در چهارچوب آن تصوير توجيه نمود.

قبل از آنكه در باره ديدگاه ديانت بهائي در مورد اقتصاد سخن رود, لازم است دو مسئله كلّي توضيح داده شود. اول: آنكه تعاليم ديانت بهائي يك نظام جامع و وسيع را براي جامعه بشري ارائه ميدهد واقتصاد تنها يكي ازجنبه هاي اين نظام است. اين تعاليم براي تمامي مردم جهان و حد اقل تا هزار سال قابل اجراء ميباشد. در نتيجه آنچه كه در دست است مجموعه ايست ازاصول كلّي كه ميتوان آنها را در مورد تمامي اوضاع و احوال اجتماعي وتغيير و تحوّل آن اوضاع در طي يك مدّت زمان طولاني بكار بست. دوم: آنكه هرچند تعاليم مربوط به اقتصاد در نظام ارزشهاست. اين ارزشها بر مبناي عقايدي مانند تكامل روحاني بشر و اينكه حيات مادّي اين جهان فرصتي است براي كسب كمالات و صفات روحاني كه در عالم بعد يعني عالم روحاني مورد نياز است استوار ميباشد. از جمله اين ارزشها عقيده برادري نوع انسان, عدالت, درستي, صداقت, كار بعنوان عبادت وخدمت بعنوان بالاترين نوع عبادت و بندگي خداوند ميباشد.

اين عقيده كه ارزشها و اصول اخلاقي زيربناي هر اقتصاد راتشكيل ميدهد بهيچوجه تازگي ندارد, گرچه گاهي بخصوص در زماني كه بحثهاي جاري اقتصادي بر ارقام و معادلات تأكيد دارد مورد غفلت قرار ميگيرد. يك نمونه از توجّه به ارشهاي اخلاقي در گذشته را ميتوان در كتاب "مذهب و پيدايش سرمايه داري" اثر تاريخ نويس و اقتصاددان انگليسي تاوني A.H,Tawney ملاحظه نمود. اخيراً علاقه وتوجّه فزاينده اي نسبت به نقش دين و ارزشهاي روحاني در جريان توسعه ي اقتصادي ديده ميشود, چنانچه مثلاً در گزارش كمسيون برانت آمده است:

"بدون يك توافق جهاني در زمينه هاي اخلاقي و معنوي هيچ عملي نميتوان انجام داد ... اصول اخلاقي بايد از طرف دولتها و بخصوص افراد خالصانه مورد پذيرش قرار بگيرد... اين امر مستلزم يك جريان آموزشي منظّم و فشرده ميباشد ... كه بدون آن هيچگونه توسعه واقعي اقتصادي و بالاتر از آن, عدالت, آزادي و صلح و آرامشي وجود نخواهد داشت" (2)

در طيّ چند سال گذشته حدّ اقّل دو نشريّه اقتصادي معتبر مانند "اينترنشنال" دولوپمنت ريويو"و" ورلد دولوپمنت" تمامي يك شماره خود را به موضوع دين و توسعه اقتصادي اختصاص داده اند و نيز اخيراً در بانك جهاني, اعضاي يك گروه غير رسمي داوطلبانه هفته اي يكبار جهت بحث در باره ارزشهاي روحاني و توسعه اقتصادي دور هم جمع ميشوند در ادامه اين بحث, سعي شده است كه ويژگيهاي برجسته تعاليم اقتصادي بهائي را با توجّه به سه موضوع كلّي يعني سازمان و ساختار اقتصاد- توزيع ثروت – كالاها و خدمات مورد برسي قرار دهيم. لازم به تذكّر است كه آنچه در اين مختصر بيان ميگردد صرفاً اشاره اي است كه ممكن است مقدمه مطالعات بيشتري قرار گيرد.

سازمان و ساختار اقتصاد

تصوير كلّي كه از آثار ديانت بهائي ظاهر ميشود آنست كه اين اقتصاد در مقياس جهاني متّحد مطرح است ولي در عين حال غير متمركز, متنوّع وانعطاف پذير ميباشد. حضرت وليّ امرالله * ميفرمايند:

"نظم جهاني حضرت بهاء الله از يك طرف تمركز بيش از حدّ قدرت را نفي ميكند و از سوي ديگر گوشش در جهت همگوني را رد مينمايد هدف آن وحدت در كثرت است" (3) (ترجمه مضمون)

ازآثار بهائي به حكومت جهاني با شاخه هاي قانونگذاري, قضائي و اجرائي اشاره شده است. بطوريكه در ذيل خواهد آمد, وظائف اقتصادي كه براي حكومت جهاني در نظر گرفته شده نمايانگر آنست كه شاخه اجرائي بايد داراي دواير مالي, تجاري, توسعه و حفاظت و يك بانك مركزي باشد. يكي از وظائف اصلي حكومت جهاني آنست كه اقتصاد جهاني را متتّحد سازد. بين المللي شدن تجارت و بازرگاني كه در حال حاضر يك جنبش قوي است كه حتّي در شرايط نامساعد كنوني منافع فراواني تقريباً براي همگان در بر دارد به نتيجه منطقي خودخواهد رسيد. كليّه تعرفه ها و حقوق گمركي و ساير موانعي كه بر سر راه تجارت آزاد قرار دارد برطرف خواهد شد. اقتصاد جهاني در درازمدّت , رفت وآمد آزاد وبدون مانع مردم جهان را نيز تضمين خواهد نمود, گرچه اشاره بخصوصي در آثار مباركه بهائي در اين مورد ديده نمي شود. يك پول متّحد جهاني بوجود خواهد آمد و اوزان و مقادير در سطح بين المللي يكسان خواهد شد. يك نظام آموزشي در سطح جهاني وجود خواهد داشت كه در كنار ساير امكانات مانند زبان بين الملي , يك نظام قانوني متّحد و سيستم جهاني ارتباطات موجب افزايش توانائي و انعطاف پذيري اقتصادي مردم جهان خواهد شد. در دوران انتقال بسوي يك اقتصاد جهاني متّحد, بدون شك لازم است كه حكومت جهاني به اقتصادهاي محلّي و ملّي كمك كند تا آنها بتوانند راحت تر و آسانتر خود را با وضع جديد تطبيق دهند.

ايجاد يك اقتصاد جهاني متّحد آنطور كه در آثار بهائي تجسّم شده است مستلزم اقداماتي بسي بيشتر از برطرف نمودن موانع ملّي كه بر سر راه تجارت و بازرگاني جهاني وجود دارد ميباشد, گرچه رفع اين موانع نيز خود حائز اهميّت است. اقتصاد جهاني بمعناي هم‍آهنگي و برنامه ريزي درازمدّت در يك مقياس جهاني نيز ميباشد. از جمله وظائف حكومت جهاني آنست كه نوسان هاي ادواري اقتصاد را كنترل كند, از منابع جهان به نفع عموم بهره برداري نموده, در جهت كم كردن و يا برطرف نمودن شكاف بين ملل غني و فقير و حفظ منابع كمياب طبيعت جهت استفاده نسلهاي آينده و همچنين حفاظت محيط زيست كوشش نمايد.

" منابع اقتصادي عالم تحت انتظام در خواهد آمد و معادن مواد خام استخراج شده و مورد استفاده كامل قرار خواهد گرفت. بازارهاي جهان با يكديگر هم آهنگ شده توسعه خواهد يافت و توزيع فرآورده ها بنحوي عادلانه انجام خواهد پذيرفت" (4)

از آنجائي كه در حال حاضر ركود اقتصادي كم و بيش تهديدي براي جهان بشمار ميرود شايد بهتر باشد نظري به اصول اقتصادي ديانت بهائي و تأثير آن بر نوسانهاي ادواري اقتصاد بياندازيم. حضرت عبدالبهاء به نيازجامعه محلّي به ذخيره نمودن كالاهاي مازاد در مواقع فراواني بمنظور استفاده در زمان كميابي اشاره فرموده اند. اين اقدام در يك مقياس جهاني نوسانهاي عرضه و تقاضا و نتيجتاً نوسان قيمتها را كاهش ميدهد تجارت آزاد و برطرف نمودن انحصار قدرت (يعني روشهائي كه در حال حاضر توسّط دولت, شركت هاي بزرگ ويا اتّحاديه هاي اصناف بكار ميرود خود بسياري از نارسائي هائي را كه موجب نوسان اقتصادي ميگردد رفع خواهد نمود. همچنين با توجّه باينكه بخش عظيم تري ازاقتصاد به خدمات و ارائه كالاهاي ضروري اختصاص خواهد يافت و از آنجائي كه بر اثر وجود همبستگي بيشتر اجتماعي در جامعه بهائي, در افراد اين تمايل بوجود خواهد آمد كه در زيان هاي موقّت نوسان هاي اقتصادي كه از جمله دريافت دستمردكمتر بمنظور اجتناب از بيكاري ميباشد شريك گردند نوسانهاي ادواري برطرف خواهد گرديد.

البته حكومت ها در سطح ملّي و محلّي نيز اهداف و خط مشي مخصوصي جهت توسعه اقتصاد خود در چهار چوب برنامه كلي جهاني تعيين خواهد نمود. آنها مسئول جمع آوري ماليات ها و عوارض كه بر اساس برنامه اقتصادي كلّي, قسمتي ازآن به حكومت جهاني اختصاص خواهد داشت نيز خواهند بود. اين عوارض شامل ماليات بر درآمد و املاك و همچنين حق امتياز بهره برداري از معادن و ساير منابع طبيعي كه در قلمرو آنها و تحت كنترل آنها ميباشد نيز خواهد شد. باين ترتيب جامعه از منابع طبيعي موجود بيشتر بهره مند خواهد شد تا افراد. همچنين جوامع محلّي به ذخيره نمودن كالاهاي ضروري اقدام و به ارائه خدماتي مانند تأسيس بيمارستانها, مراكز بهداشتي, خانه سالمندان, پرورشگاه براي اطفال بي سرپرست, مدارس, دانشگاهها و مراكز تحقيق در سطحي بسيار شايسته اقدام خواهند نمود. ضمناً بنظر ميرسد كه خلاقيّت هنري مورد حمايت و تشويق فراوان قرار خواهد گرفت . ميتوان تصور نمود كه جوامع محلّي يك شبكه وسائط نقليه عمومي در سطحي وسيع و جامع ارائه خواهند داد و در نتيجه از حيف و ميل بيش از حد منابع كه از اتّكاء زياد به وسائل نقليه خصوصي ناشي ميگردد خودداري خواهد شد. بطور خلاصه عدم توازني كه در جامعه سرمايه داري وجود دارد و "جان كنت گالبرايت" از آن بعنوان "نعمت شخصي و نكبت اجتماعي" ياد نموده است بر طرف خواهد شد.(5)

شكّي نيست كه در اقتصاد بهائي بعضي از فعّاليّت هاي تجاري و صنعتي تحت نظر هيئتهاي دولتي انجام خواهد شد مثلاً حكومت جهاني ممكن است مسئول اداره يك شبكه ارتباطات جهاني باشد. امّا بعضي از فعاليّتهاي اقتصادي كه بلحاظ كيفيّت و يا اهميّت حياتي آن براي اقتصاد بايد با مديريّت محلي اداره گردد ميتوان زير نظر حكومتهاي ملّي و محلّي انجام شود.

بااين حال آثار بهائي در بردارنده اصولي است كه در شرايط گوناگون و وسيعي از نظر زماني و مكاني كارآئي خواهد داشت و چنين بنظر ميرسد كه تنوع قابل ملاحظه اي در نحوه مديريّت و مالكيت مؤسّسات تجاري و صنعتي قائل است. در نتيجه ميتوان تصور نمود كه بخش عظيمي ازاقتصاد در دست هيئت هاي غير دولتي خواهد بود. روح كلّي جامعه بهائي حاكي از آنست كه اين هيئت ها اكثراً بر اساس اصول تعاوني تشكيل خواهد شد.(6) در سالهاي اخير در مورد تعاونيها سرخوردگي هائي وجود داشته, چه كه در طول حدود صد سال گذشته طرح هاي متعدّدي در چهار چوب تعاوني ها بمورد اجراء گذاشته شده ولي هيچيك قادر نبوده كه به هدف هاي اين جنبش جامه عمل بپوشاند. با اين حال حتّي در شرايط نارساي كنوني, روش تعاوني ميتواند تا حدي مؤثّر واقع گردد و بسياري از مشكلاتي را كه اقتصاد مدرن با آن روبروست مانند فقر و ثروت مفرط , اعتصابها, مشاغل كسل كننده و نامرغوبيت توليد را برطرف سازد. يكي از نمونه هاي موفّق طرح تعاوني در شهر كوچك موندراگون در استان باسك در اسپانيا ديده ميشود.(7) تعاوني فقط يكي از روشهاست. همچنين امكانات فراواني براي سرمايه گذاري فردي وجود خواهد داشت, چه كه در يك جامعه آزاد هر فرد بايد اين امكان را داشته باشد كه اگر بخواهد بتواند در زمينه اقتصادي فعّاليّت نمايد. همچنين انواع بخصوصي از مشاغل هستند كه از طريق آن فرد ميتواند بعنوان يك واحد اقتصادي, مؤثرترين نقش را داشته باشد. از اين گذشته از نظر تاريخي ثابت شده كه سرمايه گذاري فردي نقش مهمّي در ابتكارات مفيد و يافتن راههائي كه بتوان خدمات بيشتري به جامعه ارائه داد داشته است. در جامعه بهائي سرمايه گذاراني كه كارمنداني را در استخدام دارند موظّف هستند كه شركت خود را بر پايه سهيم كردن كارگران در سود اداره نمايند. بمنظور اطمينان از توزيع عادلانه سود, حكومت هاي محلي بر اين طرح ها نظارت خواهند داشت تا صرفاً يك فرمول توخالي بطوريكه اغلب در گذشته ديده شده است ارائه نشود. حضرت عبدالبهاء ميفرمايند: " پس بايد نظامات و قوانيني گذاشت كه گروه عمله اجرت يوميّه از جانب صاحب فبريك بگيرند و شركتي در منابع داشته باشند."(8)

هدف جامعه بهائي آنست كه همه افراد بشر را متحد سازد, مشكلات واختلافات ناشي از مسائل اقتصادي نيز مانند همه مسائل ديگر, نه از طريق روياروئي, بلكه از طريق يك نظام مشورتي با شركت جامعه و تحت تعاليم حضرت بهاءالله حل خواهد شد. بنا بر اين ديگر جائي براي احزاب سياسي و گروههاي فشار و يا كم كاري, اعتصاب, فعًاليتهاي انجمن كارفرمايان و اتًحاديه هاي كارگري وجود نخواهد داشت.

يك ويژگي مهمّ ساختار اقتصادي در يك جامعه بهائي, طرز فكر و نحوه ديد اجتماعي كساني است كه مصدر امور هستند قبلاً به تعاوني ها اشاره شده است. يك عامل مهمّ ديگر, ديدگاه مردم نسبت به كار است. حضرت بهاءالله كار را در رديف عبادات قرار داده اند و بالاترين نوع عبادت را خدمت به ديگران دانسته اند. بازتاب منطقي اين طرز فكر آنست كه حضرت عبدالبهاء فرموده اند همه بايد به كاري كه انجام ميدهند هرچقدر هم حقير و ناچيز باشد نهايت افتخار را داشته باشند. يك جامعه آگاه با محوّل كردن مسئوليّت ها و وظائف مفيد و جالب به افراد جامعه, افتخار به شغل و حرفه را براي آنهاآسانتر ميسازد, بعبارت ديگر ميتوان گفت كه گرايشي در خلاف جهت كارهاي ماشيني در كارخانجات مدرن كه وحشت آن توسّط چارلي چاپلين در فيلم "عصر جديد" بخوبي ترسيم گرديده ملاحظه خواهد شد.درمتون ديانت بهائي اشاره اي به اندازه و حجم شركت هاي تجاري نشده است مگر بطور غير مستقيم مانند توضيح حضرت عبدالبهاء در باره احتكار: "در آينده احتكار باقي نمي ماند مسئله احتكار بكلّي بهم ميخورد"(9)

بنابراين ميتوان تصورنمود كه شركت هاي تجاري از نظر اندازه و حجم بسيارمتفاوت و متنوع خواهند بود و از تجارتهاي يك نفره گرفته تا شركتهاي بزرگ جهاني را در برخواهند گرفت. شركتهاي غير دولتي چند مليّتي را كه نقش مهمّي در انتشار عقايد و صنايع جديد دارند با نظارت يك حكومت جهاني بهتر و آسانتر ميتوان اداره نمود. ديدگاههاي نشريه اكونوميست چاپ لندن در باره آينده شركتهاي بزرگ جالب بنظر ميرسد. اين نشريه استدلال ميكند كه اين روند كه بر طبق قانون اقتصاد شركتها ناچارند روزبروز ابعاد بزرگتري پيدا كنند در بسياري موارد باعث گرديده كه شركتهاي بزرگ باندازه بوروكراسي دولتي انعطاف ناپذير و نارسا شوند و پيش بيني ميكند كه نقش اين شركتها به يك نقش هم اهنگ كننده كاهش خواهد يافت كه خدمات صنعتي تخصّصي را از شركتهاي كوچكتري كه بسيار پيشرفته هستند خريداري خواهد نمود(10)

قبل از بپايان رساندن ساختار و سازمان اقتصادي, لازم است كه به موضوع قيمت گذاري و نرخ بهره نيزاشاره گردد. در نظام اقتصادي بهائي, يك بهره منصفانه بر سرمايه‍اي كه در جريان است تعلّق ميگيرد و براي كالاها و خدمات نيز قيمت عادلانه اي نيز بايد منظور گردد. حضرت بهاءالله ميفرمايند:

"ربح نقود حلال و طيّب و طاهر است ... ولكن بايد اين امر به اعتدال وانصاف واقع شود"(11)

ميتوان گفت كه قيمت گذاري منصفانه هم هزينه تهيّه محصول و هم نياز خريدار راتأمين مينمايد و بنابراين اصولاً تابع قانون عرضه و تقاضا خواهد بود. با برنامه ريزي صحيح و منطقي در جامعه اي كه از نگراني هاي وحشت بار كنوني بركنار باشد, برقراري موازنه بين عرضه و تقاضا تضمين خواهد گرديد و در نتيجه حركت آرام اقتصاد با نوسانهاي شديد و ناگهاني قيمتها دچار اختلال نخواهد شد. اگر شرايط خارق العاده وپيش بيني نشده اي پيش بيايد كه باعث تغيير ناگهاني و زيادي قيمتها گردد بدون شك دولت جهت اصلاح وضع اجتماعي و اقتصادي جامعه بمداخله خواهد پرداخت. زيان هائي كه از سوء استفاده از انحصارات و شرايط مشابه آن ناشي ميگردد نيز منتفي خواهد شد.

توزيع ثروت

از آنجائي كه هدف هر اقتصاد ارائه كالاها و خدمات مورد نيازجامعه ميباشد مسئله توزيع منابع بسيار حائز اهميّت است. آثار ديانت بهائي بر اين مسئله تأكيد دارد كه تساوي كامل نه امكان پذير بوده و نه مطلوب ميباشد.

"مساوات ممكن نيست, نظام عالم بهم ميخورد نظم عالم چنين اقتضاء مينمايد كه طبقات باشد نميشود بشر يكسان باشد زيرا در ايجاد بشر مختلفند."(12)

ميزان تساوي به دو اصل مهمّ بستگي دارد. يكي اصل مكافات و مجازات است كه حضرت بهاءالله فرموده اند از لوازم ضروريّه يك جامعه اصولي ميباشد " مربي عالم عدل است چه كه داراي دو ركن است مكافات و مجازات." (13)

اين اصل در اقتصاد بمفهوم تعيين پاداش مالي براي كساني است كه با تلاش و سخت‍كوشي ‍ خود رفاه عموم را تأمين مي‍نمايد و بالعكس مجازات اقتصادي متوجّه كساني ميشود كه وقت خود را به بطالت ميگذرانند. باين جهت است كه حضرت بهاءالله تكدّي و گدائي را ممنوع فرموده و ازهر فرد بالغ سالمي ميخواهند كه به كار و يا حرفه مفيدي مشغول گردد:

"لاتضيّعوا اوقاتكم بالبطالة و الكسالة واشتغلوا بما تنتفع به انفسكم و انفس غيركم" (14) (ترجمه‍‍ مضمون: اوقات خود را به بطالت و تنبلي مگذرانيد, بكاري مشغول شويدكه خود و ديگران از آن بهره مند گردند.)

بديهي است انصاف ايجاب مينمايد كه اين دستور شامل حال ثروتمند و فقير هر دو گردد. باين ترتيب در يك جامعه بهائي جائي براي افراد عاطل و باطل اعم از ثروتمند و يا فقير وجود نخواهد داشت. در مورد پاداش عادلانه براي كار نيز بنظر ميرسد كه تغييرات بزرگي در چگونگي دستمزد وحقوق ايجاد خواهد شد. نميتوان تصوّر نمود كه در يك جامعه بهائي اين عدم تعديل معيشت كنوني و تفاوت غير منطقي دستمزد بين كساني كه مثلاً سخت ترين و خطرناك ترين كارها را در جامعه انجام ميدهند و آنهائي كه با سوء استفاده از قدرت و موقعيّت خود رقم هاي سنگيني را براي خدمات خود دريافت ميكنند بتواند ادامه داشته باشد.

جنبه ديگر اصل "مكافات و مجازات" مخالفت ديانت بهائي با قمار است كه كوششي است در جهت بدست آوردن پول بدون كار و كوشش. اصطلاح "قمار" در مفهوم بهائي احتمالاً شامل سرمايه گذاري هائي كه تا حدي مخاطره آميز است ولي ميتواند از نظر اجتماعي و بخصوص درزمينه ابداع و نوآوري مفيد واقع گردد نخواهد شد. قماربخصوص بمفهوم به مخاطره انداختن مايحتاج اوّليّه خانواده در قبال شانس و تصادف ميباشد مانند شرط بندي در مورد نتايج مسابقات كه هيچگونه هدف اجتماعي را در بر ندارد.

شرح اين نكات يكي ديگر از اصول ديانت بهائي يعني برطرف كردن فقر وثروت فوق‍العاده را مطرح ميسازد . چنانچه قبلاً اشاره شد اين اصل در مورد جوامع ملي ومنطقه اي كه از نظر منابع و ثروت داراي تفاوتهاي زيادي ميباشند كارآئي دارد.(15) يكي از وظائف اصلي اقتصادي حكومت جهاني آنست كه تفاوت در ميانگين ثروت سرانه را كه اكنون بين كشورها وجود دارد كاهش دهد. اين اصل همچنين كاهش اختلاف ثروت بين افراد در درون يك جامعه را نيز در بر ميگيرد. از يك سو جامعه مسئوليّت دارد كه مراقب باشد هيچيك ازاعضايش ازنظر مايحتاج اوّليّه زندگي كمبودي نداشته باشند. حضرت بهاءالله ميفرمايند: "اي اغنياي ارض فقراء امانت منند در ميان شما پس امانت مرا درست حفظ نمائيد و به راحت نفس خود نپردازيد."(16)

از سوي ديگر صرفاً انباشتن ثروت موجب فساد و تدريجاً فقدان علاقه بكار ميگردد. حضرت عبدالبهاء ميفرمايند: "جايز نيست كه بعضي در نهايت غنا باشند و بعضي در نهايت فقر بايد اصلاح گردد و چنان قانوني گذارند كه از براي كل وسعت و ر فاهيّت باشد نه يكي به فقر مبتلا و نه يكي نهايت غنا را داشته باشد." (17)

در يك جامعه بهائي راههاي مختلفي براي جلوگيري ازانباشتن ثروت زياد وجود دارد. شايد يكي ازمهمّ ترين اين طرق ترويج و تشويق كمكها و بخششهاي داوطلبانه است, عقيده اي كه در قلب يك تمدّن پيشرفته روحاني وجود دارد كه در آن اقدامات داوطلبانه فردي در جهت ثروت و منابع جامعه انگيزه ه‍اي بسيار قوي‍تر از دستورات و قوانين دولتي ميباشد. در چنين جامعه اي فرد ثروتمند از كمك به همنوعان خود بيشتر احساس رضايت مينمايد تا اندوختن ثروت بي پايان و زيستن در تجملات بيهوده. حضرت عبدالبهاء ميفرمايند:

"بزودي زماني فرا خواهد رسيد كه بشر حساس‍تر و رقيق القلب تر ازامروز خواهد شد بنحوي كه ثروتمندان با ملاحظه وضع رقّت بار فقراء در اطراف خود لذّتي از ثروت خود نخواهند برد و بخاطر خوشبختي خود هم كه شده مجبور خواهند شد كه ثروت خود را در راه بهبود جامعه اي كه در آن زندگي ميكنند بكار اندازند." (ترجمه مضمون) (18)

اين عقيده بهيچوجه تخيّلي و يا مبتني برخوش بيني افراطي نيست. حتّي امروزه هم در شرايطي كه بيم وعدم امنيّت و حساسيّت زياد نسبت به دارائي هاي مادّي وجود دارد باز هم براي بسياري از مردم مهمّ ترين چيزي كه آنها را در زندگي خشنود ميسازد كمك و بخشش به ديگران است. امروزه جامعه بهائي خود براي ادامه فعاليّت هاي جمعي جامعه، كلاً بر كمكهاي داوطلبان اعضايش متّكي است كه بسياري از آنان با از خودگذشتگي زيادي در اين كمكها شركت ميكنند.

يكي ديگر از طر ح هائي كه ازانباشته شدن ثروت زياد جلوگيري ميكند لزوم تنظيم وصيّت نامه توسّط افراد است. در كتاب اقدس كه كتاب احكام ديانت بهائي است دستوراتي در مورد تنظيم وصيّت نامه وجود دارد و افراد تشويق شده اند كه ثروت خود را پس از مرگ بنحو بسيار گسترده تر و مساوي تر از آنچه كه امروزه در اكثر جوامع معمول است توزيع نمايند. مثلاً در اين دستورات آمده است كه در وصيّت نامه براي معلم، همچنين فرزندان، همسر, والدين و برادران وخواهران بايد سهمي در نظر گرفته شود. در مواردي كه وصيّت نامه وجود نداشته باشد و يا هريك از اين طبقات در دسترس نباشند سهم مربوطه به مخزن عمومي پرداخت ميشود. (19) اين دستور بسيار حائز اهميّت است, چه كه انتقال ثروت از طريق توارث است كه اغلب بيشتر از اختلاف درآمد موجب نابرابري اقتصادي ميگردد.

سوّمين طرح مهمّ در جهت تعديل معيشت ماليات تصاعدي است. اين نظام شامل ماليات منفي نيز خواهد بود تا به كساني كه درآمدشان كفاف مخارجشان را نميدهد كمك شود. امروزه بسياري از كشورها مدّعي هستند كه داراي نظام ماليات تصاعدي ميباشند ولي واقعيّت امر با آنچه ادّعا ميشود بسيار فرق دارد, چه كه بسياري از كساني كه در اين كشورها ماليات ميدهند اين عمل را يك تحميل غير عادلانه جهت وصول به هدف هاي بيفايده و نامطلوب ميدانند نتيجه اين طرز فكر, اجتناب جمع كثيري از پرداخت ماليات, استفاده بيشتر از راههاي قانوني معافيّت مالياتي و درنهايت اجبار دولتها به روي آوردن به ساير نظامهاي مالياتي كه عقب افتاده تر هستند بوده تا بتوانند هزينه فعّاليّت هاي اجتماعي خود راتأمين نمايند.(20) درجامعه اي كه افراد آن به بلوغ روحاني و معنوي نائل شده باشند, كساني كه ماليات بيشتر ميدهند خود احساس خوشبختي و غرور ميكنند كه ميتوانند بيش از حد عادي به پيشبرد هدفهاي جامعه كمك نمايند.

يكي ديگر از مسائلي كه به اين بحث ارتباط دارد ازاصل تساوي حقوق زن و مرد ناشي ميشود كه دستمزد مساوي را براي كار مساوي لازم ميداند و مشاغل وسيع ومتعددّي را در يك سطح جهاني بروي زنان ميگشايد . با توجه به اينكه در ايالات متّحده و بنحو فزاينده اي در ساير كشورها، فقر بيشتر در خانواده هائي كه سرپرست آنها زن هستند ديده ميشود, ازاين رو تأكيد ديانت بهائي بر استحكام اساس ازدواج و اتّحاد خانواده خود قدم مؤثّري در بر طرف كردن فقر ميباشد.

علاوه بر اعانه وتبرعات داوطلبانه, اجراي قانون ارث, تعاليم مربوط به استحكام اساس خانواده و تساوي حقوق زن و مرد, در جامعه بهائي عوامل متعدّد ديگري نيز وجود دارد كه در تعديل معيشت مؤثر ميباشد مانند يك نظام دستمزد و قيمت گذاري عادلانه, شريك نمودن كارگران در سود شركتها, تعاوني ها و وجود خدمات اجتماعي در سطحي مرغوب و شايسته ازجمله آموزش و پرورش اجباري.(21)

بحث در باره توزيع ثروت بدون اشاره به ميزان رشد جمعيّت كه عموماً عامل حياتي مهمّي در تأمين يك استاندارد متوسّط زندگي در يك كشور ميباشد كامل نخواهد شد. در آثار بهائي دستورالعمل مستقيمي در مورد كنترل جمعيّت وجود ندارد. امّا تعاليم متعدّدي يافت ميشود كه در دراز مدّت در اين مورد مؤثر واقع ميگردد مانند تعهد اساسي در برطرف كردن فقر و ثروت فاحش, آموزش و پرورش عمومي واجباري , تساوي حقوق زن و مرد و وجوديك حس قوي مسئوليّت اجتماعي. اهميّت اين عوامل دركنترل رشد جمعيّت, در توافق نامه اي تحت عنوان "نقشه اجرائي جمعيّت جهان" كه از طرف كنفرانس سازمان ملل در باره جميّت در سال 1974 در بوخارست صادر گرديد نشان داده شده است در اين سند آمده است كه:

"توافق گرديد كه رشد جمعيت از طريق كاهش تلفات نوزادان وكودكان, شركت كامل زنان و مردان در جريان توسعه, توزيع عادلانه درآمد, زمين, خدمات اجتماعي و تسهيلات, امكان وسيع تحصيلي براي جوانان دختر و پسر و تعيين يك سن حد اقل براي ازدواج تعديل گردد."

كالاها و خدمات

يكي از جنبه هاي مهمّ اقتصاد بهائي ارزشها واولويّت هائي است كه ارائه كالاها و خدمات را تعيين مينمايد. در اين راستا اين ديدگاه اصلي ديانت بهائي ازاهميّت خاصّي برخوردار است كه انسان راصرفاً حيواني كه از هوش استثنائي برخوردار است نميداند, بلكه او را موجودي روحاني مي شناسند كه از طريق كسب فضائل روحاني وعلم الهي و بكاربردن آن علم در زندگي به خوشبختي و سعادت نائل خواهد گرديد. حضرت عبدالبهاء ميفرمايند:

" از ترقّي مدنيّت ماديّه, عالم انساني سعادت صحيحه نمي يابد اگر مدنيّت جسماني منضمّ به مدنيّت روحانيّه شود سعادت حقيقي حاصل گردد." (22)

اين بيان نمايانگر آنست كه در يك جامعه بهائي نظر متعادل تري نسبت به امور مادّي وجود دارد. بنابراين ميتوان تصوّر نمود كه اقتصاد بهائي اساساً بيشتر بسوي توليد و ارائه كالاها و خدماتي كه نيازهاي ضروري را رفع ميكند گرايش دارد.

بنابراين بي سبب نيست كه در آثار بهائي به نقش مهمّ كشاورزي در اقتصاد آينده جهان اشاره شده است.(23) كشاورزي كه خوراك و همه موادّ اوّليه راكه جهت تهيّه

پوشاك و مسكن مورد نياز است تأمين مينمايد واگر با مديريّت صحيح اداره گردد بسيار بيشتر از صنعت با طبيعت سازش دارد. پيش بيني شده است كه از طريق كشاورزي ميتوان موادي توليد نمود كه جايگزين پلاستيك و ديگر مواد صنعتي كه امروزه از نفت و ساير منابع محدود طبيعت بدست مي آيند گردد.

در يك جامعه‍ي مدرن ميتوان با بينش علمي , مشكلات ديرينه فقر و ناداني كه در گذشته غالباً با اقتصاد كشاورزي همراه بوده است را برطرف نمود و باين ترتيب با ارتباط نزديك با طبيعت, جامعه از سلامت جسماني و روحاني بهتري برخوردار خواهد شد. نقش برجسته و پيشرو كشاورزي در يك جامعه بهائي نمايانگر آنست كه بر خلاف آنچه كه امروز معمول است به جوامع كوچك روستائي بسيار بيشتر از جوامع بزرگ شهرنشين اهميّت داده خواهد شد. بنظر ميرسد اين امر با روند تحولات صنعتي كه از كارخانه هاي وسيع با انبوه كارگران بسوي كارگاههاي كوچك با كارمندان بسيار ماهر پيش ميرود همگامي خواهد داشت. براي بسياري ممكن است كشاورزي, كار نيمه وقت را تشكيل دهد كه با شغلي ديگر و يا ادامه تحصيل همراه باشد.

در اين ارتباط جالب است كه د ر طي سالهاي اخير بانك جهاني تأكيد بيشتري بر كشاورزي وتوسعه روستائي داشته است ( در حال حاضر 30 درصد وام ها در اين بخش است) با اين ديدگاه كه توليد مواد غذائي را افزايش دهند واز مهاجرت وسيع مردم ازنقاط روستائي به شهرها جلوگيري نمايند. اين مهاجرتها موجب ازدحام افراد بدون مهارت بيكار در مناطق فقير نشين بسياري از شهرهاي كشورهاي جهان سوّم گرديده است.

همچنين ارزشهاي اخلاقي جامعه بهائي مستلزم آنست كه به آموزش و پرورش, هنر و علوم و خدمات اجتماعي اولويّت خاصّي داده شود. اين ارزشها همچنين ارج نهادن به طبيعت و حفاظت محيط زيست راترويج مينمايد. امّا براي ارائه كالاها و خدمات غير ضروري, بخصوص تجّملات, بودجه بسيار كمتري منظور خواهد شد. ميتوان گفت تبليغات تجارتي آنچنان كه ما امروز در جوامع سرمايه داري مي شناسيم با تأكيد مفتضحانه اش بر ترويج مدهاي متغيّر و روياهاي مادّي گرا و اغراق آميز در جوامع بهائي كاملاً به گونه اي ديگر خواهد بود.

با توجّه به تعاليم بهائي در مورد الكل و موادّ مخدّر كه مضرّ هستند و بجز در مصارف پزشكي كاربردي ندارند ميتوان تصوّر نمود كه در اقتصاد بهائي منابعي كه امروزه به ارائه اين محصولات اختصاص دارد در جهت هدف هاي بهتري بكار خواهد رفت. همينطور تعاليم بهائي در مورد منع سيگار و دخانيات موجب كاهش قابل ملاحظه اين صنعت خواهد شد. هرچند كه بهائيان دستوري براي گياهخواري ندارند بيان ذيل ازحضرت عبدالبهاء جالب توجّه است. بخصوص با توجّه باينكه امروزه اين احساس وجود دارد كه اختصاص بخش عظيمي از زمينهاي كشاورزي به چراگاه و تهيه گوشت كار صحيحي نيست:

"در مستقبل ايّام خوراك انسان عبارت از فواكه و حبوبات خواهد بود. وقتي خواهد آمد كه ديگر گوشت تناول نشود علم طب حال در مرحله طفوليّت است با وجود اين مبرهن گشته كه غذاي طبيعي ما چيزيست كه از زمين انبات شود." (24)

تأسيس يك صلح پايدار زير نظر يك حكومت جهاني باعث ميگردد مبالغ هنگفتي كه اكنون صرف دفاع ميشود بمصارف بهتري برسد. در دهه هشتاد حدود 6 درصد از توليد سالانه جهان بمصرف امور نظامي رسيده است. (25) اين رقم شش برابر رقمي است كه سازمان ملل متّحد جهت كمك به كشورهاي فقير اختصاص داده بود.

و بالاخره لازم است كه توضيح كوتاهي در مورد كيفيّت كالاها و خدمات داده شود. اين اصل كه كار عبادت است و اينكه بالاترين نوع عبادت خدمت است باعث ميگردد كه افراد نسبت به كاري كه انجام ميدهند و يا محصولاتي كه توليد ميكنند احساسي افتخارآميز داشته باشند كه بديهي است اين طرز فكر اثر قابل ملاحظه اي بر مرغوبيّت كالاها و خدمات خواهد داشت. اين گرايش بارعايت حدّ اكثر صداقت, درستكاري و وفاداري كه ناشي ازتجديد حيات روحاني جامعه ميباشد تقويّت ميگردد. همچنين شكي نيست كه توليد كالاها مخصوص يكبار مصرف و ارزان مورد تجديد نظر قرار خواهد گرفت و اين روش بسيار مضر جامعه سرمايه داري متروك خواهد گرديد.

زمينه تاريخي

ديانت بهائي زماني ظاهر شد كه اقتصاد جهان در حال تغيير و تحوّل وسيعي بود. انقلاب صنعتي قرن نوزدهم در غرب براي اوّلين بار در تاريخ امكاناتي فراهم آورده بود كه وعده ميداد همه مردم جهان قادر خواهند بود روزي از چنگ فقر برهند. پيشرفت هائي كه در وسائل ارتباطي حاصل شده بود بسرعت و بنحوي بيسابقه جهان را بسوي يك اقتصاد جهاني پيش ميبرد.

اين تحوّلات موجب تغييرات بزرگي در زمينه اقتصادي گرديد. آدام اسميت, كُبدن, برايت و مكتب طرفدار آنها روش محدود بازرگاني قديم مليّت گرايان را رد كردند, آنها استدلال ميكردند كه راه رسيدن به شكوفائي و فراواني ثروت, تجارت آزاد وايجاد يك اقتصاد متّحد جهاني ميباشد. در سال 1846, دو سال بد ازاظهار امر حضرت باب, مهمّترين پيروزي مكتب تجارت آزاد يعني انحلال قانون غلاّت در انگلستان كه بزرگترين مانع بر سر راه صادرات آزاد مواد غذائي بود حاصل گرديد. نظام بي قيد و بند سرمايه‍ داري كه ازآن پس حكمفرما گرديد داراي مزيّت پويندگي و تحرّك بوده و هست ولي ضررهاي زيادي نيز داشته و دارد مانند پيش آمدن دورانهاي ركود و بيكاري, تأكيد بيش از حدّ بر سرمايه گذاريهاي خصوصي كه غالباً نتيجه اش بفراموشي سپردن خدمات عمومي اساسي و مورد نياز است. (27) از آن گذشته در عمل كارآئي نظام بازار آزاد اغلب بر اثر محدوديّت و يا انحصار قدرت كاهش مي يافت.

كارل ماركس و ساير سوسياليستها در مقابل وضع ظالمانه فقر و ثروت مفرط كه ازمكتب تجارت آزاد و سرمايه داري صرف ناشي ميشد عكس العمل نشان دادند و از مالكيّت و كنترل اركان اصلي اقتصاد بوسيله دولت بنام عدالت اجتماعي جانبداري نمودند. ضمناً اين عكس العمل زماني واقع شد كه ديانت بهائي در حال شكل گيري بود. كارل ماركس كتاب "كمونيست مانيفستو" را در سال 1848 و جلد اوّل كتاب "سرمايه" را در سال 1867 منتشر نمود. گرچه نظام سوسياليسم در عمل تساوي اقتصادي و اجتماعي بيشتر ازآنچه كه قبلاً وجود داشت بهمراه آورد, ولي عيوب بزرگي نيز داشت مانند انعطاف ناپذيري, نظام قيمت گذاري نامناسب و ازهمه بدتر فشار بر روح انساني بود كه از انگيزه كار ميكاست و محدوديّتي بيشتر ازآنچه پيش بيني ميشد براي آزادي هاي فردي ايجاد مينمود.

اگر بخواهيم اصطلاحات "هگل" را بكار ببريم بايد بگوئيم كه مكتبهاي سرمايه داري و سوسياليسم بترتيب "تز" و "آنتي تز" هستند و بنابراين اقتصاد بهائي ديد تازه ايست كه مزاياي هر دو مكتب را در بر دارد, چه كه عقيده يك اقتصاد جهاني و بازار آزاد را با يك سلسله روشهاي منظم در جهت برطرف نمودن فقر وثروت مفرط و بمنظور استقرار عدالت اجتماعي تركيب ميكند كه اين هدف اخير مي بايد با انعطاف پذيري و تأكيد بر ترقي روح انساني تحقّق يابد . همچنين بايد اضافه نمود كه ديدگاه بهائي نسبت به اقتصاد بازتابي از نظريات فيزيوكرات هاي قرن هيجدهم فرانسه را نيز كه براي كشاورزي نقش مهمّ و اصلي قائل بودند در بر دارد.

از قرن نوزدهم گرايشي در مكتبهاي سرمايه داري و سوسياليسم در جهت ديدگاه بهائي ديده ميشود. باين ترتيب با اجراي سياستهاي رفاه اجتماعي از ناحيه بيسمارك و بوريج و ديگران و بكار گرفتن رويه كينسيان (كينزي) مبني بر اقدامات ضد نوسانهاي ادواري از ناحيه دولت, جنبه هاي نامطلوب سرمايه داري تا حدي اصلاح گرديده است. نامطلوب ترين جنبه هاي مكتب كمونيست نيز با عدم تمركز قدرت, اقتصاد بازار بنحو محدود, تجارت بين المللي و قبول اين اصل كه آزادي عقيده و بيان يكي ازخصوصيات لازم يك اقتصاد پيشرفته ميباشد كاهش يافته است. هرچند اخيراً ركود اقتصادي و اجراي بعضي از سياستها باعث گرديده كه در مورد تجارت آزاد و كمكهاي مربوط به توسعه و عمران, شك و ترديدي ايجاد گردد ولي قدر مسلم آنست كه چرخ زمان را بعقب و به قرن نوزدهم نميتوان برگرداند.

در خاتمه لازم به توضيح است كه آثار ديانت بهائي چهارچوبي از يك فلسفه اقتصادي جامع را در سطح اقتصاد خُرد و كلان ارائه ميدهد كه راه حل هائي درازمدّت براي مسائل اصلي اقتصادي زمان مانند فقر, بيكاري, تورم, حفاظت محيط زيست و كيفيّت كالاها و خدمات در بر دارد. در حاليكه اقتصاد كشورهاي جهان بيكديگر وابسته تر ميشوند و نياز به يك نظام اقتصاد جديدكه مبتني بر ارزشهاي تازه و ديدگاهي جهاني باشد احساس ميگردد. اهميّت اين راه حلها روز بروز آشكارتر ميگردد.

يادداشت ها:

* حضرت شوقي ربّاني وليّ امر بهائي آخرين نفس در طلعات مقدّس اين آئين هستند(1897-1959)

1- دو منبع اصلي ديگر عبارتند از كتاب اقدس( كتاب احكام بهائي ) و اثري از حضرت ووليّ امرالله تحت عنوان "جلوه مدنيّت جهاني"

2- گزارش كمسيون مستقل در مسائل توسعه بين المللي تحت عنوان "شمال, جنوب, برنامه اي براي بقاء" نقل ازانتشاراتmIT (انستييو تكنولوژي ماساچوست سال 1980 ص 268

3- حضرت وليّ امرالله , كتاب THE WORLD ORDER OF BAHA `U` LLAH ويلمت ايلينوي, سال 1974, صص 42-41

4- حضرت وليّ امرالله, "جلوه مدنيّت الهيّه", چاپ هند, سال 1986, صص 5-104

5- جان كنت گالبرايت, كتاب THE AFFLUENT SOCIETY چاپ بوستن, فصل 18: تئوري توازن اجتماعي.

6- جنبش جديد تعاوني در راكدل انگلستان در سال 1844 يعني سال اظهار امر حضرت باب آغاز گرديد.

7- اولين تعاوني در ماندراگون در سال 1956 بر اثر سعي و كوشش يك كشيش كاتوليك ازاهل محل تأسيس گرديد. حدود بيست سال بعد در اين شهر 82 تعاوني وجود داشت كه بفعاليّت هاي توليدي, كشاورزي, بانكداري و خدمات اجتماعي مشغول بودند و جمعاً 14000 نفر از جمعيت 30000 نفري شهر را در استخدام خود داشتند. در موندراگون يك مؤسّسه تعاوني بوسيله شورائي مركب ازهمه كاركنان كه داراي رأي مساوي ميباشند اداره ميشود. اين شورا يك هيئت ناظر منصوب مينمايد كه ماهي يكبار تشكيل جلسه ميدهد و مديران ارشد راتعيين مينمايد. بمنظور تسهيل تبادل نظر بين مديران و كاركنان و ارائه نظرها و پيشنهادات در باره كيفيّت و شرايط كار, كاركنان در گروههاي 200 نفري جمع شده شوراهاي اجتماعي تشكيل ميدهند. بطور كلّي يك شركت تعاوني در موندراگون 45 در صد از سود خود را در سرمايه گذاري بكار ميبرد, 10 درصد آن را صرف آموزش و پرورش و طرح هاي رفاهي مينمايد و 45 درصد ديگر را بين كاركنان به نسبت ميزان درآمد تقسيم مينمايد. تفاوت درآمد بين كاركنان مختلف از ميزان سه برابر تجاوز نميكند. باين ترتيب شاخص دستمزد براي كارگر ساده 1, براي سركار گرد 6/1, براي مديران جزء 2 و براي مديران ارشد بين 5/2 تا 3 ميباشد, يعني در واقع دستمزد بسياري از مديران نسبت به دستمزدي كه در ساير مؤسّسات براي كار مشابه پرداخت ميشود فوق العاده ناچيز ميباشد. با اين حال بيشتر آنها بر سر شغل خود باقي ميمانند چون يك احساس قوي تعهد و وفاداري به تعاوني و ايمان باينكه تحرك وعملكرد اين نظام در بهبود وضع جامعه مؤثّر ميباشد مانع از آن ميگردد كه آنها شغل خود را ترك نمايند. بالابودن ميزان سرمايه گذاري در اين نوع تعاوني ها موجب دسترسي به تجهيزات مدرن و آخرين سيستم و در نتيجه رسيدن به يك موقعيّت قوي اقتصادي ميگردد. همچنين به تعاونيها امكان ميدهد تا توسعه يافته براي ديگران كار ايجاد نمايند. اگر حرفه يك كارگر زائد وغير ضروري تشخيص داده شود تعاوني هزينه آموزش وي را براي احراز شغل ديگر پرداخت مينمايد. براي پيوستن به اين تعاوني متقاضيان زيادي وجود دارند كه بايد مدّت زيادي در نوبت بمانند. معمولاً كارمندان جديد بايد يك سال بطور آزمايشي كار كنند تا اينكه به آنها اجازه داده شود يك سهم ازتعاوني خريداري نمايند. بهاي اين سهم با وام كم بهره اي كه از طرف تعاوني در اختيار شخص قرار ميگيرد پرداخت ميشود. هرگاه يكي ازكارمندان بخواهد از عضويّت تعاوني كناره‍گيري نمايد ارزش سهامش به قيمت روز باو پرداخت ميشود. كاركنان براي حفظ منافع خود در مقابل اقدامات سودجويانه شركت, خود شخصاً مقررات انظباطي مشخصي را بمورد اجراء ميگذارند. اعتصاب بندرت پيش ميآيد و در سال 1974, هنگامي كه گروه كوچكي ازكارگران در يكي ازتعاوني ها اعتصاب كردند شوراي عمومي كارگران, رأي به اخراج آنان داد. (براساس مقاله اي كه در نشريه اكونوميست شماره دسامبر 1974 بچاپ رسيد).

8- حضرت عبدالبهاء, كتاب مفاوضات ص 191

9-حضرت عبدالبهاء, "خطابات حضرت عبدالبهاء قسمت دوّم" لجنه ملّي نشر آثار امري آلمان, ص 125.

10- نشريه اكونوميست مورخ 25 دسامبر 1976 و 17 آپريل 1982

11- حضرت بهاءالله, كتاب "بهاءالله و عصر جديد", چاپ برزيل, ص 162

12- حضرت عبدالبهاء , كتاب " بهاء الله و عصر جديد" ص 159

13-حضرت بهاءالله, لوح اشراقات, " مجموعه اي از الواح جمال اقدس ابهي" لجنه ملّي نشر آثار آلمان ص 75

14- حضرت بهاءالله , لوح بشارات "مجموعه اي ازالواح" ص 14

15-اطلس بانك جهاني در باره توليد ناخالص ملّي و ميزان رشد جمعيّت ارقام ذيل را در مورد درآمد سرانه در سال 1980 ارائه داده است:

كمتر از 360 دلار 32 كشور, جزيره و قلمرو مستقل

از 360 تا 829 دلار 33 كشور, جزيره و قلمرو مستقل

از 830 تا 3539 دلار 48 كشور, جزيره و قلمرو مستقل

از 3540 تا 8269 دلار 24 كشور, جزيره و قلمرو مستقل

از8270 ببالا 27 كشور, جزيره وقلمرو مستقل

جمع كل 164 كشور, جزيره و قلمرو مستقل

اين آمار كشورهاي كمونيستي و چندين جزيره اقيانوس آرام را در بر نمي گيرد.

16- حضرت بهاءالله, "كلمات مكنونه"

17- حضرت عبدالبهاء, "بهاء الله و عصر جديد" ص 159

18- حضرت عبدالبهاء, مجله "نجم باختر" مجلد هشتم شماره 1 مورخ 21 مارچ 1917 صص 4و5

19- بر طبق احكام بهائي, اگر وصيّتنامه موجود نباشد فرزنداناعم از دختر وپسر تقريباً 43 درصد, همسر 15 درصد, والدين 24 درصد, خواهران و برادران 14درصد و معلّم 4 درصد از ماترك رامالك ميشوند.

20- ماليات بر درآمد نسبت بساير مالياتها در كشورهاي مختلف بسيارمتفاوت است مثلاً در سال 1981 گزارش "سازمان كشورهاي توسعه اقتصادي" در زمينه ماليات در مورد 23 كشور عضو نشان ميدهد كه ماليات بر درآمد بعنوان درصدي از مجموع در آمد مالياتي از 12 در صد(يونان) تا 50 درصد (دانمارك) را تشكيل ميدهد.

21- ميگويندكه بعلّت تأكيد بر آموزش و پرورش, در بين بهائيان ايران پيشرفت بيشتري در بر طرف نمودن فقر در طي چند نسل ديده ميشود تا در بين ساير گروهها در اين كشور.

22- مجموعه خطابات حضرت عبدالبهاء, قسمت اوّل ص 95

23- در حال حاضر (دهه 1980) در حدود 60 در صد از جمعيت كشورهاي در حال توسعه در زمينه كشاورزي فعّاليّت دارند. اين ميزان در كشورهاي صنعتي بسيار كمتر است و در آمريكا به 3 درصد ميرسد.

24- كتاب " بهاءالله وعصر جديد" صص 118 و 119

25- "هزينه هاي نظامي جهان و نقل و انتقال تسليحات 1975 –1966"

26- جورج برنارد شاو ميگويد كه لامپ چراغ برق عمداً طوري ساخته شده كه دوام كمتر داشته باشد فقط بخاطر آنكه تقاضاي بيشتري براي آن باشد و در نتيجه سود بيشتري براي كارخانه دار داشته باشد, در صورتيكه از نظر فني و اقتصادي امكان داشت كه غير ازاين باشد. اكنون كه 7. سال ازآن تاريخ ميگذرد تغيير زيادي در اين وضع حاصل نشده است .

27- به كتاب AFFLUENT SOCIETY نوشته جان كنت گالبرايت مراجعه شود.


بازگشت به “دست آورد ها و تعالیم”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان