تعایم و آموزه های دیانت بهائی

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » یک شنبه 12 شهریور 1385, 5:54 pm

جناب اسپرینگ از تغییر لحن جناب عالی تشکر می کنم. فلاسفه می گویند: ادل دلیل در اثبات چیزی وقوع آن است. از شما خواهش می کنم یک باز تاریخ معاصر فلسطین را بخوانید و به دریافت لقب sir و نشان پهلوانی knighthood که جناب عبدالبهاء افتخار دریافت آن را از دولت انگلیس به خاطر خدمات شایان و شایسته ی ایشان به آن کشور، دریافت کرده است، بذل توجه بفرمایید و به دعای خالصانه و سوزناک حضرت عبدالبهاء که: بار الها سراپرده‎ ‎ی عدالت در اين سرزمين برپا شده است و من تو را شكر و سپاس مي گويم ... پروردگارا امپراتور بزرگ ژرژ پنجم پادشاه انگلستان را به توفيقات رحمانيت ‏مويد بدار و سايه‎ ‎ی بلند پایه‎ ‎ی او را بر اين اقليم جليل ( فلسطين ) پايدار ساز. نگاهی از روی خرد بیفکنید و به نقش اساسی انگلیس در تشکیل کشور اسرائیل منصفانه بنگرید تا بیابید آن چه را که در پی آن اید. در ضمن داستان دجال و خرش را هم مجبورم یک بار دیگر به یادتان بیاورم. آدرس مطالب را قبلا گفته ام. شما هم می دانید کجاست، ولی: من عشق شیئا امرض قلبه و اعمی بصره. فهو ینظر بعین غیر صحیحة و یسمع بأُذن غیر سمیعة.

Bahai
پست: 40
تاریخ عضویت: یک شنبه 29 مرداد 1385, 7:33 am
تماس:

پستتوسط Bahai » یک شنبه 12 شهریور 1385, 8:31 pm

جناب آقای صادق عزیز
سلام و کلام پر مهر شما را بنده با جان و دل پذیرایم
بله منظور از علم تمامی علوم است و تمامی علوم نسبی هستند. علم از عقل انسان نشأت می گیرند یعنی این علمی که ما از سخن می گوئیم مختص به وجود انسانی است که بستر آن عقل ممیز انسان است و با توجه به اینکه عقل هدیه خداوند به اشرف مخلوقات است نمی تواند در تضاد و تناقض با دین(فطری) انسان باشد.
همانطوری که فرمودید هر نظریه یا روش علمی که زمانی مسلم بوده می تواند در آینده نقض شود. در مورد دین آن دسته و تعالیمی که جنبه این جهانی دارند و به معاملات و روابط انسان مربوط می شوند در ظهورات جدید الهی تغییر می کنند ولی اصول روحانی و معنوی ادیان تکرار می شود مثلا اصل معاد، اصل امانت و صداقت همیشه ثابت هستند.
در مورد تناقضات عملی همانطور که عرض کردم هیچ نظریه علمی نمی تواند به طور مطلق کل پدیده را توجیه کند چون علم بشر نسبی است نه مطلق. و چون عقل انسان از خداوند نشات می گیرید و به صورت نسبی در این جهان نسبی بروز می کند در گذر زمان تناقضات و بهبود و پیشرفت علم مشاهده می شود. در مورد ادیان سماوی که احکام آنها از ذات مطلق الهی نشات می گیرد چگونه است که ما این همه اختلاف و تناقض را در احکام ادیان مختلف می بینیم. مگر همه آنها از ذات الهی نشات نگرفته اند؟ از نظر ما احکام جسمانی ادیان چون به اقتضای زمان و مکان بروز می کند باهم اختلاف دارند ولی اصل و ریشه تمامی ادیان خداوند واحد است. و ریشه نظریه علمی هم عقل انسان است که همیشه و برای تمامی زمانها نمیتواند مطلق ولی با گذر زمان و پیشرفت عقل و دانش بشر بهبود می یابد و کاملتر می شود.
در مورد تجدید ادیان سماوی بنده عرض ننمودم که حتما دوره هر دینی 1000 سال است ولی هر دینی برای خود دوره ای دارد و احکام و اصول اجتماعی آن برای همان مقطع کافی است. در مورد دیانت بهائی و اعتبار 1000 سال آن استناد بنده به آثار دیانت بهائی است. ما معتقدیم دیانت بهائی آخرین دین نیست و بعد از آن دنهای دیگری خواهند آمد ولی دوره دیانت بهائی حد اقل 1000 سال است.
در مورد بیت العدل اعظم همانطور که عرض نمودم یک نهاد جهانی دینی مربوط به دیانت بهائی است نه یک هیات علمی که قوانین علمی وضع کند. و با توجه به استقلال علم و دین و مذهبی بودن این نهاد، احکام تشریعی این نهاد جهانی مربوط به امور جسمانی و قوانین جسمانی در جامعه جهانی بهائی است. همچنین یکی از تعالیم دیانت بهائی لزوم دین است و بنده ادعا ننموده ام که که این نهاد در اصول و احکام کلی دین دخالت می کند و نیاز بشر را به دین مرتفع می کند بلکه در احکام جزئی جسمانی که در آثار الهی دیانت بهائی مطلبی در آن نیست حکم وضع می کند.

هدف از این تعلیم ( هماهنگی علم و دین) این است که که ما علم و دین را در تعرض و مقابله هم استفاده نکنیم بلکه هر انسانی باید هم اخلاق و وجدان و هم اندیشه و علم را در کنار هم داشته باشد و ترجیه یکی بر دیگری به دلیل تفاوت عرصه هر کدام منتج به نتیجه کامل نخواهد شد.

با سپاس فراوان از حسن توجه شما

roozbeh
پست: 49
تاریخ عضویت: جمعه 10 شهریور 1385, 6:32 pm

پستتوسط roozbeh » یک شنبه 12 شهریور 1385, 8:54 pm

به نظر من این آقا یا خانم bahai خیلی پررو تشریف دارند. آقا جان در یحث با جویا جا زدی و الان با کمال وقاحت داری بحث دیگری را با اقا صادق دنبال می کنی. همه ی بهایی ها این قدر وقیح و پررو هستند یا این ویژگی مال توست؟ تازه اگر بهائیت گفته باشد که عمرش پانصد هزار سال است، چه خواهی گفت؟ از آقا صادق خواهش می کنم بخش های دیگر را بخواند تا به وقاحت این بهایی سمج پی ببرد. من که حوصله ام از دست این آدم سر رفته است و از مدیر سایت در خواست می کنم اگر این جناب به این سئوال جواب نداد، دیگر اجازه ندهید در این بحث ها شرکت کند. سئوال این است: اگر بهائیت بر خلاف ادعای تو معتقد باشد که دورانش پانصد هزار سال است، دیگر رویت را کم می کنی یا هم چنان سماجت می ورزی؟

Bahai
پست: 40
تاریخ عضویت: یک شنبه 29 مرداد 1385, 7:33 am
تماس:

پستتوسط Bahai » دو شنبه 13 شهریور 1385, 6:59 pm

روزبه عزیز اگر به نظرات من مراجعه نمای متوجه خواهی شد به دلیل عدم رعایت شئون یک گفتگو سالم وبدون توهین به اعتقادات، بنده از بحث و گفتگو با این دوستان معذورم.

سخن درست مانند شمشیر است و سخن نرم مانند شیر

roozbeh
پست: 49
تاریخ عضویت: جمعه 10 شهریور 1385, 6:32 pm

پستتوسط roozbeh » سه شنبه 14 شهریور 1385, 4:03 am

من وقتی که وارد این سایت شدم، تمام حرق ها را خواندم. واقعا اگر بهائی های دیگر هم مانند تو در عین این که هیچ منطق درستی ندارند، این قدر هم وقیح اند، پس وای به حال بهائیت. آقا جان مگر تو خودت اعتراف نکرده ای که بهاء پیغمبر نیست؟ پس چه کاره ااست؟ مگر گیر نکرده ای و نگفته ای «سری است از اسرار» به تاریخ گفت و گو ها مراجعه کن، مگر این جویای مادر مرده هی اصرار نمی کند که بابا جان بگو که بهاء الله چه کاره است و به چه دلیل؟ داداش چون کم آورده ای البته از ادامه ی بحث معذوری. من راستش از ر وش تو خوشم نیامد و واقعا فهمیدم آدم پررو و قیحی هستی. توهینم هم همین اندازه بود، ولی آن های دیگر که به تو توهینی نکرده اند. خلاصه اگر راست می گویی به همان سئوالهایی که من کرده ام جواب بده. من تا این جا فهمیده ام که بهایی ها کرکری می خوانند، اما دستشان خالی است. در این سایت مشتشان باز و پوچی مرامشان معلوم می شود.

Sardabir
فعّال
پست: 454
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » سه شنبه 14 شهریور 1385, 8:19 am

جناب روزبه

به عنوان سردبیر خواهش می کنم ادبیات خود را عوض نموده از الفاظ مودبانه استفاده

فرمائید. امتیاز این سایت به اتخاذ روشی است در شیوه نقد علمی بهائیت که در میان

خود بهائیان هم بی نظیر است.از تندی وعصبانیت هم بپرهیزید .

bahai هم میدان را خالی نکند که نمی کند چون بهتر از اینجا ،جایی را برای گفتگوی

مستقیم وتحقیقی نمی یابد.

ضمنا از دوست بهایی می خواهم تکلیف بحث در تاپیک توحید در انجمن دستاوردها و

تعالیم روشن نمایند. بنده در آنجا برایتان یادداشی گذاشته ام.متشکرم.

افراشته
پست: 15
تاریخ عضویت: یک شنبه 22 مرداد 1385, 9:12 pm

پستتوسط افراشته » سه شنبه 14 شهریور 1385, 10:41 pm

آقای روزبه مطمئن باش که همه بهائیان اینجور نیستند اگرچه در میان آنان افراد متعصب و یا پرخاشگر هم وجود دارد . بهتر است بجای انگ زدن , به یک بحث منطقی و دور از جنجال و هیاهو رو بیاوریم . حق یارتان باد

jooya
فعّال
پست: 251
تاریخ عضویت: سه شنبه 31 مرداد 1385, 11:27 am

پستتوسط jooya » سه شنبه 14 شهریور 1385, 10:57 pm

البته از آن جا که این سایت یک سایت وزین و محترم است، من هم روش روزبه را نمی پسندم، ولی از آن سو هم خدمت سردبیر عرض می کنم: اگر این آقا یا خانمbahai نمی خواهد و یا نمی تواند به مطالب مطرح شده پاسخ دهد و همان طور که خود ایشان گفته است از ادامه ی بحث معذور است، به ایشان بفرمایید افاضاتشان را در همان سایت های بهایی قرار دهند و از نقل بیانات ایشان تا زمانی که حاضر به گفت و گو نیست، خودداری فرمایید. خلاصه اگر جواب نمی دهند، ایشان را حذف کنید.

sadegh
پست: 5
تاریخ عضویت: چهار شنبه 8 شهریور 1385, 10:58 pm

پستتوسط sadegh » سه شنبه 21 شهریور 1385, 4:50 am

جناب آقا یا سرکار خانم بهایی
سلام و احترام مرا پذیرا باشید
یکم: فرمودید مقصود شما تمامی علوم است. اساسا آن چه از عقل آدمی نشات می گیرد. پس حتی پای فلسفه را هم به میان کشیده اید. خوب حالا شما اقتصاد را فرض کن. اگر آیین بهایی با همه علوم از جمله اقتصاد در هماهنگی است، کدام نظریات اقتصادی موید این هماهنگی است؟ بهاییت با نظرات اقتصاد سوسیالیستی هماهنگ است یا اقتصاد لیبرالیستی؟ نمی شود که با هر دو این نظریات هماهنگ باشد. همین طور است در علوم سیاسی. بهاییت با کدام یک از نحله های مختلف نظریات سیاسی هماهنگ است. در نظریات کلاسیک با هابز هماهنگ است یا لاک؟ با هر دو این ها که نمی شود هماهنگ بود. همه این ها هم علمی است.
در فلسفه که تضاد و تعارض و دعوا چشم گیر تر است. واقعا بهاییت با کدام نحله فلسفی هماهنگ است؟ نمی شود که هم با کانت هماهنگ بود هم با هیوم هم با شوپنهاور و هم ملاصدرای شیرازی.
دوم: می بینید به کار بردن کلمات و عبارات راحت است. هر چه کلی تر باشد و انتزاعی تر راحت تر. اما با دقت سوال از پی سوال می آید.
عبارت هماهنگی علم و دین هم از همین عبارات کلی است.
سوم: جناب آقا یا سرکار خانم بهایی
قبلا هم عرض کردم انسان با علم جهان را تبیین می کند. بنابر این شکل گزاره های علمی شکل گزاره های خبری است. در زبان علم ما با "است" سر و کار داریم. اما در زبان دین با " باید".
بله به شرایط زمان معقول است که احکام دینی یا " باید" ها متغیر باشد. چندان که در همه نظام های حقوقی عالم، قوانین زمان جنگ و صلح و حتی تابستان و زمستان فرق می کند. پس تفاوت و تعارض احکام از یک ذات واحد معقول است. اما تفاوت "تبیین" ها از یک ذات واحد غیر قابل قبول است. می بینید برادر عزیز یا خواهر گرامی. شما همه چیز را با هم قاطی می کنید. شکل " باید" و امری گزاره های دینی را با "است" های گزاره های علمی. همه این مشکلات در سایه کلی گرایی پیدا می شود.
چهارم: خوب ما هم حکمت این 1000 سال را پرسیدیم. می دانید این هزار سال با هیچ تحلیل علمی از تاریخ ادیان هماهنگ نمی شود.
پنجم: کاش مثالی از این احکام "جسمانی" می فرمودید. چون نمی دانم که احکام جسمانی چیست و احکام غیر جسمانی چه تفاوتی با احکام جسمانی دارند.
اما سوال این است که این احکام جسمانی یا دینی است یا غیر دینی. وقتی حکمی یا قانونی در مشورت چند آدم منتخب وضع می شود، غیر دینی است. چون از جانب خدا نیست. از جانب بشر است. وقتی هم که از جانب بشر است واقعا چه فرقی می کند که در بیت العدل اعظم تدوین شده باشد یا سازمان ملل متحد یا شورای شهر پترزبورگ؟
ششم: پس این شد یک تعلیم اخلاقی که بنا بر فرمایش شما"ما علم و دین را در تعرض و مقابله هم استفاده نکنیم بلکه هر انسانی باید هم اخلاق و وجدان و هم اندیشه و علم را در کنار هم داشته باشد" . این یک توصیه اخلاقی است و از جنس همان باید ها. این "باید" کجا و " هماهنگی علم و دین" کجا که عنوانی عام است برای مطالعات دین پژوهی و علم پژوهی با چندین و چند نحله مختلف و نتیجه مختلف.

Bahai
پست: 40
تاریخ عضویت: یک شنبه 29 مرداد 1385, 7:33 am
تماس:

پستتوسط Bahai » دو شنبه 27 شهریور 1385, 12:46 pm

با عرض ادب و احترام خدمت روزیه عزیز

همانطوری که عرض نمودم دیانت بهائی یک سیستم علمی نیست که آن را با سیستم های علمی مقایسه نمود.
اما به عنوان یک سیستم که راه کار ارائه می دهد در مورد اقتصاد دارای نظرات و راه کارهایی است که نمی توان آن را کاملا با سیستمهای اقتصادی کنونی یکسان دانست. و در مورد سیاست، سیاستی مورد قبول دیانت بهائی است که حافظ منافع کل نوع بشر باشد نه گروه یا حزب خاص.
هر دینی دارای احکام باید ها و نبایدهای شخصی است و همچنین تعالیم اجتماعی. و تعلیم هماهنگی علم و دین از جمله تعالیم اجتماعی دیانت بهائی است و همانطور که عرض نمودن حاصل این اصل است که دین و عقل آدمی که از یک ذات واحد الهی نشات می گیرند اصولا نباید باهم در تضاد باشند.

همانطوری که عرض نمودم عرصه علم و دین تفاوت است تبیین پدیدهای جهان کار علم است و تاسیس اخلاق کار دین. نباید تصور کرد که منظور از همآهنگی علم و دین یکی بودن آنها و یکی بودن عرصه و دخالت آنها در عرصه یکدیگر است. این دو در عین تفاوت ولی باهم هماهنگند و هر دو به موازات هم باید بشریت را به سعادت حقیقی برسانند.

احکام جسمانی شامل تمامی احکامی است که به روابط انسانی در این جهان مربوط می شود. مانند احکام احوال شخصی ارث ازداوج احکام معاملات و ... . و احکام روحانی احکامی که با روح و ارتباط آن با خدا مربوط است نماز دعا نیایش امانت راستی ... که بخش روحانی ادیان هیچگاه تغییر نمی کند بلکه در ظهورات الهی تکررا می شود.

دوست عزیز بیت العدل اعظم الهی یک نهاد دینی مربوط به دیانت بهائی است و نه یک نهاد علمی. و مشروعیت آن برای بهائیان به دلیل بیانات شارع دیانت بهایی حضرت بهاءالله در مورد آن است و احکامی که بیت العدل با مشورت وضع می کند برای بهائیان شمول دارد و انتظاری نیست که برای یک فرد غیر بهائی که آنها را رعایت کند. یعنی کسی که حضرت بهاءالله را به عنوان مظهر الهی این عصر قبول دارد و بهائی است به دلیل مشروعیت بیت العدل اعظم ( با توجه به بیانات حضرت بهاءالله ) از آن پیروی می کند. و در مقام مقایسه این نهاد به جای اجتهاد شخصی به وسیله علمای ادیان گذشته به صورت مشورتی( گروهی که منتخب جامعه اند) به تشریع قوانین غیر موجود در آثار الهی می پردازد.

با تشکر

Bahai
پست: 40
تاریخ عضویت: یک شنبه 29 مرداد 1385, 7:33 am
تماس:

پستتوسط Bahai » دو شنبه 27 شهریور 1385, 12:48 pm

اصلاحیه:
مخاطب نظر قبل بنده صادق عزیز می باشد.
بدیوسیله اصلاح می شود.

Yaaqub
پست: 14
تاریخ عضویت: یک شنبه 12 شهریور 1385, 8:09 pm

پستتوسط Yaaqub » دو شنبه 27 شهریور 1385, 8:59 pm

بالاخره امشب فرصتی پیدا کردم تا به مباحث شیرین وتلخ این سایت جالب سری بزنم . از آنجا که بنده علاقمند به مطالعه تاریخ ادیان هستم بالتبع آیین بهائیت نیز مورد مطالعه بنده می باشد.لذا کلیه استدلالات این دوستان بهائی و غیر بهائی را مطالعه کردم .
آقای بهائی در تاریخ 2/6/85 در پاسخ به جویا مدعی شدند که حضرت محمد ختم نبوت و رسالت هستند ولی بهالله مظهر ظهور ؟ هستند .
اولا میخواستم بدانم که آیا نظر بهائیت هم همین است ؟
ثانیا با این ادعا دین بابیت هم مشروعیت خود را از دست میدهد .
ثالثا بنده منظور از "مظهر ظهور "را نفهمیدم .
بعد از مدتی آقا یا خانم اسپرینگ که خود را بهائی معرفی کرده است در تاریخ 6/6/85در مقام تفسیر آیات قرآن بر آمده و برخلاف عقاید دوست" بهائی "خود مدعی است که حضرت محمد خاتم انبیا نبوده اند .این دو ادعای متناقض بنده را هم گیج کرده است .
از طرف دیگر ایشان کلمه " خاتم " را به معنی "نگین انگشتر " تعبیر کرده اند . بنده برای اطمینان به کتب لغت عربی مراجعه و همه جا با معنی آخر - تمام - پایان - انتها - سرآمد -
نهایت و ...روبرو شدم .بنا براین این آیه از قرآن با صراحت به خاتم و پایان بودن نبوت حضرت محمد دلالت دارد و همین دلیل همه کسانی که بعد ار رحلت پیامبر ادعای پیامبری کردند کارشان رونق نگرفت و تکذیب شدند .
در هر حال من میان دو ادعای متناقض از دو نفر بهائی که شجاعت حضور در این سایت را پیدا کرده اند حیران مانده ام و کماکان منتظر درک مقام واقعی جناب بهالله هستم .

افراشته
پست: 15
تاریخ عضویت: یک شنبه 22 مرداد 1385, 9:12 pm

پستتوسط افراشته » سه شنبه 28 شهریور 1385, 8:37 pm

با درود به گرامی دانشجوی ژرف اندیش آقای یعقوب
از اینکه بادقت و حوصله مباحث را جمع بندی میکنی خوشحالم . بنده هم در این مورد با تو هم عقیده هستم که از موضوعات اصلی هر تالار گفتگو خارج نشویم چون بنده با هرگونه مناقشه و مجادله مخالف هستم .از آنج که من در خارج از ایران زندگی میکنم و به کتابهای امری دسترسی ندارم لذا امکان مشاهده و مطالعه این صفحات را ندارم چون باور آنها برایم برایم مشکل است برای اینکه معتقدم که تناقض و تضاد در دین بهائی جایگاهی ندارد .
اگر برای سردبیر و دوستان وی امکان پذیر است این مدارک را به آدرس ایمیل بنده که نزدتان محفظ است ارسال دارید .
البته بنده در مورد مظهر ظهور از چند نفر از دوستان سوال کردم ولی به یک پاسخ یکسان نرسیدم .ولی از کودکی به ماتعلیم دادهاند که حضرت بهالله مبدع و موسس دین جدیدی بعد از اسلام هستند یعنی اینکه همان مقام انبیا گذشته را ایشان هم دارند .
در مورد آن آیه خاتمیت هم چون ما بهائیان حق تفسیر و تاویل نداریم لذا مایل هستم بدانم در کتابهای اصلی خود ما در این مورد چه گفته شده است .؟

sadegh
پست: 5
تاریخ عضویت: چهار شنبه 8 شهریور 1385, 10:58 pm

پستتوسط sadegh » یک شنبه 2 مهر 1385, 10:35 am

جناب آقا یا سرکار خانم بهایی
با سلام و احترام مجدد
تصور می کنم شما با مبانی منازعات و مباحثی که ذیل عنوان علم و دین در بین دین پژوهان و علم پژوهان در گرفته و هم چنان نیز ادامه دارد چندان آشنا نباشید.
هر یک از متفکرین در باب رویارویی دین و علم که البته مراد علم جدید است، توجهات و تفکراتی داشته اند. تصور من بر این است که مطالعه این آثار و یا لااقل آشنایی نسبی با آن ها برای کسی که سر دفاع از عنوان "هماهنگی علم و دین " دارد، اگر لازم نباشد لا اقل راه گشاست.
حالا شما از عنوان " سیستم " هم برای دین و هم برای علم استفاده کرده اید.
نمی دانم آیا به مبانی نظریه سیستم ها آشنایید یا نه؟ استفاده راحت و آسان از این واژه بیان گر آن است که بی توجه به بار خاص معنایی این واژه از آن استفاده می کنید. حال آن که در گفتگویی که عنوان "پژوهشی " را بالای سر دارد، استفاده از چنین واژه هایی دقت و احتیاط می طلبد.
هم چنان نمی فهمم که بالاخره مراد از آموزه بودن دین و علم چیست؟ این که این دو ربطی به هم ندارند؟(به قول شما دو سیستم جداگانه اند؟). یا این که چون هر دو ناشی از یک ذات واحدند واجد ناهماهنگی نیستند؟ همه موحدین خداوند را خالق واحد همه عالم می دانند. آیا این دلیل می شود که همه چیز در عالم هماهنگند. هم چنان که پیش از این گفتم گویا شما چندان دقتی در این مباحث ندارید. و هم چنان علی رغم اصرار من به عناوین کلی و بحث های کلی می پردازید. کاش می توانستم با شخصی آشناتر از شما وارد این گفتگو می شدم و این گفتگو را با او ادامه می دادم.
حالا که اقتصاد را هم در ذیل عنوان علم آورده اید و فرمده اید که آیین بهایی هم نظراتی در این باب دارد که با بحث های علم اقتصاد هماهنگ نیست، چگونه باز می خواهید هماهنگی پیدا کنید. من نمی فهمم مقصود شما از "راهکار" چیست؟
این راهکار اقتصادی دیانت بهایی چیست؟
آیا نظریه است یا رهنمون؟ یا یاک سری گزاره های علمی؟ جناب بهایی ! من مشتاق دقت هستم. نه عبارات کلی.
حالا اگر این راه کارهای اقتصادی اتفاقا با راهکارهای بر آمده از علم اقتصاد و نظریات اقتصاد دانان تعارض داشت که به فرموده خود شما دارد تکلیف چیست؟
چه طور این همه نظریات اقتصاد با دیانت هماهنگ می شود؟
درباب سیاست هم دقیق نبودید. من از علوم سیاسی سخن گفتم و نظریات عالمان سیاست. و نه سیاست حافظ منافع همه.

در باب احکام باید بگویم جناب بهایی! هر حکمی یا از جانب خدا آمده(ادعای همه پیامبران) یا انسان ها با هر شیوه و شکلی آن ها را بوجود مب آورند. فرق نمی کند که انسان ها که باشند. حکمی که انسان ها می دهند انسانی است و نه دینی. همین احکامی که به روابط آدم ها ربط دارد و من نمی دانم چرا شما آن ها را جسمانی می گویید( چون روابط انسان ها قاعدتا با همسرشان جسمانی است) همین احکام امروز در مجالس ملی و یا سازمان های بین المللی تصویب می شوند. هیچ کدام هم مقدسشان نمی کنند . چون تغییر می کنند.
جناب بهایی!
احکامی که انسان ها وضع می کنند قدسی نیست چون انسانی است و واجد تمام آن چه به انسان مربوط است. این احکام دینی نیست.
سوال؟ مشروعیت این احکام بسته به نهاد بیت العدل است یا آدم هایی که آن ها را وضع می کنند؟ این سوال دقیقی است. خواهش می کنم دقت بفرمایید. مشروعیت به کدام است؟ نهاد؟ یا انسان های عضو در آن نهاد؟
با تشکر و احترام مجدد


بازگشت به “دست آورد ها و تعالیم”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان